<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>neda_d2 &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/tag/neda_d2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 07 Dec 2015 03:15:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>دوره دوم  شماره سوم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-azadi-2-3/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Nov 2007 18:27:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/23-2/</guid>

					<description><![CDATA[نمونۀ اصلی شمارۀ سوم دوره دوم &#160;   دوره دوم     شماره سوم            سال چهارم               جدی ۱۳۶۲                      جنوری ۱۹۸۴   کنفرانس سرتاسری ساما- کنفرانس وحدت کنفرانس پیروزی سیمای سیاسی و اجتماعی کشور ما بعد از کودتای ثور با میلاد حرکت سیاسی منظم و گسترده گروه ها و لایه های اجتماعی متباین و متضاد مشخص میگردد. تسلط مشتی وطنفروشان فرومایه بر مقدرات ملتی آزاد و مردم آزاده، همۀ گروه های مردم ما را در برابر هستی و نیستی قرار داد که بداهتاً واکنش سریع و فراگیر را باخود داشت.  مشخـصۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما ) اولاً در این است که برخلاف بسیاری از احزاب و سازمانهای موجود در ساحه، میلاد و نیرومندی خود را مرهون داخل کشور با گروهبندی اجتماعی و جو حاکم برآنست. ثانیاً  اینکه این سازمان در بحبوهۀ تکانهای بزرگ سیاسی ــ اجتماعی کشور ما بنیان گذاشته شد؛ رشد کرد و در متن آن به قوام خود رسید. دیگر اینکه سازمان ما از موضع اجتماعی ــ سیـــــاسی &#8221; منافع تاریخی و انقلابی مردم افغانستان &#8221; به مفهوم دفاع از منافع فرودستان و زحمتکشان به  کار و پیکار خود آغازید. چهارم اینکه سازمان ما با طرد وابستگی و در گرو گذاشتن منافع و غرورخدشه ناپذیر ملی ما علم &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; را به عنوان سنگ بنای سیاست بین الملــلـی خود ــ چه در دوران جنگ آزادیبخش ملی ویا بعد از پیروزی ــ برافراشت. در اخیر اینکه برای سازمان ما اشتراک فعال در جنگ مسلحانه آزادیبخش ملی آن بوتۀ آزمایشی است که در  نبرد رویاروی با دشمن، اتکاء به خود و اتکاء به مردم، معیار وطن دوستی، صداقت و صمیمیت ما نسبت به امر انقلاب و مردم صیقل می یابد. سازمانی با این سرشت، سرنوشتی جز این ندارد که با ارتجاع ــ استعمار ( و در شرایط جنگ ملی با استعمار ــ ارتجاع ) دربیفتد و راه خود را ازخلال آتش متقاطع دشمنان رنگارنگ انقلاب و در پیشاپیش آن استعمارگر روس و ایادی خود فروخته و تاریخ زدۀ آن باز کند. این سازمان بنابر سرشت انقلابی، پیشرونده و زنجیرگسل آن نه تنها خار چشم استعمار روس و مزدوران آنست، بلکه آزمندان و دست اندرکارانیکه خیال سروری کاذب و پنهانی مقدرات مردم مارا دارند، از آزادی و آزادگی و حاملین صدیق و استوار آن مانند خفاشی از آفتاب میترسند و با طمع خام در همان آبشخوری می چرند که اکنون مزدوران روس به خاطر آن دریایی از خون را در کشور ما جاری کرده  اند. سازمان ما از بدو تأسیس خود موقعیت سیاسی و تاریخی خویش را به عنوان مدافع راستین آزادی ملی، دموکراسی و عدالت اجتماعی با طرد هرگونه وابستگی و مزدورمنشی و دفاع از گرایش مترقی و پیشرونده، به طور صریح و قاطع بیان داشت و برای پاسداری از آن با قربانی بی همتای عدۀ زیادی از رهروان و رهبران خود به دفاع برخاست. سازمان ما درخلال پنج سال از عمر پربار خود دستاوردها و تجارب بزرگی را کسب کرد که نه تنها برای خود ما، بلکه برای جنبش انقلابی و ملی میهن عزیز ما میتواند دستاورد و گنجینۀ پر ارزشی به شمار رود. ازجانب دیگر ما درخلال پیشروی از موانع، مصائب ، محاسبات و دامهای استعماری ــ ارتجاعی به افت وخیزها و کاستی هایی نیز مواجه بوده ایم که برخورد صادقانه ، صمیمانه و علمی بدانها نیز میتواند ما را در راهپیمائی ما یاری رساند. سازمان ما در ماه اسد سال ١٣٦٠ھ ش مورد یورش چند جانبه و نابود کنندۀ استعمار روس قرار میگیرد وبا ضربت خوردن تعدادی از رهبران ما سازمان دچار فقدان توازن میشود. و متعاقب آن باردیگر در تاریخ انقلابی ما نیروی سازمان مورد حملات بیرحمانه و هدفمند استعمار ــ ارتجاع قرار میگیرد. ارتجاع هار ولجام گسیخته ایکه در طول تاریخ از خون فرزندان فداکار این میهن تغذیه کرده و به همدستی استعمار بر اجساد قربانیان خود  به رقص مرگ آفرین پرداخته است. این فشارچند جانبه در شرایطی که سازمان ستاد فرماندهی خود را عمدتاً از دست داده بود، گرایشات ناسالم ملی ، اجتماعی و فکری را در درون سازمان ما دامن زد. در میان عده ای از افراد سازمان ما ــ به عنوان بازتابی از شرایط عینی اجتماعی ــ یأس و ناامیدی زبانه کشید که گاهی به طرف تسلیم طلبی ملی میلان یافت و زمانی هم به جانب انحلال طلبی سیاسی. گرایشات ناسالم فکری ، سیاسی و تشکیلاتی در درون سازمان ما به آن درجه ای از حدت خود رسیده بود که میتوانست هم راه را برای نفود استعمار در درون سازمان ما بگشاید و هم ما را مورد ضربت و تهاجم بیرحمانۀ ارتجاع قرار دهد. برای بیرون شدن از چنین شرایط بغرنج و سخت که کنفرانس سرتاسری سازمان آزادیخش مردم افغانستان پس از یکسال و اندی تدارک و انتظار برگزارگردید تا بتواند ترازبندی علمی ای از دست آورد ها و کمبود های مبارزاتی پنجساله ارائه داده و خط مبارزاتی آتیه را روشن سازد. کنفرانس با قاطعیت نظر همگانی سازمان را بار دیگر تأکید ورزید که &#8221; امپریالیسم خونخوار روس ، قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221;  به منظور درهم و برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است. کنفرانس با نظر اندازی بر مبارزات آزادیبخش ما در پهنای ملی و بین المللی به این نتیجه رسید که استعمار روس می خواهد بر پایه جنبش خود بخودی مردم و نتایج ناشی از آن – که مبارزات مردم ما را از تکامل همه جانبه آن باز میدارد همگام با تسلط نیروهای ارتجاعی و تاریخزده ، دست اندازی نیروهای امپریالیستی دیگر ، در غیاب یک جریان روشنگر و رهنما که بتواند مبارزات مردم ما را در ساحه های فکری و سیاسی سازمان دهد و تشکیلات متناسب با اوضاع مشخص کشور را به وجود آورد ، همگی در متن یک جامعه عقب مانده اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جنبش را از محتوای ضد استعماری تهی کرده ، و با ایجاد اختلافات تصنعی میان نیروهای مقاومت ملی و سوء استفاده از قبیل آن همه نیروهای مقاومت ملی را یکایک نابود ساخته و کشور را به انقیاد بکشاند. این بافت سیاسی – اجتماعی که مقدمات آن بر پایه حملات نظامی نابود کننده – فرسایشی توطئه های &#8220;سیاسی&#8221; تفرقه افگن و کار نفوذی به اشکال مختلف و متنوع آن با کار &#8221; فرهنگی&#8221; استعماری مسخ کننده نوجوانان استوار است ، گرایشات نوسانی ، بدبینانه و حتی خاینانه ای را در میان جنبش به وجود می آورد. علاوه بر این کمبود کار بنیادی فکری ، تشتت و ابهام سیاسی و چند دستگی تشکیلاتی آن عوامل عمومی درونی است که میتواند یک سازمان انقلابی را از مسیر اصلی آن منحرف سازد و در منجلاب این گونه انحرافات بیندازد. سازمان با برخورد صادقانه و صمیمانه به مشکلات خود توانست در مبارزه علیه گرایشات تسلیم طلبانۀ ملی و اجتماعی پیروز بدر آید. این پیروزی فقط میتوانست با وحدت رزمنده نیروهای عظیم و کتله ای سازمان با آگاهی ژرف و روز افزون و با چنگ زدن به اصولیت انقلابی در چارچوب یک سازمان منضبط پیکارجو میسر گردد. آن عده از نیروهای &#8220;مقاومت ملی &#8221; که حتی &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از نیروهای دیگر سلب می کنند و بدینوسیله آب به آسیاب امپریالیسم روس میریزند و عملأ به &#8221; چماق گنده &#8221; استعمار روس مبدل شده اند ، با وجود اعتقاد عمیق سازمان بر اینکه امپریالیسم روس را فقط ملت یکپارچه ، متحد و مصمم به مبارزه میتواند شکست بدهد ، ولی با ایجاد یک تناقض آشتی ناپذیر تصنعی در میان نیروهای مقاومت ملی توسط این چوبدستان پنهانی امپریالیسم ، ما وظیفه داریم آنها را بطور فعال و مداوم به حکمیت راستین ملت قهرمان افغانستان بسپاریم و برای دفاع از هستی و حق خود در مبارزه علیه استعمار روس و برای تحقق آرمانهای والای سامایی از تمام وسایل استفاده نمائیم ، مشروط بر این که مبارزه برای تحقق این اهداف ما را به انحراف دیگر نکشانیده ، مرز میان ما و دشمن زدوده نگردد و یا با انحلال خود علت وجودی خویش را زیر سوال قرار ندهیم. کنفرانس بر این عقیده است که وحدت جنبش انقلابی مردم افغانستان ضامن وحدت ملت ما و تضمین کننده آن شرایط لازمی است که میتواند راه را برای بیرون انداختن استعمار روس از کشور ما و همچنان تداوم انقلاب به مفهوم تحکیم آزادی ملی ، تأمین دموکراسی و عدالت اجتماعی بطور واقعی هموار سازد. و هم میتواند نیروهای ارتجاعی هار و برآشفته را سر جایش بنشاند. کم بها دادن به جنبش انقلابی کشور و دادن طرح های بلند بالای غیر مسئولانه هردو به تکامل طبیعی و قانونمند جنبش صدمات جبران ناپذیری وارد می کند. سازمان (ساما) با تواضع و صداقت حاضر است نقش مثبت خود را بعنوان گردان پیشتاز و با تجربه تر جنبش در امر وحدت رزمندۀ تمام نیروهای انقلابی اداء نماید و در این مورد هیچگونه امتیازی را برای خود نمیخواهد. کنفرانس با جمعبندی از کارچند ساله (ساما) در جبهه متحد ملی و برای آن بر این نکته تأکید ورزید که بدون وحدت رزمندۀ ملت بر پایه یک خط مبارزاتی روشن و سازماندهی متناسب با آن که همه نیروهای مجاهد ملی بتواند در چهار چوب آن هویت سیاسی و دور نمای مبارزاتی خود را باز نماید – شکست امپریالیسم روس ، بیرون راندن قوای اشغالگر ، همراه با سرنگونی قهری و کامل رژیم دست نشانده آن امری امکان نا پذیر است. صدو چند سازمان خرد و بزرگ درون و بیرون کشور که هرکدام بیش از پیش بر روی همدیگر شمشیر می کشند، اگر راه را برای استعمارگر هم باز نکنند ، نمیتوانند بدون داشتن یک برنامۀ مشترک مبارزاتی مشکل استعماری را در جامعه حل کنند. سیاست های انحصار گرانه عده ای ریاست جوی که &#8221; در زیر سایۀ پیل خود را بزرگ می پندارند &#8221; صدمات جبران ناپذیری به جنبش انقلابی ما زده و خواهد زد. کنفرانس با تحلیل و ارزیابی از وضع جهانی و ملی به این نتیجه رسید که مبارزات مردم ما طولانی ، خونین و پر از نشیب و فراز خواهد بود و &#8220;راه حل&#8221; معجزه آسائی در آیندۀ نزدیک به چشم نمی خورد. بناءً سازمان ما با اتکاء بر &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; خود وظیفه دارد دست های دوستی ایرا که بدون قید و شرط بطرف مردم و ملت ما دراز میشود ، با درنظر گرفتن منافع تاریخی و انقلابی مردم ما بفشارد و در سطح بین المللی آنچنان شرایطی را بوجود آورد تا جنبش انقلابی کشور بتواند در متن آن سیاست اتکاء به خود و اتکاء به مردم خود را عملأ متحقق سازد. دنباله روی و انفراد سیاسی هردو در جنبش ما را ضربت می زند. (ساما) با تکیه بر خط مبارزاتی روشن و قاطع ضد امپریالیستی ، ضد ارتجاعی خود حق و وظیفه دارد حرکت مبارزاتی بین المللی خود را مطابق به منافع ملی و انقلابی مردم ما عیار سازد. انعقاد کنفرانس سرتاسری سازمان ما در شرایطی که استعمار روس خیال واهی پراگندگی ، عقبگرد و یا حتی نابودی سازمان ما را در سر می پروراند و در هنگامی که ارتجاع برآشفته به همدستی و همدستانی با استعمار روس در پی &#8221; ریشه کن کردن &#8221; انقلاب راستین این ملت است ، به یقین دوستان انقلاب افغانستان را خوشنود و دشمنان آنرا هارتر و سراسیمه تر می سازد. اکنون برای سازمان ما بحق مرحله جدیدی از مبارزه ، فداکاری و پیشرفت آغاز شده است که دور نمای آن بجز از پیروزی و رسیدن به آرمان های بزرگ مردم این سرزمین – آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی و ایجاد افغانستان آزاد ، آباد ، شگوفان و انقلابی دیده نمی شود. این ضرورت مردم ماست و مردم پیروز است.   ••• کاکای شکردرهشهیدی دیگر از تبار محرومان بپاخاسته قریۀ سرخ ولسوالی شکردره در یکی از روزهای سال ۱۳۱۷ هـ. ش. در کلبه ی یکی از دهقانان فقیرش شاهد تولدی بود که مولود بالغش رزمنده ی مشهور، آزادیخواه، وطن دوست و در یک کلام &#8220;چریک سامایی&#8221; گشت. فامیل فقیری که این نوزاد در آغوش آن چشم به جهان گشود، فرزند شان را عبدالهادی نام نهادند. تو گویی از همان روز آنها می دانستند که روزگاری طفل شان جوان برومندی خواهد شد که مردمش را در نبردی سخت و خونین علیه تجاوز و بیداد هدایت کند. خوشا که...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-282" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3.jpg" border="0" width="383" height="319" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3.jpg 383w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3-300x250.jpg 300w" sizes="(max-width: 383px) 100vw, 383px" /></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">نمونۀ اصلی شمارۀ سوم دوره دوم </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center"> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="border-width: 1px; border-top: 1px solid; border-bottom: 1px solid; font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">دوره دوم     شماره سوم            سال چهارم               جدی <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱۳۶۲</span>                      جنوری <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-family:"Courier New \(Arabic\) \(Vietnames"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-language:EN-US;} .MsoPapDefault 	{mso-style-type:export-only; 	margin-bottom:10.0pt; 	line-height:115%;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱۹۸۴</span> <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} -->  </p>
<div dir="rtl" align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس سرتاسری ساما- کنفرانس وحدت </div>
<div dir="rtl" align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس پیروزی</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سیمای سیاسی و اجتماعی کشور ما بعد از کودتای ثور با میلاد حرکت سیاسی منظم و گسترده گروه ها و لایه های اجتماعی متباین و متضاد مشخص میگردد. تسلط مشتی وطنفروشان فرومایه بر مقدرات ملتی آزاد و مردم آزاده، همۀ گروه های مردم ما را در برابر هستی و نیستی قرار داد که بداهتاً واکنش سریع و فراگیر را باخود داشت.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif"> مشخـصۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما ) اولاً در این است که برخلاف بسیاری از احزاب و سازمانهای موجود در ساحه، میلاد و نیرومندی خود را مرهون داخل کشور با گروهبندی اجتماعی و جو حاکم برآنست. ثانیاً  اینکه این سازمان در بحبوهۀ تکانهای بزرگ سیاسی ــ اجتماعی کشور ما بنیان گذاشته شد؛ رشد کرد و در متن آن به قوام خود رسید. دیگر اینکه سازمان ما از موضع اجتماعی ــ سیـــــاسی &#8221; منافع تاریخی و انقلابی مردم افغانستان &#8221; به مفهوم دفاع از منافع فرودستان و زحمتکشان به  کار و پیکار خود آغازید. چهارم اینکه سازمان ما با طرد وابستگی و در گرو گذاشتن منافع و غرورخدشه ناپذیر ملی ما علم &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; را به عنوان سنگ بنای سیاست بین الملــلـی خود ــ چه در دوران جنگ آزادیبخش ملی ویا بعد از پیروزی ــ برافراشت. در اخیر اینکه برای سازمان ما اشتراک فعال در جنگ مسلحانه آزادیبخش ملی آن بوتۀ آزمایشی است که در  نبرد رویاروی با دشمن، اتکاء به خود و اتکاء به مردم، معیار وطن دوستی، صداقت و صمیمیت ما نسبت به امر انقلاب و مردم صیقل می یابد.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">سازمانی با این سرشت، سرنوشتی جز این ندارد که با ارتجاع ــ استعمار ( و در شرایط جنگ ملی با استعمار ــ ارتجاع ) دربیفتد و راه خود را ازخلال آتش متقاطع دشمنان رنگارنگ انقلاب و در پیشاپیش آن استعمارگر روس و ایادی خود فروخته و تاریخ زدۀ آن باز کند.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">این سازمان بنابر سرشت انقلابی، پیشرونده و زنجیرگسل آن نه تنها خار چشم استعمار روس و مزدوران آنست، بلکه آزمندان و دست اندرکارانیکه خیال سروری کاذب و پنهانی مقدرات مردم مارا دارند، از آزادی و آزادگی و حاملین صدیق و استوار آن مانند خفاشی از آفتاب میترسند و با طمع خام در همان آبشخوری می چرند که اکنون مزدوران روس به خاطر آن دریایی از خون را در کشور ما جاری کرده  اند.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">سازمان ما از بدو تأسیس خود موقعیت سیاسی و تاریخی خویش را به عنوان مدافع راستین آزادی ملی، دموکراسی و عدالت اجتماعی با طرد هرگونه وابستگی و مزدورمنشی و دفاع از گرایش مترقی و پیشرونده، به طور صریح و قاطع بیان داشت و برای پاسداری از آن با قربانی بی همتای عدۀ زیادی از رهروان و رهبران خود به دفاع برخاست.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان ما درخلال پنج سال از عمر پربار خود دستاوردها و تجارب بزرگی را کسب کرد که نه تنها برای خود ما، بلکه برای جنبش انقلابی و ملی میهن عزیز ما میتواند دستاورد و گنجینۀ پر ارزشی به شمار رود. ازجانب دیگر ما درخلال پیشروی از موانع، مصائب ، محاسبات و دامهای استعماری ــ ارتجاعی به افت وخیزها و کاستی هایی نیز مواجه بوده ایم که برخورد صادقانه ، صمیمانه و علمی بدانها نیز میتواند ما را در راهپیمائی ما یاری رساند.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان ما در ماه اسد سال ١٣٦٠ھ ش مورد یورش چند جانبه و نابود کنندۀ استعمار روس قرار میگیرد وبا ضربت خوردن تعدادی از رهبران ما سازمان دچار فقدان توازن میشود. و متعاقب آن باردیگر در تاریخ انقلابی ما نیروی سازمان مورد حملات بیرحمانه و هدفمند استعمار ــ ارتجاع قرار میگیرد. </div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ارتجاع هار ولجام گسیخته ایکه در طول تاریخ از خون فرزندان فداکار این میهن تغذیه کرده و به همدستی استعمار بر اجساد قربانیان خود  به رقص مرگ آفرین پرداخته است.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">این فشارچند جانبه در شرایطی که سازمان ستاد فرماندهی خود را عمدتاً از دست داده بود، گرایشات ناسالم ملی ، اجتماعی و فکری را در درون سازمان ما دامن زد. در میان عده ای از افراد سازمان ما ــ به عنوان بازتابی از شرایط عینی اجتماعی ــ یأس و ناامیدی زبانه کشید که گاهی به طرف تسلیم طلبی ملی میلان یافت و زمانی هم به جانب انحلال طلبی سیاسی. گرایشات ناسالم فکری ، سیاسی و تشکیلاتی در درون سازمان ما به آن درجه ای از حدت خود رسیده بود که میتوانست هم راه را برای نفود استعمار در درون سازمان ما بگشاید و هم ما را مورد ضربت و تهاجم بیرحمانۀ ارتجاع قرار دهد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">برای بیرون شدن از چنین شرایط بغرنج و سخت که کنفرانس سرتاسری سازمان آزادیخش مردم افغانستان پس از یکسال و اندی تدارک و انتظار برگزارگردید تا بتواند ترازبندی علمی ای از دست آورد ها و کمبود های مبارزاتی پنجساله ارائه داده و خط مبارزاتی آتیه را روشن سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با قاطعیت نظر همگانی سازمان را بار دیگر تأکید ورزید که &#8221; امپریالیسم خونخوار روس ، قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221;  به منظور درهم و برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با نظر اندازی بر مبارزات آزادیبخش ما در پهنای ملی و بین المللی به این نتیجه رسید که استعمار روس می خواهد بر پایه جنبش خود بخودی مردم و نتایج ناشی از آن – که مبارزات مردم ما را از تکامل همه جانبه آن باز میدارد همگام با تسلط نیروهای ارتجاعی و تاریخزده ، دست اندازی نیروهای امپریالیستی دیگر ، در غیاب یک جریان روشنگر و رهنما که بتواند مبارزات مردم ما را در ساحه های فکری و سیاسی سازمان دهد و تشکیلات متناسب با اوضاع مشخص کشور را به وجود آورد ، همگی در متن یک جامعه عقب مانده اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جنبش را از محتوای ضد استعماری تهی کرده ، و با ایجاد اختلافات تصنعی میان نیروهای مقاومت ملی و سوء استفاده از قبیل آن همه نیروهای مقاومت ملی را یکایک نابود ساخته و کشور را به انقیاد بکشاند. این بافت سیاسی – اجتماعی که مقدمات آن بر پایه حملات نظامی نابود کننده – فرسایشی توطئه های &#8220;سیاسی&#8221; تفرقه افگن و کار نفوذی به اشکال مختلف و متنوع آن با کار &#8221; فرهنگی&#8221; استعماری مسخ کننده نوجوانان استوار است ، گرایشات نوسانی ، بدبینانه و حتی خاینانه ای را در میان جنبش به وجود می آورد. علاوه بر این کمبود کار بنیادی فکری ، تشتت و ابهام سیاسی و چند دستگی تشکیلاتی آن عوامل عمومی درونی است که میتواند یک سازمان انقلابی را از مسیر اصلی آن منحرف سازد و در منجلاب این گونه انحرافات بیندازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان با برخورد صادقانه و صمیمانه به مشکلات خود توانست در مبارزه علیه گرایشات تسلیم طلبانۀ ملی و اجتماعی پیروز بدر آید. این پیروزی فقط میتوانست با وحدت رزمنده نیروهای عظیم و کتله ای سازمان با آگاهی ژرف و روز افزون و با چنگ زدن به اصولیت انقلابی در چارچوب یک سازمان منضبط پیکارجو میسر گردد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">آن عده از نیروهای &#8220;مقاومت ملی &#8221; که حتی &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از نیروهای دیگر سلب می کنند و بدینوسیله آب به آسیاب امپریالیسم روس میریزند و عملأ به &#8221; چماق گنده &#8221; استعمار روس مبدل شده اند ، با وجود اعتقاد عمیق سازمان بر اینکه امپریالیسم روس را فقط ملت یکپارچه ، متحد و مصمم به مبارزه میتواند شکست بدهد ، ولی با ایجاد یک تناقض آشتی ناپذیر تصنعی در میان نیروهای مقاومت ملی توسط این چوبدستان پنهانی امپریالیسم ، ما وظیفه داریم آنها را بطور فعال و مداوم به حکمیت راستین ملت قهرمان افغانستان بسپاریم و برای دفاع از هستی و حق خود در مبارزه علیه استعمار روس و برای تحقق آرمانهای والای سامایی از تمام وسایل استفاده نمائیم ، مشروط بر این که مبارزه برای تحقق این اهداف ما را به انحراف دیگر نکشانیده ، مرز میان ما و دشمن زدوده نگردد و یا با انحلال خود علت وجودی خویش را زیر سوال قرار ندهیم.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس بر این عقیده است که وحدت جنبش انقلابی مردم افغانستان ضامن وحدت ملت ما و تضمین کننده آن شرایط لازمی است که میتواند راه را برای بیرون انداختن استعمار روس از کشور ما و همچنان تداوم انقلاب به مفهوم تحکیم آزادی ملی ، تأمین دموکراسی و عدالت اجتماعی بطور واقعی هموار سازد. و هم میتواند نیروهای ارتجاعی هار و برآشفته را سر جایش بنشاند. کم بها دادن به جنبش انقلابی کشور و دادن طرح های بلند بالای غیر مسئولانه هردو به تکامل طبیعی و قانونمند جنبش صدمات جبران ناپذیری وارد می کند.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان (ساما) با تواضع و صداقت حاضر است نقش مثبت خود را بعنوان گردان پیشتاز و با تجربه تر جنبش در امر وحدت رزمندۀ تمام نیروهای انقلابی اداء نماید و در این مورد هیچگونه امتیازی را برای خود نمیخواهد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با جمعبندی از کارچند ساله (ساما) در جبهه متحد ملی و برای آن بر این نکته تأکید ورزید که بدون وحدت رزمندۀ ملت بر پایه یک خط مبارزاتی روشن و سازماندهی متناسب با آن که همه نیروهای مجاهد ملی بتواند در چهار چوب آن هویت سیاسی و دور نمای مبارزاتی خود را باز نماید – شکست امپریالیسم روس ، بیرون راندن قوای اشغالگر ، همراه با سرنگونی قهری و کامل رژیم دست نشانده آن امری امکان نا پذیر است. صدو چند سازمان خرد و بزرگ درون و بیرون کشور که هرکدام بیش از پیش بر روی همدیگر شمشیر می کشند، اگر راه را برای استعمارگر هم باز نکنند ، نمیتوانند بدون داشتن یک برنامۀ مشترک مبارزاتی مشکل استعماری را در جامعه حل کنند. سیاست های انحصار گرانه عده ای ریاست جوی که &#8221; در زیر سایۀ پیل خود را بزرگ می پندارند &#8221; صدمات جبران ناپذیری به جنبش انقلابی ما زده و خواهد زد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با تحلیل و ارزیابی از وضع جهانی و ملی به این نتیجه رسید که مبارزات مردم ما طولانی ، خونین و پر از نشیب و فراز خواهد بود و &#8220;راه حل&#8221; معجزه آسائی در آیندۀ نزدیک به چشم نمی خورد. بناءً سازمان ما با اتکاء بر &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; خود وظیفه دارد دست های دوستی ایرا که بدون قید و شرط بطرف مردم و ملت ما دراز میشود ، با درنظر گرفتن منافع تاریخی و انقلابی مردم ما بفشارد و در سطح بین المللی آنچنان شرایطی را بوجود آورد تا جنبش انقلابی کشور بتواند در متن آن سیاست اتکاء به خود و اتکاء به مردم خود را عملأ متحقق سازد. دنباله روی و انفراد سیاسی هردو در جنبش ما را ضربت می زند. (ساما) با تکیه بر خط مبارزاتی روشن و قاطع ضد امپریالیستی ، ضد ارتجاعی خود حق و وظیفه دارد حرکت مبارزاتی بین المللی خود را مطابق به منافع ملی و انقلابی مردم ما عیار سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">انعقاد کنفرانس سرتاسری سازمان ما در شرایطی که استعمار روس خیال واهی پراگندگی ، عقبگرد و یا حتی نابودی سازمان ما را در سر می پروراند و در هنگامی که ارتجاع برآشفته به همدستی و همدستانی با استعمار روس در پی &#8221; ریشه کن کردن &#8221; انقلاب راستین این ملت است ، به یقین دوستان انقلاب افغانستان را خوشنود و دشمنان آنرا هارتر و سراسیمه تر می سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">اکنون برای سازمان ما بحق مرحله جدیدی از مبارزه ، فداکاری و پیشرفت آغاز شده است که دور نمای آن بجز از پیروزی و رسیدن به آرمان های بزرگ مردم این سرزمین – آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی و ایجاد افغانستان آزاد ، آباد ، شگوفان و انقلابی دیده نمی شود.</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">این ضرورت مردم ماست و مردم پیروز است.   <br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کاکای شکردره<br />شهیدی دیگر از تبار محرومان بپاخاسته</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">قریۀ سرخ ولسوالی شکردره در یکی از روزهای سال ۱۳۱۷ هـ. ش. در کلبه ی یکی از دهقانان فقیرش شاهد تولدی بود که مولود بالغش رزمنده ی مشهور، آزادیخواه، وطن دوست و در یک کلام &#8220;چریک سامایی&#8221; گشت. فامیل فقیری که این نوزاد در آغوش آن چشم به جهان گشود، فرزند شان را عبدالهادی نام نهادند. تو گویی از همان روز آنها می دانستند که روزگاری طفل شان جوان برومندی خواهد شد که مردمش را در نبردی سخت و خونین علیه تجاوز و بیداد هدایت کند. خوشا که عبدالهادی شهید تحت رهبری سازمان پرافتخارش؛ ساما، خط حرکت مردم را بسوی آزادی به خون پاک خویش ترسیم و هادی راه آزادی انسان شد. </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">&nbsp;</p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-283" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/hadi_2_3.jpg" border="0" width="231" height="278" /></div>
<p>&nbsp;</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">دوران طفولیت عبدالهادی مثل سائر دهقان زادگان فقیر با مشقت و محرومیت سپری گشت. محرومیت از رفاه اولیه، محرومیت از پرورش، محرومیت از تحصیل و . . .  هزاران محرومیتی که سیستم بیدادگر حاکم عامل آنست و فشار طاقت فرسای اربابان ستم و اختناق روزافزون قدرتمندان و فقر اقتصادی آنرا مضاعف میسازد. ولی عبدالهادی استعدادی سرشار داشت و با تلاش همیشگی اش خستگی ناپذیر بود و توانست بطور خصوصی خواندن و نوشتن را فرا گیرد. پس از آن با شغل محرر به استخدام درآمد و از این راه امرار معاش میکرد. آشنایی با ادارات دولت او را معتقد ساخت که چگونه سیستم فاسد ومنفور اداری حاکم تأمین کننده ی منافع مشتی ستمگر و بهره جو میباشد. اگر زندگی فقیرانه ی روستایی، او را به عمق مناسبات استثماری در جامعه آگاه ساخته بود، مأموریت اداری یا محرر بودن او را با سیمای پلید دستگاه دولتی ارتجاعی آگاه ساخت و وی را با هردو در تقابل وتضاد قرار داد و از او شخصیت ضد استبداد، ضد ارتجاع، ضد استثمار و ضد استعمار ساخت. او با جوانمردی و احساس شریفانه اش پیوسته مردم را یاری میرساند و از آنها دفاع مینمود و در برابر شرایط ناگوار و زندگی رقت انگیز هیچگاهی سر تسلیم فرو نمی آورد. غرور انسانی و روح بلند پروازش همیشه او را در برابر بیدادگران به مبارزه میکشاند و مدت ها با زندگی مخفی تفنگ بدوش در کنار مردم اش میزیست، تحمل مصائب و رنج و دردجانگداز زندگی مخفی او را شخصیتی استوار، قاطع و مقاوم بار آورده بود. <br /> بعد از فاجعه ی ننگین ثورـ میهن غزیز ما در دامگاه اسارت روس رهزن و عمال شرف باخته ی آن محصور گردید، عبدالهادی در سنگر نبرد آزادیبخش مردم جایش را در کنار رزمندگان (سامایی) یافت و بمبارزه ی قاطع و پیگیر علیه میهن فروشان &#8220;پرچمی و خلقی&#8221; پرداخت و در ده ها عملیات ضد رژیم مزدور بی هراس شرکت نمود و میهن فروشان را در محاکمه دادگاه خشم آگین برحق مردم قهرمان ما می کشانید و از این عملیات خود را بعنوان چهره ی تابناک و درخشان متجلی ساخت. او بمثابه چریک شایسته (ساما) نمونه ی مقاومت، جانبازی و از خود گذری بود. <br />تجاوز بیرحمانه و مستقیم خرس های قطبی بر حریم مقدس میهن آزاده ی ما احساس افغانی و غرور ملی عبدالهادی را بیشتر از پیش برانگیخت و در پرتو مشی مستقل ملی ساما مصمم تر وارد کارزار خونین پیکار ضد تجاوز کرد. عبدالهادی درمبارزات ضد روسی خود سیمای انسان شیفته آزادی و دلباخته ی میهن را ترسیم میکرد. او عار میدانست روس ها به قریه اش، شهرش و به وطن اش پا گذارند و جنگ رویاروی و مقابله ی مستقیم تا پای جان شعار همیشگی اش بود و جبن، ترس و فرار از جنگ با دژخیمان روس را به حقارت میگرفت. عبدالهادی در سراسر زندگی عملی اش با تهور و فداکاری و قاطعیت در برابر اشغالگران میرزمید. شجاعت، مردانگی و ایستادگی مداوم او در برابر خصم، دشمنان روسی و عمال هرزه اش را زبون ساخته بود و از نام سهمناک او می هراسیدند. عیدالهادی در اکثر عملیات ضد روسی که سازمان پرافتخار &#8220;ساما&#8221; در کوهدامن براه می انداخت، فعالانه شرکت داشت و او سرمست وشاداب بدون دلهره و اضطراب به سنگرهای افتخار آفرین رو می آورد تا میهن و مردم غیورش را ازچنگال سوسیال فاشیسم روس در میدان رزم نجات دهد و باین خصال در میان رزمندگان قهرمان (سامایی) موقعیت شایسته ای داشت و همه سامایی های منطقه اش او را یار دلاور، شجاع و بی هراس میپنداشتند. عبدالهادی منحیث شخصیت اجتماعی و با احساس در میان مردم اش مقام ارزشمندی را حایز بود و مردم او را کاکا میخواندند. عبدالهادی با برخورد شریفانه و انسانی در حل مشکلات و پرابلم های اجتماعی مردم صمیمانه شرکت مینمود و از هیچ نوع مساعدت انسانی با مردم دریغ نمی ورزید. <br />سرانجام دست های خون آلود روس های وحشی که قاتل ده ها هزار انسان میهن پرست و آزادی خواه افغان اند، بخون سرخ و گلگون عبدالهادی شهید بتاریخ ۲۸ اسد ۱۳۶۰ رنگین تر شد.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl"> روحش شاد و خاطره اش گرامی باد!</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">عبدالهادی در طی یک مقابله ی مستقیم و پیکار حماسی با روسها و عمال آن بعد از ساعت ها جنگ قهرمانانه و کشتن تعداد زیادی روس ها و مزدوران آن ـ سینه اش هدف رگبار مسلسل دژخیمان فرومایه قرار گرفت و با خون خویش نهال برومند آزادی را شجاعانه آبیاری کرد. آری انسان می میرد و انسان را از مرگ گریزی نیست، مرگ با ارزش مرگی است که در زندگی دیگران اثر بخشد. شهادت عبدالهادی نه تنها (ساما) را متأثر و اندوهگین ساخت بلکه تمام مردم منطقه اش؛ خورد و بزرگ، پیر وجوان در سوک عمیق شهادت قهرمانانه ی او فرو رفتند. او را نمونه ی مقیاس مقاومت و شهامت در برابر دشمنان سوگند خورده ی خود میدانستند. (ساما) افتخار دارد که در جنگ نجاتبخش کنونی کشور، صدیق ترین، پاکباز ترین و فداکار ترین شخصیت های انقلابی و پر عظمت را در راه منافع والای مردم سلحشور افغانستان و آزادی میهن عزیز از چنگال اشغالگران روسی و مزدوران خود فروخته ی آن ـ بمثابه خون بهای آزادی تقدیم میکند. <br />ساما درود های گرم و آتشین خویش را بر روان پاک همه ی شهدای راه آزادی و عبدالهادی شهید قهرمان سامایی می فرستد.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">ننگ و نفرین به قاتلان مردم افغانستان!<br />زنده و تابناک باد خاطره ی پرشکوه شهدای راه آزادی!<br />جاویدان باد خاطره ی گرامی شهدای ســـامـــایـــی !<br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ششم جدی یا روز تکامل یک جنایت</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">خون های رنگین آزادیخواهان ومیهن پرستان، مجارستان، چکوسلواکیا در بازارخونخواری وانسان کشی امپریالیزم نوخواسته روس ، در حالیکه حشمت شیطانی مزدوران بی ارادۀ فرعونیان کرملین نشین بر شانه های استخوانی مردم مجارستان وچکوسلواکیا&#8230;. سنگینی میکرد ، قطره قطره دریای یک آرمان بزرگ – آزادی میهن اسیرشده شان میریخت ، وخرس آدم خوار قطبی هنوز پوزه آلوده به خونش را بر زمین نمالیده بود که صید دیگری ارده پرواز کرد. لهستان آماده به استقبال سحرشد ده ها کشور وملل در زنجیرکشیده شده دیکر در انتظارطلوع آفتاب انقلاب در مستعمرات ، خیزش&#8221; دوزخیان&#8221; پیروزی باخته و واژگونی امپراتوری سرمایداری متمرکز دولتی دقیقه شماری میکردند. ولی پیشمرگ اسطوره ساز در تاریخ بایست از پردۀ انتظارجانگاه بیرون می جهید وآتش به خرمن هیزم انبارشده میزد، وهستی اش به یک باره در پای آرمان جاودانۀ بشریت مترقی و آزادیخواه نثار میکرد. تا نشان دهد که زنجیر در دست و پای همه است و باید هر حلقه و قفل آنرا شکست وهر کسی باید با جسارت دین انقلابی وانسانی اش را اداء کند. و آنگاه است که میشود شیپور نواخت وبر ویرانه های جهنم استعمار وبهره کشی ، پایه های بهشت آزادی را بنیان گذاشت.<br />آری! ما افغان ها در چنین راه وآرمانی ، در شکم نهنگ فرو رفته ایم ، تا با پاره کردن آن &#8220;یونس&#8221; گونه ئی تاریخ خود باشیم. نثار نفرین مسلحانه قهرمانان پا برهنه این دیار برفاجعه خونین  هفت ثور نمونه ایست بی بدیل که تمثیل گرش دریای جاری خون میان ملت ما و استعمارگر روس است. بدون چنین از خود گذری چطور می شد &#8221; نقد مسلحانه &#8221; را جایگزین نقد سیاسی کرد و پشمرگ انقلاب مستعمرات در زنجیرشد. وقتیکه &#8221; نابغه &#8221; رسوا- این نیکو فرزند استعمار زده امپریالیرم روس تاج خون آلود بردگی را بنام&#8221; انقلاب نوع افغانی&#8221; به سر نهاد ، شلیک رزمجویان ما از تولد یک جنایت خبر داد که وجودش به ننگ افغانی ما سر سازگاری نداشت. و باید این حرام زاده در فضای بی آلایش عقابان بلند پرواز آریانا لحظه ای زیست نمیکرد. تپش و تنش آغاز شد و تفنگ های خاموش که سحر مرگ انگلیس قسم بندش کرده بود ، غریدن آغازید .هر فریادش قفسچۀ جادوئی را می شکست و هر تیرش کلید قفل زندان بود. وحشت دولت و قدرت با تمام حلوابخشی های استعماری و ناموس فروشانه که شاگردان قصاب قرن براه انداخته بودند از تمام روستا و شهر های کوچک آنچنان برچیده شد که گوئی باران بهاری زباله ها را یکسره از کوچه و پس کوچه برده است تا طبیعت زیبائی بهار را نیالاید ، و فقط چوچه خرسک ها در طویله های بنام &#8220;خانه خلق&#8221;  &#8220;قرارگاه&#8221; و &#8221; فرودگاه&#8221; پنهان بود کاه دودی کفایت میکرد تا جشن شکار خرس، میله نوروزی وطنداران میشد، اما نوروز آزادگان بایست ازحوت خونین می گذشت، که گذشت، و درمیان راه فضله &#8221; مصئونیت ، قانونیت وعدالت &#8221; که توشه شاگرد بیحیا به استاد &#8221; نابغه &#8221; اش تره کی بود، توأم با عشوه گری های زیور خواهی ، بهانه ای به روس امپریالیستی داد تا بنام &#8221; قانونیت&#8221; تجاوز اش ، شاگرد بی کفایت را عادلانه گردن بزند. و مصئونیت ، روباهی بی آبرو ببرک حقه باز را با احضار صد هزار وحشی ویرانگر تأمین نماید تا یک جنایت مخفی را که غدارانه تمهید دیده بود عریان  تکامل دهد  .                                                                                    <br />شامگاه شش جدی بدون چون و چرا چنین است، و اگرمگر در آن خیانتی به خلق قهرمان افغانستان ، که عمیق آنرا پیامدهای تکاملی این جنایت روشن کرده است.<br />فرمان آتش و کشتار و قتل عام که بنام به اصطلاح &#8221; عفو عمومی &#8221; از طر ف دارۀ دزدان صد هزاری به صاحب خانه آتش گرفته ، سوخته و تاراج شده پیشکشی شد، نمکی بود که بر زخم دیرین دردمندی پاشیده شد. &#8221; آزادی بندیان سیاسی&#8221; آنچنان انجام یافت که نام شیران در زنجیر جاودانه در دفتر آزادگان شهید تاریخ ثبت ماند. و لست آن به عنوان مدال قهرمانی جنایت و فاشیزم ، تفرقه ای بود که به &#8220;امین&#8221; جلاد سپرده شد تا در کنار هتلر و موسلینی و بیسمارک، از برژنف سوسیال فاشیست ، این و لیعهد فاشیسم مغلوب جهانی و سردمدار بر سر اقتدار کنونی آن ، تدارک پذیرائی در نفرین گاه تاریخ ببیند. <br />وعده &#8221; آزادیهای سیاسی&#8221; با خون ده ها و صدها دانش آموز پسر و دختر آنقدر رنگین شد که جاده ها و صحن مکاتب و پوهنتون قرمزین گشت تا قانون آزادی سیاسی استعماری در مقابل با اراده  مردم از مفهوم عوامفریبانه آن بیرون برآید و خلق بداند با چه روباه دم بریده وشیادی روبرو است. ویرانی دهکده ها، کشتار بیدریغ روستائیان ، آدم ربائی شبانه و روزانه درشهرها که مضمون نامه ای ملی و دیموکراتیک(؟!) بودن رژیم را بنمایش میگذاشت و بیشتر از چهار ملیون زن و کودک و پیر و جوان را جبرأ وارد دیار غربت وهجرت ساخت تا خود افعی صفت آسوده بر روی سیم و زر بخوابد.                                      <br />پاسخ قهرمانانه پاسداران صدیق این دیار به سیاست های ماورای توحش و ویرانگری امپریالیسم شرارت پیشه روس اگر از یک سو توانسته است عکس العمل آزادی خواهانه مردم ما را در گسترۀ جهان انعکاس دهد از سوی دیگرسحر شکست نا پذیری زور گوئی ولشکر کشی &#8221; ارتش سرخ&#8221; تشنه به خون را نیز تا آنجا به تجزیه گرفته که مزدوران بد کیش و انسان کش ، شیطان منشانه به قرائت قرآن پرداخت و ازهمه بیشتر درصف جماعت ایستاده تا اگر شود کاذبانه خود را توبه گرجلوه دهد. اما سوگند خارائین تفنگ بدوشان که شلیک خالصانه بروی استعمارگر و فرزند بومی آن بود به این جماعت شیاطین طعن تکفیرمیداد.                                                <br />وسرانجام تزارمل در تمام پرده های شیطنتش ، از ملی گرائی ، تا مسلمان نمائی، آنچنان با شکست بدرقه گردید که توبه نامه مسخره اش هم دردی را دوا نکرد. و ناگزیر از تجدید سلاح و تشدید جنگ با توسل به اراجیف دیگر شد. <br />دعوی کبر سن وصادق چاکری ، بین دو قلو های &#8220;خلق وپرچم&#8221; بدون آنکه خاتمه یابد به سازش با&#8221; ملی غورزنگیان انجامید تا با رجوع به خویشتن دائما نوکر منشی را نشان دهند. باقائل شدن سهمی از قدرت به ناسیونالیست های&#8221; بلند پرواز، که سنگ ضد فاشیسم و دفاع از ملت های ستم کش را به سینه میکوبیدند و امروز از شکوفه های آن &#8220;محتا طانه&#8221; و &#8220;استوارگونه&#8221; میوه فاشیسم را می چیند، بخود شریکان جرم بیشتری پیدا کرد بی خبر از اینکه هر یکی ازین شریکان جرم ، چه همزاد&#8221; خلقی&#8221; او و چه دیگران سابقه دار تر در چاکری هستند و رقیب او درین بازار خود فروشی میباشند. <br />ارتش اشغالگر و نوکر گوش بفرمان او، دل به اصطکاکات درونی جنبش کبیر میهنی بسته است. با وجودیکه متأسفانه تا کنون توانسته اند با گسیل حلقه گوشان در بازار تجارت اسلحه ، و ارسال بندل های روبل به کور مغزان بی ایمان شده ، پیشرو ترین جبهات و سازمان های انقلابی را در زیرآتش متقاطع خود قرار دهند ، و حتی آتش بس مصنوعی را به امید ایجاد شدن اصطکاکات بیشتر و آتش بس رسمی و خریداری شده را به خاطر از بین بردن هدف های موافقه شده برقرار کرده اند. لیک  ا ین سیاست نیز از چشم تیزبین ملت بیدار ما دور نخواهد ماند ، ملتی که تمام ثروت مادی ومعنوی اش را در اینراه عاشقانه قربانی کرده است تن به ننگ تاریخی تسلیم طلبی این خیانت بزرگ ملی نخواهد داد وهم پس پرده ها را دقیق زیر نظر خواهد داشت. اصطکاکات در تکامل آگاهانه جنبش فروکش کردنی است وشریان روبل روسی نیز تأثیر بیشتر از زمین بخشی استعماری ندارد. آتش بس مصنوعی با یورش جانانه ملت زنجیرگسل بر لاشۀ مومیائی شده ، شکسته خواهد شد و آتش بس های رسمی و خائنانه افشاء و رسوا ! اما آنچه درین میان گفتنی است ، کارنامه نبرد ما با دیو استعمارگر روس به درازا کشیده است ، تا کنون شعله های &#8220;عشق دوزخیان&#8221; پیروزی باخته به آتش کاخ سوز و خاکستر ساز تبدیل نشده است و ژنرالیسم یارولنسکی و قحط الرجال ناشی از کشتار سبعانه در چکوسلواکیا و مجارستان&#8230;. مانند ابر تیره دل تابش آفتاب را موقتأ خیره ساخته است و شکارچیان ما نیز ویژگی های این جنگ را با تمام خم و پیچ آن بطور همه جانبه ، دقیق و مدون درک نکرده اند ولی جرقه آغاز حریق است. آنچه بعنوان یک کمبود بر شمردیم به پایان خود نزدیک است، و ملت ما درین پیکار راه طولانی راه در پیش دارند.<br /> آنقدر تجارب مستقیم وعینی خواهد اندوخت ، و آنقدر سیاست های گونه گونه را به محک آزمایش قرارخواهد داد تا راه تاریخی خود را برگزیند و آنگاه است ، نه تنها این خرس قطبی و نه آن خوک انحصارگر بلکه این سیستم حیوانی &#8211; پادشاهی را از ریشه بر خواهد کند و بر ویرانه های آن جشن پیروزی انسان را برپا خواهند داشت آن روز در سر راه ماست.<br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl">          شعر در گذرگاه انقلاب</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">            <strong>&#8221; شامگاه تیره &#8220;</strong><br />چرخ گردون باز با وارونگی ره می سپارد<br />روزگاران سخت و محنت زاست ،<br />تیره گی چون لکه ی بر دامن برف زمستان<br />اهرمن با بال شومش سایه میگسترد هردم<br />تابش خورشید را میخواست تا ره گم نماید<br />جای خورشسید فروزان تیره ابری رخ نماید<br />جغد آمد تا که جاب بلبلان مأ وا بگیرد<br />زاغ و کرگس آمده تا لانۀ عنقا بگیرد<br />خلقی دون سنگ خلق قهرمان بر سینه کوبد<br />ریشه ی خلق وطن را دایما با تیشه کوبد<br />های و هوی رقص مزدوران فضای میهنم را <br />سخت آشفته است<br />گرد نا پاکی به هر سو پهن کرده ،<br />سینه ها را می فشارد<br />دست اهرمن ز هرسو لاله پَر پَر می کند<br />پهن صحرا قرمزین از لکه های خون<br />گاه از گلفرش خون گردیده صحرا لاله گون<br />گاه هم خیلی شقایق سد راه خار گردد<br />دشت و صحرا ، کوه و برزن صحنۀ پیکار گردد ،<br />مرغ توفان بر لبش دارد پیامی :<br />شب به پایان می رسد ، یاران طلوع صبح نزدیک است<br />اینک اینجا ، آنک آنجا ،<br />قاصد پیروزی مرغ بهاری<br />از شکست زاغ و مرگ کرگسان پیغام دارد<br />و هزاران . . . &#8220;<br />لیک ناگه از کمین<br />از هوا و از زمین<br />از شمال رود جیحون (آمو)<br />چون بلائی بر سر ما ریختند و<br />ملک را ویرانه کردند ،<br />روسها ، خرسان وحشی ،<br />با هزاران ، صد هزار از آدمی رویان بد گوهر<br />با نفیر توپ و رگبار مسلسل ،<br />غرش بمب افگن و خمپاره ها ،<br />موج خون برپا نمودند<br />شامگاه شش جدی<br />خویش را رسوا نمودند ،<br />ببرک شیاد را با خیل یاران کثیفش ،<br />جای مزدوران دیگر،<br /> تاجپوشی ها نمودند.<br />ملت ما ، ملت آزادۀ ما<br />باز یکبار دگر ، همچون نیاکان دلیرش<br />آزمون سخت را در پیش دارد ،<br />از همان شام تجاوز<br />نعرۀ آزاد مردان<br />تند و مواج و خروشان<br />با چکاچاک مسلسل<br />این چنین فریاد سرداد :<br />&#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید<br />ورنه غرق رود بار خون شوید &#8220;<br />••• </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl">                              لنډۍ د انقلاب په څرک کی</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">چیرې کابل چیرې ماسکوی دی              بی ننگي زور شوه چې روسان کابل ته ځینه<br />غـمجن کابلــــه در جــــــاریږم                چې پر ټـټــــر دې روس ټـاڼکونه چلـــــوینه<br />بالاحصــــاره غیرت وکـــــــړه                پرون انگــریز وو اوس روسان راغلي دینه<br />کابل ځـوانـان خـــو غیرتي دي               روسان ، انگریز غوندې په تـــــوره تښتوینه</p>
<p>میوند کابل کښی بیا تازه کړﺉ                 چــــې روس د افــــغـــانـــان نیولــي دیـنـه<br />جانـانه ژر توپـــک می راوړه                چې زموږ په خاوره کې روسان راغلی دینه<br />مورې د پلار توپک مې راکړه               د خــپــل وطـــن د آزادۍ سـنگر تــــه ځــمه<br />ببرک پـــردي ســـــره راغلی                خو شاه شجاع غوندی وطن نه ورک به شینه<br />بیا د پردي تاج دې په سر دﺉ                ببرک دﺉ دا ، کــه شــاه شجـاع راغلـی دینه<br />د دې وطن په لویو غرو کښی                روســان انـگـریز غوندی آخــر تباه به شینه<br />گـوره څپـی د انـــــقــلاب دی                 ویـنـی بهیـږی غـلیــــم سبــــاته تښــــویــنـه</p>
<p>•••</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">&nbsp;</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ژوندۍ دې وي آزادي </div>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">مړه دې وي تسلیم طلبي</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">کله چې یو هیواد او یو ملت د پردي دښمن تر تیري لاندې راشي ، د هغه هیواد او هغه ملت مخ کې دوې لارې ایښودل کیږي یا هغه ملت د ځان او وطن د ساتلو لپاره اوچتیږی او د تیري کونکي د لیرې کولو لپاره په کلکه چمتو کیږي او د قربانی ، مشقت په قبلولو سره په مبارزه او مقاومت لاس پورې کوي ، نو په دی حال کی آزادي سرلوړي او افتخار ته رسیږي ، نو ځکه کولای شي چې په حیثیت ، شرف او ناموس کې ژوند وکړي. او په دا چې تیری کونکی ته تسلیمری ، انقیاد او غلامۍ ته غاړه ایږدي چې په همدی حال کې بې ارادې او بند شوي غلامان به شي ، چې باید د حیثیت ، شرف ، ملی غرور نوامیسو ، وطن ، عقیدې او ایمان او په یوه خبره له ټـولو انساني صفتونو څخه لاس وکاږي ، چې دغه حالت ته تسلیم طلبی او انقیاد ته غاړه ایښودل وایي ، چې دا سوچې او پیژندل شوی ډول او ډیر بد ډول د ملي تسلیم طلبۍ ده.<br />مگر د تسلیم طلبۍ نود ډولونه هم شته : یو ډول ئی دا دﺉ چې یوه ټاکلی تولنیزه ډله چې د ژورې او بایستي انقلابي خصلتونو او سجایایو لرونکې ده ، له یوه ظلم کونکې (ستم کونکې) او ارتجاعي ټولنیزې ډلی سره په مبارزه کی سوله کوي او د ستم کونکې ارتجاعي ټولنیزې ډلې آرمانونو او غوښتنو پسې روانیږي.<br />بل ډولی ئې دا دﺉ چې یو ملت د پردي تیري په برابر کی اوچت شوی وي مگر ځینې ټاکلې او معینې ډلې او افراد له همدې مبارز ملت دننه څخه په بیره او خائنانه توگه د دښمن وخواته روانیږي او ځان هلته پورې کوي د خپل ځان او یا ډله ییزې گټی د ملت او هیواد پر لوړو گټو باندې لوړالی او رجحان ورکوي. دوی به د دښمن کړۍ په غوږ نوکران او غلامان شی او په شرف ، ناموس ، وطن ، ایمان او عقیدی باندې پښې ږدی او تسلیم طلبی پیشه کوي ، څو چې ملت هم تسلیمیدو ته را وبولی ، دا هم ملی تسلیم طلبي ده او هم ملت او انقلاب ته خیانت کول. <br />بل ډول ئی دا دی چې دښمن خپل ځینی بی وجدانه مزدوران د خلکو په کالوکی ، د خلکو منځ ته راولیږی ، خو کله چې فرصت پیدا کړي ، د تیري کونکي د گټو لپاره په مستقیم او یا غیر مستقیمه توگه فعالیتونه کوي، څوچې د خلکو د ملي آزادۍ د مبارزې په لاره کښی یې  زړه سوړ او بی امیده کړي ، دښمن نه ماتیدونکی ښکاره کړي او پرغلیم باندې لاس بروالی ناممکنه وښیي ، د خلکو زور ضعیف ښکاره کړي ، خلک بی زوره او بی لارښوده معرفي کړي او همداسی نور په زرگونو فتنی او چل کول دي ، تر څو چې تاته وویلای شي چې لاس د مبارزی نه وباسه او تسلیم شه! چې بیا هم نتیجه هم هغه ده چې ملت غلامۍ ته واچوي ، نو ځکه داسی افراد ملت او انقلاب ته خائن دي.<br />د تسلیم طلبۍ بل ډول دا ده چې ځینی د خپلو ډله ایزو ، قومي ، سیمه ایزو او . . . گټو له پاره پردی تیری کونکی دښمن پریږدي د حریفانو او رقیبانو یعنی په غیر د روس او د هغه نوکران ( خلق او پرچم ) له نورو سره په جگړه شي او پس له هغه چې وینی تویول ، ورور وژل او په اصطلاح سره هډوکی ماتیدل جوړ کړي د ځان د تقویه کولو لپاره دښمن ته ورشي او د هغه څخه مرسته واخلی ، دا ډله کسان هم د تسلیم طلبۍ په مرداره تالاب کې لړل کیږي او سربیره پر دی چې تش او پوچ دلیلونه لکه ناچاري ، د ځان او اولاد او قوم او د پلار هدیره ساتل او داسې نوری نیمگړتیاوې را وړاندې کوي ، بیا به هم په پای کی ملت ، خاوره او ناموس او حتی خپل ناموس به د پردیو غلامی ته ورسوي او دښمن ته به ئی تسلیم کړي، نو دا هم هیواد او ناموس ته خیانت کول دي. ځینی چې هم په ډول ډول پلمو او څوگونه ( مختلفو ) نومونو د مقاومت غورځنگ په دننه کښی پر هغه چې تر دوی کمزوره دي فشار او زور اچوي او هغوی تسلیمیدو ته مجبوروي ، په عملی توگه دښمن ته مرسته رسوي ځکه چې لومړنی او اصلي دښمن ئی هیر کړی ، او د نورو وهلو ، ځپلو او له منځه وړلو باندی بوخت دي ، نور نو په خپلې دې کړنه کې لومړی دا چې د انقلاب او مقاومت د  ( قوې) په حساب کې نه راځی او مجاهد نه وي. څرنگه چې د . . . مجاهد کیدلو شرط د تیری کونکي پرضد جهاد او مقاومت کول دي او دوی همدا کړنه نه کوي ، او له بله پلوه نور مجاهد او انقلابي کمزوره قوتونه چې جهاد کوي او پر اصلی دښمن ضربه او گذار کوي ، د مجاهد ډوله کسانو په وسیله له منځه وړل کیږي او یا په دننۍ خړ پړتیاوو بوختیږي ، چې دا ډول کړنې د مجاهدینو او انقلاب صفونو ضعیف او کمزوره کوي او په بل ډول د دښمن تقویه کول دي چې دښمن ته د تسلیمولو زمینه را پاروي . نو ځکه دا هم د تسلیم طلبی عاملونه او د فساد مایه ده او د تیري کونکي دښمن پرځای انقلاب ته تاوان او صدمه رسوي چې دا غوندې کسان هم ملی خائنین او په اصل توگه تسلیم طلبان دي. شاید نور ډولونه لکه همدا.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شرافتمنده ، مجاهدو او انقلابی وطنوالو!<br />اوس تاسو خپله پر همدې باندې ژور پام وکړﺉ ، هر هغه څوک چې پورتنۍ کړنې کوي ، غواړي چې تاسې د روسانو غلامان کړي او ستاسو ، وطن ، ملی نوامیس ، ایمان او شرف ته خیانت کوي ، نو ځکه هغه له خپله منځه وباسـﺊ.<br />تاسې ای مجاهدو وروڼـو ، اې د افغانستان په آزادۍ مینو پرگنو چې هرکله مو د انقلاب دروند بار پر اوږو اخیستی دﺉ، هغه وخت په یاد راوړﺉ چې سیمه کی مو ټولو لاس په لاس بی له اختلافه پر دښمن برید کاوه او څومره بری به مو لاس ته راووړ اوس په نظر کی راوړﺉ هغه کسان چې ستاسی د وحدت خنډ کیدل او یا کیږی او تر مختلفو نومو لاندې د خلکو په منځ یې کې اختلاف اچاوه او یا یی اچوي او ستاسی پوه او آگاه بچیان یې په تهمت او تور وهلو سره یا شهیدان کړی او یا ئی د سیمی او منطقی نه پریښودلو او ترک کولو ته مجبور وی ، هم هاغه دﺉ چې دښمن ته تسلیم شوي او تسلیمیږي.<br />ته ای کابلیه جنگیالیه وطنواله ! په یاد دې وي چې د کابل د مجاهدینو له یووالی دښمن څومره په تنگ راغلی وو ،چې حتی په ښار کې ئې سر د ټینکونو څخه را ایستلی نه شوای. مگر د ځینو جاه طلبه او خود فروشه له خوا دننی جگړې په اچولو سره چې اصل کی د دښمن عامل دی وینو چې غلیم پردې ځای او هغه ځای باندی گذار کوي او په گستاخی سره اعلان کوی چې مجاهدین تسلیم شوي دي. کله چې ژور پام وکړی وینې چې هغه څوک تسلیم شوي دي چې نور هغه کسانو کوم چې په واقعي توگه به جهاد کاوه په مختلفو نومونو  تور لگوي  کله دائی کمزوره کړی وروسته خپله هم تسلیم شول. او دښمن د دوی تسلیمیدل ما او تا ته پیغور راکوی او ځانته د بریالیتوب جشن نیسی .<br />او ته ای زړه وره هراتیه وطنواله! په خاطر دې لری هغه چې ستا ډیر ښه مجاهد بچیان ئی په تهمتونو او درواغو ووژل او غوښتل ئی چې د توریالیو پاکو مجاهدینو او خلکو په منځ کی لیرې والی راوړي هم هغوی که &#8221; خان &#8221; دی او یا تش په نامه &#8220;صوفی&#8221; دولتیان شوی دي.<br />په یاد ولرﺉ د حوت د څلورویښتمی پرتمین او سیلابی پاڅون (قیام) چې تاسو ټولوپه یو ه موټی پر غلیم باندی یرغل وکړ او دښمن به د ټینگونو او توپونو سره موږک غوندې تښدیدﺉ او هم هغه سیمی د مجاهدینو یو ځايی او گډ قیامونه چې بریالیتوبونه ئی درلودل مگر اوس ځینو تاسی ئی یو له بل سره په جگړه اخته کړي او دښمن سا تازه کوی او هره ورځ پر خلکو ضربه واردوي.<br />ته د غرجستان وروره! په یاد راوړه هغه ورځ چې تاسو ټولو په لرگو ، ډبرو ، تبر او سیلاوو او . . . ولسوالی مو فتح کړی مگر اوس دښمن پټ لاسونه تاسی په مختلفو نومونو حتی سید او هزاره یو بل سره په جگړه راپاروي. او خپل ځان ستاسو د توپک د گذار نه لیرې ساتي او د نورو سره وهلو د پاره چمتو کوي او په دې ډول تسلیم طلبۍ ته سرعت ورکوي او دا ده چې ستا د تسلیم طلبۍ لپاره لاره جوړوي.<br />او تاسو ای د فاریاب ، جوزجان ، مزار او سمنگان وروڼو! په یاد راوړﺉ هغه جگړې چې مجاهدین سره یو موټی وو په چارکنت ، چاربولک ، بلخاب او . . . سرپل ، آقچې ، سوزمه قلعه او . . . لولاش ، اندخوی ، شیرین تگاب او . . .  دره صوف ، تاشقرغان ، ایبک او . . . کښی او وروسته په یاد راوړﺉ هغه گذارونه چې مو پر ځان وخوړل اوس  پام کوی چې د هغی اصلی علت ستاسو د ننی جگړې وې اوس هماغه جگړی اچونکی او خنډ جوړونکي تسلیم شول.<br />او ته اې د لغمان ، جلال آباد ، قندهار او کنړ توریالیه جنگیالیه!  د خپلو وروڼو یو موټې جگړې په یاد راوړه چې څه رنگه په قهرمانۍ سره علاقه دارۍ او ولسوالۍ او حتی غنډونو او فرقی به ئی آزاد او بی وسلې کولې. مگرد دښمن ډول ډول عناصر غواړی چې تاسی له یو بل سره په جگړه شی او دښمن غواړي تاسی ټوله یو و بل سره په جنگ او یو بل په لاس سرکوب او هیواد دی ځانته تسلیم کړي.<br />او په پای کی ای گرانه وطنواله په هرځای کی چې اوسی ، دا مسئلی په نظر کی ولره. غلیم او دښمن زمونږ د فرهنگی ، ټولنیز او سیاسی وروسته پاتې والي نه ډیره گټه وړي ، زمونږ په منځ کی د قومي سیمه ایز ، ژبه ایز ، مذهبي ، ډله ایز او حتی د سواد لرونکی او سواد نلرونکی تضادونه اچوي ، څو چې مونږ په درسته ټوگه په د ننی جگړو واچوي او خپله د ځمکی او آسمان نه پر مونږ گذار وکړي ، څو هغه ځینی چې سست عنصر دي ، تسلیم شي او نور هم له منځه یوسی او مونږ د هیواد او د تسلیمیدو لپاره خپل جوړه کی ، او مونږ د تل لپاره خپل نوکر او غلام کړي ، چې هیڅکله دې همداسی نه وی! او په اطمینان سره به مونږ د دښمن په زړه کښی دا تور امیدونه او هلی ځلی سړې او شینډې کړو.<br />هو! ننگیالیه او ایمان لرونکی وطنواله! د غلیم دا غوښتنه به خنډ شي ، هرکله چې مونږ خپل ننی خړپړتیا لیری کړو لومړی غل له کوره وباسو نو وروسته که کوم میراث وو ، میراث خواران دې زمونږ نه خپله برخه واخلي. بی له دی نه تر ابده پوری به د روسانو تر استعمار لاندې پاته شو. تجربې ښکاره کړې ده که چیرې مونږ یو موټی شو دښمن د یو خس ارزښت نلري او ککرۍ پورته کولای نه شي. او د دی بریتوب کلید پیدا کول د خلکو تر منځ بنډول دی ، او د یو نقشه لرونکی عملیاتی او کړنو د تیری کونکی دښمن پرضد په ټولو ساحو کی د ټولو خلکو په گډون پرته د ډله ایز ، قومي ، مذهبي ، ژبه ایز او . . . دﺉ. فقط مبارزه د روسانو او د هغه د گوډاگیانو او هر هغه څوک چې غواړي مونږ پر پردیو خرڅ کړی د ټولو خلکو په گډون او د دې ملت د ډیر پوه او انقلابی بچیانو تر لارښوونې لاندې او د یوې مشې په رڼا کی زمونږ بریتوب لاسته راځي. او هغه وخت دﺉ چې کولای شو آزادۍ ته ورسیږو او د یو شرافتمند ، سرلوړي ژوندون خاوند شو. بیله دې به  د تسلیم طلبۍ ، غلامۍ او د ذلت او خوارۍ په اور کښې وسوځو . . . نو ټوله په یو آواز نارې کړﺉ چې ژوندی دې وي د خلکو جنگیالی یو والی! ژوندۍ دې وي آزادي! مړه دې وي تسلیم طلبي! <br />تسلیم طلبانو نه ځان لیرې کړﺉ!<br />••• </p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">تجاوز دشمن و مقاومت ملت ما</div>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif"> </div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">از آوانیکه انسان این سازنده ی تاریخ پا به عرصه ی هستی گذاشت، لحظه ای نیاسود که در جدال و ستیز با دیو طبیعت قرار گرفت و بمحض که این جدال بدرجه ی معینی از تکاملش رسید، پیکار انسان با خودش یعنی با انسانی که در برقدش کشیده و &#8220;گرگ انسان&#8221; گشته، نیز آغاز گشت و این دو در کنار هم رشد نمودند و با گذشت زمان انواع و اشکال کاملأ متفاوت ازهم بخود گرفته است. <br />شورش وستیز انسان با خودش تاکنون در دو بعد مرتبط بهم جریان یافته است، زمانی بین اقوام و ملیت ها و کشورهای جدا ازهم و زمان دیگر بین فرادستان و فرودستان یک قوم، قبیله وملت واحد و ویژگی های کاملأ بغرنجی را به وجود آورده که با دگرگونی اوضاع و شرایط ، علل و انگیزه، اشکال ازین جدال و ستیزه نیز دگرگونه گشته و در مضمون و شکل خود پیش رفته و تکامل ایجاد کرده، تا ما را بدین جا رهنمون گشته در فراز وفرودی این دو پیکار بغرنج انسانیت (بین حاکم و محکوم و انسان و طبیعت) که جوامع انسانی از پله های تکامل به بالا خزیده و به نردبان پیشرفت و ترقی اجتماعی دست یازیده است. <br />شرایط متفاوت رشد تولید و تکامل اجتماعی و محیطی ، عوامل مساعد و نامساعد جغرافیایی، وفرت و قلت مواد ارزانی شده ی طبیعت، شدت و ضعف درجه ی ارتباطات اجتماعی و فرهنگی؛ همه و همه عواملی بودند که زمینه ی رشد ناموزون جوامع مختلف را فراهم نمودند و تا اینکه کشور ها و ملل زورمند و ضعیف را در عرصه ی گیتی پدید آوردند. و در نتیجه کشور های زورمند و پیروزمند، جنگ های غارتگرانه و هستی برانداز را براه انداختند و ملیون ها انسان را به خاک و خون کشیدند.<br />   این جنگ های تجاوزی در اوایل به طور عریان و برهنه و در تکامل امروزین خود در پناه به اصطلاح &#8220;صلح و برادری&#8221;!، &#8220;ترقی و پیشرفت&#8221;، &#8220;ایجاد تمدن&#8221; و &#8220;دفاع از دموکراسی و سوسیالیسم&#8221; با استفاده از امکانات پیشرفته و گسترده ی مالی و نظامی براه انداخته شده و تا دگرگونی بنیادین جهان کنونی براه انداخته خواهد شد.<br /> تجاوز عریان نظامی بشکل لشکر کشی به منظور غارت و چپاول هستی دیگران که اکثرأ با تسلط کامل سیاسی، نظامی و اقتصادی (استعمارکهنه) همراه میباشد با وابسته ساختن قدرت حاکمه و محکوم به زوال کشور های عقب مانده، بعنوان یک نقاب ریا به منظور سرازیر کردن کالاهای صنعتی، گسترش قلمرو سرمایه مالی، غارت منابع مواد خام و خرید نیروی کار ارزان این کشور ها دو شکل ـ ـ ـ ـ ـ ـ از یک مضمون غارت گران و زورمندان امروزی (سیستم امپریالیستی جهانی) است و از زمان نه چندان دور امپریالیستها با بکارگیری هردو شیوه، در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به تجاوز میپردازند و جهت حفظ سلطه ی شان بر جهان در ایجاد پایگاه های جدید نظامی توسل میجویند.<br />در متن این حرکت ، انسان &#8220;دوزخی&#8221; و عصیانگر در زادگاه و قبیله و کشورش مورد ستم و بهره کشی قرار میگیرد و از همینجا است که نبرد انسان با انسان نیز در دو جهت جریان مییابد. نبرد انسان زحمت کش با ظالم و ستمگرخودی و نبرد انسان با ستمگر متجاوز و بیگانه. بیجا نیست تا در زمینه ی ستیزه ی انسان دربند با ستمگر بیگانه مکث نمائیم.<br />عصر ما عصر سرمایداری محتضر وعصر رستاخیز ظفرمند انسان دردمند، عصر رهایی خلقها و ملل اسیر و دربند، عصر پیکار نجاتبخش و رستگاری مستعمرات به زنجیر کشیده شده و عصر وارونه ساختن وارونگی ای تاریخ است. و در این وارونه سازی ملت قهرمان افغانستان در تاریخ درخشان و پرافتخارش حماسه های خونین را در مبارزه بر ضد تجاوزگران ثبت نموده و هر بار که مورد تجاوز اجنبی قرار گرفته به آوردگاه مرگ و زندگی شتافته است. <br />از اسطوره های اعجاب انگیز مقاومت پیشینان ما که بگذریم حماسه های جاویدان پیکار نجاتبخش کنونی ضد تجاوز روس، رزم نامه ای است که با خون ثبت کتیبه ی خارائین تاریخ گردیده است. مردم دلیر ما که در تمام نبرد های آزادی خواهانه ی شان در درازای تاریخ علیرغم جذر و مد و فراز و نشیب ها تا آنجا رزمیده اند که باید پیروزی را به آغوش کشیده و یا تا آخرین تن کشته شده اند و ننگ اسارت نپذیرفته اند، چه خوب میدانند که: زندگی در پنجه ی عفریت استعمار ننگ است. <br />آری! ویژگی برازنده ی ملت ما درین است که هربار؛ از همان نخستین روز تجاوز، کینه و نفرت آشتی ناپذیری اش راعلیه متجاوزین، مسلحانه بیان داشته اند. اما شش جدی ۱۳۵۸ در نوع خودش تازه آزمونی است که ارتش اشغالگر تزاران نوین در پیش پای ملت ما قرار داده است. و از بازار وطنفروشان ببرک حقیر را بنام دموکرات و ملی ! و تازه مسلمان ! از میله ی تانک جهانگشایی اش گرفته بر تخت نشانید و صد هزار تجاوزگر مسلح را مهمان این حقیر رسوا (ببرک) خواند. لیکن ملت بپا خاسته جواب این تجاوز را نیکو میدانست و در پیشاپیش توده های ملیونی و قهرمان، سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) با شلیک گلوله های آتشین بر سینه ی تجاوزگران، از آنها استقبال کرد. در اولین روزی که سپاه اشغالگر روس در مسیر جاده ی عمومی کابل ـ حیرتان به کوهدامن پا میگذارد، مورد حمله ی جانانه ی پیشمرگان سامایی قرار میگیرند و &#8220;ساما&#8221; با این عمل تاریخی قاطعیت و پیشتازی خود را در جنگ کبیر میهنی مسجل میسازد و در پیشاپیش ملت فریاد بر می آورد که: </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl"><strong>روس ها از ملک ما بیرون شوید      ورنه غرق رودبار خون شوید</strong></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">ملت قهرمان افغانستان در نبرد کنونی که پنجمین سال خود را پشت سر میگذارد، ظرفیت شگفت انگیز جان نثاری و فداکاری اش را در راه آزادی به نمایش گذارده و بیش از یک ملیون شهید پرآوازه و گمنام به معراج آزادی تقدیم نموده است: علاوتأ بیش از چهار ملیون از هموطنان ما بیخانمان و یا آواره شده، بیش از صد هزار زندانی در زندان های رژیم مزدور، شکنجه های قرون وسطایی را تحمل میکند، صد ها و هزارها قریه و مزرعه به خاک یکسان شده . . . ولی مردم آزاده ی ما علیرغم این همه توحش و ویرانگری امپریالیسم روس و نوکران حلقه بگوش آن مصمم هستند تا با ننگ استعمار تصفیه ی حساب کنند. زیرا مرگ شرافتمندانه در رزم را بر زندگی ننگین در اسارت ترجیح میدهند و از این آزمون تاریخی مقاومت نیز سرفراز بدر می آید.<br />سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) مانند سایر رزمندگان پاک باز راه آزادی میهن، این روز سیاه و شوم را در داخل و خارج کشور به اشکال گوناگون (نبرد های مسلحانه، میتنگ ها، جلسات و نشر و پخش اعلامیه ها و پلاکارد ها)، تقبیح نمود تا باشد که درین زمینه دین خویش را بیشتر ادا نماید.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">زنده باد آزادی !<br />زنده باد مقاومت مسلحانه ملت ما ! <br />مرگ بر سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس !</p>
<p>•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">اخبار</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شش جدی امسال یاد آور تهاجمی است که در سال ۱۳۵۸ توسط ارتش اشغالگر روس به انجام رسید. همچنانیکه در سال ۱۳۵۸ – و سال های بعد از آن تمام شهر ها ، با تانک و توپ محاصره شده بود و بمب افگن ها آسمان میهن مان را آلوده می ساخت ، امسال نیز با اخذ تدابیر امنیتی شدید از جانب دولت مزدور و ارتش بیگانه تمام جاده های شهر های مهم کشور و مناطق عمده شهر با زره پوش ها سکوارت شده بود و فضا نیز مکدر. شهر کابل درین روز از در و دیوارش غم می بارید ، در جاده ها سگان بویکش رژیم پوشالی این بر و آن بر پرسه می زدند. نفرت و انزجار مردم بطور عریان در این روز شوم به چشم می خورد و شلیک گلوله های پراگنده ،گاهگاهی سکوت شهر را می شکستاند.<br />در مناطق روستا ئی آزاد و در شهر های کوچک و آزاد شده این روز با نفرت مسلحانه مردم روبرو بود. حملات مجاهدین در تمام اقصی نقاط کشور ، و تمام شاهراه های افغانستان ، علیه ستون های نظامی و گردان ها ، زیاد شدید بود. راپور های پراکنده حاکی از آن است که درین حملات تعداد زیادی از ارتش اشغالگر به قتل رسیده اند. و خسارات نظامی و مالی زیادی برداشته اند.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان نیز با حملات مسلحانه ، پخش اوراق ، دایر نمودن میتنگ های سازمانی ، این روز شوم تاریخی را که روس امپریالیستی وطن ما را به مستعمره کاملش تبدیل کرده ، تقبیح نمود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان در خارج از کشور ، با انتشار پلاکارت ها ، به راه انداختن تظاهرات ، پخش اعلامیه ها ، در هند ، المان ، ایران . . . به تقبیح شدید تجاوز روس پرداخت. سامایی ها و هواداران شان با ایراد بیانیه ها ، یگانه راه آزادی کشور رابه مقاومت تا آخر بیان داشتند.<br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سخنی با خوانندگان</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">در سرآغاز سخن آنچه گفتنی است این است که &#8221; صفحه خوانندگان &#8221; را به مضامین ، اشعار و سائر آفرینش های انقلابی شما اختصاص داده ایم که &#8221; با رعایت اصل امانت داری مطبوعاتی &#8221; و بدون دخل و تصرف به چاپ برسانیم. پس هر آنچه ازین صفحه و تحت عنوان &#8221; نامه های وارده &#8221; نشر شود ، مسئولیت آنرا خود نویسنده به عهده دارد ، &#8221; ندای آزادی &#8221; مسئول آن نیست. نشر آنهم به معنی موافقت ما با آن نخواهد بود ، ممکن است ما بدان موافق باشیم و ممکن است نباشیم. ولی هر آنچه پاسخ طلب باشد طبیعتأ پاسخ خواهیم داد.<br />نکتۀ دوم قابل تذکر این است که &#8221; ندای آزادی &#8221; ماهنانه نیست ، یک ارگان نشراتی است که شرایط دشوار همه جانبه از امکان نشر منظم آن می کاهد. لذا ما با مساعدت امکانات هر آنگاهی آنرا به نشر می سپاریم و چه بسا که گاهی بر تعداد صفحاتش بیافزاییم و بعضأ از آن بکاهیم. و اما شماره مسلسلش را در نظر داریم تا کلکسیون ها بی نظم نشود.<br />هکذا ارسال آن به خارج (کشور های دیگر) دشواری هایی همراه دارد، لذا از تأخیر آن پوزش میخواهیم.<br />شماره های اول و دوم دوره دوم با استقبال شایانی مواجه شد و پیشنهاداتی هم از طریق روابط و شبکه توذیع به ما رسید که مایه خورسندی ماست.<br />دوستانی خواسته اند که کلیه مضامین آنرا در عین شماره اقلأ به دو لسان  دری و پشتو  نشر کنیم ، ما می کوشیم لا اقل بعضی از مضامین را چنین کنیم که درین شماره آغازش کرده ایم. امید است در نشر آن به زبانهای محلی دیگر نیز توفیق بیابیم. هم چنان از ما خواسته اند مضامین را ساده تر و کوتاه بنویسیم ، حتمأ چنین می کنیم.<br />•••</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">صفحاتی از &#8221; ندای آزادی &#8221; برای چاپ و نشر مضامین و اشعار و سایر آفرینش های انقلابی نویسندگان و شعرای متعهد و میهندوست باز است. انتقادات و نظریات اصلاحی را با رعایت اصل امانتداری مطبوعاتی درین نامه منتشر می کند.<br />به امید همکاری های مترقی و الهامبخش شما !</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">قیمت یک شماره<br />پنج افغانی</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شعار هایی که در پاورقی های این شماره آمده است :</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">۱/  رایحۀ لاله زار شهیدای قهرمان میهن نیرو بخش رزم جهاد گران آزاده است!<br />۲/  مرگ بر سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس !<br />۳/  وطنوالو ! بریالیتوب مو په یووالی کښی دی !<br />۴/  خروشانتر باد مقاومت مسلحانه مردم ما !<br />۵/  یا مرگ یا آزادی !</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره چهارم  و  پنجم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-2-4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Oct 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-2/</guid>

					<description><![CDATA[.نمونۀ شماره چهارم و پنجم دوره دوم شماره چهارم و پنجم      دوره دوم     سال چهارم    دلو و حوت  ۱۳۶۲  مارچ ۱۹۸۴. در این شماره: ۱/  حوت خونین   ۲/  شهری در سوگ و ماتم۳/  طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا ( شهید گلاب)۴/  آستانۀ بهار – هرات رویشگاه گلهای خونین۵/  رستاخیز کابل نشینان رزمگر در سوم حوت۶/  شعر در جویبار خون۷/  وحدت نیاز مبرم جنبش و قاصد پیروزی۸/  اخبار د ساما سرتاسري کنفرانسد یووالي کنفرانسد بریالیتوب کنفرانس زموږ د هیواد سیاسی او ټولنیزه څیره د غوایي د اومې نیټې له کودتا څخه وروسته د توپیر لرونکو او متضادو ډلو او د ټولنیزو  پوړیو  د سیاسي ، منظم او پراخه حرکت له را پیداکیدو سره سم ټاکل کیږي۰ د یو موټې سپکې او وطن پلورنکې ډلی تسلط د یو خپلواک ملت او آزادو خلکو پر سرنوشت ، زموږ د خلکو ټولې ډلی یې له هستۍ او نیستۍ سره مخامخ کړې نو ځکه د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان (ساما) د ناڅاپه تند او پراخه عکس العمل ښکاره توپیر لومړی په دې کې دی چی د ډیرو نورو موجوده حزبونو او سازمانونو برخلاف پیدایښت او قوت یی په هیواد کې دننه او د ولس له ټولنیزې ګروهبندۍ او حاکمې فضا څخه مرهون دی- دویم دا چی ددغه بنسټ سازمان د هیواد د لویو سیاسی ټولنیزو جنبشونو په بهیر کې  ایښودل شوی ، و ده یی موندلی او د هغه په منځ کی خپل قوام ته رسیدلی دی۰ بل دا چې زموږ د سازمان سیاسي او ټولنیز دریځ « د افغانستان د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو » ، د بې وزلو او خواریکښو وگړو له ګټو څخه د دفاع مفهوم یې په خپل کار او مبارزې کې پیل کړیدی. څلورم دا چې زموږ سازمان په خدشه نه منونکي ملي غرور ، د « مستقلي ملي او انقلابي کړنلارې » جنډه یې د خپل بین المللي سیاست د تهداب د تیږی په توګه د ملی آزادیبخښونکې جګړې په دوران کې او یا وروسته له بریالیتوبه ورَپـَوله. او په پای کې ، دا چې په وسله وال ملي آزادیبخښونکي جنبش کی فعاله برخه اخیستل زموږ د سازمان لپاره هغه آزمایش دی چی له دښمن سره په مخامخ جګړه کی یوازې په ځان او په خپلو خلکو اتکاء کی د انقلاب او خلکو مرام ته زموږ د وطن دوستۍ ، صداقت او مینې معیارونه صیقل مومي.پدې خصوصیت یو سازمان ، بل سرنوشت نلری بیله دې چې له ارتجاع ، استعمار « د ملي جنګ په شرایطو کی د استعمار- ارتجاع » سره لاس او ګریوان شي او د انقلاب د ډول – ډول د دښمنانو په وړاندې چې ښکیلاک گر روس او د هغه پلورل شوي او تاریخ ځپلی لاس پوڅي دي د اور لمبو د تقاطع له منځه لاره خلاصه کړي.دا سازمان د خپل پرمختلونکي انقلابي خاصیت او ځنځیر شلوونکي جوړښت په وجهه نه یوازې د روسي استعمار او د هغه د مزدورانو د سترګو اغزی دی ، بلکه د هغو حریصانو د سترګو اغزی هم دی  چې په پټو او غولونکو هلو ځلو غواړي زموږ د خلکو مقدرات تر لاسه کړي ، هغوی د خپلواکۍ او آزادګۍ او د هغه له ریښتینو او استوارو حاملینو څخه لکه ښا پیرکۍ چې له لمره ډاریږي او په اومه تمه له هغه نغري تاویږي چې همدا اوس د روس مزدورانو زموږ په هیواد کی د وینو ډک لښتي جاري کړیدي.زموږ سازمان د خپل تأسیس له پیله خپل سیاسي او تاریخي دریز د ملي خپلواکۍ ، دموکراسۍ او ټولنیز عدالت د ریښتینی مدافع په توګه د هر ډول مرییتوب او مزدور منشی په رَټـلو ، د مترقي او پرمختلونکي ګرایش څخه یی په کلکه او ښکاره توګه ملاتړ کړیدی او د هغه په ساتنه کې د خپلو ډیرو رهروانو او رهبرانو د بې مثاله سرښندنو په قیمت دریدلی دی.زموږ سازمان د خپل پنځه کلن ګټور عمر په اوږدو کې غټې تجربی تر لاسه کړیدي چی نه یوازې زموږ لپاره ، بلکه زموږ د ګران هیواد د انقلابي او ملي جنبش لپاره با ارزښته خزانه او لاسته راوړنه کیدای شي. له بله پلوه موږ د خپلو پرمختګونو په لیاره کی د بندیزونو ، سختیو او د استعماري – ارتجاعي محاسباتو او دامونو څخه له لویدلو او پاڅیدلو سره هم مخامخ وو چی ( هغو ) ته په ریښتیني ، مینه ناک او علمي ډول کتل هم کولای شي چی له موږ سره په انقلابی لار وهنه کی مرسته وکړي.زموږ سازمان د ۱۳۶۰ کال د زمري په میاشت کی د ښکیلا کګر روس له څو اړخیزه یرغل سره مخامخ او یو شمیر رهبران مو زړه دردونکی ضربه مومي چې په نتیجه کې سازمان د انډول په فقدان اخته کیږي. او ورپسی یو ځل بیا زموږ په انقلابي تاریخ کې د سازمان نیرو د استعمار – ارتجاع د بې رحمانه او با هدفه ګوزار لاندې راځي. تږې او لجام شکیدلې ارتجاع د تاریخ په اوږدو کې د دې وطن د سرښندونکو اولادونو وینی څکلې او د استعمار په لاسنیوکه یی د خپلو قربانیانو پر جسدونو مرګ راوړونکی نڅاګانې کړیدي. دې څو اړخیزو فشارونو پداسې حال کې چې سازمان عمدتاٌ  د خپلې فرماندهۍ قرارګاه له لاسه ورکړیوه ، زموږ د سازمان د ځینو غړو په منځ کې د عیني اجتماعي شرایطو له کبله نا امیدي خپره شوه ، چې کله به یې د ملي تسلیم طلبۍ په لور لار اړوله او کله به یی سیاسي انحلال طلبۍ ته . ناسالمه فکري ، سیاسي او تشکیلاتي ګرایشات زموږ د سازمان په دننه کې ، خپل وحدت والی هغه درجی ته رسیدلی وو ، چې کولای یې شول په سازمان کی د استعمار نفوذ ته لار بیرته کړي او هم موږ د ارتجاع بیرحمانه یرغل او ټکولو لاندې راولي.له دې سختو او کړکیچینو شرایطو څخه د راوتلو په منظور د یو کال څخه تیره تدارک او انتظار وروسته دا دی چې د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان سرتاسري کنفرانس برګزار شو تر څو وکولای شي د پنځه کلنې مبارزاتي کمبودیو او ترلاسه شوو بریالیتوبونو او تجربو څخه علمي ترازبندي وړاندې کړي او لاندنی مبارزاتي کړنلاره وښیی:کنفرانس په قاطعیت سره د ټول سازمان دا نظر بیا تأیید کړ چې « وینې ځبیښونکي روسي امپریالیسم زموږ د زرګونو زرګونو هیواد والو وژونکی ، زموږ د خلکو او ملت عمده ، اساسي او قسم خوړونکی دښمن دی. هر ډول سوله ، پیوستون او همکاري د دې دښمن او کړۍ په غوږه مزدورانو « پرچم » او « خلق » سره و هم د هغوی سره د دښمنانه ناسوله ایز مناسبات ګډوډل ؛ تسلیم طلبي او په نتیجه کې ملي خیانت دی ».ز مونږ آزادیبخښونکو جګړو ته په ملي او بین المللي ساحو کی په کتنه ، کنفرانس دې نتیجې ته ورسید چې ښکلا کګر روس غواړي زموږ د خلکو د خود بخودي جنبش پر پایه او د هغه نه په رامنځ ته شویو  نتایجو  باندې چی زموږ د خلکو مبارزه له هر اړخیزی ودی څخه بیرته پاتې وساتي ، چی له ارتجاعي او تاریخ رټلو نیروګانو تسلط سره لاس په لاس ، او د نورو امپریالیستی نیروګانو په لاس غځونه د یوه روښانه او لارښود جریان په غیاب کی وکولای شي زموږ د خلکو مبارزو او جګړو ته په فکري او سیاسي خوا و کې سازمان ورکړي او د هیواد له ټاکلو اوضاعو سره سم تشکیلات رامنځ ته کړي ، ټول د یوې اقتصادي ، اجتماعي او فرهنګي وروسته پاتې ټولنې په دننه  کې ، جنبش له استعماري ضد محتوا څخه تش او د مقاومت د قوتونو ترمنځ د تصنعی اختلافاتو په را پیداکولو ، او له همدغو څخه د ناوړو ګټو اخیستلو په نتیجه کې د ملي مقاومت ټولې نیروګانې یو په بل پسې له منځه یوسي او هیواد تر انقیاد لاندې راولي. دا سیاسي &#8211; اجتماعي بافت چې مقدمات یې له نظامي لارې د له منځه وړونکو وراسته کوونکو ( فرسایشي ) یرغلونو او « سیاسي » بیلتون اچونکو دسیسو او نفوذي ډول ډول کارونو ، د نویو ځوانانو د مسخ کونکي استعماري « فرهنګي » کړونو په آرزو او پایه ولاړ دی ، بی ثباته (نوساني ) ، بد بینانه او حتی خاینانه ګرایشات د جنبش په منځ کی را پیدا کوي. ددې بر سیره د بنیادي فکري کار کمبود ، سیاسي ابهام او پراګندګی او څوډله ایز تشکیلات هغه عمومي داخلي عوامل دي چې کولای شي یو انقلابي سازمان له خپلې اصلي کرښې څخه واړوي او د دې ډول انحرافاتو به خوسا ډند کې یې وغورځوي.سازمان د خپلو مشکلاتو صادقانه او صمیمانه برخورد په نتیجه کې وکړای شول د ملي او اجتماعي تسلیم طلبانه ګرایشاتو پرضد مبارزه کې بریالی شي. دا بریالیتوب د سازمان د کتله یې لویو جنگیالیو نیروګانو د یووالي ، د ژورې ورځ تر ورځ زیاتیدونکی آګاهۍ او د یو منظبط جنگیالي سازمان په چوکات کی په انقلابي اصولیت باندې د منګول ښخولو له لارې تر لاسه راتلای شوای.هغه شمیر د « اصلی مقاومت » نیروګانی چی حتی له نورو څخه « د مبارزې او شتوالي حق » سلبوي او په دې ډول د روسي امپریالیسم ژرندې ته خپلې اوبه ورتویوي او عملاٌ د روسي استعمار په « کوتک » بدل شویدی.سازمان په دې ژور اعتقاد سره چی یوازې او یوازې یو موټی ، متحد او مبارزی ته مصمم ملت کولای شي د روس امپریالیسم ته ماته ورکړي. لاکن د ملي مقاومت د نیروګانو ترمنځ د یو سوله نه غوښتنکی تصنعی تناقض په پیدا کولو د امپریالیسم د دې پټو ډنډه مارانو په واسطه ، زموږ دنده ده چی هغوی په فعاله توګه او هرکله د افغانستان د قهرمان ملت په وړاندې رښتیني حکمیت ته وسپارو او د خپلې هستۍ او د روسي استعمار پرضد د مبارزې له حق څخه په دفاع کې او د لوړو سامایي آرمانونو د ترسره کولو په لارکې له ټولو وسایلو نه استفاده وکړو. په دې شرط چې مبارزه د دې اهدافو د تحقق لپاره ، موږ په نورو انحرافي لارو بونه ځي. زموږ او د دښمن تر منځ د بیلوالي کرښه ورکه نه شي او یا د ځان په انحلال خپل وجودي علت تر سوال لاندې رانه ولو.کنفرانس په دې عقیده دی چی د افغانستان د خلکو د انقلابي جنبش یووالی ، د ملت یووالی ضامن او د هغه لازمي شرایطو تضمینونکی دی کوم چې کولای شي زموږ له هیواد څخه روسی استعمار د بهر ته غورځوولو لار او هم دا رنګه د انقلاب تداوم د ملي آزادۍ د ټینګښت په معنی ، د دیموکراسۍ د تأمین او د ټولنیز عدالت د ترسره کیدو لار په واقعي ډول هواره کړي. او هم کولای شي سړي خورې ارتجاعي قهرجنې نیروګانې په خپل ځای کښینوی. د هیواد د انقلابي جنبش وحدت ته لږ ارزښت ورکول او غټې غیر مسوولانه طرحې ورکول دواړه د جنبش قانونمنده او طبیعي ودې ته جبران نامنونکي تاوانونه رسوي.د (ساما ) سازمان د ټولو جنگیالیو انقلابی قوتونو په یووالی کې د جنبش د با تجربه تر مخکې قوت په توګه په تواضع او صداقت سره حاضر دی خپل مثبت رول ولوبوي او پدې کی ځانته هیڅ ډول امتیاز نه غواړي.کنفرانس د ( ساما ) څو کلن کار په ملي متحده جبهه کې په څیړلو او جمع کولو سره او د هغې لپاره پدې ټکي یی ټینګار وکړ چی د جنگیالي ملت  له یووالي پرته د یوې روښانه مبارزې د کرښی پر بنسټ او ورسره برابره سازماندهی چې ټول مجاهد ملي قوتونه وکړای شي د هغه په چوکاټ کې خپل سیاسي هویت او مبارزاتي دورنما بیا و مومي د روسي امپریالیسم ماته ، د اشغالګرو قوتونو شړل او ورسره د ګوډاګي رژیم قهري او پوره نسکورول نا ممکنه کار دی. یو سلو څو لوی او واړه د هیواد دننه او د باندی سازمانونو نه چې هر یو له پخوا نه زیات یو د بل پرمخ تورې باسي ؛ که چیرې استعمارګر ته لار هم بیر ته نه کړای ، نشي کولای بی له یوی ګډی او مشترکی مبارزاتي برنامې د خپلې ټولنی استعماري پرابلم حل کړي. د یو شمیر ریاست غوښتونکو کسانو انحصاري سیاستونه چې « د پیل تر سیوري لاندې ورته ځانونه غټ بریښي » زموږ انقلابي جنبش ته نه جبرانیدونکي زیانونه رسولي او رسوي.کنفرانس د نړۍ او ملي حالاتو په تحلیل او ارزیابۍ کې دې خبرې ته ورسید چې زموږ د خلکو مبارزې به اوږدې ، خونړۍ او له لوړو ژورو سره به مخامخ وي.  او په نېژدی راتلونکې موده کې معجزه لرونکې د « حل لار » په سترګو نه لیدل کیږي. نو ځکه زموږ سازمان د...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-305" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5.jpg" border="0" width="356" height="302" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5.jpg 356w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5-300x254.jpg 300w" sizes="(max-width: 356px) 100vw, 356px" /></div>
<p dir="rtl" align="center">.<br />نمونۀ شماره چهارم و پنجم دوره دوم</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<table style="border: #000000 1px solid" border="1" align="center">
<tbody>
<tr align="center">
<td>
<p style="font-size: 14pt; font-family: Times New Roman,Times,serif" align="center">شماره چهارم و پنجم      دوره دوم     سال چهارم    دلو و حوت  ۱۳۶۲  مارچ ۱۹۸۴.</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این شماره:</span> <br />۱/  حوت خونین   <br />۲/  شهری در سوگ و ماتم<br />۳/  طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا ( شهید گلاب)<br />۴/  آستانۀ بهار – هرات رویشگاه گلهای خونین<br />۵/  رستاخیز کابل نشینان رزمگر در سوم حوت<br />۶/  شعر در جویبار خون<br />۷/  وحدت نیاز مبرم جنبش و قاصد پیروزی<br />۸/  اخبار</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 30pt; font-style: normal; color: #0000ff;">د ساما سرتاسري کنفرانس<br />د یووالي کنفرانس<br />د بریالیتوب کنفرانس</span></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl">زموږ د هیواد سیاسی او ټولنیزه څیره د غوایي د اومې نیټې له کودتا څخه وروسته د توپیر لرونکو او متضادو ډلو او د ټولنیزو  پوړیو  د سیاسي ، منظم او پراخه حرکت له را پیداکیدو سره سم ټاکل کیږي۰ د یو موټې سپکې او وطن پلورنکې ډلی تسلط د یو خپلواک ملت او آزادو خلکو پر سرنوشت ، زموږ د خلکو ټولې ډلی یې له هستۍ او نیستۍ سره مخامخ کړې نو ځکه د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان (ساما) د ناڅاپه تند او پراخه عکس العمل ښکاره توپیر لومړی په دې کې دی چی د ډیرو نورو موجوده حزبونو او سازمانونو برخلاف پیدایښت او قوت یی په هیواد کې دننه او د ولس له ټولنیزې ګروهبندۍ او حاکمې فضا څخه مرهون دی- دویم دا چی ددغه بنسټ سازمان د هیواد د لویو سیاسی ټولنیزو جنبشونو په بهیر کې  ایښودل شوی ، و ده یی موندلی او د هغه په منځ کی خپل قوام ته رسیدلی دی۰ بل دا چې زموږ د سازمان سیاسي او ټولنیز دریځ « د افغانستان د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو » ، د بې وزلو او خواریکښو وگړو له ګټو څخه د دفاع مفهوم یې په خپل کار او مبارزې کې پیل کړیدی. څلورم دا چې زموږ سازمان په خدشه نه منونکي ملي غرور ، د « مستقلي ملي او انقلابي کړنلارې » جنډه یې د خپل بین المللي سیاست د تهداب د تیږی په توګه د ملی آزادیبخښونکې جګړې په دوران کې او یا وروسته له بریالیتوبه ورَپـَوله. او په پای کې ، دا چې په وسله وال ملي آزادیبخښونکي جنبش کی فعاله برخه اخیستل زموږ د سازمان لپاره هغه آزمایش دی چی له دښمن سره په مخامخ جګړه کی یوازې په ځان او په خپلو خلکو اتکاء کی د انقلاب او خلکو مرام ته زموږ د وطن دوستۍ ، صداقت او مینې معیارونه صیقل مومي.<br />پدې خصوصیت یو سازمان ، بل سرنوشت نلری بیله دې چې له ارتجاع ، استعمار « د ملي جنګ په شرایطو کی د استعمار- ارتجاع » سره لاس او ګریوان شي او د انقلاب د ډول – ډول د دښمنانو په وړاندې چې ښکیلاک گر روس او د هغه پلورل شوي او تاریخ ځپلی لاس پوڅي دي د اور لمبو د تقاطع له منځه لاره خلاصه کړي.<br />دا سازمان د خپل پرمختلونکي انقلابي خاصیت او ځنځیر شلوونکي جوړښت په وجهه نه یوازې د روسي استعمار او د هغه د مزدورانو د سترګو اغزی دی ، بلکه د هغو حریصانو د سترګو اغزی هم دی  چې په پټو او غولونکو هلو ځلو غواړي زموږ د خلکو مقدرات تر لاسه کړي ، هغوی د خپلواکۍ او آزادګۍ او د هغه له ریښتینو او استوارو حاملینو څخه لکه ښا پیرکۍ چې له لمره ډاریږي او په اومه تمه له هغه نغري تاویږي چې همدا اوس د روس مزدورانو زموږ په هیواد کی د وینو ډک لښتي جاري کړیدي.<br />زموږ سازمان د خپل تأسیس له پیله خپل سیاسي او تاریخي دریز د ملي خپلواکۍ ، دموکراسۍ او ټولنیز عدالت د ریښتینی مدافع په توګه د هر ډول مرییتوب او مزدور منشی په رَټـلو ، د مترقي او پرمختلونکي ګرایش څخه یی په کلکه او ښکاره توګه ملاتړ کړیدی او د هغه په ساتنه کې د خپلو ډیرو رهروانو او رهبرانو د بې مثاله سرښندنو په قیمت دریدلی دی.<br />زموږ سازمان د خپل پنځه کلن ګټور عمر په اوږدو کې غټې تجربی تر لاسه کړیدي چی نه یوازې زموږ لپاره ، بلکه زموږ د ګران هیواد د انقلابي او ملي جنبش لپاره با ارزښته خزانه او لاسته راوړنه کیدای شي. له بله پلوه موږ د خپلو پرمختګونو په لیاره کی د بندیزونو ، سختیو او د استعماري – ارتجاعي محاسباتو او دامونو څخه له لویدلو او پاڅیدلو سره هم مخامخ وو چی ( هغو ) ته په ریښتیني ، مینه ناک او علمي ډول کتل هم کولای شي چی له موږ سره په انقلابی لار وهنه کی مرسته وکړي.<br />زموږ سازمان د ۱۳۶۰ کال د زمري په میاشت کی د ښکیلا کګر روس له څو اړخیزه یرغل سره مخامخ او یو شمیر رهبران مو زړه دردونکی ضربه مومي چې په نتیجه کې سازمان د انډول په فقدان اخته کیږي. او ورپسی یو ځل بیا زموږ په انقلابي تاریخ کې د سازمان نیرو د استعمار – ارتجاع د بې رحمانه او با هدفه ګوزار لاندې راځي. <br />تږې او لجام شکیدلې ارتجاع د تاریخ په اوږدو کې د دې وطن د سرښندونکو اولادونو وینی څکلې او د استعمار په لاسنیوکه یی د خپلو قربانیانو پر جسدونو مرګ راوړونکی نڅاګانې کړیدي. دې څو اړخیزو فشارونو پداسې حال کې چې سازمان عمدتاٌ  د خپلې فرماندهۍ قرارګاه له لاسه ورکړیوه ، زموږ د سازمان د ځینو غړو په منځ کې د عیني اجتماعي شرایطو له کبله نا امیدي خپره شوه ، چې کله به یې د ملي تسلیم طلبۍ په لور لار اړوله او کله به یی سیاسي انحلال طلبۍ ته . ناسالمه فکري ، سیاسي او تشکیلاتي ګرایشات زموږ د سازمان په دننه کې ، خپل وحدت والی هغه درجی ته رسیدلی وو ، چې کولای یې شول په سازمان کی د استعمار نفوذ ته لار بیرته کړي او هم موږ د ارتجاع بیرحمانه یرغل او ټکولو لاندې راولي.<br />له دې سختو او کړکیچینو شرایطو څخه د راوتلو په منظور د یو کال څخه تیره تدارک او انتظار وروسته دا دی چې د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان سرتاسري کنفرانس برګزار شو تر څو وکولای شي د پنځه کلنې مبارزاتي کمبودیو او ترلاسه شوو بریالیتوبونو او تجربو څخه علمي ترازبندي وړاندې کړي او لاندنی مبارزاتي کړنلاره وښیی:<br />کنفرانس په قاطعیت سره د ټول سازمان دا نظر بیا تأیید کړ چې « وینې ځبیښونکي روسي امپریالیسم زموږ د زرګونو زرګونو هیواد والو وژونکی ، زموږ د خلکو او ملت عمده ، اساسي او قسم خوړونکی دښمن دی. هر ډول سوله ، پیوستون او همکاري د دې دښمن او کړۍ په غوږه مزدورانو « پرچم » او « خلق » سره و هم د هغوی سره د دښمنانه ناسوله ایز مناسبات ګډوډل ؛ تسلیم طلبي او په نتیجه کې ملي خیانت دی ».<br />ز مونږ آزادیبخښونکو جګړو ته په ملي او بین المللي ساحو کی په کتنه ، کنفرانس دې نتیجې ته ورسید چې ښکلا کګر روس غواړي زموږ د خلکو د خود بخودي جنبش پر پایه او د هغه نه په رامنځ ته شویو  نتایجو  باندې چی زموږ د خلکو مبارزه له هر اړخیزی ودی څخه بیرته پاتې وساتي ، چی له ارتجاعي او تاریخ رټلو نیروګانو تسلط سره لاس په لاس ، او د نورو امپریالیستی نیروګانو په لاس غځونه د یوه روښانه او لارښود جریان په غیاب کی وکولای شي زموږ د خلکو مبارزو او جګړو ته په فکري او سیاسي خوا و کې سازمان ورکړي او د هیواد له ټاکلو اوضاعو سره سم تشکیلات رامنځ ته کړي ، ټول د یوې اقتصادي ، اجتماعي او فرهنګي وروسته پاتې ټولنې په دننه  کې ، جنبش له استعماري ضد محتوا څخه تش او د مقاومت د قوتونو ترمنځ د تصنعی اختلافاتو په را پیداکولو ، او له همدغو څخه د ناوړو ګټو اخیستلو په نتیجه کې د ملي مقاومت ټولې نیروګانې یو په بل پسې له منځه یوسي او هیواد تر انقیاد لاندې راولي. دا سیاسي &#8211; اجتماعي بافت چې مقدمات یې له نظامي لارې د له منځه وړونکو وراسته کوونکو ( فرسایشي ) یرغلونو او « سیاسي » بیلتون اچونکو دسیسو او نفوذي ډول ډول کارونو ، د نویو ځوانانو د مسخ کونکي استعماري « فرهنګي » کړونو په آرزو او پایه ولاړ دی ، بی ثباته (نوساني ) ، بد بینانه او حتی خاینانه ګرایشات د جنبش په منځ کی را پیدا کوي. ددې بر سیره د بنیادي فکري کار کمبود ، سیاسي ابهام او پراګندګی او څوډله ایز تشکیلات هغه عمومي داخلي عوامل دي چې کولای شي یو انقلابي سازمان له خپلې اصلي کرښې څخه واړوي او د دې ډول انحرافاتو به خوسا ډند کې یې وغورځوي.<br />سازمان د خپلو مشکلاتو صادقانه او صمیمانه برخورد په نتیجه کې وکړای شول د ملي او اجتماعي تسلیم طلبانه ګرایشاتو پرضد مبارزه کې بریالی شي. دا بریالیتوب د سازمان د کتله یې لویو جنگیالیو نیروګانو د یووالي ، د ژورې ورځ تر ورځ زیاتیدونکی آګاهۍ او د یو منظبط جنگیالي سازمان په چوکات کی په انقلابي اصولیت باندې د منګول ښخولو له لارې تر لاسه راتلای شوای.<br />هغه شمیر د « اصلی مقاومت » نیروګانی چی حتی له نورو څخه « د مبارزې او شتوالي حق » سلبوي او په دې ډول د روسي امپریالیسم ژرندې ته خپلې اوبه ورتویوي او عملاٌ د روسي استعمار په « کوتک » بدل شویدی.<br />سازمان په دې ژور اعتقاد سره چی یوازې او یوازې یو موټی ، متحد او مبارزی ته مصمم ملت کولای شي د روس امپریالیسم ته ماته ورکړي. لاکن د ملي مقاومت د نیروګانو ترمنځ د یو سوله نه غوښتنکی تصنعی تناقض په پیدا کولو د امپریالیسم د دې پټو ډنډه مارانو په واسطه ، زموږ دنده ده چی هغوی په فعاله توګه او هرکله د افغانستان د قهرمان ملت په وړاندې رښتیني حکمیت ته وسپارو او د خپلې هستۍ او د روسي استعمار پرضد د مبارزې له حق څخه په دفاع کې او د لوړو سامایي آرمانونو د ترسره کولو په لارکې له ټولو وسایلو نه استفاده وکړو. په دې شرط چې مبارزه د دې اهدافو د تحقق لپاره ، موږ په نورو انحرافي لارو بونه ځي. زموږ او د دښمن تر منځ د بیلوالي کرښه ورکه نه شي او یا د ځان په انحلال خپل وجودي علت تر سوال لاندې رانه ولو.<br />کنفرانس په دې عقیده دی چی د افغانستان د خلکو د انقلابي جنبش یووالی ، د ملت یووالی ضامن او د هغه لازمي شرایطو تضمینونکی دی کوم چې کولای شي زموږ له هیواد څخه روسی استعمار د بهر ته غورځوولو لار او هم دا رنګه د انقلاب تداوم د ملي آزادۍ د ټینګښت په معنی ، د دیموکراسۍ د تأمین او د ټولنیز عدالت د ترسره کیدو لار په واقعي ډول هواره کړي. او هم کولای شي سړي خورې ارتجاعي قهرجنې نیروګانې په خپل ځای کښینوی. د هیواد د انقلابي جنبش وحدت ته لږ ارزښت ورکول او غټې غیر مسوولانه طرحې ورکول دواړه د جنبش قانونمنده او طبیعي ودې ته جبران نامنونکي تاوانونه رسوي.<br />د (ساما ) سازمان د ټولو جنگیالیو انقلابی قوتونو په یووالی کې د جنبش د با تجربه تر مخکې قوت په توګه په تواضع او صداقت سره حاضر دی خپل مثبت رول ولوبوي او پدې کی ځانته هیڅ ډول امتیاز نه غواړي.<br />کنفرانس د ( ساما ) څو کلن کار په ملي متحده جبهه کې په څیړلو او جمع کولو سره او د هغې لپاره پدې ټکي یی ټینګار وکړ چی د جنگیالي ملت  له یووالي پرته د یوې روښانه مبارزې د کرښی پر بنسټ او ورسره برابره سازماندهی چې ټول مجاهد ملي قوتونه وکړای شي د هغه په چوکاټ کې خپل سیاسي هویت او مبارزاتي دورنما بیا و مومي د روسي امپریالیسم ماته ، د اشغالګرو قوتونو شړل او ورسره د ګوډاګي رژیم قهري او پوره نسکورول نا ممکنه کار دی. یو سلو څو لوی او واړه د هیواد دننه او د باندی سازمانونو نه چې هر یو له پخوا نه زیات یو د بل پرمخ تورې باسي ؛ که چیرې استعمارګر ته لار هم بیر ته نه کړای ، نشي کولای بی له یوی ګډی او مشترکی مبارزاتي برنامې د خپلې ټولنی استعماري پرابلم حل کړي. د یو شمیر ریاست غوښتونکو کسانو انحصاري سیاستونه چې « د پیل تر سیوري لاندې ورته ځانونه غټ بریښي » زموږ انقلابي جنبش ته نه جبرانیدونکي زیانونه رسولي او رسوي.<br />کنفرانس د نړۍ او ملي حالاتو په تحلیل او ارزیابۍ کې دې خبرې ته ورسید چې زموږ د خلکو مبارزې به اوږدې ، خونړۍ او له لوړو ژورو سره به مخامخ وي.  او په نېژدی راتلونکې موده کې معجزه لرونکې د « حل لار » په سترګو نه لیدل کیږي. نو ځکه زموږ سازمان د خپلې « مستقلې ملي او انقلابي کړنلارې » په اتکاء وظیفه لري هغه بی قید و شرط د دوستۍ لاسونه کوم چی زموږ خلکو او ملت ته غځیږی زموږ د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو په نظر کی نیولو سره کښیکاږي او په بین المللي سطحه هغه شرایط منځ ته راوړي چې د هیواد انقلابي جنبش وکړای شي د هغه په متن کی ځان او پر خپلو خلکو د اتکاء سیاست ته عملي بڼه ورکړي. دنباله روي او سیاسي ځانګړتیا دواړه زموږ جنبش ټکوي. ( ساما ) د خپلې مبارزاتي روښانه او قاطع امپریالیستي ضد او ارتجاعي ضد لیکې په ډاډ ، حق او ډنډه لري چې خپل بین المللی مبارزاتي حرکت زموږ د خلکو د ملي ګټو او د خلکو له انقلابي ګټو سره عیار کاندي.<br />زموږ د سازمان د سرتاسري کنفرانس انعقاد په دي شرایطو کې چې روسي استعمار په واهي خیال د خوَرَولو ( پراګنده کولو ) ، شا ته تللو او حتی زموږ د سازمان د له منځه وړو فکر لري او په دې وخت کې چی قهرجنه ارتجاع د روس له  استعمار سره لاس په لاس د دې ملت د رښتیني انقلاب د « د ریشو په ویستلو » پسې ده ، په یقین سره د افغانستان د انقلاب دوستان خوشحاله او دښمنان یې لاهم داړه مار او وارخطا کوي.<br />اوس په رښتیا زموږ د سازمان  د مبارزې ، سرښندنې او پرمختګ نوی پړاو پیل شوی دی چې د هغه په وړاندی د دې خاورې د خلکو لویو هیلو ته د رسیدلو ، ملي آزادې ، دیموکراسۍ ، اجتماعي عدالت او آزاد ، آباد ، غوریدلي او انقلابي افغانستان له جوړیدو پرته بل څه نه لیدل کیږي. <br />دا زموږ د خلکو غوښتنې دي او زموږ خلک بریالي دي.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">حوت خونین</span></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl">استعمار زدائی و آزاد منشی آن ویژگی برازنده ایست که تاریخ ملت ما را در میان تاریخ ملل آسیای میانه مشخصتر میسازد. این بیگانه ستیزی که با قبول قربانی های بی مانندی همراه بوده است؛ در پیچ و تاب حرکت بغرنج و تو در توی خود، در طول زمان کارنامه های جاودانی را ثبت کتیبه ی زمان کرده که درین خطه ی باستانی اتفاق افتاده است. دهه ها، سده ها و هزاره ها، نه آرام و مسکوت بلکه با خیزش و شورشگری در دل تاریخ سپرده شده است و افتخار قهرمانی آنرا توده های حرمان کشیده ی این بلاد آرام نگیر دارد که از دیار ناپیدای آنسوی زمان تا مقاومت در برابر تهاجم چنگیز و . . .  و انگلیس، گذشته ی این خیزش و شورشگری را میسازد و مقاومت قهرمانانه ی کنونی در مقابل ارتش اشغالگر سوسیال ـ امپریالیسم روس، آن آزمایش بزرگ تاریخی است که سرنوشت آینده ی ما به چگونگی تکامل و فرایند آن متعلق است.<br />شکست مفتضحانه ی هر تجاوزگری در مقابل مقاومت تا پای جان ملت ما در تاریخ، نشان میدهد که شگفت آفرینی در مقاومت کنونی نه یک تصادف غیر منتظره بلکه حقیقت مسلم تاریخی است که واقعیت آن چنان در فلسفه ی تاریخ کشور ما ترسیم شده که هرگونه پندارگرایی در توجیه و تفسیر آن سفاهت احمقانه ای خواهد بود. خونین ماه رمضان سال (۱۲۵۹ هـ. ق.) (سال شهادت رهبران جنبش آزادیخواهانه ی خلق در قیام اول برضد انگلیس) نه تنها یک زمان عبادت گری ـ که بیشتر دهلیز منقش بخون تاریخ است و از آن شگفتی ها و واقعیت وجودی ـ تاریخی آن را بعنوان این ستیزه گزینی و قهرمانی &#8220;حوت خونین&#8221; به میراث گرفته و از آن نیکو تمثیل و پاسداری کرده است. <br />استواری در نبرد و عزم خارائین مردم ما بخاطر حصول آزادی وطن اسیر شده ی شان، درمقابل امپریالیسم روس نه یک تازه پدیده ی بی ریشه، بلکه ادامه و تکامل آن سنت دیرین تاریخی بیگانه زدایی است که جلوه گاه رزمش کمتر از هیچ اسطوره ای نیست. <br />درماندگی تره کی ـ امین ـ ببرک پیش از آنکه مربوط به خصلت و بی کفایتی این مزدوران بی اراده باشد، ناشی از اخلاصمندی عمیق و خدشه ناپذیر مردم ما به آزادی و از بند رستگی است که بالاتر از آن عشقی نمی شناسند. از این جهت است که مجموع ماشین جهنمی استعمار مقابل اراده ی استوار و عزم آهنین ملتی به زانو در می آید و تمام نقشه و پلان استعمارگر به خواب و خیال تب آلود تبدیل میشود. <br />ذهن سوسیال امپریالیسم روس که از گنداب گزینی جاسوسان کارگذاری شده اش تغذیه میشد، دیوانه وار می پنداشت که گویا با پشتیبانی توأم با سرکوب و تعویض چند حقیر هرزه می تواند بر تقدیر ملتی تکیه زند و هست و نیست این ملت را به غارت ببرد، ولی ندانسته بود ـ ملتی که سجده گاهش در تاریخ، وطن نیاکانش بوده است و دفاع از وطن را دفاع از ناموس دانسته، چگونه میتواند به استقبال اسارت برود. <br />پدیده ی تاریخی &#8220;حوت خونین&#8221;، لجام گسیختگی، وحشت، تروریسم و قساوت امپریالیسم شرارت پیشه ی روس و مزدوران بی اراده ی آنرا در تقابل و ضدیت آشتی ناپذیر با اراده ی برحق ملتی نشان میدهد که میخواهد آگاهانه از هستی مستقل و ملی خویش دفاع کند و با زنگار اسارت و غلامی سر سازش ندارد. ازین جهت است که &#8220;حوت خونین&#8221; تنها ارزیابی چندی و چونی، عمق و سطح قساوت بیگانه و بیگانه پرستان نیست که با قتل عام ملت به پا خاسته ما در صدد تحمیل ماشین جهنمی اش میباشد، بلکه تعریف و ستایش بی پایان از قربانی پذیری و از خود گذری &#8220;اسیران&#8221; می باشد که در اسارت زیستن را نافی هستی مستقل و ملی شان میدانند. بناءً یاد آوری از &#8220;حوت خونین&#8221; منطقأ تقبیح شدید ویرانگری و کشتار امپریالیسم روس و تجلیل گرانقدری از شهامت و جانبازی قهرمان شهدای این خونین زمانه میباشد.<br />اگر ما نتوانیم این ترکیب عمیق از دو بعد کاملأ آشتی ناپذیر را گویا بیان کنیم، مسأله ای خواهد بود قابل پوزش طلبی، ولی آنچه قابل تذکر و مکث است، غیر از آنچه که گفتیم نخواهد بود. <br />به هر حال &#8220;حوت خونین&#8221; تنیده ی خونباری است که چرخ تاریخ کشور ما به تازگی از آن عبور کرده است و حماسه های جاودانه ای خلق ما را در بطن کشتار و توحش استعمارگر و نوکران بومی آن به نمایش گذاشته است، که ما گهنامه ی گلگون آنرا با تسلسل روز ها ورق میزنیم. <br />سوم حوت سال ۵۸ از یک سو با حضور قهرمانان جنگ ضد استعماری در محکمه ی تاریخ، گرد و غبار گذشت زمان را از چهره ی شان پاک کرد و از سوی دیگر میراث خوار استعمار جهانی ـ امپریالیسم روس را در رسوایی تاریخی سائر استعمارگران، بطور انکار ناپذیر آن شریک ساخت. <br />درین روز فراموش ناشدنی و تاریخی، خشم برحق خلق ما چنان جهت دار و هدفمند جلوه کرد و بر استعمارگران و نوکران هرزه ی آن صحنه را تنگ نمودند که پیش بینی و انتظار این چنین عمل قهرمانانه با این ژرفا و پهنا علیرغم تدارک اعتصابی ماقبلش توسط سازمان ما دور از تصور، نقشه، برنامه ریزی و سازماندهی هر نیروی سیاسی ـ اجتماعی موجود در جامعه ی ما بود. و این نشان میداد که توده های ملیونی مردم، تاریخ شان را نه جبونانه بلکه قهرمانانه و به دست خود میسازند و این سازندگی تاریخی سوای اراده و خارج از کنترول این و یا آن گروه و نیروی اجتماعی است و نفی و انکار ضرورت و ناگذیری آن لغزش هولناک در گمراهی است.<br />اگر امپریالیسم شرارت پیشه روس و دولت مزدور آن از جلوگیری و مخالفت با این خیزش های شهری که همآهنگی و همسوئی اش را با جبهات روستایی نبرد نشان میداد، عاجز ماند و مانند دجال در باطلاق دم و گوش می شورانید در فرجام ناگذیر از صدور فرمان قتل عام گردید، در مقابل استواری و نه هراسیدن مردم از صفحه های داغ مبارزه که قهرمانان گمنام این خیزش های شهری، آگاهانه، بدون آنکه پیروی ملزم از مشی سیاسی نیروهای معینی را نماید، بر استعمارگر و قساوت های آن نیکو پاسخی بود که قدرت و توان مردم را نشان داد. این قیام پرجوش و خروش که سنگر و احد خلق افغانستان را علیه امپریالیسم روس در شهر و روستا نشان میداد، آن حمله ی بزرگ و تاریخی است که فراموش کردن آن برای آزادی خواهان بسی نابخشودنی و ناگوار و برای ببرک حقیر و بادار غارتگر آن که ضرب شصت خالی دستان حماسه آفرین این روز را چشیده است بسی عبرت انگیز و جانکاه می باشد. <br />پیگیری ممکن درین حرکت پیش رونده که خصلتأ توده ای و نسبتأ خودبخودی بود و قربانیان بی مانندی را در این رزمگاه خونین هدیه کرد ـ بیانگر این است که توده های ملیونی افغانستان چه طور آگاهانه بر هذیان گویی های چاکر میهن فروش مبنی بر &#8220;ملهم بودن جنبش از تحریکات خارجی&#8221; عملأ خط بطلان کشیده اند.  <br />به رگبار مسلسل بستن مردمی که همه با وسایل و ابزار ابتدائی تولید و نان آوری شان وارد میدان شده بودند، نشان داد که &#8220;حکومت دموکراتیک خلق!&#8221; روسی غیر از کشتار زحمتکشان معنی دیگری ندارد. <br />کاغذ و قلم هزاران تازه جوان دختر و پسر که نشان گاه مسلسل های دانش کش و بشریت ستیز جانیان بیگانه بود، مبرهن ساخت که دیو استعمارگر، دانش و فرهنگ را بیگانه از سرشت خود میداند و دشمن قسم خورده ی آن است. ازین جهت شعار دفاع از دانشجویان و دانش آموزان، در مکتب فکری ـ سیاسی استعمارگر، غیر از کشتار قلم بدستان و فرهنگیان چیزی نیست، چه استعمارگر برعلاوه که دشمن انسان استعمارزده است ـ دشمن آگاهی انسان استعمارزده نیز می باشد. <br />تکامل جنایات ارتش اشغالگر در هشتم حوت سال ۵۸ کارد را به استخوان ملت ما رساند. زندانی ساختن بزرگترین شخصیت ملی و بزرگترین قهرمان ملی ما &#8220;مجید شهید&#8221; این تک ستاره ی پردرخشش در آسمان انقلاب کشور اگر از یک سو گسترش و پهنای وحشت و اختناق، تعقیب و توطئه را میرساند و نمایان گر درجه و شدت آن است از سوی دیگر عمق فاجعه را مبنی بر اینکه رژیم و ارتش اشغالگر نه تنها دشمن سوگند خورده ی دهقان، کارگر، پیشه ور و سائر گروه ها و اقشار این کشور است بلکه با پیشگام ترین و آگاه ترین قشر این جامعه با کین چند برابر سبعانه تر برخورد میکند. چه یگانه راهی که استعمارگر می تواند به استراتیژی اش نایل شود، جدا ساختن توده های به پا خاسته از پیشآهنگ سیاسی آن است. <br />در فرصتی که &#8220;مجید&#8221; قهرمان در زیر مدرن ترین و سیاه ترین شکنجه های قرن، استواری و متانت ملتی را تمثیل می نمود و تسلیم ناپذیری مردم به پا خاسته را در مقابل امپریالیسم روس و استبداد فاشیستی آن، جلوه گر میساخت، توله سگان روسی و ارتش سرکوب گر آن، با رعب و ترس این سو و آنسو به پرسه زدن و سکورت کردن در سفارت و &#8220;جلاد خانه&#8221; مشغول بودند و با این شوق زدگی ناشی از پیروزی (دستگیری قهرمان)  و ترس ناشی از پی آمد انتقام خواهی ملت ما رقص مرگ آفرین شانرا در جلو چشمان بیدار ملت ما نشان میدادند. <br />ارتش اشغالگر روس و دولت مزدور، باوجودی که توانست در مقطع تاریخی معینی بزرگترین معنویت انسانی و قوی ترین شخصیت رهنما و رهگشا را از جنبش کبیر میهنی ما بگیرد، ولی در مقابل، حس انتقام خواهی رهروانی را که اعتقاد دارند با در دست داشتن تفنگ &#8220;مجید&#8221; و تعقیب راهش می توانند ـ جبران ضایعه کنند و از این طریق قادر خواهند شد که نتنها انتقام &#8220;مجید&#8221; بلکه انتقام خلق و بشریت مترقی را از جنایت کاران قرن بگیرند ـ برانگیخت. <br />ناگفته پیداست که اگر جنبش میتوانست تاکنون &#8220;مجید&#8221; را داشته باشد، چه بسا که مقطع پیشرفت و تکامل آن سوای حال می بود، حتی در رنگ و کیفیت آن نیز تغیراتی پدیدار میشد، ولی آنچه سزاوار تأکید است ادامه ی آن &#8220;راه&#8221; برگزیده ای است که دانشمند و مبتکر و پراتیسین بزرگ کشور ما &#8220;مجید&#8221; بر صحت آن تأکید کرده است و چگونگی تطبیق مشخص آن را نیز نیکو رهنمایی نموده است. <br />پانزدهم الی بیستم حوت سال ۵۷ جرقه های آتش، پیش درآمد انقلاب بزرگی میشود که کاخ استعمارگر و پاسبان استعمار پرست را در شعله های سرکشش بسوزاند. آتشی که از بدو تولد کودتای نامیمون، آغاز به شعله ور شدن کرده بود، در آن مقطع زمانی به قلب روستاها و مناطق افغانستان رسیده و دره ی صوف هیزم انبار شده ای بود که آتش گرفت. قساوت سگان گوشت خوار امپریالیسم روس تا آنجا بالا رفت که حتی طفل شیر خواره را در سر دروازه ی خانه اش ، به حکم اینکه دشمن تفنگ بدست فردای اشغالگران است به نشان مسلسل بستند، که پاسخ عکس العملی توده ها، دامنه آتش انقلاب را مانند طوفانی که در حریق شعله ور آتش بدمد، وسعت و گسترش داد. تا آنجا که سر تا سری اش ساخت. <br />بیست و چهارم حوت سال ۵۷ که در حقیقت معراج آزادی خواهی مردم ما و دوزخ بیگانه پرستی و انسان کشی رژیم کودتا را بطور عریان و برهنه ی آن نقش کتیبه ی تاریخ کرده است، نشان دهنده ی اینست که ارتش، تانک و مسلسل در مقابل اراده ی استوار یک ملت که آگاهانه میخواهد از مقدسات و مقدرات تاریخی اش دفاع نماید، هیچ است. <br />حادثه ی خونین هرات، قلب پرتپش هرات را بار دیگر آنچنان به حرکت تند و زنجیر گسل وادار ساخت که در تقابل با بربریت رژیم، نفرین ابدی به بیگانه پرستی و درود  بی پایان به معتقدان راه آزادی بشریت مترقی را کمائی کرده است.<br /> قیام قهرمانانه ی اردو (فرقه ۱۷)، که با پیوستن به جنبش توده یی، ننگ و نفرین بی پروای شان را به کودتا پرستی و کودتا گرایی عروسکان خود فروخته ی کرملین؛ تره کی ـ امین ـ ببرک ، که از آن بنام &#8220;انقلاب نوع افغانی&#8221; داد سخن میزدند، نثار کرده، آن مسیر اصولی ـ بازگشت سرباز و افسر وطنخواه به دامن پرمهر مردمش را تمثیل گر بود که نوازش پدرانه ی توده های مردم از شورشگران اردو تا کنون قصه ی شیرین قهر و انقلاب است. <br />قهرمانی بی مثال مردمی که چون سیل بنیان کن براه افتاده بودند، اگر یک صفحه ی این ویژه گهنامه ی خونین است، توسل جستن دولت پوشالی و چاکر سرشت تره کی، به استفاده از نیروی هوایی بیگانه و گسیل نیرو های سرکوبگر که مسلح به تانک و توپ و سلاح های کشنده و ثقیل دیگر بود، آن صفحه ی دیگر این ویژه گاه شماری را نشان میدهد، که در تعارض با خلق، مردم و وطن قرار دارد. <br />و این از یاد تاریخ نمیرود، چه قربانیان بیست و چند هزاری هرات، جاودانه در تاریخ کشور ما تاج افتخار پاسبانی ازین زیبا شهر اسیر شده و در نهایت میهن به زنجیر کشیده ی ما خواهد بود. و وقتی درفش آزادی بر مناره های آن برافراشته گردد، سوگ شهر تاریخی به سرور آزادی مبدل خواهد شد، و این رسیدنی است. <br />ولی بایست ناگفته نگذاشت که سپاس صادقانه به قربانیان راه آزادی کشور و تقبیح جسورانه ی تجاوز و بربرمنشی تجاوزگران صرفأ با اعلام چند کلمه ای در روی صفحه ی کاغذ کافی نیست. تا زمان و لحظه ای که ادامه کاری و پی گیری همه جانبه بعنوان به زمین نگذاشتن تفنگ قهرمانان و ادامه دادن براه &#8220;بخون رنگین شده ی شان&#8221;، دنبال نگردد، سپاس گذاری شایسته و سزاواری صورت نگرفته است. اکتفأ صرف به اعلامیه ها، آن خواست دور از عملی است که نقشی بازی کرده نمیتواند و در فرجام بی نقشی اش، در چگونگی حرکت آنان بسوی آزادی، به موجود بی تأثیری تبدیل میشود که نه در شمار رزم آوران انقلابی خصلت جامعه جا دارد و نه در محاسبه دشمن بعنوان خصم آن محسوب می گردد و تقبیح جنایات و بربرمنشی ها هم با نفرین شفاهی و کاغذی کافی نیست، چه تقبیح فجایع و جنایات، اگر با حرکت تند انقلابی در جهت واژگونی سیستم جنایت پیشه و فجایع زا حرکت نکند، در بهترین حالت وضعیت آن ناراضی ای را به نمایش میگذارد که جرأت عمل را از دیگران انتظار دارد و در نهایت، در جهنمی از وهم و انتظار خود را شکنجه می نماید. <br />و از این جهت است که پدیده ی &#8220;حوت خونین&#8221; از دید انقلابی و آزادی خواهانه ی آن کلأ برداشتن تفنگ بزمین مانده ایست که با بوسه ی تعهد بر زخم های دهن پاره ی شهدای ما (شهدای حوت خونین و ادامه ی تاریخی ـ زمانی آن) بخاطر سرنگون ساختن رژیم وابسته و شکستاندن برج و بازوی بی بنیان اشغالگران ممکن و میسر می شود.<br /> اکنون می توان به جرأت گفت که رادمردان صدیق و با تعهد این سرزمین، نتنها در تعهد بزرگی که از پیدائی خیزش در قبال همدیگر و در برابر میهن داشته اند تاکنون به آن صادقانه ایستاده اند، بلکه &#8220;حوت خونین&#8221; را در هر گردش زمین، عملأ شجاعانه بیاد آورده اند و بر چوچه سگان روسی آنطور شوریده اند، با تقبیح مسلحانه ی تجاوز، سپاس صادقانه ای به شهدای درخون خفته ی شان را بجا آورده اند. ولی نکته ی دیگری نیز قابل تذکر شدید است؛ واپس نشینی حتی روشن فکرانه یا بدعت، ترک سنگر و یا گرایش بسوی تسلیم طلبی، ولو در جامه های رنگارنگی از قبیل آتش بس، استفاده از امکانات دشمن و امثال آن هم پوشانده شود، دست کم خیانتی است به آرمان آن قهرمانانی که با پا گذاشتن روی مجموعه ی این دلایل و بهانه ها، جان شیرین شانرا قربان کرده اند، و اما دریغ و درد! که امروز مشتی چند از شرین نفسان با ارائه ی آن به تجارت خون می پردازند و با جان شیرینی خائنانه ی شان، طمع خام امپریالیسم جنایت کار روس را جامه ی عمل می پوشانند.<br /> امپریالیسم شرارت پیشه ی روس، دولت مزدور و جیره خوار آن و سست عنصران تسلیم طلب و خیانت پیشه، نمیتوانند جامه ی رسوایی شان را با رنگهای فریبنده و مضحک تعویض کنند، چه این سرشت و سرنوشت غارتگرانه و مزدور منشانه ی آنها در هر لباسی که باشند، شناخته شده است. و شکل و مضمون برخورد ملت ما علیه آنان نیز روشن تر از آفتاب است.  <br />آنچه باید مردم دربند و اسیر ما بدانند، در هرحال اینست که رزمگاه خونین و سنگر نجات بخش شان با تصفیه ی خیانت پیشه گان کور مغز و سیاه دل، هر روز استحکام بیشتر می یابد. و با دوستان صادق و پاکباز می توانند سنگر ها و استحکامات امپریالیسم و ارتجاع را قهورانه متصرف شوند. راه اگرچه پر پیچ و خم و زندان حوادث و ناگواری ها اگر چه آهنین است، ولی اراده ی استوار و آهنین ملتی هم از زندان آهنین حوادث بیرون جهش خواهد کرد و هم پیچ و خم این راه را با پیمودن مداوم آن مکشوف ساخته و به سرمنزل مقصود نزدیک خواهد شد. این روندی است قانونمند و تکاملی، و اراده ی آگاهانه ی &#8220;انسان&#8221; است، خلاف آن اندیشیدن و  خلاف آن عمل ورزیدن سفاهت خائنانه خواهد بود که نفرین گاه تاریخ را کور مغزانه از بهشت آزادی ارجحیت بخشیده است، و با این انتخاب زشت خود را مانند یخ در مقابل آفتاب گذاشته اند.<br />حوت خونین است و ملت ما این خونین زمانه را با سپاس گذاری از شهدای گلگون کفن، و تقبیح جنایات بیشرمانه تجاوزگران و ایادی خود فروخته ی آن، با سنگر بندی مسلحانه و آگاهانه یادنامه ی تاریخ ساخته اند. <br />سرخی &#8220;حوت خونین&#8221; درود بی پایانی است که بر روان پاک شهدای صدیق و میهن دوست نثار میگردد و سیاهی آن، اعمال نامه زشت، میهن فروشان و دستان آلوده به خون خائنینی است که بخاطر بقأ نامیمون شان سینه های پاک و آرزومند انسانی را شگافته و غرقه بخون ساخته اند.<br />امپریالیسم جنایت کار روس، ایادی میهن فروش آن &#8220;خلق ـ پرچم&#8221; با دستیاران بزدل و بی ایمان آنان محکوم به نابودی است. و مردم بپاخاسته ی ما، در فراز مقصود آزادی میهن باستانی شان رسیدنی! <br />این منطق زمان و حکم تاریخ است! <br />پس همنوا با منطق زمان و حکم تاریخ به پیش!</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"><span style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">(به مناسبت روز دستگیر شدن حماسه رزم – مجید قهرمان- )</span> </span></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;"><br />شهری در سوگ و ماتم</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"> (۸ حوت ۱۳۵۸) است یعنی دقیقأ دو ماه و دو روز از تجاوز عریان و فاشیستی سوسیال امپریالیسم روس بر میهن آزاده ی ما میگذرد. باوجود برف سنگین و سوز سرمای زمستان، که هر جنبنده را در جایش منجمد میسازد، در هر کوی و برزنی &#8220;سرخ&#8221; های سیاه با نگاه های کین توزانه نسبت به اهالی شهر، سوار بر تانک های غول پیکر شان دیوانه وار از یک سو به سوی دیگر در حرکت اند و از  اینکه تمام شهریان کابل را در زیر زنجیر تانکهای شان خورد و له کنند هیچ ابایی ندارند. گروه های خورد و بزرگی ازین سپاه مرگ و نیستی در تمام شهر پراگنده شده در هر نقطه ای که از نظر شان اهمیت بیشتر دارد به سنگر بندی و تشکیل خطوط استحکامی میپردازند. <br />تعدادی تانک هم که شمارش از ده ها بیشتر است همه به سمت مکروریان رفته و دورادور ناحیه ی حزبی مزدوران روس که در حقیقت حکم لانه های جاسوسی را دارند چند حلقه ی دفاعی تشکیل میدهند. <br />اگر از چهره ی سربازان روس متجاوز به جز مستی و سکر خون که از هزاران شراب آنها را بیشتر نشئه نموده چیزی خوانده نمی شود برعکس در سیمای پلید افسران روسی و مزدوران خلقی ـ پرچمی شان به وضاحت میتوان بی باوری و ترس را توأم با خوشنودی و سرور خواند. همه ی این جانیان از یکطرف نمیتوانند حادثه ی بزرگی را که اتفاق افتاده باور کنند و وقتی میخواهند بپذیرند که چه واقع شده، دلهره و ترس سراپای بدن شان را به تب لرزه ی مرگ می اندازد و از جانبی این دلهره تا حدی قویست که حتی اهمیت آن نیز نمیتواند سرور حیوانی آنها را پایا سازد. این افسار گسیختگی سربازان خون آشام روسی و مزدوران حلقه بگوش آنها با تغییر حالات چهره ی شان از دید تیزبین هیچ شهروند کابلی نمیتوانست پوشیده ماند اما مردم شهر هنوز نمیدانستند که چه حادثه ی الم انگیز و بزرگی اتفاق افتاده؟ و از خود می پرسیدند آیا بازهم روس خون آشام و جنایت گستر میخواهد چون پنج روز قبل (۳ حوت) مردم بیدفاع شهر اعم از زن، مرد، طفل، پیر و جوان را قتل عام کند؟ آیا باز هم میخواهند با وقاحت بی نظیری دست به مال، جان و ناموس مردم دراز کنند؟ آیا باز هم برژنف این ننگ دامن بشریت به فکر تعویض چاکر حیله گرش افتاده؟ و هزاران سوال ازین قبیل.<br />هنوز ساعتی بیش نگذشته بود که خبری چون بمب همه ی شهر کابل را به تکان در آورد. بمبی که شدت انفجار و تکانش به شهر کابل محدود نمانده هندوکش غیور و بابای مغرور و سربفلک کشیده را تکان داده ضربان و تپش &#8220;قلب آسیا&#8221; را مخدوش نموده و از آنهم پا فراتر گذاشته حرکت قلب بشریت آزاده و همه ی انسانهای زحمتکش دربند را از این ضربه تندتر و شتابان تر نمود. مردم شهر گیچ و منگ از تأثیر خبر به هر سو می رفتند و با هم نجوا میکردند، گاهی خشمگین شده و میگفتند: دروغ است، دروغ است هیچ امکان ندارد. و زمانی هم بدون شرم از دیگران به گریه می افتادند و سخت می گریستند و باز هم  دل ناقرار شان آرام نگرفته به سمتی دیگر رفته و از شهروند دیگری پرس و جو میکردند تا مگر خوش خبری بطلان حادثه را به ایشان نوید دهد، مگر واقعیت واقعیت است هرچند تلخ و جانگداز باشد. اما جواب یکی بود؛ حادثه اتفاق افتاده و بازهم مردم گیچ و منگ، خشم آلود و گریان از سویی به سوی دیگر رفت و آمد داشتند، گویی پتکی گران چنان بر فرق همه آنها فرود آمده که همه را یکباره آنچنان از خود بیخود نموده که نمی فهمند چه شده و چه باید بکنند. نجوا ها بلند تر میشد و هیجانات بیشتر و تندتر و به تناسب پخش خبر، شهر در سوگ و ماتم فزاینده تری فرو میرفت. چنانکه گویی شهر را مرگ در کام خود کشیده و این ها همه مردگانی اند که در سوگ خود میگریند. مادرانی که پنج روز قبل با غرور و افتخار از اجساد تکه تکه و له شده ی فرزندان شان گذشته و با دوستان به جنگ اهریمن می رفتند، پدرانیکه ابراهیم گونه فرزندان عزیز شان را به قربانگاه آزادی فرستاده و خود در کنار شان برای میهن محبوب جان میدادند و هستی می آفریدند، دختران و پسران جوانیکه همه آرزو ها را به آرزوی نجات میهن در خود کشته، بسان عاشق دلیر و از جان گذشته بر دشمن یورش می بردند تا معشوق آزادی را از کف نابکارش بیرون کشند، اطفال معصومی که چند روز قبل با شور و علاقۀ وصف ناپذیری با سر و پای برهنه به دنبال بزرگان راه افتاده و یک صدا می گفتند: مرگ بر روس ! مرگ بر روس ! و اجساد خونین پدران، مادران، برادران و خواهران شان مانع پیشروی آنها نشده &#8220;یا مرگ یا آزادی&#8221; گویان به پیش میرفتند و غنچه شان نشگفته پرپر شده و بخاک و خون می افتادند. رزمندگان دلیری که نه تنها شهادت هم رزمان و همسنگران و نه هم شکنجه و عذاب دژخیمان روسی خم به ابروی شان نمی آورد و چون کوه پایه دار و استوار می رزمیدند و بالاخره همه ساکنین شهر که سر عناد با روس اشغالگر و مزدوران بی مقدارش داشتند از هر قشر و طبقه ای سوگوار و ماتم زده شدند. در هر خانه و هر سنگری غم و اندوه عجیبی حاکم شده بود، مادران چنان تلخ و درد انگیز می گریستند که گویی تازه بر جسد خونین فرزند دلبندش دست یافته و نمی داند زود تر بر کدامین قسمت بدن پاره پاره ی آن نوجوان بگرید. پدران، پسران و دختران جوان، اطفال و حتی آن رزمندگان دلیر چنان غمگین و خشمگین میشدند، تو گویی &#8220;اسمعیل&#8221; شانرا خود کشته اند و یار و هم سنگر شانرا بدست خود نیست نموده که چنین تلخ میگریند و با خشم فزون تر از خشم پلنگی زخمی میخواهند دشمن را نابود نمایند.<br />در چنین حالتی که از در و دیوار شهر غم و اندوه میبارد و همه شهر سوگ گرفته بر فقدان غزیزی سر میدهند. همه یک نام را به جملات گوناگون تکرار مینمودند و انهم نام مجید بود که میگفتند: &#8220;مجید کلکانی دستگیر شده&#8221;، &#8220;مجید مردم دستگیر شده&#8221;، &#8220;مجید قهرمان سمبول مقاومت ومبارزه، اسطوره ی پایه داری و ایمان، فرزند رنج و زحمت، یار و یاور ستمکشان و کوبنده ی ستمگران، رهبر بی رقیب ملت و دشمن از جان گذشته ی روس اشغالگر . . . بعد از بیست سال مبارزه ی خستگی ناپذیر با دشمنان کشور، مردم و خاک ما امروز در چنگ دشمن است&#8221; مردم حق دارند سوگ گرفته گریه کنند. مگر نه این است که گریه بر مجید گریه بر سرنوشت ملتی است. ملتی که همه هست و بودش، شرف و کرامت انسانی اش، نوامیس، مقدسات ملی و خاکش مورد تجاوز لجام گسیخته ی روس اشغالگر قرار گرفته و برده ی بی وجدانی با تکیه بر امکانات گسترده ی ارباب جنایت پیشه اش سرزمین زیبا و غرور آفرینش را به حمام خون مبدل نموده و هرنوع صدای اعتراض و مخالفتی را در گلو خفه میکند، رسالت دارد تا جنگ کبیر میهنی را در همه ابعاد و اشکال مبارزاتی آن گستردگی بخشیده وجب ـ وجب خاک میهن را به آوردگاه دو دشمن مبدل و سنگرهای نوین مبارزاتی برپا دارد. قیام قهرمانانه ی افسران و سربازان با ایمان و وطن خواه قول اردوی پکتیا در ۱۴ دلو ۱۳۵۸ به سازماندهی نظامیان دلیر سامایی و رهبری مستقیم آزاد مرد حماسه ساز یعنی مجید قهرمان برگ پرافتخار دیگر وسنگر دشمن شکن است که قهرمانی های &#8220;خروش رعد در پکتیا&#8221; را جاویدانه ثبت گهنامه ی زمان ساخت. یکی دیگر ازین سنگرهای نوین مبارزاتی که &#8220;همپای خروش مسلسل ها&#8221; در سنگر های مستحکم جهاد، امپریالیسم جنایت پیشه ی روس و مزدوران بی مقدارش را زبون تر و رسواتر ساخته و در مسیر تکاملی آن &#8220;مردم سلاح شکست ناپذیر خود ـ سلاح اتحاد ـ را مییابند&#8221;، جنبش اعتصابی حوت ۵۸) بود که توصیف نقش وعظمت آنرا میگذاریم به قلم توانای مجید شهید:<br />&#8220;اوجگیری و گسترش همزمان جنبش اعتصابی در شهرها و روستاهای کشور، در قعر زمستان، بهار سرخی را نوید میدهد. جنگ آزادی بخش ملی ما یک جنگ اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و روانیست. پیروزی این جنگ خواهان سهمگیری مردم سراسر کشور، با تمام هستی خود، در تمام عرصه ها و سنگرهای مبارزه است. دامنه ی جهاد و اشکال آن باید چنان گسترش و تنوع یابد که هر فرد کشور به تناسب امکانات خود بتواند دشمن را ضربه زند و جنبش مقاومت را درجهتی یاری رساند. در عین حال باید تمام مجاهدات مردم سازمان یافته، همآهنگ و متمرکز باشد تا هیچگونه خالی گاه و روزنه ی گریزی برای دشمن باقی نگذارد.&#8221; شبنامه &#8220;در سنگر اعتصاب ببر انقلاب خفته است&#8221; با فهم و درک این نکته است که مجید اسطوره ای در همسویی با جنگ توده ای طولانی و پذیرش آن بمثابه خط استراتیژیک جنگ آزادی بخش ما به اشکال دیگر مبارزاتی و رهگشایی درین عرصه ها توجه نموده میکوشد تا با جلوگیری از محدودیت اشکال مبارزاتی و چسپیدن به دگم های بی جان و یا جبونانه خزیدن در کنج عزلت، جنبش ظفر نمون و سرنوشت ساز مردم ما را به پیش برد و به توده ها یاری رساند تا در پراتیک مبارزاتی مستقیم و تجربه اندوزی از آن، دانش انقلابی خود را ارتقأ بخشیده قانونمندی های انقلاب و نقش آگاهی انقلابی را در پیشبرد و تکامل آن دریابند. چه جنگ همه جانبه ی ضد استعماری را فقط زمانی میتوان به پیروزی رسانید و بر ویرانه های بنیاد های استعماری کاخ های رفیع کرامت انسانی و بهروزی انسان دربند را اعمار نمود که با تکیه بر عنصر آگاهی انقلابی و انطباق مدبرانه ی آن در اوضاع ویژه ی کشور خودی در همه زمینه ها دشمن را در زیر رگبار آتش مسلسل و یورش زبان و قلم به محاصره کشیده مقاومت خود را همه جانبه سازیم و نگذاریم تا هیچ عرصه ای از عرصه های مبارزاتی به نفع دشمن و به ضرر ما خالی مانده و دشمن بتواند از آن سود جوید.<br /> درک اهمیت این نکته است که جنبش های اعتصابی و تظاهراتی را در حوت ۵۸ به یک ضرورت تاریخی مبدل می سازد چه از یک طرف روس اشغالگر و نوکر بی مقدارش ببرک شیاد با سؤ استفاده از پراگندگی جبهات نبرد و عدم موجودیت سیستم ارتباطی منظم بین جبهه و پشت جبهه و سکوت توأم با یک نوع گیچی مناطق شهری که به آرامش قبل از طوفان شباهت داشت، میکوشید تا همپای ایجاد نفاق و تفرقه بین مناطق شهری و روستائی ـ که در خون روستا زادگان دلیر این مرز و بوم سرخ شده بود ـ بین عناصر آگاه و توده های ملیونی کشور، چنان صحنه سازی کنند که گویا مراکز شهری و عناصر آگاه جامعه از وی حمایت و پشتیبانی مینمایند و این تنها امپریالیسم است که از &#8220;عقب ماندگی&#8221; مناطق &#8220;روستایی&#8221; سود جسته آنها را به مقابله با &#8220;صلح و ترقی اجتماعی&#8221; وادار میسازد و از جانب دیگر عده ای ریاستجو با آستانبوسی امپریالیسم غرب در تقلا بوده تا مهر ارتجاع و بردگی را بر جنبش آزادیبخش و ترقی خواهانه ی خلق ما زده در دم سازی با استعمار، پیش آهنگ انقلابی را از توده های ملیونی و به پا خاسته ی کشور جدا سازند. در چنین شرایط و اوضاعی است که جنبش های اعتصابی که کاریست آگاهانه و هدف مند پا گرفته به پله ی طوفانی تظاهرات و خیزش های خونین و سرتاسری خلق ما در شهر کابل و بسی شهر های دیگر ارتقأ می یابد. دقیقأ به پاسخ همین ضرورت تاریخی است که سازمان آزادیبخش مردم افغانستان و در پیشاپیش آن مجید قهرمان این اسطوره ی حماسه و رزم آگاهانه و هدفمند تدارک اعتصابات کوهدامن را در اواخر دلو ۱۳۵۸ چیده و با پیوند زدن آن به اعتصابات و تظاهرات ۲ و ۳ حوت ۵۸ در شهر کابل حماسه ی جاودانی ای از نبرد غرور آفرین یک ملت آزاده در برابر یک ابرقدرت بزرگ امپریالیستی که به پیشرفته ترین وسایل شکنجه و کشتار مجهز است در تاریخ شور انگیز ما به یادگار گذاشتند. حماسه ای که افتخار و عظمت آن از یکسو یاد دلیران گذشته ی ما را در خاطره ها زنده میکند و چون ستاره ی درخشان فرا راه پویندگان آینده را روشنایی می بخشد، از سوی دیگر لرزه بر کاخ کرملین افگنده، گردن کشان جهان را به زبونی شان معترف میسازد. حماسه ای که در آن خلق آزاده ی ما نتنها ماهیت فرتوت و پوسیده ی این دیو جادویی را برملا ساخته بلکه به ظرفیت و توان تاریخی خود نیز پی می برند که می توانند با تکیه بر عنصر آگاهی و اتحاد هر کوهی را از سر راه خود بردارند، هرچند این کوه زشت سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش باشد. <br /> اگر بردن آگاهی بین مردم، بسیج و متشکل ساختن آنها وظیفه ی تمام نیروهای انقلابی و مجموعه ی افراد سازمان آزادیبخش مردم افغانستان بود؛ امر ایجاد، تأمین و حفظ یکپارچگی و وحدت ملت بنابر شرایط ویژه ی کشور ما کاری بود که مجید قهرمان میتوانست به مثابه تمرکزگاه وحدت ملت، آنرا انجام دهد. <br />تلاش در انجام این رسالت سترگ تاریخی بود که آن حادثه ی غمبار و تراژیک را آفرید و شهری و ملتی را در سوگ  و عزا فرو برد. چه مجید که تجسم وحدت ملت ما بود غمش هم غم ملت و سرنوشتش هم سرنوشت ملت بود، اینجاست  که گریه بر مجید گریه بر سرنوشت ملتی است. پس بگذار اگر آن مادران و پدران داغ دیده میگریند، بگریند و ناله سر دهند. اما؛ بر من و تو ای همرزم و همسنگر دیگر گریه روا نیست ـ بپاخیز! درفش خونین مجید را بر دوش بردار و در راه مجید در کنار یاران و همرزمانش به پیش رو، که این خواست مجید است و خودش نیز در آن دور ها، بر فراز قله های رفیع شهادت در انتظار است و چشم براه.</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا</span></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;"><br /></span><span style="color: #ff0000;">شهید گلاب</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">گلاب قهرمان در قریۀ بادام &#8211; از توابع نرخ میدان &#8211;  در یک خانوادۀ متوسط الحال چشم به جهان گشود و زادگاهش افتخار داشتن قهرمان وطن دوست وانقلابی ای چون او را کمائی کرد. خانوادۀ او فرزند شان را موسی نام نهادند ؛ چه نیک میدانستند که برای شکستن طلسم ستم فرعونیان موسی گونۀ زمان لازم است. به تحقیق که اوچنین کرد و طلسم اطاعت کور کورانه ، انظباط خشک نظامی و تربیت مزدورمنشانه ارباب رعیتی قرون وسطائی را در اردوی افغانستان شکست.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-306" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/03/shahied_gulab.jpg" border="0" width="165" height="219" /></div>
<p> </p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #ff0000;">نیاسوده  دمـــی  دشـمن  ز  رزمت<br />گلاب ات اسم و چون فولاد عزمت<br />ز عـزم و رزم تو دشمن زبون شد<br />به بمبـاران گـرفـت مـیـدان رزمـت</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">گلاب تعلیمات ابتدائی خود را در قریه بادام تکمیل و جهت ادامۀ تحصیلات عالی شامل لیسه حربی شد و بعد از ختم لیسه شامل پوهنتون حربی گردید و تحصیلاتش را به مؤفقیت به پایان رسانید. گلاب در دوران کسب علم نظام از خود لیاقت و ذکاوت عالی نشان داد و از جمله شاگردان ممتاز به شمار میرفت. تعریف و تمجید از سجایای عالی او زبانزد هم دوره ها و استادانش بود و در جمع یاران و دوستانش از محبوبیت وصف ناپذیری برخودار بود و به جوان برومندی که سرشار از روحیۀ صداقت ، فداکاری ، شجاعت و دلاوری است &#8211; شهرت داشت.                                                                                                                   <br />نظام بیدادگر پوسیده وابسته به جهان خواران بر مردم ما سخت بیدادمیکرد. اختناق و فشار روز افزون ناشی از آن، قاطبۀ خلق را به ستوه آورده بود. فقر روز افزون مردم، هر انسان با احساس وشرافتمند را تکان میداد. مظالم وستم &#8221; خداوندان زر و زور &#8221; کارد را به استخوان محرومین ولا یه های زحمتکش رسانیده بود. گلاب کسی نبود که در برابر این همه بیدادگری ها بی تفاوت بماند. او سخت از این رویداد های غم انگیز و جانکاه تأثر برمیداشت ، و چه بسا که خود برای العین شاهد روابط و مناسبات ظالمانه ای در اردو بود، و نیک میدانست که اردوی افغانستان در خدمت ستمگران جهت سرکوب و به انقیاد کشیدن محرومان و ستمکشان قرار میگیرد. وبه گواهی تاریخ شاهد سرکوبی خیزشها وقیام های مردم علیه مظالم نظامات بیدادگر- به وسیله این آله سرکوب (اردو) بود: خاطرات غم انگیز سرکوب جنبش مردم هزاره ، قیام های مردم قندهار و هرات وجنبش مردم کنر &#8230; که با قساوت وکینتوزی دژخیمانه سرکوب وخاموش شدند، هنوز از خاطره ها زدوده نشده بود که فاجعۀ غم انگیز کشتار جوانان کابل یکبار دیگر ماهیت رژیم وقت وکارائی اردو از سیطره اش را بر همگان آفتابی کرد. و ادعای پوچ و توخالی حکام مبنی بر اینکه &#8220;اردو ی افغانستان مدافع تمامیت ارضی وحافظ حریم کشور است &#8221; را نقش بر آب ساخت.                                         <br />لذا چهرۀ کریه و ددمنشانۀ رژیم ، گلاب را به نفرت و انزجار از آن وا داشت. او تصمیم گرفت که باید سپاهی مردم خود باشد و ازحق وشرافت آنها ، پاسداری کند. او باداشتن چنین روحیه ای با نیروهای اصلی انقلابی پیوند نزدیک برقرار نمود و درمیان نیروهای نظامی به کار و فعالیت انقلابی خویش آغاز کرد.                                                                                                             <br />بعد از فاجعۀ ننگین هفت ثور ۱۳۵۷ ، گلاب با درک مسئولیت خطیر و رسالت بزرگ نیروهای انقلابی ، به صف &#8221; ساما &#8221; پیوست. او با همراهی همرزمان دلیر و شجاع سامائی خود ، برای نابودی جرثومه های فساد و زدودن لکه های ننگ از دامان مقدس کشور عزیز ما – فعالیت های سیاسی و نظامی انقلابی اش را با شدت بیشتر پی گرفت و با پیروی از اصل مشهور سامائی ( تسلیح توده ها ) در بین عساکر و صاحب منصبان اردو به کار پرداخت و برای بسیج ، تهیج و سازماندهی آنها مساعی فراوانی مبذول داشت و به پیروزی های شایانی دست یافت و در انتقال مهمات نظامی به همرزمان سامائی خود ، تلاش خستگی ناپذیر به خرچ داد. که همه در خور روحیۀ انقلابی او و بازتابی از نفرت عمیق او از رژیم وابسته به سوسیال امپریالیسم روس بود ؛ که سپاهی مردم را چنین باید!<br />تجاوز عریان فاشیستی سوسیال امپریالیسم روس بر حریم مقدس کشور ما و &#8221; سر آب آمدن &#8221; نوکران بی عرضه و بی مقداری چون ببرک شیاد ، وظیفۀ خطیر دفاع از میهن را در مقابل هر فرد میهندوست و به ویژه در برابر میهن دوستان انقلابی اردو قرار داد. تربیت چاکر منشانۀ ارباب رعیتی مرتجعین مسلط بر اردوی افغانستان و بلاثر بیزاری افراد و صاحب منصبان غیر وابسته به دستگاه از انضباط جابرانه در اردو ، ( از گذشته ) کار آئی اردو را زدوده بود ؛ و این فقط عناصر انقلابی و میهن خواه بودند که شایستگی مقاومت در برابر دشمن را از خود نشان دادند. بلی ، گلاب را میتوان طلایه دار یکی از این کاروان های قهرمانان محسوب کرد!<br />گلاب با درایت عالی نظامی ، در پرتو رهبری سازمان آزادیبخش مردم افغانستان زمینۀ قیام در قول اردوی پکتیا را زیرکانه و هوشیارانه تدارک دید و با نفوذ معنوی و لیاقت نظامی ایکه داشت توانست اکثریت صاحب منصبان و سربازان آنرا با خود همفکر، همراه و متحد سازد. لیکن به اثر افشاء نقشۀ قیام ( توسط یکی از مزدوران روس ) قیام طور دلخواه و سرتاسری – در تمام قول اردو – صورت نگرفت. گلاب و همرزمانش توانستند با استفاده از فرصت کم در ۱۴ دلو ۱۳۵۸ دست به قیام بزنند و با &#8221; خروش رعد در پکتیا &#8221; با طنین مرگ آفرین برای دشمنان ، قلب خصم زبون را به لرزه درآورند. آذرخش قیام به تمام زوایای پکتیا تابید و قلب هر انسان آزاده آن دیار را روشنی امید بخشید.<br />گلاب با شمول همرزمانش قهرمانانه علیه جیره خواران روس جنگیدند ، اوباشان و توله سگان روس را به جزای اعمال ننگین شان رسانیده و به شمول پانزده صد سرباز و صاحب منصب و با تعداد سلاح و مهمات نظامی از اردوی بی اراده و مزدور بریدند و به مردم خود پیوستند. مردم آنها را با آغوش گرم پذیرائی کرده و با استقبال پرشور اهالی منطقه روبرو شدند. زنان ، اطفال و پیر مردان اشک شادی ، صمیمیت و عطوفت ریختند و با نثار گل و شرینی گلاب قهرمان و همرزمانش را بدرقه کردند. حقا که او به خواست مردم خود عمل کرد ، چه او فرزند صدیق و اصیل میهن بود!<br />گلاب سرشار از روحیۀ فداکاری و جانبازی با همراهی یاران سامائی اش ، بدون دلهره و سرمست از عشق به آزادی به پیکار قهرمانانه اش با خصم ادامه داد. او شجاعانه بر نیروی دشمن می تاخت و دشمن را یارای مقاومت او نبود. گلاب در خط مقدم جبهه می رزمید و در حمله بر مواضع دشمن پیشتاز همه بود. با شرکت در چند عملیات چریکی او از خود لیاقت و شجاعت بی نظیر نشان داد که او به فرماندهی یکی از پوسته های چریکی ساما در کوهدامن تعین شد. عملیات و نقشه های نظامی او در بین مجاهدین منطقه نمونه بود و سائر چریک های منطقه از الگوی عملیات او پیروی می کردند. او در جریان تدوین نقشه عملیاتی دقت فراوان به خرچ میداد : نیروهای خودی و دشمن را دقیقاً محاسبه کرده و در شناخت موقعیت و ارتباطات دشمن جدیت و توجه مبذول می داشت. او معتقد بود که با شناخت نیروهای دشمن و در مقایسه قرار دادن نیروهای خودی است که میتوان شاهد پیروزی را – در یک عملیات معین – به آغوش کشید.<br />گلاب ، نستوه از مشکلات و دشواری ها فعالانه در تمام عملیات منطقه شرکت داشت ؛ وجود او در صحنۀ عملیات یاران را  نیرو و قوت قلب می بخشید. او بسان بهمن نیرومندی پیکرۀ نظامی دشمن را از هم می درید و به قلب نیروهای دشمن می رسید. او همچون دریای مواج می خروشید و با حرکت تند خود زنگار یأس ، نا امیدی ، دلزدگی و پاسویته را نمی پذیرفت. او در پیروزی ها لبریز از غرور نمی گردید و در شکست ها نا امید و مأیوس نمی شد. او در عقب نشینی پیشروی ، و در شکست پیروزی را می دید. گلاب به همۀ هم سنگرانش &#8221; که از طریق خود جنگ تعلیم دیدند &#8221; تاکتیک های جنگی ، چگونگی استعمال سلاح های گوناگون را می آموخت. گلاب دشمن را پوسیده و زخم پذیر میدانست و عدم کار آئی سلاح های مهیب آنرا به همرزمان توضیح میکرد. کارنامۀ گلاب و همگنان او در داستان ها نمی گنجد چه رسد به این مختصر.<br />اما دریغ که عده ای از نیروهای &#8221; مقاومت &#8221; که &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از دیگران سلب میکنند ، و خیال تسلط و سروری را در سر می پرورانند و به نحوی از انحاء در خدمت دشمن قرار گرفته و بی خردانه آب به آسیاب دشمن میریزند ، درگیر نبرد با همسنگران خود در جنگ آزادیبخش ملی ما شده و فرصت تنفس ، تجدید و تمرکز نیرو را به دشمن عمده و متجاوز می دهند. ساما با اعتقاد عمیق بر اینکه دشمن قسم خورده ملت ما سوسیال امپریالیسم خون آشام روس و ایادی سفاک آن هستند ، هیچگاهی به خود اجازۀ نبرد با نیروهای مقاومت ملی را نمی دهد. در صورتیکه از جانب نابخردان و سیه دلان چنین شود ؛ از خود به دفاع فعال می پردازد و با جدیت تمام می کوشد به جنگ برادر کشی خاتمه بخشد. <br />متأسفانه بلآخره گلاب قهرمان در همچو جنگ – در حالیکه از خود تهور ، شجاعت ، دلاوری و جانبازی را به یاران خود به یادگار گذاشت – توسط سیه دلان و رجعتگرایان شهید شد. روحش شاد ، خاطره اش گرامی و یادش جاویدان باد !<br />صد ها هزار شهید میهندوست رزم کبیر ملی و صد ها شهید سامائی جان خود را در راه آزادی فدا کردند &#8221; حماسۀ آنها در خور اشک ما و سرور ماست &#8221; و روح مبارزه جوی آنها الهامبخش راه ما و پیکار ماست. ما غم و اندوه عمیق خود را از کمبود گلاب شهید به نیرو مبدل می کنیم و با میثاق خون او تا محو آخرین بقایای دشمنان رنگارنگ و در قدم اول روس جنایتکار و تا برقراری عدالت اجتماعی سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم. <br />درود بر روان پاک شهید گلاب !<br />مرگ بر سوسیال امپریالیسم روس و ننگ و نفرین بر سیه دلان تاریخ!<br />یا مرگ یا آزادی!</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره ششم و هفتم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-2-6/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Jul 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-3/</guid>

					<description><![CDATA[نمونه شماره ششم و هفتم شماره ششم و هفتم            دوره دوم           سال پنجم           حمل ۱۳۶۳         ۱۹۸۴ &#8211; ع در این شماره : ۱      – ۷ ثور . . .۲      – نوروز ، روز خونین۳      – شهیدی از . . .۴      – وحدت و پیروزی۵      – تسلیم طلبی . . .۶      – جنگ و تأثیرات آن . . .۷      – بهار انقلاب ۸      – نامه های وارده۹      – اخبار ۷ ثورروز جلوس زنا زادگان تاریخ از نخستین دم انسان شدن انسان و یا از آن آوانیکه به تعبیر مولوی او &#8221; از جمادی مرده و نامی شده &#8221; و گام به فراسوی جماد نهاده و از آن به عرصه گاه حیات شعوری تعقلی ره می یابد ، گهنامه اش آبستن لحظات و لحظه سازانی میشود که نام و کارنامه های شان نخستین صفحۀ آنرا می گشاید و رقم میزند و تا آنگاه که جهان انسان بودش را می پوید و می پاید ، همراه است.بطن گهنامۀ پر بار انسان در خود زمانه ها و آدمیزاده هایی رنگارنگ می پرورد. گاه روز ها و ماه ها ، سال ها و دهه ها و حتی سده هایی زاده میشوند ،زیست می کنند و می میرند که نامی و تأثیری چندان از خود به جای نمی گذارند و یا اثر شان پایا نیست و چه بسا که با جلوس لحظۀ دیگر به اریکۀ حیات ، به باد فراموشی سپرده میشوند.هکذا آدمیزاده هایی می آیند ، می زییند و می میرند ، به جز نقشی که به عنوان فرد عادی در جمع خود شان دارند ؛ در محاسبه تاریخ زاد و بود و نبود شان یکسان است و آنچنان هویتی به ثبت نمی رسانند. و اما که از سوی دیگر مراحل تکاملی جویا ، پویا و شتابگیر حیات انسان سرشار و لبریز است از لحظات و ازمنه ای که سرآغاز و یا سرانجام امری سترگ و تاریخی یا فاجعۀ و تاریخی میشوند و انسان های ویژه و مشخصی که در جمع تبار خویش در سازندگی این نقاط عطف نقشی سر برآورده و حتی تعین کننده داشته اند و لذا میتوان گفت گهنامۀ انسانیت با فتح باب خویش و ابعاد سازندگی لحظات و انسانهای فوق العاده را ، از جانمایه نهادینش که همان جامعۀ انسانیست ، پی می ریزد.لحظات و نقاط عطف زمانی و آدمیزادگان فوق العادۀ تاریخ را میتوان کلأ بر دو دسته بر شمرد :نخست آن دسته که اثراتش به جاودانگی تاریخی می پیوندد و بر هستی انسانها تأثیرات هستی ساز ، غرور آفرین ، فرحت زا و تسریع کنندۀ آهنگ تکامل به جانب کمال انسانیت را دارد. جامعه را از جهل و تاریکی میرهاند و اهرمنی را رام انسان می سازد ، گرهی را از کار جامعه می گشاید ، دردی را از درد های آدمیزادگان درمان می کند ، ملتی را از ستم میرهاند . و . . مؤجدین و گردانندگان این لحظات نیز از دامان توده های عظیم سر بر آوردند ، در عین حال آدم های مافوق آدمیان اند که تبار اصیل آدمی مرهون کنش های انسانی شان بوده و نام شانرا جاودانه در کتیبۀ خارائین قهرمانان مردم حک نی کنند و تا ابد ارج می نهند. چه اینان فرزندان نخبۀ انسانیت هستند و بعضأ چنان بر فراز افتخار و تکامل بالا میروند و به عرش انسانیت عروج می نمایند که &#8221; آنچه اندر وهم ناید آن شوند&#8221;.نطفه پاک این فرزندان صالح تاریخ از تزویج مشروع و قانونمندانه عناصر اولیۀ شخصیتی شان در حجلۀ آراسته و مطهر تاریخ یعنی قلب توده ها بسته میشود و چون مروارید در اعماق بحر بیکران مردمش رشد و بلوغش را می پیماید و دُر سفته میشود. از همانجاست که افزار سازندگی به دست می آورد ، همپای مردم و در پیشاپیش شان تاریخ ساز میشود و تاریخ را به پیش می راند. چه سیرش همپای تکامل و قانونمندی های آن و در جهت تأمین منفعت اکثریت ستمکش تبار انسان است و خود نیز تمثیل گر انسان به مفهوم واقعیش؛ و به حق که اینان فرزندان خلف توده هایند. این چنین لحظات و این چنین آدمیزادگان را مردم عزیز میدانند و برای شان و به یاد شان جشن و پایکوبی می کنند، از تولد و پیدائی شان شاد اند و در مرگ و میر فزیکی شان سوگوار. با قید اینکه آنها همیشه در دلها زنده اند و نمی میرند.و اما در دستۀ دیگر لحظه ها و انسان هایی را نیز می شناسد که نطفه های خبیثۀ شان در مخفی گاه های تاریک و کاخ های شرارت در اثر در آمیزی های نا مشروع دیو سیرتان و عفریته های آدم های انسانخواربسته شده و این جرثومه های فساد در لجنزار های مسموم می زییند و رشد نامیمون خلاف قانونمندی ها و روند تکامل جامعه می کنند. هستی شان ضد هستی است، از حیات دیگران تغذیه می کنند ، خون میخورند و با چنگ و دندان به جان آدمیزادگان می افتند و آنها را می درند. به گفتۀ توماس هوبس &#8221; گرگ انسان میشوند&#8221;  و بر آنند تا پلیدی شانرا بر سلالۀ آدم تعمیم دهند. این ها زنا زادگان تاریخ اند که لکۀ ننگ دامان انسانیت میشوند. مرگ و نابودی شانرا انسانها به شادی می گیرند و تولد و حیات شان مایۀ سوگواری و عزا است. الگوی انسانی دستۀ اول را میتوان در عرصه های علم و فرهنگ و هنر و . . . دانشمندان ، فرهنگیان و هنرمندان و . . . را بر شمرد که اندوخته ها و داده های علمی ، فرهنگی ، هنری و . . . شان در خدمت توده های عظیم انسان قرار گرفته است و در عرصۀ مبارزات اجتماعی توده های ستمکش بپا خاسته و آن دلاوران تهمتنی را باید برگزید که از قلب این ستمکشان بر آمده و طلایه داران جنبش های آزادیبخش انسانهای به زنجیر کشیده علیه زنا زادگان تاریخ و ستمگستری های شان بوده اند و کوشیده اند انسان را از خاکدان ذلتبار استعمار و استثمار تا به عرش اعلای آزادگی برسانند. آنانیکه در راه رهائیانسان از جان گذشته اند و بی باکانه به میدان نبرد های نا برابر با اهرمن شتافته اند و غریو فریاد آزادیخواهانۀ شان تا فراسوی تاریخ میرسد و طنینش جاودانه است.لحظات و روز های تولد ، رزم و پیروزی تبار شان ، همان لحظه ها و ایام سازندۀ تاریخ است و گهنامۀ انسان سخت آنرا در دل می سپارد ، پایا میدارد و به آن می بالد. پیروزی های جنبش های زندگی ساز ، بنیان گذاری نهاد های رهبری کننده این جنبش ها ، زاد روز نخبه گان و قهرمانان پیشتاز آنها ، کشف قانون ارزنده درهریک از عرصه های زیست انسان و . . . در سری این لحظات و مقاطع سازندۀ تاریخ قرار دارند که مشروع و قانونمندانه نطفه بندی میشوند. آبشخور آن چشمه سار زلال دانش و آگاهی است که زایش پر آوایش را این چنین افتخار آفرین به نمایش می گذارد و پیوسته در خدمت به تبار اصیل انسان قرار میگیرد.در دستۀ دوم ( زنا زادگان تاریخ ) که نمونه های پلیدی اند ، مجموعۀ ستمگران و عوامل دیگری که در زمینه های مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، سیاسی ، اجتماعی و . . . زمینه ساز ستم میشوند در خدمت جباران خونخوار قرار دارند ، اخذ موقعیت می کنند. این دارۀ وحشی خوی آدم روی پیوسته تیشه بر ریشۀ تبار نیک انسان زده و در جهت تعمیل اقبال شوم شان از هیچ جنایتی اباء ندارند. پاسداران و مروجین جهل ، عقب گرائی ، خرافه پسندی ، فساد بارگی ، فحشاء ، غارتگری ، تجاوز ، خونریزی و کلیه رزایل و پستی ها اند. از رنج انسان شاد میشوند و از آزادی ، آگاهی و بهزیستی آن سخت هراسناک اند.سخن کوتاه این دسته عصارۀ زشتی ها است. شاهان و گردنکشان جهانگشای قلدر – چنگیز ها ، شاه شجاع ها ، هتلر ها ، موسولینی ها ، و . . . ، برژنف و وارثانش ، تره کی – امین ها ، ببرک ها و . . . همه و همه شاخ و برگ هایی از این شجرۀ خبیثه اند که لعنت و نفرین تاریخ نثار شان باد!لحظات و ایام پیدایی این جنایت نیز نمونه های مقاطع اسارتباری اند که دزدانه ره به حریم تاریخ می برند و با تحمیل خود بر گردۀ تاریخ ، ملتی و مردمی را به سوگ می نشانند ، به خون می کشندو زنجیر ننگین اسارت را آویزۀ دست و پای ملتی و یا گروهی مظلوم می کنند.۷ ثور  ۱۳۵۷ در قطار همین لحظات زنا زادگان و روز های شوم تاریخ جای میگیرد که در خود پیدائی ، بلوغ و جلوس نوع ویژۀ زنا زادگان را همراه دارد.نطفۀ خبیثۀ این سیه روز در پانزدهم دسامبر  ۱۹۵۵ ع  با تجاوز مخفی خرس قطبی به حریم میهن ما ( سفر خروشف- بولگانین ) و دست یافتن به عجوزۀ کرشمه باز بد سرشت و سالخوردۀ دربار دود مان طلائی و مزاوجت این دو در کاخ شرارت بار سلطنتی بسته شد. از آن تاریخ به بعد اختاپوس هزار پای روس چنگال خونینش را در رگ رگ اقتصاد ، فرهنگ و امور نظامی افغانستان محکم ساخت و با طرح سفسطۀ &#8221; راه رشد غیر سرمایه داری &#8221; و &#8221; تقویۀ سکتور دولتی &#8221; به تقویۀ حرامین بچۀ دیگری به نام بورژوازی دلال دولتی وابسته به روس پرداخت و گلوی نازک بورژوازی ملی نیمه جان ما را تا به نابودی فشرد و راه ورشکستگی اقتصاد ملی را هموار ساخت. در عرصه های پایه ای و گرهی اقتصادی مانند سروی کنابع زیر زمینی، راه سازی ، تخنیک و تجارت ، فروش جنگ افزار . و . . . راه یافت و همه را زیر سیطرۀ نسبتأ کامل خود کشید. با گسیل کارشناسان نظامی به تار و پود منبع زور ( اردوی شاهی – جمهوری ) دست یازید. زیر نام پر زرق و برق همکاری فرهنگی ، موسسات فرهنگی پولیتخنیک و تخنیکم ها را به دست آورد و در آن خیل فواحش و جواسیس روسی را استادان مجرب جا زد و در پی رواج میهن فروشی ، میخوارگی ،زن بارگی ، قاجاق . . و . در بین نسل جوان ما بر آمد.فراوردۀ این سیاست های محیلانه ، تربیت مشتی جاسوس و وطنفروش ، جلب عده ای از درباریان ، خوانین و صاحبان نفوذ اعم از ملکی و عسکری و ساختن نوع ویژۀ از مزدوران و لومپن ها است که هر یک به ذات خود رسمی بود سرطانی بر پیکر رنجور جامعۀ به مرض کشیده و عقب مانده ما افغانستان. این زخم های سرطانی به وسیله مکروب های تباه کنی از همان تبار می باییست عمیق تر ساخته می شد تا رمق از کالبد نیم رمق جامعه بگیرد و روحی موافق طبع استعمار روس بر آن بدمد. جهت بر آوردن این مأمول حزب زنا زادگان تاریخ به نام &#8221; حزب دموکراتیک خلق &#8221; ( بعدأ &#8221; خلق &#8221; و پرچم ) از خبیث ترین دست پروردگان ایجاد گردید و در رأس آن ببرک ، تره کی و باند همرا شان برگزیده شدند. این جلو کشان باند قبلأ در اصطبل های دربار و زیر تربیت مهتران مجرب به بار کشی استعمار خو گرفته بودند تا اینکه حاملین مطیع سوسیال کلونیالیسم روس شوند. کرشمه بازی های دربار با آذین بندی ناجور و بیقوارۀ دموکراسی وارداتی &#8221; اعطائی &#8221; بازار این دلقکان را در عرصۀ سیاست بازی ها گرم تر نمود و تریبون شورا و مطبوعات نیز برای معرفی شان و اغوای ساده دلان سیاست زیر پایشان قرار گرفت تا با اپوزیسیون قرار گرفتن به حکومت ها دزدانه درصف مردم بخزند و صفوف مبارزه را بیالایند. چنانکه با این ژست و چهره آویزی ها عدۀ محدودی از تحصیلکرده های وابسته به گروه ها و لایه های متوسط اجتماعی را نیز شکار کردند و آنرا رده ساتری در مقابل مردم ساختند. دلالان ارتجاع و امپریالیسم خویشتن را روشنفکر و انقلابی و . . . جا زدند و نغاره های کریه سر دادند و واژه ها و ترم های سیاسی را آودند.سوسیال امپریالیسم روس همپای این زمینه سازی ها و با استفاده از لجن متعفن دربار در عرصه های مختلف به تخمه گذاری پرداخت و بر بدنۀ ضعیف اقتصاد ، فرهنگ و نظام کشور نقب زده می رفت. جو بین المللی نیز طوری بود که در تقسیم مجدد جهان بین سیستم منحوس امپریالیستی ، افغانستان شکار سوسیال امپریالیسم روس قبول شده بود. درست در بطن این اوضاع ملی و بین المللی بود که با کودتای شهنشهی داود زیر نام جمهوری در ۲۶...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center">
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" align="center"><span style="color: #000000;"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-323" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67.jpg" border="0" width="311" height="164" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67.jpg 311w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67-300x158.jpg 300w" sizes="(max-width: 311px) 100vw, 311px" /> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" align="center"><span style="color: #000000;">نمونه شماره ششم و هفتم</span></p>
</p></div>
<p dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="border-top: #000 1px solid; border-bottom: #000 1px solid" dir="rtl" align="center">شماره ششم و هفتم            دوره دوم           سال پنجم           حمل ۱۳۶۳         ۱۹۸۴ &#8211; ع</p>
<p dir="rtl"><strong> در این شماره :</strong> <br />۱      – ۷ ثور . . .<br />۲      – <a href="#nawroz">نوروز ، روز خونین<br /></a>۳      – <a href="#kabir">شهیدی از . . .<br /></a>۴      – <a href="#wahdat">وحدت و پیروزی</a><br />۵      – <a href="#taslim">تسلیم طلبی . . .<br /></a>۶      – <a href="#jung">جنگ و تأثیرات آن . . .</a><br />۷      – <a href="#bahar">بهار انقلاب</a> <br />۸      – <a href="#nama">نامه های وارده</a><br />۹      – <a href="#news">اخبار</a></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center">۷ ثور<br />روز جلوس زنا زادگان تاریخ</p>
<p dir="rtl" align="justify">از نخستین دم انسان شدن انسان و یا از آن آوانیکه به تعبیر مولوی او &#8221; از جمادی مرده و نامی شده &#8221; و گام به فراسوی جماد نهاده و از آن به عرصه گاه حیات شعوری تعقلی ره می یابد ، گهنامه اش آبستن لحظات و لحظه سازانی میشود که نام و کارنامه های شان نخستین صفحۀ آنرا می گشاید و رقم میزند و تا آنگاه که جهان انسان بودش را می پوید و می پاید ، همراه است.<br />بطن گهنامۀ پر بار انسان در خود زمانه ها و آدمیزاده هایی رنگارنگ می پرورد. گاه روز ها و ماه ها ، سال ها و دهه ها و حتی سده هایی زاده میشوند ،زیست می کنند و می میرند که نامی و تأثیری چندان از خود به جای نمی گذارند و یا اثر شان پایا نیست و چه بسا که با جلوس لحظۀ دیگر به اریکۀ حیات ، به باد فراموشی سپرده میشوند.<br />هکذا آدمیزاده هایی می آیند ، می زییند و می میرند ، به جز نقشی که به عنوان فرد عادی در جمع خود شان دارند ؛ در محاسبه تاریخ زاد و بود و نبود شان یکسان است و آنچنان هویتی به ثبت نمی رسانند. و اما که از سوی دیگر مراحل تکاملی جویا ، پویا و شتابگیر حیات انسان سرشار و لبریز است از لحظات و ازمنه ای که سرآغاز و یا سرانجام امری سترگ و تاریخی یا فاجعۀ و تاریخی میشوند و انسان های ویژه و مشخصی که در جمع تبار خویش در سازندگی این نقاط عطف نقشی سر برآورده و حتی تعین کننده داشته اند و لذا میتوان گفت گهنامۀ انسانیت با فتح باب خویش و ابعاد سازندگی لحظات و انسانهای فوق العاده را ، از جانمایه نهادینش که همان جامعۀ انسانیست ، پی می ریزد.<br />لحظات و نقاط عطف زمانی و آدمیزادگان فوق العادۀ تاریخ را میتوان کلأ بر دو دسته بر شمرد :<br />نخست آن دسته که اثراتش به جاودانگی تاریخی می پیوندد و بر هستی انسانها تأثیرات هستی ساز ، غرور آفرین ، فرحت زا و تسریع کنندۀ آهنگ تکامل به جانب کمال انسانیت را دارد. جامعه را از جهل و تاریکی میرهاند و اهرمنی را رام انسان می سازد ، گرهی را از کار جامعه می گشاید ، دردی را از درد های آدمیزادگان درمان می کند ، ملتی را از ستم میرهاند . و . . <br />مؤجدین و گردانندگان این لحظات نیز از دامان توده های عظیم سر بر آوردند ، در عین حال آدم های مافوق آدمیان اند که تبار اصیل آدمی مرهون کنش های انسانی شان بوده و نام شانرا جاودانه در کتیبۀ خارائین قهرمانان مردم حک نی کنند و تا ابد ارج می نهند. چه اینان فرزندان نخبۀ انسانیت هستند و بعضأ چنان بر فراز افتخار و تکامل بالا میروند و به عرش انسانیت عروج می نمایند که &#8221; آنچه اندر وهم ناید آن شوند&#8221;.<br />نطفه پاک این فرزندان صالح تاریخ از تزویج مشروع و قانونمندانه عناصر اولیۀ شخصیتی شان در حجلۀ آراسته و مطهر تاریخ یعنی قلب توده ها بسته میشود و چون مروارید در اعماق بحر بیکران مردمش رشد و بلوغش را می پیماید و دُر سفته میشود. از همانجاست که افزار سازندگی به دست می آورد ، همپای مردم و در پیشاپیش شان تاریخ ساز میشود و تاریخ را به پیش می راند. چه سیرش همپای تکامل و قانونمندی های آن و در جهت تأمین منفعت اکثریت ستمکش تبار انسان است و خود نیز تمثیل گر انسان به مفهوم واقعیش؛ و به حق که اینان فرزندان خلف توده هایند. این چنین لحظات و این چنین آدمیزادگان را مردم عزیز میدانند و برای شان و به یاد شان جشن و پایکوبی می کنند، از تولد و پیدائی شان شاد اند و در مرگ و میر فزیکی شان سوگوار. با قید اینکه آنها همیشه در دلها زنده اند و نمی میرند.<br />و اما در دستۀ دیگر لحظه ها و انسان هایی را نیز می شناسد که نطفه های خبیثۀ شان در مخفی گاه های تاریک و کاخ های شرارت در اثر در آمیزی های نا مشروع دیو سیرتان و عفریته های آدم های انسانخواربسته شده و این جرثومه های فساد در لجنزار های مسموم می زییند و رشد نامیمون خلاف قانونمندی ها و روند تکامل جامعه می کنند. هستی شان ضد هستی است، از حیات دیگران تغذیه می کنند ، خون میخورند و با چنگ و دندان به جان آدمیزادگان می افتند و آنها را می درند. به گفتۀ توماس هوبس &#8221; گرگ انسان میشوند&#8221;  و بر آنند تا پلیدی شانرا بر سلالۀ آدم تعمیم دهند. این ها زنا زادگان تاریخ اند که لکۀ ننگ دامان انسانیت میشوند. مرگ و نابودی شانرا انسانها به شادی می گیرند و تولد و حیات شان مایۀ سوگواری و عزا است. الگوی انسانی دستۀ اول را میتوان در عرصه های علم و فرهنگ و هنر و . . . دانشمندان ، فرهنگیان و هنرمندان و . . . را بر شمرد که اندوخته ها و داده های علمی ، فرهنگی ، هنری و . . . شان در خدمت توده های عظیم انسان قرار گرفته است و در عرصۀ مبارزات اجتماعی توده های ستمکش بپا خاسته و آن دلاوران تهمتنی را باید برگزید که از قلب این ستمکشان بر آمده و طلایه داران جنبش های آزادیبخش انسانهای به زنجیر کشیده علیه زنا زادگان تاریخ و ستمگستری های شان بوده اند و کوشیده اند انسان را از خاکدان ذلتبار استعمار و استثمار تا به عرش اعلای آزادگی برسانند. آنانیکه در راه رهائیانسان از جان گذشته اند و بی باکانه به میدان نبرد های نا برابر با اهرمن شتافته اند و غریو فریاد آزادیخواهانۀ شان تا فراسوی تاریخ میرسد و طنینش جاودانه است.<br />لحظات و روز های تولد ، رزم و پیروزی تبار شان ، همان لحظه ها و ایام سازندۀ تاریخ است و گهنامۀ انسان سخت آنرا در دل می سپارد ، پایا میدارد و به آن می بالد. پیروزی های جنبش های زندگی ساز ، بنیان گذاری نهاد های رهبری کننده این جنبش ها ، زاد روز نخبه گان و قهرمانان پیشتاز آنها ، کشف قانون ارزنده درهریک از عرصه های زیست انسان و . . . در سری این لحظات و مقاطع سازندۀ تاریخ قرار دارند که مشروع و قانونمندانه نطفه بندی میشوند. آبشخور آن چشمه سار زلال دانش و آگاهی است که زایش پر آوایش را این چنین افتخار آفرین به نمایش می گذارد و پیوسته در خدمت به تبار اصیل انسان قرار میگیرد.<br />در دستۀ دوم ( زنا زادگان تاریخ ) که نمونه های پلیدی اند ، مجموعۀ ستمگران و عوامل دیگری که در زمینه های مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، سیاسی ، اجتماعی و . . . زمینه ساز ستم میشوند در خدمت جباران خونخوار قرار دارند ، اخذ موقعیت می کنند. این دارۀ وحشی خوی آدم روی پیوسته تیشه بر ریشۀ تبار نیک انسان زده و در جهت تعمیل اقبال شوم شان از هیچ جنایتی اباء ندارند. پاسداران و مروجین جهل ، عقب گرائی ، خرافه پسندی ، فساد بارگی ، فحشاء ، غارتگری ، تجاوز ، خونریزی و کلیه رزایل و پستی ها اند. از رنج انسان شاد میشوند و از آزادی ، آگاهی و بهزیستی آن سخت هراسناک اند.<br />سخن کوتاه این دسته عصارۀ زشتی ها است. شاهان و گردنکشان جهانگشای قلدر – چنگیز ها ، شاه شجاع ها ، هتلر ها ، موسولینی ها ، و . . . ، برژنف و وارثانش ، تره کی – امین ها ، ببرک ها و . . . همه و همه شاخ و برگ هایی از این شجرۀ خبیثه اند که لعنت و نفرین تاریخ نثار شان باد!<br />لحظات و ایام پیدایی این جنایت نیز نمونه های مقاطع اسارتباری اند که دزدانه ره به حریم تاریخ می برند و با تحمیل خود بر گردۀ تاریخ ، ملتی و مردمی را به سوگ می نشانند ، به خون می کشندو زنجیر ننگین اسارت را آویزۀ دست و پای ملتی و یا گروهی مظلوم می کنند.<br />۷ ثور  ۱۳۵۷ در قطار همین لحظات زنا زادگان و روز های شوم تاریخ جای میگیرد که در خود پیدائی ، بلوغ و جلوس نوع ویژۀ زنا زادگان را همراه دارد.<br />نطفۀ خبیثۀ این سیه روز در پانزدهم دسامبر  ۱۹۵۵ ع  با تجاوز مخفی خرس قطبی به حریم میهن ما ( سفر خروشف- بولگانین ) و دست یافتن به عجوزۀ کرشمه باز بد سرشت و سالخوردۀ دربار دود مان طلائی و مزاوجت این دو در کاخ شرارت بار سلطنتی بسته شد. از آن تاریخ به بعد اختاپوس هزار پای روس چنگال خونینش را در رگ رگ اقتصاد ، فرهنگ و امور نظامی افغانستان محکم ساخت و با طرح سفسطۀ &#8221; راه رشد غیر سرمایه داری &#8221; و &#8221; تقویۀ سکتور دولتی &#8221; به تقویۀ حرامین بچۀ دیگری به نام بورژوازی دلال دولتی وابسته به روس پرداخت و گلوی نازک بورژوازی ملی نیمه جان ما را تا به نابودی فشرد و راه ورشکستگی اقتصاد ملی را هموار ساخت. در عرصه های پایه ای و گرهی اقتصادی مانند سروی کنابع زیر زمینی، راه سازی ، تخنیک و تجارت ، فروش جنگ افزار . و . . . راه یافت و همه را زیر سیطرۀ نسبتأ کامل خود کشید. با گسیل کارشناسان نظامی به تار و پود منبع زور ( اردوی شاهی – جمهوری ) دست یازید. <br />زیر نام پر زرق و برق همکاری فرهنگی ، موسسات فرهنگی پولیتخنیک و تخنیکم ها را به دست آورد و در آن خیل فواحش و جواسیس روسی را استادان مجرب جا زد و در پی رواج میهن فروشی ، میخوارگی ،زن بارگی ، قاجاق . . و . در بین نسل جوان ما بر آمد.<br />فراوردۀ این سیاست های محیلانه ، تربیت مشتی جاسوس و وطنفروش ، جلب عده ای از درباریان ، خوانین و صاحبان نفوذ اعم از ملکی و عسکری و ساختن نوع ویژۀ از مزدوران و لومپن ها است که هر یک به ذات خود رسمی بود سرطانی بر پیکر رنجور جامعۀ به مرض کشیده و عقب مانده ما افغانستان. این زخم های سرطانی به وسیله مکروب های تباه کنی از همان تبار می باییست عمیق تر ساخته می شد تا رمق از کالبد نیم رمق جامعه بگیرد و روحی موافق طبع استعمار روس بر آن بدمد. جهت بر آوردن این مأمول حزب زنا زادگان تاریخ به نام &#8221; حزب دموکراتیک خلق &#8221; ( بعدأ &#8221; خلق &#8221; و پرچم ) از خبیث ترین دست پروردگان ایجاد گردید و در رأس آن ببرک ، تره کی و باند همرا شان برگزیده شدند. این جلو کشان باند قبلأ در اصطبل های دربار و زیر تربیت مهتران مجرب به بار کشی استعمار خو گرفته بودند تا اینکه حاملین مطیع سوسیال کلونیالیسم روس شوند. کرشمه بازی های دربار با آذین بندی ناجور و بیقوارۀ دموکراسی وارداتی &#8221; اعطائی &#8221; بازار این دلقکان را در عرصۀ سیاست بازی ها گرم تر نمود و تریبون شورا و مطبوعات نیز برای معرفی شان و اغوای ساده دلان سیاست زیر پایشان قرار گرفت تا با اپوزیسیون قرار گرفتن به حکومت ها دزدانه درصف مردم بخزند و صفوف مبارزه را بیالایند. چنانکه با این ژست و چهره آویزی ها عدۀ محدودی از تحصیلکرده های وابسته به گروه ها و لایه های متوسط اجتماعی را نیز شکار کردند و آنرا رده ساتری در مقابل مردم ساختند. <br />دلالان ارتجاع و امپریالیسم خویشتن را روشنفکر و انقلابی و . . . جا زدند و نغاره های کریه سر دادند و واژه ها و ترم های سیاسی را آودند.<br />سوسیال امپریالیسم روس همپای این زمینه سازی ها و با استفاده از لجن متعفن دربار در عرصه های مختلف به تخمه گذاری پرداخت و بر بدنۀ ضعیف اقتصاد ، فرهنگ و نظام کشور نقب زده می رفت. جو بین المللی نیز طوری بود که در تقسیم مجدد جهان بین سیستم منحوس امپریالیستی ، افغانستان شکار سوسیال امپریالیسم روس قبول شده بود. درست در بطن این اوضاع ملی و بین المللی بود که با کودتای شهنشهی داود زیر نام جمهوری در ۲۶ سرطان  ۱۳۵۲ گام بلند تری به جانب وابستگی به روس برداشته شد و غلام بچگان خلقی – پرچمی نیز دلاله گان این پیوند نا میمون گشتند، در استقبالش عربده کشیدند و در گسترش آن دیوانه وار تپیدند و به کرسی های باد آورده لمیدند.<br />سردار دیوانه که سال ها در دامن سیاست &#8221; سگرت امریکائی ، کبریت روسی &#8221; پرورده شده بود ، همچنان میخواست اشاره ابروئی هم به غرب داشته باشد. سفری به کشور های ایران ، مصر و عربستان نمود تا از هر دو جانب امتیاز بگیرد که خشم خرس قطبی بر انگیخته شد و در ۷ ثور ۱۳۵۷ تیغ کین از نیام بر کشید و ارگ سلطنتی را به مذبخ ناز پروردگان باقیماندۀ آل یحیی بدل نمود و تاج را بر فرق زنا زادگان نهاد.<br />هفت ثور روز جلوس زنا زادگان تاریخ و سر آغاز تجاوز مستقیم سوسیال امپریالیسم روس بر حریم مقدس میهن ما به مثابۀ لکۀ ننگی بر دامان پاک تاریخ میهن نقش بسته است.<br />از همین روز ترور ، وحشت ، زندان ، هتک ناموس ، چپاول ، غارت، قتل عام بی نظیر و در یک کلام برده گی و مستعمره کردن کامل کشور ما به دست وحشیان روسی و عمال بی مقدار شان پا میگیرد. هفت ثور و &#8221; مرحۀ تکاملیش &#8221; ننگین ترین روز های تاریخ معاصر ما به حساب می آیند. سیاه روز هفت ثور در پیامدش بیش از صد هزار زندانی ، اضافه از یک ملیون قربانی و چندین ملیون آواره که بزرگترین ارقام در زمان خویش است ، به ارمغان آورده است. فقر ، قحطی ، گرسنگی ، برهنگی ، بی سرپناهی ، بی کاری ، فحشاء ، فساد ، میخواره گی و . . . فر آورده های وافر این روزاند. بالا تر از همه اسارت و بردگی آن &#8221; دستاوردی &#8221; است که هفت ثور بر آن بنا نهاده شده و در پرتو آن به زندگی ننگینش ادامه می دهد.<br /> در تحقق این آرزوی پلید و شوم فاجعه آفرینان هفت ثور ( روس و عمالش ) شهر ها و روستا های میهن مانرا به تل خاک بدل نموده و با فرو ریختن گلوله های مزاب و بمب های آتشین و شیمیائی آنرا جهنم سوزان ساخته اند. <br />شرح تفصیلی پیامد های هفت ثور – این زنا زاده لحظۀ تاریخ که در آن زنا زادگان جلوس کرده اند – را به مقالات و نوشته های دیگر می گذاریم. آنچه باید اینجا تذکر دهیم اینست که فرزندان خلف تاریخ – تو ده های ملیونی زحمت کش کشور ما با شهامت و دلیری زاید الوصفی رویاروی هفت ثور و زنا زادگان حامل آن  قرار گرفته اند و باب نوینی از حماسه و قربانی در گهنامۀ خونین خویش گشودند. با دست خالی در برابر تحمیل ارادۀ غول زور و زر جهان نه ! ، گفتند و در تحقق این نفی انقلابی سیلاب خون پاک خویش را جانمایه گذاشتند که درود تاریخ بدرقۀ راه شان باد!<br />آری! مردم قهرمان و تاریخ ساز ما به بهای جان زنجیر های اسارت را درهم دریدندو درفش پرافتخار &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; را بر افراشتند. روس را رسوا نمودند و درهم شکستند که سیر جبری این حرکت به شکست محتوم سوسیال امپریالیسم روس و محو کامل زنا زادگان تاریخ و پیروزی بزرگ ملت قهرمان ما می انجامد. و فقط ملتی یکپارچه با رهبری ستادی رزمنده و پیشتاز و متکی بر مشی مستقل ملی و انقلابی است که صفحۀ پاک تاریخ مانرا از لوث پلیدی زنا زادگان منزه خواهد کرد.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان که نهاد انقلابی جوشیده از بطن مردم است با تکیه بر این موازین از نخستین دم جلوس زنا  زادگان با طرح شعار محوری &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; در سنگر خونین نبرد آزادیبخش مردم خود قرار گرفته و بهترین عزیزانش را هدیۀ قدمگاه خلق قهرمانش ساخته است . با فریاد مرگ بر هفت ثور ، ننگ و نفرین بر فاجعه آفرینان هفت ثور و پیامد هایش ، مرگ بر سوسیال امپریالیسم روس ، همچنان در سنگر های خونین نبرد پای می فشارد و تا آزادی کامل انسان سلاحش را برزمین نمی گذارد.<br /> به پیش به سوی آزادی انسان!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="nawroz" title="nawroz"></a>نوروز ، روز خونین</p>
<p dir="rtl" align="justify">تناوب پیدایش پدیده ها، رشد، تکامل و نا بودی آنها، توالی پیدایی پدیده های نوین در تعاقب نا بودی پدیده های کهن . . . همه و همه واقعیت وجودی شان را در عینیت بعد زمانی یافته در سیر درنگ نا پذیرزمان است که کهنه می میرد و نو پا میگیرد و چون اینهم کهنه شد ، به حکم منطق علمی باید بمیرد تا تازه تری جایش را پر کند و این روند تا بی نهایت ادامه یابد. <br />با آنکه در بطن این پیدایی و میرایی، زایش و فرسایش، نابودی کهنه و جای گزینی نو ، سیر پر شتاب لحظه ها و ایام ، سالها&#8230; از ابتدا تا انتها  فکتوریست ارزنده  و در خور توجه که به جرأت  میتوان گفت بدون آن نه پیدایی ای است و نه میرایی ای، نه زایشی است و نه هم فرسایشی . . . مگر درین توالی و روند که گاهی سالیان سالش  نمیتواند چشمگیر باشد و نه نقطه ی عطفی گردد، لحظه ها و روزهایی هم بگذشته و به تاریخ می پیوندد که نقش و اهمیت آن اگر نه فزون تر از قرنیست ، کمتر از آن نیز نبوده، تغییرات  حاصله در آنها چنان مشخص است و برازنده که نه تنها برگذشته پا گذاشته و بر آن خط بطلان می کشد و پیدایی توأم  با شگوفایی نوی را نوید میدهد، بلکه خود نقطه ی عطفی در سیر زمان گردیده  و هزاران واقعه ی خورد و بزرگ دیگر و معیار ما قبل و ما بعد آن تشخص یافته از پس مبداء  قرار میگیرد. <br />این تسجیل و تبارز لحظه ها و ایام که ممکن است سعادت و بهروزی ملتی را تأکید نموده در خاطره ها یادش را زنده کند و ممکن هم است دال بر چگونگی تکوین  فاجعه در سیاه روز شومی باشد. ضمن آنکه در تمام جوامع بشری از قدیم ترین ایام تا امروز وجود دارد &#8211;  و به یقین بعد ازین هم وجود خواهد داشت &#8211; در هر جامعه ای و بین هر ملت و قومی به اتکای ارزشهای اجتماعی و فرهنگی آن جامعه ، ملت و قوم عرض وجود نموده خود را از سایر ایام متبارز و مشخص می سازد.  چنانچه ولادتی و هجرتی بنا بر نقش و تأثیر گذاری دیر پای آنها چنین شد و یا در سیاه روزی چون ۷ ثور فاجعه ای بس ننگین به تحقق پیوست  و علاوه بر آنکه ملتی را از هستی اش ساقط نموده و در تداوم خونبارش به حاکمیت استعماری امپریالیسم شرارت پیشه ی روس انجامید، لکه ننگی را نیز بر دامان مشعشع تاریخ پر افتخارما باقی گذاشت که فقط  میتوان آنرا با سیلاب خون شست و پاک نمود. به تعبیر دیگر ، مردمان جوامع مختلف  درمسیر مبارزات خونین و دوران ساز شان ، چه به غرض حل درست اختلافات درون جامعه و چه در ضدیت و تخاصم با یک نیروی مهاجم اجنبی که همه لحظات و دقایق آن پرشکوه است و افتخار آفرین ، در برهه ی معینی از زمان به چنان پیروزی و یا شکستی دست می یابند و یا مواجه میشوند که دران برهه ی معین و مشخص زمانی ، نتایج مجموع آن مبارزات و جانفشانی ها به یکباره خود را به نمایش میگذارد و بدان صورت  &#8221; روزی &#8221; از سایر روز ها خود را متبارز و مشخص می سازد ، چنانکه خیزش ظفر مند خلق پاریس در ۱۴ ژوئن ۱۷۸۹ و درهم شکستاندن زندان مخوف باستیل بمثابه سمبول قدرت وعظمت آگنده از جنایات فئودالیسم  منحط و خاندان بوربون در تمام قرون وسطی که نتیجه ی منطقی مبارزات انسانی خلق در تمام آن قرون بود، سر آغازی گردید برای قرون معاصر و یا . . . <br />در سرزمین مرد خیز ما، افغانستان  نیز علی الرغم آنکه  جباران بی گور و میهن خاندان منحط &#8221; طلایی&#8221; و مزدوران رسوای روس اشغالگردر تخاصم خونین و آشتی نا پذیربا ارزشهای اجتماعی ، ملی و فرهنگی ما سخت کوشیدند  و میکوشند که با وارونه جلوه دادن تاریخ ، ضمن تجلیل های فرسایشی ، از روز های معینی و بر پایی جشن هایی درین ایامیکه جا دارد  روز عزای عمومی باشد ، مردم ما را در یک خود بیگانگی تاریخی فرو برده و با مخدوش سازی گذشته ، ننگین  روز هایی را در حال و آینده از انظار آنها مستور دارند ، ولی مردم ما بنا بر اعتقادات مذهبی و یا مبتنی بر ارزشهای دیرپای ملی به شکل عنعنوی ، روز های چندی را از سایر ایام مشخص میسازند و جمعأ در آن روز ها ، به شادی می پردازند  و یا به سوگ می نشینند. چنین است علت تشخص روز های عید ، عاشورا ، نوروز . و . . . <br />نوروز که جمعی  عید نوروزش خوانند و جمعی دیگر میله ی سخی وعده ی دیگر جشن دهقان ، یکی از آن روز های تاریخی است که علیرغم  اختلاف در علل و انگیزه های آن ، قاطبه  ملت ما در آن روز سرور و شادمانی خویش را به نمایش گذاشته  و با ترتیب محافل ، میله های گوناگون ، بر افراشتن علم ها ، مسابقات پهلوانی &#8230; این روز را گرامی میدارند. علل و انگیزه  های این گرامیداشت هرچند زیاد است ، اما  در آن میانه آنچه بیشتر مردم بر آن تکیه مینمایند ، چنین است:<br />آنعده از مردمی که در ین روز &#8221; علم &#8221; و  &#8221; جنده &#8221; را بر می افرازند و در کابل و مزار شریف جمع میشوند برین باور اند که در چنین روزی خلیفه ی چهارم اسلام به خلافت جلوس نموده است و لذا آنرا بزرگ میدارند. عده ی دیگر با استناد جامعه دهقانی افغانستان با در نظر داشت تشخص فصول آن و اینکه عمده ترین فعالیت زراعتی را دهقان میتواند با آمدن بهار آغاز کند، این روز را جشن گرفته میله هایی ترتیب میدهند که بیشترین نمود هایش را چگونگی  فعالیت  روستایی تشکیل میدهد و بدین ترتیب آغاز سال نو را  &#8221; نوروز&#8221;  را به مثابه روز تجدید حیات روستایی جشن میگیرند. بخش دیگری از مردم را باور برین است که در چنین روزی در گذشته های دور، در آن گذشته هاییکه مطالعه آن بیشتر در اساطیر میگنجد تا تاریخ ، &#8221; ضحاک&#8221;، حکمرانی جبار و خونریز و به قول فردوسی ، اجنبی متجاوز که از مغز انسان های ستمکش و در بند، خوراک مار های محافظش را تهیه میدید با قهر انقلابی مردم از پا در آمد. بدین معنی که وقتی ظلم و تجاوز ، زورگویی و قتل و غارت ضحاک و ضحاکیان بالا گرفت، شیر مردی ( کاوه آهنگر) از سرزمین مرد خیز ما ، از اعماق اجتماع و از بطن ستمکش ترین لایه های اجتماعی در شهر بلخ ، درفش مبارزاتی اش را که همانا چرم کوره ی آهنگری اش بود بر نوک نیزه ای بر افراشته ندای انسان  آزاد و والا همت را که قید برد گی و رقیت نمی پذیرد ، سر داده  در پیوند عمیق با سایر ستمکشان و همگنانش توفان آسا بر ضحاک خون آشام شوریده تخت و تاج سلطنتی اش را در امواج خروشنده ی خشم خلق نا بود نمود و از آن روز تا اکنون ، این  &#8221; روز&#8221;  که روز خون است  و شمشیر ، روز آزادیست و بهروزی، به مثابه تجسم و یادی از خیزش ظفر مند ستمکشان که در مبارزه ی دوران ساز شان به جز زنجیر های اسارت و بردگی چیز دیگری از دست نمی دهند ، علیه جباران و ستمگران و مشتی طفیلی که از خون مردم تغذیه میکنند در دل تاریخ کشور مان تلالوء دارد و هر زمان و هر سال خلق ما را به مبارزه می طلبد  تا به تأسی از رسم گرانقدر نیاکان که مردانه و آزاد زیستند، ایستاده کشته شدند اما خمیده زیست نکردند، &#8221; کاوه&#8221; گونه از اعماق جامعه ی خویش بر خیزند ، درفش مبارزاتی خود را بر افرازند و با درهم شکستاندن &#8221; ضحاک&#8221;  های تاریخ ، شاهد آزادی  را بدست آورده &#8221; طرح نو در اندازند&#8221;.<br />اینک که ببرک مزدور این چاکر بی اراده و گوش بفرمان روس اشغالگر، این ننگ دامن بشریت ، در رقابت با مجموع بردگان بی مقدار جهان و افغانستان در طول تاریخ ، سر بر آستان اربابان کریملین می ساید و افسار گسیخته از مغز انسان  آزاده ی افغانی اعم از طفل ، جوان ، زن ، مرد، پیر، اژدهای سیری نا پذیرامپریالیسم  روس را تغذیه میکند و در عوض میله باستانی &#8221; گل سرخ&#8221; دشت و دمن کشور ما را به حمام خون مبدل نموده که از خون شهیدان پاکباز آن همه جا سرخ و لاله زار است  وخونین  ، نه ما را بهاری مانده است و نه هم نوروزی، تا دهقان رنج کشیده ی میهن با تجدید حیات در روستا به میله پردازد و جشن گیرد ، چه روستاها و حیوانات آنها با تمام اهل روستا غرقه در خون اند و یا چون مرغ بسمل در خون خویش می تپند تا جلادان کریملین و مزدوران بی مقدارش در سکرخون خلقها با رقص مرگ میله کرده ، عطش توحش و بربریت قیاس نا پذیرشان را با خون سیراب کنند. فقط آنچه باقی مانده و باید از آن آموخت ، راه و رسمی است که کاوه های تاریخ  انجام دادند و از مرز تاریخ گذشته اند و نامی جاویدان یافته اند و آنهم مبارزه است تا آخرین نفس و آخرین قطره خون. <br />و تو نیز ای ببرک دون و شما ای سگان زرین قلاده ی روس که بر قلاده های تان پرچم  و&#8221;خلق&#8221; نوشته اید ! ای امپریالیسم جنایت پیشه و اشغالگرروس، مطمئن  باش که افغانستان امروز همان آریانای دیروزی است که درینجا هنوز هم خون &#8221; کاوه&#8221;  ها در عروق مردم در جریان است . درینجا هنوزهم عشق به حریت و آزادی ، رفاه و کرامت انسانی ، عشق بزرگ و آرمان مقدس مردم ما را می سازد و اگر تا امروز نتوانسته اند &#8221; نوروز&#8221; دیگری بیآفرینند به یقین زمانیکه تمام &#8221; جنده &#8221; ها ( علم ها ) پارچه های رنگارنگ میله کننده گان روستایی، چون حلقه ی واحد به دور درفش ظفرمند  و زندگی ساز فرزندان راستین  &#8221; کاوه &#8221; های امروزی که در نبرد با دیو استعمار و ارتجاع  چیزی جز زنجیر های اسارت از دست نمیدهند، گرد آیند ، نوروز پیروزی بر پا خواهند داشت .  آنروز هرچند بنابر عللی نسبتا دور باشد ، ولی حتمیست ، این حکم و جبر تاریخ است ، بازهم جشن  روستایی به شهر ها رسیده آنجا که در میان هلهله ها ، صدا ها ییکه نه دهل و سرنا ، بل نفیر گلوله است و انفجار خمپاره ، دشمن را به محاصره کشیده  &#8220;مغزش&#8221; را در همانجا متلاشی میسازند و  با به چهار میخ کشیدن  اجساد ننگین و با درهم شکستن سیستم غارت  و جنایت شان انتقام خون ملیون ها شهید را از آنها گرفته ، دامان پاک تاریخ میهن را به خون شست و شو میدهند و روزی از نو &#8221; نو روز&#8221; بیافرینند تا آینده گان در آن جشن گیرند و گرامی اش دارند .<br />به پیش به امید آنروز !<br />کاوه سان درفش آزادی را بر افرازید !</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="kabir" title="kabir"></a>شهیدی<br />از رزمندگان سر افراز میهن ما</p>
<p dir="rtl" align="justify">میهن قهرمان پرور ما که پرورشگاه قهرمانان و آزاد مردان است ، در قریۀ بالا آب ولسوالی میربچه کوت در سال ۱۳۳۳ فرزند قهرمانی را به نام محمد کبیر در دامان پاک و مقدس خویش پذیرفت ، و این ودیعه را به خانوادۀ متوسط دهقانی ای سپرد. چه گوهر گرانبها را فقط اعماق دریای بیکران توده های فقیر میتواند ناب تر و از منجلاب اجنبی پرستی منزه نگهدارند.</p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #000000;"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-324" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_kabir.jpg" border="0" width="176" height="225" /></span></p>
<p dir="rtl" align="center">کبیر ای مرد توفانهای دوران<br />کبیر ای رهــرو دنیای پاکان<br />ز خون سرخ تو اکنون دمیده<br />هزاران لالـه در کوه و بیابان</p>
<p dir="rtl" align="justify">و این درست مصادف با زمانی بود که مردم غیور و زحمتکش کشور عزیز ما در دامگاه اختناق ، تزویر و ستم &#8221; دودمان طلائی &#8221; در تپش مبارزه جویانه قرار داشتند. کبیر در میان محرومیت و تنگدستی فلج کننده تحمیل شده بر مردمش – و دامنگیر خانوادۀ او نیز بود – بزرگ شد. و حینیکه مرغ اندوه بر گسترۀ میهن عزیز ما سایه افگنده بود و دیو جهل گلوی علم و معرفت را می فشرد ، کبیر صرف توانست تحصیلاتش را تا دورۀ متوسط برساند و موفق به ادامۀ تحصیلات عالی نشد و شغل دریوری برگزید. ولی درین برهوت غم انگیز ، بارقه های اندیشه های نوین درخشید و پرده های تیرۀ جهل و خرافات مستولی بر جامعه را از هم درید. از آنجا که کبیر در میان فقر ، رنج و مشقت ناشی از مظالم ستمکاران میزیست ، نمی توانست به جز از فکر رهائی مردم بلا کشیده و رنجدیده اش ، از چنگال خونین استثمار بیرحمانۀ غارتگران ، به چیز دیگری بیندیشد. او به زودی به صف مبارزین راه آزادی و عدالت اجتماعی پیوست و در پرتو اندیشه های آنها ، علیه رژیم وابسته به بیگانگان به مبارزه آغاز کرد. او با استفاده از شغل ( دریوری ) خود فعالیت چشمگیری نمود و در نقل و انتقال اسناد ، اعلامیه ها و تسلیحات همرزمان خویش با قبول مخاطرات مالی و جانی ، بدون دلهره ، جانبازانه و فداکارانه مبادرت می ورزید. <br />بعد از فاجعۀ ننگین هفت ثور – که به دست ایادی بی مقدار و مداخلۀ مستقیم سوسیال امپریالیسم روس صورت گرفت و کشور عزیز ما به مستعمره مبدل گردید – سازمان آزادیبخش مردم افغانستان همصدا با سائر نیرو های انقلابی کشور و مردم قهرمان ما – با اولین اعلامیۀ خود – یورش تا پای جان بر روی متجاوزین را اعلام کرد. و در پرتو اصل &#8221; اتکاء به نیروی خود &#8221; شجاعانه و بی باکانه برای نخستین بار بر کاروان اشغالگران حمله ور و &#8221; چگونه رزمیدن &#8221; را به خلق بپاخاستۀ ما آموخت. کبیر نیز همسنگر این قهرمانان جان برکف سامائی بود. او ادعای پوچ و وقیحانۀ دلقکان نقاب پوش روسی ( خلقی – پرچمی ) را مبنی بر اینکه &#8221; قوای دوست جهت سرکوب مداخله بیگانگان به کمک انقلاب ثور آمده اند &#8221; به باد تمسخر میگرفت ، چه خیزش مردمش را میدید و به آن باور داشت.<br />کبیر که با نام مستعار حکیم شهرت داشت با تبارز استعداد رزمی ، دلاوری ، افتخار مسئولیت یکی از تیم های چریکی ساما در شهر کابل را کسب کرد. و در اکثر عملیات شهری شرکت داشت. او خونسردانه و بدون دلهره درصحنۀ عملیات وارد میشد و وظایف خود را زیرکانه و جسورانه انجام میداد. عملیات ناممکن در اندیشۀ حکیم جان راه نداشت و عملیات محیرالعقول و شگفت انگیز را خونسردانه و با خاطر آرام انجام میداد. فعالیت های چریکی حکیم جان و یارانش پشت دشمن نابکار را به لرزه در آورده و رعب و سرافگندگی و دست پاچگی اعجاب انگیزی را در صف متجاوزین ایجاد کرده بود ، و با وارد کردن ضربات و خسارات پیهم و متواتر ، دشمن را مشتعل ، پریشان و سراسیمه نموده بود. حکیم جان تقریبأ در تمام عملیات شهری ساما با دلگرمی و شور و شوق یک انقلابی شیفتۀ آزادی ، فداکارانه شرکت میکرد. او در میان چریک های شهری نمونۀ عالی پاکبازی ، هوشیاری ، تهور ، خونسردی و قاطعیت سامائی را بازتاب میکرد.<br />سوسیال امپریالیسم روس ، به اثر عدم کار آئی نوکران بی مقدارش ( تره کی – امین ) را در مسلخ امپریالیستی اش گلو برید و دلقک رسوایی چون ببرک شیاد را بر سریر قدرت رسانید. و با تجاوز مستقیم ، ملت ما را در مصاف یک جنگ نابرابر فرا خواند ، و کشور ما را به مجمر فروزانی از آتش و تالابی از خون مبدل نمود. قیام سرتاسری و همگانی مردم ، کشور عزیز ما را به &#8221; دادگاه خونین متجاوزین &#8221; و عمال بی عرضه آن مبدل ساخت.<br />حکیم جان با روحیۀ عمیق ضد اجنبی  پرستی در پیکار نجاتبخش ملی ملت غیور ما فعالانه سهم گرفت و با درک ویژگی های جنگ ملی در پرتو رهنمود های سازمان آزادیبخش مردم افغانستان به روستا های کشور رفت و در جنگ چریکی برضد قوای اشغالگر روسی شرکت جست. عملیات او در ده نیز &#8211; که توسط ساما رهبری می شد &#8211; ، لیاقت و درایت عالی نظامی او را متبارز ساخت. و او را به حیث فرمانده شایستۀ قسمتی از مناطق جنگی ساما مسجل نمود ، فرمانده شجاع و مبتکر. او در جوار فعالیت های نظامی خویش جهت تشجیع ، تسلیح و سازماندهی مردم به فعالیت سیاسی خود به منظور سمت دهی درست جنگ آزادیبخش ادامه داد. او در تسریع این هدف مهم تلاش می ورزید. او با کار و پیکار سیاسی – نظامی اش ضربات مرگبار و کوبنده بر پیکر نیرو های سوسیال امپریالیسم روس در شهر و ده وارد آورد. او به زودی به تاکتیک های جنگ روستائی – که از عملیات شهر متفاوت بود – معرفت یافت و در پیشاپیش یاران به کارزار نبرد جولان نمود  و تیری که از ترکش او رها می شد هرگز به خطا نمی رفت و درست برسینۀ دشمن می نشست.<br />حکیم جان در میان مردمش میزیست و محبوب همه بود. سیمای مهربان او مردمش را تسلی می بخشید. و او همچون مرهمی بر زخم های مردم رنج کشیدۀ خود تأثیر می گذاشت.<br />حکیم جان همزمان با فعالیت های نظامی خود در تنویر افکار مردم می کوشید و خطر دست اندازی نیروهای امپریالیستی و اعمال آنها را در جهاد مقدس ما – که به جز از ایجاد پراگندگی و تحمیل مقاصد شوم شان به چیزی دیگری نمی اندیشند – گوشزد و تأکید می کرد و مردم را به وحدت و یکپارچگی دعوت می نمود و می گفت : فقط وحدت انقلابی ملت شب فردای پیروزی انقلاب آزادیبخش ما است. بخشی از نیرو های مقاومت که عامل ایجاد تفرقه در میان صفوف جهاد و تشدید برادر کشی ها و تشدید و احیای تضاد های سمتی ، منطقه ئی ، ملیتی ( که میراث شوم مناسبات حاکم نابکار پیشین است ) هستند و هدف شانرا ترور جوانان فرزانه و درهم کوبیدن نیرو های آگاه و مترقی می سازد نکوهش نموده و خطر آتی آنها را بر پیکر جنبش مقاومت گوشزد می نمود.<br />سرانجام شهادت این قهرمان مشهور جنگ ملی ، به عنوان چهرۀ انقلابی و دشمن سرسخت روس که مایۀ افتخار و سرافرازی مردم ما بود ، به دست اجیران و وابستگان امپریالیسم به تاریخ ( ۷ عقرب ۱۳۶۰ ) طومار جنایات نا بخشودنی رجعتگرایان را طویل تر و سنگین ترمی سازد.<br />حکیم جان با شهادت خود نهال آزادی و دموکراسی را در اعماق ستم و استعمار جهانخوار ترین غول جهانی آبیاری کرد که حماسه هایش درین راه نیاز به دیوان قطور دارد و ما با ذکر این مختصر یاد آن شهید را خواستیم بکنیم.<br />هزاران شهید قهرمان رزم بزرگ ملی و صد ها شهید سامائی – که با قلب آگنده از عشق به آزادی میهن و با دلهای پر از امید برای دیدن صبح روشن فردای آزادی انسان ، جان خود را فدا کردند- ، هرکدام نمونۀ گرانبهایی هستند که به رهروان آن به عنوان سرمشق عالی و بزرگ ، فداکاری و جانبازی بجا گذاشته اند . حکیم جان یکی از این تبار است که درود ما نثار شان باد!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="wahdat" title="wahdat"></a>وحدت و پیروزی</p>
<p dir="rtl" align="justify">فاجعه ننگین هفت ثور و پی آمد خونین و اسارت بار آن تجاوز رهزنانه و غارتگرانه سوسیال امیپریالیسم روس برمیهن آزاده ما توأم با قساوت و وحشت قیاس ناپذیری درتاریخ معاصر که کشورما را به حمام  خون مبدل ساخت و روز تا روز دامنه و پهنای این جنایات گستردگی بیشتر گرفته و هزاران هزار جوان را شهید و ملیون ها انسان زحمتکش ما را آواره ی دیار غربت نموده  برخلاف تصور و منطق پوچ امپریالیست ها که گویا میتوان با زور و ارعاب ملتی را از حق تعین سرنوشت آن محروم و وادار به تسلیمش نموده مقاومت های دلیرانه و جانبازانۀ مردم ما را برانگیخت. این مقاومت های دلیرانه وجانبازانه با تمام عظمت وافتخارات آن کمبودها و نارسایی هائی را نیز با خود حمل میکند، که به یقین با رفع این کمبودها و نارسایی ها ملت دلیر و ظفرآفرین ما قادر خواهد بود تا مانند گذشته های دور ونزدیک در دفاع از آزادی، تمامیت ارضی ونوامیس ملی خود افعانستان را به گورستان متجاوزین روسی و نوکران بیمقدارش مبدل و بنای افغانستان آزاد، مستقل و شگوفا را اساس گذارد. اساسی ترین کمبود که از همان آغاز تا کنون در جنبش مقاومت ما سایه افگنده و بقای ملت ما  در گرو حل درست آن است موجودیت تفرقه، نفاق و پراگندگی در بین جبهات نبرد و گروه ها و احزاب درگیر جنگ مقاومت می باشد. این کمبود که در آغاز به علت گستردگی و عمق جنایات سوسیال امپریالیسم روس و ایادی خودفروختۀ آن پرچم و خلق بمثابه یک عکس العمل طبیعی ملت علیه تجاوز و ستم و بروز آن به شکل جنبش های خود بخودی و پراگندۀ مجموع احاد ملت میتوانست مؤجه جلوه کند، در تکامل جنبش باید طریق وحدت و یگانگی را پیمود که روی عوامل چندی نتوانست راه وحدت پوید و چون پتکی گران بر فرق متجاوزین فرود آید. ما باور داریم بدون تشخیص و نشانه گیری دقیق این عوامل و بدون تلاش مجدانه دررفع آن، در حد توان، نمیتوان بر پراگندگی ها غلبه نمود و وحدت ملت را تأمین کرد. <br />عقب ماندگی همه جانبۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی . . . جامعۀ ما که بازتاب خود را در چگونگی مبارزات آزادی خواهانۀ مردم ما علیه استعمار روس و قره نوکران آن به شکل اجتناب از مبارزات متشکل، سازمان یافته و سرتاسری که اهداف مشخصی را تعقیب میکند و رو آوردن به آن نوع تشکل بدائی که در بهترین صورت خود فقط میتواند قومی و یا منطقۀ محدودی را متحد گرداند آنهم نه به منظور اینکه پایه و اساس باشد برای تشکیلات بهتر و کاملتر تا زمینه ساز وحدت و پیروزی شود، بلکه خود انگیزه ای شود در رویارویی با اقوام و مناطق دیگر، تبارز می یابد و وقتی با محدویت جنگ مقاومت بین آن گروه ها و لایه های اجتماعی ای که بنابر موقعیت اجتماعی خود، وجود قدرت و عظمت خود را نه در وحدت بلکه در &#8220;تبارز خودی&#8221; می بیند به هم می آمیزد و نیرو های رزمندۀ انقلابی ای که رهبری جنگ مقاومت را تاریخ به نام آنها رقم زده نیز به آن حد توانائی نیستند که بتوانند بار جنگ را در همسویی با ملت بر دوش کشند و کشتی طوفان زدۀ انقلاب را چون ناخدای چیره دستی از بین امواج متلاطم وهستی برانداز توطئه ها و دسایس نجات بخشند، ناگزیر انحصارطلبی و خود خواهی های عده ای که حاضر اند کشور ما و مردم ما را فدای منفعت شخصی خود کرده و همۀ آنها را در عوض تائید ریاست خود به دشمن پیشکش کنند، کارگر می افتد، دستگاه های جهنمی جاسوسی روسی درین زمینه بیکار نه نشسته و انواع و اقسام مختلف جواسیس را در تجمعات ناپایدار داخل میکنند و با آب و تاب شگفت انگیزی نا همآهنگی را دامن میزنند و حتی مؤجه جلوه میدهند. از نفاق ها استفاده می کنند، خود خواهی ها را رشد میدهند، شخصیت کاذب می سازند، کمبود ها را بیشتر عمق میدهند و . . . سخن کوتاه در لباس های مختلف به مشوره دهی ها می پردازند تا آب را خت کرده و ماهی بگیرند، که تا حدی با کمال تأسف توفیق هم یافته اند. ما منشأ کلیۀ این در به دری ها را عمدتأ در وجود روس وسایر دشمنان می بینیم و مجریان دیگر آگاه و نا آگاه عاملین آن میشوند. همه می بینند که روس امپریالیستی، امپریالیست های دیگر و عوامل بی میهن شان هرکدام میکوشند تا به نحوی از انحأ در بین ملت رخنۀ نفاق چاق کنند، و یا از خیل رقبأ نوکرترین اش را به قدرت برسانند و با آن افکار تقلیدی بیگانه را که در زادگاه اش مدفون شده در آزمونگاه خونین میهن ما به آزمون گذارند، روز تا روز توطئه ها عمق بیشتر یافته وحدت رخت بر میبندند و بال های سیاه و شوم نفاق، پراگندگی و جدال بین هم سایه میگستراند تا با شکرانۀ آن مشتی فرصت طلب عربده کشیده، حریف بطلبد غافل از اینکه بالاخره خود شان هم در آتش نفاق خواهند سوخت و همۀ پول های انبان شده بی صاحب خواهد ماند. و اما در پهلوی این تخاصم با ملت و پخش بذر نفاق، عده ای گمراه جهت فریب مردم و کسب لقمۀ چرب برای عمر ننگین شان نه تنها به وطن فروشی و خون فروشی دست میزنند بلکه بیشرمانه با اعتقادات و مقدسات مردم بازی نموده قرآن عظیم الشان را وسیلۀ کاسبی و امرار معاش خود قرار میدهند و با تکیه بر آیاتی چند از آن کتاب مقدس و آسمانی مجموع مسلمانان جهان، با بذر نفاق بین مسلمین خود را یگانه مدافع و حامی اسلام، جهاد و وحدت جأ زده و جلوه و ادعای رهپویی یگانه در این طریقت می کنند ولی چون به خلوت شان بنگری آن کار دیگر میکنند. از آنجا که بنای این ادعا ها دروغ است و نیرنگ ، کذب است و فریب، بعد از مدتی هیاهو راه انداختن برای وحدت باز به نام های گوناگون، ریاست جویان سر تقسیم با هم جور نیامده با چنگ و دندان نشان دادن به همدیگر، بر روی هم می پرند و صد ها و هزارانی را به جان هم می اندازند و به خون می کشند. پس پاسخ اینکه چرا این تلاش ها به وحدت نمی انجامد و تفرقه را از بین نمی برد؟ آیا ما ملت ظرفیت وحدت و یگانگی را نداریم و سرنوشت ما اینست تا در شقاق و نفاق بسر بریم؟ در کجاست ؟ ما در اینجا کمبود هائی را با &#8220;سلاح انتقاد&#8221; نشانه می گیریم و رفع آنرا نیز در تلاش صادقانۀ مجموع جنبش مقاومت با همین سلاح مثمر میدانیم نه از طریق &#8220;انتقاد سلاح&#8221; که بیشتر به دشمنی ها دامن میزند و آب به آسیاب دشمن بریزد، مگر اینکه ضرورت اولی نیز احساس گردد. <br />اینکه چرا این تلاش ها به وحدت نمی انجامد کاملأ روشن است زیرا اولأ تلاش ها ریا کارانه صورت گرفته و هدف از آن فریب و تحمیق مردم است نه اتحاد. و در ثانی آن سیاست هائی که بتواند واقعأ وحدت ملت را تضمین کند و سنگ بنای آزادی میهن را اساس گذارد نه طرح میشود و نه هم خریداری دارد. روس ها و عمال شان عامل اصلی نفاق افگنی اند و نطفۀ خبیثۀ تفرقه را میکارند. عده ای هم با آن معامله های مخفی که با شرق و غرب دارند وحدت را در نفی دیگران و پذیرش خود مطرح میسازند گه گاهی با انحصار طلبی خاصی که گویی انقلاب میراث پدری شان است به غیر از خود همه را نفی نموده و با پررویی از همه میخواهند تا هر آنچه دارند ویران و منحل کنند و به دور او که هزاران مرض و انحراف منجمله تفرقه و تسلیم را مکان است و ماوی ، جمع شوند و بر آستان او بوسه زنند تا او اجازۀ مهر ورزیدن به انقلاب ومردم و سرنوشت خود و میهن خود و کین و نبرد با دشمن شرف و ناموس را به مجاهدین اعطأ فرمایند و نامش را بگذارند وحدت. زهی خیال باطل و امید عبث. و زمانی هم چنان قیافه بگیرد و گوشه ای نشیند و خود را بی ادعا وانمود سازد که گویی او اصلأ همان عربده کش دیروزی نیست و نمیخواهد به پای مردم خاری بخلد و آهی بلند شود. عده ای دیگر که از حریف های قبلی ضعیف تر است بوقلمون وار سراپا خواستار وحدت و سرباز فدائی این امر اند اما زمانیکه مسئلۀ حرکت همگانی در جنگ مطرح باشد، بخصوص شرکت نیروهای ملی و انقلابی که جانبازانه همه هستی خود را با عشق غرور آفرین نسبت به میهن و انسان زجرکشیدۀ این میهن، نوامیس و مقدسات ملی و مذهبی مردم در محراب ازادی و آزادگی فدا کرده اند، طرح سود دیوانه وار آغاز وبی محابا تبر بر ریشۀ همآهنگی و وحدت میزنند و به فکر خام خود شان جواز مبارزه و جهاد  صادر میکنند و کسانی را مستحق مبارزه و جهاد و عدۀ دیگری را محروم از آن میدانند و این نکته را فراموش میکنند که برای انقلاب کردن اجازه لازم نیست و همانطوری که این نیرو های رزمنده و انقلابی بدون اجازه و برخلاف میل و خواست روس اشغالگر و مزدوران بی مقدارش پیشتر از همه دست به تفنگ برده و به مبارزۀ خود آغاز کرده اند، برای ادامۀ آن نیز به اذن هیچ مرجعی نیاز ندارند و آنچه در این میانه قابل ارزش است و باور ، درک مسئولیت تاریخی خود شان و بس. با طرح و تعقیب چنین سیاست های خانه خراب کن و وحدت شکنانه است که تاکنون تلاش ها ثمر نه بخشیده روز تاروز ملت ما درگیر جنگ های برادرکشی بیشتری شده عرصه برای روس ها خالی ماند تا از بالا نظاره گر مبارزات خونین هموطنان خود ما بین هم باشد از آن هم بالا تر روس ها خود هیزم کش و آتش کار این نوع جنگ ها شوند و زیرکانه دام بگسترانند تا پرندۀ زخم خورده را در قفس متعفن خود جای دهند و از آن طریق نمایشی ترتیب و دیگران را بفریبند و مقهور کنند. مرگ و نفرین بر روس استعمارگر و ننگ بر تفرقه افگنان این جاده صاف کن های دیو استعمار.<br /> اما اینکه آیا ما ملت ظرفیت وحدت و یگانگی را داریم؟ به گواهی تاریخ، به حکم منطق و بمثابه یک ضرورت با قاطعیت میتوان گفت بلی ! ملت ما توانسته و میتواند و باید بتواند وحدت نماید. با نگاه مختصری به پیشینۀ تاریخی میهن ما و تهاجمات گوناگونی که به این مرز وبوم صورت گرفته است به وضاحت میتوان دریافت که ملت ما فقط در آن لحظات حساس تاریخی مؤفق شده دفع تجاوز کند و بیگانۀ متجاوز را از مرز وبومش بیرون راند که با حضور در صحنه سرنوشت اش را خود به دست گرفته و در جوشاجوش نبرد افتخار آفرین اش وحدت و یکپارچگی اش را قوام بیشتر بخشیده است از آن جمله روشنتر و واضیح تر از همه رستاخیز ظفر آفرین مجموع مردم ما است علیه استعمارگران بریتانیایی در قرن ۱۹ و ۲۰ . و پیروزی های نظامی این دو سده چیزی نیست مگر نمود یکپارچگی و وحدت ملت. که مجموع احاد ملت از هر قشر و طبقه ، از هر قوم و ملیت و از هر نژاد و عقیده و مذهبی با یک صدا و یک مقصد بدون آنکه کسی یا کسانی به فکر جاه و جلال خود باشد و یا کرسی و منصبی بطلبد در مبارزۀ رویاروی و بی برگشت با دیو استعمار در افتیده حماسه ها آفریده اند تا داغ اسارت بر جبین شان نقش نبندد. به حکم منطق از آنرو که ملت ما هم مانند سایر ملل جهان در کلیت خود موجود ایست زنده و پویا، میتواند زندگی کند و رشد نماید. نیازمندی ها و کاستی هایش را تشخیص و رفع کند، بر معضلات غلبه و کمبود ها را بزداید و از شیرۀ پویایی اش غذای هستی اش را بگیرد و در یک پویایی بلا انقطاع خود را به مدارج عالیتری ارتقأ دهد که این حکم منطق علمی است و نمیتواند چیزی جز این باشد. ضرورت وحدت ملت از آن جهت مطرح است که پیروزی و بقای ما و کشور ما در گرو وحدت ملت ما است. اگر بتوانیم &#8211; که میتوانیم &#8211;  وحدت ملت خود را تأمین کنیم نه تنها خواهیم توانست بر روس اشغالگر غلبه کنیم بلکه با تکیه بر همان وحدت ، افغانستان شگوفا را نیز بنیان گذاشته اعمار خواهیم کرد. و در غیر آن به گواهی تاریخ که دیگر نه میهنی وجود خواهد داشت و نه هم ملتی که هرگز چنین مباد.  این ضرورت ـ ضرورت بقای ملک و ملت ـ باید ما را وادار سازد که بدون اندک ترین غفلتی در راه تأمین وحدت مبارزه نموده ملت را متحد سازیم و تفرقه افگنان را افشأ. راه هر قدر پر خم و پیچ باشد و طولانی، ارادۀ آهنین و عزم استوار انقلابیون را نمی تواند خدشه دار سازد. و ما هم با اذعان به اینکه تأمین وحدت ملت به مراتب مشکلتر و طولانی تر خواهد بود تا بیرون راندن روس و یا به تعبیر دیگر &#8220;پیروزی ملت ما شب فردای وحدت ملت ما است&#8221; در این راه مصممانه گام میگذاریم. باید رسالت خود را در قبال این وظیفۀ سترگ تاریخی انجام دهیم و اما آنهائی که این ضرورت را نادیده گرفته در تفرقه ونفاق بین ملت میکوشند هر که و به هر نامی که باشند، چه بخواهند و چه نخواهند جاده صاف کن استعمار روس هستند. <br />و این که با طرح کدام سیاست ها و چگونه میتوان وحدت ملت را تأمین و زمینه سازی آزادی ملی و رفاه اجتماعی را نمود، میتوان تذکر داد آن سیاست ها و برنامه های میتواند نیاز وحدت ملت را پاسخ گوید که از مرداب های بیگانه آب نخورد و در خطوط کلی خود از یک سو بتواند با تکیه بر منفعت مجموع ملت به دور از هرنوع تنگ نظری و انحصار طلبی تمام احاد ملت از هر قوم و طایفه و از هر نژاد و ملیتی و از هر عقیده و مذهب و زبانی به دور یک محور واحد ضد استعمار و تجاوز و بدون هیچ نوع امتیاز و تبعیض جمع و حافظ منافع مجموع ملت باشند نه یک یا دو بخش آن . از سوی دیگر جنگ . . . .  را کاملأ جهت ضد استعماری بدهد و از حالت نسبتأ محدود بین گروه ها و لایه های اجتماعی قابل فرسایش بتواند به قدرت آن گروه ها و لایه های اجتماعی ضد استعمار و استبداد بکشاند که خصلتأ تشکل پذیرتر از تمام گروه ها و لایه های دیگر بوده انضباط پذیری آنها بتواند پشتوانه و بستر مساعدی باشد برای رشد آن نیرو های انقلابی و رزمنده ای که بر آگاهی انقلابی ناخدای این کشتی طوفان زدۀ انقلاب را تاریخ به نام آنها رقم زده و این دو است که در صورت فشردگی و یک پارچگی خود میتواند محور وحدت ملت باشد. از جانب دیگر این سیاست ها باید ماهیتأ در ضدیت با امپریالیسم روس عمدتأ و امپریالیست ها و آزمندان دیگر نیز قرار گرفته سمت حرکت آن ترقی و اعتلای جامعه و بهروزی انسان زجر کشیدۀ میهن ما باشد. نه اینکه جهت زدن دیوی به دیو دیگری تکیه کند و یا اینکه سایۀ سیاه &#8220;سیاه دل&#8221; چند را به کشور ما بگستراند. اگر تطبیق و پیاده کردن این سیاست شدیدأ به ایجاد و تشکل آن نهاد های ضرورت دارد که بتواند این سیاست ها را در عمل پیاده کند، حراست از آنرا نیز می توان با تکیه بر همان نهاد ها و با باورمندی به دموکراسی و ارج گذاشتن به آن، زمانی انجام داد که حقوق دموکراتیک ملت در تمام ابعاد آن جزء لاینفک حیات اجتماعی جامعۀ ما شناخته شود. لذا اگر برای پیروزی ملت بر سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش به وحدت ملت نیاز داریم ، غرض تأمین وحدت نیز به آزادی و دموکراسی اشد ضرورت داریم. از اینجاست که در شرایط کنونی میتوان گفت: مبارزه برای وحدت چیزی نیست به جزء مبارزه برای آزادی و دموکراسی و با تأمین وحدت ملت صبح روشن فردا در انتظار ماست.  به امید وحدت ملت بخاطر ایجاد افغانستان آزاد، مستقل و شگوفا!<br />مرگ بر سوسیال فاشیسم روس!<br />مرگ بر دشمن وحدت و یکپارچگی ملت!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p dir="rtl" align="center">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم شماره هشتم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 May 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-4/</guid>

					<description><![CDATA[   &#160; شماره هشتم            دوره دوم           سال چهارم              جوزا  ۱۳۶۳    (   جون  ۱۹۸۴ . م )             درین شماره :       ۱-   تئوری و عمل انقلاب و . . .       ۲ –  یا مرگ یا آزادی      ۳ –  ارتجاع ساطور خونین استعمار      ۴ –  منبع خورشید      ۵ –  ورک شهید      ۶  &#8211;  اخبار &#160; &#160; نویسنده : شهید عبدالقیوم رهبر تئوری و عمل انقلاب و اوضاغ کنونی ( به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت قهرمان ملی و بنیانگذار&#8221;ساما&#8221;) ۱ – دیدگاه های اساسی (ساما) در جنگ آزادیبخش: امپریالیسم غدار و جنایت پیشۀ روس برپایۀ سیاست عظمت طلبانه وتوسعه جویانۀ خود، که نه مقدرات ملتی برایش ارزش دارد و نه سرنوشت مردمی، سرانجام بعد از قریب  یکربع قرن تمهید گستاخانه دست دراز مداخله وتهاجم خود را از آستین &#8220;مسالمت&#8221; برکشید و بعد از بریدن گلوی فریفتۀ خود سردار داود در مسلخ نیرنگ استعماری مشتی اراذل میهن فروش را بر اریکۀ قدرت سیاسی نشانید.کودتای هفتم ثور که میخواست کشور ما را در یک پروسۀ تحول منفی – از کشوری وابسته به روس به کشوری مستعمرۀ روس &#8211; مبدل سازد ، ناگزیر واکنشی درمیان قاطبۀ ملت ما به شمول نیروهای سیاسی سازمان یافتۀ جامعه داشت.تعدادی از نیروهای سیاسی که سرنوشت ومقدارات خود را در گرو بیگانگان داشته بعد از کودتای ننگین خیلی زود به تخلیۀ مواضع خود پرداختند و راهی کشورهای همسایه و بیگانه شدند. همراه با این نیروها تعدادی از شخصیت های اجتماعی جامعه ما نیز که بنابر علایق اجتماعی حاکم دارای نفوذی کم یا بیش در جامعه بودند؛ در بیرون از مرزهای کشور به سازماندهی مقاومت خود بخودی مردم پرداختند. مجموع این نیروها در خارج کشور مقاومتی &#8221; از محیط به مرکز&#8221; را علیه رژیم کودتا سازماندهی کردند و برپایۀ این موقعیت تمام سیاست های تبلیغاتی و نظامی خود را نیز طرح وعملی ساختند.برخی دیگر که آمدن کودتای ثور را نوعی &#8220;رفرمیسم&#8221; تلقی میکردند و درنتیجه به فروکش جنبش سیاسی اعتقاد یافته بودند در زندان گروه گرائی تکروانۀ خود محبوس گردیدند. تعدادی نیز به امید اینکه ارباب گوشۀ چشمی نیز به آنها خواهد انداخت اطرافیان و پیروان خود را برسم قربانی در طبق اخلاص به &#8220;نابغه&#8221; جنایت و ارباب خونخوارش تقدیم نمودند و کسانی نیز به انتظار اینکه شاید درسیناریوی جدید نقشی برای آنها نیز درنظر گرفته خواهد شد از برخورد فعال و ریشه ای به کودتا به عناوین مختلف سربازمیزدند و. . . در چنین جو سیاسی فرزندان صدیق مردم، فرزندان رنج و مبارزه، در داخل کشور و درمتن مبارزات حاد اجتماعی و ملی هستۀ نوعی دیگر از مقاومت را ریختند: &#8220;مقاومت از مرکز به محیط &#8221; را ، که در استراتژی مبارزاتی خود، و دراعمال روزمرۀ خود از سازمانهائی که میلاد و نیرومندی خود را مرهون بیگانه و خارج اند، بصورت کیفی متفاوت بود.سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که به همت انقلابیون بزرگ وپاکباز این سرزمین و در پیشاپیش آنها مجید شهید- بنیاد گذاشته شد بدیلی علمی و انقلابی هم برای حرکت خود بخودی توده وهم برای سازماندهی های خارج کشوری بود و در واقع تجسم عملی این مقاومت &#8221; مرکز به محیط &#8221; و هستۀ نیرومند و پر تحرک آن بود. سازمان ما در ازدحام نوسانات متعدد به آواز رسا اعلام نمود که &#8221; امپریالیسم روس در قمار کودتاها رویای شیرین غارت این سرزمین را در سر می پروراند&#8221; و &#8220;کودتای هفت ثور تجاوز آشکار و رهزنانه سوسیال امپریالیسم روس بر استقلال و حاکمیت ملی مردم ماست&#8221; بنأ &#8220;مردم قهرمان ما که با عشق شکوهنمد به میهن وبا دلبستگی غرور انگیز به نوامیس ملی و در راه آزادی، رفاه و کرامت انسانی میرزمند ، نمیتوانند در مقابل این گستاخی شرارت بار استعمار روس  بی تفاوت باقی بماند&#8221;.اساسی ترین مسئله در &#8220;مقاومت مرکز به محیط&#8221; ایجاد یک حرکت همزمان عمودی و افقی است. حرکت عمودی که بر روی آگاه ترین و استوار ترین و پیشرفته ترین عناصر جامعه اتکاء نماید تا بتواند مقاومت را درهر لحظه بطرف ریشه ای شدن واعتلاء سوق بدهد ، و حرکت افقی که بتواند ناهمگونی تاریخی – سیاسی موجود در جامعه را در محراق واحدی جمع کند و آنرا در یک حرکت سیاسی آنچنان ذوب سازد که علی الرغم تفاوتهای کمی و کیفی از یکدیگر تا رسیدن به هدف نهائی &#8211; که در شرایط موجود آزادی ملی است – بتواند مانند تن واحد حرکت نمایند.حرکت به طرف ژرفا بدون سازمان پیشتازی که بتواند گروه ها ولایه های اجتماعی انقلابی را به طور کامل برای زدودن همه جانبه مناسبات استعماری و ریشه کن کردن آن بسیج نماید و آنرا در اشکال مناسب سازماندهی کند، امکان پذیر نیست. &#8221; انقلاب اجتماعی و ملی عملیه ایست آگاهانه، هدفمند و متشکل از این رو پیروزی جهاد کبیرملی ما، با سمتگیری مترقی و انقلابی، مستلزم سازماندهی، ایجاد و پشتیبانی از سازمان پیشتازی است که تمام نیروهای مجاهد ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی آگاهانه و جانبازانه تنظیم و رهبری نماید. بدون چنین سازمانی آرمان ملی وانقلابی مردم افغانستان و به گواهی تاریخ – برآورده نخواهد شد.&#8221;( بعدأ درین مورد به تفصیل بیشتری صحبت خواهیم کرد).حرکت افقی این مقاومت باید تمام نیروهای انقلابی ، مترقی و دموکرات ملی را که به نجات میهن در نظر وعمل علاقمندند باید دریک جبهۀ گستردۀ ملی گرد آورد بدون اینکه پیش شرط های ایدئولوژیک، سیاسی ویا غیره را ملاک این وحدت قرار دهند.پیشنهاد جبهۀ آزادیبخش ملی در اولین اعلامیۀ (ساما) و ایجاد جبهه متحد ملی افغانستان متعاقب ایجاد &#8220;ساما&#8221; در واقع تمثیل کننده این خواست برحق مردم ما و پیشنهاد( ساما) بود که در سال ۵۸/۷۹ به تحقق پیوست و تا اکنون نیز سازمان ما در چارچوب آن با دیگر نیروهای همسوی وهم فکر به مبارزه خود برای تحقق اهداف مشترک آزادی ملی ودموکراسی و عدالت اجتماعی مشغول است.این مقاومت بایستی شدیدأ متکی به  خود ومتکی به مردم خود باشد. اتکاء به مردم به مفهوم دفاع از منافع بلا فصل و دراز مدت آنها ، راه یابی سیاسی برای مشکلات آنها وحل معضلات روزمره آنها درخلال جنگ مقاومت است. چنانچه اتکاء بخود، طرد هرگونه وابستگی است چه بصورت صریح یا ضمنی، واضح یا پنهان خواسته یا نخواسته. بدین مناسبت سازمان ما افتخار دارد که تحت رهنمائی های داهیانۀ مجید شهید و &#8220;خط مشی مستقل ملی و انقلابی&#8221; را اساس روابط ومناسبات بین المللی خود قرار داده که از آنوقت تاکنون سخت به آن وفادار است.سازمان ما به صراحت اعلام کرده است که: &#8220;چه جبونانه وخائنانه است نوحۀ جغد آسای آنانیکه به امواج خروشان قهر مردم وسمت گیری درست ونهائی آن باور ندارند و راه رستگاری و نجات را نه با مردم بلکه با یک دشمن علیه دشمن دیگر سراغ می نمایند. و یا از بین دو دشمن گوشه گیری وانزوای بیدرد سر را در پیش میگیرند.&#8221; توگوئی مجید شهید و سازمانش سال بعد از آنروز- امروز- را میدیند! این مقاومت باید در پهلوی مردم به مبارزه بپردازد و در مبارزه رویاروی با دشمن قرار گرفته تمام مظاهر فرار طلبی را در نظر و عمل محکوم نماید.سازمان ما تأکید ورزیده است که رهبری &#8220;خارج کشوری&#8221; و حرکت از&#8221;محیط به مرکز&#8221; بنابر تجربۀ تاریخ در تمام جنبش های ضد استعماری به شکست انجامیده است و در افغانستان نیز علی الرغم پشتوانه مادی تسلیحاتی بی حد وحصر و همبستگی وسیع بین المللی این گونه حرکت نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. شکست &#8220;مقاومت محیط بمرکز&#8221; به هیج وجه به معنی شکست مقاومت مردم نیست و درهیج کشوری اینچنین نبوده است. هم هویت شدن و یا هم هویت کردن این دو مقوله شعبده بازی خطرناکی است که بازیکنان احمق آنرا در پرتگاه نفرین تاریخ می اندازد.مبارزۀ رویاروی با دشمن ، زندگی در میان مردم ، درک رنج ها وسیه روزیهای آنها، فهم کمبودها وکشیدن رهنمودهای لازم از اوضاع مشخص مسئله ای تبلیغاتی نیست بلکه مسئله ایست که علی الرغم اینکه به یک عامل مکانی تعلق میگیرد تاثیرات ژرفی را بروی مجموع میکانیزم جنبش میگذارد. سازمان تولد یافته ورشد کرده در خارج کشور باید ضرورت ها و الزامات کشور میزبان را در سیاست های خود مراعات نماید وچه بسا که بصورت ابزار منفعلی در دست آنها قرار گیرد وخود را از منافع والای ملی خود مبرا سازد، چه این جدائی با مقوله های انقلابی نما باشد و یا با پوشش های متبرک تبرئه گردد. به هر حال جنبش را از حالت ملی آن دور میسازد و مایه ضد استعماری بیگانه آنرا تضعیف مینماید.این مقاومت باید از منافع تاریخی و انقلابی مردم دفاع نماید . یعنی اینکه مبارزۀ ضد استعماری باید به آنچنان دگرگونی های ژرف اجتماعی – سیاسی و فرهنگی برسد تا انسان بینوای افغان بتواند ضمن واژگونی جهان استعماری به ارتقاء شخصیت وآگاهی خود برای کسب آزادی واقعی و بنیادی بپردازد. آزادی ملی که اکنون هدف عمده مقاومت مردم در برابر توسعه جوئی روس است اگر با آزادی اجتماعی و فرهنگی انسان مقاومت کننده توأم نگردد، در آنصورت خطراینکه درجهان پر از پیچیدگی های کنونی بعنوان ابزار منفعلی مورد سوء استفاده قرار گیرد بیش از حد زیاد است.نخستین اعلامیه (ساما) میگوید: &#8221; تجارب سراسر جامعۀ بشری و منجمله نبردهای ضد امپریالیستی پارینه خلق ما به بهای خون هزاران فرزند پاکباز این سرزمین مؤید این حقیقت است که آزادی ملی بدون دموکراسی واقعی، عدالت اجتماعی و گرایش مترقی جز اسارت نوین وضیاع خونهای ریخته شده پی آمدی نداشته ونخواهد داشت.&#8221;(اعلامیه &#8220;ساما&#8221;) ۲- تجارب حاصله از مقاومت شش سال اخیر: مقاومت ملی ما اکنون وارد هفتمین سال خود شده است. کوهی از تجارب ، دستاوردها وکاستی ها بر دوش آن سنگینی میکند. شگفت انگیز ترین عامل درین مقاومت، استواری سرسختانۀ توده های ملیونی مردم است، که علی الرغم تمام کاستی ها وکمبودها هنوز هم با ظرفیت عظیم خود به مقاومت و مبارزه مشغول اند و کوچکترین فتوری در ارادۀ رزمجویانۀ آنها دیده نمیشود. بررسی همه جانبۀ این تجربه اکنون برای ما مقدور نیست ما فقط میخواهیم نکاتی چند را درینجا عنوان کنیم تا بعنوان فتح بابی بتوانیم ما ویا دیگران به جمعبندی جوانب دیگر آن بپردازیم.الف:- جنگ دراز مدت مردم: مفهوم جنگ دراز مدت تا کن ون در میان بسیاری از مردم وحتی کسانیکه درگیر مبارزۀ مسلحانه اند بطور میکانیکی فقط با فکتور زمان اندازه گیری میشود، درحالیکه این مفهوم عمیقتر ازآن است. جنگ دراز مدت برعلاوه فاکتور زمانی سلسله ضرورت ها وتغییرات لزومی را نیز باخود دارد.اولأ درجنگ دراز مدت یک بسیج عمومی ودائمی ضرور است، یک حرکت انفجاری ضد استعماری توده ای که شاید سالها طول بکشد نمیتواند یک جنگ دراز مدت را تمثیل نماید. برای بسیج عمومی باید آنچنان پشتوانۀ فکری ، سیاسی را ایجاد کرد تا مردم برپایۀ آن بتوانند سالهای سال در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بایستند. ما درجنگ خود شاهد کمبود این گونه بسیج هستیم . نیروهای بنیادگرا همواره بر احساسات مذهبی مردم دراین بسیج تکیه میکنند که در مراحل اول جنگ ضروری، وبطور عالی توانست مردم را در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بسیج نماید. ولی اکنون بعد از گذشت شش سال علائمی نشان داده میشود که تنها برین عامل بسنده کردن- در صورتیکه مزدوران استعمار مزورانه خود را حافظ ارزشهای مذهبی مقدس مردم ما نشان میدهند- میتواند خلائی در بسیج عمومی ایجاد نماید. فقط یک عامل سیاسی روشن که حیثیت محرک دایم التجددی را داشته باشد و آن چیزی باشد که استعمارگر و مزدورانش آنرا بر آورده نتوانسته و هم بتوانند خود را با آن همنوا نشان دهند و آن عامل آزادی است که توسط استعمارگر سلب شده است، آزادی وطن اسیر وآزادی هموطن بپاخاسته.جنگ دراز مدت نظم اقتصادی – اجتماعی  ومناسبات حاکم برجامعۀ قبل از جنگ را فرو میریزد و نظمی دیگر برپا میسازد که یا بصورت خودبخودی بر ویرانه های جنگ بروز مینماید و یا بصورت آگاهانه تنظیم میشود. هرقدر این نظم نو بطورآگاهانه و توسط نیروهای انقلابی بوجود آید، تطبیق گردد و در میان مردم جای خود را باز نماید تا همان حد از تعقیدات جانبی آن در میان مردم – که هر تغییر جدیدی بوجود میآورد- کاسته میگردد و مجال سوء استفاده دشمن از ورای آن ناممکن خواهد بود. و هر قدر این مسئله بر پایه حرکت خود بخودی جامعه استوار باشد تا همان اندازه میتواند موجب تعقیدات متعدد در مناسبات میان مردم گردد.  بطور مثال مسئله ملکیت را در نظر بگیریم: تعداد زیادی از مردم ما ملکیت های خورد وبزرگ خود را در افغانستان گذاشته و خود مهاجرت کرده اند و یا اینکه هنوزهم در مناطق شبه آزاد خود زندگی میکنند. ولی آیا مناسبات ملکیت در کشور ما مانند قبل از جنگ است؟ قطعأ نی ! این مناسبات بطور ریشه ای و یا جزئی تغییر خورده...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center">
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal"><font color="#000000"> </font> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-347" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/nida_8.jpg" border="0" width="240" height="168" /></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
</div>
<p style="border-top: #000 1px solid; border-bottom: #000 1px solid" dir="rtl" align="center">شماره هشتم            دوره دوم           سال چهارم              جوزا  ۱۳۶۳    (   جون  ۱۹۸۴ . م ) </p>
<p dir="rtl" align="justify">           درین شماره :<br />       ۱-   تئوری و عمل انقلاب و . . . <br />      ۲ –  یا مرگ یا آزادی<br />      ۳ –  ارتجاع ساطور خونین استعمار<br />      ۴ –  منبع خورشید<br />      ۵ –  ورک شهید<br />      ۶  &#8211;  اخبار</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">نویسنده : شهید عبدالقیوم رهبر</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt" dir="rtl" align="justify">تئوری و عمل انقلاب و اوضاغ کنونی</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 10pt" dir="rtl" align="justify">( به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت قهرمان ملی و بنیانگذار&#8221;ساما&#8221;)</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۱ – دیدگاه های اساسی (ساما) در جنگ آزادیبخش:</p>
<p dir="rtl" align="justify">امپریالیسم غدار و جنایت پیشۀ روس برپایۀ سیاست عظمت طلبانه وتوسعه جویانۀ خود، که نه مقدرات ملتی برایش ارزش دارد و نه سرنوشت مردمی، سرانجام بعد از قریب  یکربع قرن تمهید گستاخانه دست دراز مداخله وتهاجم خود را از آستین &#8220;مسالمت&#8221; برکشید و بعد از بریدن گلوی فریفتۀ خود سردار داود در مسلخ نیرنگ استعماری مشتی اراذل میهن فروش را بر اریکۀ قدرت سیاسی نشانید.<br />کودتای هفتم ثور که میخواست کشور ما را در یک پروسۀ تحول منفی – از کشوری وابسته به روس به کشوری مستعمرۀ روس &#8211; مبدل سازد ، ناگزیر واکنشی درمیان قاطبۀ ملت ما به شمول نیروهای سیاسی سازمان یافتۀ جامعه داشت.<br />تعدادی از نیروهای سیاسی که سرنوشت ومقدارات خود را در گرو بیگانگان داشته بعد از کودتای ننگین خیلی زود به تخلیۀ مواضع خود پرداختند و راهی کشورهای همسایه و بیگانه شدند. همراه با این نیروها تعدادی از شخصیت های اجتماعی جامعه ما نیز که بنابر علایق اجتماعی حاکم دارای نفوذی کم یا بیش در جامعه بودند؛ در بیرون از مرزهای کشور به سازماندهی مقاومت خود بخودی مردم پرداختند. مجموع این نیروها در خارج کشور مقاومتی &#8221; از محیط به مرکز&#8221; را علیه رژیم کودتا سازماندهی کردند و برپایۀ این موقعیت تمام سیاست های تبلیغاتی و نظامی خود را نیز طرح وعملی ساختند.<br />برخی دیگر که آمدن کودتای ثور را نوعی &#8220;رفرمیسم&#8221; تلقی میکردند و درنتیجه به فروکش جنبش سیاسی اعتقاد یافته بودند در زندان گروه گرائی تکروانۀ خود محبوس گردیدند. تعدادی نیز به امید اینکه ارباب گوشۀ چشمی نیز به آنها خواهد انداخت اطرافیان و پیروان خود را برسم قربانی در طبق اخلاص به &#8220;نابغه&#8221; جنایت و ارباب خونخوارش تقدیم نمودند و کسانی نیز به انتظار اینکه شاید درسیناریوی جدید نقشی برای آنها نیز درنظر گرفته خواهد شد از برخورد فعال و ریشه ای به کودتا به عناوین مختلف سربازمیزدند و. . . <br />در چنین جو سیاسی فرزندان صدیق مردم، فرزندان رنج و مبارزه، در داخل کشور و درمتن مبارزات حاد اجتماعی و ملی هستۀ نوعی دیگر از مقاومت را ریختند: &#8220;مقاومت از مرکز به محیط &#8221; را ، که در استراتژی مبارزاتی خود، و دراعمال روزمرۀ خود از سازمانهائی که میلاد و نیرومندی خود را مرهون بیگانه و خارج اند، بصورت کیفی متفاوت بود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که به همت انقلابیون بزرگ وپاکباز این سرزمین و در پیشاپیش آنها مجید شهید- بنیاد گذاشته شد بدیلی علمی و انقلابی هم برای حرکت خود بخودی توده وهم برای سازماندهی های خارج کشوری بود و در واقع تجسم عملی این مقاومت &#8221; مرکز به محیط &#8221; و هستۀ نیرومند و پر تحرک آن بود. <br />سازمان ما در ازدحام نوسانات متعدد به آواز رسا اعلام نمود که &#8221; امپریالیسم روس در قمار کودتاها رویای شیرین غارت این سرزمین را در سر می پروراند&#8221; و &#8220;کودتای هفت ثور تجاوز آشکار و رهزنانه سوسیال امپریالیسم روس بر استقلال و حاکمیت ملی مردم ماست&#8221; بنأ &#8220;مردم قهرمان ما که با عشق شکوهنمد به میهن وبا دلبستگی غرور انگیز به نوامیس ملی و در راه آزادی، رفاه و کرامت انسانی میرزمند ، نمیتوانند در مقابل این گستاخی شرارت بار استعمار روس  بی تفاوت باقی بماند&#8221;.<br />اساسی ترین مسئله در &#8220;مقاومت مرکز به محیط&#8221; ایجاد یک حرکت همزمان عمودی و افقی است. حرکت عمودی که بر روی آگاه ترین و استوار ترین و پیشرفته ترین عناصر جامعه اتکاء نماید تا بتواند مقاومت را درهر لحظه بطرف ریشه ای شدن واعتلاء سوق بدهد ، و حرکت افقی که بتواند ناهمگونی تاریخی – سیاسی موجود در جامعه را در محراق واحدی جمع کند و آنرا در یک حرکت سیاسی آنچنان ذوب سازد که علی الرغم تفاوتهای کمی و کیفی از یکدیگر تا رسیدن به هدف نهائی &#8211; که در شرایط موجود آزادی ملی است – بتواند مانند تن واحد حرکت نمایند.<br />حرکت به طرف ژرفا بدون سازمان پیشتازی که بتواند گروه ها ولایه های اجتماعی انقلابی را به طور کامل برای زدودن همه جانبه مناسبات استعماری و ریشه کن کردن آن بسیج نماید و آنرا در اشکال مناسب سازماندهی کند، امکان پذیر نیست. <br />&#8221; انقلاب اجتماعی و ملی عملیه ایست آگاهانه، هدفمند و متشکل از این رو پیروزی جهاد کبیرملی ما، با سمتگیری مترقی و انقلابی، مستلزم سازماندهی، ایجاد و پشتیبانی از سازمان پیشتازی است که تمام نیروهای مجاهد ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی آگاهانه و جانبازانه تنظیم و رهبری نماید. بدون چنین سازمانی آرمان ملی وانقلابی مردم افغانستان و به گواهی تاریخ – برآورده نخواهد شد.&#8221;( بعدأ درین مورد به تفصیل بیشتری صحبت خواهیم کرد).<br />حرکت افقی این مقاومت باید تمام نیروهای انقلابی ، مترقی و دموکرات ملی را که به نجات میهن در نظر وعمل علاقمندند باید دریک جبهۀ گستردۀ ملی گرد آورد بدون اینکه پیش شرط های ایدئولوژیک، سیاسی ویا غیره را ملاک این وحدت قرار دهند.<br />پیشنهاد جبهۀ آزادیبخش ملی در اولین اعلامیۀ (ساما) و ایجاد جبهه متحد ملی افغانستان متعاقب ایجاد &#8220;ساما&#8221; در واقع تمثیل کننده این خواست برحق مردم ما و پیشنهاد( ساما) بود که در سال ۵۸/۷۹ به تحقق پیوست و تا اکنون نیز سازمان ما در چارچوب آن با دیگر نیروهای همسوی وهم فکر به مبارزه خود برای تحقق اهداف مشترک آزادی ملی ودموکراسی و عدالت اجتماعی مشغول است.<br />این مقاومت بایستی شدیدأ متکی به  خود ومتکی به مردم خود باشد. اتکاء به مردم به مفهوم دفاع از منافع بلا فصل و دراز مدت آنها ، راه یابی سیاسی برای مشکلات آنها وحل معضلات روزمره آنها درخلال جنگ مقاومت است. <br />چنانچه اتکاء بخود، طرد هرگونه وابستگی است چه بصورت صریح یا ضمنی، واضح یا پنهان خواسته یا نخواسته. بدین مناسبت سازمان ما افتخار دارد که تحت رهنمائی های داهیانۀ مجید شهید و &#8220;خط مشی مستقل ملی و انقلابی&#8221; را اساس روابط ومناسبات بین المللی خود قرار داده که از آنوقت تاکنون سخت به آن وفادار است.<br />سازمان ما به صراحت اعلام کرده است که: &#8220;چه جبونانه وخائنانه است نوحۀ جغد آسای آنانیکه به امواج خروشان قهر مردم وسمت گیری درست ونهائی آن باور ندارند و راه رستگاری و نجات را نه با مردم بلکه با یک دشمن علیه دشمن دیگر سراغ می نمایند. و یا از بین دو دشمن گوشه گیری وانزوای بیدرد سر را در پیش میگیرند.&#8221; توگوئی مجید شهید و سازمانش سال بعد از آنروز- امروز- را میدیند! این مقاومت باید در پهلوی مردم به مبارزه بپردازد و در مبارزه رویاروی با دشمن قرار گرفته تمام مظاهر فرار طلبی را در نظر و عمل محکوم نماید.<br />سازمان ما تأکید ورزیده است که رهبری &#8220;خارج کشوری&#8221; و حرکت از&#8221;محیط به مرکز&#8221; بنابر تجربۀ تاریخ در تمام جنبش های ضد استعماری به شکست انجامیده است و در افغانستان نیز علی الرغم پشتوانه مادی تسلیحاتی بی حد وحصر و همبستگی وسیع بین المللی این گونه حرکت نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. شکست &#8220;مقاومت محیط بمرکز&#8221; به هیج وجه به معنی شکست مقاومت مردم نیست و درهیج کشوری اینچنین نبوده است. هم هویت شدن و یا هم هویت کردن این دو مقوله شعبده بازی خطرناکی است که بازیکنان احمق آنرا در پرتگاه نفرین تاریخ می اندازد.<br />مبارزۀ رویاروی با دشمن ، زندگی در میان مردم ، درک رنج ها وسیه روزیهای آنها، فهم کمبودها وکشیدن رهنمودهای لازم از اوضاع مشخص مسئله ای تبلیغاتی نیست بلکه مسئله ایست که علی الرغم اینکه به یک عامل مکانی تعلق میگیرد تاثیرات ژرفی را بروی مجموع میکانیزم جنبش میگذارد. سازمان تولد یافته ورشد کرده در خارج کشور باید ضرورت ها و الزامات کشور میزبان را در سیاست های خود مراعات نماید وچه بسا که بصورت ابزار منفعلی در دست آنها قرار گیرد وخود را از منافع والای ملی خود مبرا سازد، چه این جدائی با مقوله های انقلابی نما باشد و یا با پوشش های متبرک تبرئه گردد. به هر حال جنبش را از حالت ملی آن دور میسازد و مایه ضد استعماری بیگانه آنرا تضعیف مینماید.<br />این مقاومت باید از منافع تاریخی و انقلابی مردم دفاع نماید . یعنی اینکه مبارزۀ ضد استعماری باید به آنچنان دگرگونی های ژرف اجتماعی – سیاسی و فرهنگی برسد تا انسان بینوای افغان بتواند ضمن واژگونی جهان استعماری به ارتقاء شخصیت وآگاهی خود برای کسب آزادی واقعی و بنیادی بپردازد. <br />آزادی ملی که اکنون هدف عمده مقاومت مردم در برابر توسعه جوئی روس است اگر با آزادی اجتماعی و فرهنگی انسان مقاومت کننده توأم نگردد، در آنصورت خطراینکه درجهان پر از پیچیدگی های کنونی بعنوان ابزار منفعلی مورد سوء استفاده قرار گیرد بیش از حد زیاد است.<br />نخستین اعلامیه (ساما) میگوید: &#8221; تجارب سراسر جامعۀ بشری و منجمله نبردهای ضد امپریالیستی پارینه خلق ما به بهای خون هزاران فرزند پاکباز این سرزمین مؤید این حقیقت است که آزادی ملی بدون دموکراسی واقعی، عدالت اجتماعی و گرایش مترقی جز اسارت نوین وضیاع خونهای ریخته شده پی آمدی نداشته ونخواهد داشت.&#8221;(اعلامیه &#8220;ساما&#8221;)</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۲- تجارب حاصله از مقاومت شش سال اخیر:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مقاومت ملی ما اکنون وارد هفتمین سال خود شده است. کوهی از تجارب ، دستاوردها وکاستی ها بر دوش آن سنگینی میکند. شگفت انگیز ترین عامل درین مقاومت، استواری سرسختانۀ توده های ملیونی مردم است، که علی الرغم تمام کاستی ها وکمبودها هنوز هم با ظرفیت عظیم خود به مقاومت و مبارزه مشغول اند و کوچکترین فتوری در ارادۀ رزمجویانۀ آنها دیده نمیشود. بررسی همه جانبۀ این تجربه اکنون برای ما مقدور نیست ما فقط میخواهیم نکاتی چند را درینجا عنوان کنیم تا بعنوان فتح بابی بتوانیم ما ویا دیگران به جمعبندی جوانب دیگر آن بپردازیم.<br />الف:- جنگ دراز مدت مردم: <br />مفهوم جنگ دراز مدت تا کن ون در میان بسیاری از مردم وحتی کسانیکه درگیر مبارزۀ مسلحانه اند بطور میکانیکی فقط با فکتور زمان اندازه گیری میشود، درحالیکه این مفهوم عمیقتر ازآن است. جنگ دراز مدت برعلاوه فاکتور زمانی سلسله ضرورت ها وتغییرات لزومی را نیز باخود دارد.<br />اولأ درجنگ دراز مدت یک بسیج عمومی ودائمی ضرور است، یک حرکت انفجاری ضد استعماری توده ای که شاید سالها طول بکشد نمیتواند یک جنگ دراز مدت را تمثیل نماید. برای بسیج عمومی باید آنچنان پشتوانۀ فکری ، سیاسی را ایجاد کرد تا مردم برپایۀ آن بتوانند سالهای سال در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بایستند. ما درجنگ خود شاهد کمبود این گونه بسیج هستیم . نیروهای بنیادگرا همواره بر احساسات مذهبی مردم دراین بسیج تکیه میکنند که در مراحل اول جنگ ضروری، وبطور عالی توانست مردم را در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بسیج نماید. ولی اکنون بعد از گذشت شش سال علائمی نشان داده میشود که تنها برین عامل بسنده کردن- در صورتیکه مزدوران استعمار مزورانه خود را حافظ ارزشهای مذهبی مقدس مردم ما نشان میدهند- میتواند خلائی در بسیج عمومی ایجاد نماید. فقط یک عامل سیاسی روشن که حیثیت محرک دایم التجددی را داشته باشد و آن چیزی باشد که استعمارگر و مزدورانش آنرا بر آورده نتوانسته و هم بتوانند خود را با آن همنوا نشان دهند و آن عامل آزادی است که توسط استعمارگر سلب شده است، آزادی وطن اسیر وآزادی هموطن بپاخاسته.<br />جنگ دراز مدت نظم اقتصادی – اجتماعی  ومناسبات حاکم برجامعۀ قبل از جنگ را فرو میریزد و نظمی دیگر برپا میسازد که یا بصورت خودبخودی بر ویرانه های جنگ بروز مینماید و یا بصورت آگاهانه تنظیم میشود. هرقدر این نظم نو بطورآگاهانه و توسط نیروهای انقلابی بوجود آید، تطبیق گردد و در میان مردم جای خود را باز نماید تا همان حد از تعقیدات جانبی آن در میان مردم – که هر تغییر جدیدی بوجود میآورد- کاسته میگردد و مجال سوء استفاده دشمن از ورای آن ناممکن خواهد بود. و هر قدر این مسئله بر پایه حرکت خود بخودی جامعه استوار باشد تا همان اندازه میتواند موجب تعقیدات متعدد در مناسبات میان مردم گردد.  بطور مثال مسئله ملکیت را در نظر بگیریم: تعداد زیادی از مردم ما ملکیت های خورد وبزرگ خود را در افغانستان گذاشته و خود مهاجرت کرده اند و یا اینکه هنوزهم در مناطق شبه آزاد خود زندگی میکنند. ولی آیا مناسبات ملکیت در کشور ما مانند قبل از جنگ است؟ قطعأ نی ! این مناسبات بطور ریشه ای و یا جزئی تغییر خورده است و لیکن جنبش مقاومت هربخش برای خود راه حلی برای آن دارد. هر سازمان طبق رهنمودهای عمومی خود کار میکنند و یا هرقوماندان جنگ در منطقه خود &#8221; پخپل سر&#8221; و مطابق میل خود عمل میکند. این نوع هرج ومرج درمناسبات میان مالکان وحافظان نظم و مناسبات اجتماعی در مناطق &#8211; قوماندانان  جنگ مقاومت &#8211; پایۀ استفاده جوئی های دشمن است.<br />جنگ دراز مدت ما عدۀ زیادی از اهالی روستا را به شهرهای بزرگ کشانده است. عوامل آن متعدد است – که اکنون مورد بحث ما نیست- ولی نوعی فراگرد شهروندی شدن(Urbanisation) بطور سریعی در حال شکل گیری است که تغییرات اجتماعی ملازم آن یقینا در دراز مدت بروی جنبش خود را تحمیل خواهد کرد. بوجود آمدن یک قشر خرده پای جدید در شهرها، کارگری شدن جامعه بطور سریع، بوجودآمدن قشر لومپن Lumpen) ( &#8211; که برای ادامه زندگی به هر چیزی دست میزند &#8211; ولی در شرایط کنونی یا در خاد کار میکنند یا عسکر میشوند و در هر صورت فقط از طریق شکار مجاهد به زندگی خود ادامه میدهند. <br />جنگ دراز مدت بنیان خانواده ها را فرو میریزد. پدر یا کشته شده یا زندانی است و یا در جبهه میجنگد. خانواده یا مهاجرت کرده که زندگی اش در مهاجرت با دگرگونی های ژرفی روبرو میشود و اگرهم در افغانستان باشد تمام بار زندگی بروی زنان و یا اطفال کوچک می افتد. خانوادۀ سنتی افغانی را جنگ بکلی از بین برده است بدون اینکه کسی متوجه آن باشد. این خانوادۀ جدید طبق برنامه بوجود نیامده است بلکه خود جنگ وانارشیسم مستولی بر اوضاع آنرا بوجود آورده است. جنگ دراز مدت بنیان سنتی فرهنگی جامعۀ ما را از هم فرو پاشیده است و بجای آن یک فرهنگ استعماری در مقابله با فرهنگ رزمی و جهادی – ( فرهنگ مقاومت بطور کلی)- درحال رویاروئی است. فعل و انفعالات این دو فرهنگ بر پایۀ یک فرهنگ سنتی میتواند ترکیب آتیۀ فرهنگی را در دورنما نشان دهد. ولی درین ساحه نیز کار چندان با برنامه توأم نیست و ما در مقابل تهاجم همه جانبه و با برنامه استعماری توشه و زادی – برای کارخود نداریم و برنامه درستی برای آن در دست نیست. بنیادگرایان مدتی خواستند درمقابله با استعمار خود را وارث فرهنگی واقعی جا بزند ولی شکست مفتضح آن درجامعه اکنون دیگر ازچشم هر بیننده پوشیده نیست و مسئله با همان ضرورت شدید پیش روی همه قرار دارد.<br />ما اکنون در نظر نداریم این مسئله را بطور مفصل بررسی نمائیم شاید بتوانیم در فرصت های بعدی روی آن بیشتر مکث کنیم. ولی آنچه مهم است این است که در جنبش مقاومت ما در مورد جنگ دو نظر انحرافی وجود داشت و دارد که گاهی یکی و گاهی دیگری سد راه فهم واقعی این پدیده میشود:<br />در اوایل جنگ گرایشی غالب در میان سازمانها و احزاب بویژه سازمان های خارج نشین فکر&#8221; پیروزی سریع&#8221; بود آنها همواره به افراد خود و بمردم وعده میدادند که پیروزی در قاب قوسین و یا نزدیکتر از آن است. در ماه عید کابل را فتح میکنیم و در فلان ماه دشمن را سرنگون میسازیم. این وعده های سرخرمن – که هیچگاهی متحقق نگردید &#8211; و حتی نیز نمیتوانست متحقق شود بعد از گذشت شش سال اکنون به نوعی &#8221; نا امیدی از پیروزی &#8221; خود را متجلی میسازد. مضمون این نا امیدی اینست که مردم خسته شده اند. مردم میخواهند بهر قیمتی که است این جنگ خاتمه یابد، مردم دیگر حاضر نیستند بجنگند، درحالیکه این نه مردم بلکه خود این آقایان وذهن وسواسی آنهاست که خسته شده و بهر قیمتی !! که است میخواهند این جنگ را خاتمه دهند، اینها حاضر نیستند دیگر با استعمارگر بجنگند و ضعف و ناتوانی خود را باید بحساب مردم قهرمانی بگذارند که درجنگ کنونی با ظرفیت شگفت خود تمام موازین علمی- سیاسی را غنائی تازه بخشیده است.<br />واقعیت اینست که جنگ کنونی به علت اینکه یک معادله متضاد و نامتعادل را میسازد بر خلاف خواست مردم ما و با خواست استعمارگر جنگی است طولانی: جنگ چنانچه کلاوزویتس ستراتژی دان اطریشی &#8211; عبارت است از کوشش برای درهم شکستن ارادۀ طرف مقابل. ارادۀ استعمارگر برین رفته است که کشور ما را منقاد و اسیر خود سازد و اکنون که طشت رسوائی اش بر زمین خورده است ، افسانۀ شکست ناپذیری اش را درمقابل انسان سرا پا برهنه وحرمان کشیدۀ افغانی به زبونی و بیچارگی رسیده است باید ارادۀ خود را تحمیل نماید و مردم ما را منقاد و اسیر خود سازد و درین رسوائی تا آنجا پیش رفته است که اکنون بطور صریح خواب الحاق کشورما را در امپراطوری کرۀ ارضی خود می بیند. درحالیکه ارادۀ مردم قهرمان افغانستان که بیداری شورانگیز ملل دربند و اسیر و پویۀ حماسی اواخر قرن بیست را میسازد برین رفته است که استعمارگر گستاخ و لجام گسیختۀ روسی را درکوهپایه های غرور آفرین افغانستان باید شکست بدهد. <br />اگر بخواهیم از اصطلاحات مورخ توین بی استفاده نمائیم ازخلال تهاجم&#8221; challange &#8221; و مقاومت &#8220;Response &#8221; دو طرف مبارزه در واقع جنگ دو تمدن نمایان است که یکی سرنوشت دیگری را تعیین میکند. تمدن کهن و میرنده استعمار، کشورگشائی، توسعه جوئی وعظمت طلبی، تمدن نو بنیاد و زایندۀ مقاومت ، آزادیخواهی و روابط متعادل ومستقلانه میان ملل و کشور ها. پیروزی یکی دیگری را حتمأ نابود میسازد و بر تمام توازنات منطقه و بین المللی تأثیر می اندازد. <br />با اینکه استعمار روس از افغانستان شکست خورده برمیگردد و این سرآغاز شکست سوسیال امپریالیسم روس است که شکست های امپریالیسم قاره ای را درآسیا وآفریقا وشکست امپریالیسم آمریکا را درجنوب خاوری آسیا کامل میسازد و حلقۀ ناکامل شکست استعماری با این شکست کامل میگردد و استعمار کهن – وچه بسا نوین – بطور تاریخی شکست میخورد وملتها وخلقهای دست و دهان بسته دهنۀ آتشفشان مبارزات خود را باز میکنند تا این پدیدۀ غیر انسانی و نفرت انگیز بشری را برای همیشه درخود ببلعند. و یا اینکه. . . با شکست مقاومت افغانستان، ارتجاع ، استعمار و توسعه جوئی دوباره رایج میشود و مدتها لازم است که بشریت مترقی بار دیگر به دوران مد انقلاب خود برگردد.<br />از خلال این رابطۀ نا متعادل است که موقعیت وعظمت مقاومت کنونی افغانستان باید درک گردد. طرح همه جانبه این مسئله از حوصلۀ این مقال برون است وباید درجای دیگری مورد بحث قرار گیرد.<br />و با این درک است که شکست یکی از این دو اراده که یکی پشتوانه مادی شگفت انگیز دارد و دیگری پشتوانه معنوی غیر قابل تصور در مدت کمی نمیتواند انجام پذیرد. باید یکی در دیگری نفوذ کند و یا عوامل مؤثر بر یکدیگر را درخدمت خود قرار دهد تا به شکست اراده طرف مقابل مؤفق گردد. و این خواه نا خواه مدت زمان زیادی را دربر میگیرد. امپریالیسم روس این واقعیت را بخوبی درک میکند و بهمین علت نیز در حل نظامی- صرف- مقاومت چندان عجله نشان نمیدهد. چون میخواهد این اراده رزمجویانه را فاسد گرداند، سست سازد ومطیع ، بالاخره آنرا بشکند وشکست دهد.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ب: درمورد نقش سازمان پیشتاز:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مفهوم سازمان پیشتاز اینست که کتله های پیشرو انسانی بر پایه داده های علمی بشر برای تحقق راه حل ریشه ای برای آزادی واقعی جامعه و انسان در یک نهاد متناسب انقلابی متشکل و ظرفیت و افکار خودرا در عمل فعال وخلاق اجتماعی در بوتۀ آزمایش بگذارد.<br />  از این رو سازمان پیشتاز میتواند استعمار را در یک تهاجم تاریخی متقابل به عقب نشینی وا دارد، توطئه های آنرا افشاء سازد و نقاط ضعف آنرا مورد حمله قرار دهد. استعمار مانند دیگر پدیده های میرا و تاریخزده خود را در ورای افسانه ها می پوشاند تا دیگران را مشغول افسانه های خود سازد و ماهیت اصلی – نقاط ضعف وقوت  خود را از مردم جهان و حریفان خود مستور نگهدارد. سازمان پیشتاز با اسلحه علم این نقاب تزویر را میدرد وبدن فرتوت استعمار را برهنه در مقابل یورش با عظمت توده های ملیونی قرار میدهد. استعمار بر پایه های رنگارنگ برای خود زائده ای دست و پا میکند وسازمان پیشتاز مشاطه گری آنرا با سیل قیام همگانی میشوید و چهره کریه آنها را به جهانیان معرفی میکند. استعمار خود را در ورای ابزار تتاله وعظمت مادی خود میپوشاند و سازمان پیشتاز او را در موقعیت واژگون بخشی تاریخی اش مینشاند وبدینصورت شکست ونابودی حتمی او را درین موقعیت می نمایاند. بدین سان است که سازمان پیشتاز افتخار کینه توزی و خشم عمیق استعمار را کمائی میکند. <br />همچنان به همین علت است که نیروی های انقلابی و سازمان پیشتاز آن نه تنها خار چشم استعمار روس است بلکه ارتجاع هار و بر آشفته نیز به آنها بیش از استعمار کینه میورزد. <br />استعمارگر روس همزبان با ارتجاع مزدورکه درتبلیغات خود از&#8221;بن بست استراتژیک&#8221; گرایش مترقی در کشور ما صحبت میکند و از مزدوری!! نیروهای مترقی به چین و آمریکا و . . . رجز خوانی می نماید در عمل بیش از نصف بودجه های جهنمی جاسوسی و اطلاعاتی خود را بر ضد این نیروها بکار میبرند. چه آنها بخوبی میدانند که استعمار و ارتجاع هر دو بالاخره در آبشخور واحدی میچرند و از نگاه تاریخی یار و دستیار همدیگرند. اختلافات مرجله ای بخش معینی از ارتجاع با بخش معینی از استعمار جهانی نمیتواند ریشه های عمیق و بهم پیوستۀ منافع متقابل آنها را از بین ببرد و آنها بالاخره به یک حکومت ائتلافی میرسند با هم آشتی میکنند وراه حلی معقولی !! هم اختراع مینمایند وتازه مردمیکه با امواج خیره کننده مقاومت حماسی خود تاج خود پرستی توسعه جویانه را بر زمین زده است باید از دلسوزی و عطوفت سالوسانه آنها خوش هم باشند!!! <br />ولی اختلافات میان انقلاب نجات بخش ملی وسازمان پیشتازش از یک طرف و استعمارگر از طرف دیگر با ماهیت آشتی ناپذیرخود نهایت تباه کننده ایرا برای استعمار- ارتجاع دربطن خود پرورش میدهد چه بدون ریشه کن کردن نهایی شجرۀ خبیثه استعمار و استثمار این انقلاب نمیتواند به پبروزی نهائی و کامل خود برسد.<br /> تجربۀ شش سال جنگ مقاومت کنونی نیز نشان میدهد که هرگاه سازمان پیشتاز و انقلابی در مد انقلاب خود توانسته است توده های وسیع را بمبارزه بکشاند آنها را بسیج و سازماندهی نماید استعمار در بدترین وضع خود قرار داشته است و هر وقتی این سازمان بنابر عواملی به شکست ها و افتیدن ها مواجه شده و ساحه برای احزاب عقب گرا خالی مانده است دوران تشتت ها و پراگندگی ها، یأس و دلزدگی و در یک کلمه جذر انقلاب بمشاهده رسیده است.<br />در شرایط ویژۀ کشور ما که نیروهای انقلابی و سازمان پیشتاز آن از چندین جهت مورد تهاجم قرار گرفته است، هم استعمار روس و هم ارتجاع هار و برآشفته هم در داخل، و هم در ورای مرزهای افغانستان و هم در سطح بین المللی در پی نابودی و ریشه کن کردن این تناور درخت تاریخ اند. ما می بینیم که انقلاب آزادیبخش ما روز تا روز به بیگانگی از خود به مشکلات و بن بست های متعددی رسیده است. ارتجاع و پشتیبانان بین المللی آن از اظهار این حقیقت ترس دارند که بن بست موجود در جنبش مقاومت ناشی از آن خلاء تضعیفی ایست که آنها میخواهند با طرد و نفی نیروهای انقلابی وسازمان پیشتاز آن از دامن جنبش آنرا بوجود آوردند و این تلاش خمیرمایۀ تمام شکست ها و بن بستهای دیگر آنها است. آنها فکر میکنند که با نابودی فلان یا بهمان جبهۀ جنگی نیروی انقلابی میتوانند گرایش مترقی را از جامعه بزدایند، و یا فکر میکنند در صورتیکه از لحاظ مادی تخنیکی، و یا سیاسی اداری ساحۀ را بر انقلابیون تنگ سازیم در آنصورت میتوانیم راه را برای ارتجاع باز کنیم.<br />یک روند تاریخی زایا و پر از تپش و تحرک را نه میتوان با اسلحه نابود کرد ونه هم با محاصره وسرکوب به شیوه های مختلف. این گرایش از عینیت این جامعه برخاسته و تا رسیدن به آرزوهای بزرگ این ملت وجود خواهد داشت.<br />سازمان ما بعنوان اساسی ترین جزء یک حرکت پیشتاز در جامعه در خلال شش سال با اشتراک فعال درمبارزه مسلحانه ضد استعماری و با گشودن جبهات متعدد مبارزاتی توانسته است ظرفیت و توانائی خود را درحل پرابلمهای بزرگ جنگ ملی در شرایط نهایتأ بغرنج و دشوار به اثبات برساند. <br />جنبش مقاومت کنونی ما – بصراحت باید گفت – از کمبودها و کاستی های فروانی رنج میبرد. جنبش اکنون فقط در بُعد نظامی به پیش می رود. جنبش پراگنده است، دارای خصلت عملی است، جانب اجتماعی جنبش عمدتأ به فراموشی سپرده میشود که تا فقرنامه تاریخی ارتجاع آشکار نشود، جنبش از تضادهای درونی خود رنج میبرد و روز تا روز شگاف های عمیقتری برمیدارد. جنبش مورد سوء استفاده های گوناگون ملی و بین المللی قرار میگیرد و. . .<br />علت العلل  تمام این دردها و کمبودها در واقع محدودیت تأثیر نیروهای انقلابی و سازمان  پیشتاز آن است که بیرحمانه از چند طرف مورد سرکوب و محاصره است. در زدن و زدودن نیروهای انقلابی و سازمان پیشتازش، استعمار با ارتجاع &#8211; ملی و بین المللی– به طور آشکاری همدستی دارد. ولی علیرغم تمام این تلاش ها تکامل گرایش مترقی در مجموع جامعه و در میان بخشهای پیشرفته و پیشرو آن در میان انبوه متراکم ظلمت کنونی قابل مشاهده است و روز تا روز ضرورت راهگشائی یک جریان روشنگر در جنگ که بتواند معضلات و پرابلهای جنبش را از ورای امواج تخیلات فریبنده بر زمینۀ واقعیت بنشاند و یکایک آنرا حل کند بیشتر میگردد. درک این ضرورت و راه یابی برای این ضرورت در رگ و پی واقعیت فاسد کنونی و غیر قابل پذیرش است که انگیزه  اصلی تحرک نیروهای انقلابی وسازمان پیشتاز آن را می رساند.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ج :- جبهه متحد ملی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مسئله وحدت ملی در جنگ مقاومت ضد استعماری یکی از اساسات نیروهای انقلابی و سازمان پیشتاز آن است. برخورد نسبت به مسئلۀ وحدت ملی از دیدگاهای مختلف، مواضع متفاوت و متضاد راه حل های متباینی را به همراه خود دارد. تجربه تمام کشور های که یک جنگ ضد استعماری &#8211; پیروزمند- را پشت سر گذاشته اند نشان میدهد که حرکت و فعالیت ضد استعماری در آغاز با ناهمگونی، تعددگرائی و تشتت و تا حدود زیادی با انارشیسم توأم بوده است. این حالت تعدد و ناهمگونی اساسأ از تعدد و ناهمگونی در بافت اجتماعی– اقتصادی و یا به عبارت دقیق تر از تکامل نا موزون اجتماعی اقتصادی ناشی میگردد که بازتاب خود را در سازماندهی سیاسی جامعه نیز نشان میدهد.<br /> علاوتا در جنگ ضد استعماری که نیروهای متعدد سیاسی به یکبارگی و یا به تناوب داخل صحنۀ مبارزاتی میشوند بنابر پایه های متفاوت و احیانأ متضاد اجتماعی و انگیزه های مختلف ناگزیر خود را در سازماندهی سیاسی متناسب به اهداف خود نیز متشکل میگردانند. بناءً اختلاف موجود درجنگ  مقاومت افغانستان که دارای پایه ای تاریخی و سیاسی است نمایانگر درجۀ رشد وتکامل این جنگ در سیاق اجتماعی – تاریخی آنست که از یک جانب نادیده گرفتن این عوامل وطفره رفتن از آن و طرح نیات خیر خواهانه وحدت بدون در نظر داشت این حقیقت علمی ما را به کجراهه های غیرعلمی وغیر انقلابی خواهد کشانید. ازجانب دیگر این واقعیت به هیچوجه جزئی از سرنوشت مردم  ما نبوده و قابل اصلاح وتجاوز و جاگزین کردن  واقعیتی جدید به جای آن است که از دست دادن چنین دورنمائی وخزیدن درکنج عافیت &#8221; لالا خودرا نگهدار&#8221;، تشتت کنونی را تبرئه کرده وحقانیت ابدی آنرا صحه میگذارد و به اینصورت ما در مقابل واقعیت فاسد کنونی به سجده افتیده ایم و در تغییر آن هیچگونه نقشی نداشته ایم.<br /> سازمان ما بنا بر سرشت وسرنوشت خود در اولین اعلامیه خود از تمام نیروهای ملی – وطندوست خواستار وحدت عمل در چارچوب یک برنامۀ روشن سیاسی گردید که نتیجۀ آن طرح اعلامیه جبهه متحد ملی افغانستان در سرطان ۱۳۵۸ ش بود.<br />سازمان ما با جبهه متحد ملی عقیده دارد که مضمون این وحدت در آزادی کشور از ساحۀ نفوذ مستقیم و یا غیر مستقیم، علنی و یا مخفی، کلی و یا جزئی امپریالیست ها و ابر قدرتها باید تأمین گردد و در شرایط کنونی که امپریالیسم شرارت پیشۀ روس کشور ما را به آزمونگاه سلاحهای قتالی مختلف النوع خود مبدل ساخته و بزرگترین تراژدی بعد از جنگ عمومی دوم دریک کشور مستعمره را بوجود آورده که نتیجۀ بسیار روشن آن مهاجرت یک سوم تمام نفوس کشور با قتل عام صدها هزار تن وطندوست و آزادایخواه، زندانی کردن و آدم ربائی بیش از صد هزار دیگر و نابودی تقریبا کامل شهرها و روستاهای ماست. باید تمام کوشش ما برای شکست و برون راندن این امپریالیسم جنایت پیشه و سرنگونی کامل رژیم دست نشاندۀ آن درکشور محبوب ما باشد. اکنون محور اصلی ، عمده و اساسی فعالیت تمام خلق کشور، مبارزه برای آزادی ملی از چنگال امپریالیسم روس است. هرگونه انحراف ازاین اصل روشن واقعی وخدشه ناپذیر- خواسته و یا نا خواسته، آگاهانه و یا غیرآگاهانه در خدمت استعمار روس قرار گرفتنی است.<br />تجربۀ شش سال جنگ نشان میدهد که پیش شرط های ایدئولوژیک مطروحه از جانب عده ای عناصر انحصارگر وغیر مسئول وحدت تمام جنبش را دقیقأ بطرف شکست، یا بن بست میبرد و نفع آن منحصرأ به دامن روس استعمارگر می افتد وهیچ بخشی از جنبش مقاومت نتواسته است و نمیتواند از آن طرفی نبندد پافشاری روی این گونه طرح خواه از یک دید عقب مانده و تاریخزده نشئت کند و یا توطئه گرایانه باشد نتیجۀ آن جزء دولا کردن کمر مقاومت ملی چیزی دیگری نخواهد بود.<br />از جانب دیگر &#8221; قافیه بافان&#8221; جنبش ما نیز از برج عاج تخیلات افیونی خود که گاهی به چپ می تازند و گاهی به راست نمیتوانند دشمن اصلی را بدرستی نشانه گیری نمایند وبدنصورت نه تنها خود نمیتوانند بر بیگانگی خود با جنبش غلبه نمایند بلکه با این سیاست اشتباه آمیز موجب اغتشاش فکری در میان عده ای از عناصر پاک و آزادیخواه میشوند و نیروهای جنبش را به هدر میدهند.<br />بنابرین نوع انحرافات و کمبودها به کاری روشنگرانه ، جسورانه و هدفمند نیاز دارد تا بتوان یک مفهوم علمی وانقلابی وحدت ملی را که هم منافع تاریخی مردم را تأمین نماید و هم موجب پیروزی مردم در جنگ آزادیخبش گردد، جانشین مفاهیم انحصارگرانه، عقب گرایانه و یا خود مرکز بینانه ساخت.<br />&#8221; تجارب گذشته با قاطعیت حکم میکند که در دوران امپریالیسم آزادی ملی – هرچند از شور انقلابی توده های ملیونی هم ملهم وبهره مند باشد بدون آزادی اقتصادی وعادلانه ساختن حیات اجتماعی کشور نمی تواند پایه و تضمینی داشته باشد.&#8221; ( اعلامیه جبهه متحد ملی افغانستان)<br />بدینصورت مضمون این وحدت از آزادی ملی بجانب یک دموکراسی برای توده های ملیونی امتداد یافته و به عدالت اجتماعی به مفهوم انقلابی آن میرسد.&#8221;عدالت اجتماعی ایکه منافع ستمکش ترین طبقات جامعه، تساوی راستین و همه جانبه ملیتهای کشور و نیازهای تاریخی تکامل جامعه را در جهت ایجاد جامعه فارغ از بهره کشی وستم طبقاتی و ملی پاسخ بگوید.&#8221; (همانجا)<br />فراگرد شکل گیری وحدت ملی در جامعه شدیدأ نا همگون ما که در تب یک جنگ عادلانه و انقلابی میسوزد میتواند هم بصورت ارتباط مستقیم کتله های انسانی به سازمان جبهه ای آن صورت گیرد چیزیکه در تجارب برخی از کشور ها تحت نام جبهات آزادیبخش متبلور گردیده است (جبهه آزادیبخش الجزایر، جبهه آزادیبخش آلبانی، جبهه آزادیبخش در کوریا وغیره) وهم میتواند از طریق سازمانهای سیاسی نمایندۀ گروه ها ولایه های مختلف اجتماعی دریک رابطۀ دوگانه و دو درجه ای با سازمان جبهه ای آنها صورت پذیرد. تجربه هائی که در برخی دیگر از کشورها تحت جبهه متحد ملی مسمی گردیده است و در کشور ما میتواند تلفیقی از هردو نوع ارتباط باشد. <br />از جانب دیگر ایجاد و تکامل این وحدت میتواند – چنانچه تجربه شش سال جنگ ما نشان میدهد – از طریق اعلان اعلامیه ها و دفتر های متعدد وغیره متحقق گردد و نمیتواند بنا بر الزامات و ضرورت های خارج مرزی به ویژه جلب کمک بین المللی به این وحدت تن دهد. این وحدت باید در داخل کشور از داخل سنگرهای جهاد ملی آغاز گردد و انعکاس خود را در اعلامیه ها و دفترها بیرون دهد. &#8220;اکنون ابتکار برپا داشتن پایگاه سیاسی– نظامی و تبلیغاتی مسئول و رزمجو به پاسخ نیاز مبرم جنبش علی الرغم رجزخوانی های سبکسرانه دشمن بر عهده شهامت و احساس مسئولیت رزمندگان داخل کشور است تا با برافراشتن درفش آزادی در میدان نبرد رویاروی عظمت تابناک جهاد ملی غرورخدشه ناپذیر مردم را از اتهامات بی بنیاد تبعیت از قرارگاه های پناهندگی وتأثیر پذیری از تحریکات ارتجاعی تبرئه نماید.&#8221; ( همانجا) <br />علاوه برآن بوجود آوردن وحدت ملی بنابر شرایط و اوضاع مشخص حاکم بر کشور ما نمیتواند بطور یکبار و یا یک ضربۀ متحقق گردد. به مسئله وحدت باید به عنوان یک فراگرد تاریخی – سیاسی نظر کرد که از کوچک به بزرگ، از محدودیت به پهنا و از سطحی به ژرفا در حرکت است. نطفه این فراگرد را  امواج پیشتاز جنبش میسازد که با کشاندن نیروهای همسو وهمگرای خود هم درسطح و هم درعمق آن را روز تا روز تکامل میدهد. کسانیکه در شرایط کنونی جبهه متحد ملی ناب و شسته و کامل را تقاضا دارند یا از اوضاع و شرایط کشور کاملأ بیگانه و قابل ترحم اند و یا توطئه گرانه میخواهند حرکت انقلابی نیروهای پیشتاز جامعه را که در شرایط شدیدأ نا مساعد ملی وبین المللی راه را بطرف پیروزی و روشنائی میگشاید، تخطئه نمایند که در این صورت قابل نفرین اند.<br />ولی مهمترین موضوع در مسئله وحدت ملی، هژمونی سیاسی این یا آن قطب اجتماعی است که در طی شش سال جنگ به طور کلی این مسئله به نفع یکی از اقطاب اجتماعی حل نشده است. علت به طول کشیدن این مسئله حیاتی در هر جنبش در واقع تضاد یک حالت واقعی با یک ظرفیت تاریخی است. نیروهائیکه اکنون دارای تمام شرایط باالنسبه خوب ملی و بین المللی اند از لحاظ تاریخی ظرفیت های آنان به آخر رسیده و جنگ مقاومت کنونی برای آخرین بار ظرفیت آنها را به آزمون کشاند و آنها نیز سیمای عقبمانده و متحجر خود را بطور کامل نشان دادند. وهمچنان به اثبات رساندند که آنها به هیج وجه قادر به حل مشکلات استعماری درجامعه ما نیستند. ولی نیروهائیکه دارای این ظرفیت تاریخی- اجتماعی اند توانمندی شان بنابر شرایط ویژه جنگ مقاومت ما وبنابراوضاع حاکم بر عقب گاه استراتژی جنبش بی نهایت دشوار و نامساعد است. بناءً رسیدن آنها به هژمونی انقلاب به کندی قریب به ایستائی به پیش میرود و گهگاهی وسوسه هائی را بر می انگیزد که شاید این نیرو نتواند به موقعیت تاریخی لازم خود ارتقاء نماید که خود این وسوسه مایۀ یأس وسردرگمی عدۀ زیادی از رهروان طریقت انقلابی است. </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">د: در بارۀ تاکتیکهای مانوری دشمن وموقف نیروهای مختلف در قبال آن</p>
<p dir="rtl" align="justify">   <br />امپریالیسم جنایت پیشۀ روس برپایۀ عقبماندگی فرهنگی درجامعه، رشد نا موزون اقتصادی – اجتماعی ونتایج ناشی از آن، تشتت و پراگندگی جنبش مقاومت ومهمتر از همه سیاست های خانه خراب کن و غیر مسئولانه عده ای که خود را در زیر سایۀ پیل بزرگ میدانند توانسته است بر بدنه های معینی از جنبش بطور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر سوء خود را بگذارد و بر این اساس به حرکات مانوری یعنی برای پراگندگی هرچه بیشتر جنبش بپردازد.<br />ما درینجا در مورد تمام این حرکات نمیتوانیم صحبت نمائیم. بطور مشخص میخواهیم در مورد مسئله ای که از مدتی ذهن مردم ما و مردم جهان را بخود مشغول ساخته صحبت کنیم و مقصود از حل سیاسی مسئله افغانستان است. تئوری رهنمای ما در تحلیل این قضیه و تمام قضایای دیگر واقعبینی انقلابی است که از یک جانب حقایق را باید در واقعیت ها جستجو کرد و از جانب دیگر واقعیت ها باید درجهت تأمین منافع تاریخی و انقلابی مردم سمت داده شود.<br />قبل از اینکه ما در بارۀ حل سیاسی صحبت نمائیم باید بگوئیم که حل مسئلۀ افغانستان بطور عام دارای سه حالت خواهد بود. <br />۱/ استعمار روس میخواهد کشور ما را منقاد خود سازد. مظاهر این انقیاد در روابط و مناسبات آن در کشور ما بوجود آوردن یک رژیم دست نشانده – مانند رژیم های اروپای شرقی – ربط اقتصادی ما به متروپول کومیکون و انحلال هویت ملی تاریخی مردم در خلال یک فراگرد روسی سازی جامعه است. این نوع اول حل مسئله است.<br /> ۲/ مردم افغانستان میخواهند به آزادی ملی واقعی خود برسند مظاهر این آزادی اینست که دست استعمارگران و مداخله گران بخصوص امپریالیسم روس بطور واقعی از کشور ما کوتاه شود. مردم ما رژیم سیاسی- اقتصادی خود را مطابق میل و ارادۀ خود انتخاب نمایند، روابط بین المللی آن از هر نوع فشار وتهدید آزاد باشد. با دوست خود دوستی کنند و با دشمن خود دشمنی بورزند. این نوع دوم حل مسئله افغانستان است.<br />۳/ عده ای هستند که بنابر &#8221; نیات حسنه و خیر خواهانه &#8221; و یا غرایز رسیدن بقدرت سیاسی میخواهند نقاط &#8221; التقاء و سازش&#8221; میان این دو راه حل را جستجو و پیدا کنند. مظاهر این التقاء را میتوان در نقاط ذیل خلاصه کرد. مردم افغانستان &#8220;آزادی&#8221; سیاسی خود را بدست می آورند، وعساکر روسی از افغانستان خارج میشوند و میتوانند رژیم سیاسی- اقتصادی خود را تعیین نمایند ولی حق دست درازی بر دست نشاندگان روس را ندارند. آنها یا باید در رأس دولت آیند و یا در ترکیب آن قرار بگیرند وجنایات آنها قابل محاسبه نیست آزادی اقتصادی افغانستان نیز در حدودیست که &#8220;دست آوردهای انقلاب ثور!!&#8221; محفوظ بماند یعنی مناسبات وابستگی افغانستان با روس باید حفظ شود. بخصوص پروژه های روسی در مناطق معینی از کشور- درشمال یا در جنوب شرق– بنابر اهمیت اقتصادی یا سوق الجیشی آن باید دست نخورده باقی بماند. دولت افغانستان در روابط بین المللی آزاد خواهد بود بشرط اینکه با دولت استعمارگر و جنایت پیشۀ روس دشمنی نکند.حدود این دشمنی وتعریف آن بنابر احتمال زیاد توسط خود روس تعیین میشود. بلی قصه گرگ وگوسفند معروف&#8230;  <br />به همین علت است که این نوع &#8221; نیات خیرخواهانه&#8221; نمیتواند بطور صریحی در بارۀ برنامه های خود صحبت نماید وخوش دارند همه چیز در کتمان روابط دپلوماتیک قرار داشته باشد با امید اینکه افسانه قدرت بتواند از شدت تنفر مردم نسبت به آن بکاهد. ویا معجزه های رخ بدهد وچهره ببرک شیاد در نظر مردم ما سپید شود!! و بهمین علت است که این نوع راه حل با اشتراک فعال خود مردم بوجود نمیآید باید &#8220;نخبگان&#8221; و&#8221;نمایندگان&#8221; مردم آنرا بکرسی بنشانند. این &#8220;نخبگان&#8221; و&#8221; نمایندگان&#8221; مردم هر قدر از مردم فهم آنها دور باشند بهتر و آزادانه تر میتوانند نقاط التقاء وسازش خود را هدف گیری کند و به فیصله برسند.<br />و بهمین علت است که این نوع راه حل محل تحرک مانوری امپریالیسم روس است و روس امپریالیستی روی انگیزه ها و اسباب عاجل و دراز مدت به حرکت در میان این راه حل مشغول است بدون اینکه راه حل اساسی خود را فراموش کند.<br />موقف نیروهای مختلف سیاسی در مورد راه حل سیاسی متفاوت بوده است.عده ای از نیروها سر نوشت سیاسی خود را بطور کامل با این نوع حرکت پیوند دادند،عده ای دیگر نیز مسئله را از مسیر اصلی آن انحراف داده وآنرا در مسئله ایکه چه کسی این راه حل را عملی میکند، ظاهرخان پادشاه سابق و یا کسی دیگر منحصر ساختند وتمام هم و توجه خود را متوجه نفی ورود ظاهرخان ساختند بدون اینکه به آن مسئله که مسئله نقاط التقاء وسازش است توجه خود را مبذول داشته و مردم را در مورد آن آگاه ساخته و از انحرافات حتمی و یا احتمالی موجود در این راه حل توده ها را هشدار دهند. اکنون میتوانیم بگوئیم که راه سومی- راه سازش- بعنوان یک مسئله – سیاسی، روانی و تبلیغاتی- توسط روس امپریالیستی و عده ای از عناصر سازشکار داخل جنبش بطور منظم تبلیغ میشود و راه برای تطبیق آن آهسته آهسته هموار میگردد. موقف سازمان ما در قبال این قضیه از اول تا کنون روشن بوده است و آن اینکه ما قبل از اینکه به اشکال راه حل ها بپردازیم مضمون آن برای ما تعیین کننده است.<br />سازمان ما از اول تا کنون اعلام داشته است که : &#8221; سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) سوگند یاد میکند که تا نابودی نهائی استعمار و ستم و بهره کشی  سلاح خود را بر زمین نه نهد.&#8221; ( اعلامیه سازمان)<br />&#8220;فشار توانفرسای جهانی، چند پارچگی چاکران میهن فروش روس و در اساس مقاومت خروشندۀ مردم ممکن است روس غدار را به تعویض چاکر و یا نوعی سازش با حریفان وادارسازد، زیرا که سازش وعقب نشینی در شرایط کنونی، هیجان عالمگیر ضد روسی را فروکش میدهد و به نفع روس است. بهر حال، خواست مردم افغانستان تنها با خشکانیدن ریشه های پلید استعمار- چه &#8220;شرقی&#8221; وچه &#8220;غربی&#8221;- میتواند بر آورده شود.&#8221; (خروش رعد در پکتیا)                                                          <br />تجربه شش سال جنگ مقاومت خود ما – همراه تجارب آزادیبخش دیگر کشور ها – همگی نشان دهنده اینست که استعمار فقط با قهر انقلابی توده های ملیونی جا را برای آزادی واقعی خالی میکند. در هیچ کجای دنیا استعمار با رضا و رقبت کشوری را ترک نکرده است و به اراده مردم آن سرزمین احترام نگذاشته است. جنگ مقاومت کنونی بر پایۀ اساسی مبارزۀ مسلحانه توده ای و ارتقای آن تا سطح یک جنبش آزادیبخش ملی خاص اصلی رسیدن به آرمان های بزرگ این ملت است که بخاطر آن – صدها هزار انسان گمنام این خاک در محراب آن به شهادت رسیده اند. رسیدن به یک نقطه &#8220;التقاء&#8221; با استعمار روس بر پایه منافع تاریخی و انقلابی مردم بمفهوم آزادی واقعی و عقب نشینی فوری و بدون قید وشرط عساکر اشغالگر وسپردن قدرت کشور ما بدست خود مردم آن بدون مداخله بیگانگان فقط با شکست کامل استعمار روس در افغانستان و سرنگونی کامل مزدوران آن مقدور است. <br />تئوری جنگ مسلحانه طولانی مردم نیز فقط و فقط برپایه این هدف گیری میتواند حقانیت و واقعیت خود را بنمایاند. تحقق این هدف بزرگ فقط با وحدت رسیدن قاطبۀ ملت افغانستان زیر رهبری یک خط سیاسی روشن انقلابی میسر است. خط سیاسی که قاطبه ملت را با اختلافات موجود و متعدد آن به دَور محور نجات وطن از قید استعمار متحد سازد ، پیش شرطهای عوامفربانه ایدئولوژیک را کنار بگذارد و از خود مرکز بینی و انحصارگرائی احمقانه بپرهیزد. قادر باشد برای نجات میهن برنامه دقیق، روشن وقابل تطبیق وعمل داشته باشد وبتواند تمام مردم را در عملی کردن آن بسیج، سازماندهی ومتشکل سازد. وچنانچه این پیش شرط در شرایط کنونی میسر نیست رفتن پای کوشش برای یافتن &#8221; راه حل&#8221; و&#8221; نقطه التقاء&#8221; با استعمار روس خواسته یا نا خواسته به خیانت ملی منجر میشود.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">در باره اوضاع و واقعیت های بین المللی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">   <br />کودتای ننگین هفت ثور و فرجام نامیمون آن ، تجاوز مسلحانه امپریالیسم روس بر استقلال و حق حاکمیت ملی کشور محبوب ما را به یک بارگی در گرداب متلاطم تضادهای بین المللی انداخت. تا آنجائیکه اکنون کشور ما به یکی از گره گاههای بین المللی ونقطه آتش زای انقلاب جهانی علیه امپریالیسم و استعمار مبدل گشته است. تمام کشور های جهان ، تمام قدرت های بین المللی ، خورد و بزرگ به این مسئله توجه دارند و تا این یا آن حد سیاست های بین المللی خود را در ارتباط با آن عیار میسازند. اکنون گفته میتوانیم که هچ مسئله ای در سطح جهانی با اهمیت تر و داغ تر از تجاوز امپریالیسم روس به کشور ما وجود ندارد. گرچه درجه شدت آن بنابر اوضاع و شرایط به کندی وتندی میگراید. ازین رو شناخت اوضاع جهان نتنها ما را کمک میکند تا مبارزه ضد استعماری خود را در متن اوضاع مشخص و معلومی بدرستی به پیش بریم بلکه مهمتر از آن &#8221; ما اگراز اوضاع وجریانهای کشور و جهان شناخت صحیح وهمه جانبه نداشته باشیم و دورنما را با دقت پیش بینی نکنیم این خطر وجود دارد که ثمره قربانیها وجانبازیهای ما بازهم بدست دشمنان نقاب پوش ما بیفتند و فاجعه ای درد ناکتر دامنگیر ما شود.&#8221;(خروش رعد در پکتیا) ، از این رو طرح این مسئله علاوه بر اهمیت تئوریک از ارزش عملی بلافصل مبارزاتی آینده نگر نیز برخوردار است.<br />کودتای هفت ثور و اشغال نظامی کشور ما علاوه بر اینکه نیات رهزنانه امپریالیسم روس را برای مستعمره ساختن کشور ما بر ملا ساخت و بناءً سیل قیام مردم سراسر کشور ما را برانگیخت، نیات هژمونی طلبانه و توسعه جویانه آنرا در ارتباط با حرکت پیشروی آن بطرف جنوب نیز نمایان کرد و نمیتوانست عکس العمل نیروهای مختلف جهانی را به زیان روس امپریالیستی و رژیم مزدور آن به وجود نیاورد. <br />تکامل اوضاع بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم بوجود آوردن دو ابر قدرت را بر رأس هرم جهانگشائی نشان میدهد. ابر قدرت امریکا، حریف روسیه، که مداخله روسیه در افغانستان فرصت طلائی ای برای وی بوجود آورده تا مداخلات روسیه را در ویتنام و جنوب شرق آسیا پاسخ بگوید و توازنات بین المللی را که در دهه هفتاد به نفع حریف روسی اش تغییر خورده بود دوباره مطابق میل خود بر گرداند. بعد از مداخله روس در افغانستان و پای بندی نظامی، سیاسی و اقتصادی او در کشور ما توانست تا حدودی به این مأمول خود برسد و با تهاجمات متقابل در بسیاری از نقاط جهان حریف خود را به عقب نشینی وادارد. <br />سیاست سازان آمریکائی که در تحلیلات و منطق بین المللی خود افغانستان را جزئی از مناطق نفوذ روس میدانند ، بیشتر هم شان میخکوب کردن حریف روسی شان در کوهپایه های عظمت آفرین ماست تا بتوانند با این درگیری چه در داخل اقمار شوروی و هم در سطح جهانی به ترتیب و تنظیم مجدد اوضاع به نفع خود بپردازند. ازینروست که آنها در قبال مسئله افغانستان با یک &#8220;منطق کمی&#8221; به حرکت میپردازند. برای آنها مهم  اینست که چه نیروئی بهتر و بیشتر میتواند حریف امپریالسیتی او را در افغانستان میخکوب کند. نتایج جنگ افغانستان ، دورنمای مقاومت و سرنوشت مردم افغانستان در سیاست امریکا یا هیچ نقشی ندارد و یا نقشی بی اندازه ناچیز دارد. بناءً مسئله افغانستان برای آنها نه بعنوان مسئله ایکه با سرنوشت یک ملت ارتباط دارد و باید به این ملت کمک شود بلکه بیشتر در مخالفت با روسیه است.<br />کمک های علنی و سری آنها به &#8221; مقاومت افغانستان&#8221; وقتی به بخشهای عقبگرا، تاریخزده جامعه ما سرازیر میشود، علاوه بر ارتباط سرشت، سرنوشت این نیروها بهم ، درساحۀ سیاست عملی بیشتر ازین منطق آب میخورد که توجه امریکا اساسأ بخود جنگ افغانستان است نه به نتایج آن .<br />کشورهای قاره اروپا از تشدید تخاصم بین المللی در منطقه جنوب آسیا بیم دارند و از آن میترسند که آتش این مخاصمت تا منا بع انرژی آنها برسد. اروپا که درحدود ۴۰-۶۰ درصد منابع انرژی خود را از خاور میانه و کشورهای خلیج تأمین مینماید، درآنجا حضور بالفعل دارند و میتوانند و بایستی از موجودیت خود دفاع کنند به علت آنکه منطقه جنوب آسیا محل فعالیت آنها نیست وبیشتر درین مناطق دو ابر قدرت امریکا و روسیه در برابرهم مصاف دارند، از یک مداخله جدی در قضیه افغانستان خود داری میکنند. به همین علت اروپا با یک سیاست دوپهلو در مورد افغانستان حرکت میکند. ازیک جانب با کمک های بشر دوستانه ای سیاسی اخلاقی ترس خود را از پیشروی روسیه امپریالیستی بطرف جنوب ابراز میدارند وازجانب دیگر هم بخاطر ترمز کردن تشدید مخاصمات بیشتر درپی راه حل های &#8220;سازشی- التقائی&#8221; حرکت مینمایند، تا اقلا نگذارند برای مدت معینی این آتش بیشتر به طرف حنوب زبانه بکشد. <br />بدینصورت اروپا درقضیه افغانستان نه خواست رویاروئی مستقیم با روسیه را دارد ونه هم ابزار و وسایل این مداخله در دست آنهاست و این محدودیت سیاسی – عملی است که اساس سیاست اروپا را در مورد مسئله افغانستان میسازد.<br />کشورهای &#8220;غیر منسلک&#8221; که اکثرأ با این یا آن قدرت امپریالیستی جهان &#8220;منسلک&#8221; اند این کتله گسترده بین المللی را نمیگذارند که در قضایای حاد جهان نقش ارزنده ای داشته باشند. نقش مزورانه کوبا، سوریه و لیبی و کشورهای وابسته به روس که مزدوری و چاکری خود را اکثرأ در لفافه های انقلابی نما میپوشانند، مجموعه &#8220;غیر منسلک&#8221; را به بی عملی و بی برنامه گی در مورد این مسئله مهم جهانی کشیده است که اکثرأ منافع ملت به پاخاسته ما را فدای منافع حقیر و کم نظرانه اقتصادی خود میسازند و بدتر از همه آنکه ازخشم ارباب روس نیز ترس تنفر انگیزی دارند.<br />مجموع کشور های اسلامی که بحق دولت مزدور ببرک را ازجمع خود بیرون انداخته اند از دو جهت به محدودیت دچار اند. اولأ سنگ اندازی های مزدوران روسی مانند یمن جنوبی سگ زنجیری سوسیال امپریالیسم در منطقه بحیره احمر، سوریه و لیبی که با اغواگری میخواهند از سهمگیری فعال کشورهای اسلامی در مورد مسئله افغانستان جلوگیری کرده و آنرا&#8221;بیطرف&#8221; سازند. ثانیأ سیاست نا درست اکثر این کشورها که میخواهند گرایشات معینی از مقاومت را با پترودلار خود بر سریر کامرانی برسانند غافل ازینکه این سیاست تجربه شده درکشور ما رسوائی چون رژیم ببرک را بوجود آورده ودیگر کسی نباید جرئت کند که با زور پول واسلحه کسی را بر مردم آزاده ما تحمیل نماید.<br /> دوکشور همسایه و برادر ما ایران و پاکستان قبل از همه باید از برخورد صمیمانه، برادرانه و بی شایبه ای مردمان دو کشور یاد کرد که با همبستگی عمیق خود رنج مهاجرت و سیه روزی را با هموطنان ما قسمت کرده اند. مردم ما هیچگاه فراموش نخواهند کرد که مردمان دو کشور، بخصوص مردم برادر ما پاکستان، در رنج و خوشی در تنگدستی وعشرت ومریضی وغیره واقعات روزمره هرکدام با برادران مهاجر خود آنچنان برخورد کرده اند که با برادر خود. این همبستگی وکمک بی شایبه را مردمان ما هیچگاه فراموش نخواهند کرد. <br />ولی در مورد سیاست های حاکم برین دو کشور باید گفت که جمهوری اسلامی آیت الله خمینی با دست اندازی های خود در مناطق مختلف افغانستان توسط سازمانهای مزدور خود و سپاه پاسداران خویش باعث نفاق و برادرکشی در میان مردمان ما شده است. این سیاست که زیر نام &#8221; صدور انقلاب اسلامی&#8221; و &#8221; اسلام مرز نمی شناسد&#8221; انجام میشود به این جهت واقعأ در خدمت سیاست روس است که از یک جانب مردم با احساس ضد بیگانه وقتی پاسداران بروی آنها آتش میگشایند بدامن روس می افتند- تجارب اخیر غرجستان- شاهد این مدعا است. از جانب دیگر بر اتهامات بی بنیاد تشبث و مداخله اجانب در کشور ما صحه میگذارد روس جنایت پیشه در ورای آن میتواند لشکر کشی خود در افغانستان را تبرئه نماید. <br />  سیاست دولت پاکستان در سطح بین المللی مبتنی بر چهار نکته : بیرون شدن عساکر روسیه از افغانستان، احترام حق حاکمیت وموقعیت غیر منسلک کشور ما، دادن حق انتخاب رژیم اقتصادی سیاسی برای خود مردم افغانستان و بازگشت شرافتمندانه مهاجران بوطن شان نمیتواند مورد تائید تمام نیروهای سیاسی افغان و مردمان شرافتمند جهان واقع نشود. ولی مناسبات دولت پاکستان با مقاومت افغانستان- چنانچه تجربه شش سال مقاومت- نشان میدهد که این سیاست یکجانبه، سطحی وغیر واقعبینانه است وناشی از توازنات نیروهای موجود پاکستان است که نتنها منفعت مردم افغانستان بلکه منافع دراز مدت مردم پاکستان نیز در آن ، مورد مخاطره قرار میگیرد. <br />به رسمیت شناختن شش و یاهفت تنظیم مقاومت و تأئید بدون چون وچرای گرایش معینی حتی از میان اینها اکنون بعد از شش سال آنچنان تعقیدات و عوارض جانبی را بوجود آورده است که خطر واژگونی مجموع سیاست های دولت پاکستان درچشمرس دیده میشود.  <br />پاکستان بعنوان عقبگاه استراتژیک مقاومت افغانستان دارای اهیمت تاریخی برای این مقاومت است و سیاست دولت پاکستان با سیاست دولت های که از مرزهای افغانستان بدور اند نمیتواند مورد مقایسه قرار گیرد. چنانچه یک سیاست نادرست این دولت میتواند مجموع مقاومت را به شکست های جبران ناپذیر برساند. یک سیاست واقعبینانه و دوراندیشانه میتواند تحول و کمک بزرگی برای مقاومت مردم افغانستان باشد. <br />بناءً مقاومت کنونی ما در متن اوضاع و شرایط بغرنج ملی منطقه و بین المللی جریان دارد و یقینأ مجموعه عوامل باز دارنده وکمک کننده درجریانات بین المللی میتواند تأثیرات مثبت ومنفی ای برجنبش مقاومت ما داشته باشد. ما در آینده ها بطور مشخص تری درین مورد به صحبت خواهیم پرداخت.<br />&#8220;حقیقت اینست که نبرد آزادیبخش مردم بسیار گسترده تر ، سرشارتر و پرشکوه تر از تصاویر مسخ شده ایست که تا کنون ارائه شده است.&#8221; ( اعلامیه جبهه ) <br />کوشش ما درین بخش این بود تا خطوطی واقعی برای ترسیم سیمای مقاومت بکشیم و برای آن باید کوشش خود را تا مناسبات درون اجزای مقاومت و مناسبات آن با مردم امتداد میدادیم که باید خواننده را برای آینده ها وعده بدهیم. <br />  </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۴-کنفرانس سرتاسری (ساما) و اوضاع کنونی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">سازمان ما بنابر ضربات متقاطع وپیهم استعمار و ارتجاع در ماه اسد سال ۱۳۶۰ ش که منجر به دستگیری عده ای از رهبران سازمان و شهادت عده ای از کادرهای ورزیدۀ ما گردید موقتأ دچار فقدان توازن فکری، سیاسی و تشکیلاتی گردید که در چنین جو عدم توازن طبیعتأ امراض مختلفی در میان سازمان ما جا گرفت. <br />کنفرانس سرتاسری پیروزمند ماه قوس سال ۱۳۶۲ ش سازمان ترازبندی علمی ای از تئوریها وعملکردهای پنج ساله سازمان ارائه داد، تجارب را جمعبندی نمود و انحرافات را نشانه گیری کرد و راه روشنی را پیش پای مبارزان سامائی قرار داد. <br />مبارزه اصولی وقاطع سازمان ما در مقابله با گرایشات تسلیم طلبانه ملی که گوشه هایی از سازمان پر افتخار ما را میخواست آلوده بسازد و برخورد جدی نسبت به تمایلات غیر انقلابی انحلال طلبانه و گروه گرایانه سازمان ما را دوباره در موقعیت تاریخی دفاع از اصولی ترین راه انقلاب کشور ما قرار داد. این ایستادگی به یقین نقطه عطفی در تاریخ سازمان ماست چه به هویت سیاسی ما وچگونگی پیاده کردن این هویت در شرایط مشخص کشور ما ارتباط میگیرد.<br />کنفرانس برپایه تجارب حاصله از شش سال اشتراک فعال درمبارزۀ مسلحانۀ ملی و با اتکاء بر دیدگاههای اساسی خود در بارۀ قضایای انقلاب و مردم به جمعبندی هایی دست یازید که ما نکاتی چند از آن را بطور بسیار مختصر عنوان میکنیم:</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">الف: دشمن عمده و حل تناقضات ثانوی در انقلاب:</p>
<p dir="rtl" align="justify">کودتای منحوس ثور ولشکر کشی روس بکشور عزیز ما تمام مناسبات اقتصادی، اجتماعی وسیاسی جامعه ما را تغییر داد. نیروهائیکه تا دیروز در پهلوی یکدیگر قرار داشتند امروز در مقابل هم قرار دارند و آن نیروهائیکه تا دیروز در مقابل هم صف آرائی کرده بودند امروز بصورت عینی همسوی و هم جهت درحرکت اند، اگرچه دشمنی تاریخی خود را نمیتوانند فراموش کنند.علت این تغیر هم اینست که اشغال نظامی کشور هستی و نیستی تمام گروه ها و لایه های اجتماعی را – باستثنای مشتی وطن فروش مزدور- مورد سوال قرار داده است و همگی باید قبل از همه چیز از هستی خود بعنوان کشور، ملت، تاریخ، فرهنگ و بالاخره آرمان سیاسی دفاع نمایند. پاسخ گفتن به این رویاروئی تاریخی و اجتماعی و چگونگی آنست که سرنوشت تمام نیروهای سیاسی و بالاخره تمام ملت درگرو آنست.<br />تعیین دشمن عمده در انقلاب اکثرأ کار مشکلی نیست ولی پیاده کردن آن در عمل و ترسیم یک خط استراتژیک که بتواند دشمن عمده را ضربت بزند و تمام نیروهای دیگر را یا جمع کند و یا بیطرف بسازد تا ضربت و جهت کلی وعمده آنرا بسوی دشمن اصلی متوجه بسازد بعلت کمبود فهم، غرض و مرض های سیاسی – اجتماعی و یا توطئه های رنگارنگ دشمنان مختلف انقلاب پیچیده، مشکل و در شرایطی ناممکن میگردد.<br />تعیین دشمن عمده فقط این نیست که باید تمام موارد نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مقاومت علیه دشمن عمده بکار بیفتد بلکه قبل از آن و مهمتر از آن مستلزم حل صحیح تناقضات ثانوی در میان نیروهای است که علی الرغم تناقضات تاریخی- سیاسی  شان درین برهه از زمان  باید علیه دشمن یکجا وهمسو به مبارزه بپردازند. چنانچه برای این کار باید آنچنان قاسم مشترک سیاسی مشخص و روشنی برای این نیروهای ناهمگون بدست دهد تا اختلافات میان آنها بنفع وحدت و ترقی حل گردد.<br /> در جنبش مقاومت ما نیز تعیین این دشمن عمده دارای هیچگونه ابهامی نیست اگر چه انگیزه های این تشخیص و چگونگی پیروزی بر این دشمن هنوز هم در گرو تناقضات موجود در میان نیروهای مقاومت است یعنی هر یکی با انگیزهای متفاومت و برای اهداف ناهمگون و متضاد از هم میخواهند همه موارد و منابع خود و دیگران را علیه روس اشغالگر ومزدورانش متمرکز نماید.  به علت همین انگیزه ها و اهداف متناقض است که بعضأ درتعیین مرزهای واقعبینانه از دشمن عاجز میمانند. دوستان بالفعل خود را در مبارزه ضد روسی تصفیه میکنند و درعوض درآغوش روس به بازیگری مشغول اند!!<br />اکنون اختلاف میان نیروهای مقاومت &#8220;اختلاف تنظیمی&#8221; به آنچنان حدی رسیده است که کمتر می توانیم درسرزمین واقعیت از تضاد عمده با روس اشغالگر صحبت نمائیم، و شگاف میان نیروهای مقاومت روز تا روز بیشتر میگردد. و بدتر ازهمه اینکه گردانندگان این تفرقه و کشتار با وقاحت بی مانندی از وحدت مجاهدین صحبت میکنند. این سیاست دو رویانه  ازین جهت در خدمت روس اشغالگر است  که هم مردم ما وهم مردم جهان را اغفال میکند و در تاریکی این اغفال جنبش مقاومت ما سخترین ضربات را متحمل میشود.<br />حل این تناقضات میان مردم ، چه آنهائیکه بطور تاریخی برای مردم ما از گذشته بارث رسیده است وچه آنهائیکه بعلت برنامه های سیاسی خود خواهانه وانحصارطلبانه بر مردم ما تحمیل شده است یکی از بغرنجترین مسایل انقلاب ماست. واکنون سرنوشت کل انقلاب به حل درست آن منوط گردیده است.<br />  سازمان ما با این مسئله خطیر و سرنوشت ساز با ابزار علمی و برپایه تعهد  به منافع کلی و درازمدت انقلاب برخورد نموده وباین نتیجه رسیده که اساسی ترین راه حل تناقضات میان مردم عبارت است از:<br />۱/ تشدید مبارزه همه جانبه علیه امپریالیسم روس به عنوان منشاء این فساد.<br /> ۲/ وحدت هرچه بیشتر میان نیروهای انقلابی وملی بعنوان ظرفیتی که واقعأ قادر به وحدت دادن ملت برپایه ای علمی و واقعبینانه است.<br />۳/ افشای همه جانبه آنهائیکه بعنوان نیروهای ذخیره روس میخواهند جنبش مقاومت را زیر نامهای مختلف به جانب تفرقه بکشانند. <br />بهرحال هرقدرمبارزه ضد استعماری ما به جلو برود و به هر اندازه ایکه این مبارزه گسترش یابد، بهمان اندازه اشکال تازه ای از تناقضات درون مقاومت سربالا میکند. و امپریالیسم روس نیز میخواهد از آن برای اهداف اهریمنانه خود استفاده نماید. درحالیکه درجانب مقاومت حل این مسایل بعنوان شرطی برای وحدت، پیروزی و شکست امپریالیسم روس جای خود را باز میکند. <br />بغرنجی روز افزون اوضاع هر چند عده زیادی از نیروهایی را که آمادگی لازم را برای حل اینگونه قضایا ندارند، و در نتیجه بقاء آنها ضرورت تاریخی خود را از دست میدهد و ازصحنه خارج میشوند ولی از جانب دیگر برای نیروهایی که رسالت تاریخی انجام این وظیفه را دارند بعنوان مسایل فوری در دستور کار شان قرار خواهد داد.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ب: تکامل یک مبارزه چند بعدی: </p>
<p dir="rtl" align="justify">                                               <br />امپریالیسم یک قدرت نظامی محض نیست وتنها با ابزار جنگی نمی تواند به بهره کشی واستثمار ملیون ها انسان در کشور خود و در سراسر دنیا بپردازد. امپریالیسم سیستم جهانی است که همچنان در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی عمل کرده و در پهنای جهان در شبکه ای وسیع و بغرنج به فعالیت مشغول است: برخی را مهار کرده است و برخی دیکر را در دام نیرنگ استعماری خود نگهداشته است، کسانی را وعده میدهد وکسانی را نیز با تهدید و وعید از مجازات می ترساند وباینصورت است که امپریالیسم، تجاوز و جنگ از مفهوم عتیق خود پا فراتر میگذارد و به مفهومی بغرنج وهمه جانبه ارتقاء می یابد.  <br />مقابله با این سیستم نیز نمیتواند تنها با ابزار نظامی میسر گردد و به پیروزی برسد. به دو دلیل: اول اینکه کشور استعماری همیشه از لحاظ نظامی قوی تر از کشور استعمارشده است . دوم اینکه با یک سیستم فقط می توان با سیستم به مقابله پرداخت. با استعماری- امپریالیستی باید با سیستمی آزادیبخش و انقلابی مقابله گردد درغیر آن مبارزه  ما ولو از شور وشوق توده های ملیونی هم ملهم باشد به پیروزی نمیرسد. <br /> عملیات نظامی اگر با اهداف روشن سیاسی، اقتصاد جنگی متکی برخود، فرهنگ بسیج کننده وآگاهی دهنده توده ها و بالاخره روابط بین المللی شرافتمندانه، همراه با همبستگی فعال بدون قید وشرط توأم نباشد به یقین ثمره ای جز ضیاع خونهای ریخته شده ندارد وشاید هم ثمر این خونها در دامن دشمنان نقاب پوش مردم بیفتد.<br />به این جهت طرح یک استراتژی جامع الاطرافی که بتواند مجاهدات مردم را از حالت احساس و شور وشوق میهن دوستانه تا سطح یک حرکت هدفمند سیاسی – اجتماعی ارتقاء دهد که برای آزادی انسان از قید و بند ظلم، تعدی ،عقب گرائی وعقب ماندگی میرزمد ، نیازی ضروری واجتناب ناپذیر است.<br />تجارب شش سال جنگ مقاومت نشان داده که جنبش ما نتنها از تفرقه و پراکندگی رنج میبرد بلکه ما همچنین از فقدان یک برنامه همه جانبه برای آزاد ساختن کشور نیز رنج میبریم. ( وشاید هم اولی نتیجۀ دومی باشد.)  این وضع اگر از یک جانب ناشی از وضع مختنق رژیم مزدور وارباب جنایتکارش است که از روز اول از یک بدیل ملی و انقلابی همه جانبه بهر قیمتی جلوگیری کرده است، از جانب دیگر نیز مسئولیت آن بدوش کسانیست که علی الرغم شرایط نسبتأ بهتر بین المللی ومنطقه ای و با وجود داشتن امکانات وسیع تا کنون نتوانسته اند حتی یک قدمی هم در راه تحقق وحتی طرح این استراتژی بر آیند و تمام کوشش آنها در ین چند سال این بوده است که منافع حقیر گروهی خود را به حساب منافع والای ملی به پیش ببرند وکسانی را که با آنها مخالفت میورزند با چماق تکفیر بکوبند. به هر حال این نیروهاعقبماندگی و فقدان ظرفیت خود را برای آخرین بار در یک آزمون تاریخی باثبات رسانیدند واین خود برای مردم ما دست آورد بزرگی است. ما اکنون شاهد نفرت عمیق وعجیب توده های ملیونی مردم ازین وضع ناهنجار هستیم و متیقنیم که ملت حماسه آفرین ما – با آن ظرفیت شگفت انگیز خودگذری وشهامت- میتواند بر عوامل نامساعد موجود چیره گردد. مردم ما اکنون خواستار وحدت و نیازمند یک برنامه واقعأ ملی وانقلابی اند تا بتوانند برپایه آن هم به عربده کشی های روس به مقابله برخیزند وهم بتوانند زخم های ناشی از برادرکشی واستخوان شکنی را التیام بخشند.<br />سازمان ما افتخار دارد که از بدو تاسیس خود تاکنون برای تحقق این برنامه هم درساحۀ سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی درخور توان خود قدمهای مثبتی برداشته است. و همچنان مبارزه فعال خود را در سطح بین المللی روی آن اصول و پایه هایی به پیش برده است که در آن منافع دراز مدت ملت و مردم ما نهفته است و از هرگونه وابستگی، تخطی از آرمان های والای مردم مبرا بوده و پایه خط مشی مستقل ملی و انقلابی خود را در سطح بین المللی گسترش داده و استحکام بخشیده است. </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ج: خط مشی مستقل ملی وانقلابی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">یک مبارزه ضد استعماری را فقط توده های مردم میتوانند تا مدت زمان درازی به پیش ببرند. هیچ کشوری وهیچ قدرتی قادر نیست به جای ملت اسیر این مبارزه را به پیش ببرد. بناءً اتکاء به مردم و اتکاء بخود و به ملت ضد استعماری آن پایه واساس است که بروی آن خط مشی مستقل ملی وانقلابی طرح ریزی شده  و درعمل جان گرفته است.<br />تجارب شش سال جنگ نشان داده است که وابستگی &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221; به استعمار روس وطن ما را بخاک وخون کشانید. هزاران تن از بهترین فرزندان ما درخون غلتیدند وملیونهای دیگر آواره وبیخانمان گردیدند و&#8230;  استعمار روس ودلقکان آن چنان جنایات بزرگی را درحق مردم ما مرتکب شده اند که تاریخ کنونی و آینده ملت ما به هیچوجه نمیتواند آنرا فراموش کند.<br />ما مدت زمان زیادی ضرورت داریم تا نتایج نکبت بار اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی  و انسانی این تجاوز را جبران نمائیم. تاریخ آینده مردم ما تامدت زمان زیادی با نتایج این تجاوز گستاخانه وجنایت ناشی از آن ارتباط خواهد داشت. <br />از جانب دیگر وابستگی دیگریکه درمتن مقاومت ملی سربالا کرده است نیز نشان دهنده اینست که آنکه بیشتر وابسته است بیشتر از ملت و مردم خود بیگانه وبرضد منافع مردم و ملت خود عمل میکند بیشتر به جنایت وآدم کشی، برادر کشی وچوروچپاول میپردازد و آنکه بیشتر خود را در دام هوی و هوی دیگران بسته است بیشتر از منافع والای ملی و همبستگی مردم خود بدور شده و روز تا روز نفرت مردم از آنها نیز زیاد میشود.<br />برای بیرون کردن کشور از قید و تأثیرابر قدرت ها برای دور کردن مردم ما از زیر حمایت و قیمومیت ظاهر و پنهانی آزمندان نوین و برای بسیج و سازماندهی توده های ملیونی مردم و بر انگیختن شور و شوق آنها برای یک مبارزه دردناک ، خونین ، پر از مشقت و رنج و پر پیچ و خم فقط میتوان بر خود و مردم تکیه کرد و با اعتماد بر توانائی ، ظرفیت و پیشرفت خود آنها این مبارزه را به پیش برد. <br />اگرچه خط مشی مستقل ملی و انقلابی  روابط و مناسبات بیرونی مقاومت به ویژه نیروهای انقلابی را نشان میدهد ولی این روابط آزدانه، مساویانه وشرافتمندانه با بیرون فقط میتواند با تکیه بر نیروی شکست ناپذیر مردم آنهم در شکل فعال آن استوار گردد. درصورت ایکه ما درمیان مردم نباشیم از آنها کمک نگیریم و نتوانیم به آنها بیاموزیم، آنها را بسیج وسازماندهی نمائیم، وقتی نتوانیم آنها را گروه گروه به مبارزه آگاهانه، داوطلبانه وهدفمند جلب کنیم در آن صورت خط مشی مستقل ملی وانقلابی اعلان زیبائی است که فقط میتواند انعزال، انفراد، بیگانگی وجدائی ما را از مردم در پوشش کلمات زیبا بپوشاند.<br />تجارب شش سال مقاومت ما چنانچه تجارب جهانی نشان دهنده اینست که نیروهای ضداستعماری در تمام کشور ها، منجمله کشور خود ما، از یک حالت بسیط بدوی و ناهمگون آغاز بکار مینمایند، حرکت هایی از محیط ، از ورای مرزها بمرکز آغاز میشود، نیروهای موجود در جامعه هر کدام بنابر توان فعلی و ظرفیت تاریخی خود درین نبرد سهم میگیرند وهرکدام خواستار آنست تا جهانی مطابق خواست طرح وایجاد نماید. در میان همین کشمکش ها – و کشمکشهای غول آسای جهانی- است که تحرک درونی خود جنبش همراه با این نیروهای متعدد و ناهمگون فعل وانفعالات بی حد وحصر و پیچیده ایرا بوجود میآورد و در خلال همین فعل وانفعالات است که امکانات پیروزی و شکست، پیشرفت وعقب گشت، قوت وضعف نیروها هر یک و درکلیت آن پا میگیرد. جبر تاریخی به مفهوم حرکت پیشرونده تاریخ برپایه تجمع تجارب گروه های انسانی و برپایه پیشرفت لاینقطع زندگی عامل دیگریست که مجموع این تحرک درونی درچارچوب آن حرکت میکند. این جبر خلاف اراده استعمار و خلاف اراده عقبگرایان بطور دایم به پیش بسوی ترقی و آزادی حرکت میکند. تحرک درونی – میکانیسم- جنبش میتواند این حرکت پیشرونده را موقتأ سد گردد، فتور ایجاد کند، منحرف بسازد و عمر نکبت بار ظلم و تعدی، استعمار وعقبگرائی را طولانی تر سازد ولی قادر به شکستن این حرکت و نابودی آن نیست. جنبش مقاومت ما که در شرایط نهایت بغرنج ملی وبین المللی و در اوضاع و احوال کاملا نامساعد آغاز یافته و تداوم دارد در تکامل خود تاکنون آفاق غیرقابل تصوری را درنوردیده است. ولی با مشکلات بزرگی هنوز همچنان روبروست. نقش سازمان پیشتاز و انقلابی در تغییرفعل وانفعالات درونی جنبش ودر تسریع حرکت پیشرونده آن کاملا محسوس واجتناب ناپذیر است. هم اکنون توده های ملیونی مردم باین نقش پی میبرند، دریچه روشنی از آگاهی ملی وانقلابی بررخ مردم بازشده است.<br />هم اکنون راهی را که مجید شهید برای سازمان ما وجنبش مقاومت میهن پیش بینی و پیشنهاد کرده بود روز تا روز متحقق میشود. سازمان ما درطی راه مبارزاتی پرمخاطره و پرعظمتش همیشه بر وفاداری در نظر وعمل بر راه مجید پافشاری کرده وحفظ سازمان او، آرمان بزرگ او وخط مبارزاتی او را در مقابل دشمنان رنگارنگ انقلاب در سرلوحه کار خود قرار داده و افتخار دارد که با صراحت و قاطعیت اعلام میدارد که سازمان مجید و آرمان او نه نابود میشود، نه منحل میگردد، نه به بن بست میرسد و نه هم زوزه های غوکان پرورش یافته در مردابها توجه او را بخود منحرف میسازد. این سازمان سرفراز و مغرور، استوار وبی باک با مشعل فروزان انقلاب رهائیبخش انسان به پیش میرود. این هنوز از نتایج سحر است.<br />                                                      پایان</p>
<p dir="rtl" align="justify"> •••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt" dir="rtl" align="center">یا مرگ یا آزادی</p>
<p dir="rtl" align="justify">. . <br />تجاوز گستاخانۀ امپریالیزم روس برحریم مقدس میهن ما ومقاومت قهرمانانه مردم ما علیه جنایت کاران روسی اینک وارد هفتمین سال خود می شود. در طی شش سال و اندی اخیر تحولات ودگرگونی های ژرفی دربنیان اجتماعی جامعه ما رخ داده است . مزدوران کودتا که زمانی عربده می کشیدند و از&#8221;انقلاب نوع افغانی&#8221; دم می زدند ، اکنون در پناه تانکهای روسی بر اجساد قربانیان جنایت ارباب خویش می چرند. تپ وتلاشهای برده و ارباب برای لجام زدن قهر مردم وتسکین آنها با حیله های معمول استعماری نیز به نتیجه ای نرسید. برژنف- این آدمکش بین الملی- در آخرین روزهای عمر نکبت بارش طرح بهم اندازی نیروهای مقاومت را در کشورما زیرنام &#8221; مبارزۀ سیاسی !! در روستا&#8221; پیاده نمود و به چاکرحلقه بگوش خود نیز اطمینان داد که بزودی اثرات این مبارزه را خواهند دید. دیری نگذشت که مزدوران روسی از هر گوشه وبیشه ای باحلیه ولحیۀ آراسته سربرون کردند و به مجاهد نمائی و اسلام پناهی پرداختند. این جریان در زمان خلف نابکار او اندره پوف بشدت هرچه بیشتر ادامه یافت. دامن زدن تفرقه درمیان مقاومت اساسی ترین راهی است که تا اکنون دولت از ورای آن به جلب مردم می پردازد: آنها را بجان هم می اندازد، دشمنی ایجاد میکند، یأس می آفریند و بالاخره عناصر شکست خورده ، مأیوس و بر زمین افـیده را درآغوش می گیرد و از آنها به عنوان چماق علیه دیگران استفاده می نماید و این دایرۀ شیطانی همچنان ادامه دارد منتها درمحیط بزرگتر و بزرگتر و&#8230; .                                                <br />ولی خلق قهرمان ما در طی شش سال مقاومت تجارب زیادی اندوخته است از دامها، محاسبات و توطئه های استعماری بیرون رفته و روز تا روز راه خود را بطرف آزادی باز می کند. ملت حماسه آفرینی که اینک یکی از بزرگترین قدرت های امپریالستی جهان را به یک محاکمه تاریخی – نظامی کشانده است نمیتواند پای بند دامهای استعمارگردد. نیروهای عقبگرا و تاریخزده ایکه تکامل اوضاع جنگ درساحه ملی و بین المللی سقوط محتوم شان را پیش بینی می نماید می خواهند تا سرحد همکاری با استعمار روس از وجود ننگین خود دفاع نمایند وعطش قدرت خود را در زیرسایۀ استعمار روس سیرآب سازند. این وضع خطیر شرایط پیچیده و بغرنجی را ایجاد می کند که از یکطرف تعدادی ازعناصر فریب خورده از ترس چماق ارتجاع در سایه استعمار خزیده اند و تعدادی دیگر نیز بی ایمانی و تزلزل خود را با ضعف و زبونی در همکاری با استعمار جنایت پیشۀ روس می پوشانند.                                                          <br />به هرحال سازمان انقلابی و پیشتاز که میتواند انقلاب را درانعطافات بزرگ تاریخی همراهی و رهنمائی نماید مورد حمله و یورش استعمار و ارتجاع و خارچشم هردوست . سازمان ما از بدو تأسیس خود نه تنها مورد یورش و حمله استعمار- ارتجاع قرار گرفته است بلکه دام گستری و توطئه چینی علیه آن یکی از نکات مشترکی است که استعمار لجام گسیختۀ روس را با ارتجاع سیاه و هار بومی پیوند می زند. در نتیجۀ چنین اوضاع و شرایط است که زمانی سازمان ما به &#8220;فقدان توازن&#8221; سیاسی دچار گردید  و عده ای از کادر های ما در اشتبا هات و گرایشاتی افتید که نتیجه آن تسلیم طلبی و انقیاد به دشمن است . <br />کنفرانس سرتاسری سازمان ما به صراحت اعلام نمود که برشمردن کاستی ها وکمبودها و برخورد صادقانه و شرافتمندانه به امر انقلاب ومردم نشانه جدیت در امر انقلاب است. ما از برشمردن کمبودها ، اشتباهات و انحرافات خود هیچگونه واهمه ای نداریم و آنرا دلیل برصمیمیت انقلابی خود میدانیم. یک سازمان انقلابی باید همه چیز و حتی انحرافات و اشتباهات خود را با صراحت بمردم خود بگوید از مردم چیزی را نپوشاند و در خفا با دشمن ، ارتجاع و انحراف به مغازله ننشیند. فقط درینصورت است که میتواند نه تنها برانحرافات خود غلبه نماید بلکه در مبارزه ابتکارعمل را بدست بگیرد وعشق وفاداری و از خود گذری انقلابیون را کمائی نماید. سازمان ما در صدرجمعبندی های خود اعلام نموده که امپریالیزم خونخوار روس قاتل هزاران هزار هموطن ما، دشمن عمده ، اساسی و قسم خوردۀ مردم ما و ملت ماست .هرگونه سازش، ارتباط وهمکاری با این دشمن و مزدوران حلقه بگوش آن &#8221; پرچم&#8221; و&#8221;خلق&#8221; به منظور درهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی ودر نتیجه خیانت ملی است&#8221;.                                                                                    <br />سازمان برای پیاده کردن این رهنمود قاطع کنفرانس از یکجانب به تمام آنهاییکه مرز میان دوست و دشمن نزد آنها مخدوش گردیده و خواستار راه حلی برای پرابلمهای انقلاب درچار چوب همکاری با استعمار اند اعلان نمود که&#8221; ساما آنانیرا که نخواسته اند از منجلاب تسلیم طلبی بدر آیند عوامل دشمن میداند که طبعأ هیچگونه ارتباطی باآنها نخواهد داشت&#8221;. از جانب دیگر سازمان با اتکأ بر افرادی از عناصر صدیق سازمان در پی یک برنامه تجزیه ای در میان نیرو های دشمن رفت و با دادن رهنمود صریح و قاطع آنها توانستند در یک لحظه معین تعدادی از نیروهای دشمن را در منطقه تجزیه نموده و پوسته های دولت را در مناطق کلکان ، کلالان، زمین اوغور، کارنده و&#8230;. خلح سلاح کرده و بر یک جیپ دولتی حمله بردند و آنرا با سرنشینان آن نابود کردند. سازمان ما درجریان این عملیات و متعاقب آن اعلامیه ایرا که از اجرای موفقانه عملیات&#8221;یامرگ یا آزادی&#8221; خبر میداد در تمام مناطق کوهدامن وشهر کابل به نشر سپرد تا به مردم خود و اعضای سازمان خود که بی صبرانه انتظاراین موفقیت را داشتند اطمینان بدهد که فرزندان صدیق رنج و مبارزه همیشه درسنگر داغ به تکاپو و پیشروی مشغولند. <br />عملیات &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; که توسط پیشمرگان سامایی تدارک دیده و اجرا شد نشان میدهد که سازمان پر افتخار ما در بدترین شرایط نیز وظایف مبارزاتی ضد استعماری خود را فراموش  نمی کند و همواره به عنوان یک نیروی پیشتاز در پیشاپیش مبارزات مردم خود حرکت می کند.                                                              <br />در شرایطی که روس امپریالستی به تهاجم نظامی وسیع خود درسراسر افغانستان می پردازد ، و در اوضاع و احوالیکه می کوشد از طریق گماشتگان خود درمیان نیروهای مقاومت اختلاف، تفرقه ، یأس و نا امیدی بیافریند ، عملیات &#8220;یامرگ یا آزادی&#8221; بر ضد گرایشات مأیوسانه وتسلیم طلبانه و بخاطر تجزیه و پراگنده ساختن عوامل دشمن حرکتی است  خلاف جریان و تپ و تلاش انقلابی سازمان  پرافتخار ما را میسازد که با همکاری وهمسویی خود با مجموع نیروهای مقاومت میخواهد ابتکار عمل را درتمام ساحه ها از دست دشمن برباید و آنرا زیرضربات کوبنده مردم خود بالآخره به شکست  کامل بکشاند.                                                                                          <br />سازمان ما با اجرای عملیات در ماه جوزا – ماه شهادت مجید بزرگ، و ماه شهادت رزمندگان کوه صافی &#8211; در واقع به جمیع پیشکسوتان خود یک بار دیگر تعهد می سپارد که تفنگ رزم آزادیخواهانه  آنها را بر زمین نمی گذارد و طنین شلیک آگاهی آفرین سامایی انعکاس ندایی است که انسان آزاده این سرزمین دربدترین وسیاه ترین شرایط تاریخی ودر اوج عظمت آفرین قیام ملی بلند کرده است وخاموش نخواهد شد. در شرایط کنونی که روس امپریالستی و مزدوران حقیرش میخواهند از بهم اندازی نیرو های مقاومت و تفرقه و پراگندگی آنها ، موج یأس و بدبینی را گسترش دهند وگرایشات تسلیم طلبانه ملی را دامن می زنند ، عملیات &#8220;یامرگ یا آزادی&#8221; درمقابله با این حرکت توطئه آمیز دشمن به یقین از اهمیت بزرگی درجنبش مقاومت ما برخورداراست.                              <br />سازمان پیشتازمقاومت، سازمانی که نه تنها برای بیرون انداختن روس امپریالیستی وسرنگونی قهری وکامل مزدوران بیمقدارش درمیدان مبارزه رویاروی استواری پر عظمت این ملت را نمایندگی می کند بلکه با دوراندیشی وخردمندی  با تکیه بر تحلیل علمی و واقعبینانه تمام گرایشات و اعمال نابخردانه وتباه کن را درمیان جنبش تشخیص داده و درنظر وعمل درمقابل آن ایستادگی مینماید، به حق که میتواند از موانع و توطئه های گوناگون بگذرد و ملت خود را تا سرزمین همیشه بهار آزادی برساند.    <br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">اعلامیه<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان<br />( ساما )</p>
<p dir="rtl" align="justify">ستیزه با بیگانۀ متجاوز ، استعمار زدائی ، نفی عبودیت و تسلیم ، قربانی شدن در راه آزادی ، دفاع از نوامیس ملی ، معتقدات و حیثیت انسانی آن ویژگی هائی است که ملت ما را تشخص و برازندگی می بخشد و برگ شناسنامۀ آنرا دردفتر شناسائی ملل گیتی رنگین و خونین ساخته است. ملت ما هیچگاهی و در هیچ شرایطی تن به انقیاد نداده و تسلیم بیگانه نشده است. مبارزات خونین آزادیخواهانۀ مردم قهرمان ما در طول تاریخ گواه گویا و مدارک انکار ناپذیر اثبات این مدعا است و رزم زندگی ساز و شگفت آفرین کنونی ملت ما با ابر جنایتکار معاصر – سوسیال امپریالیسم تا دندان مسلح روس – تداوم خونبار همان حرکت در طریق آزادی و نفی انقیاد و تسلیم است که ملت قهرمان ما در بغرنج ترین و دشوار ترین شرایط ممکن با بر افراشته نگه داشتن درفش &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; مردانه و استوار آنرا می پیماید. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما ) که بنا بر ضرورت پیشتاز ترین و رنجیده ترین گروه و لایه های اجتماعی و به منظور ایفای نقش فعال و پیش آهنگ انقلابی در بحبوحۀ این نبرد و از بطن جامعه ما تولد پر آوایش را با چکاچاک مسلسل اعلام داشته است ، از نخستین دم پیدائی در سنگر خون و آتش رشد و تکامل کرده و بهترین عزیزان و پیشکسوتان خود را ذبیح الله گونۀ تاریخ ساخته تا با سرخی خون پاک شان بر سیاهی استعمار و استثمار ملی و اجتماعی خط بطلان بکشد. سازمان درین راه پر پیچ و خم و دشوار گذار با تحمل رنج ها و قربانی های توانفرسا با تکیه بر مشی مستقل ملی و انقلابی و نفی هرگونه وابستگی به غیر ، دستآورد های عظیمی دارد که فراورده های پر ارج انقلاب ما به شمار می روند.<br />سازمان ما که به مثابه گردان پیش آهنگ و آگاه مردم وارد کارزار شد و مبارزه با هرگونه استعمار ، استثمار ، استبداد و ارتجاع را در برنامه کار خود قرار داد و سوسیال امپریالیسم روس را دشمن عمده تشخیص نمود ، نمی توانست خشم دم افزون دشمن متجاوز و دشمنان رنگارنگ ملت ما را بر نیانگیزد و از تهاجم همه جانبه و نابود کنندۀ دشمن در امان بماند.<br />سوسیال امپریالیسم روس این دشمن خونخوار ملت ما همراه با یورش های وحشیانه و فوق العاده نظامی بر پایگاه ها و مقر نظامی سازمان در کلیه نقاط کشور ، با استفاده از دستگاه های جهنمی جاسوسی به صورت متداوم در صدد نابودی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما ) بر آمده است. نیرو های سیاه و معلوم الحال ارتجاعی نیز که مهر زوال و نابودی را در تاریخ بر پیشانی شان حک کرده است ، بنا بر سرشت بد کنشت خویش بجای همراهی با انقلاب و مبارزه با دشمن متجاوز ، حمله به انقلاب و جهاد مقدس ملت را پیشه کرده و ضربه های وحشیانه ای را بر پیکر جنبش و جهاد ملت قهرمان ما و منجمله سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) وارد آورده اند.<br />نوپائی سازمان که طبیعتأ هنوز به استحکام همه جانبه نرسیده است و درین وضع ضربات پیهم همه جانبه دشمن سفاک – سوسیال امپریالیسم روس – و جاده صافکن هایش عوامل بحران و اشتباهات معینی در سازمان ما شدند که درغلتیدن عده ای از کادرهای ما به گرایشات تسلیم طلبانه نیز جزئی از آن است.<br />کنفرانس سرتاسری سازمان با جمعبندی تجارب خود یک بار دیگر بیان داشت که : &#8221; امپریالیسم خوانخوار روس قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن پرچم و &#8220;خلق&#8221; به منظور درهم برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است&#8221;. <br />کمیته مرکزی منتخب کنفرانس سرتاسری سازمان نیز طی ابلاغیۀ تاریخی  ۲۴ /  ۱۲ / ۱۳۶۲ خویش با تکیه بر مواضع کنفرانس بیان داشته است :&#8221; هیچگونه قرار داد ، پروتوکول و یا رابطه گیری را با دولت و دشمن روسی به رسمیت نمی شناسدو آنرا خیانت ملی می داند و از کلیه اعضاء و هواداران سازمان در منطقۀ کوهدامن خواسته است که بدون لحظۀ درنگ و مسامحه فورأ هرگونه رابطه دولتی را قطع کنند و علاوه کرده است که سازمان با طرح شعار &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; مرگ را بر زندگی زیر یوغ بردگی دشمن ترجیح میدهد و با هرآنکسی که زندگی را به ازای بندگی بپذیرد نه تنها هیچگونه پیوندی ندارد که کوچکترین گذشتی هم نخواهد داشت&#8221;.<br />عملیات نظامی &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; که بعد از صدور ابلاغیه به مرحلۀ اجرا در آمد نیروهای ما را از کام دشمن بیرون کشید. سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) اعلام میدارد که نیروهایش را از کام شیطانی سوسیال امپریالیسم روس بدر آورده و یک بار دیگر اثبات نمود که در هیچگونه شرایط تن به انقیاد نخواهد داد و خصم آشتی ناپذیر دشمن ملت خود بوده ، هست و خواهد بود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) آنانی را که نخواسته اند از منجلاب تسلیم طلبی بدر آیند عوامل دشمن میداند که طبیعتأ هیچگونه ارتباطی با آنها نخواهد داشت.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما )با این عمل مشت کوبنده ای بر دهان سفسطه گرانی که میخواستند با این تمسک دامن پاکیزه سازمان را آلوده سازند ، کوبیده و از این آزمایش سربلند بدر آمد. باشد که این عمل رهنمودی شود تا نیروهای دیگر نیز حلقوم دشمن را دریده و فریب خوردگان خود را از کامش بیرون آورند.<br />به پیش به سوی درهم کوبیدن سوسیال امپریالیسم روس !<br />زنده باد آزادی!<br />مرگ بر تسلیم طلبی !<br />یا مرگ یا آزادی !<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)<br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">ارتجاع ساطور خونین استعمار</p>
<p dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img class=" size-full wp-image-348" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/7.jpg" border="0" width="130" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/7.jpg 313w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/7-229x300.jpg 229w" sizes="(max-width: 313px) 100vw, 313px" /></div>
</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>
<div style="text-align: center"><img class=" size-full wp-image-349" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/lalako.jpg" border="0" width="130" /></div>
<p> </td>
</tr>
<tr>
<td dir="rtl"> شهيد جگرن نظر محمد (هارون) سابق استاد حربي پوهنتون</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td dir="rtl"> شهيد عطا محمد (لاله کو)  يکي از کادر هاي ورزيد &#8220;ساما&#8221; و مسئول استالف</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">سوسیال امپریالیسم روس بعد از کودتای منحوس هفتم ثور و تجاوز گستاخانه اش بر حریم مقدس میهن ما خواسته است با شیوه های گوناگون صف مقاومت جانبازانۀ مردم ما را درهم شکند و راه را برای انقیاد ملت ما باز کند. سر آغاز این جنایت &#8220;تئوری&#8221; فاشیستی یکدست ساختن دولت و جامعه بود که با اجرای آن در &#8220;تاریکی&#8221; دسته دسته از مردم بی گناه ـ سیاسی و غیرسیاسی ـ دشمنان بالفعل و بالقوه و حتی احتمالی روس اشغالگر به فراموشخانه های جنایتبار رژیم کودتا فرستاده شدند. جوقه جوقه افراد؛ از پادو و تبنگ فروش تا روشنفکر و روحانی و از متعلم و محصل تا کارگر و دهقان، از دکاندار و کسبه کار تا صاحب منصب و مامور دولت به اعدام گاه ها گسیل شدند. در قرأ و قصبات صد ها تن را در یک لحظه قتل عام می نمودند ـ حادثۀ کیرالا  در سال ۵۸ ـ در شهر ها هزاران تن در خلال چند روز با بمباردمان کور توسط طیارات روسی نابود میگردیدند ـ حادثه هرات حوت۵۷ ـ و بدین صورت دار و دسته رژیم کودتا در خلال این اعمال از یک جریان سیاسی آرایشگر ارتجاع و توطئه گر استعمار به باندی از جنایتکاران لجام گسیخته سقوط کرد که فقط با کشتار های دستجمعی، قتل عام و ایجاد ترور و وحشت می خواهد تسلط ننگین خود را نگهدارد.<br />همزمان با این شیوۀ سرکوب رژیم دست تزویر و فریبکاری را نیز از آستین بدر نمود و باصطلاح &#8220;اصلاحات&#8221; خود را که در واقع تغییر بنیان اجتماعی جامعه مطابق خواست استعمارگر روس بود ـ برای فریب مردم رویدست گرفت بار دیگر رژیم مزدور به اشارۀ ارباب جهان خوارش مردم را به محاصرۀ اقتصادی کشاند تا با فرستادن تعدادی کفش، شکر و پارچه مردم را به گمراهی بکشاند ولی همه این نیرنگ ها و حیله گری ها در مقابل صخرۀ استوار مقاومت میهن درهم شکست. قتل عام ها را مردم با قیام همگانی پاسخ گفتند، با &#8220;اصلاحات&#8221; برده ساز استعماری با نفرت و انزجار برخورد نمودند و به ارمغان پارچه و شکر آن تف لعنت انداختند. </p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-350" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/4.jpg" border="0" width="130" height="185" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/4.jpg 274w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/4-211x300.jpg 211w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></div>
</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-351" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/3.jpg" border="0" width="130" height="157" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/3.jpg 355w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/3-249x300.jpg 249w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></div>
</td>
</tr>
<tr>
<td>شهید انجنیر محمد داود(فرید  )   کادر ورزیده &#8220;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>شهید استاد عبدالفتاح موج(صدیق) کادر ورزیده &#8220;ساما&#8221; </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">روس جنایت پیشه برای خروج از آتشفشان خشم خلق دست به توطئه ای تازه زد. تعدادی از مزدوران خود را در جبهات و در میان احزاب فرستاد. اینها از همه مسلمان تر شدند و مجاهدتر ولی کار شان بجای مبارزه و جهاد با روس اشغالگر برادرکشی و تشویق استخوان شکنی است. و بجای بر انگیختن مردم در مقابل دشمن اشغالگر ایجاد تفرقه در میان صفوف مردم است. روس ها کشور و مردم ما را می شناسند و به خوبی واقفند که وقتی در میان افغان و دشمنش استخوان شکنی بوجود آمد فراموش ناشدنی است و اکنون که استعمارگر و ایادی وطنفروش آن را دریای ازخون از هم جدا میکند چه بهتر که افغان ها در میان خود نیز به استخوان شکنی برسند. اگر احیای اردوی مزدور، بوجود آوردن &#8220;داوطلبان&#8221;، &#8220;ملیشه&#8221; و . . . طرق ظاهری این کوشش را میسازد، خریدن عناصر بی وجدان و شرف باخته ای که در خفا خون برادران هموطن خود را به مشتی پول و یا تعدادی سلاح بفروش می رساند راه پنهانی این تلاش اهریمنانه است. درین میان عده ای از عناصر تارخ زده اند که موجودیت ننگین خود را در امحای جدی رقبای سیاسی خود می بینند. شعار &#8220;تصفیه مخالفین قبل از اخراج روس&#8221; را بلند میکند و برای فریب مردم به اغواگری و تهمت زنی علیه نیرو های مجاهد ملی مشغول اند. این سیاست بدنام در طی یک دو سال اخیر آنچنان ابعاد وحشتناکی بخود گرفته است که فقط &#8220;قانون جنگل&#8221; را بر مناسبات میان نیروهای مقاومت ملی حاکم ساخته است. قوی ضعیف را نابود میکند و دلیل آن هم قوت جنایتکار و ضعف مجنی علیه است و دلایل ارائه شده نیز اکثر اتهام کفر و الحاد بر جانب ضعیف است و بدینصورت این سیاست خائنانه اولأ در میان هموطنان ما استخوان شکنی ایجاد می نماید، دوم اینکه مردم را عملأ از مبارزه و جهاد علیه روس اشغالگر باز داشته و جنگ داخلی میان نیرو های مقاومت را دامن میزند سوم اینکه مردم ما را مأیوس و بالاخره بدامن روس جنایت پیشه می اندازد و اخیرأ بر اتهامات بی بنیاد روس علیه مقاومت که &#8220;اشرار اند&#8221; و &#8220;به قتل و چور و چپاول می پردازند&#8221; صحه می گذارد. وقاحت و بی شرفی این عناصر به حدی زیاد شده است که بر این جنایات تاریخی خود فخر می ورزند و آنرا بطور علنی و رسمی درج سجل ننگین برادرکشی خود مینمایند. </p>
<p dir="rtl" align="justify">اگر چه جنایات این عناصر بی وجدان علیه یک حزب و یا یک جریان فکری ـ سیاسی مقاومت نبوده و به عنوان سیاستی ننگین جزو برنامه کار آنهاست و حتی تا سرحد تصفیه عناصر تنظیم خود نیز گسترش یافته است ولی درین میان دشمنی آنها با نیرو های مقاومت ملی انقلابی بخصوص سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) علاوه بر علل فوق در واقع همدستی و همراهی تاریخی و واقعی آنها را با استعمار روس نشان میدهد و اکثرأ بنابر مشورت روس اشغالگر و برنامه ریزی آن صورت گرفته و بدین صورت همکاری سرشت و سرنوشت میان ارتجاع و استعمار را در شرایط مشخص کشور ما که بنابر عللی به بغرنجی گرائیده بود بطور واضحی نشان میدهد. <br />سازمان ما از بدو تأسیس خود با صراحت اعلام نموده است که ارتجاع مردود یار و همکار استعمار روس و پایۀ اجتماعی آنرا در کشور ما میسازد و تناقض مرحله ای میان ارتجاع بومی با استعمار روس نمیتواند تطابق اهداف استراتیژیک هر دو را مانع گردد. اگر این مسئله در شرایط مشخص کشور ما تا حدودی ذهن عده ای را مشوب کرده و نمیتوانند با واقعبینی سیاسی اهمیت جنایت گستر این عناصر طفیلی و زالو را ببینند، طومار جنایت، خونریزی و برادرکشی آنها اکنون به آن حدی امتداد یافته است که دامان تمام نیروهای اصیل مقاومت ملی را گرفته است. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که از بدو کودتای ننگین هفت ثور طلایه دار جنبش ضد استعماری و ضد ارتجاعی بود و افتخار بسیج، سازماندهی و ایجاد جبهات گستردۀ مقاومت ملی در سراسر کشور بوده است. سازمانی که یک جنگ علمی ـ انقلابی را هم در شهر های کلیدی و هم در روستا های دور دست سازماندهی و رهبری نموده و نقاط ضعف مقاومت را با صراحت اعلام نموده طالب وحدت ملی در مقابل استعمارگر روس و برای تداوم ظفرمند انقلاب، برای آزادی واقعی انسان تفنگ بدست افغانی بوده است، نمیتوانست کینه و نفرت استعمار و ارتجاع را بطور همزمان بر نیانگیزد. از همین جاست که تبانی علنی و مخفی میان استعمارگر روس و ارتجاع مردود بر ضد سازمان پرافتخار ما، همکاری و همسویی میان آنها از همان سال کودتا آغاز گردیده و تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد که ما روزی این طومار ممتد جنایت را باز خواهیم کرد.<br /> سازمان ما که در نبرد رویاروی با دشمن استعماری و در ایستادگی علیه حملات وحشیانه و ناجوانمردانۀ ارتجاع بر آشفته و هار صلابت و استواری بی مانند خود را به اثبات رسانیده است علی الرغم اینکه ضربات جبران ناپذیری را از مجاهد نماها و اسلام پناه های کذایی بر پیکر زخم خوردۀ خود متقبل گردیده است صرف بخاطر مصالح علیای ملی و حفظ شیرازۀ وحدت مقاومت در مقابل استعمارگر روس تا اکنون با زبان بسته برین جنایات نفرین فرستاده است. ولی اکنون که تعدی و خیانت این عناصر در تمام جبهات زبانزد جهانیان است و کوس رسوائی و تباهی شان همانند همپالۀ استعماری شان بلند آوازه. درینجا بمناسبت اولین سالگرد واقعۀ جانگداز  &#8220;کوه صافی&#8221; ملت عظیم افغانستان را به داوری می طلبیم! <br />اواسط سال ۱۳۶۰ عده ای از رزمجویان سازمان  آزادیبخش مردم افغانستان از کوهدامن با سران نیرو های مقاومت در کوه صافی تماس برقرار کرده و خواهان همکاری و همسویی در نبرد میهنی ضد روس شدند که از طرف آنها با خوشی پذیرفته شد. هم زمان با این، سازمان ما در کوهدامن مورد حملۀ دو جانبۀ دولت و ارتجاع مردود در منطقه قرار گرفت. ما برای قطع خونریزی و ترک مخاصمت با دیگر نیرو های مقاومت تصمیم به ترک منطقه گرفتیم و برای این منظور از سران کوه صافی خواستار موافقت ایشان مبنی بر جایگزینی در آنجا و همکاری و همسویی از آن محل گردیدیم که این تقاضا با موافقت کامل آمران وقوماندان های محل مواجه گردیده و درحضور عده ای زیاد از موسفیدان محل با سوگند مقاوله گردید. برپایۀ همین مقاوله بود که یک گروپ از رزمندگان (ساما) در اواسط سال ۱۳۶۲ به کوه صافی رفتند و در آنجا از طرف اهالی محل با هلهله و شادی بدرقه گردیدند. مردم این نزدیکی میان (ساما) و اتحاد چهار گانۀ کوه صافی را تحول بزرگی در سیاست مقاومت دانسته و آنرا در امر وحدت تمام ملت به فال نیک گرفتند. رزمندگان ما محل بود و باش خود را در مقدمه جبهه اختیار کردند و به کار و کوشش برای بهتر ساختن اوضاع کوه صافی پرداختند. برای گروپ های جهاد در دیگر تنظیم ها مشورت میدادند تا چگونه افراد خود را بهتر تنظیم نمایند، به مردم کمک میکردند، به آنها داکتر و دوا می فرستادند و در غم و شادی آنها شریک بودند تا آنجائیکه مردم به آنها لقب &#8220;فرشته&#8221; و&#8221;مجاهد اصیل&#8221; را داد و افراد ما نیز با افتخار خود را با اخلاق جهاد و مبارزه آراستند تا نمونه ای نیکو و فرزند صادق برای مردم خود باشند. در چندین عملیات بزرگ روس که نیرو های مجاهد در محاصره افتیدند اولین ندای شان برای (ساما) میرسید و اولین گروپ کمکی نیز از ساما به میدان جنگ حاضر میشد. دشمن غدار با شنیدن صدای &#8220;زنده باد سازمان آزادیبخش&#8221; در میدان جنگ برخود میلرزید و دل مجاهدان همراه وهم سرنوشت شان قوت می گرفت در چندین عملیات مشترک نیروهای مجاهد علیه پوسته های دولتی و نیرو های ارتجاعی همدست آنها در مناطق جلگه ای سازمان ما در پیشاپیش این عملیات قرار داشت و بیشترین دست آورد ها را برای جهاد بدست آورد و درین راه کادرهای ورزیده و مجاهدان بزرگ خود را از دست داد. روح شان شاد و خاطرۀ شان گرامی</p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-352" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/2.jpg" border="0" width="130" height="170" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/2.jpg 314w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/2-229x300.jpg 229w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-353" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/1.jpg" border="0" width="130" height="139" /></td>
</tr>
<tr>
<td>شهید شاه محمود کادر ورزیده&#8221;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>شهید عبدالمحمد(خیر محمد) کادر ورزیده&#8221;ساما&#8221;</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">سازمان ما در قعر زمستان کاروان های دوای خود را از مناطق دور دست به این منطقه سوق داد تا به فریاد مردم خود رسیدگی نماید و آنها را از چنگ مرض نجات دهد. پرسونل طبی سازمان محرم هر خانه و هر خانواده و مرهم گذار دل ریش مردم خود شدند. همۀ این فعالیت، همۀ این محبوبیت و همۀ این همسویی و هم آهنگی در میان مجاهدان نمیتوانست از چشم کینه توز دشمن در امان بماند. وحدت بزرگترین خطر برای اشغالگر روس است آنهم وحدت با (ساما) که میتوانست تمام مناسبات آنها را دگرگونه سازد. دست های مخفی اهریمنانه بکار افتید. در پشاور غریدن های مزدوران روس بر آمریت کوه صافی آغاز شد که با &#8220;شعله ای ها&#8221; اتحاد کرده اند. &#8220;سامایی&#8221; ها را در کوه صافی جأ داده اند، از &#8220;آزادیبخش ها&#8221; پشتیبانی میکنند. وقتی این غر و فش ها نتیجه نداد باید مزدوران روس به عمال خود در کوه صافی مستقیمأ دستور میدادند تا افراد سازمان را تصفیه نمایند. تهدید های پیهم سگان زنجیری روس مانند نجیب، کریم بها وغیره نیز که ما آنها را هرچه زود تر در همانجا تصفیه میکنیم ـ فقط چند ماه ضرورت داریم تا آنها را در همانجا قتل عام کنیم جانب دیگر این اورکستر را میساخت. بالاخره با هدیه ده ملیون کریم بهأ برای عده ای از مجاهد نما ها که در لباس اسلامیت در میان جهاد ما خزیده اند حلقۀ توطئه بسته شد. در اوایل جوزای سال ۶۲ اشخاص مذکور برای افراد سازمان ما دعوت نامه ای می فرستند که عملیات بزرگی در حال نقشه کشی است و از شما نیز خواهش میکنیم قوماندان های خود را برای مشورت و فیصله بفرستید تا پلان عملیاتی مشترکی را ترسیم نمائیم. این بهانه ای خوب بود چون در هر هفته و هر ماه در هر وقتی ممکن است این گونه دعوت برسد و ما صد ها بار در همچو جلسات فعالانه اشتراک کرده و نظر و همکاری خود را اعلام کرده ایم. قوماندان کل محل، معاون قوماندان کل و چند تن از قوماندان های گروپ ها با عشق بزرگ به میهن و انقلاب برای طرح ریزی پلان عملیاتی با شور و شوق به محل جلسه می روند. به مجرد ورود به محل جلسه از طرف &#8220;میزبانان&#8221; که در واقع عاملین روس در لباس جهاد اند خلع سلاح میشوند. اسیر شدگان که صد ها عملیات ضد روس مؤفقانه را پشت سر گذاشته و سجل درخشان مبارزاتی شان از آنها ستاره های روشن در آسمان مقاومت کبیر میهنی ساخته بود، در میان کین و نفرت مردم علیه جلادان شان و در میان نفرین مجموع مردمی که به برادران سامایی خود عشق میورزیدند، به طرف دریای پنجشیر برده می شوند تا در آنجا تیرباران و در دریا انداخته شوند تا جنایات بیکران آنها در مقابل جهاد مقدس ملی با آب دریای خروشان پنجشیر شسته شود؟!! </p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-354" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/6.jpg" border="0" width="130" height="139" /></td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-355" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/5.jpg" border="0" width="130" height="159" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/5.jpg 337w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/5-246x300.jpg 246w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></td>
</tr>
<tr>
<td> شهید عبدالستار( قوماندان زلمی)  کادر ورزیده نظامی &#8220;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> شهید سید( عبدالرسول) کادر ورزیده نظامی &#8220;ساما&#8221;  </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">تکامل بعدی اوضاع در کوه صافی نشان داد که سامایی ها در آنجا چه نیروی معنوی بزرگی را میساختند و چگونه چندین کوشش روس برای داخل شدن به کوه صافی توسط پیش مرگان سامایی جلوگیری و خنثی گردیده بود. هنوز چند ماهی از قتل عام سامایی ها در کرانه دریای پنجشیر نمی گذرد که مولوی عارف خاین که دستش به خون رزمندگان سامایی آلوده بود بعنوان رهنمای قوای روس علنأ دشمن را برای داخل شدن به کوه صافی همکاری و رهنمایی میکند. در ازای این خیانت کبیر ملی از طرف آمریت کوه صافی اعدام میشود. تورن فیض یکی دیگر از خائنین که در این جنایت دست داشت در وقتیکه تعدادی از روس ها را در قرارگاه خود دعوت کرده بود بعد از پذیرائی گرم از آنها توسط خود روس ها سلاخی میشود. <br />ــ اینگونه موارد در تاریخ خیانت ها کم نیست ـ و تعدادی هم اکنون که دیگر سامایی ها در آنجا وجود ندارد به تفرقه افگنی در میان دیگر نیرو های مقاومت مشغول اند تا به ارباب روسی خود خدمتی بهتر انجام داده باشد. <br />تجربه کوه صافی ـ چنانچه تجارب شش سال جنگ مقاومت ـ نشان دهندۀ این است که ارتجاع  با حماقت ذاتی و تاریخی خود راه را برای شکست مقاومت میهنی و پراگندگی آن باز کرده و میکند. <br />ــ ارتجاع با سرشت عقب مانده و تاریخ زدۀ خود بهترین و مطمئن ترین یار و دستیار استعمار در طول تاریخ بوده و در کشور ما نیز دین، ایمان، غیرت و آزادی خود را در مقابل پول به فروش میرساند و از این ابأ ندارد که خون برادران هموطن خود را در مقابل پول و قدرت طلبی به استعمارگر روس بفروشد.<br />ــ ارتجاع هیچ قول و قراری نمی شناسد؛ با سوگند خوردن ها، قرآن کردن ها و وعده خلافی ها عجز خود را از مقابلۀ رویا روی با حقایق پیشرونده باثبات میرساند. <br />ــ بالاخره ارتجاع در طول تاریخ ساطور خون آلود استعمار بوده و در جنگ مقاومت ما نیز هزاران تن مجاهدان راستین توسط آنها و به اراده روس نابود شده اند.<br /> اکنون که یکسال از فاجعۀ کوه صافی میگذرد سازمان ساما رزمنده تر، متحد تر و امیدوار تر از پیش در مقاومت کبیر میهنی و در مبارزه علیه بیداد گری های ارتجاع در سنگر گرم مبارزه ایستاده است. <br />شهدای عزیز کوه صافی! بخون پاک تان سوگند یاد میکنیم که تا نابودی کامل استعمار و ارتجاع و پاکی دامان میهن از لوث نجاست این دو برادر هم تنی که هزاران جوان ما را بیرحمانه در کام مرگ کشیده اند سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم. انتقام شما شهدای عزیز و بزرگوار و انتقام ملت زخم خوردۀ ما فقط با نابودی کامل ستم ملی و اجتماعی امکان پذیر است و عهد و وفای ما با شما تا سرزمین آزادی.</p>
<p dir="rtl" align="justify">••• </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">منبع خورشید</p>
<p dir="rtl" align="justify">     <br />                                                                         اهدا به مجید شهید  و<br />                                                                           چهارمین سالگرد شهادتش</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">در سحر گاه شب  دیجـور بـاز                  می سرایم قصه ای باسوز و ساز<br />قصه ای از نـاله وغوغای من                   بـــر زمین   بشکستن  مینای  مـن<br />سر گذشت رزم وسودای مجید                کـز شمــــــال  کشورم   آمد   پدید<br />سالها در ظلمت  کــام   نهنگ                 در ستیز و خشم بُـد همچون پلنگ<br />گــاه مـرهم بر دل ریشی زده                  راه بــــر اغیـار بـــد  کیشی  زده<br />کوه وصحرای وطن مأوای او                     ژنــده  پــوشان وطــن  لیلای  او<br />روستائی  زادگــان  پر  محن                    روشنائی زادگـــان  شعلــــه  زن<br />بر طواف فکر او پروانه وار                        وزصلایش همچـو &#8220;بابا &#8221; استوار<br />بارنسل درد  در دامان داشت                  همچو موج او خانه درطوفان داشت<br />اونگین حلقـۀ  احـرار  بـــود                     دیده اش  همچون شفق  بیدار بود<br />                     سیر او عشق است کی افسانه شد<br />                     کی خمستانش  تهی  پیمانه  شد<br />سالها دیوانـه ای ضحـاک خوی               پر شقاوت، بیخرد،هنگامه جوی<br />برفگنده مــار بر بازوی خویش                 مست از افسانۀ جادوی خویش<br />عشق او با اژدهایی از &#8220;شمـال&#8221;            همرهانش چند کوری بی خیال<br />اژدهــا  در آستینش خفته   بـود             در بغل در دانه هایی سفته  بود<br />چون بنا کرد عشق وسودای دگر             پای  بند  دام  و  رویایی  دگـر<br />اژدهــا ، دردانـه هـا بـا مـارهـا               جملگی شد  قاتـل&#8221; سردار&#8221; ها<br />عشق چون نفرت بزاید خون شود           نظم عالم جمله دیگرگون شود<br />نظم قیصر جملـه نــــابـودی بــود             ناز و پردازش همه سودی بود<br />ارمغانش خون و خاکستر بـــــود             پایه هــایش شحنه و افسر بـود<br />فـعلـه وبرزیگـر و روشن ضمیر                 این همه ساقط ز تاریخ و مسیر<br />                     ازدواج   مار  با  دیوانه    شد<br />                     کاین  جهان واژگون سامانه شد<br />دور دور قتل  نمـرودی بـــود                     صحن کابلشهر ما دودی بود<br />&#8220;خلق&#8221; دارد کین مردم درعمل                  &#8220;پرچم&#8221;  تسلیم دارد   در بغل<br />پرچمش آدم  کش تزویر  بــود                   بندگی روس در  تدبیر  بود<br />بـاز کوهستان هـری و  نیمروز                   هم  بدخشان و کنر آتش فروز<br />کـل سلاح رزم و آزادی بـدوش                   دره ها ازعشق پرجوش وخروش<br />او صدای عشق و بی رنگی کشید             او چو (ساما) نقش یکرنگی کشید<br />او زکثرت راه وحدت بــر گـزید                    او به ظلمت منبع   خورشید  دیـد<br />او تمنـــای  دل   عـشاق  گـشت              هر دلی از بهر او مشتاق گشت<br />لیک دست    نـابکــار  اهــرمن                  گلبن  امید   مــا  را  راهـــزن<br />تیرناکس بر دل پـرخون نشست                 جملگی در سوگ او محزون نشست<br />                    از دل تــاریخ رفت افسانـــه شد<br />                    کی تمـنایش زمــا  بیگانـه  شد.<br />                                     •••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="justify">                  ورک شهید</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">       <strong>   ( د آزادۍ ستر شاعر ، د  زمــاني فریــاد ، خپل<br />          دا شعر  د مجید شهید د څلورم تلین په مناسبت  <br />           مـوږ تـه هدیـه کــړی چۍ موږ یی بی له<br />           تصرفه پرته په ډیر ویاړ خپروو&#8221;  ﮬ . ت&#8221; )</strong></p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">د لاله د زړه ژړا کښې دې پیدا کړم؟                  که د سوي زړه غوغا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه غوټی د ګلو سپړي نسیم چرته                   د هغه نسیم په خوا کښې دې پیدا کړم؟<br />په مشعل چې پتنګان سوځي ځانونه                 د هغه مشعل رڼا کښې دې پیدا کړم؟<br />په خندا چې قربانۍ ته خپل روان وي                 د هغه خولې په خندا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ظالم ښکاري ویشتلی په زړگي وي              د هغه بلبل نوا کښې دې پیدا کړم ؟<br />چه په ناز ، ناز غوټۍ جوړه کړي مسکا ته            د هغې وږمیې مسکا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه سنګر د قربانۍ کښې خپل نڅیږي               د هغه سرمست نڅا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه د اوښکو رودبار ئې ځي د سترګو                 د هغو اوښکو دریا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ئې سترګې د شهلا نرګس په شان وي        هغه سترګو په شهلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه د ځان خپلو سیځلو ته پخیږي                      د هغه پتنګ پخا کښې دې پیدا کړم ؟<br />چه ئی مینه انتها کښۍ انتها شي                  هغې مینې انتها کښې دې پیدا کړم ؟ <br />د غلیم پر سر چې تندر د بریښنا شي               هغه تندر د بریښنا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه  ئی سور شفق د غم فضا ته ژاړي               د هغه شفق فضا کښې دې پیدا کړم ؟<br />د سبا سترګه چه وخیږي آسمان کښې             هغه سترګې د سبا کښې دې پیدا کړم ؟<br />که ظالمه خانتما ئې بندي کړې                        چې زندان ، د خانتما کښې دې پیدا کړم ؟<br />چې زخمیان د خپل زخمونو تماشا کړي              د زخمونو تماشا کښې دې پیدا کړم؟ <br />زیبا رنګ د زرغونې کاسې چې ښکاري               زرغونې کاسه زیبا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه رپیږي د ژړا په زلزلو کښې                         د دیې سترګو په رپا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه بڼ چه خوشنما ښکاري جهان کښې          هغه بڼ په خوشنما کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه ساز هغه سرود چې دلربا وي                   هغه ساز په دلربا کښې دې پیدا کړم؟<br />آزادي د ناوې سرو بڼو بڼو کښې                      د هغې بڼو جفا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه رقص چې شهادت سره آشنا وي              د مغرور مرګ په خپا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه زړه چې د رازونو تجلا وي                         هغه زړه په تجلا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه حسن چې دنیا کښې مثال نشته             هغه حسن په دنیا کښې پیدا کړم؟<br />د انوارو ترجمانه چې رویا وي                           د انوارو په رویاء کښې دې پیدا کړم؟<br />تمنا چه د ژوندون نیکمرغي غواړي                    د ژوند هغه تمنا کښې دې پیدا کړم؟<br />که په جاله کښې ساتلی خپل عنقائې             چې په جاله د عنقا کښې دې پیدا کړم؟<br />که د وریځو په قبا کښی ئی اسمان کي            چه د وریځو په قبا کښې دې پیدا کړم؟<br />سکندر سره تللې تاریکۍ ته                          چه  د خضر رهنما کښی دی پیدا کړم؟<br />مشغولا د زخمي زړونو کښې که ته یې             چه د هغو مشغولا کښې دې پیدا کړم؟<br />که ځنګل کښې یې د لړو په ردا کښی              چې د لړو په ردا کښې دې پیدا کړم؟<br />که په څاه کښې د یوسف سره کنعان کښې      چې کنعان کښې هغه څاه کښې دې پیدا کړم؟<br />که د سرو جامو حنا رنګ پسې ګرځي               چې په سور رنګ د حنا کښې دې پیدا کړم؟<br />که سیل بین اتشکده کښې د ترسائې              چې د اور خونې ترسا کښې دې پیدا کړم؟ <br />چې سلا وي په فنا د ځان بقاء کښې                د بقا دغه سلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې شرف یې د حیا د مرگ ته (. . .)  وي          د شرف هغې حیا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې د خلکو وینې چښلې دی اغا وي                 په زندان د دې اغا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه نغمه ئې د بقا د ژوندانه وي                        دې نغمې د ژوند بقا کښې دې پیدا کړم؟<br /> د اسرار د سوز ندا چه یي شپیلۍ  کښې          د شپیلی هغه ندا کښې دې پیدا کړم؟<br />بینوا ماشوم د آه د زړه په تل کښې                    زړه په تل د بینوا کښې دې پیدا کړم؟<br />که مجنون د ازادی د ژوندون ته یې                    چې په زلفو د لیلی کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ګواښونه ئی ادعا د خونریزۍ کړي                دې ګواښونو ادعا کښې دې پیدا کړم؟<br />انسانان چه خوری بلاوی نه  مړیږي                   چې په نس د دوی بلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې مقصد یې د مضمون ټول قتل عام دی           په عنوان د دې انشاء کښې دې پیدا کړم؟<br />چې د حسن فرشتې دې د جهان وي                د هغوی ناز و اداء کښې دې پیدا کړم؟<br />چې سپیره مخونه وچې شونډې ګرځي               د هغوی په واویلا کښې دې پیدا کړم؟<br />قتل عام ته چې حیرانه کربلا شوه                     زموږ خپله کربلا کښې دې پیدا کړم؟<br />خرابات اتشکده کښې پیدا نه شوې                    د زاهد په مصلا کښې دې پیدا کړم؟<br />نه په دیر نه په مغان کښز را څرګند شوی            په مسجد د کوم ملا کښې دې پیدا کړم؟<br />ډوبوي چې توفانونه کښتۍ نه شي                   دې کښتۍ د ناخدا کښۍ دې پیدا کړم؟<br />چې ښکلا ئې په تمام جهان کښې نشته            په هغې ښکلې ښکلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې تقوی ئې د عظمت ده ثنا خوانه                   د عظمت هغې تقوی کښې دې پیدا کړم؟<br />لامبوزنه که لامبو وهـﺊ دلتا کښې                     د کوم بحر په دلتا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه خلوت او انزوائې د ژوند راز دی                      په خلوت که انزوا کښې دې پیدا کړم؟<br />که عروۃ الوثقی لمن کښی نغښتې                   چې په عروۃالوثقی کښې دې پیدا کړم؟<br />د گل پاڼو کښی د مخ ضیاء چې نه وي               د هماغه مخ ضیاء کښې دې پیدا کړم؟<br />ستا ګناه خو رژیدلې ده معصوم یې                    که آشنا تحت الثراء کښې دې پیدا کړم؟<br />عندلیب زړه کښې د ګل اغزي چه خس وي         د هغه د زړه څړیکا کښی دی پیدا کړم؟ <br />چه زغیږي د وطن په جرم ئی غو کښی              د هغو غوښو زغا کښې دې پیدا کړم؟<br />که می دوه سترګی ړندی درته ښکاریږي            په بینا سترګو د چا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې په سترګو کښې جهان شی پټولی             د هغو سترګو په غلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه توکل ئی(. . )   د ژوند همت وی                 د ژوند هغه (. . ) کښی دی پیدا کړم؟<br />چه رجایی د ژوند مړاوې غوټۍ سپړي                د هغې غوټۍ رجا کښۍ دې پیدا کړم؟<br />چه همسنګ د استغناء یی لیدی نه شي           پدې هسی استغنا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه مې ( . . .)هم درمل د زخمی زړونو              د درمل دغې دوا کښې دې پیدا کړم؟</p>
<p dir="rtl" align="justify">چې خطائې رنځ (ویسا ) ئې راستي ده           په خطا کښې نه (ویسا) کښی دی پیدا کړم؟<br />اعتلا چې ئی د ژوند زیب و زینت ده                د ژوند دغه اعتلا کښی دې پیدا کړم؟<br />د کوهسار د ابشارونو زمزمو کښې                 زمزمو (.. .) کښی دی پیدا کړم؟<br />د غمجن زړګي د ټول عمر سودا کښې            د لاسه باندې سودا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې آشوب کښې توفانونه دبیدیا شي             د اشوب هغې بیدیا کښې دې پیدا کړم؟<br />که خوړلی اژدها تورې بلائې                          چې په نس د اژدها کښی دې پیدا کړم؟<br />معما د ژوندانه ته دې حیران یم                     حل د کومې معما کښې دې پیدا کړم؟<br />کړم پوښتنه ستا د غم ښادۍ محفل کښې      د غمجنو زړو خندا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه نشه کښې پلوشې په تماشه شي           د ساقی هغې مینا کښې دې پیدا کړم؟<br />انګولا چه غم خانه کښې هنګامه ده               غم خانې په انګولا کښې دیې پیدا کړم؟<br />سرنوشت د ماجرا چه معلوم ندی                 په نام ګومه ماجرا کښې دیې پیدا کړم؟ <br />د نیکمرغۍ په وزرونو کښی د پاسه              که په سیوري د هما کښې دې پیدا کړم؟<br />سرابونه چه شرمیږي د ځلا نه                     په هغې ښکلې ځلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه بهائی بی بها ده (په) ژوندون کښې        د ژوندون هغې بها کښې دې پیدا کړم؟<br />د وطن د مور حیا نه چه ځان جار کړي           د وطن د مور حیا کښې دې پیدا کړم ؟<br />د موسی امسا خوړلي ښاماران دي             د هغه ، هغې امسا کښی دې پیدا کړم؟<br />آزادیۍ کښی چه وفا د قربانۍ وي              قربانۍ هغې وفا کښې دې پیدا کړم؟<br />په ریښتنی چه مین په نام و ننګ وي            نام و ننګ هغې رښتیا کښې دې پیدا کړم؟<br />په دښمن چه استیلا غواړی سنګر کښی      د سنګر په استیلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې دانا وی زړ ئې ډک د معرفت وي             په دننه  زړه دانا کښې دې پیدا کړم؟<br />د مستانو د صهبا په پیمانو کښې                زه د هغو په صهبا کښې دی پیدا کړم؟<br />چه شمله ئې کښته نه شوه په سنګر کښی    د هغی شملی (صفا) کښې دې پیدا کړم؟<br />د یما د تمدن په پلوشو کښې                      پرمختګ د آریانا کښې دې پیدا کړم؟<br />د سوما د محفلونو په مستۍ کښې              محفلونو د سوما کښې دې پیدا کړم؟<br />که دعا دپاره تلل و مدینې ته                       چې روضه د مصطفی(ص) کښې دې پیدا کړم؟<br />ستا لټون که مدینه کعبه کښې وکړم؟            په مروه که صفا کښې دې پیدا کړم؟<br />که ناحق په تومت رنګ ثاني یوسف ئیې           چه دربار د زلیخا کښې دې پیدا کړم؟<br />د خشوع په حمد ته که موندل کیږی              کوم یو حمد او ثنا کښې دې پیدا کړم؟<br />ګرانه وروره کومی غیږ کښې غلی شوی        د ابۍ که د دادا کښی پیدا کړم؟<br />شوی زرګی رجال الغیب موندل دي ګران دي     په ښارونوکه صحرا کښې دی پیدا کړم؟<br />حق حیران یم سرګردان درپسی ګرځم             په اسیا که افریقا کښې دې پیدا کړم؟<br />د زړه وینی خپلې خورم پیدا مې نکړﺉ             په یوروپ که امریکا کښې دې پیدا کړم؟<br />تا د مځکی په سر زه لیدلی نه شم                په موجونو د هوا کښی دی پیدا کړم؟<br />د بابا د تورې شرنګ له ننګه ډک دی               شرنګ د تور مې د بابا کښی دې پیدا کړم؟<br />سور سنګر دی چک د وینو سرو لمبو دی          د سرو وینو په لمبا کښې دې پیدا کړم؟ <br />دآزاد ملت څیره تا رسم کړې                        د آزاد انسان سیما کښې دې پیدا کړم؟<br />استعمار د روس کلا قلف دې مات کړی           ازادی د زړه کلا کښې دې پیدا کړم؟<br />د ازاد ژوندي ملت خپل ته شهید ئې               د ملت زړه مافیها کښی دی پیدا کړم؟<br />د تاریخ د آزادۍ په قافلو کښی                     د ازاد جرس شرنګا کښې دې پیدا کړم؟<br />ته سمبول د آزادۍ د خپل ملت ئی               د جاوید ژوند په سما کښی دې پیدا کړم؟<br />ستا آرزو ز موږ د ټول ملت آرزو ده                  آرزو خپلی بی بها کښی دې پیدا کړم؟<br />فرشتی چه چاته را په مرحبا شي                د هغوی په مرحبا کښې دې پیدا کړم؟<br />کړم پیدا دې د بلبلو په چغار کښې               که د زرکو په چغا کښی دې پیدا کړم؟<br />چه تعبیر کښې ئی تفسیر د احتوا شې        د تفسیر په احتوا کښې دې پیدا کړم؟<br />هیولا چې جوړه کړی سره ښامار ده            زه په دغه هیولا کښې دې پیدا کړم؟<br />د وطن بڼ تالا کړیدی روسانو                     په لاڅی بڼ او تالا کښې دې پیدا کړم؟<br />روس راوستی چه وبا مرض په موږ دی          په منګلو د وبا کښې دې پیدا کړم؟<br />کودتا چه د شپی وکړه په کابل کښې         دې غلاجنی کودتا کښې دې پیدا کړم؟ <br />که روسانو تښتولی خپل وطن ته                په مسکو که بخارا کښې دې پیدا کړم؟<br />د وارسا سړی خورو که ئې خوړلی             چې په پته په وارسا کښی دې پیدا کړم؟<br />کمانډو د کیوبا که ئې وژلی                      په لټون چې کیوبا کښې دې پیدا کړم؟<br />که خونریز ګوریلایانو سوزولی                     چه د تن ذری هوا کښی دې پیدا کړم ؟<br />د فرعون روس په بم کښی والوتلی            کوه طور که په سینا کښی دی پیدا کړم؟<br />د ټـینکونو د چینونو په پرو کښی                د روسۍ بلا په تا کښی دی پیدا کړم؟<br />په غړمبار کښی د جیتانو د بمونو               د بمونو په غړمبا کښې دې پیدا کړم؟<br />به ډزا کښی د توپونو مشینګنو                  د توپونو په ډزا کښې دې پیدا کړم؟<br />په سنګر کښی په بم والوتی اسمان ته          د اسمان په کومه خوا کښې دې پیدا کړم؟<br />د بم په سرو شغلو کښی ته یوه شغله شوی     د موسی د طور رڼا کښې دې پیدا کړم؟ <br />تری تم شوی هیڅ نشان دی معلوم نشته         د دنیا په مخ که شا کښی دې پیدا کړم؟<br />د انوارو تجلا سپینه مرغی شوی                  پاس به عرش معلا کښې دې پیدا کړم؟<br />د زړه غږ می د هاتف د غږ سره شه           ورک شهیده ! زړه زما کښې دې پیدا کړم؟<br />د بدن زری دی چورلي په وطن کښې          د بقا د ژوند غنا کښې دې پیدا کړم؟<br />د بدن ذری به ستا زه په مستی کړم ؟         چه ژوندۍ ذری به سا کښې دې بیدا کړم؟<br />                                                                                                (تمام)</p>
<p dir="rtl" align="center">ای شهیده بی کفنه تانه جار شم<br />ای شهیده بی مدفنه تا نه جار شم<br />د روس بم وسوځولې ته ایرې شوی<br />ای بقاء د خپل وطنه تانه جار شم</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">اخبار</p>
<p dir="rtl" align="justify">در سرزمینی که بزرگترین و مهیب ترین جنایت عصر در بستر زمان در آنجا شکل می گیرد و هرنقطۀ از نقاط آن به حمامی از خون ، تنوری از آتش مبدل شده و هرلحظۀ از زمان در بطن خود خبری دارد جانگداز و غرور آفرین. و از جانب دیگر گستردگی و پهنای جنگی آن توأم با پراگندگی از کران تا کران کشور را فرا گرفته و هرسنگی سنگری شده است و هر انسان معذب و دربند آن ، ناگزیر است خود گلیم خویش را از آب کشد و جسدی از یارانش را به سایه کشد ، کجا قادر خواهد بود تا از وضع همسایه بفهمد و بر سوک شهیدش ماتم گیرد تا چه رسد به آنکه به مددش بشتابد. تهیه و انتخاب اخبار و تشخیص سره از ناسره و آنهم در فاصله زمانی معینی که خواننده در انتظارش هست اگر نگوییم ناممکن است بس دشوار می باشد. لذا اگردر بخش خبری قسمتی از اخبار را وقایع قبل از ماه جوزا تشکیل میدهد مطمئن ایم خوانندگان محترم ما این نقیصه را بر ما می بخشایند.</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>*- نیمروز :<br /></strong>اخیرأ نیروهای دست نشانده روس با کشف و استفاده از اطلاعات حاصله به وسیلۀ شبکه های جاسوسی خویش در ولایت نیمروز ، عملیات وسیع سرکوبگرانه ای را به کمک ارتش روس در ولسوالی چاربرجک ولایت نیمروز روی دست گرفتند. <br />به تاریخ ۷ / ۱ / ۱۳۶۳ در ساعت ده و نیم قبل از ظهر در نواحی قریه رودین در ولسوالی چاربرجک ، نبرد بین مجاهدین جبهه نیمروز و اشغالگران روسی در گرفت و تا ساعت پنج و نیم بعد از ظهر ادامه یافت. درین نبرد هفت ساعته از نیرو های دشمن پنج نفر کشته شده ، ده نفر زخمی و سه نفر به اسارت مجاهدین در آمدند. در مقابل یکتن از مجاهدین جانباز این جبهه به نام فیض الله از ناحیه صورت زخمی گردید.<br />قوای مزدور روسی که از شکست غمبار جنگ تاریخی ۷ &#8211; ۱ &#8211; ۱۳۶۳ سخت برآشفته بودند ، خواستند با حرکت سست پایۀ دیگر جبران حقارت جنگ گذشته را بنمایند.<br />اینبار جنگ به تاریخ ۱۱ &#8211; ۱ &#8211; ۶۳ آغاز گردید. دشمن پیش از پیش در چندین نقطه قوای خود را که با آتش تانک حمایت می شد ، پیاده نمود. رژیم به این گمان که مجاهدین را در چندین نقطه محاصره نموده است ، حملات وحشیانۀ خویش را آغاز می نماید. مجاهدین نیز به مقابله و دفاع می پردازد. نبرد سختی از ساعت هفت و نیم تا ساعت دو بعد از ظهر در روستا های ( پده گی گلجان ، چهل مریز ، خاکی ، جان بیک و نیل ) ادامه داشت طرفین از اتش سلاح سبک و سنگین استفاده نمودند ، باز هم نیروهای رژیم پا به فرار گذاشتند که نیروهای مجاهد تا چهار برجک بعد از ظهر به تعقیب نیروهای متجاوز جنگ را ادامه دادند تا همه روستاهای متذکره از وجود نیروهای دشمن پاکسازی گردید. درین جنگ رژیم شش عراده تانک زره دار و چهار صد نفر نیروی پیاده  مجهز به موشک های سبک درین منطقه بکار گرفته بود. از تلفات وارده بر دشمن اطلاع دقیق در دست نیست اما در مقابل یکتن از مجاهدین بنام عبدالله بر اثر ترکش خمپاره مجروح گردید.<br />*/ درنیمه دوم ماه ثور سال جاری دو بار پایگاه های مجاهدین جبهه نیمروز در ولسوالی چهاربرجک مورد بمباردمان هوائی قوای اشغالگر قرار گرفت. دشمن با استفاده از یک فروند میگ مناطق چهل مریو و قلعه پادچا را مورد حمله قرار داد و با انداختن بمب های پنجصد کیلویی آسیب های فراوانی به کشتزار های مردم منطقه وارد آورد. که دو دانه ازین بمب های پنجصد کیلوئی منفجر نشد. ولی به هیچکس از مجاهدین و اهالی منطقه آسیبی وارد نگردید.<br />*/ در اوائل جوزا یکتن از جواسیس دولت که فقط دوماه قبل ظاهرأ اجیر گردیده بود ، خود را به پایگاه مجاهدین رسانده و چنین وانمود کرد که گویا وی برای کمک به مجاهدین آمده است. ولی بعد از تحقیقات دقیق معلوم گردید که وی به منظور کسب اعتماد جبهه این عمل را انجام نموده است تا بعد بتواند در درون جبهه به ترور مسئولین فعال جبهه و از جمله قوماندان عمومی جبهه بپردازد.<br />همچنان او لست عده ای از جواسیس دیگر &#8220;خاد&#8221; را که در کشور ایران در میان مهاجرین و مجاهدین فعالیت داشتند به دست داد. تحقیقات در مورد موصوف به مولاداد افغان هنوز جریان دارد.<br />*/ بتاریخ ۱۷. ۳ .۱۳۶۳ دو نفر از اعضای مخفی &#8220;خاد&#8221; که دارای پوشش محلی بودند برای کسب اطلاعات شبانه وارد منطقۀ آزاد شدۀ مجاهدین جبهه نیمروز شدند که توسط چریک های هوشیار جبهه دستگیر گردیدند. آنها تا کنون تحت بازجویی قرار دارند.</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>*/ فراه :<br /></strong>در اواخر ماه ثور سال جاری قوماندان امنیه فراه با دو نفر دیگر از جاسوسان رژیم مزدور ، در دو کیلومتری مرکز شهر فراه بدست یک گروپ از مجاهدین افتید. در حالیکه با این سه نفر یک نفر دیگر بنام شاه محمود که ظاهرأ مجاهد بوده است دستگیر گردید.  از نزد اسیر شده گان یک و نیم ملیون افغانی و شش میل سلاح به غنیمت گرفته شد.<br />قرار معلوم این اموال را برای کسانیکه میخواستند رابطه دولتی بگیرند انتقال داده میشد. هم اکنون قضیه تحت تحقیق است و تعداد زیادی از جواسیس دیگر را که در بین مجاهدین فعالیت داشتند نیز معرفی نمودند.<br />*/ در اوایل برج ثور مجاهدین &#8221; جبهه فراه&#8221; که در پایگاه خود واقع در قریه &#8221; نوده&#8221; ولایت فراه می باشد ، محاصره گردیدند. مجاهدین در صبحگاه با اطلاع ازین وضعیت سنگربندی نموده و جنگ آغاز گردید. رژیم و بادارانش که درین عملیات ده ها تانک و زره پوش بکار گرفته بود ، هرقدر کوشید تا وارد قریۀ مذکور گردد ، موفق نگردید. تا اینکه در ساعت دو بعد از ظهر وادار به عقب نشینی گردید. درین نبرد سخت ۲۲ نفر از قوای دولتی و روسی کشته شدند. در مقابل یکتن از مجاهدین بنام غلام حیدر از ناحیه کمر زخمی گردید.<br />چند روز بعد ازین واقعه ، همین قریه نوده مورد حملۀ طیارات دشمن قرار گرفت که دو نفر از اهالی بی دفاع قریه زخمی گردیدند.<br />*/ بتاریخ هفت ثور شهر فراه و بخصوص مرکز &#8220;خاد&#8221; مورد حملۀ آتش هاوان مجاهدین فراه که از چند جبهه متشکل بود قرار گرفت. درین نبرد لااقل یکتن از صاحب منصبان دولتی کشته شده است.<br />*/ اندخوی:<br />کاروان روسی- دولتی که متشکل از چهار عراده موتر نفر بود بتاریخ ۲۵ حوت ۱۳۶۲ از ولایت شبرغان به طرف اندخوی در حرکت بود. مجاهدین آزادیخواه منطقه مذکور که از حرکت کاروان آگاهی یافته بودند ، در قسمت زیارت شاه مردان سنگر گرفته و زد و خورد آغاز می یابد. درین زد و خورد سه ساعته یک عراده تانک و ۳۳ نفر از قوای روسی – کارملی ، منهدم و کشته شده و یک عدۀ دیگر نیز زخمی گردیدند.<br />درین درگیری یکتن از آزادیخواهان بنام عبدالسلام ولد محمد قل جام شهادت نوشید. روحش شاد و یادش گرامی.<br />*/ بتاریخ سه حمل ۱۳۶۳ مجاهدین آزادیخواه اندخوی شبانه بالای یک پوسته دولتی حمله ور می شوند ، در نتیجه قوماندان پوسته دولتی بنام امیر ولد بابه با دوتن از سرسپردگان دولت به قتل رسیدند و هفت تن زخمی شدند. از جانب مجاهدین یک نفر جراحت خفیفی برداشت.<br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>تهنیت</strong><br />تلاش پرخروش &#8221; جوانان &#8221; سازمان آزادیبخش مردم افغانستان را که موفق به گشودن سنگر نوین مبارزاتی – نشریه &#8221; ندای جوانان &#8221; – علیه سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش &#8221; پرچم و خلق &#8221; شده اند به ایشان تبریک گفته امید واریم در این سنگر نیز بتوانند وظایف مبارزاتی خود را به طور شایسته انجام داده &#8221; ندای &#8221; آنان با فریاد های خشماگین مجموع جوانان این میهن یکجا ، قلب دشمنان حال و آیندۀ مردم ما را پاره کند.<br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>تذکر<br /></strong>از اینکه در شماره حاضر موفق نشدیم تا دنباله مقاله &#8221; تسلیم طلبی &#8221; و &#8221; نامه های وارده &#8221; را به علت حجم مطالب به نشر بسپاریم ، امیدواریم معذرت ما مورد قبول خوانندگان ارجمند قرار گیرد.<br />   <br />   <br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify">   صفحاتی از &#8221; ندای آزادی &#8221; برای چاپ و نشر مضامین و اشعار و سائر آفرینش های انقلابی نویسندگان و شعرای متعهد و میهن دوست باز است. انتقادات و نظریات اصلاحی را با رعـایت اصل امـانتداری مطبوعاتی درین نامه منتشر می کند. به امید همکاری های مترقی و الهامبخش شما !</p>
<p dir="rtl" align="justify">                  <br />قیمت یک شماره<br />ده افغانی</p>
<p dir="rtl" align="justify">        شعار های پا ورقی این شماره:  <br />  ۱/    استعمار پشتوانه ارتجاع ، ارتجاع پایه استعمار !<br />  ۲ /   نابودی امپریالیسم روس و سگان نواله خور آن حتمی است !<br />  ۳ /   راه ، اندیشه و سازمان مجید پیروز است !<br />  ۴ /   یا مرگ یا آزادی !</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
