<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>khanjar &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/tag/khanjar/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Jun 2009 01:18:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>&#8220;زخون خویش خطی می کشم بسوی شفق&#8221;</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/q-q-3/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 01:18:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[صفحه ویژه مجید]]></category>
		<category><![CDATA[khanjar]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/q-q-3/</guid>

					<description><![CDATA[ (این نبشته به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت مجید کلکانی تهیه شده است) &#160; &#8220;زخون خویش خطی می کشم بسوی شفق&#8221; &#160; سخن از مجید است. از بی رقیب ترین قهرمان تاریخ معاصر کشور ما. مردی که سمبول آزادی و مقاومت ، آئینه و وجدان آگاه ، بیدار ، رهگشا ، ستیزه گر و تسلیم ناپذیر مردم افغانستان است.بیست و شش سال قبل از امروز جانیان خوانخوار روسی و نوکران فرومایۀ خلقی- پرچمی شان ، فجیع ترین و نابخشودنی ترین خیانت تاریخی را در حق مردم افغانستان روا داشتند و ناجوانمردانه چراغ زندگی این بزرگمرد را به جرم آزادی خواهی ، عشق به افغانستان عزیز ، عشق به مردم افغانستان و نفرت از تجاوزگران و  خائنین به مردم ، خاموش ساختند. اما مرگ فزیکی مجید ، آغاز زندگی نوین ، آغاز سیر او در جاودانگی و حضور معنوی او در تاریخ است. او هم اکنون بیشتر از هر زندۀ دیگر در تاریخ حضور دارد و مردم افغانستان او را به عنوان قهرمان ملی خود پذیرفته اند.مرگ فزیکی او تأثیرات عمیقی در چگونگی سیر جنبش آزادیبخش ملی بجا گذاشت. جنبش انقلابی کشور مرگ او را سر آغاز دورۀ سختی از مبارزه خواند. مهمتر از همه ، بیست و شش سال بعد از شهادت او که به یقین بیست و شش سال رنج و مبارزه و بدبختی برای مردم افغانستان بود ، هنوز هم شعار نبرد مجید ادامه دارد &#8211; شعاری که همرزمان و همنبردان مجید در آن زمان بلند کردند &#8211; شعار زنده است.چرا چنین است؟ دلیل تداوم حضور این قهرمان افسانوی مردم در تاریخ چیست؟  ما سیری در حد توان در اندیشه ها و ویژگی های کار مبارزاتی این بزرگمرد داریم.سال های ۱۳۳۰ شهید کلکانی به عنوان عنصرضد سلطنت درضدیت  با رژیم مطلقۀ شاهی مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد.  ویژه گی مبارزۀ شهید کلکانی دراین است که : ۱/ خواست های سیاسی او به زودی مرزخواست رژیم مشروطه شاهی را در نوردید و او خواستارسرنگونگی قهری رژیم گردید.  ۲/ ازهمان آغازمبارزه ، او روی مبارزۀ مخفی وایجاد هسته های مخفی مبارزاتی تأکید می کند واعتقاد دارد که مبارزۀ مخفی روش اساسی در بر اندازی حکومت های مطلقه است؛ وهرگز فریب زرق وبرق دموکراسی تاجدار را نمی خورد . ۳/ ویژ ه گی دیگری که به عنوان یکی از مشخصات شهید کلکانی درجنبش شناخته می شود، تأکید روی مبارزۀ مسلحانه است. او درمورد چگونگی آغاز وشیوه های مبارزۀ مسلحانه دست به کار وسیع تحقیقی و پژوشگرانه زد ، و برای این مأمول به نقاط مختلف افغانستان وتقریبأ به تمام مناطق مناسب برای آغازجنگ های پارتیزانی سفر کرد و با دقت وحوصله مندی  زمینه های مساعد وموانع کاررا مورد بررسی قرار داد. اساسی ترین نکته درتئوری مبارزۀ مسلحانۀ شهید کلکانی ، پیوند این مبارزه با توده های مردم وچگونگی ایجاد این رابطه بود. در محورتیوری مبارزۀ مسلحانۀ او انسان جامعه افغانی قرار داشت و آگا هی دادن به این انسان وسوق دادن او برای دفاع ازحق اش. تفنگ ، مرمی وامکانات درین تیوری جای اساسی نداشت. به این معنی که عدۀ دیگری هم &#8211; چه قبل از کودتای ۷ ثور و چه بعد از آن &#8211; دست به سلاح بردند وحتی در دوره هایی جامعه ما به عنوان یک جامعۀ کاملأ مسلح درآمد، که درآن فقط با زبان تفنگ صحبت می شد. ولی ا ین تفنگ ها، تفنگ های خیراتی بودند وتفنگداران برای نجات از یک دشمن دست تگدی به دشمن دیگری درازکرده بودند که متأسفانه ما با دل پر درد وچشمان تر شاهد این مرحلۀ تاریخ بودیم وهم اکنون نیزمردم ما رنج عظیم این اشتباه تاریخی را می کشند. اما شهید مجید می خواست انسان جامعه افغانی را معتقد سازد که او قادربه تغیرسرنوشت خود است واین توانمندی را دارد که از حق خود دفاع کند.او اعتقاد داشت ، زمانیکه انسان آگا ه ،متعهد ومصمم به تغیر باشد، وسایل و ابزارکار این تغیر را، خود میتواندبدست بیاورد. تکامل این تیوری را بعد ها در جریان جنگ آزادی بخش ملی ضد روسی &#8211; که او خودطراح خط مشی مستقل ملی دراین جنگ بود-، شاهد بودیم که چگونه سازمان او با شعار &#8220;با سلاح روس بر ضد روس &#8221; جنگ آزادی بخش ملی راعلیه متجاورین آغاز کرد و قهرمانان سامائی صفحۀ درخشانی از تاریخ را با رنج ومبارزه وخون شان به عنوان عناصر غیر وابسته به بیگانگان ، متکی بخود وعاملین خط مشی مستقل ملی نوشتند.    ۴- مناسبات بامردم: شهید کلکانی به مردمش عشق بزرگ وایمان فراموش ناشدنی داشت. او از آغاز مبارزۀ سیاسی درتمام دورۀ این مبارزه به نیرو وظرفیت شگفت انگیز مبارزاتی مردمش باورمند بود. بجز دشمنان مردم و حکام زورگو ، با طیف های وسیعی از مردم اعم از کارگران ، روشنفکران، دهقانان ، روحانیون و متنفذین روشن بین روابط نزدیک وصمیمانه داشت و با آنها درشهر و روستا پایه های دوستی های محکمی را ریخته بود.                                                                                                        در رابطۀ خود با مردم آنچنان بی پیرایه و بی تکلف برخورد میکرد وآنچنان مسایل حاد وبغرنج اجتماعی را به بزبان ساده مطرح میساخت که مخاطبین او در وجود او رفیق وهمرزم خود رامی یافتند. این پایه اعتماد متقابل ، عشق ودوستی بزرگ مردم با او بود. او با تواضع وعلامندی ازتوده های مردم می آموخت.از زبان خودش نقل قول است که باری روستائیان کوهدامن گفته بودند &#8220;کمی بی حوصله هستی&#8221; مجید میگفت که من حد اقل ده سال تلاش وخود سازی کردم تا حوصله مندی را آنطوری که مردم انتظاردارند ، یاد بگیرم.اونه تنها با روشنفکران کتابخوان شهری که با روستا زادگان وتوده های مردم درمجموع مسایل روزمرۀ زندگی شان، مشکلات و راه حل ها وبلاخره طرح هایی برای تغیر را مطرح میکرد ودر وجود آنها روحیۀ تغیر پذیری وتغیر آوری را بیدار میساخت.حاصل این کار، جمعی از افراد توده ای بودند که مسایل بغرنج انقلاب افغانستان را به همان خوبی روشنفکران متفکرمی فهمیدند ودرین راستا کار میکردند.به همان اندازه ای که او به مردمش عشق داشت وشب وروز را در کنار آنها ساده وبی پیرایه می گذشتاند، مردم نیز او را دوست داشتند وسر تا سر افغانستان خانه ومخفی گاه او بود. به همین علت هم او سال های طولانی زندگی مخفی خود را در میان مردم خود گذشتاند ودر تمام این سال ها تلا ش های دولت های ضدمردمی برای دستگیری او با همه فریب و خدعه بی نتیجه ماند.همانطوریکه شهید کلکانی شخصیت برجسته و برازندۀ تاریخ ماست و زندگی ، افکار و مبارزاتش تأثیرات دیر پای در جامعه داشته و دارد، خود او نیز محصول دورۀ معینی از تاریخ کشور ماست. در این دوره در پهلوی شخصیتی چون شهید مجید شخصیت های بزرگ دیگری با ظر فیت ها و توانمندی های خاص درساحات وسطوح مختلف اجتماعی و سیاسی سر بلند کردند که تشریک آرمان های انسانی، اجتماعی،سیاسی وانقلابی شان ، آنها را به مجید نزدیک وهمگام ساخت و دریک رابطۀ متقابل دهش وگیرش روی همدیگرتاثیرگذاشتند وصیقل یافتند. مردان با ایمان، آگاه ،نترس، تسلیم ناپذیر، شجاع، هدفمند،متواضع وسر بلندی که یاران وفادارشهید کلکانی بودند.علاوه برین جمعی از اعضای خانواده، یاران وهمفکران او ، جوانان پرشور روستائی و عیاران با عشق به مجید او را با تمام نیرو و توانمندی و درحدود امکانات مادی ومعنوی خود مانند مردمک چشم دوست داشتند وحفظ می نمودند.میتوان از جمع عاشقانی نام برد که گوئی با عشق به مجید زاده شدند و با این عشق درسنگر دفاع از آرمان های او جان دادند وحتی این عشق  &#8220;ساری&#8221; را به میراث ماندند. اومحبوب القلوب ترین رهبر، پیشوا وهمرزمی  است که تاریخ معاصر ما بخود دیده است.شناسائی ظرفیت ها:یکی دیگراز ویژه گی های کار شهید کلکانی، شناسایی دقیق ظرفیت ها وتوانمندی های مبارزاتی افراد بود. او با شناخت از ظرفیت وتوانمندی افراد، خود آگاهی ،حس اعتماد به نفس و جرأت سهم گیری فعال درمبارزه را در آنها زنده می ساخت وافراد را آنچنان درساحات کار شان سازماندهی میکرد که کار ها دیگربه وجدان _کنندۀ کار مبدل شود ودر یک فضای همکاری وتقسیم دقیق کارعلیرغم تفاوت های اجتماعی،فرهنگی وسیاسی حرکت همآهنگ را برای هدف واحد بوجود میآورد.همچنان او بطورمدوام وخستگی ناپذیرصفوف متحدین مردم را گسترده ترمیساخت. ونتنها به جمع یاران خود وافراد مؤمن ومتعهد و وفادار توجه داشت که تلاش میکردهمۀ نیروها را درهمۀ ابعاد مبارزاتی علیه دشمن مشترک بسیج نماید ودشمن را تجرید کند.شاید این شیوه شناخت وبکاراندازی ظرفیت ها وتجرید متداوم دشمن ، گسترش خستگی ناپذیرصفوف متحدین ، ویژ ه گی رهبری انقلاب ما باشد.          کودتای ۷ ثور و کار وحدت طلبانه:کودتای ننگین ۷ثورکه آغازفصل تازه ودردناکی از بدبختی ها و رنج های بیشمار مردم ما بود، در میان قاطبۀ ملت افغانستان ونیرو های سیاسی آن واکنش های متفاوتی را ایجاد کرد.نیرو های ارتجاعی راه وابستگی درپیش گرفته و دست به دامان غرب وبیگانه زدند تا به کمک سلاح های خیراتی و به بهای بندگی خود را بر جنبش خود بخودی مردم ما تحمیل کنند. عده ای کودتا را رفرمیسم خواندند و به آن برخورد ریشه یی و اساسی نکردند. تعدادی هم نمی خواستند دربردگی وتسلیم طلبی از خلقی – پرچمی  ها کوتاهی بیاورند ودر انتطارفرصت بودند تا با خوش خدمتی لطف ارباب روسی را به خود جلب کنند.شهید کلکانی از همان آغاز ، کودتا را مقدمۀ تجاوز عریان روس ها به سر زمین ما وادامۀ تمهید غدارانۀ سه دهۀ قبلی شان میدانست.او با تهور وجسارت و درایت انقلابی ،مقاومت ملی، دفاع از ارزش ها ونوامیس ملی، دفاع از وطن وهموطن را به عنوان اساسی ترین وظیفه پیش پای خود وجنبش ملی وانقلابی مردم افغانستان قرار داد و وحدت نیرو های ملی وانقلابی را به عنوان اساسی ترین مسله در دستور روز گذاشت. درپروسۀ وحدت، شهید کلکانی بر خورد بسیار دقیق ومتواضعانه دارد.مرکز ثقل کار وحدت طلبانه او بسیج همۀ نیرو های مبارزاتی در تمام ابعاد و گستره ها برای نبرد آزادی بخش ملی است. او می گفت اگر درجایی پنج نفرانسان آگاه، دلسوز و وطنپرست باهم یکجا شوند ، من حاضرهستم زیر رهبری آنها ، با آنها کارمشترک را شروع کنم.در امر بزرگ وحدت تنها خودش و محفل خودش مطرح نیست. بلکه منافع تاریخی ، هویت ملی و پیروزی مقاومت مردم افغانستان مطرح است.شهید کلکانی با جمعی از انقلابیون ،آزادی خواهان ووطنپرستان کشور درطی یک پروسۀ کار پرتلاش شباروزی ، سازمان آزادی بخش مردم افغانستان را تأسیس کردند؛ ولی از آنجائیکه او اعتقاد داشت که جنگ آزادی بخش ملی کار یک گروه ، یک سازمان ویک حزب نیست ، و از آنجائیکه شناخت دقیق از جامعه ومناسبات اجتماعی حاکم در آن داشت، میدانست که ناهمگونی های سیاسی- اجتماعی- طبقاتی باز تاب خود را در افکار، شیوه های کار سیاسی ومبارزۀ افراد انعکاس میدهد. لذا برای بوجود آوردن یک محراق مشترک ، همزمان با تأسیس ساما،دست به ایجاد جبهۀ متحد ملی افغانستان زد تا جمع وسیعتر و اقشار بیشتر جامعه را بدور شعار های اساسی آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی بسیج و متحد سازد.مسئله وحدت و کار متحدانه و پیگیر علیه دشمن مردم ، برای شهید کلکانی در حدود سازمان و جبهه متحد محدود نمیشود. او میخواهد مجموع ملت افغانستان یکپارچه علیه تجاوز و خائنین بایستد تا به آرمان های والا و انسانی آزادی و دموکراسی برسد.او با تمام نیرو تلاش می کند تا دشمنان عریان و مخفی مردم افغانستان را در یک صف و مردم را در صف مقابل آنها قرار دهد.متأسفانه ، اکثر نوشته ها و آثار مدون شهید کلکانی را در دسترس نداریم و مقداری از آنها هم شاید در جاسازی ها آنچنان جابجا شده باشند که هرگز بدست ما نیفتند. ولی از جمله آثار کتبی وی شبنامه ها و اولین اعلامیه سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در دست ماست. ما درین اعلامیه و شبنامه ها سبک تازه و نوینی از ادبیات پرشور انقلابی را می بینیم. حاصل کار نویسندۀ توانا و مبتکری که نه تنها افکار ناب ، بکر ، انقلابی و خط ده یک جنگ آزادیبخش و انقلابی است که از لحاظ سبک ادبی اساس گذار یک شیوۀ نوین نگارش نیزمی باشد. این شبنامه ها مالامال از عشق و علاقۀ او به مردم افغانستان و نفرت عمیق و بی پایان او از متجاوزین و خائنین به ملت است.صحبت از وحدت بود. او در تمامی این شبنامه ها با تحلیل روزمرۀ قضایا و با خط دهی برای بسیج مردم بطور متداوم درحال سره ناسره کردن متحدین مردم و خائنین به ملت است. او صف مقاومت را از انقلابیون حرفوی ، مردان مسلح سلحشور و شجاع سنگر های انقلاب ، فرهنگیان متحد گرفته تا کار وسیع نیروهای دموکرات ، علیه رژیم و بلاخره ، فرد فرد ملت افغانستان و عساکر...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl"> (این نبشته به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت مجید کلکانی تهیه شده است)</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl">&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 18pt; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#ff0000">&#8220;زخون خویش خطی می کشم بسوی شفق&#8221;</font></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">سخن از مجید است. از بی رقیب ترین قهرمان تاریخ معاصر کشور ما. مردی که سمبول آزادی و مقاومت ، آئینه و وجدان آگاه ، بیدار ، رهگشا ، ستیزه گر و تسلیم ناپذیر مردم افغانستان است.<br />بیست و شش سال قبل از امروز جانیان خوانخوار روسی و نوکران فرومایۀ خلقی- پرچمی شان ، فجیع ترین و نابخشودنی ترین خیانت تاریخی را در حق مردم افغانستان روا داشتند و ناجوانمردانه چراغ زندگی این بزرگمرد را به جرم آزادی خواهی ، عشق به افغانستان عزیز ، عشق به مردم افغانستان و نفرت از تجاوزگران و  خائنین به مردم ، خاموش ساختند. اما مرگ فزیکی مجید ، آغاز زندگی نوین ، آغاز سیر او در جاودانگی و حضور معنوی او در تاریخ است. او هم اکنون بیشتر از هر زندۀ دیگر در تاریخ حضور دارد و مردم افغانستان او را به عنوان قهرمان ملی خود پذیرفته اند.<br />مرگ فزیکی او تأثیرات عمیقی در چگونگی سیر جنبش آزادیبخش ملی بجا گذاشت. جنبش انقلابی کشور مرگ او را سر آغاز دورۀ سختی از مبارزه خواند. <br />مهمتر از همه ، بیست و شش سال بعد از شهادت او که به یقین بیست و شش سال رنج و مبارزه و بدبختی برای مردم افغانستان بود ، هنوز هم شعار نبرد مجید ادامه دارد &#8211; شعاری که همرزمان و همنبردان مجید در آن زمان بلند کردند &#8211; شعار زنده است.<br />چرا چنین است؟ دلیل تداوم حضور این قهرمان افسانوی مردم در تاریخ چیست؟  ما سیری در حد توان در اندیشه ها و ویژگی های کار مبارزاتی این بزرگمرد داریم.<br />سال های ۱۳۳۰ شهید کلکانی به عنوان عنصرضد سلطنت درضدیت  با رژیم مطلقۀ شاهی مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد.  ویژه گی مبارزۀ شهید کلکانی دراین است که : <br /><font color="#000000">۱/</font> خواست های سیاسی او به زودی مرزخواست رژیم مشروطه شاهی را در نوردید و او خواستارسرنگونگی قهری رژیم گردید. <br /> ۲/ ازهمان آغازمبارزه ، او روی مبارزۀ مخفی وایجاد هسته های مخفی مبارزاتی تأکید می کند واعتقاد دارد که مبارزۀ مخفی روش اساسی در بر اندازی حکومت های مطلقه است؛ وهرگز فریب زرق وبرق دموکراسی تاجدار را نمی خورد . <br />۳/ ویژ ه گی دیگری که به عنوان یکی از مشخصات شهید کلکانی درجنبش شناخته می شود، تأکید روی مبارزۀ مسلحانه است. او درمورد چگونگی آغاز وشیوه های مبارزۀ مسلحانه دست به کار وسیع تحقیقی و پژوشگرانه زد ، و برای این مأمول به نقاط مختلف افغانستان وتقریبأ به تمام مناطق مناسب برای آغازجنگ های پارتیزانی سفر کرد و با دقت وحوصله مندی  زمینه های مساعد وموانع کاررا مورد بررسی قرار داد. <br />اساسی ترین نکته درتئوری مبارزۀ مسلحانۀ شهید کلکانی ، پیوند این مبارزه با توده های مردم وچگونگی ایجاد این رابطه بود. در محورتیوری مبارزۀ مسلحانۀ او انسان جامعه افغانی قرار داشت و آگا هی دادن به این انسان وسوق دادن او برای دفاع ازحق اش. تفنگ ، مرمی وامکانات درین تیوری جای اساسی نداشت. به این معنی که عدۀ دیگری هم &#8211; چه قبل از کودتای ۷ ثور و چه بعد از آن &#8211; دست به سلاح بردند وحتی در دوره هایی جامعه ما به عنوان یک جامعۀ کاملأ مسلح درآمد، که درآن فقط با زبان تفنگ صحبت می شد. ولی ا ین تفنگ ها، تفنگ های خیراتی بودند وتفنگداران برای نجات از یک دشمن دست تگدی به دشمن دیگری درازکرده بودند که متأسفانه ما با دل پر درد وچشمان تر شاهد این مرحلۀ تاریخ بودیم وهم اکنون نیزمردم ما رنج عظیم این اشتباه تاریخی را می کشند. <br />اما شهید مجید می خواست انسان جامعه افغانی را معتقد سازد که او قادربه تغیرسرنوشت خود است واین توانمندی را دارد که از حق خود دفاع کند.او اعتقاد داشت ، زمانیکه انسان آگا ه ،متعهد ومصمم به تغیر باشد، وسایل و ابزارکار این تغیر را، خود میتواندبدست بیاورد. تکامل این تیوری را بعد ها در جریان جنگ آزادی بخش ملی ضد روسی &#8211; که او خودطراح خط مشی مستقل ملی دراین جنگ بود-، شاهد بودیم که چگونه سازمان او با شعار &#8220;با سلاح روس بر ضد روس &#8221; جنگ آزادی بخش ملی راعلیه متجاورین آغاز کرد و قهرمانان سامائی صفحۀ درخشانی از تاریخ را با رنج ومبارزه وخون شان به عنوان عناصر غیر وابسته به بیگانگان ، متکی بخود وعاملین خط مشی مستقل ملی نوشتند.   <br /> ۴- مناسبات بامردم: شهید کلکانی به مردمش عشق بزرگ وایمان فراموش ناشدنی داشت. او از آغاز مبارزۀ سیاسی درتمام دورۀ این مبارزه به نیرو وظرفیت شگفت انگیز مبارزاتی مردمش باورمند بود. بجز دشمنان مردم و حکام زورگو ، با طیف های وسیعی از مردم اعم از کارگران ، روشنفکران، دهقانان ، روحانیون و متنفذین روشن بین روابط نزدیک وصمیمانه داشت و با آنها درشهر و روستا پایه های دوستی های محکمی را ریخته بود.                                                                                                        در رابطۀ خود با مردم آنچنان بی پیرایه و بی تکلف برخورد میکرد وآنچنان مسایل حاد وبغرنج اجتماعی را به بزبان ساده مطرح میساخت که مخاطبین او در وجود او رفیق وهمرزم خود رامی یافتند. این پایه اعتماد متقابل ، عشق ودوستی بزرگ مردم با او بود.<br /> او با تواضع وعلامندی ازتوده های مردم می آموخت.از زبان خودش نقل قول است که باری روستائیان کوهدامن گفته بودند &#8220;کمی بی حوصله هستی&#8221; مجید میگفت که من حد اقل ده سال تلاش وخود سازی کردم تا حوصله مندی را آنطوری که مردم انتظاردارند ، یاد بگیرم.<br />اونه تنها با روشنفکران کتابخوان شهری که با روستا زادگان وتوده های مردم درمجموع مسایل روزمرۀ زندگی شان، مشکلات و راه حل ها وبلاخره طرح هایی برای تغیر را مطرح میکرد ودر وجود آنها روحیۀ تغیر پذیری وتغیر آوری را بیدار میساخت.<br />حاصل این کار، جمعی از افراد توده ای بودند که مسایل بغرنج انقلاب افغانستان را به همان خوبی روشنفکران متفکرمی فهمیدند ودرین راستا کار میکردند.<br />به همان اندازه ای که او به مردمش عشق داشت وشب وروز را در کنار آنها ساده وبی پیرایه می گذشتاند، مردم نیز او را دوست داشتند وسر تا سر افغانستان خانه ومخفی گاه او بود. به همین علت هم او سال های طولانی زندگی مخفی خود را در میان مردم خود گذشتاند ودر تمام این سال ها تلا ش های دولت های ضدمردمی برای دستگیری او با همه فریب و خدعه بی نتیجه ماند.<br />همانطوریکه شهید کلکانی شخصیت برجسته و برازندۀ تاریخ ماست و زندگی ، افکار و مبارزاتش تأثیرات دیر پای در جامعه داشته و دارد، خود او نیز محصول دورۀ معینی از تاریخ کشور ماست. در این دوره در پهلوی شخصیتی چون شهید مجید شخصیت های بزرگ دیگری با ظر فیت ها و توانمندی های خاص درساحات وسطوح مختلف اجتماعی و سیاسی سر بلند کردند که تشریک آرمان های انسانی، اجتماعی،سیاسی وانقلابی شان ، آنها را به مجید نزدیک وهمگام ساخت و دریک رابطۀ متقابل دهش وگیرش روی همدیگرتاثیرگذاشتند وصیقل یافتند. مردان با ایمان، آگاه ،نترس، تسلیم ناپذیر، شجاع، هدفمند،متواضع وسر بلندی که یاران وفادارشهید کلکانی بودند.<br />علاوه برین جمعی از اعضای خانواده، یاران وهمفکران او ، جوانان پرشور روستائی و عیاران با عشق به مجید او را با تمام نیرو و توانمندی و درحدود امکانات مادی ومعنوی خود مانند مردمک چشم دوست داشتند وحفظ می نمودند.میتوان از جمع عاشقانی نام برد که گوئی با عشق به مجید زاده شدند و با این عشق درسنگر دفاع از آرمان های او جان دادند وحتی این عشق  &#8220;ساری&#8221; را به میراث ماندند. اومحبوب القلوب ترین رهبر، پیشوا وهمرزمی  است که تاریخ معاصر ما بخود دیده است.<br />شناسائی ظرفیت ها:<br />یکی دیگراز ویژه گی های کار شهید کلکانی، شناسایی دقیق ظرفیت ها وتوانمندی های مبارزاتی افراد بود. او با شناخت از ظرفیت وتوانمندی افراد، خود آگاهی ،حس اعتماد به نفس و جرأت سهم گیری فعال درمبارزه را در آنها زنده می ساخت وافراد را آنچنان درساحات کار شان سازماندهی میکرد که کار ها دیگربه وجدان _کنندۀ کار مبدل شود ودر یک فضای همکاری وتقسیم دقیق کارعلیرغم تفاوت های اجتماعی،فرهنگی وسیاسی حرکت همآهنگ را برای هدف واحد بوجود میآورد.<br />همچنان او بطورمدوام وخستگی ناپذیرصفوف متحدین مردم را گسترده ترمیساخت. ونتنها به جمع یاران خود وافراد مؤمن ومتعهد و وفادار توجه داشت که تلاش میکردهمۀ نیروها را درهمۀ ابعاد مبارزاتی علیه دشمن مشترک بسیج نماید ودشمن را تجرید کند.<br />شاید این شیوه شناخت وبکاراندازی ظرفیت ها وتجرید متداوم دشمن ، گسترش خستگی ناپذیرصفوف متحدین ، ویژ ه گی رهبری انقلاب ما باشد.          <br />کودتای ۷ ثور و کار وحدت طلبانه:<br />کودتای ننگین ۷ثورکه آغازفصل تازه ودردناکی از بدبختی ها و رنج های بیشمار مردم ما بود، در میان قاطبۀ ملت افغانستان ونیرو های سیاسی آن واکنش های متفاوتی را ایجاد کرد.<br />نیرو های ارتجاعی راه وابستگی درپیش گرفته و دست به دامان غرب وبیگانه زدند تا به کمک سلاح های خیراتی و به بهای بندگی خود را بر جنبش خود بخودی مردم ما تحمیل کنند. عده ای کودتا را رفرمیسم خواندند و به آن برخورد ریشه یی و اساسی نکردند. تعدادی هم نمی خواستند دربردگی وتسلیم طلبی از خلقی – پرچمی  ها کوتاهی بیاورند ودر انتطارفرصت بودند تا با خوش خدمتی لطف ارباب روسی را به خود جلب کنند.<br />شهید کلکانی از همان آغاز ، کودتا را مقدمۀ تجاوز عریان روس ها به سر زمین ما وادامۀ تمهید غدارانۀ سه دهۀ قبلی شان میدانست.او با تهور وجسارت و درایت انقلابی ،مقاومت ملی، دفاع از ارزش ها ونوامیس ملی، دفاع از وطن وهموطن را به عنوان اساسی ترین وظیفه پیش پای خود وجنبش ملی وانقلابی مردم افغانستان قرار داد و وحدت نیرو های ملی وانقلابی را به عنوان اساسی ترین مسله در دستور روز گذاشت.<br /> درپروسۀ وحدت، شهید کلکانی بر خورد بسیار دقیق ومتواضعانه دارد.مرکز ثقل کار وحدت طلبانه او بسیج همۀ نیرو های مبارزاتی در تمام ابعاد و گستره ها برای نبرد آزادی بخش ملی است. او می گفت اگر درجایی پنج نفرانسان آگاه، دلسوز و وطنپرست باهم یکجا شوند ، من حاضرهستم زیر رهبری آنها ، با آنها کارمشترک را شروع کنم.<br />در امر بزرگ وحدت تنها خودش و محفل خودش مطرح نیست. بلکه منافع تاریخی ، هویت ملی و پیروزی مقاومت مردم افغانستان مطرح است.<br />شهید کلکانی با جمعی از انقلابیون ،آزادی خواهان ووطنپرستان کشور درطی یک پروسۀ کار پرتلاش شباروزی ، سازمان آزادی بخش مردم افغانستان را تأسیس کردند؛ ولی از آنجائیکه او اعتقاد داشت که جنگ آزادی بخش ملی کار یک گروه ، یک سازمان ویک حزب نیست ، و از آنجائیکه شناخت دقیق از جامعه ومناسبات اجتماعی حاکم در آن داشت، میدانست که ناهمگونی های سیاسی- اجتماعی- طبقاتی باز تاب خود را در افکار، شیوه های کار سیاسی ومبارزۀ افراد انعکاس میدهد. لذا برای بوجود آوردن یک محراق مشترک ، همزمان با تأسیس ساما،دست به ایجاد جبهۀ متحد ملی افغانستان زد تا جمع وسیعتر و اقشار بیشتر جامعه را بدور شعار های اساسی آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی بسیج و متحد سازد.<br />مسئله وحدت و کار متحدانه و پیگیر علیه دشمن مردم ، برای شهید کلکانی در حدود سازمان و جبهه متحد محدود نمیشود. او میخواهد مجموع ملت افغانستان یکپارچه علیه تجاوز و خائنین بایستد تا به آرمان های والا و انسانی آزادی و دموکراسی برسد.<br />او با تمام نیرو تلاش می کند تا دشمنان عریان و مخفی مردم افغانستان را در یک صف و مردم را در صف مقابل آنها قرار دهد.<br />متأسفانه ، اکثر نوشته ها و آثار مدون شهید کلکانی را در دسترس نداریم و مقداری از آنها هم شاید در جاسازی ها آنچنان جابجا شده باشند که هرگز بدست ما نیفتند. ولی از جمله آثار کتبی وی شبنامه ها و اولین اعلامیه سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در دست ماست. ما درین اعلامیه و شبنامه ها سبک تازه و نوینی از ادبیات پرشور انقلابی را می بینیم. حاصل کار نویسندۀ توانا و مبتکری که نه تنها افکار ناب ، بکر ، انقلابی و خط ده یک جنگ آزادیبخش و انقلابی است که از لحاظ سبک ادبی اساس گذار یک شیوۀ نوین نگارش نیزمی باشد. این شبنامه ها مالامال از عشق و علاقۀ او به مردم افغانستان و نفرت عمیق و بی پایان او از متجاوزین و خائنین به ملت است.<br />صحبت از وحدت بود. او در تمامی این شبنامه ها با تحلیل روزمرۀ قضایا و با خط دهی برای بسیج مردم بطور متداوم درحال سره ناسره کردن متحدین مردم و خائنین به ملت است. او صف مقاومت را از انقلابیون حرفوی ، مردان مسلح سلحشور و شجاع سنگر های انقلاب ، فرهنگیان متحد گرفته تا کار وسیع نیروهای دموکرات ، علیه رژیم و بلاخره ، فرد فرد ملت افغانستان و عساکر و صاحب منصبانی که روز تا روز به صف مردم می پیوستند ، گسترش میدهد. او با ادبیات پرشور و حماسی خود در هر لحظه به تجرید هرچه بیشتر خائنین و تشویق هرکه به صف مردم می پیوندند ، می پردازد. او با دقت و عشق عجیبی در بررسی وقایع ، قیام ها و اعتصابات از سطح به عمق و از عمق به سطح میرود و درین مسیر همه را به اتحاد ، مقاومت ، و مبارزه دعوت می کند.<br />هنگاهی که رژیم کودتا دست پاچه از قیام همگانی مردم در مناطق مختلف کشور به شیوۀ قدیمی تفرقه بینداز و حکومت کن متوسل می شود ، شهید کلکانی با نوشتن شبنامه &#8221; جاوید باد پیوند خون خلقها و اقوام سراسر کشور&#8221; با تقدیر خیزش های آزادی خواهانه از نقاط مختلف و از ملیت های مختلف کشور ، این هدف خائنانه دشمن را افشاء نموده و مردم را به وحدت و همبستگی فرا میخواند. حتی آن سربازان و عساکری را که دولت به جنگ برادر کشی فرستاده است برای وحدت و پیوستن با مردم دعوت می کند.<br />&#8221; رژیم کودتا که از آغاز چون طفل گورزاد فقط برای مردن در لحد تولد یافته بود ،اکنون در زیر تازیانۀ کوبندۀ خلق جان می کند و برای زنده ماندن به گوشت مادر وطن و خون پاک فرزندان آن دهان می اندازد. درین شرایط که سران جنایت پیشۀ کودتا از ترس انتقام خلق فامیل های خویش را به زیر سایۀ حمایت ارباب خود به ماسکو فرستاده اند ، ننگی بالا تر ازاین وجود نخواهد داشت که کسی با برادر کشی ، با اجساد خون آلود برادران خود پایۀ لرزان استبداد و استعمار را در کشور خود متکاء دهد.<br />رژیم جنایتکار کودتا دَین خون ننگینی در برابر خلق کشور بر گردن دارد که ناگزیر آنرا پرداختنی است. جلادان ، جواسیس و هواخواهان آن در دادگاه خلق حساب خواهند داد. و اما ننگ برادرکشی- اگر از روی اجبار و توأم با اکراه هم باشد- برای یک انسان با شرف و وطنپرست کشنده تر و اهانت بار تر از هر کیفریست.<br />سربازان وطنپرست! سلاح تانرا به سوی دشمن خاک و ناموس تان برگردانید!<br />هموطنان دلیر! ریشه های هستی تانرا بدست خود و بدلخواه دشمن قطع نکنید.&#8221; <br />شهید کلکانی که تمام مراحل زندگی مبارزاتی خود را در کنار مردم قهرمان خود سپری کرد و افکار و اندیشه های خود را از متن زندگی مردم گرفته بود ، هرگز با شیوۀ الگو سازی کشور های دیگر در قضایای افغانستان برخورد نکرد ؛ بلکه با خود آگاهی و آگاهی ملی قضایای کشور ما را تحلیل میکرد و طراح و مبتکر راه های عملی مبارزه بود. <br />او با دانش و فهم خود سال ها قبل از امروز بدبختی هایی را که بعد ها دامنگیر مردم ما شد پیش بینی میکرد و دشمنان مخفی و علنی مردم را افشاء می ساخت. او میدانست که امپریالیسم غرب تلاش دارد ، جنبش آزادیبخش ملی ما را به بیراهۀ وابستگی بکشاند و نتیجۀ آن چیزی جز ضیاع خون های ریخته شده نخواهد بود. چنانچه درین مورد در اعلامیۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان می نویسد:<br />&#8221; خلق قهرمان افغانستان بیشتر از یکسال بدینسو به پلۀ توفانی نبرد خونین و سرنوشت ساز آزادی پا نهاده است. درین نبرد سهمگین جهانخواران امپریالیست که یکی در تلاش استیلاء با اتکاء بر سرمایۀ دلال دولتی می کوشد کشور ما را به مستعمرۀ مقهور و پرشگاه توسعه جویی های بعدی خود مبدل سازد و دیگری از سنگر رقابت، با دمسازی با نیروهای رجعت گرا می خواهد جنبش آزادیبخش خلق ما را به بیراهۀ تاریک عقب ماندگی و اسارت مخفی رهنمون شود- در یک صف و خلق قهرمانی که با عشق شکوهمند به میهن و با دلبستگی غرور انگیز به نوامیس ملی در راه آزادی ، رفاه و کرامت انسانی خود می رزمد در صف دیگرقرار دارد.&#8221;<br />آنچه را که شهید کلکانی در آن زمان واضح و روشن پیش بینی میکرد ، متأسفانه عدۀ زیادی توان درک آنرا نداشتند و اهمیت این پیشبینی ها را درک نمیکردند. ما اکنون سالها بعد می بینیم که چگونه بعد از شکست روسها ، بعد از آن همه رنج و بدبختی مردم ما ، وابستگی نیروهای ارتجاعی به غرب در کمبود و خلاء یک حرکت نیرومند ملی و مردمی زمینه های تجاوز دیگر را مساعد ساخت و ما از یک تاریکی به تاریکی دیگر کشانیده شدیم. <br />شهید کلکانی از آغاز کودتای ثور تا زمان دستگیری و زندانی شدنش تمام مسایل و وقایع با اهمیت را انگیزه برای نوشتن قرار میدهد و با تحلیل و بررسی اوضاع و جمعبندی تجارب به بسیج مردم می پردازد.  شهید مجید در اولین اعلامیۀ سازمان که هنوز حفیظ الله امین جلاد بر سر قدرت بود، پیشبینی تجاوز مستقیم روس به افغانستان را می کند:<br />&#8221; بدینگونه امپریالیسم روس که در قمار کودتا ها رویای شیرین غارت این سرزمین را در سر می پروراند، دریافته است که با وجود اقتصاد غول آسا و تکنولوژی شگفت انگیز دست داشتۀ خود در برابر ارادۀ پیکار جویانه ملت ستمکشی که با قاطعیت و جانبازی در راه یک آرمان عادلانه و انسانی می رزمد ، به زانو در می آید.<br />اکنون امپریالیسم روس بر سر دوراهی ای قرار دارد که دورنمای آن چیزی جز شکست ننگین پدیدار نیست:- تعویض چاکران بیکاره با چهره های رسوایی که بیش از پیش محکوم به مرگ اند- و یا ماجراجوئی نظامی و غرق شدن در گرداب نظیر ویتنام.<br />شواهد حاکیست که امپریالیسم روس با منطق ضد انقلابی خود ، در ضمن تکاپوی بیشرمانه برای سرهم بندی کودتای دیگر( به وسیله نیروهای ذخیرۀ خویش چون باند وطن فروش پرچم) برای مقابلۀ عاجل با گسترش و تشدید شورش خلق مداخلۀ مستقیم نظامی را شدت بخشیده است.&#8221;<br />از همان آغاز شهید کلکانی میدانست که نیروهای ارتجاعی شدید ترین ضربات را به جنبش وارد خواهند کرد و هشدار میداد که مضمون جنگ آزادیبخش ما دفاع از منافع تاریخی و انقلابی مردم افغانستان است که باید بعد از شکست تجاوز و پیروزی نبرد آزادیخواهانه، انسان جامعه افغانی به دموکراسی و عدالت اجتماعی به عنوان ضرورت تاریخی خود نایل آید.<br />شهید کلکانی ضرورت دموکراسی برای جامعۀ افغانی را در زمانی مطرح کرد که کلمۀ دموکراتیک در فضای مختنق جنایات خلقی- پرچمی ها متأسفانه مسخ و ترور شده بود و نیروهای ارتجاعی با استفاده از این فضا هرچه را که نام دموکراسی داشت برچسپ کفر و الحاد می زدند؛ ولی شهید کلکانی با جسارت و راهگشائی این مسایل را دقیق و روشن مطرح میکرد.<br />او در اعلامیۀ سازمان درین مورد می نویسد:<br />&#8221; گذشته از این ارتجاع مردود با خزیدن در صف پیکار خلق و سوء استفاده از معتقدات ملت مسلمان ما تلاش دارد با تخطئۀ گرایش راستین ترقیخواهی و با دامن زدن تفرقه در جبهۀ خلق ، نبرد آزادیبخش ملی را که با عبور از دریاهای آتش و خون بسوی قلۀ پرافتخار پیروزی ره می گشاید ، تضعیف نماید. در حالیکه تجارب سرتا سر جامعۀ بشری و منجمله نبرد های ضد امپریالیستی پارینۀ خلق ما به بهای خون هزاران فرزند پاکباز این سرزمین مؤید این حقیقت است که آزادی ملی بدون دموکراسی واقعی ، عدالت اجتماعی و گرایش مترقی جز اسارت نوین و ضیاع خون های ریخته شده پی آمدی نداشته و نخواهد داشت.&#8221;<br />شهید کلکانی طراح و مبتکر مشی مستقل ملی و انقلابی است. همانطوریکه تذکر دادیم او فورمول انقلاب افغانستان را از متن جامعه و با شناخت دقیق از آن بیرون می کند. استعمار و امپریالیسم به اشکال متعدد (تهاجم نظامی ، چپاول اقتصادی و گاهی در لفافۀ کمک و همکاری) میخواهد هویت ملت ما را نفی کند و مانع تکامل طبیعی و سالم جامعه شده ، و آن را بسوی اسارت عیان و یا نهان رهنمون شود.<br />مشی مستقل ملی ، به معنی اتکاء بخود و داشتن روابط شرافتمندانۀ بین المللی یعنی عدم وابستگی است. اتکاء بخود داشتن روابط و مناسبات با مردم است و اعتقاد به اینکه مردم خود تاریخ خود را می سازند. اتکاء بخود باید از خود آگاهی شروع شود. اتکاء بخود به معنی اشتراک فعال و عملی در جنبش ، جمعبندی مداوم تجارب ، کشف خصوصیات جامعه و توانمندی و جسارت ارتقاء دادن تجارب به سرحد تئوری های رهبری کننده انقلاب است. با این شیوه میتوان فورمول انقلاب و مبارزه در کشور خود را به همت خود کشف کرد. سخن آخر اینکه ، اتکاء بخود به معنی طرد هرنوع وابستگی است. شهید کلکانی به ظرفیت ها و توانمندی های مردم اتکاء می کند. چنانچه در شبنامۀ &#8220;در سنگر اعتصاب ببر انقلاب خفته است&#8221; می نویسد: <br />&#8221; چه جبونانه و خائنانه است نوحۀ جغد آسای آنانی که به امواج خروشان قهر مردم و سمت گیری درست و نهائی آن باور ندارند و راه رستگاری و نجات را نه با مردم بلکه با یک دشمن علیه دشمن دیگر سراغ مینمایند و یا از بیم دو دشمن گوشه گیری و انزوای بیدرد سر را در پیش می گیرند.&#8221;<br />در همین ارتباط در شبنامۀ &#8221; خروش رعد در پکتیا &#8221; تجارب قیام قول اردوی پکتیا را جمعبندی می کند و می نویسد:<br />&#8221; قیام ۱۴ دلو بار دیگر ثابت نمود که هرگاه مردم متحد گردند و از رهبری آگاه ، مسئول و جانباز برخوردار باشند ، نیازی ندارند سلاح رزم خود را از کسی گدائی کنند ، بلکه میتوانند آنرا به قدر کافی از دشمن به دست آرند.&#8221;<br />شهید کلکانی معتقد بود که جنگ آزادیبخش تنها محدود در ساحۀ مسلحانه و جنگ نظامی نیست ، بلکه در مقابل یک سیستم امپریالیستی باید با یک سیستم جنگید ؛ سنگر های مبارزاتی را در ساحات گوناگون گسترش داد و تمام نیروهای مبارز ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی بسیج کرد تا فرد فرد مردم افغانستان امکان سهمگیری درین نبرد آزادی خواهانه را داشته باشند. در جمعبندی تجارب اعتصابات شهر کابل در شبنامۀ &#8221; در سنگر اعتصاب ببر انقلاب خفته است&#8221; می نویسد:<br />&#8221; اوجگیری و گسترش همزمان جنبش اعتصابی در شهر ها و روستاهای کشور ، در قعر زمستان ، بهار سرخی را نوید میدهد. جنگ آزادیبخش ملی ما یک جنگ اقتصادی ، سیاسی ، نظامی ، فرهنگی و روانیست. پیروزی این جنگ خواهان سهمگیری مردم سراسر کشور ، با تمام هستی خود در تمام عرصه ها و سنگر های مبارزه است . دامنۀ جهاد و اشکال آن باید چنان گسترش و تنوع یابد که هر فرد کشور به تناسب امکانات خود بتواند دشمن را ضربه زند و جنبش مقاومت را از جهتی یاری رساند. <br />. . . در مرحلۀ اول کودتای ثور یک بخش مردم سلاح بدست در برابر ماشین غول آسای جنگی روس جانبازانه می رزمیدند و بخش بزرگ مردم با تأسف ازینکه سلاح ندارند &#8211; و با این توقع فریبنده که در یک روز &#8221; نوروز&#8221; یا یک شب &#8220;لیله القدر&#8221; حضر کاذبی به سروقت آنها خواهد رسید و به آنها سلاح توزیع خواهد کرد- نقش تماشاگر &#8221; هراسناک&#8221; را بازی میکردند و چه بسا که در تجلیل های فرمایشی برای دشمن هورا می کشیدند. در جنبش اعتصابی که در گام دوم به پلۀ تظاهرات بالا میرود ، مردم سلاح شکست ناپذیر خود- سلاح اتحاد – را می یابد.&#8221;<br />شهید کلکانی سمبول آشتی ناپذیری با متجاوزین و دشمنان مردم است. او بیرحمانه دشمنان را افشاء می سازد و نفرت عمیق خود را به آنها اظهار می دارد. درینجا برشی از شبنامۀ&#8221; روس اشغالگر در سراشیب رسوائی و تباهی&#8221; را می آوریم:<br />&#8221; این حقیقت است که &#8220;امین&#8221; بحیث سفاکترین جلاد ملت ما بر تختۀ ننگ جاودانه چار میخ خواهد ماند. ولی سراسر کارنامه خونبار و نفرت انگیز او در اوقیانوس شرارت امپریالیسم روس قطره ای بیش نیست. هیچ شعبده بازی نمیتواند این حقایق را دگرگون جلوه دهد. این شیوۀ شناخته شدۀ امپریالیسم غدار و جنایت پیشۀ روس است که روزگاری برده سگ صفت چون&#8221;ترک&#8221; و &#8220;امین&#8221; (و سرانجام ببرک) را با ژست های &#8220;برادرانه&#8221; و &#8220;رفیقانه&#8221; در آغوش میگیرد و روز دیگر پشتارۀ گرانبار جنایات خود را بنام آنها به بازار تقلب عرضه میدارد.<br />در دامگاه نیرنگ روسی به سادگی سفلۀ بی شخصیت &#8220;نابغه شرق&#8221; خوانده میشود تا روز دیگر به اتهام کیش شخصیت به گورستان ننگ سپرده شود و جلاد وحشی &#8221; قوماندان دلیر ثور&#8221; تعین می گردد تا در فرجام جنایات ننگینش بدامن &#8220;سیا&#8221; پاک شود و &#8221; دربار مل &#8221; مطرود در آستین توطئه نگهداری میشود تا در فرصت مقتضی به عنوان ناجی خلق مسخره گردد.&#8221;</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl"><font color="#000080">تمام مزرعه از خوشه های گندم پُر<br />دریغ سنبله ها را کسی درو نخواهد کرد<br />دروگران همه پیش از درو<br />درو شده اند. . .<br /></font>(حمید مصدق)</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">دوستان عزیز!<br />ما با درنظر داشت الزام وقت و گنجایش پروگرام و در حدِ توان محدود خود ، سیری گذرا و عجولانه بر برخی از اندیشه ها و ویژه گی های سخصیتی شهید کلکانی کردیم. <br />متأسفانه در کمبود او و جمع زیادی از یاران همفکر و همسنگر او که بیرحمانه از طرف استعمار گران روس ، جانیان خلق و پرچم و مرتجعین سیه دل شهید شدند ، حرکت برای آزادی و دموکراسی به کندی گرایید. دراین خلاء با تاخت و تاز ارتجاع وابسته همانطوریکه شهید کلکانی هشدار داده بود ، علیرغم قربانی بینظیر مردم ما خونبهای آزادی اسارت نوین بود.<br />هم اکنون وجدان ملت آزادۀ ما از تلاشی که برای تحمیق شان زیر عنوان صدور دموکراسی و مبارزه با تروریسم صورت میگیرد ، جریحه دار است. ملت ما زخمیست و سینه خیز راه میرود. دشنۀ خون آلود ارتجاع را به پشت و پاشنۀ آهنین متجاوزین نوین را روی سینه دارد.آمو و هندوکش سیاه پوش و اسیر اند.<br />تجارب دردناک تاریخی ۲۶ سال اخیر به حقانیت این اندیشه های شهید کلکانی صحه می گذارد ، که وابستگی و راه نجات از یک دشمن را با دشمن دیگر جستجو کردن حلال مشکلات مردم نه ، بلکه عامل بدبختی های بیشتر و وحشتناکتر می گردد.<br />مردم ما به قیمت تجارب خونین و غم آلود ، دشمنان رنگارنگ و نقاب پوش خود را شناختند. در پروسۀ جنگ طولانی رگه های (ولو باریک) خود آگاهی و آگاهی ملی بر بستر تکامل ذهنی شان نقش گردیده است. به یقین که مردم ما دیر یا زود غبار سکوت در برابر استعمار و تجاوز را از آئینۀ تصمیم شان خواهند زدود.<br />تا زمانیکه مردم به آرمان هایی که شهید کلکانی و یارانش در راه حصول آن مبارزه کرده و جان شانرا فدا ساخته اند نرسیده اند، او در &#8220;غیبت خود حضور&#8221; خواهد داشت  و این فریاد او از آنسوی مرز های جاودانگی بگوش خواهد رسید:</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl">         &#8221; بریده باد زبانی که در برابر تجاوز امپریالیسم خاموش بماند!&#8221;</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center">خنجر- جون ۲۰۰۶ میلادی </p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در حاشیۀ محاکمۀ اسرائیل&#8230;</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/2009-02-17-18-41-24/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 18:36:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مـقالات]]></category>
		<category><![CDATA[khanjar]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2009-02-17-18-41-24/</guid>

					<description><![CDATA[در حاشیۀ محاکمۀ اسرائیل به عنوان جنایتکار جنگ عمق تراژیدی نوار غزه را در نزدهمین روز حملۀ اسرائیل در لوحۀ قبرستانی که روی آن نوشته شده بود &#8221; قبرستان جای ندارد&#8221; ، میتوان حدس زد. فلسطینی ها بعد از این روز مجبور شدند قبر های کهنه را باز کنند و چندین شهید را در یک قبر دفن نمایند. قبر کن _ قبرستان &#8221; شیخ رضوان &#8221; برای گزارشگر آژانس  AP گفت :&#8221; من سه برادر را در یک قبر گذاشتم ، دختران را با مادر شان یکجا دفن کردم.&#8221; در حالیکه فلسطین در آتش یک جنگ تهاجمی و وحشیانه می سوخت ، دولت های امریکا و آلمان مخفیانه و دور از چشم جهانیان متأثر از این وحشت ، برای اسرائیل سلاح فرستادند.برای این دولت ها سرنوشت صد ها فلسطینی و ویرانی خانه و شهر فلسطینی ها ارزشی نداشت ، در حالیکه با بیشرمی و وقاحت در رسانه های گروهی رسمی ، حماس را مسئول شروع جنگ می نامیدند. حقیقت اینست که خود از فروش سلاح های مخرب و مدرن شان &#8211; بخصوص در مرحلۀ کنونی که بحران جهانی دست و پاگیر سرمایه شده است  &#8211; نفع می بردند و با فروش این سلاح ها ، قبل و حتی در جریان جنگ عملأ این جنگ غیر عادلانه را پشتیبانی کردند.در ماه سپتامبر سال 2008 کانگرس امریکا فیصلۀ فروش بمب های  GBU- 39   مخصوص ویرانی پناهگاه های زیر زمینی را برای اسرائیل کرد. هم چنان اسرائیل از امریکا بمب های GPS  113 kg  که قدرت وحشتناک ویرانگری دارد ، به دست آورد و قرار گزارش روزنامه اسرائیلیJarusalempost از این بمب ها به تاریخ 08. 12 . 29 استفاده صورت گرفت.دولت آلمان به تاریخ 08. 12. 15 –  دو اعشاریه شش ( 6،2) ملیون کیلوگرام مواد منفجره به اسرائیل فرستاد. به اساس گزارش رویتر ، اسرائیل به تاریخ 08. 12. 30  یعنی در جریان حملات به فلسطین از آلمان سلاح خرید.سازمان حقوق بشر فلسطین ( المیزان) که بیلانس جنایت در نوار غزه را مورد تحقیق قرار داده است ، آمار ذیل را بیرون داده است:1360 شهید ، 5000 زخمی و 22000 خانه خراب شده است. علاوه بر این ، بخش هایی از شهر در اثر بمب های ویران کننده کاملأ ناپدید شده اند که اجساد انسان ها زیر این خرابه ها هنوز ثبت آمار قربانی شدگان نیست. زیاد تر از نیم ملیون نفوس ، یعنی یک بر سوم باشندگان غزه آب پاک آشامیدنی ندارند ، بخاطری که سیستم کانالیزاسیون غزه را حملات هوائی اسرائیل کاملأ از بین برده است.علاوتاً این سازمان  {تا اکنون}  38 مسجد ویران شده ، 39 مکتب ، 42 تعمیر دولتی ، 107 دستگاه خورد و پیشه وری و 90 تعمیر پولیس را ثبت آمار خود کرده است.آمار کشتزار های ویران شده شامل گزارش نمی باشد.دولت اسرائیل از فاسفورس های آتشزا در جریان جنگ استفاده کرد. آتش این فاسفورس در بدن زخمی ها به هیچصورت خاموش شدنی نیست . فرد زخمی (آتش گرفته) درین آتش می سوزد تا بمیرد. متخصص نظامی حقوق بشر  chriscobb smith   می گوید: ما در همه جای غزه شواهد استفاده از فاسفورس سفید و بقایای پارچه هایش را یافته ایم. استفاده از این مواد جزء جنایات جنگی است.در جریان روز های جنگ ، تانک ها و قوای پیادۀ اسرائیل سی (30) تن فلسطینی را قصدأ نشانه گرفته و به شهادت رسانیدند.Navipillay   یک قاضی اسبق افریقای جنوبی برای جنایات بین المللی در مصاحبه با BBC  این شیوه برخورد را جنایات جنگی تشخیص کرد.به تاریخ 09. 01 . 22 گزارشگر ملل متحد &#8211; آقای  Richart falk   در ارتباط به نقض حقوق بشر در فلسطین توضیح داد که اسرائیل  حین حملات خود به یک منطقۀ پرنفوس غزه ، بالای مردمی که هیچ امکان بیرون شدن از غزه را نداشتند ، ترحمی روا نداشت. طی این حملات ، به هیچ طفلی ، زنی ، مریضی و یا معیوبی &#8211; قبل و در جریان جنگ &#8211; اجازۀ خروج از محل داده نشد. گزارشگرموصوف این عمل را جنایت جنگی خواند.علاوه بر این اسرائیل بی محابا بر عمارت ملل متحد که فلسطینی های بی پناه به آنجا پناه برده بودند ، حمله کرد و با خرابی و ویرانی عمارت ، پناهنده ها را به شهادت رسانید.اخیرأ به تاریخ 09 . 02 . 05  قوای نظامی بحری اسرائیل به یک کشتی لبنانی حامل 60  تن مواد کمکی ( مواد غذایی ، ادویه ، خون ، سامان بازی اطفال و لباس ) حمله کرده ، کشتی را مجبور به توقف در ساحل خود کرد.متأسفانه این بار نیز مانند جریان حملات سه هفتۀ اسرائیل ، اروپا و امریکا سکوت می کنند ولی برعکس این حادثه در دنیای عرب با برخورد شدید مواجه شده است و &#8221; شورای همکاری کشور های عرب خلیج &#8221; این حمله اسرائیل را حمله دزدان دریائی نامیده است و از شورای امنیت ملل متحد خواهان توجه به سرنوشت کشتی و عملۀ آن شده اند.طومار جنایات اسرائیل در برابر فلسطین طویل و بسیار دردناک است. اکنون سازمان حقوق بشر Amnesty International ، دیده بان حقوق بشر  Human Right Wach   و هشت گروه حقوق بشر اسرائیلی ، اسرائیل را محکوم به جنایت جنگی در جنگ اخیر غزه می سازند.وزیر عدلیه فلسطین در دنهاگ  ( Den Haag)با رئیس محکمه جنایات بین المللی تماس گرفته است.وکلای لبنانی  و هسپانوی در جریان جنگ دوسیه اقامه دعوی بیست و پنج صفحه ای  علیه اسرائیل تهیه کرده و خواهان محاکمه اسرائیل هستند.سازمان حقوق بشر فلسطین المیزان با تلاش شباروزی و خستگی ناپذیری که شیوه خاص فلسطینی هاست ، در هر گوشه ای از نوار غزه دنبال آثار جنایات اسرائیل را می گیرد و جنایات را مستند می سازد. روز جمعه 08. 02. 06 سارنوالی ترکیه دوسیه اقامه دعوی سازمان حقوق بشر &#8221; مظلوم &#8221; را رویکار گرفت. مظلوم به ادعای قتل عام ، شکنجه و جنایت جنگی علیه رئیس جمهور اسرائیل   Schimon Peres   صدر اعظم اسرائیل Ehud olmert   وزیر خارجه اسرائیل    ZipiLivin  و رئیس سازمان جاسوسی نظامی Heeres  اقامه دعوی می کند.ما در حالیکه با خلق فلسطین ، خلق عراق و خلق های سراسر جهان همدردی و پشتیبانی خود را اعلان میداریم ، امید واریم شاهد روزی باشیم که جنایتکاران اسرائیلی در محاکم بین المللی پاسخگوی جنایات بیکران شان باشند. آرزو داریم که دستان همه جنایتکاران را در تمام نقاط دنیا و بخصوص در کشور عزیز مان (افغانستان) از عقب بسته ببینیم.گروه های جنایتکاردر کشور ما از سی سال به اینطرف ، در میدان مسابقه ، هرکدام  گوی سبقت را از دیگری ربوده اند. لشکر وحشی و خون آشام روس ، یک و نیم ملیون شهید ، صد هزار زندانی ، پنج ملیون آواره و بیشتر از شصت ملیون ماین فرش شده در سرتاسر کشور به ما &#8220;تحفه&#8221; داد. احزاب ارتجاعی در پهلوی سائر جنایات شان کابل را به ویرانه مبدل ساختند و برای رسیدن به قدرت ، ملیت های برادر را به جان هم افگندند که طالبان در امتداد این خط وحشتناک ، در وازه های تازه بد بختی بر روی مردم ما و بخصوص زنان گشودند.اما ، با تجاوز امریکا و سایر همدستانش در سال 2001 ، با رکلام دموکراسی نامنهاد ، جنایتکاران سابق در نقش ناجی های ملت روی صحنه آمدند و به اشاره و کمک باداران خود ، خویشتن را مورد عفو قرار دادند که هیچکسی نمیتواند تداوم اعمال جنایتکارانه آنها را انکار نماید.اکنون رئیس جمهور امریکا (حسین اوباما) با وعدۀ بستن زندان گونتانامو می خواهد آبروی ریختۀ امریکا را اعاده کند ، ولی صحبتی از بستن زندان بگرام و سائر زندان ها در میان نیست. در حالیکه تعداد زندانیان بگرام  به مراتب زیادتر از گوانتانامو است . درین زندان ، زندانیان مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند ، کشته و مفقود الاثر می شوند.در جریان هشت سال حضور قوای بیگانه در کشور عزیز ما ، بار ها و بار ها مردم در نقاط مختلف کشور در محافل عروسی ، در بس های مسافر بری و در خانه هایشان مورد حملات وحشیانه هوائی قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.این جنایات آنقدر تکراری و روزمره شده که تأثیرات آن بالای عساکر مهاجم خیلی قوی است.عساکر آلمانی که مدتی را در افغانستان سپری کرده اند ، پس از بازگشت به کشور شان ، به امراض روانی مبتلا می شوند . اکنون این مریضی زیر نام     Posttraumatisch ثبت می شود.به این مریضی به این علت   posttraumatisch  می گویند که عساکر هفته ها و ماه ها بعد از بازگشت دچار آن می شوند.سال 2006 ، 55 مورد این مریضی در عساکر آلمانی که در افغانستان بودند ، تشخیص شد. سال 2007 این آمار به 130 نفر و سال گذشته به 226 نفر رسید. شیوع این بیماری روانی توجه جامعه مدنی آلمان را به خود جلب کرده است. و اخیرأ حتی فلم تلویزیونی درین رابطه روی صفحه تلویزیون آمد.اوضاع درد ناک کشور ما که عساکر مهاجم را که مبتلا به بیماری می سازد ، بالای مردم بی پناه ما چه تأثری خواهد داشت؟آمار قربانیان غیر نظامی این جنگ مخفی نگهداشته می شود. روزنامه انگلیسی The Sun   به تاریخ 09 . 02 . 04 گزارش داد که یک افسر انگلیسی به خاطر افشای اسرار مخفی در رابطه به آمار تلفات غیر نظامیان جنگ افغانستان به یک سازمان حقوق بشر ، زندانی شده است.owen Mecally یک افسر چهل و هشت ساله انگلیسی افشاء ساخته است که از سال 2001 به اینسو سالانه1000 غیر نظامی از طرف امریکا و قوای ناتو به قتل می رسند.با آنکه  از نظر سازمان های حقوق بشر این آمار به مراتب بیشتر است ، با آنهم جنرال های امریکائی به خاطر این افشاگری در آتش خشم می سوزند و افسر نامبرده به انگلستان انتقال داده شده و منتظر محاکمه خود است. خطر 14 سال قید به خاطر این افشاگری او را تهدید می کند.قتل و کشتار بیگناهان ، استفاده از انواع سلاح های مخرب و تباه کن ، قتل مواشی ، خرابی مزارع و آبادیها و مهمتر از همه دروغ پراگنی و جنگ های غارتگرانه را با بی شرمی و وقاحت ، مبارزه برای دموکراسی نامیدن دیگر حتی در حوصله عساکر مهاجم هم نمی گنجد.قرار گزارش آژانس خبری  AP   سال گذشته  ،  هفتاد و یک عسکر امریکائی از خدمت نظام فرار کردند ، برای اینکه وحشت خودشان در افغانستان را دیگر تحمل نمی توانستند.یک سرباز سی سالۀ امریکائی به نام   Andre Shepherd که از خدمت نظام فرار کرده و در آلمان تقاضای پناهندگی کرده است ، در مصاحبه خود با مجله شپیگل   Spiegel   می گوید: &#8221; من نمی خواستم امریکا را در کشتن بی گناهان کمک کنم و مانند سائر عساکر امریکائی ( 25000 از شروع جنگ عراق بدینسو ) من هم از خدمت نظام فرار کردم.&#8221;وی مدت نزده ماه را بعد از فرار از نظام در جنوب آلمان به صورت مخفی سپری کرد و به جواب مجله شپیگل که این مدت را در کجا پنهان شده بود گفت ، دوستان آلمانی ام مرا کمک کردند.بلآخره  این سرباز ، به تاریخ 08. 11. 26 مجبور به تقاضای پناهندگی شد. با آنکه هنوز جواب ندارد ولی صد ها نفر از سرتاسر آلمان با جمع آوری و فرستادن امضاء از دولت آلمان خواهان قبول شدن پناهندگی وی شده اند. قرار است روز شنبه 09. 02. 07 به او جایزه صلح   Monich American Peace   داده شود. روز شنبه کنفرانس امنیت ناتو به مناسبت 60 سالگی ناتو در شهر مونشن آلمان برگزار می شود و قرار است که یک گروه صلح خواه امریکائی مقیم مونشن در ضمن ابراز اعتراض علیه این کنفرانس ، به این سرباز به دلیل نرفتن به جنگ عراق و افغانستان جایزۀ صلح را بدهد. او خودش در مورد این جایزه می گوید:&#8221; این جایزه فقط جایزه من نی بلکه جایزه همه افراد و سازمان هایی است که در برابر جنایات علیه انسانیت قد علم می کنند.&#8221;هموطنان عزیز !جنبش های طرفدار صلح در سرتاسر دنیا اوج میگیرد. بحرانی که دامنگیر نظام سرمایه داری شده است ، هر روز به تعداد فقراء و بیکاران می افزاید و زمینه های همبستگی میان کارگران کشور های امپریالیستی و مردمان اسیر کشور های مورد تهاجم قرار گرفته ، روی این بستر رشد می کند.ما در حالیکه همبستگی خود را با همه سازمان ها و افراد صلح خواه و سازمان های حقوق بشر اعلام میداریم ، از عملکرد شجاعانۀ عساکری که این جنگ غیر انسانی و وحشیانه را تحریم می کنند ، تقدیر می کنیم. باید لحظه ای فراموش نکنیم که یکی از ارکان مهم مبارزه برای آزادی و رسیدن به دموکراسی واقعی و عدالت اجتماعی فراموش نکردن جنایت و جنایتکاران است.ما نباید درین مرحلۀ...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#ff0000">در حاشیۀ محاکمۀ اسرائیل به عنوان<br /> جنایتکار جنگ<br /></font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">عمق تراژیدی نوار غزه را در نزدهمین روز حملۀ اسرائیل در لوحۀ قبرستانی که روی آن نوشته شده بود &#8221; قبرستان جای ندارد&#8221; ، میتوان حدس زد. فلسطینی ها بعد از این روز مجبور شدند قبر های کهنه را باز کنند و چندین شهید را در یک قبر دفن نمایند. قبر کن _ قبرستان &#8221; شیخ رضوان &#8221; برای گزارشگر آژانس  AP گفت :&#8221; من سه برادر را در یک قبر گذاشتم ، دختران را با مادر شان یکجا دفن کردم.&#8221; در حالیکه فلسطین در آتش یک جنگ تهاجمی و وحشیانه می سوخت ، دولت های امریکا و آلمان مخفیانه و دور از چشم جهانیان متأثر از این وحشت ، برای اسرائیل سلاح فرستادند.<br />برای این دولت ها سرنوشت صد ها فلسطینی و ویرانی خانه و شهر فلسطینی ها ارزشی نداشت ، در حالیکه با بیشرمی و وقاحت در رسانه های گروهی رسمی ، حماس را مسئول شروع جنگ می نامیدند. حقیقت اینست که خود از فروش سلاح های مخرب و مدرن شان &#8211; بخصوص در مرحلۀ کنونی که بحران جهانی دست و پاگیر سرمایه شده است  &#8211; نفع می بردند و با فروش این سلاح ها ، قبل و حتی در جریان جنگ عملأ این جنگ غیر عادلانه را پشتیبانی کردند.<br />در ماه سپتامبر سال 2008 کانگرس امریکا فیصلۀ فروش بمب های  GBU- 39   مخصوص ویرانی پناهگاه های زیر زمینی را برای اسرائیل کرد. هم چنان اسرائیل از امریکا بمب های GPS  113 kg  که قدرت وحشتناک ویرانگری دارد ، به دست آورد و قرار گزارش روزنامه اسرائیلیJarusalempost از این بمب ها به تاریخ 08. 12 . 29 استفاده صورت گرفت.<br />دولت آلمان به تاریخ 08. 12. 15 –  دو اعشاریه شش ( 6،2) ملیون کیلوگرام مواد منفجره به اسرائیل فرستاد. به اساس گزارش رویتر ، اسرائیل به تاریخ 08. 12. 30  یعنی در جریان حملات به فلسطین از آلمان سلاح خرید.<br />سازمان حقوق بشر فلسطین ( المیزان) که بیلانس جنایت در نوار غزه را مورد تحقیق قرار داده است ، آمار ذیل را بیرون داده است:<br />1360 شهید ، 5000 زخمی و 22000 خانه خراب شده است. علاوه بر این ، بخش هایی از شهر در اثر بمب های ویران کننده کاملأ ناپدید شده اند که اجساد انسان ها زیر این خرابه ها هنوز ثبت آمار قربانی شدگان نیست. زیاد تر از نیم ملیون نفوس ، یعنی یک بر سوم باشندگان غزه آب پاک آشامیدنی ندارند ، بخاطری که سیستم کانالیزاسیون غزه را حملات هوائی اسرائیل کاملأ از بین برده است.<br />علاوتاً این سازمان  {تا اکنون}  38 مسجد ویران شده ، 39 مکتب ، 42 تعمیر دولتی ، 107 دستگاه خورد و پیشه وری و 90 تعمیر پولیس را ثبت آمار خود کرده است.<br />آمار کشتزار های ویران شده شامل گزارش نمی باشد.<br />دولت اسرائیل از فاسفورس های آتشزا در جریان جنگ استفاده کرد. آتش این فاسفورس در بدن زخمی ها به هیچصورت خاموش شدنی نیست . فرد زخمی (آتش گرفته) درین آتش می سوزد تا بمیرد. متخصص نظامی حقوق بشر  chriscobb smith   می گوید: ما در همه جای غزه شواهد استفاده از فاسفورس سفید و بقایای پارچه هایش را یافته ایم. استفاده از این مواد جزء جنایات جنگی است.<br />در جریان روز های جنگ ، تانک ها و قوای پیادۀ اسرائیل سی (30) تن فلسطینی را قصدأ نشانه گرفته و به شهادت رسانیدند.<br />Navipillay   یک قاضی اسبق افریقای جنوبی برای جنایات بین المللی در مصاحبه با BBC  این شیوه برخورد را جنایات جنگی تشخیص کرد.<br />به تاریخ 09. 01 . 22 گزارشگر ملل متحد &#8211; آقای  Richart falk   در ارتباط به نقض حقوق بشر در فلسطین توضیح داد که اسرائیل  حین حملات خود به یک منطقۀ پرنفوس غزه ، بالای مردمی که هیچ امکان بیرون شدن از غزه را نداشتند ، ترحمی روا نداشت. طی این حملات ، به هیچ طفلی ، زنی ، مریضی و یا معیوبی &#8211; قبل و در جریان جنگ &#8211; اجازۀ خروج از محل داده نشد. گزارشگرموصوف این عمل را جنایت جنگی خواند.<br />علاوه بر این اسرائیل بی محابا بر عمارت ملل متحد که فلسطینی های بی پناه به آنجا پناه برده بودند ، حمله کرد و با خرابی و ویرانی عمارت ، پناهنده ها را به شهادت رسانید.<br />اخیرأ به تاریخ 09 . 02 . 05  قوای نظامی بحری اسرائیل به یک کشتی لبنانی حامل 60  تن مواد کمکی ( مواد غذایی ، ادویه ، خون ، سامان بازی اطفال و لباس ) حمله کرده ، کشتی را مجبور به توقف در ساحل خود کرد.<br />متأسفانه این بار نیز مانند جریان حملات سه هفتۀ اسرائیل ، اروپا و امریکا سکوت می کنند ولی برعکس این حادثه در دنیای عرب با برخورد شدید مواجه شده است و &#8221; شورای همکاری کشور های عرب خلیج &#8221; این حمله اسرائیل را حمله دزدان دریائی نامیده است و از شورای امنیت ملل متحد خواهان توجه به سرنوشت کشتی و عملۀ آن شده اند.<br />طومار جنایات اسرائیل در برابر فلسطین طویل و بسیار دردناک است. اکنون سازمان حقوق بشر Amnesty International ، دیده بان حقوق بشر  Human Right Wach   و هشت گروه حقوق بشر اسرائیلی ، اسرائیل را محکوم به جنایت جنگی در جنگ اخیر غزه می سازند.<br />وزیر عدلیه فلسطین در دنهاگ  ( Den Haag)با رئیس محکمه جنایات بین المللی تماس گرفته است.<br />وکلای لبنانی  و هسپانوی در جریان جنگ دوسیه اقامه دعوی بیست و پنج صفحه ای  علیه اسرائیل تهیه کرده و خواهان محاکمه اسرائیل هستند.<br />سازمان حقوق بشر فلسطین المیزان با تلاش شباروزی و خستگی ناپذیری که شیوه خاص فلسطینی هاست ، در هر گوشه ای از نوار غزه دنبال آثار جنایات اسرائیل را می گیرد و جنایات را مستند می سازد.<br /> روز جمعه 08. 02. 06 سارنوالی ترکیه دوسیه اقامه دعوی سازمان حقوق بشر &#8221; مظلوم &#8221; را رویکار گرفت. مظلوم به ادعای قتل عام ، شکنجه و جنایت جنگی علیه رئیس جمهور اسرائیل   Schimon Peres   صدر اعظم اسرائیل Ehud olmert   وزیر خارجه اسرائیل    ZipiLivin  و رئیس سازمان جاسوسی نظامی Heeres  اقامه دعوی می کند.<br />ما در حالیکه با خلق فلسطین ، خلق عراق و خلق های سراسر جهان همدردی و پشتیبانی خود را اعلان میداریم ، امید واریم شاهد روزی باشیم که جنایتکاران اسرائیلی در محاکم بین المللی پاسخگوی جنایات بیکران شان باشند. آرزو داریم که دستان همه جنایتکاران را در تمام نقاط دنیا و بخصوص در کشور عزیز مان (افغانستان) از عقب بسته ببینیم.<br />گروه های جنایتکاردر کشور ما از سی سال به اینطرف ، در میدان مسابقه ، هرکدام  گوی سبقت را از دیگری ربوده اند. لشکر وحشی و خون آشام روس ، یک و نیم ملیون شهید ، صد هزار زندانی ، پنج ملیون آواره و بیشتر از شصت ملیون ماین فرش شده در سرتاسر کشور به ما &#8220;تحفه&#8221; داد. احزاب ارتجاعی در پهلوی سائر جنایات شان کابل را به ویرانه مبدل ساختند و برای رسیدن به قدرت ، ملیت های برادر را به جان هم افگندند که طالبان در امتداد این خط وحشتناک ، در وازه های تازه بد بختی بر روی مردم ما و بخصوص زنان گشودند.<br />اما ، با تجاوز امریکا و سایر همدستانش در سال 2001 ، با رکلام دموکراسی نامنهاد ، جنایتکاران سابق در نقش ناجی های ملت روی صحنه آمدند و به اشاره و کمک باداران خود ، خویشتن را مورد عفو قرار دادند که هیچکسی نمیتواند تداوم اعمال جنایتکارانه آنها را انکار نماید.<br />اکنون رئیس جمهور امریکا (حسین اوباما) با وعدۀ بستن زندان گونتانامو می خواهد آبروی ریختۀ امریکا را اعاده کند ، ولی صحبتی از بستن زندان بگرام و سائر زندان ها در میان نیست. در حالیکه تعداد زندانیان بگرام  به مراتب زیادتر از گوانتانامو است . درین زندان ، زندانیان مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند ، کشته و مفقود الاثر می شوند.<br />در جریان هشت سال حضور قوای بیگانه در کشور عزیز ما ، بار ها و بار ها مردم در نقاط مختلف کشور در محافل عروسی ، در بس های مسافر بری و در خانه هایشان مورد حملات وحشیانه هوائی قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.<br />این جنایات آنقدر تکراری و روزمره شده که تأثیرات آن بالای عساکر مهاجم خیلی قوی است.<br />عساکر آلمانی که مدتی را در افغانستان سپری کرده اند ، پس از بازگشت به کشور شان ، به امراض روانی مبتلا می شوند . اکنون این مریضی زیر نام     Posttraumatisch ثبت می شود.<br />به این مریضی به این علت   posttraumatisch  می گویند که عساکر هفته ها و ماه ها بعد از بازگشت دچار آن می شوند.<br />سال 2006 ، 55 مورد این مریضی در عساکر آلمانی که در افغانستان بودند ، تشخیص شد. سال 2007 این آمار به 130 نفر و سال گذشته به 226 نفر رسید. شیوع این بیماری روانی توجه جامعه مدنی آلمان را به خود جلب کرده است. و اخیرأ حتی فلم تلویزیونی درین رابطه روی صفحه تلویزیون آمد.<br />اوضاع درد ناک کشور ما که عساکر مهاجم را که مبتلا به بیماری می سازد ، بالای مردم بی پناه ما چه تأثری خواهد داشت؟<br />آمار قربانیان غیر نظامی این جنگ مخفی نگهداشته می شود. روزنامه انگلیسی The Sun   به تاریخ 09 . 02 . 04 گزارش داد که یک افسر انگلیسی به خاطر افشای اسرار مخفی در رابطه به آمار تلفات غیر نظامیان جنگ افغانستان به یک سازمان حقوق بشر ، زندانی شده است.<br />owen Mecally یک افسر چهل و هشت ساله انگلیسی افشاء ساخته است که از سال 2001 به اینسو سالانه1000 غیر نظامی از طرف امریکا و قوای ناتو به قتل می رسند.<br />با آنکه  از نظر سازمان های حقوق بشر این آمار به مراتب بیشتر است ، با آنهم جنرال های امریکائی به خاطر این افشاگری در آتش خشم می سوزند و افسر نامبرده به انگلستان انتقال داده شده و منتظر محاکمه خود است. خطر 14 سال قید به خاطر این افشاگری او را تهدید می کند.<br />قتل و کشتار بیگناهان ، استفاده از انواع سلاح های مخرب و تباه کن ، قتل مواشی ، خرابی مزارع و آبادیها و مهمتر از همه دروغ پراگنی و جنگ های غارتگرانه را با بی شرمی و وقاحت ، مبارزه برای دموکراسی نامیدن دیگر حتی در حوصله عساکر مهاجم هم نمی گنجد.<br />قرار گزارش آژانس خبری  AP   سال گذشته  ،  هفتاد و یک عسکر امریکائی از خدمت نظام فرار کردند ، برای اینکه وحشت خودشان در افغانستان را دیگر تحمل نمی توانستند.<br />یک سرباز سی سالۀ امریکائی به نام   Andre Shepherd که از خدمت نظام فرار کرده و در آلمان تقاضای پناهندگی کرده است ، در مصاحبه خود با مجله شپیگل   Spiegel   می گوید: <br />&#8221; من نمی خواستم امریکا را در کشتن بی گناهان کمک کنم و مانند سائر عساکر امریکائی ( 25000 از شروع جنگ عراق بدینسو ) من هم از خدمت نظام فرار کردم.&#8221;<br />وی مدت نزده ماه را بعد از فرار از نظام در جنوب آلمان به صورت مخفی سپری کرد و به جواب مجله شپیگل که این مدت را در کجا پنهان شده بود گفت ، دوستان آلمانی ام مرا کمک کردند.<br />بلآخره  این سرباز ، به تاریخ 08. 11. 26 مجبور به تقاضای پناهندگی شد. با آنکه هنوز جواب ندارد ولی صد ها نفر از سرتاسر آلمان با جمع آوری و فرستادن امضاء از دولت آلمان خواهان قبول شدن پناهندگی وی شده اند. قرار است روز شنبه 09. 02. 07 به او جایزه صلح   Monich American Peace   داده شود. روز شنبه کنفرانس امنیت ناتو به مناسبت 60 سالگی ناتو در شهر مونشن آلمان برگزار می شود و قرار است که یک گروه صلح خواه امریکائی مقیم مونشن در ضمن ابراز اعتراض علیه این کنفرانس ، به این سرباز به دلیل نرفتن به جنگ عراق و افغانستان جایزۀ صلح را بدهد. او خودش در مورد این جایزه می گوید:<br />&#8221; این جایزه فقط جایزه من نی بلکه جایزه همه افراد و سازمان هایی است که در برابر جنایات علیه انسانیت قد علم می کنند.&#8221;<br />هموطنان عزیز !<br />جنبش های طرفدار صلح در سرتاسر دنیا اوج میگیرد. بحرانی که دامنگیر نظام سرمایه داری شده است ، هر روز به تعداد فقراء و بیکاران می افزاید و زمینه های همبستگی میان کارگران کشور های امپریالیستی و مردمان اسیر کشور های مورد تهاجم قرار گرفته ، روی این بستر رشد می کند.<br />ما در حالیکه همبستگی خود را با همه سازمان ها و افراد صلح خواه و سازمان های حقوق بشر اعلام میداریم ، از عملکرد شجاعانۀ عساکری که این جنگ غیر انسانی و وحشیانه را تحریم می کنند ، تقدیر می کنیم. باید لحظه ای فراموش نکنیم که یکی از ارکان مهم مبارزه برای آزادی و رسیدن به دموکراسی واقعی و عدالت اجتماعی فراموش نکردن جنایت و جنایتکاران است.<br />ما نباید درین مرحلۀ حساس تاریخ بشریت ، با سکوت و یا ندانم کاری نقش خود را به عنوان انسان آگاه فراموش کنیم. چه در داخل و یا خارج از کشور ، باید جریانات کشور را با دقت تعقیب کنیم و جنایات علیه مردم ما را مستند بسازیم و آمار بگیریم. جنایات را افشاء کنیم و برای خود در سطح جهان متحدین جستجو کنیم. <br />خون هر شهید ، نالۀ هر زندانی ، آه هر یتیم ، اشک هر بیوه و سوگ هر مادر  باید به فریاد داد خواهی مبدل شود . راه ها و زمینه هایی را جستجو کنیم که امکان بستن دست جنایتکاران را از پشت سر مساعد سازد. <br />به امید آن روز !</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">نویسنده و گرد آورنده : خنجر<br />ششم فبروری ۲۰۰۹</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" align="right"><font color="#0000ff">منابع و مأخذ:</font>  </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" align="right">1/ WAZ ( WESTDEUTSCHE ALLGEMEINE)<br />2/ JUGEWELT ( Tageszeitung)<br />3/ SPIEGEL ( Zeitschrift)<br />4/ selthaye  internite<br />5/ Al- Mizan  Menschenrechtsorganisation<br />6/ Monich  American  Peace Committee</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقت یعنی حرکت</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/2009-01-30-20-22-51/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Jan 2009 20:13:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مـقالات]]></category>
		<category><![CDATA[khanjar]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2009-01-30-20-22-51/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; وقت یعنی حرکت باری شهید عبدالقیوم رهبر در مقدمه ای که به مجموعه داستان های کوتاه یکی از نویسندگان مقاومت نگاشته بود ، هنر مند را چنین تعریف کرد:&#8221; زندگی با همه زشتی و زیبائی آن صفحه ای ایست گسترده ، پویا و پرمحتوا و هنر مند صورتگر روند آرمانگرایانۀ آن&#8221;زنده یاد رهبر نه تنها یک انقلابی نستوه ، تئوریسن بزرگ و یک اندیشمند متفکر و خلاق بود که در فرصت های کوتاهی که در زندگی پربار مبارزاتی اش بدان دست می یافت ، به ادبیات هم می پرداخت. در بخش های مختلف ادبیات علاقمندی و توانمندی خاصی داشت و آرمانگرا بود. این آرمان گرائی در آثار هنری وی نه تنها در ترانه های غربت که سروده های هستی اند بلکه در داستان کوتاه &#8221; ساعت طلائی و پادشاه ماهیان &#8221; که برای کودکان نوشته است به وضاحت انعکاس می یابد.شهید رهبر ، کودکان &#8211; بخصوص فرزندان شهداء – را به قول شاملو چراغ هایی می نامید که با آنها به جنگ سیاهی ها می رفت.&#8221; چراغی در دلمچراغی در برابرممن به جنگ سیاهی ها می روم&#8221;رهبر به فرزندان شهدا می گفت : چراغ دلم، رفقایم ، پدران شما شهدای راه آزادی هستند و چراغ در برابرم شما هستید.او همواره به کمبود کار در ساحۀ ادبیات کودکان اشاره می نمود و همه را برای سهمگیری فعال در رفع این کمبود ، تشویق و راهنمائی می کرد و خود با همه مصروفیت های زندگی پر بار مبارزاتی اش از توجه به این نکتۀ پر اهمیت غافل نمی ماند و به گمان اغلب اولین و یگانه اثر داستانی او ، داستان کوتاهی برای کودکان است که دو سال قبل از شهادتش آنرا نگاشته است.داستان در یک روز گرم و تفت کرده ، در کنار دریاچه ای که نسیم ملایمی می وزد ، آغاز می شود ، آنجا که ساعت طلایی نیلوفر در دریا می افتد. ماهی کوچک ساعت را می یابد و به خانه می برد ولی در اثر اصرار بزرگان ساعت را به پادشاه ماهیان تحفه می دهد. پادشاه حکیم پیر را به کمک می طلبد ، او در ساحه تجربه و شناختی که از انسان ها دارد و ساعت را می شناسد و در جمع ماهیان می گوید که ساعت را آدمیزاد برای تنظیم وقت استفاده می کند. ماهیان با دانستن این رمز وقت خود را سازماندهی می کنند ، روز ها در سوراخ خود می باشند و شب ها بیرون می شوند و بدینوسیله ماهیگیران را اغفال می کنند. ماهیگیران روز ها انتظار بیهوده می کشند و شکاری به دست نمی آورند . ماهیگیر پیر که گرسنگی خود و خانواده اش او را نیمه شب به کنار دریا کشانده ، به جای ماهی ساعت را در جال خود می گیرد. ماهیان با از دست دادن ساعت ، دوباره شکار ماهیگیران می شوند. ماهیگیری به عنوان همبستگی از چهار ماهی که شکار کرده دو تای آن را برای ماهیگیر پیر می آورد ولی ساعت ، طعمۀ ناچیز ماهیگیر پیر که در دنیای آرزو های طلائی اش اسیر و از هم قطارانش جدا می سازد و . . .نقد این اثر ارزشمند کار افراد توانمند است ، ولی در سالروز شهادت رهبر به امید آموختن از این اثر آنرا در سه ساحۀ مختصر مورد بررسی قرار می دهم. ۱- سبک داستان: سبک و شیوه نگارش داستان و انتخاب کلمات و سمبول ها ، کرکتر سازی در داستان ، بیانگر توانمندی و ابتکار نویسنده است. ساده نویسی که یکی از مشکل ترین کار در نویسندگی است ، ویژه گی این داستان را تشکیل می دهد. اگر چه داستان برای کودکان نگاشته شده است ولی محتوای آن به همان اندازه که برای کودکان قابل فهم است برای بزرگان نیز آموزنده می باشد. زبان داستان سمبولیک است. نویسنده نه تنها از سمبول های شناخته شده مانند سمبول &#8221; ماهی&#8221; که ریشه آنرا در ادبیات مترقی معاصر هم در داستان ماهی سیاه کوچولو &#8221; صمد بهرنگی&#8221; می توان یافت ، استفاده می کند ، بلکه خود به ابداع سمبول های نوین می پردازد ، مانند سمبول ماهیگیر پیر که سمبول تزلزل است. تزلزلی که پایه های مادی دارد.آنچه اهمیت ویژه دارد این است که سمبول ها تصنعی و نا مأنوس نیستند و با زندگی پیوند عمیق و جدا نشدنی دارند. به زبان دیگر سمبول ها کلماتی هستند که جان دارند و آنقدر دقیق انتخاب شده اند و آنچنان مفهوم را سریع منتقل می کنند که گاه خواننده فراموش می کند که داستان سمبولیک است و دریا آئینۀ قدنمای واقعیت می گردد و خواننده ماهی آن. ۲- دیدگاه: داستان دیدگاهی روشن دارد. جانمایۀ داستان را فقر و همبستگی تشکیل می دهد. همان فقر و گرسنگی ای که ماهیگیر پیر را نیمه شب در کنار دریا می کشاند. هراس از گرسنگی و سعی در نجات از آن بر هراس بر مرگ غلبه می کند و ماهیگیر پیر را در ظلمت طوفانی دریا به جنگ با امواج می کشاند.آنچه ماهیگیران را در همبستگی قرار می دهد ، دشمن مشترک شان گرسنگی و بدبختی است ، ولی آنگاه که ماهیگیر پیر ساعت طلائی را در تور (جال) ماهیگیری می گیرد ، اولین گام را در شکستن این همبستگی بر می دارد.داستان با آنکه کوتاه است ، کرکتر سازی در آن خیلی دقیق و با مهارت صورت گرفته است. کرکتر قهرمان داستان ، ماهیگیر پیر آنچنان ساخته شده است که عده ای تشابه شخصیتی خود را با وی در می یابند؛ زیرا ماهیگیر پیر همان خرده بورژوا است که او را کم و بیش همه می شناسیم.دیدگاه داستان روابط میان ماهی ها را نیز دقیق نشانه گیری می کند. با آنکه ساعت طلائی را ماهی کوچک یافته است ولی مجبور ساخته می شود که آنرا به پادشاه ماهیان هدیه کند. در دنیای ماهیان هم پادشاه صاحب همۀ گنج هاست. پادشاه ساعت را به ملکه تحفه می دهد . ملکه ماهیان هم مانند همۀ ملکه ها تحفه های اضافی که به آن ضرورت ندارد و طریق استفاده آنرا نمی داند ، به دست می آورد. با آنکه پادشاه ماهیان صاحب همه گنج هاست ولی گنج واقعی را حکیم ماهیان دارد و آن دانش است. ۳- پیام داستان:  داستان پیام ارزشمند و جاودانه ای دارد و آن اهمیت و سازماندهی وقت است. آنجا که نویسنده وقت را از زبان ماهیان تعریف می کند ، مفهوم ساده ای را که عده زیادی از وقت دارند ، به مفهوم فلسفی و دیالکتیکی وقت تکامل می دهد. &#8221; یکی از شاگردان حکیم ماهی سرخه و لاغر اندام بود گفت وقت ، یعنی شب و روز. شاگرد دیگری که سفید چهره بود و خال های سیاه برچهره و بناگوش داشت گفت بلا گردانت شوم ، وقت چیزی زیاد تر از شب و روز معنی می دهد. وقت یعنی بهار ، تابستان ، خزان و زمستان. وقتی که هوا گرم می شود ، وقتی که برف می بارد ، وقتی که سبزه می روید و وقتی که همه چیز می پزد زرد می شود و فرو می ریزد.یکی دیگر از ماهیان که سیاه بود و رگه های پیری در سرش دیده می شد ، بلند شد و در مقابل پادشاه تعظیم کرد و گفت استاد ما همیشه برای ما می گوید که هر چیز اول به وجود می آید و کم کم کلان می شود ، پیر می گردد و بلاخره می میرد. این جریان به وجود آمدن و مردن مثل همین آب دریا یک لحظه هم نمی ایستد. وقت یعنی حرکت ، به وجود آمدن ، خورد بودن ، کلان شدن ، پیر گشتن و مردن و باز دوباره بوجود آمدن . . . و به این گونه وقت علاوه بر شب و روز و ماه و سال و فصل حرکت دایم بوجود آمدن و از بین رفتن را نیز می گویند.&#8221;نویسنده نه تنها به تکامل مفهوم ساده وقت به مفهوم عمیق فلسفی و دیالکتیکی وقت یعنی حرکت می پردازد بلکه از آن هم فرا تر می رود و اهمیت سازماندهی وقت را واضح می سازد. اهمیت وقت در سازماندهی آن است. و سازماندهی وقت رمز موفقیت و پیروزی بر دشمن است. چنانچه ماهیان با مشوره و کار جمعی مفهوم وقت را در می یابند و آنگاه به سازماندهی آن می پردازند و به این وسیله دشمنان خود (ماهیگیران) را اغفال می کنند.پیام داستان را زنده یاد رهبر از فراسوی زمان ، از سرزمین جاویدانگی به گوش ما می خواند و ما را به سازماندهی وقت و اغفال دشمن فرا می خواند.حرکت رمز بقای ما است! 26 جنوری 2009]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-271" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/khanjar.jpg" border="0" width="69" height="61" /></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="center"><font color="#000080">وقت یعنی حرکت</p>
<p></font></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">باری شهید عبدالقیوم رهبر در مقدمه ای که به مجموعه داستان های کوتاه یکی از نویسندگان مقاومت نگاشته بود ، هنر مند را چنین تعریف کرد:<br />&#8221; زندگی با همه زشتی و زیبائی آن صفحه ای ایست گسترده ، پویا و پرمحتوا و هنر مند صورتگر روند آرمانگرایانۀ آن&#8221;<br />زنده یاد رهبر نه تنها یک انقلابی نستوه ، تئوریسن بزرگ و یک اندیشمند متفکر و خلاق بود که در فرصت های کوتاهی که در زندگی پربار مبارزاتی اش بدان دست می یافت ، به ادبیات هم می پرداخت. در بخش های مختلف ادبیات علاقمندی و توانمندی خاصی داشت و آرمانگرا بود. این آرمان گرائی در آثار هنری وی نه تنها در ترانه های غربت که سروده های هستی اند بلکه در داستان کوتاه &#8221; ساعت طلائی و پادشاه ماهیان &#8221; که برای کودکان نوشته است به وضاحت انعکاس می یابد.<br />شهید رهبر ، کودکان &#8211; بخصوص فرزندان شهداء – را به قول شاملو چراغ هایی می نامید که با آنها به جنگ سیاهی ها می رفت.<br />&#8221; چراغی در دلم<br />چراغی در برابرم<br />من به جنگ سیاهی ها می روم&#8221;<br />رهبر به فرزندان شهدا می گفت : چراغ دلم، رفقایم ، پدران شما شهدای راه آزادی هستند و چراغ در برابرم شما هستید.<br />او همواره به کمبود کار در ساحۀ ادبیات کودکان اشاره می نمود و همه را برای سهمگیری فعال در رفع این کمبود ، تشویق و راهنمائی می کرد و خود با همه مصروفیت های زندگی پر بار مبارزاتی اش از توجه به این نکتۀ پر اهمیت غافل نمی ماند و به گمان اغلب اولین و یگانه اثر داستانی او ، داستان کوتاهی برای کودکان است که دو سال قبل از شهادتش آنرا نگاشته است.<br />داستان در یک روز گرم و تفت کرده ، در کنار دریاچه ای که نسیم ملایمی می وزد ، آغاز می شود ، آنجا که ساعت طلایی نیلوفر در دریا می افتد. ماهی کوچک ساعت را می یابد و به خانه می برد ولی در اثر اصرار بزرگان ساعت را به پادشاه ماهیان تحفه می دهد. پادشاه حکیم پیر را به کمک می طلبد ، او در ساحه تجربه و شناختی که از انسان ها دارد و ساعت را می شناسد و در جمع ماهیان می گوید که ساعت را آدمیزاد برای تنظیم وقت استفاده می کند. ماهیان با دانستن این رمز وقت خود را سازماندهی می کنند ، روز ها در سوراخ خود می باشند و شب ها بیرون می شوند و بدینوسیله ماهیگیران را اغفال می کنند. ماهیگیران روز ها انتظار بیهوده می کشند و شکاری به دست نمی آورند . ماهیگیر پیر که گرسنگی خود و خانواده اش او را نیمه شب به کنار دریا کشانده ، به جای ماهی ساعت را در جال خود می گیرد. ماهیان با از دست دادن ساعت ، دوباره شکار ماهیگیران می شوند. ماهیگیری به عنوان همبستگی از چهار ماهی که شکار کرده دو تای آن را برای ماهیگیر پیر می آورد ولی ساعت ، طعمۀ ناچیز ماهیگیر پیر که در دنیای آرزو های طلائی اش اسیر و از هم قطارانش جدا می سازد و . . .<br />نقد این اثر ارزشمند کار افراد توانمند است ، ولی در سالروز شهادت رهبر به امید آموختن از این اثر آنرا در سه ساحۀ مختصر مورد بررسی قرار می دهم.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">۱- سبک داستان:</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">سبک و شیوه نگارش داستان و انتخاب کلمات و سمبول ها ، کرکتر سازی در داستان ، بیانگر توانمندی و ابتکار نویسنده است. ساده نویسی که یکی از مشکل ترین کار در نویسندگی است ، ویژه گی این داستان را تشکیل می دهد. اگر چه داستان برای کودکان نگاشته شده است ولی محتوای آن به همان اندازه که برای کودکان قابل فهم است برای بزرگان نیز آموزنده می باشد. زبان داستان سمبولیک است. نویسنده نه تنها از سمبول های شناخته شده مانند سمبول &#8221; ماهی&#8221; که ریشه آنرا در ادبیات مترقی معاصر هم در داستان ماهی سیاه کوچولو &#8221; صمد بهرنگی&#8221; می توان یافت ، استفاده می کند ، بلکه خود به ابداع سمبول های نوین می پردازد ، مانند سمبول ماهیگیر پیر که سمبول تزلزل است. تزلزلی که پایه های مادی دارد.<br />آنچه اهمیت ویژه دارد این است که سمبول ها تصنعی و نا مأنوس نیستند و با زندگی پیوند عمیق و جدا نشدنی دارند. به زبان دیگر سمبول ها کلماتی هستند که جان دارند و آنقدر دقیق انتخاب شده اند و آنچنان مفهوم را سریع منتقل می کنند که گاه خواننده فراموش می کند که داستان سمبولیک است و دریا آئینۀ قدنمای واقعیت می گردد و خواننده ماهی آن.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">۲- دیدگاه: </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">داستان دیدگاهی روشن دارد. جانمایۀ داستان را فقر و همبستگی تشکیل می دهد. همان فقر و گرسنگی ای که ماهیگیر پیر را نیمه شب در کنار دریا می کشاند. هراس از گرسنگی و سعی در نجات از آن بر هراس بر مرگ غلبه می کند و ماهیگیر پیر را در ظلمت طوفانی دریا به جنگ با امواج می کشاند.<br />آنچه ماهیگیران را در همبستگی قرار می دهد ، دشمن مشترک شان گرسنگی و بدبختی است ، ولی آنگاه که ماهیگیر پیر ساعت طلائی را در تور (جال) ماهیگیری می گیرد ، اولین گام را در شکستن این همبستگی بر می دارد.<br />داستان با آنکه کوتاه است ، کرکتر سازی در آن خیلی دقیق و با مهارت صورت گرفته است. کرکتر قهرمان داستان ، ماهیگیر پیر آنچنان ساخته شده است که عده ای تشابه شخصیتی خود را با وی در می یابند؛ زیرا ماهیگیر پیر همان خرده بورژوا است که او را کم و بیش همه می شناسیم.<br />دیدگاه داستان روابط میان ماهی ها را نیز دقیق نشانه گیری می کند. با آنکه ساعت طلائی را ماهی کوچک یافته است ولی مجبور ساخته می شود که آنرا به پادشاه ماهیان هدیه کند. در دنیای ماهیان هم پادشاه صاحب همۀ گنج هاست. پادشاه ساعت را به ملکه تحفه می دهد . ملکه ماهیان هم مانند همۀ ملکه ها تحفه های اضافی که به آن ضرورت ندارد و طریق استفاده آنرا نمی داند ، به دست می آورد. با آنکه پادشاه ماهیان صاحب همه گنج هاست ولی گنج واقعی را حکیم ماهیان دارد و آن دانش است.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify">۳- پیام داستان: </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif" dir="rtl" align="justify"> داستان پیام ارزشمند و جاودانه ای دارد و آن اهمیت و سازماندهی وقت است. آنجا که نویسنده وقت را از زبان ماهیان تعریف می کند ، مفهوم ساده ای را که عده زیادی از وقت دارند ، به مفهوم فلسفی و دیالکتیکی وقت تکامل می دهد. &#8221; یکی از شاگردان حکیم ماهی سرخه و لاغر اندام بود گفت وقت ، یعنی شب و روز. شاگرد دیگری که سفید چهره بود و خال های سیاه برچهره و بناگوش داشت گفت بلا گردانت شوم ، وقت چیزی زیاد تر از شب و روز معنی می دهد. وقت یعنی بهار ، تابستان ، خزان و زمستان. وقتی که هوا گرم می شود ، وقتی که برف می بارد ، وقتی که سبزه می روید و وقتی که همه چیز می پزد زرد می شود و فرو می ریزد.<br />یکی دیگر از ماهیان که سیاه بود و رگه های پیری در سرش دیده می شد ، بلند شد و در مقابل پادشاه تعظیم کرد و گفت استاد ما همیشه برای ما می گوید که هر چیز اول به وجود می آید و کم کم کلان می شود ، پیر می گردد و بلاخره می میرد. این جریان به وجود آمدن و مردن مثل همین آب دریا یک لحظه هم نمی ایستد. وقت یعنی حرکت ، به وجود آمدن ، خورد بودن ، کلان شدن ، پیر گشتن و مردن و باز دوباره بوجود آمدن . . . و به این گونه وقت علاوه بر شب و روز و ماه و سال و فصل حرکت دایم بوجود آمدن و از بین رفتن را نیز می گویند.&#8221;<br />نویسنده نه تنها به تکامل مفهوم ساده وقت به مفهوم عمیق فلسفی و دیالکتیکی وقت یعنی حرکت می پردازد بلکه از آن هم فرا تر می رود و اهمیت سازماندهی وقت را واضح می سازد. اهمیت وقت در سازماندهی آن است. و سازماندهی وقت رمز موفقیت و پیروزی بر دشمن است. چنانچه ماهیان با مشوره و کار جمعی مفهوم وقت را در می یابند و آنگاه به سازماندهی آن می پردازند و به این وسیله دشمنان خود (ماهیگیران) را اغفال می کنند.<br />پیام داستان را زنده یاد رهبر از فراسوی زمان ، از سرزمین جاویدانگی به گوش ما می خواند و ما را به سازماندهی وقت و اغفال دشمن فرا می خواند.<br />حرکت رمز بقای ما است! </p>
<div align="center">
<pre style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman, Times, serif">26 جنوری 2009<br /></pre>
</div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
