نخست

اگر قادر به دریافت نسخه چاپ شده ی این کتاب نیستید شما می توانید کتاب رنج های مقدس را به
تسلیم طلبی در قلمرو مبارزه و بقاء . . . انسان خود آگاهی است. او از خویشتن و از واقعیت
آنچه در سلول‌های مرگ آفرینِ ریاست‌های چندین‌گانه خاد، ریاستِ امور تحقیق، زندان پلچرخی و در زندانهای ولایات بر اولادِ وطن
کشور عزیز ما و مردم زحمتکش و ستمدیدۀ آن بیش از سه و نیم دهه است در محراق مناقشات و
وقتی داخ ل صن ف درسی شدم شاگردانم به رس م معمول به پا خاستند. شتابناک همه را از نظر
به یاد برادر گمشده وبی مزارم هرشب ستاره ای به زمین میکشند و باز – این آسمان غمزده غرق ستاره
زنان برای دفاع از خود در کوچه های کوبانی چراغ تفنگها را افروختند اسارت و کنیزی را با سرانگشتان خود
والدینم پنج فرزند به دنیا آوردند: سه پسر و دو دختر. من فرزند بزرگ خانواده بودم. ازنسبتا آرامی داشتیم. از
هنوز کودتای بیست و شش سرطان ۲۵۳۱ خورشیدی که جمهوری سرداری را به صحنه مبار ز دلیری بنام عبدهللا )حفیظ
سرباز مرا به شعبۀ استخبارات )خاد( زندان ب رد. وقتی داخ ل دفتر شدم آم ر شعبه از جا بلند
افغانستان را قلمرو استبداد نامیده اند ؛ استبدا د چندین الیه ای که در تار و پو د جامعۀ ما
سی و چهارمین سالگرد شهادت عبدالمجید کلکانی بنیانگذار و رهبر "ساما" و جبهۀ متحد ملی افغانستان در هفتم جون 4102