<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>sroshangar &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/tag/sroshangar/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Jun 2009 00:25:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>رزم مجید پیروز و شکوهمند باد</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/2009-06-01-00-19-08/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 00:25:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[صفحه ویژه مجید]]></category>
		<category><![CDATA[sroshangar]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2009-06-01-00-19-08/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; رزم مجید پیروز و شکوهمند باد درسحرگــاهِ  شبِ   ديجور بــاز      ميسرايم قصه ای با سوز و ساز قصه ای   ازناله و   غوغای  من       بر ز مين  بشكستن  مينا ی  من سرگذشتِ   رزم    وسودای  مجيد      كز شما ل كشو رم  آمد    پد يد سالها   در   ظلمتِ    کام    نهنگ       در نفیر و خشم بُد همچون  پلنگگاه  مرهم   بر دل  ریشی   زده       راه  بر  اغیار   بد   کیشی   زده کوه  و صحرای   وطن  مأوای   او       ژنده    پوشان   وطن    لیلای    اوروستائی  زاد گان   پُر    مِحَن         روشنائی  زاد گــان  شعله  زن             . . . . . . . .                            . . . . . . . . . . اين قسمتی از سرودۀ زيبای شهيد عبدالقیوم رهبر به نام منبع خورشيد است كه در چهارمين سالگرد شهادت برادر قهرمانش (شهيد مجيد) اهداء نموده است. رهبر درين سروده مجید را مبارزی معرفی میکند که درکام نهنگ استبداد میرزمید  و راه را بربیگانگان متجاوزمی بست. یعنی علیه استبداد و تجاوز مبارزه میکرد و درین مبارزه دهقانان زحمتکش و ژنده پوشان وطنش را همراه وهمدم خود میدانست. رهبر درهمین شعرش به ما میگوید که مجيد با داشتن چنین پایگاه اجتماعی درمقابل دشمن  ايستادگی میکرد و در برابر موج طوفانزای بيعدالتی، ظلم، استثمار و استبداد بي پايان قدرتهای حاكمۀ وقت و متجاوزين می ایستاد. همچنين رهبر، عشق بزرگ مجيد به ميهن وهم ميهنان بينوا وژنده پوشش، گام های بلند واستوار او را به سوی روشنائی وبلندای افكار، بينش مترقی وانقلابی و زندگی افسانوی اش را به بحث ميگيرد و راهش را پر رهرو خواسته و خودش هم درفش مبارزۀ برحق مجيد قهرمان را شجاعانه بردوش كشيده و درين راه  جانش را نثار ميكند.       بلي! باچنین موقفی است که سرگذشت رزم وحماسه های مجيد قهرمان ازميان تاكستانهای پربار شمالی واز كوهپايه های پرغرورآن تا دور ترين نقاط کشور طنين انداز بوده و پشت دشمنان و متجاوزين به سرزمين تسلط ناپذير مانرا به لرزه درآورده است.     شهيد مجيد كه جانش را بخاطر آرمان والايش يعنی رسيدن به آزادی ملی،  دموكراسی وعدالت اجتماعی ودر نهايت نابودی استثمار انسان از انسان فدا كرد، يكی ازآن قهرمانان پرآوازه و خوشنام وطن است كه حماسۀ رزم و مقاومت او و يارانش در دفتر زمان با خط زرين ثبت شده است و تاريخ كشور ما نظيرش را كم دارد. يكی ديگر ازپیشکسوتان جنبش آزادیبخش کشور در مورد مجيد چنين مينويسد: “ شهيد مجيد درتمام زندگی مبارزاتی اش نه تنها تن به ظلم وستم طبقات حاكمۀ وقت نداد، كه به شيوه های پسنديدۀ خودش عليه آن رزميد. زمانيكه كشورش مورد تجاوز اجنبی قرار گرفت، ديگر هيچگونه اگر و مگری را نپذيرفت ومعتقد بود كه تجاوز به سرزمين تجاوز به سرنوشت، تجاوز به ارزشهای ميهن وهم ميهن ما اگر ومگر ندارد، تحت هر نامی وازجانب هركسی كه صورت بگيرد مردود است و بايد عليه آن رزميد. شهيد مجيد معتقد بود كه هرمتجاوزی برای توجيه تجاوزش به نيرنگها وشعارهای فريبگری متوسل ميشود تا از شدت تقابل ملت مورد تجاوز در روياروئی باخود بكاهد. به گواهی تاريخ متجاوزين متعدد گاهی به نام دين، گاهی به نام تمدن و دموكراسی وگاهی به نام سوسياليسم بر خلق ها وكشورهای مختلف تجاوزكرده وهستی شانرا به غارت برده اند. لذا تجاوز تحت هرنام وشعاری كه صورت بگيرد تجاوز است ومبارزه عليه آن برحق وضروری. با چنين اعتقاد راسخی بود كه شهيد مجيد و يارانش از گوشه و كنار وطن سرفرازانه به ميدان شتافتند، درمقابل متجاوز رزميدند و با طرح شعار افتخار آفرين “يامرگ يا آزادی” به هرگونه تسليم طلبی مُهر بطلان زدند كه داستان رزم شان نه تنها سند افتخار آن مقطع تاريخ بلكه خط رهنمود عمل در برابر هرگونه تجاوز وپايۀ غرور نسلهای بعدی نيز است.” (امپریالیسم ازدیدگاه مجید ، نوشتۀ ش. آهنگر).    واما با كمال تاسف می بينيم كه هنوزهم ملت و كشورما زير سيطرۀ تجاوز و اشغال همه جانبه بسر ميبرد و برای تحقق آرمانهای مجيد و يارانش كه دفع سيطرۀ تجاوز واشغال و رفع ستم ميباشد، راه طولانی درپيش است.    امروزدرافغانستان با وجود حضورچشمگیرنيروهای اشغالگرزیر نام به اصطلاح  تأمين امنيت، مبارزۀ پیگیر با تروريسم وتلاش بر نابودی كشت ترياك!!  نا امنی در سرتاسر کشور بیداد میکند، تروريستان از همۀ قماش با عملیات انتحاری وبمبگذاری های متعدد روزانه جان دهها وصدها انسان هموطن ما را میگیرند. بیکاری، فقر، اعتیاد، درد و رنج ، بی سرپناهی وهزاران مصیبت دیگر در شهر و روستای ما  به اوج خود رسیده است، كشت و برداشت ترياك ومركبات آن روزافزون گردیده، مكاتب سوختانده ميشود، آدم ربائی به خصوص زن و دخترربائی تجاوز به مال وناموس و&#8230; شمارش ازحد بيرون بوده واین تراژیدی غمبار برملت ما همچنان روز تا روز فزونی گرفته وبر شانه های خسته و دردمند مردمان آن سنگینی میکند. اشغالگران حقوق انسان را در زندانهای مخوف وغیر انسانی شان با عملکردهای وحشیانه دربگرام، قندهار وجاهاي ديگر پايمال ميكنند. نیروهای اشغالگر ومتجاوزین بر خانه وکاشانۀ مردم در شهرها و روستاهای مختلف به بهانۀ مبارزه علیه تروریسم ودست گیری نیروهای طالب و القاعده بیرحمانه حمله میکنند وهمه روزه ده ها وصدها انسان بیگناه ومظلوم این دیار را به خاک وخون میکشند. وهرگاه اعتراض نهادهای حقوق بشرخود شان هم برآمد از مردم بیگناهی که عزیزان شانرا از دست داده اند گویا معذرت میخواهند ومقداری ناچیزپول به خانواده های كشته شده گان وعده می دهند. که اين تأسف و پول نه تنها عزيزان كشته شده را دوباره زنده نميسازد بلكه توهينی است به آن خانواده ای داغ ديده وملت رنج کشیدۀ افغانستان. اينها همه خاك به چشم مردم زدن و بی اهميت دانستن حيات انسانهای بيگناه و بيدفاع اين سرزمين است وهمچنان درسی است به كليه كسانيكه به غلط گمان ميبرند اشغالگر و استعمارگرميتواند درخدمت كشوراشغال شده ومستعمره قرارگيرد وبه آن دموكراسی آورده و حقوق بشر را درآنجا مراعات نمايد و يا آن كشور را بازسازی كند.    درسرتاسر نوشته ها و رهنمودهای مجيد و يارانش پرده از روی اين ترفند ها برداشته شده وعمق وماهيت امپرياليسم، استعمار واشغال توضيح و ازخطرات  آن هشدارداده شده است. و امروز ما عملاً شاهد تحقق اين برداشت های داهيانۀ مجيد ويارانش هستيم. علاوتاً آنچنانكه در فوق گفتيم مجيد و يارانش راه نجات از تسلط استعمار واستثمار را فقط و فقط در مبارزۀ نجاتبخش سالم وسازمان یافته به رهبری وهدایت اندیشه و گرایش مترقی تشخيص كرده وآنرا به ما توصيه كرده اند وخود نيز درين راه نمونۀ عمل و فداكاری بوده اند.     يكي از ويژگی های ديگر مجيد مقاومت و تسليم ناپذيري اش در چنگال دشمن بود كه باغرور و سربلندی از آرمانهايش دفاع كرد و هرگز سرتسليم به دشمن فرود نياورد و در زير فشار و شكنجه هم به قول شهيد سرمد گفت: عقاب زخمی ام وميتوانی ام كشتن                                                    مگر محال بود لحظه ای كنی رامم دشمن او را تهديد به مرگ كرد و در اِزای تسليم برايش وعده وعيدهای رنگارنگ داد ولی او در پاسخ گفت: توئی كه پشت تو ميلرزد از تصور مرگ                                                   منم كه زندگی ديگراست اعدامم   وبه اين ترتيب دشمن زبون به تاريخ هژدهم جوزای سال ۱۳۵۹ش  وی را  به پوليگون اعدام سپرد. ولی مجيد با اعدامش به عنوان يك قهرمان اسطوره ای پا برهنه گان کشورش در ذهن وخاطرات مردم خود زندگی جاودانه ای را آغاز كرد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. س. روشنگر  25.05.09                   ]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#ff0000">رزم مجید پیروز و شکوهمند باد</font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#000080">درسحرگــاهِ  شبِ   ديجور بــاز      ميسرايم قصه ای با سوز و ساز <br />قصه ای   ازناله و   غوغای  من       بر ز مين  بشكستن  مينا ی  من <br />سرگذشتِ   رزم    وسودای  مجيد      كز شما ل كشو رم  آمد    پد يد <br />سالها   در   ظلمتِ    کام    نهنگ       در نفیر و خشم بُد همچون  پلنگ<br />گاه  مرهم   بر دل  ریشی   زده       راه  بر  اغیار   بد   کیشی   زده <br />کوه  و صحرای   وطن  مأوای   او       ژنده    پوشان   وطن    لیلای    او<br />روستائی  زاد گان   پُر    مِحَن         روشنائی  زاد گــان  شعله  زن <br />            . . . . . . . .                            . . . . . . . . . .</font></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">اين قسمتی از سرودۀ زيبای شهيد عبدالقیوم رهبر به نام منبع خورشيد است كه در چهارمين سالگرد شهادت برادر قهرمانش (شهيد مجيد) اهداء نموده است. رهبر درين سروده مجید را مبارزی معرفی میکند که درکام نهنگ استبداد میرزمید  و راه را بربیگانگان متجاوزمی بست. یعنی علیه استبداد و تجاوز مبارزه میکرد و درین مبارزه دهقانان زحمتکش و ژنده پوشان وطنش را همراه وهمدم خود میدانست. رهبر درهمین شعرش به ما میگوید که مجيد با داشتن چنین پایگاه اجتماعی درمقابل دشمن  ايستادگی میکرد و در برابر موج طوفانزای بيعدالتی، ظلم، استثمار و استبداد بي پايان قدرتهای حاكمۀ وقت و متجاوزين می ایستاد. همچنين رهبر، عشق بزرگ مجيد به ميهن وهم ميهنان بينوا وژنده پوشش، گام های بلند واستوار او را به سوی روشنائی وبلندای افكار، بينش مترقی وانقلابی و زندگی افسانوی اش را به بحث ميگيرد و راهش را پر رهرو خواسته و خودش هم درفش مبارزۀ برحق مجيد قهرمان را شجاعانه بردوش كشيده و درين راه  جانش را نثار ميكند.     <br />  بلي! باچنین موقفی است که سرگذشت رزم وحماسه های مجيد قهرمان ازميان تاكستانهای پربار شمالی واز كوهپايه های پرغرورآن تا دور ترين نقاط کشور طنين انداز بوده و پشت دشمنان و متجاوزين به سرزمين تسلط ناپذير مانرا به لرزه درآورده است. <br />    شهيد مجيد كه جانش را بخاطر آرمان والايش يعنی رسيدن به آزادی ملی،  دموكراسی وعدالت اجتماعی ودر نهايت نابودی استثمار انسان از انسان فدا كرد، يكی ازآن قهرمانان پرآوازه و خوشنام وطن است كه حماسۀ رزم و مقاومت او و يارانش در دفتر زمان با خط زرين ثبت شده است و تاريخ كشور ما نظيرش را كم دارد. يكی ديگر ازپیشکسوتان جنبش آزادیبخش کشور در مورد مجيد چنين مينويسد: <br />“ شهيد مجيد درتمام زندگی مبارزاتی اش نه تنها تن به ظلم وستم طبقات حاكمۀ وقت نداد، كه به شيوه های پسنديدۀ خودش عليه آن رزميد. زمانيكه كشورش مورد تجاوز اجنبی قرار گرفت، ديگر هيچگونه اگر و مگری را نپذيرفت ومعتقد بود كه تجاوز به سرزمين تجاوز به سرنوشت، تجاوز به ارزشهای ميهن وهم ميهن ما اگر ومگر ندارد، تحت هر نامی وازجانب هركسی كه صورت بگيرد مردود است و بايد عليه آن رزميد. شهيد مجيد معتقد بود كه هرمتجاوزی برای توجيه تجاوزش به نيرنگها وشعارهای فريبگری متوسل ميشود تا از شدت تقابل ملت مورد تجاوز در روياروئی باخود بكاهد. به گواهی تاريخ متجاوزين متعدد گاهی به نام دين، گاهی به نام تمدن و دموكراسی وگاهی به نام سوسياليسم بر خلق ها وكشورهای مختلف تجاوزكرده وهستی شانرا به غارت برده اند. لذا تجاوز تحت هرنام وشعاری كه صورت بگيرد تجاوز است ومبارزه عليه آن برحق وضروری. با چنين اعتقاد راسخی بود كه شهيد مجيد و يارانش از گوشه و كنار وطن سرفرازانه به ميدان شتافتند، درمقابل متجاوز رزميدند و با طرح شعار افتخار آفرين “يامرگ يا آزادی” به هرگونه تسليم طلبی مُهر بطلان زدند كه داستان رزم شان نه تنها سند افتخار آن مقطع تاريخ بلكه خط رهنمود عمل در برابر هرگونه تجاوز وپايۀ غرور نسلهای بعدی نيز است.” (امپریالیسم ازدیدگاه مجید ، نوشتۀ ش. آهنگر).<br />    واما با كمال تاسف می بينيم كه هنوزهم ملت و كشورما زير سيطرۀ تجاوز و اشغال همه جانبه بسر ميبرد و برای تحقق آرمانهای مجيد و يارانش كه دفع سيطرۀ تجاوز واشغال و رفع ستم ميباشد، راه طولانی درپيش است. <br />   امروزدرافغانستان با وجود حضورچشمگیرنيروهای اشغالگرزیر نام به اصطلاح  تأمين امنيت، مبارزۀ پیگیر با تروريسم وتلاش بر نابودی كشت ترياك!!  نا امنی در سرتاسر کشور بیداد میکند، تروريستان از همۀ قماش با عملیات انتحاری وبمبگذاری های متعدد روزانه جان دهها وصدها انسان هموطن ما را میگیرند. بیکاری، فقر، اعتیاد، درد و رنج ، بی سرپناهی وهزاران مصیبت دیگر در شهر و روستای ما  به اوج خود رسیده است، كشت و برداشت ترياك ومركبات آن روزافزون گردیده، مكاتب سوختانده ميشود، آدم ربائی به خصوص زن و دخترربائی تجاوز به مال وناموس و&#8230; شمارش ازحد بيرون بوده واین تراژیدی غمبار برملت ما همچنان روز تا روز فزونی گرفته وبر شانه های خسته و دردمند مردمان آن سنگینی میکند. اشغالگران حقوق انسان را در زندانهای مخوف وغیر انسانی شان با عملکردهای وحشیانه دربگرام، قندهار وجاهاي ديگر پايمال ميكنند. نیروهای اشغالگر ومتجاوزین بر خانه وکاشانۀ مردم در شهرها و روستاهای مختلف به بهانۀ مبارزه علیه تروریسم ودست گیری نیروهای طالب و القاعده بیرحمانه حمله میکنند وهمه روزه ده ها وصدها انسان بیگناه ومظلوم این دیار را به خاک وخون میکشند. وهرگاه اعتراض نهادهای حقوق بشرخود شان هم برآمد از مردم بیگناهی که عزیزان شانرا از دست داده اند گویا معذرت میخواهند ومقداری ناچیزپول به خانواده های كشته شده گان وعده می دهند. که اين تأسف و پول نه تنها عزيزان كشته شده را دوباره زنده نميسازد بلكه توهينی است به آن خانواده ای داغ ديده وملت رنج کشیدۀ افغانستان. اينها همه خاك به چشم مردم زدن و بی اهميت دانستن حيات انسانهای بيگناه و بيدفاع اين سرزمين است وهمچنان درسی است به كليه كسانيكه به غلط گمان ميبرند اشغالگر و استعمارگرميتواند درخدمت كشوراشغال شده ومستعمره قرارگيرد وبه آن دموكراسی آورده و حقوق بشر را درآنجا مراعات نمايد و يا آن كشور را بازسازی كند. <br />   درسرتاسر نوشته ها و رهنمودهای مجيد و يارانش پرده از روی اين ترفند ها برداشته شده وعمق وماهيت امپرياليسم، استعمار واشغال توضيح و ازخطرات  آن هشدارداده شده است. و امروز ما عملاً شاهد تحقق اين برداشت های داهيانۀ مجيد ويارانش هستيم. علاوتاً آنچنانكه در فوق گفتيم مجيد و يارانش راه نجات از تسلط استعمار واستثمار را فقط و فقط در مبارزۀ نجاتبخش سالم وسازمان یافته به رهبری وهدایت اندیشه و گرایش مترقی تشخيص كرده وآنرا به ما توصيه كرده اند وخود نيز درين راه نمونۀ عمل و فداكاری بوده اند. <br />    يكي از ويژگی های ديگر مجيد مقاومت و تسليم ناپذيري اش در چنگال دشمن بود كه باغرور و سربلندی از آرمانهايش دفاع كرد و هرگز سرتسليم به دشمن فرود نياورد و در زير فشار و شكنجه هم به قول شهيد سرمد گفت:</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#000080">عقاب زخمی ام وميتوانی ام كشتن <br />                                                   مگر محال بود لحظه ای كنی رامم</font> </p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">دشمن او را تهديد به مرگ كرد و در اِزای تسليم برايش وعده وعيدهای رنگارنگ داد ولی او در پاسخ گفت: </p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#000080">توئی كه پشت تو ميلرزد از تصور مرگ <br />                                                  منم كه زندگی ديگراست اعدامم</font></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">  وبه اين ترتيب دشمن زبون به تاريخ هژدهم جوزای سال ۱۳۵۹ش  وی را  به پوليگون اعدام سپرد. ولی مجيد با اعدامش به عنوان يك قهرمان اسطوره ای پا برهنه گان کشورش در ذهن وخاطرات مردم خود زندگی جاودانه ای را آغاز كرد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center">س. روشنگر  25.05.09  <br />      <br />    <br />        </p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تذکر صمیمانه ای بر نوشتۀ آقای حمید انوری</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/2009-03-01-09-29-59/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 09:25:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مـقالات]]></category>
		<category><![CDATA[sroshangar]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2009-03-01-09-29-59/</guid>

					<description><![CDATA[&#160;       تذکر صمیمانه ای بر نوشتۀ آقای حمید انوری نوشتۀ  زیبا و واقعگرایانۀ تحت عنوان &#8221; حوت اگر حوتی کند&#8221; به قلم پرتوان آقای حمید انوری مرا بی اندازه بخود جلب کرد. این نوشتۀ  کوتاه  ولی  خیلی پرمحتوا که سراپایش مملو است از واقعبینی ، وطنپرستی ، نفرت از بیگانه  و تجاوز ، لعن و طعن برحق بر مزدوران اجنبی و در نهایت تعریف و تمجید مردم غیور و سلطه ناپذیر افغانستان ، بر سلول سلول هر وطنپرستی نفوذ میکند و انسانرا به تحسین از شهامت کابلیان غیور وا میدارد. این نوشته نشان میدهد که در جنبش سوم حوت ، کابلیان آزادۀ ما &#8220;یکپارچه در مقابل تجاوز و زورگوئی&#8221;  قیام کرده بودند. شعارهای اصلی شان به قول آقای حمید انوری که خود شاهد عینی آن کارزار بوده اند  شعارهای آزادیخواهانۀ &#8221; مرگ بر روس &#8221;  ، &#8221; مرگ بر ببرک &#8221; و &#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید &#8221; بوده  که  با نعرۀ  بیسج گر      &#8221; اله اکبر&#8221; برفضای کابل  طنین انداخته است. این نوشته  برادعای کاذب تنظیم های اسلامی &#8220;پاکستان زاده&#8221; و &#8221; ایران پور&#8221; ، که همیشه بر هر حرکتی مهر کدوئی خود را میچسپانند ، خط بطلان میکشد. اما میخواهم در مورد پارچه شعری که به قول آقای انوری و همراه شان به شهادت تاریخ در آن روز  در زبان همه جاری بود ، نکتۀ  را تذکر و توضیح بدهم . مثلیکه بعد از سالهای طولانی فقط  در شکل ، بعضی کلمات جابجا شده اند با قید اینکه در محتوا تغییری رخ نداده است.  درینجا با اجازه شاعرش ، میخواهم شکل درست آن قطعه  و تا جائیکه بخاطر دارم تاریخ  پیدایش آنرا به عرض دوستان برسانم که چرا و  چگونه این قطعه در آن زمان ورد  زبانها شده بود. نام این قطعه است  &#8221; آژیر&#8221; که در مجموعۀ شعری تحت عنوان &#8221; نه این بهار نیست&#8221; در صفحۀ 37 به چاپ رسیده   وچنین است : آژیر&#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید            ورنه  غرق  رود بار خون شوید این  بخارا  نیست خاک  آریا ست         مهد &#8220;شیر&#8221; و میهن شمشیرها است روبه چکسلواک و ویتنام و حبش          کاین وطن چون لانۀ زنبورها است &#8220; متنی را که میخوانید در زیر این قطعه در آن کتاب توسط ناشرنوشته شده که عینا  نقل میکنم:&#8221; این چکامۀ تاریخ  در شب تجاوز بیرحمانۀ  روسها ، به تاریخ ششم جدی 1358 ش سروده شده  و بر تارک اولین اعلامیۀ که مردم افغانستان را به مقاومت در برابر این تجاوز فرا میخواند به چاپ رسیده است . این فریاد از همان شب به مثابه فریاد زمان ، زبان حال ملت غیور افغانستان شد و همگان  آنرا از خود میدانستند و هرکس مطابق میل خود آنرا به یکی از شعرای بنام کشور نسبت میداد. شاعرش حق دارد به خود ببالد که فریاد همگانی ملتش را سرداده است. &#8221; قابل یاد آوری است که این قطعه  توسط استاد &#8220;برات علی فدائی&#8221; شاعر توانای کشوربعدا  استقبال شده  به  پارچه شعر زیبائی  تبدیل گشته است که  در دیوان استاد نیز درج است. و حال در مورد تاریخچۀ آن : در فردای شامگاه ششم جدی 1358 ش آغاز تجاوز مسلحانه ارتش شوروی به کشور ما چریکی از روستا و از سنگر نبرد با لباس یک دهقان به شهر هرات آمد و درخانۀ در شهر کهنۀ هرات رفت تا درجلسۀ مخفی سیاسی که برای ارزیابی و برخورد به تجاوز،  خودش فرا خوانده بود شرکت کند. در آن جلسه و در اولین لحظات روز که هنوز ورود  تانکها و پرواز طیارات متجاوزین جریان داشت ، فیصله شد که در تقابل این تجاوز باید ایستاد و برای اینکار باید به مردم غیور و تسلیم ناپذیرخود  در برابر متجاوزین و اشغالگران میهن  ما افغانستان متکی شویم نه  به  هیچ  اجنبی دیگری. در پایان این جلسه قرار شد اعلامیۀ جهت آگاهی مردم به نشر سپرده شود و از مردم دعوت شود تا در مقابل تجاوزگران به مقاومت برخیزند. در آن جلسه فیصله شد که شعارهای مبارزاتی ما درین مقطع چنین است : &#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید &#8221; ، &#8221; یا مرگ یا آزادی&#8221; ، مرگ بر متجاوزین&#8221; علاوتا فیصله شد که برای تهیج همگانی سرودی در چند مصرع تهیه و تکثیر شود تا همه آنرا بخوانند و همچنان شبها مردم به بالای بامها رفته و برای ساعتی نعرۀ اله اکبر سر بدهند و بدین نحو نفرت شانرا از تجاوز نشان داده و مقاومت شانرا در برابر دشمن تبارز دهند. شعر زیبا و پرمحتوای ( روسها از ملک ما بیرون شوید  . . . ) درین جا و درین مقطع زمانی و بخاطر چنین هدف مقدس ( دفاع از وطن)  توسط همان چریک مبارز و نام آور ( ش. آهنگر ) سروده شد و زینت بخش و عنوان اعلامیۀ شد که در همان روز پخش گردید.در آن اعلامیه همراه با تحلیل و تقبیح تجاوز 6 جدی از مردم خواسته  شده  بود که ضمن اینکه به هر وسیلۀ ممکن  بر تجاوز اعتراض میکنند ، این سرود  را نیز تکرار کنند  وبخوانند. وچنین کردند.یکی از خاطراتم اینست که  یک مچی ( پینه دوز کفش )  پسرش را که  نو به صنف اول رفته بود در کنارش نشانده  و به او گفت &#8221; بچیم از روی همین چند تا بنویس &#8220;. به اینترتیب این پارچه شعر از همان روز توسط مردم تکثیر و ورد زبان مردم رزمندۀ هرات شد و در حرکت رزمنده اش شهر به شهر ، ولایت به ولایت به عنوان شعار همگانی مردم ما و  فریاد ملت رنجکشیدۀ افغانستان جا ی گرفت و در سوم حوت کابل ما شاهد تبارز بی نظیرآن در تظاهرات شهر زیبای کابل بودیم .   از آن به بعد در اشعار گوناگون و در نشریه های فراوانی  در داخل  و خارج  افغانستان  از آن استقبال بعمل آمد ه و به نشررسیده است.   به امید اینکه روزی  شعار &#8220;روسها از ملک ما بیرون شوید&#8221; به شعار &#8221; یانکی ها از ملک ما بیرون شوید &#8221; . . .  در وطن عزیز ما افغانستان بدل شود  و عملا ما و شما شاهد بیرون انداختن یانکی ها وهمپالگان شان به  بازوی  توانای مردم خود  از سرزمین آزداگان  و دلاوران  افغان باشیم.  &#160; از :  س. روشنگر   ]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#0000ff">      تذکر صمیمانه ای بر نوشتۀ آقای حمید انوری</font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">نوشتۀ  زیبا و واقعگرایانۀ تحت عنوان &#8221; حوت اگر حوتی کند&#8221; به قلم پرتوان آقای حمید انوری مرا بی اندازه بخود جلب کرد. این نوشتۀ  کوتاه  ولی  خیلی پرمحتوا که سراپایش مملو است از واقعبینی ، وطنپرستی ، نفرت از بیگانه  و تجاوز ، لعن و طعن برحق بر مزدوران اجنبی و در نهایت تعریف و تمجید مردم غیور و سلطه ناپذیر افغانستان ، بر سلول سلول هر وطنپرستی نفوذ میکند و انسانرا به تحسین از شهامت کابلیان غیور وا میدارد. این نوشته نشان میدهد که در جنبش سوم حوت ، کابلیان آزادۀ ما &#8220;یکپارچه در مقابل تجاوز و زورگوئی&#8221;  قیام کرده بودند. شعارهای اصلی شان به قول آقای حمید انوری که خود شاهد عینی آن کارزار بوده اند  شعارهای آزادیخواهانۀ &#8221; مرگ بر روس &#8221;  ، &#8221; مرگ بر ببرک &#8221; و &#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید &#8221; بوده  که  با نعرۀ  بیسج گر      &#8221; اله اکبر&#8221; برفضای کابل  طنین انداخته است. این نوشته  برادعای کاذب تنظیم های اسلامی &#8220;پاکستان زاده&#8221; و &#8221; ایران پور&#8221; ، که همیشه بر هر حرکتی مهر کدوئی خود را میچسپانند ، خط بطلان میکشد. <br />اما میخواهم در مورد پارچه شعری که به قول آقای انوری و همراه شان به شهادت تاریخ در آن روز  در زبان همه جاری بود ، نکتۀ  را تذکر و توضیح بدهم . مثلیکه بعد از سالهای طولانی فقط  در شکل ، بعضی کلمات جابجا شده اند با قید اینکه در محتوا تغییری رخ نداده است.  <br />درینجا با اجازه شاعرش ، میخواهم شکل درست آن قطعه  و تا جائیکه بخاطر دارم تاریخ  پیدایش آنرا به عرض دوستان برسانم که چرا و  چگونه این قطعه در آن زمان ورد  زبانها شده بود. نام این قطعه است  &#8221; آژیر&#8221; که در مجموعۀ شعری تحت عنوان &#8221; نه این بهار نیست&#8221; در صفحۀ 37 به چاپ رسیده   وچنین است :</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#0000ff">آژیر<br />&#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید            ورنه  غرق  رود بار خون شوید<br /> این  بخارا  نیست خاک  آریا ست         مهد &#8220;شیر&#8221; و میهن شمشیرها است<br /> روبه چکسلواک و ویتنام و حبش          کاین وطن چون لانۀ زنبورها است &#8220;</font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">متنی را که میخوانید در زیر این قطعه در آن کتاب توسط ناشرنوشته شده که عینا  نقل میکنم:<br />&#8221; این چکامۀ تاریخ  در شب تجاوز بیرحمانۀ  روسها ، به تاریخ ششم جدی 1358 ش سروده شده  و بر تارک اولین اعلامیۀ که مردم افغانستان را به مقاومت در برابر این تجاوز فرا میخواند به چاپ رسیده است . این فریاد از همان شب به مثابه فریاد زمان ، زبان حال ملت غیور افغانستان شد و همگان  آنرا از خود میدانستند و هرکس مطابق میل خود آنرا به یکی از شعرای بنام کشور نسبت میداد. شاعرش حق دارد به خود ببالد که فریاد همگانی ملتش را سرداده است. &#8221; <br />قابل یاد آوری است که این قطعه  توسط استاد &#8220;برات علی فدائی&#8221; شاعر توانای کشوربعدا  استقبال شده  به  پارچه شعر زیبائی  تبدیل گشته است که  در دیوان استاد نیز درج است. <br />و حال در مورد تاریخچۀ آن : در فردای شامگاه ششم جدی 1358 ش آغاز تجاوز مسلحانه ارتش شوروی به کشور ما چریکی از روستا و از سنگر نبرد با لباس یک دهقان به شهر هرات آمد و درخانۀ در شهر کهنۀ هرات رفت تا درجلسۀ مخفی سیاسی که برای ارزیابی و برخورد به تجاوز،  خودش فرا خوانده بود شرکت کند. در آن جلسه و در اولین لحظات روز که هنوز ورود  تانکها و پرواز طیارات متجاوزین جریان داشت ، فیصله شد که در تقابل این تجاوز باید ایستاد و برای اینکار باید به مردم غیور و تسلیم ناپذیرخود  در برابر متجاوزین و اشغالگران میهن  ما افغانستان متکی شویم نه  به  هیچ  اجنبی دیگری. در پایان این جلسه قرار شد اعلامیۀ جهت آگاهی مردم به نشر سپرده شود و از مردم دعوت شود تا در مقابل تجاوزگران به مقاومت برخیزند. در آن جلسه فیصله شد که شعارهای مبارزاتی ما درین مقطع چنین است : &#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید &#8221; ، &#8221; یا مرگ یا آزادی&#8221; ، مرگ بر متجاوزین&#8221; علاوتا فیصله شد که برای تهیج همگانی سرودی در چند مصرع تهیه و تکثیر شود تا همه آنرا بخوانند و همچنان شبها مردم به بالای بامها رفته و برای ساعتی نعرۀ اله اکبر سر بدهند و بدین نحو نفرت شانرا از تجاوز نشان داده و مقاومت شانرا در برابر دشمن تبارز دهند. <br />شعر زیبا و پرمحتوای ( روسها از ملک ما بیرون شوید  . . . ) درین جا و درین مقطع زمانی و بخاطر چنین هدف مقدس ( دفاع از وطن)  توسط همان چریک مبارز و نام آور ( ش. آهنگر ) سروده شد و زینت بخش و عنوان اعلامیۀ شد که در همان روز پخش گردید.<br />در آن اعلامیه همراه با تحلیل و تقبیح تجاوز 6 جدی از مردم خواسته  شده  بود که ضمن اینکه به هر وسیلۀ ممکن  بر تجاوز اعتراض میکنند ، این سرود  را نیز تکرار کنند  وبخوانند. وچنین کردند.<br />یکی از خاطراتم اینست که  یک مچی ( پینه دوز کفش )  پسرش را که  نو به صنف اول رفته بود در کنارش نشانده  و به او گفت &#8221; بچیم از روی همین چند تا بنویس &#8220;. به اینترتیب این پارچه شعر از همان روز توسط مردم تکثیر و ورد زبان مردم رزمندۀ هرات شد و در حرکت رزمنده اش شهر به شهر ، ولایت به ولایت به عنوان شعار همگانی مردم ما و  فریاد ملت رنجکشیدۀ افغانستان جا ی گرفت و در سوم حوت کابل ما شاهد تبارز بی نظیرآن در تظاهرات شهر زیبای کابل بودیم .   از آن به بعد در اشعار گوناگون و در نشریه های فراوانی  در داخل  و خارج  افغانستان  از آن استقبال بعمل آمد ه و به نشررسیده است. <br />  به امید اینکه روزی  شعار &#8220;روسها از ملک ما بیرون شوید&#8221; به شعار &#8221; یانکی ها از ملک ما بیرون شوید &#8221; . . .  در وطن عزیز ما افغانستان بدل شود  و عملا ما و شما شاهد بیرون انداختن یانکی ها وهمپالگان شان به  بازوی  توانای مردم خود  از سرزمین آزداگان  و دلاوران  افغان باشیم.  </p>
<p>&nbsp;</p>
<div align="center">
<pre style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: Times New Roman, Times, serif">از :  س. روشنگر<br />    <br /></pre>
</div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
