<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ppamir &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/tag/ppamir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 08 Jun 2009 20:35:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>شهید راه آزادی</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/shahidrahazadi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2009 20:35:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اشــعار]]></category>
		<category><![CDATA[ppamir]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/shahidrahazadi/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; شهید راه آزادی &#160; در تیره شام شهر غم اندود شهریان،درپای &#8221; آسمه مایی &#8221; و &#8221; دیوار باستان&#8221;آنجا که اژدهای کهن آرمیده استوآنجا که مدفنست عدو را به صد هزار.مردی شریف و شاد،با قلب پرامیدپرشور و نا قراربا عشق آتشین میرفت استوار.آن مرد پاکباز،وان عاشق گذشته زجان در ره وطن،وان دوستدار مردم غمدیده ی زمانچون موج پیشتازمی رفت پرشتاب.آنجا ، دران &#8221; گذرگه &#8221; شیران پرغروردرپای اژدها؛خسپیده بود دشمن بی مایه در کمینهمچون سگان هارآن خصم تیره دل،آن جیره خوار درگه ی بیگانه ی زبونآن پاسبان غول ستمکار بی بصروآن بی خبر ز هیبت آن مرد رهنوردازجا بجست تا که درد پیکر جوان .آن مرد رهنورد؛فرزند بی هراس و وفاکیش آریانتوفنده گشت و مست چو  &#8221; دریای چمچه مست &#8220;مستانه تاخت برسر دشمن ازان کنارازپا فگند توله سگانی ز اقتداردر شامگاه تار. &#160; درواپسین تلاش؛آن خیل دشمنان؛ازهم درید سینه ی جوشان رهنوردآغشته گشت پیکر پاکی به خون پاکآری !آن جسم پاک و پیکر( عزیز طغیان).از دیده گان دخت افق در بر سحابخونابه ریخت در غم یک جسم خونچکانیا در عزای مرگ شکوهمند قهرمان.ازهم درید پرده ی شب خنده ی شفقروشن نمود شهر غم اندوده آفتاب شد هرکنار زمزمه کان مرد با وقاریعنی ، ( عزیز) خلقیعنی ، ( عزیز ) مامردانه مرده است گفتند شهریانبا یکصدا که هان :هرگز نه مرده است ، ولی رفته از میاناو زنده است تا که بود زنده این جهاناو زنده است تا که بود زنده ، زنده جان. . . &#160; ک. پیکار پامیر]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img loading="lazy" class=" alignleft size-full wp-image-394" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/06/paikar.jpg" border="0" align="left" width="120" height="155" /> </p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: 24pt; font-weight: bold" dir="rtl" align="center"><font color="#800000">شهید راه آزادی</font> </p>
<p style="line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: 24pt; font-weight: bold" dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: 14pt" dir="rtl" align="justify">در تیره شام شهر غم اندود شهریان،<br />درپای &#8221; آسمه مایی &#8221; و &#8221; دیوار باستان&#8221;<br />آنجا که اژدهای کهن آرمیده است<br />وآنجا که مدفنست عدو را به صد هزار.<br />مردی شریف و شاد،<br />با قلب پرامید<br />پرشور و نا قرار<br />با عشق آتشین <br />میرفت استوار.<br />آن مرد پاکباز،<br />وان عاشق گذشته زجان در ره وطن،<br />وان دوستدار مردم غمدیده ی زمان<br />چون موج پیشتاز<br />می رفت پرشتاب.<br />آنجا ، دران &#8221; گذرگه &#8221; شیران پرغرور<br />درپای اژدها؛<br />خسپیده بود دشمن بی مایه در کمین<br />همچون سگان هار<br />آن خصم تیره دل،<br />آن جیره خوار درگه ی بیگانه ی زبون<br />آن پاسبان غول ستمکار بی بصر<br />وآن بی خبر ز هیبت آن مرد رهنورد<br />ازجا بجست تا که درد پیکر جوان .<br />آن مرد رهنورد؛<br />فرزند بی هراس و وفاکیش آریان<br />توفنده گشت و مست چو  &#8221; دریای چمچه مست &#8220;<br />مستانه تاخت برسر دشمن ازان کنار<br />ازپا فگند توله سگانی ز اقتدار<br />در شامگاه تار.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: 14pt" dir="rtl">درواپسین تلاش؛<br />آن خیل دشمنان؛<br />ازهم درید سینه ی جوشان رهنورد<br />آغشته گشت پیکر پاکی به خون پاک<br />آری !<br />آن جسم پاک و پیکر( عزیز طغیان).<br />از دیده گان دخت افق در بر سحاب<br />خونابه ریخت در غم یک جسم خونچکان<br />یا در عزای مرگ شکوهمند قهرمان.<br />ازهم درید پرده ی شب خنده ی شفق<br />روشن نمود شهر غم اندوده آفتاب<br /> شد هرکنار زمزمه کان مرد با وقار<br />یعنی ، ( عزیز) خلق<br />یعنی ، ( عزیز ) ما<br />مردانه مرده است <br />گفتند شهریان<br />با یکصدا که هان :<br />هرگز نه مرده است ، ولی رفته از میان<br />او زنده است تا که بود زنده این جهان<br />او زنده است تا که بود زنده ، زنده جان. . . </p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p style="line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: 14pt; font-weight: normal" dir="rtl">ک. پیکار پامیر</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شخصیت متعالی مجید و قهرمانی او</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/2009-06-01-07-33-43/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 00:02:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[صفحه ویژه مجید]]></category>
		<category><![CDATA[ppamir]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2009-06-01-07-33-43/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; شخصیت متعالی مجید و قهرمانی او فرهنگ فلسفی (لالاند) ، چنین تعریفی از شخصیت ارائه میدارد :  &#8221; شخصی که خصایص والایی را که موجبات تمایز فرد انسان را از موجودی زیستی فراهم می سازد، در حدی برین به منصه ی ظهور گذارد. &#8221; شخصیت ، ابعاد مختلفی دارد. مثلا ، شخصیت اخلاقی، شخصیت اجتماعی ، شخصیت حقوقی ، شخصیت سیاسی ، شخصیت علمی ، فلسفی ، مبارزاتی  و  . . . و  . . .کسانی هم گهگاهی سراغ شده میتوانند که شخصیت چند بعدی دارند و صفات و محسنات مختلفی بر محور شخصیت آنها می چرخند. و یا بعبارت دیگر،  جوهرخصوصیت های اخلاقی ، اجتماعی ، حقوقی ، سیاسی ، علمی ، فلسفی ، مبارزاتی و . . . درترکیب شخصیت آنها تداخل دارد. شخصیت،  بگونه ی متداول آن در بر گیرنده ی پاره یی صفات و خصال برجسته و شناخته شده مانند نیروی اراده ، فرماندهی داهیانه  ، پیشوایی شایسته ، شجاعت لازم مبارزاتی ، ممیزات  اخلاقی ، آزاده گی و وارسته گی و . . . میباشد.  و یا باید گفت که  شخصیت ، ترکیب زنده یی  از کلیه عناصر تشکیل دهنده ی موجود  انسانی  شامل وجدان نا آگاه ، ضمیرآگاه ( و نا آگاه)  میشود که گونه های مختلف رفتاری ، آرمانی ، هنجاری  و سایر کنشها و واکنش های انسانی را احتوا مینماید. مجید کلکانی نیز یکی از شخصیت های برجسته و  وارسته  جامعه ی افغانی درروزگار ما بود. صفات و ملکات وی بیانگر فکر روشن ، اندیشه ی متعالی، اراده ی پولادین ، شهامت لازم ، ایمان و اعتقاد به تغییر و دگر گونی ارتقایی ، اخلاق نیکوی انسانی، مهارت رهبری ، قدرت شناخت علمی از جامعه و اوضاع خاص آن و بالاخره ، پیشقدم  در راه رفع موانع ، مشکلات و سختی های اجتماعی و مبارزاتی بوده است . خطه ی آریانا ی قدیم  ،  خراسان بزرگ و افغانستان معاصر،  تعداد زیادی ازشخصیت های مبارزو قهرمانان ملی  ضد تجاور و ضد استبداد  را در مسیرت تاریخی و اجتماعی خویش آزموده و پیموده است  مانند زال زر، رستم ، سهراب ، کاوه آهنگر، یعقوب لیث ، ابومسلم خراسانی ، استاد سیس ، بابک خرمدین ، مازیار، ابن مقفع ، مزدک، صاحب الزنج، سرخ جامه گان ، سنباد و صدها قهرمان دیگر و در عصر ما ، مجید کلکانی. چرا مجید قهرمان شد ؟  مجید ، قهرمان مصنوعی ، تبلیغاتی و مصلحتی نبود ، بلکه با برخورداری از معنا و ماهیت واقعی ، استعداد و استحقاق قهرمانی اش را در بوته ی عمل  اجتماعی و مبارزاتی  علیه  استبداد سیاسی حاکم  و تجاوزخارجی در جامعه ی افغانستان به اثبات رسا نید.  آنانیکه با مجید شناخت ، نزدیکی و همسویی داشتند، معترف اند که مجید دارای دانش سیاسی – اجتماعی لازم ، دلیری در توفان انقلاب اجتماعی ، برنامه ی کاری دقیق، استعداد تشکیلاتی، قدرت تحلیل اوضاع پیچیده ی سیاسی – اجتماعی ، پونسیل قوی مبارزاتی ، حس فداکاری، رفیق دوستی ، وفا به عهد، تواضع در برابر رفقا و دوستان ، نبوغ نظامی و . . . بوده است .  وی همچنان ، شخصیت عالی بی تعصب ، بی کینه ، فراخ دل و فراخ اندیشه  در برابر کلیه اقوام ، زبانها، مناطق و باشنده گان سراسرکشور بود. از زمره ی صفات بزرگ و غیر قابل انکار دیگر مجید ، مقاوم در برابر شکنجه های وحشتناک دشمن ، تسلیم نا پذیری،  نفرت در برابر ظالم و متجاوز و جانثاری در راه مردم بود. چنانکه شکنجه گران بی مقدار وی که متآسفانه هنوز زنده  و اینجا و آنجا خزیده اند، نمیتوانند منکر آن گردند. مجید کلکانی ، علاوه از همه ، حیثیت دریای  زلال ، خروشان و بی برگشتی را داشت که هیچ نوع برچسب و اتهام واهی، خصمانه و نا جوانمردانه ی دشمنان دولتی ، طبقاتی و ایدئولوژیک  وی نمیتوانست ، چنانکه نتوانست از اراده ی آهنین ، مبارزه ی قاطع و مسلحانه ی ضد استبداد و تجاوز ، محبوبیت محلی و ملی و نیز از نزدیکی و جوشش وی با مردمش بکاهد. چنانکه شاعرگفت:       مه فشاند نور و سگ عو عو کند       هر کسی بر طینت خود می تندباید با تاکید اظهار داشت که هیچ کس با مطالعه ی صرفا چند جلد کتاب ، فراگیری چند تا لغت ، گویش چند واژه و کلمه ی  علمی یا انقلابی و ژست و خرام تو خالی هرگزنمیتواند خود را در مقام یک شخصیت اصیل متعالی و یک قهرمان واقعی جا دهد و یا کسانیکه  بگونه تصنعی ، تبلیغاتی و مصلحتی &#8221; شخصیت چند بعدی &#8221;  و  &#8221; قهرمان ملی &#8221; خوانده میشوند، هیچگاه قهرمان ملی ، مردمی و واقعی نخواهند بود. تاریخ ، چگونه گی عمل و داوری جامعه ی انسانی ، مهر و محکی است بر چنین سند مهم .            شاعر گفت :                             تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف                                                          مگر اسباب بزرگی همه  آما ده  کنی مجید علی رغم تعالی شخصیت،  قهرمانی  و مبارزات مستمر، جسورانه و اصولی اش به سود  دموکراسی ، آزادی ملی و رفاه اجتماعی ، مرگ زود رسی را استقبال کرد و در ردیف قهرمانان ناکام  درسر زمین حماسه خیز افغانستان عزیزپیوست . قهرمانان بزرگی که با مبارزات دلیرانه و افشاندن خونهای پاک قرمزین شان درمقاطع مختلف تاریخی ،  لرزه بر اندام حاکمان مستبد ، جنایتکاران سیاسی و متجاوزین خارجی افگندند، ولی به منزل مقصود نا رسیده به کام مرگ رفتند.  با آنهم میراث عظیم ، ماندگار و نا زدودنی یی که این قهرمانان ناکام از خویشتن بجا گذاردند ، عبارت از نه گفتن قاطعانه در برابر عبودیت ، تداوم مبارزه ی دلیرانه دربرابر ظلم ، نابرابری و تجاوز و از جان گذشتن در پای آرمان والای انسانی است .  بنابران ، تا افغانستان و جهان هست ، چلچراغ مبارزات آزادیخواهانه و ظلمت سوز قهرمانان ملی و از جمله ، مجید کلکانی روشن خواهد بود. ( پایان ) پیکار پامیر &#160;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#ff0000">شخصیت متعالی مجید و قهرمانی او</font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">فرهنگ فلسفی (لالاند) ، چنین تعریفی از شخصیت ارائه میدارد :  &#8221; شخصی که خصایص والایی را که موجبات تمایز فرد انسان را از موجودی زیستی فراهم می سازد، در حدی برین به منصه ی ظهور گذارد. &#8221; <br />شخصیت ، ابعاد مختلفی دارد. مثلا ، شخصیت اخلاقی، شخصیت اجتماعی ، شخصیت حقوقی ، شخصیت سیاسی ، شخصیت علمی ، فلسفی ، مبارزاتی  و  . . . و  . . .<br />کسانی هم گهگاهی سراغ شده میتوانند که شخصیت چند بعدی دارند و صفات و محسنات مختلفی بر محور شخصیت آنها می چرخند. و یا بعبارت دیگر،  جوهرخصوصیت های اخلاقی ، اجتماعی ، حقوقی ، سیاسی ، علمی ، فلسفی ، مبارزاتی و . . . درترکیب شخصیت آنها تداخل دارد. <br />شخصیت،  بگونه ی متداول آن در بر گیرنده ی پاره یی صفات و خصال برجسته و شناخته شده مانند نیروی اراده ، فرماندهی داهیانه  ، پیشوایی شایسته ، شجاعت لازم مبارزاتی ، ممیزات  اخلاقی ، آزاده گی و وارسته گی و . . . میباشد.  و یا باید گفت که  شخصیت ، ترکیب زنده یی  از کلیه عناصر تشکیل دهنده ی موجود  انسانی  شامل وجدان نا آگاه ، ضمیرآگاه ( و نا آگاه)  میشود که گونه های مختلف رفتاری ، آرمانی ، هنجاری  و سایر کنشها و واکنش های انسانی را احتوا مینماید. <br />مجید کلکانی نیز یکی از شخصیت های برجسته و  وارسته  جامعه ی افغانی درروزگار ما بود. صفات و ملکات وی بیانگر فکر روشن ، اندیشه ی متعالی، اراده ی پولادین ، شهامت لازم ، ایمان و اعتقاد به تغییر و دگر گونی ارتقایی ، اخلاق نیکوی انسانی، مهارت رهبری ، قدرت شناخت علمی از جامعه و اوضاع خاص آن و بالاخره ، پیشقدم  در راه رفع موانع ، مشکلات و سختی های اجتماعی و مبارزاتی بوده است . <br />خطه ی آریانا ی قدیم  ،  خراسان بزرگ و افغانستان معاصر،  تعداد زیادی ازشخصیت های مبارزو قهرمانان ملی  ضد تجاور و ضد استبداد  را در مسیرت تاریخی و اجتماعی خویش آزموده و پیموده است  مانند زال زر، رستم ، سهراب ، کاوه آهنگر، یعقوب لیث ، ابومسلم خراسانی ، استاد سیس ، بابک خرمدین ، مازیار، ابن مقفع ، مزدک، صاحب الزنج، سرخ جامه گان ، سنباد و صدها قهرمان دیگر و در عصر ما ، مجید کلکانی. <br />چرا مجید قهرمان شد ؟  مجید ، قهرمان مصنوعی ، تبلیغاتی و مصلحتی نبود ، بلکه با برخورداری از معنا و ماهیت واقعی ، استعداد و استحقاق قهرمانی اش را در بوته ی عمل  اجتماعی و مبارزاتی  علیه  استبداد سیاسی حاکم  و تجاوزخارجی در جامعه ی افغانستان به اثبات رسا نید.  آنانیکه با مجید شناخت ، نزدیکی و همسویی داشتند، معترف اند که مجید دارای دانش سیاسی – اجتماعی لازم ، دلیری در توفان انقلاب اجتماعی ، برنامه ی کاری دقیق، استعداد تشکیلاتی، قدرت تحلیل اوضاع پیچیده ی سیاسی – اجتماعی ، پونسیل قوی مبارزاتی ، حس فداکاری، رفیق دوستی ، وفا به عهد، تواضع در برابر رفقا و دوستان ، نبوغ نظامی و . . . بوده است .  وی همچنان ، شخصیت عالی بی تعصب ، بی کینه ، فراخ دل و فراخ اندیشه  در برابر کلیه اقوام ، زبانها، مناطق و باشنده گان سراسرکشور بود. <br />از زمره ی صفات بزرگ و غیر قابل انکار دیگر مجید ، مقاوم در برابر شکنجه های وحشتناک دشمن ، تسلیم نا پذیری،  نفرت در برابر ظالم و متجاوز و جانثاری در راه مردم بود. چنانکه شکنجه گران بی مقدار وی که متآسفانه هنوز زنده  و اینجا و آنجا خزیده اند، نمیتوانند منکر آن گردند. <br />مجید کلکانی ، علاوه از همه ، حیثیت دریای  زلال ، خروشان و بی برگشتی را داشت که هیچ نوع برچسب و اتهام واهی، خصمانه و نا جوانمردانه ی دشمنان دولتی ، طبقاتی و ایدئولوژیک  وی نمیتوانست ، چنانکه نتوانست از اراده ی آهنین ، مبارزه ی قاطع و مسلحانه ی ضد استبداد و تجاوز ، محبوبیت محلی و ملی و نیز از نزدیکی و جوشش وی با مردمش بکاهد. چنانکه شاعرگفت:       مه فشاند نور و سگ عو عو کند       هر کسی بر طینت خود می تند<br />باید با تاکید اظهار داشت که هیچ کس با مطالعه ی صرفا چند جلد کتاب ، فراگیری چند تا لغت ، گویش چند واژه و کلمه ی  علمی یا انقلابی و ژست و خرام تو خالی هرگزنمیتواند خود را در مقام یک شخصیت اصیل متعالی و یک قهرمان واقعی جا دهد و یا کسانیکه  بگونه تصنعی ، تبلیغاتی و مصلحتی &#8221; شخصیت چند بعدی &#8221;  و  &#8221; قهرمان ملی &#8221; خوانده میشوند، هیچگاه قهرمان ملی ، مردمی و واقعی نخواهند بود. تاریخ ، چگونه گی عمل و داوری جامعه ی انسانی ، مهر و محکی است بر چنین سند مهم .<br />            شاعر گفت :</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl"><font color="#000080">                            تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف<br />                                                          مگر اسباب بزرگی همه  آما ده  کنی</font> </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">مجید علی رغم تعالی شخصیت،  قهرمانی  و مبارزات مستمر، جسورانه و اصولی اش به سود  دموکراسی ، آزادی ملی و رفاه اجتماعی ، مرگ زود رسی را استقبال کرد و در ردیف قهرمانان ناکام  درسر زمین حماسه خیز افغانستان عزیزپیوست . قهرمانان بزرگی که با مبارزات دلیرانه و افشاندن خونهای پاک قرمزین شان درمقاطع مختلف تاریخی ،  لرزه بر اندام حاکمان مستبد ، جنایتکاران سیاسی و متجاوزین خارجی افگندند، ولی به منزل مقصود نا رسیده به کام مرگ رفتند.  با آنهم میراث عظیم ، ماندگار و نا زدودنی یی که این قهرمانان ناکام از خویشتن بجا گذاردند ، عبارت از نه گفتن قاطعانه در برابر عبودیت ، تداوم مبارزه ی دلیرانه دربرابر ظلم ، نابرابری و تجاوز و از جان گذشتن در پای آرمان والای انسانی است .  بنابران ، تا افغانستان و جهان هست ، چلچراغ مبارزات آزادیخواهانه و ظلمت سوز قهرمانان ملی و از جمله ، مجید کلکانی روشن خواهد بود. ( پایان ) </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center">پیکار پامیر</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
