مـقالات

چریکِ وادی رگبار

ِ عصر روز ھای پنجشنبه و جمعه ھا ، با بچه ھای ھم

سن و سال مان ِ در پارک ِ شھر ِ نو کابل گرد می آمديم ِ . اين گرد ھم آيی ھا فرصت خوبی بود برای ديد

و باز ديد دوستان و رو آوردن به سرگرمی ھای سالم. ع,وه بر جوانان ، بزرگ سا-ن ھم در پارک

تجمع می کردند. سرگرمی مورد ع,قه اينھا شمشير بازی بود. شمشير باز ھا پس از گرفتن دعای

خير و بوسيدن دست استاد ، وارد ميدان می شدند و ِ با حرکات جالب و خيز و جست ھای ماھران ه

نقش رستم و سھراب و ديگر پھلوانان را اداء می کردند . پيوست با آن ، صدای کف زدن ھای پيھم

قطعات

. سربازان تماشاچيان فضا را پُ ر می کرد. در گوش ۀ ديگر پارک کشتی گيران حلقه می زدند

شانزده سال بيش نداشتم.