<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>gholammn &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/tag/gholammn/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 11 Jun 2008 08:46:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>درحاشیه ی سیاه روز ششم جدی</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nadir/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 08:46:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مـقالات]]></category>
		<category><![CDATA[gholammn]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nadir/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; تجاوز و مقاومت ازآوانیکه انسان این سازنده ی تاریخ پا به عرصه ی هستی گذاشت ، لحظه ای آرام نیاسود که در جدال وستیزبا طبیعت قرار گرفت وبمحضی که این جدال به درجه ی معینی از تکاملش رسید ، پیکار انسان با خودش یعنی با همنوعش که  بیعدالتی میکرد ودربندش کشیده و&#8221;گرگ انسان &#8221; گشته بود، نیز آغاز گشت . این دو در کنار هم ودر نبرد باهم رشد نمودند که با گذشت زمان این نبرد انواع واشکال کاملا گونه گونه بخود گرفته است .    شورش وستیزه ی انسان با خودش ، یعنی باهمنوع متجاوزش ، تا کنون دردو بعد مرتبط با هم جریان یافته است . زمانی بین گروهها ، اقوام ، ملت ها وکشور های جدا از هم وزمان دیگر بین فرا دستان وفرو دستان یک قوم وقبیله وملت واحد . انسان درتکامل خود دراین نبرد ویژگی های کاملا بغرنجی را بوجود آورد که با دگرگونی اوضاع وشرایط وعلل وانگیزه هایش ، اشکال این جدال وستیزه را نیز دگرگونه ساخته ودر مضمون وشکل آن پیشرفت وتکامل ایجاد کرد تا مارا بدینجا رهنمون گشت . در فراز وفرود این  پیکارهای بغرنج انسانیست ( بین حاکم ومحکوم وانسان وطبیعت ) که جوامع انسانی از پله های تکامل به بالا خزیده وبه نردبان پیشرفت وترقی اجتماعی دست یازیده است .    شرایط متفاوت رشد تولید وتکامل اجتماعی ومحیطی ، عوامل مساعد ونامساعد جغرافیائی ، وفرت وقلت مواد ارزانی شده ی طبیعت ، شدت وضعف درجه ای ارتباطات اجتماعی &#8211; فرهنگی ، دستبرد به منابع دیگران همه وهمه عواملی بودند که زمینه ی رشد ناموزون جوامع مختلف را فراهم نمودند . تا اینکه کشورها وملل زورمند وضعیف را درعرصه ی گیتی پدید آوردند . درنتیجه کشورهای زورمند وپیروزمند ، جنگهای غارتگرانه وهستی برانداز را براه اندختند وملیونها انسان را بخاک وخون کشیدند .    این جنگهای تجاوزی در اوایل بطورعریان وبرهنه ودر تکامل امروزین خود درپناه به  اصطلاح &#8220;صلح و برادری&#8221; ، &#8221; ترقی وپیشرفت&#8221; ، &#8220;ایجاد تمدن&#8221; و &#8220;دفاع ازسوسیالیسم  و یا دموکراسی&#8221;با استفاده ازامکانات پیشرفته وگسترده ی مالی ونظامی برای غارت دیگران  براه انداخته شده وتادگرگونی بنیادین جهان کنونی براه انداخته خواهد شد .     در متن این حرکت است که انسان &#8221; دوزخی &#8221; وعصیانگر در زادگاه وقبیله وکشورش مورد ستم وبهره کشی قرار میگیرد . واز همینجا است که نبرد انسان با انسان نیز در دو جهت جریان مییابد . نبرد انسان زحمتکش با ظالم وستمگر خودی ونبرد انسان مورد تجاوز با ستمگر متجاوز وبیگانه . بیجا نیست تا در زمینه ی نبرد انسان دربند با ستمگر بیگانه مکث نمائیم ودرین رابطه از ملت مظلوم ودربند خود وتجاوزاتی که براو روا داشته شده صحبتی بمیان آوریم .     ملت قهرمان افغانستان در تاریخ درخشان وپر افتخارش حماسه های خونینی را در مبارزه بر ضد تجاوزگران ثبت نموده وهر باریکه مورد تجاوز اجنبی قرار گرفته به دفاع از هویت خویش به آوردگاه مرگ وزندگی شتافته است .     ازاسطوره های اعجاب انگیز مقاومت پیشینییان ما که بگذریم حماسه های جاودان پیکار نجات بخش ضد متجاوزان روسی رزم نامه ایست که با خون ثبت کتیبه ی خارائین تاریخ گردیده است . این تاریخ گواهی میدهدکه مردم دلیر ما در تمام نبردهای آزادی خواهانه ی شان در درازای تاریخ ،علیرغم جذر ومد وفراز ونشیب ها تا آخرین رمق رزمیده اند وننگ اسارت را نپذیرفته اند . آنها مثل هرآزاده یی میدانند که :         &#8221; زندگی در پنجه ی عفریت استعمار ننگ است                                     شیوه ی آزادگان با ظلم واستبداد جنگ است &#8220;    آری ! ویژگی برازنده ی ملت ما در این است که هربارازهمان نخستین روز تجاوز کینه ونفرت آشتی ناپذیروبرحقش را علیه متجاوزین بیان داشته است. اما بدون توجه به چنین تاریخی سیه روزششم جدی 1358 ش در نوع خودش تازه آزمونی بود که ارتش اشغالگر تزاران نوین در پیش پای ملت ما قرار داد واز بازار وطن فروشان ، ببرک حقیر را بنام &#8220;دموکرات وملی&#8221;  و &#8221; تازه مسلمان &#8221; از میان تانک جهانگشائی اش گرفته برتخت نشانید وصدهزار تجاوزگر مسلح  را مهمان این حقیر رسوا خواند . وهمه دیدیم که :     حزب فریبکار وگروهی وطن فروش          درگاه روس را زغلامان حلقه گوش    از بار ننگ و نام سبکبار کرده  دوش          بر آبروی  ملت ما   پشت   پا  زدند                                 بیگانه را به خانه ی ملت صلا زدند  لیکن ملت بپا خاسته ی ما جواب این تجاوز را نیکو میدانست . از آبروی خویش مردانه دفاع کرد ودربسا نقاط کشوربه همراهی فرزندان پاکبازش با شلیک گلوله های آتشین بر سینه ی تجاوزگران از آنها استقبال نموده وفریاد برآورد که :                         روسها از ملک ما بیرون شوید                                                     ورنه غرق رودبار خون شوید !    ملت قهرمان افغانستان درین نبرد نابرابرظرفیت شگفت انگیزجان نثاری و  فداکاری اش را در راه آزادی به نمایش گذاشت .    آری ! &#8221; ما افغانها در راه آرمان جاودانه ی بشریت مترقی وآزادیخواه در شکم نهنگ فرو رفتیم تا با پاره کردن آن یونس گونه ی تاریخ خود باشیم &#8221; . وبا جان نثاری ومقاومت خود باورنکردنی را به باور گنجاندیم . استعمارگران روسی وعمال خلقی &#8211; پرچمی شان نیز به بینظیرترین توحش وکشتار وویرانی دست زدند . وبه شیوه های مختلف کوشیدند تا حلقه ی بردگی شانرا برگردن افراشته ی ملت ما بیاویزند واین ملت را منقاد خود سازند ؛ ولی مثل سایرتجاوزکاران به این سرزمین ، توفیقش را حاصل نکردند . تحلیل وارزیابی علل وعوامل داخلی وخارجی این تجاوزومقاومت ، جوانب مختلف اثرات وپیامد های آن درساحات نظامی &#8211; سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی کاریست بسیار بزرگ وضروری که باید صاحبنظران ومتخصصین به آن بپردازند . این نوشتار کوتاه برای یادآوری جنایات متجاوزین وعمال خلقی – پرچمی شان به گوشه ای از مسایل نظامی- سیاسی آن اشارتی میکند تانسل امروزی مابدانند که زاهدنمائی ، دموکراسی گوئی ، وطنخواهی وبشردوستی امروزی خلقی- پرچمیها فریب دغلبازانه ی بیش نیست .   تجاوزگران روسی وعمال شان با تمام قوا وامکانات نظامی  کوشیدند عقابان تسلیم ناپذیر سرزمین مارا اسیر خود سازند . واما مقاومت ودلیری مردم ما این آرزوی شوم متجاوزین روسی را بخاک یکسان کرد . ولی آنچه گفتنی است اینست که خلاف ادعاهای مزورانه ی آدمکهای دیده درای ودروغگویی مثل کشتمند ، پنجشیری ، توخی وغیره ، روسها وعمال خلقی – پرچمی شان هرگزبه مردم ما رحم نکردند . برعکس در برآورده شدن مقصد شوم خود در تهدید وکشتار مردم هرچه میتوانستند انجام دادند. کشتارهای دسته جمعی ، ویرانی شهرها وروستاها ، به زندان افگندنها واعدامهای بیشمار، نقض تمام حقوق انسانی و &#8230; هزاران جنایت دیگرکه قلم ازبیان آن عاردارد گوشه ای ازجنایات شان است. آنها درین راستا چندین باراستراتیژی نظامی عوض کردند که بطور کلی میتوان آنراچنین برشمرد  :                                                                                 1- استراتیژی زمین های سوخته : در آغاز روسها وعمال شان فکر میکردند که با پیاده کردن این استراتیژی یعنی با تبدیل کردن قریه ، شهر ، کشتزار وخانه وکاشانه ی ما به تلی از خاکستر میتوانند به اصطلاح چشم مردم را بسوزانند ، بر اراده ی شان غلبه کنند ومقاومت مردم را در برابر خود بشکنند . به تصور آنها در پیامد این شکست مردم است که به رویا های امپریالیستی خود خواهند رسید . بااجرای همین استراتیژی بودکه به مشوره وراه نشان دادن وباشرکت حزبی ها روستائیان بیگناه ما دستجمعی قتل عام شدند ، باغ وتاک ، کشت وزراعت، خانه وکاشانه وخلاصه هست وبودمردم مظلوم وغریب ما به آتش کشیده شده وبه خاکسترمبدل شد. واما که ظرفیت مبارزاتی وتوان شگفت انگیز مقاومت مردم ما ، کلیه محاسبات جامعه شناسانه واستراتیژیک تجاوزگران را بهم ریخت واولین استراتیژی نظامی استعماری &#8221; زمین های سوخته &#8221; بعد از دوسال وحشت به شکست ننگین مواجه گشت . امپریالیسم جنایتکار روس برای تحمیل اغراض شوم خود وعمالش وارد ستراتیژی دیگری شد . 2- ستراتیژی جنگ فرسایشی : وقتی روسها نتوانستند از طریق ستراتیژی زمینهای سوخته به سرکوب سریع مقاومت مردم دست یابند ، ناگزیرأ با پذیریش شکست آن ستراتیژی تن به جنگ فرسایشی دادند وبه تدوین &#8221; ستراتیژی جنگ فرسایشی &#8221; پرداختند . این ستراتیژی در واقع اعتراف به شکست ستراتیژی&#8221; زمین های سوخته &#8221; و ناتوانی سوسیال امپریالیسم روس وعمال خلقی – پرچمی اش در سرکوب سریع مقاومت بود . روسها همپای ستراتیژی جنگ فرسایشی به سیاست تطمیع وفشار نیز روی آوردند واز سوئی هم رهبران مست ولایعقل حزب دموکراتیک خلق را به نماز وتوبه در مساجد وتکایا واداشتند تا ازین طریق به اغوای مردم دست زنند وجلو مقاومت مردم را بگیرند . ولی این مضحکه بازی ها نیز کارساز نشد ومردم آنرابه مسخره گرفتند چنانکه درمورد به اصطلاح &#8220;جبهه ی پدروطن &#8221; ببرک میگفتند :              ببرک عجب از وطن سخن میگوید     بیهوده سخن به مکرو فن میگوید               این بچه حرامی زکدامین پدر است     کزبی پدری &#8221; پدر وطن &#8220;میگوید      روسها ونوکران بومی شان روز تا روز زیر ضربات محکمتر مقاومت مردم قرار میگرفتند . تاآنجاکه مجبور شدند به قرارگاهها واستحکامات شان پناه ببرند وستراتیژی شانرا به &#8220;ستراتیژی جنگ استحکامات&#8221; تبدیل کردند .3 – ستراتیژی جنگ استحکامات : درین مرحله بود که امپریالیسم حیله گر روس برای فرارازضربت به پایگاههای استحکاماتی خزید وازبمباردمانهای وحشیانه وسلاحهای ثقیله بیشتراستفاده میکرد . درعین زمان با عده ای از به اصطلاح مجاهد ین وارد معامله شد واز آنها برای ضربه زدن دیگران کارمیگرفت . روسها درین مقطع گویا ازسیاست    &#8221; مشت ونوازش&#8221; و یا &#8221; فشار وجذب &#8221; نیز استفاده کردند . به اختلافات درون گروهی نیروهای جهادی دامن زدند . این به اصطلاح انترناسیونالیستهای آتییست اختلافات قومی ، منطقه ای وحتی اختلافات مذهبی را دامن زده وتشدید کردند .عده ای را زیر ضربت وفشار گرفتند وبه عده ای مانند مسعود وامثالش امتیاز دادند . انقلابیون کاذب کودتاچی نقاب ریا را دورانداخته بارجعت به اصل خود ، قانون اصلاحات ارضی را تعدیل کردند تا فئودالان را به خود جذب کنند . در اسلام نمائی ومسجد سازی از بنیادگراترین بنیادگراها پیشی گرفتند وبه ملاها وچلی ها معاشهای بلند وامتیازات فوق العاده  قایل شدند تاوسیله ی اغوای مردم شوند. خلقی- پرچمیها همه ی این رسوایی هارا پذیرفتند ولی ازمیهن فروشی وغلامی دستبردارنشدند . با این حال مردم آزادیخواه ما به چیزی کمتر از آزادی کشورشان وخروج کامل قوای اشغالگر راضی نمیشدند و دست ازمقاومت نکشیدند .  نتیجه اینکه روسها و مزدوران خلقی – پرچمی شان با اعمال هیچگونه ستراتیژی نظامی وایجاد وحشت وکشتار، علیرغم ویرانگری ها وسوختاندن هستی مادی مردم ما نتوانستند مقاومت مردم غیور مارا درهم شکنند . همه ی ستراتیژی های نظامی شان به شکست روبرو شد . روسها که ازفشارتوانفرسای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و&#8230; رنج میبردند تداوم چنین جنگ پرمصرفی برای شان ممکن نبود لذا حیله گرانه  به &#8221; صلح وآشتی ملی&#8221; پناه بردند واز دهان خون آلود نجیب ، قاتل خادیست وسادیستی  که بدست خود بهترین فرزندان مارا سربه نیست کرد ، نغمه ای کریه &#8221; آشتی ملی &#8221; سر دادند .طرح &#8220;آشتی ملی&#8221; برخلاف ادعای سفسطه گران امروزین طرح نجیب وحزبش نبود .نجیب مثل سایررهبران خلقی- پرچمی نوکرگوش به فرمانی بود که درریاست خادش مانند یک آدمکش حرفه ای بهترین فرزندان سرزمین مارا قتل عام کرد و بعدازشکست رسوای اربابانش بیشرمانه نغمه ی کریه &#8221; آشتی ملی &#8221; سرداد .واماکه مردم ما این جلادرا میشناختند و بمصداق              پدر کشتی وتخم کین کاشتی              پدر کشته را کی بود آشتی هرگز به ننگ آشتی با قاتلین پدران وفرزندان شان تن ندادند .     روسها با حیله ونیرنگ های اسلام نمائی وصلح گوئی وآشتی جوئی نیز قادر نشدند بر اراده ی این مردم غلبه کنند تا اینکه سرانجام با ارتش خونخوار بیش از صد هزار نفری وباداشتن اسلحه ی مدرن خود تن به ذلت دادند وبا دادن تلفات وپذیرش ننگ شکست بشکل رسوا ومفتضحی در 15 فبروری 1989 م به ترک کشور ما مجبور شدند . در پیامد آنهم اتحاد شوروی سوسیال امپریالیستی به زباله دان تاریخ فرو رفت وباندهای خلق وپرچم بشکل خفتباری ازاریکه ی قدرت پوشالی بزیر کشیده شدند ورهبران این باندها در پی بدست آوردن قلاده ی ارباب دیگری به تقلا برآمدند . این بود نتیجه ی شرم آور تجاوز ششم جدی 1358 ش  برای متجاوزین روسی ونوکران خلقی – پرچمی شان که باید درسی باشد به کلیه ی متجاوزینی که هم اکنون افغانستان را در اشغال دارند  وهمچنان عوامل بومی که میخواهند باز بدست اجانب به &#8221; قدرت وجاه وجلالی&#8221; برسند .     واما این جنگ در ذات خود یکی از بزرگترین ، همه جانبه ترین وخونبارترین جنگهای تاریخ بود که جانب برحقش ملت بلا کشیده ی افغانستان است . رقم قربانیانش فوق العاده است واز طفل نزاده ازبطن مادر تا پیر...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<h1 style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><font color="#ff0000">تجاوز و مقاومت</font></h1>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl">ازآوانیکه انسان این سازنده ی تاریخ پا به عرصه ی هستی گذاشت ، لحظه ای آرام نیاسود که در جدال وستیزبا طبیعت قرار گرفت وبمحضی که این جدال به درجه ی معینی از تکاملش رسید ، پیکار انسان با خودش یعنی با همنوعش که  بیعدالتی میکرد ودربندش کشیده و&#8221;گرگ انسان &#8221; گشته بود، نیز آغاز گشت . این دو در کنار هم ودر نبرد باهم رشد نمودند که با گذشت زمان این نبرد انواع واشکال کاملا گونه گونه بخود گرفته است .<br />    شورش وستیزه ی انسان با خودش ، یعنی باهمنوع متجاوزش ، تا کنون دردو بعد مرتبط با هم جریان یافته است . زمانی بین گروهها ، اقوام ، ملت ها وکشور های جدا از هم وزمان دیگر بین فرا دستان وفرو دستان یک قوم وقبیله وملت واحد . انسان درتکامل خود دراین نبرد ویژگی های کاملا بغرنجی را بوجود آورد که با دگرگونی اوضاع وشرایط وعلل وانگیزه هایش ، اشکال این جدال وستیزه را نیز دگرگونه ساخته ودر مضمون وشکل آن پیشرفت وتکامل ایجاد کرد تا مارا بدینجا رهنمون گشت . در فراز وفرود این  پیکارهای بغرنج انسانیست ( بین حاکم ومحکوم وانسان وطبیعت ) که جوامع انسانی از پله های تکامل به بالا خزیده وبه نردبان پیشرفت وترقی اجتماعی دست یازیده است .<br />    شرایط متفاوت رشد تولید وتکامل اجتماعی ومحیطی ، عوامل مساعد ونامساعد جغرافیائی ، وفرت وقلت مواد ارزانی شده ی طبیعت ، شدت وضعف درجه ای ارتباطات اجتماعی &#8211; فرهنگی ، دستبرد به منابع دیگران همه وهمه عواملی بودند که زمینه ی رشد ناموزون جوامع مختلف را فراهم نمودند . تا اینکه کشورها وملل زورمند وضعیف را درعرصه ی گیتی پدید آوردند . درنتیجه کشورهای زورمند وپیروزمند ، جنگهای غارتگرانه وهستی برانداز را براه اندختند وملیونها انسان را بخاک وخون کشیدند .<br />    این جنگهای تجاوزی در اوایل بطورعریان وبرهنه ودر تکامل امروزین خود درپناه به  اصطلاح &#8220;صلح و برادری&#8221; ، &#8221; ترقی وپیشرفت&#8221; ، &#8220;ایجاد تمدن&#8221; و &#8220;دفاع ازسوسیالیسم  و یا دموکراسی&#8221;با استفاده ازامکانات پیشرفته وگسترده ی مالی ونظامی برای غارت دیگران  براه انداخته شده وتادگرگونی بنیادین جهان کنونی براه انداخته خواهد شد . <br />    در متن این حرکت است که انسان &#8221; دوزخی &#8221; وعصیانگر در زادگاه وقبیله وکشورش مورد ستم وبهره کشی قرار میگیرد . واز همینجا است که نبرد انسان با انسان نیز در دو جهت جریان مییابد . نبرد انسان زحمتکش با ظالم وستمگر خودی ونبرد انسان مورد تجاوز با ستمگر متجاوز وبیگانه . بیجا نیست تا در زمینه ی نبرد انسان دربند با ستمگر بیگانه مکث نمائیم ودرین رابطه از ملت مظلوم ودربند خود وتجاوزاتی که براو روا داشته شده صحبتی بمیان آوریم . <br />    ملت قهرمان افغانستان در تاریخ درخشان وپر افتخارش حماسه های خونینی را در مبارزه بر ضد تجاوزگران ثبت نموده وهر باریکه مورد تجاوز اجنبی قرار گرفته به دفاع از هویت خویش به آوردگاه مرگ وزندگی شتافته است . <br />    ازاسطوره های اعجاب انگیز مقاومت پیشینییان ما که بگذریم حماسه های جاودان پیکار نجات بخش ضد متجاوزان روسی رزم نامه ایست که با خون ثبت کتیبه ی خارائین تاریخ گردیده است . این تاریخ گواهی میدهدکه مردم دلیر ما در تمام نبردهای آزادی خواهانه ی شان در درازای تاریخ ،علیرغم جذر ومد وفراز ونشیب ها تا آخرین رمق رزمیده اند وننگ اسارت را نپذیرفته اند . آنها مثل هرآزاده یی میدانند که : <br />   <font color="#0000ff">     &#8221; زندگی در پنجه ی عفریت استعمار ننگ است <br />                                    شیوه ی آزادگان با ظلم واستبداد جنگ است &#8220;</font><br />    آری ! ویژگی برازنده ی ملت ما در این است که هربارازهمان نخستین روز تجاوز کینه ونفرت آشتی ناپذیروبرحقش را علیه متجاوزین بیان داشته است. اما بدون توجه به چنین تاریخی سیه روزششم جدی 1358 ش در نوع خودش تازه آزمونی بود که ارتش اشغالگر تزاران نوین در پیش پای ملت ما قرار داد واز بازار وطن فروشان ، ببرک حقیر را بنام &#8220;دموکرات وملی&#8221;  و &#8221; تازه مسلمان &#8221; از میان تانک جهانگشائی اش گرفته برتخت نشانید وصدهزار تجاوزگر مسلح  را مهمان این حقیر رسوا خواند . وهمه دیدیم که : <br /> <font color="#0000ff">   حزب فریبکار وگروهی وطن فروش          درگاه روس را زغلامان حلقه گوش<br />    از بار ننگ و نام سبکبار کرده  دوش          بر آبروی  ملت ما   پشت   پا  زدند<br /></font>                                 بیگانه را به خانه ی ملت صلا زدند <br /> لیکن ملت بپا خاسته ی ما جواب این تجاوز را نیکو میدانست . از آبروی خویش مردانه دفاع کرد ودربسا نقاط کشوربه همراهی فرزندان پاکبازش با شلیک گلوله های آتشین بر سینه ی تجاوزگران از آنها استقبال نموده وفریاد برآورد که :<br />                       <font color="#0000ff">  روسها از ملک ما بیرون شوید <br />                                                    ورنه غرق رودبار خون شوید !<br /></font>    ملت قهرمان افغانستان درین نبرد نابرابرظرفیت شگفت انگیزجان نثاری و  فداکاری اش را در راه آزادی به نمایش گذاشت . <br />   آری ! &#8221; ما افغانها در راه آرمان جاودانه ی بشریت مترقی وآزادیخواه در شکم نهنگ فرو رفتیم تا با پاره کردن آن یونس گونه ی تاریخ خود باشیم &#8221; . وبا جان نثاری ومقاومت خود باورنکردنی را به باور گنجاندیم . استعمارگران روسی وعمال خلقی &#8211; پرچمی شان نیز به بینظیرترین توحش وکشتار وویرانی دست زدند . وبه شیوه های مختلف کوشیدند تا حلقه ی بردگی شانرا برگردن افراشته ی ملت ما بیاویزند واین ملت را منقاد خود سازند ؛ ولی مثل سایرتجاوزکاران به این سرزمین ، توفیقش را حاصل نکردند . تحلیل وارزیابی علل وعوامل داخلی وخارجی این تجاوزومقاومت ، جوانب مختلف اثرات وپیامد های آن درساحات نظامی &#8211; سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی کاریست بسیار بزرگ وضروری که باید صاحبنظران ومتخصصین به آن بپردازند . این نوشتار کوتاه برای یادآوری جنایات متجاوزین وعمال خلقی – پرچمی شان به گوشه ای از مسایل نظامی- سیاسی آن اشارتی میکند تانسل امروزی مابدانند که زاهدنمائی ، دموکراسی گوئی ، وطنخواهی وبشردوستی امروزی خلقی- پرچمیها فریب دغلبازانه ی بیش نیست . <br />  تجاوزگران روسی وعمال شان با تمام قوا وامکانات نظامی  کوشیدند عقابان تسلیم ناپذیر سرزمین مارا اسیر خود سازند . واما مقاومت ودلیری مردم ما این آرزوی شوم متجاوزین روسی را بخاک یکسان کرد . ولی آنچه گفتنی است اینست که خلاف ادعاهای مزورانه ی آدمکهای دیده درای ودروغگویی مثل کشتمند ، پنجشیری ، توخی وغیره ، روسها وعمال خلقی – پرچمی شان هرگزبه مردم ما رحم نکردند . برعکس در برآورده شدن مقصد شوم خود در تهدید وکشتار مردم هرچه میتوانستند انجام دادند. کشتارهای دسته جمعی ، ویرانی شهرها وروستاها ، به زندان افگندنها واعدامهای بیشمار، نقض تمام حقوق انسانی و &#8230; هزاران جنایت دیگرکه قلم ازبیان آن عاردارد گوشه ای ازجنایات شان است. آنها درین راستا چندین باراستراتیژی نظامی عوض کردند که بطور کلی میتوان آنراچنین برشمرد  :                                                                                 <br /><font color="#0000ff">1-</font> استراتیژی زمین های سوخته : در آغاز روسها وعمال شان فکر میکردند که با پیاده کردن این استراتیژی یعنی با تبدیل کردن قریه ، شهر ، کشتزار وخانه وکاشانه ی ما به تلی از خاکستر میتوانند به اصطلاح چشم مردم را بسوزانند ، بر اراده ی شان غلبه کنند ومقاومت مردم را در برابر خود بشکنند . به تصور آنها در پیامد این شکست مردم است که به رویا های امپریالیستی خود خواهند رسید . بااجرای همین استراتیژی بودکه به مشوره وراه نشان دادن وباشرکت حزبی ها روستائیان بیگناه ما دستجمعی قتل عام شدند ، باغ وتاک ، کشت وزراعت، خانه وکاشانه وخلاصه هست وبودمردم مظلوم وغریب ما به آتش کشیده شده وبه خاکسترمبدل شد. واما که ظرفیت مبارزاتی وتوان شگفت انگیز مقاومت مردم ما ، کلیه محاسبات جامعه شناسانه واستراتیژیک تجاوزگران را بهم ریخت واولین استراتیژی نظامی استعماری &#8221; زمین های سوخته &#8221; بعد از دوسال وحشت به شکست ننگین مواجه گشت . امپریالیسم جنایتکار روس برای تحمیل اغراض شوم خود وعمالش وارد ستراتیژی دیگری شد . <br /><font color="#0000ff">2-</font> ستراتیژی جنگ فرسایشی : وقتی روسها نتوانستند از طریق ستراتیژی زمینهای سوخته به سرکوب سریع مقاومت مردم دست یابند ، ناگزیرأ با پذیریش شکست آن ستراتیژی تن به جنگ فرسایشی دادند وبه تدوین &#8221; ستراتیژی جنگ فرسایشی &#8221; پرداختند . این ستراتیژی در واقع اعتراف به شکست ستراتیژی&#8221; زمین های سوخته &#8221; و ناتوانی سوسیال امپریالیسم روس وعمال خلقی – پرچمی اش در سرکوب سریع مقاومت بود . روسها همپای ستراتیژی جنگ فرسایشی به سیاست تطمیع وفشار نیز روی آوردند واز سوئی هم رهبران مست ولایعقل حزب دموکراتیک خلق را به نماز وتوبه در مساجد وتکایا واداشتند تا ازین طریق به اغوای مردم دست زنند وجلو مقاومت مردم را بگیرند . ولی این مضحکه بازی ها نیز کارساز نشد ومردم آنرابه مسخره گرفتند چنانکه درمورد به اصطلاح &#8220;جبهه ی پدروطن &#8221; ببرک میگفتند :<br />           <font color="#0000ff">   ببرک عجب از وطن سخن میگوید     بیهوده سخن به مکرو فن میگوید <br />              این بچه حرامی زکدامین پدر است     کزبی پدری &#8221; پدر وطن &#8220;میگوید</font> <br />     روسها ونوکران بومی شان روز تا روز زیر ضربات محکمتر مقاومت مردم قرار میگرفتند . تاآنجاکه مجبور شدند به قرارگاهها واستحکامات شان پناه ببرند وستراتیژی شانرا به &#8220;ستراتیژی جنگ استحکامات&#8221; تبدیل کردند .<br /><font color="#0000ff">3 –</font> ستراتیژی جنگ استحکامات : درین مرحله بود که امپریالیسم حیله گر روس برای فرارازضربت به پایگاههای استحکاماتی خزید وازبمباردمانهای وحشیانه وسلاحهای ثقیله بیشتراستفاده میکرد . درعین زمان با عده ای از به اصطلاح مجاهد ین وارد معامله شد واز آنها برای ضربه زدن دیگران کارمیگرفت . روسها درین مقطع گویا ازسیاست    &#8221; مشت ونوازش&#8221; و یا &#8221; فشار وجذب &#8221; نیز استفاده کردند . به اختلافات درون گروهی نیروهای جهادی دامن زدند . این به اصطلاح انترناسیونالیستهای آتییست اختلافات قومی ، منطقه ای وحتی اختلافات مذهبی را دامن زده وتشدید کردند .عده ای را زیر ضربت وفشار گرفتند وبه عده ای مانند مسعود وامثالش امتیاز دادند . انقلابیون کاذب کودتاچی نقاب ریا را دورانداخته بارجعت به اصل خود ، قانون اصلاحات ارضی را تعدیل کردند تا فئودالان را به خود جذب کنند . در اسلام نمائی ومسجد سازی از بنیادگراترین بنیادگراها پیشی گرفتند وبه ملاها وچلی ها معاشهای بلند وامتیازات فوق العاده  قایل شدند تاوسیله ی اغوای مردم شوند. خلقی- پرچمیها همه ی این رسوایی هارا پذیرفتند ولی ازمیهن فروشی وغلامی دستبردارنشدند . با این حال مردم آزادیخواه ما به چیزی کمتر از آزادی کشورشان وخروج کامل قوای اشغالگر راضی نمیشدند و دست ازمقاومت نکشیدند .  نتیجه اینکه روسها و مزدوران خلقی – پرچمی شان با اعمال هیچگونه ستراتیژی نظامی وایجاد وحشت وکشتار، علیرغم ویرانگری ها وسوختاندن هستی مادی مردم ما نتوانستند مقاومت مردم غیور مارا درهم شکنند . همه ی ستراتیژی های نظامی شان به شکست روبرو شد . روسها که ازفشارتوانفرسای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و&#8230; رنج میبردند تداوم چنین جنگ پرمصرفی برای شان ممکن نبود لذا حیله گرانه  به &#8221; صلح وآشتی ملی&#8221; پناه بردند واز دهان خون آلود نجیب ، قاتل خادیست وسادیستی  که بدست خود بهترین فرزندان مارا سربه نیست کرد ، نغمه ای کریه &#8221; آشتی ملی &#8221; سر دادند .طرح &#8220;آشتی ملی&#8221; برخلاف ادعای سفسطه گران امروزین طرح نجیب وحزبش نبود .نجیب مثل سایررهبران خلقی- پرچمی نوکرگوش به فرمانی بود که درریاست خادش مانند یک آدمکش حرفه ای بهترین فرزندان سرزمین مارا قتل عام کرد و بعدازشکست رسوای اربابانش بیشرمانه نغمه ی کریه &#8221; آشتی ملی &#8221; سرداد .واماکه مردم ما این جلادرا میشناختند و بمصداق <br />           <font color="#0000ff">  پدر کشتی وتخم کین کاشتی              پدر کشته را کی بود آشتی <br /></font>هرگز به ننگ آشتی با قاتلین پدران وفرزندان شان تن ندادند . <br />    روسها با حیله ونیرنگ های اسلام نمائی وصلح گوئی وآشتی جوئی نیز قادر نشدند بر اراده ی این مردم غلبه کنند تا اینکه سرانجام با ارتش خونخوار بیش از صد هزار نفری وباداشتن اسلحه ی مدرن خود تن به ذلت دادند وبا دادن تلفات وپذیرش ننگ شکست بشکل رسوا ومفتضحی در 15 فبروری 1989 م به ترک کشور ما مجبور شدند . در پیامد آنهم اتحاد شوروی سوسیال امپریالیستی به زباله دان تاریخ فرو رفت وباندهای خلق وپرچم بشکل خفتباری ازاریکه ی قدرت پوشالی بزیر کشیده شدند ورهبران این باندها در پی بدست آوردن قلاده ی ارباب دیگری به تقلا برآمدند . این بود نتیجه ی شرم آور تجاوز ششم جدی 1358 ش  برای متجاوزین روسی ونوکران خلقی – پرچمی شان که باید درسی باشد به کلیه ی متجاوزینی که هم اکنون افغانستان را در اشغال دارند  وهمچنان عوامل بومی که میخواهند باز بدست اجانب به &#8221; قدرت وجاه وجلالی&#8221; برسند . <br />    واما این جنگ در ذات خود یکی از بزرگترین ، همه جانبه ترین وخونبارترین جنگهای تاریخ بود که جانب برحقش ملت بلا کشیده ی افغانستان است . رقم قربانیانش فوق العاده است واز طفل نزاده ازبطن مادر تا پیر زن وپیرمرد در حال نزع را احتوا میکند .<br />     شگفتا که چه خونین است وپر افتخار! پهنه ی قربانگاهش از میدان نبرد تا صحن مدرسه ی کودکان ، ازستیغ کوهپایه های غرورانگیز تا بستر بیماران نیازمند امداد در بیمارستان ، ازپهن سنگرهای ستیزگر وپرخروش دشمن سوزدردشتهای سوزان تا محراب همیشه آرام وتسلیمگاه انسان به عبادت ، ازکشتزار دهقان رنجبر تا فابریک محل تجمع کارگر ستمکش و . . . دامن گسترده است . بالاترین شمار پناهنده گان وزندانیان سیاسی واعدام شدگان را در دوران خویش عرضه کرده است . . . <br />    سخن کوتاه جنگی بود بینظیرکه افتخارش به ملت افغانستان &#8211; اعم از پشتون ، تاجیک ، ازبک ، هزاره ، بلوچ ، پشه ای ، هندو و . . . میرسد وننگش – داغ سیاه ننگش به آدمکشان لجام گسیخته ی روسی ومزدوران بی آزرم و وطنفروش خلقی – پرچمی شان در دل تاریخ گیتی تا ابد حک خواهد شد . <br />    کودتای منحوس 7ثور خلقی – پرچمیها ودر تداوم آن سیاه روز ششم جدی 1358 ش یکی از عوامل مهم دست درازی های امپریالیزم جهانی برهبری امریکا وارتجاع منطقه در کشور ما بحساب میآید ، که درین ارتباط ایجاد باند های بنیادگرای تروریست مسلح بنام تنظیم های جهادی وطالبان نیز یکی از دست آوردهای شوم آن است . بنابرین حوادث خونبار پس از سقوط حاکمیت خلقی – پرچمی ها تا کنون نیز بنحوی تداوم همان پروسه ی ذلتباریست که اساس آنرا میتوان در اثرات کودتای 7ثور وششم جدی جست .  <br />    با این حال سوگمندانه یادآور میشویم که ملت قهرمان ما با دادن همه ی این قربانی ها وپذیرش همه ی مشقات نتوانست از پیروزی نظامی اش بهره ی سالم وسازنده بگیرد . نتیجه ی این همه قربانی را اجانب خونخوار دیگر مثل امپریالیسم امریکا ومتحدین اروپایی اش ، ارتجاع منطقه &#8211; اعم از پاکستان ، عربستان سعودی ، ایران ، چین ودیگران به وسیله ی عمال جنایتکار فوندامنتالیست اسلامی شان در قالب تنظیم های جهادی وپس ازآن طالبان به یغما بردند . واینک یک بار دیگر ملت مظلوم ما هنوز نفس تازه نکرده زیرنام &#8220;استقرار دموکراسی&#8221; مورد تجاوز دیگری توسط این جنایتکاران قرار گرفت . درین تجاوز نیز تجاوزگران ، ما وتاریخ ما را در نظر نگرفتند وبه قول معروف پای در باتلاقی گذاشتند که با هر حرکت خود در آن فروتر میروند . <br />    بحث روی عوامل این تجاوز جدید وعواقب آن ایجاب تحلیل وتجزیه ی مفصلی را میکند که از حوصله ی این مختصر بیرون است . وما از هم اکنون نشانه ی فرورفتن متجاوزین امریکائی ومتحدین شانرا در باتلاق افغانستان شاهد هستیم . وآنچه وضاحت دارد اینست که : <br /><font color="#0000ff">     &#8221; ملت  ما  زیر  چرخ   آبنوس             سال ها  زد  بر دم  شمشیر  بوس<br />       نشنود گیتی زما جز این  صدا            مرگ برامریکه ونفرین به روس &#8220;<br /></font>  </p>
<div align="center">
<pre style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif">غلام محمد نادر<br /></pre>
</div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصوبه ی پارلمان فرمایشی افغانستان</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nader/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 08:39:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مـقالات]]></category>
		<category><![CDATA[gholammn]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nader/</guid>

					<description><![CDATA[&#160; گندم از گندم بروید جو ز جو بعد از پخش وانتشار&#8221;منشور مصالحه  ملی&#8221; مصوب 13 جنوری 2007 پارلمان  فرمایشی افغانستان ، سروصدای زیادی درمطبوعات ورسانه های گروهی بر علیه وله آن راه افتاد وتقریبا میتوان گفت فیصدی زیاد وقت وکار این رسانه ها ونویسنده های شانرا بخود اختصاص داده است . درین مدت دیگر کمتر کسی در مورد شکست سیاست های امریکا ومتحدینش در افغانستان یا درمورد فقر ، گرسنگی ، سرما وبیدادگری های حاکم بر جامعه ی ما که همه محصول تجاوز وستم امپریالیسم جهانی ومتحدین بومی آن است سخنی گفته ویا نوشته است . جالب اینجاست که این مسئله زمانی بمیدان کشیده میشود که امریکا برای تداوم تجاوزش به افغانستان وتامین مصارف نظامی آن از مجلس سنای آن کشور پول ویژه طلب کرده است واز سوی دیگر ناتو برای اعزام نیروی بیشتر وابزار جنگی بیشتر برای محکم تر کردن سلطه ی تجاوزگرانه ی خود در افغانستان تصمیم گرفته است . هکذا اتحادیه اروپا به جنرال مشرف برای تحکیم بیشتر خط دیورند وعده ی کمک داده است . بنظر من بیرون دادن چنین تصویبی ، درهمچو شرایطی اتفاقی نیست وجزئی از پلانهائی به شمار میرود که استعمارگران توسط ادارات مستعمراتی شان برای پرت کردن افکار مردم عملی میکنند وبا انجام آن خاک به چشم مردم میزنند ، تا پلانهای شوم شانرا بدون دغدغه به عمل در آورند .    امروزدیگر ، بجز عناصر مزدور ویا مزدور مزدور(ویا احمق) ، دیگر همه میدانند که افغانستان کشوری اشغال شده ومستعمره است که درآن نیروهای مسلح وغیر مسلح خارجی در زدوبند با جنایتکارترین نیروهای جامعه ی ما حکومت میکنند .ارگانهای دولتی اعم از قوای سه گانه ، ارتش ، پولیس و. . . ابزاری هستند که برا ی تامین منافع استعمار ونیروهای ارتجاعی وابسته به آن عمل میکنند وهرگز نه قادراند ونه مایل که خلاف آن ازایشان سرزند . بنا هر فیصله  وعملکرد حکومت ، پارلمان ، قضا وسایرارگانها را باید درین چوکات دید ونه سوای آن . ازاین زاویه است که میتوان گفت از پارلمانی چنین ، فیصله ی چنان واین تعجبی ندارد . چه ، «گندم از گندم بروید جو زجو» . تعجب وقتی است که با فرض محال فیصدی کمی از فیصله های &#8221; پارلمان &#8221; به نفع ملک وملت می بود ( !! )   پارلمان موجود افغانستان هم مثل حکومتش در وضعی است که بدون کمک امپریالیستهای متجاوز واشغالگر وطن ما        &#8221; نه قادر به زیستن است ونه توانائی مردن &#8221; دارد . ولذا فیصله اش نیز در راستای منافع مشترک استعمار – ارتجاع است ، هرگونه انتظاری سوای این ، انتظاری است غیر موجه .     من درینجا میخواهم به عواملی که منجر به چنین فیصله ی شده مختصرا بپردازم تا بتوانیم به درک روشنی از رویدادها ، درست در لحظه ی وقوع آنها ، برسیم وادراک شایسته ی از تاریخ روزمره داشته باشیم .     به استثنای ریزه خواران وخرده کارشناسان «تمدن» زده ی از خود رفته که به قول دانشمندی &#8221; کاردانی ، روشن بینی وخصال فکری شان از نوک بینی شان فراتر نمیرود &#8221; ، امروز دیگر همه میبینیم که امریکائی ها ومتحدین آنها در صدور دموکراسی مندرآوردی شان به عراق و افغانستان به گل مانده اند ، الگوئی از ناکامی هستند وبا هر حرکت ارابه ی شان فروتر میرود . بخش های &#8220;واقع بین تر&#8221; جوامع غربی خطر درهم شکستن چرخ وچنبر متجاوز خویش را در تهلکه ی عراق وافغانستان پیش بینی میکنند ، لذا میکوشند تا از رسوائی آن بکاهند . هم اکنون در امریکا انواع اعتراضات ازمجلس سنا واحزاب دموکرات وجمهوری خواه گرفته تا سطح جنرالها وصاحبنظران نظامی شکل گرفته است ؛ کمیته سازی هاوپیشنهاد بازی های در جریان است تا بوش وهمدستان ماجراجووجنگ طلبش را به عواقب وخیم عملکرد شان در عراق وافغانستان متوجه بسازند . ومیکوشند تا به نحوی راه عقب نشینی را به نیروهای شان هموار کنند . ولی بوش کاوبای وهمدستان جنگ طلبش به اعزام بیشتر نیرو وتشدید جنگ تاکید دارند . وضع موجود در امریکا هم اکنون دقیقا مشابه وضعی است که امریکا در مراحل پایان جنگ ویتنام داشت . یعنی امریکا در ارتباط با جنگ در عراق وافغانستان شکست خورده ودرنتیجه در بحران کامل فرورفته واین بحران منجر به تشدید تضاد محافل داخلی امپریالیسم امریکا گشته است .در همین هفته ی که گذشت در واشنگتن ودر مقابل کاخ سفید تظاهراتی با شرکت بیش از صد هزار نفر علیه جنگ عراق و افغانستان برپا گشت .      اروپا نیز درین بحران درگیر شده است ، در ایتالیا احزاب اپوزیسیون خواستار برگشت نیروهای نظامی شان از افغانستان هستند وطرحهای مذاکره با طالبان را پیشکش میکنند . درآنجا نیز بر سر تداوم حضور ویا عقبنشینی نیروهای متجاوز تضادهای عمیقی در حال شکل گیری است . تظاهرات عظیمی برضدجنگ درایتالیا نیزبرگزارگردید .    اپوزیسیون دولت آلمان نیز به شرکت نیروهای شان درجنگ افغانستان مخالفت میکند . ولی دولت مداران آلمان برای اغوای مردم خود شرکت در بازسازی افغانستان وکشف مراکز طالبان را توسط طیارات جنگی خود عنوان میکنند .      هسپانیه وفرانسه هم با چنین پرابلمی دست به گریبان هستند . با این حال دولت های متجاوز غربی زیر فشار امریکا میکوشند که از طریق ناتو وبه اصطلاح پایبندی به تعهدات شان با ارسال قوای بیشتر بحران را مهار کنند . در ساحه تبلیغاتی نیز در عراق وافغانستان ودرسطح جهان حادثه آفرینی میکنند تا پرده ای از ابهام بیافرینند وبحران وشکست شانرا در عقب آن مخفی نگهدارند . وسخن کوتاه جنگ درافغانستان ومخالفت با آن موضوع داغ جهان گشته است .      در چنین جوی است که درافغانستان هیاهوی &#8221; منشور مصالحه ملی &#8221; را درپارلمان راه می اندازند وتمام نظرها ، قلم ها وافکار را متوجه دلقک بازی های یک مشت طرار جنایتکار شناخته شده ی خزیده در لانه ی رسوائی بنام پارلمان میسازند .    درعراق موتر لاری پر از مواد منفجره را در شلوغ ترین منطقه ی شهر بغداد انفجار میدهند وصدها انسان بیگناه را به خون میکشند واز آن به تشدید تضاد شیعه وسنی بهره میگیرند تا خود با آرامش خاطر درعراق بمانند وهرچه بخواهند بکنند .    جانب دیگر قضیه ی منشور مصوبه ای پارلمان فرمایشی افغانستان در لحظه ی کنونی اینست که امپریالیسم و چاکران بومی اش ( جهادی ها ، پرچمی- خلقی ها وشرکای جرم شان ) ضمن همسوئی منافع شان اینجا وآنجا تقابل هم دارند واین شکلی از مبارزه وهمگونی اضداد است .    ما درهمسوئی های شان دیدیم که امریکا درتقابل با شوروی هم جناح الازهری اخوان المسلمین را که ربانی وگلبدین نماینده ی شان بودند ملیاردها دلار کمک کرد ؛ وهم جناح &#8220;ربیطاط العالم لاسلامی &#8220;که نماینده ی وهابیت سعودی بود توسط سیاف از کمک سرشار امریکا برخوردار شد . واما اصول مهمتر دوستی امپریالیسم ، اصول تامین منافع اوست . هرکس وهرآن که سود بیشتر برساند تقرب بیشتربه امپریالیسم می یابد .    ماهمچنان دیدیم که با تامین بهتر منافع امریکا ومتحدینش توسط طالبان ، چاکران جهادی تنظیم های هفتگانه به زباله دانی افتادند . ولی چندی بعد باز با تعویض سیاست امریکا در منطقه ، مکررا به اجساد متعفن جهادی ها بجای نفس مسیحا نفس &#8220;بوش&#8221; دمیده شد ودوباره آنها را به مسند قدرت آوردند ؛ واما این بار باشرط وشروط ونوازش وتهدید و. . .    امریکائی ها با کشیدن رهبران تنظیم های جهادی از سوراخ های پنهانی که بخاطر زنده ماندن شان درآن خزیده بودند ، ونشاندن شان بر کرسی های مختلف قدرت مشروط ، اهداف مختلفی را دنبال میکنند که ما از شرح همه درینجا میگذریم .    واما یکی از برازنده ترین اهداف امریکا ترساندن مردم ما ازحضورجهادی ها واحیانا حاکمیت دوباره ی این هیولاهای مستبد ، خونخوار وبی پرنسیب است که در دوره ی حکومت مستعجل شان برهیچ کس وهیچ چیزی رحم نکردند ونشان دادند که در تامین اغراض پست شان به هیچ دین وآئینی ویا قوم وملیتی وحتی ملک وملتی  پایبند نیستند . بر دین وآئین مردم بدتر از کفارقریش تاختند واقوام وملیت هارا ظالمانه تر ازهر راسیستی بخون کشیدند وآبادانی ودارائی ملک وملت را برباد ، ویران وغارت کردند .    آری ! امریکا از حضور اینان چون ارواح خبیثه بهره میگیرد وبا نشان دادن شان به مردم وگرفتن جلوشان بدست خود، خودش را ناجی مردم ازشر این هیولاها جلوه میدهد وبدین ترتیب حضور تجاوزگرانه اش را به سرزمین ما توجیه میکند . امریکا ،این سردمدار جهانی زور ونیرنگ، درپهلوی ترساندن مردم از جنایتکاران جهادی ، برا ی کنترول بیشتر برآنها دگمه های فشار مختلفی را در دست دارد که گاه وبیگاه بریکی از آنها فشار میدهد تا احتمال هرگونه سرکشی را از چاکران خود سلب کند . یکی ازین دگمه های فشار ، تهدید به محاکمه ی جنایتکاران جنگی است که در فرصت های معینی از طریق کمیته های حقوق بشر ومانند آن صحنه آرائی میشود . طرح این مسئله برای جنایتکاران جنگی افغانستان که مطیع ، همکار وهم کردار امریکا بوده وهستند ، تا حال بخشی از خیمه شب بازی های مشترک شان بود . ولی پس از اعدام صدام حسین در عراق ، رعشه ی مرگ اندام بیرخت جنایتکاران جنگی افغانستان را که عمدتا در پارلمان وبعضا در ادارات حکومتی دیگر نصب شده اند ، بلرزه درآورده واز اعتماد شان بر ولینعمتان غربی کاسته است . آنها دیدند که صدام حسینی که در دوران جنگ سرد بدستور امریکا وکمک سی آی ای کمونیست های عراقی را شکار وسربه نیست میکرد ، صدامی که بدستور وکمک امریکا به ایران حمله کرد وبا سلاح های شیمیائی و زهرآگینی که امریکا برایش داده بود با عث ویرانی وقتل ایران و ایرانی شد ، صدامی که بعد از سقوط شاه ایران به عنوان ژندارم امریکا در منطقه  بود و برای تامین منافع امریکا تلاش بیدریغ میکرد ، و رازهای زیادی ازامریکا ونیرنگهایش داشت ، فرصت گفتن یک کلمه برایش ندادند وچنان مفتضحانه بر سر دار رفت . پس جنایتکاران جنگی افغانستان ، این موجودات حقیر وبیمقداری که با امتیازات اندکی خودرا فروخته اند ، چه ارزشی برای امریکا خواهند داشت ؟ اینجاست که گاهی به قول معروف &#8221; گورکنانی را که میبایست جسد شانرا دفن کنند دم خانه ی خود منتظر میبینند &#8221; . لذا دور از امکان نیست که راه های نجات از محاکمه ومرگ را جستجو کنند . درجستجوی چنین راهی است که لحظه ای موجود را غنیمت شمرده با استفاده از بحران دامنگیر امریکا ودرگیر یهای داخلی وخارجی حکومت بوش وضعف حکوکت دست نشانده ی کرزی ، حملات پی در پی طالبان برآن ، فشار پاکستان بر کرزی وعوامل بیشمار دیگردرپی تصویب &#8221; منشورمصالحه ملی &#8221; برآمدند تا حد اقل در روی کاغذ هم که شده از عذاب روانی شان بکاهند .    بنظر من بحث بر سر اینکه این مصوبه قانونی نیست ویا هست ما را از راه به بیراه میبرد . اگر ما قوانین حاکم در کشور مستعمره ی افغانستان را که بدون اراده ی مردم ودرتامین وحراست منافع استعمار وارتجاع سرهم بندی شده معتبر بدانیم ، این مصوبه هم بعد از طی مراحل بیروکراتیک اش شکل قانونی میگیرد . چون هیچ فرقی بین این پارلمان ولویه جرگه ی که قانون اساسی را تصویب کرد وجود ندارد . ولی ازآنجا که این جرگه ها وپارلمانهای نام نهاد کوشیده اند قوانین را متناسب با قرار ومدارهای که بین نیروهای اشغالگر خارجی به نمایندگی از امپریالیسم جهانی وفوندامنتالیستهای جهادی به نمایندگی از سیستم تاریخزده ی ارباب رعیتی صورت گرفته ، به نفع وسلیقه ی مشترک این نیروها ترتیب ، تدوین وتصویب کنند وطوری سیاه روی سفید بریزند که &#8220;برد با هردو باشد &#8221; . وچیزی که در آن به هیچ صورت درنظر گرفته نشده ونمیتوانست در نظر گرفته شود ، منافع کشور ومردم افغانستان وحقوق دموکراتیک این مردم است که هم اکنون متاع بازار مکاره ی جهانی شدن سرمایه گشته است . بنا چنین قوانین ومصوباتی درکل مورد تائید مردم افغانستان وعناصر مردمی آن نیست ودرقبول آن هم هیچ الزامی نه در حال ونه در آینده وجود دارد . درمصوبه ی &#8221; منشور مصالحه ملی &#8221; پارلمان فرمایشی نیز &#8221; کلمات فقط برای سرپوش گذاشتن بر حقیر ترین وشنیع ترین فرومایه گی ها هستند &#8221; که برای التیام زخم خونچکان وجدان آلوده ی جنایتکاران روی کاغذ ریخته شده واز هیچ گونه اعتباری نزد مردم برخوردار نیستند .    با اینحال این مصوبه با تمام پلیدی هایش چند نکته ی جالب دارد :     اول اینکه این سند یک اعتراف دستجمعی ورسمی جنایتکاران به جنایت شان است . آنهائیکه تاحال جنایات شانرا زیر نام دفاع از پیشرفت ( خلقی &#8211; پرچمی ها )...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<h1 style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">گندم از گندم بروید جو ز جو</h1>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">بعد از پخش وانتشار&#8221;منشور مصالحه  ملی&#8221; مصوب 13 جنوری 2007 پارلمان  فرمایشی افغانستان ، سروصدای زیادی درمطبوعات ورسانه های گروهی بر علیه وله آن راه افتاد وتقریبا میتوان گفت فیصدی زیاد وقت وکار این رسانه ها ونویسنده های شانرا بخود اختصاص داده است . درین مدت دیگر کمتر کسی در مورد شکست سیاست های امریکا ومتحدینش در افغانستان یا درمورد فقر ، گرسنگی ، سرما وبیدادگری های حاکم بر جامعه ی ما که همه محصول تجاوز وستم امپریالیسم جهانی ومتحدین بومی آن است سخنی گفته ویا نوشته است . جالب اینجاست که این مسئله زمانی بمیدان کشیده میشود که امریکا برای تداوم تجاوزش به افغانستان وتامین مصارف نظامی آن از مجلس سنای آن کشور پول ویژه طلب کرده است واز سوی دیگر ناتو برای اعزام نیروی بیشتر وابزار جنگی بیشتر برای محکم تر کردن سلطه ی تجاوزگرانه ی خود در افغانستان تصمیم گرفته است . هکذا اتحادیه اروپا به جنرال مشرف برای تحکیم بیشتر خط دیورند وعده ی کمک داده است . بنظر من بیرون دادن چنین تصویبی ، درهمچو شرایطی اتفاقی نیست وجزئی از پلانهائی به شمار میرود که استعمارگران توسط ادارات مستعمراتی شان برای پرت کردن افکار مردم عملی میکنند وبا انجام آن خاک به چشم مردم میزنند ، تا پلانهای شوم شانرا بدون دغدغه به عمل در آورند .<br />    امروزدیگر ، بجز عناصر مزدور ویا مزدور مزدور(ویا احمق) ، دیگر همه میدانند که افغانستان کشوری اشغال شده ومستعمره است که درآن نیروهای مسلح وغیر مسلح خارجی در زدوبند با جنایتکارترین نیروهای جامعه ی ما حکومت میکنند .ارگانهای دولتی اعم از قوای سه گانه ، ارتش ، پولیس و. . . ابزاری هستند که برا ی تامین منافع استعمار ونیروهای ارتجاعی وابسته به آن عمل میکنند وهرگز نه قادراند ونه مایل که خلاف آن ازایشان سرزند . بنا هر فیصله  وعملکرد حکومت ، پارلمان ، قضا وسایرارگانها را باید درین چوکات دید ونه سوای آن . ازاین زاویه است که میتوان گفت از پارلمانی چنین ، فیصله ی چنان واین تعجبی ندارد . چه ، «گندم از گندم بروید جو زجو» . تعجب وقتی است که با فرض محال فیصدی کمی از فیصله های &#8221; پارلمان &#8221; به نفع ملک وملت می بود ( !! )<br />   پارلمان موجود افغانستان هم مثل حکومتش در وضعی است که بدون کمک امپریالیستهای متجاوز واشغالگر وطن ما        &#8221; نه قادر به زیستن است ونه توانائی مردن &#8221; دارد . ولذا فیصله اش نیز در راستای منافع مشترک استعمار – ارتجاع است ، هرگونه انتظاری سوای این ، انتظاری است غیر موجه . <br />    من درینجا میخواهم به عواملی که منجر به چنین فیصله ی شده مختصرا بپردازم تا بتوانیم به درک روشنی از رویدادها ، درست در لحظه ی وقوع آنها ، برسیم وادراک شایسته ی از تاریخ روزمره داشته باشیم . <br />    به استثنای ریزه خواران وخرده کارشناسان «تمدن» زده ی از خود رفته که به قول دانشمندی &#8221; کاردانی ، روشن بینی وخصال فکری شان از نوک بینی شان فراتر نمیرود &#8221; ، امروز دیگر همه میبینیم که امریکائی ها ومتحدین آنها در صدور دموکراسی مندرآوردی شان به عراق و افغانستان به گل مانده اند ، الگوئی از ناکامی هستند وبا هر حرکت ارابه ی شان فروتر میرود . بخش های &#8220;واقع بین تر&#8221; جوامع غربی خطر درهم شکستن چرخ وچنبر متجاوز خویش را در تهلکه ی عراق وافغانستان پیش بینی میکنند ، لذا میکوشند تا از رسوائی آن بکاهند . هم اکنون در امریکا انواع اعتراضات ازمجلس سنا واحزاب دموکرات وجمهوری خواه گرفته تا سطح جنرالها وصاحبنظران نظامی شکل گرفته است ؛ کمیته سازی هاوپیشنهاد بازی های در جریان است تا بوش وهمدستان ماجراجووجنگ طلبش را به عواقب وخیم عملکرد شان در عراق وافغانستان متوجه بسازند . ومیکوشند تا به نحوی راه عقب نشینی را به نیروهای شان هموار کنند . ولی بوش کاوبای وهمدستان جنگ طلبش به اعزام بیشتر نیرو وتشدید جنگ تاکید دارند . وضع موجود در امریکا هم اکنون دقیقا مشابه وضعی است که امریکا در مراحل پایان جنگ ویتنام داشت . یعنی امریکا در ارتباط با جنگ در عراق وافغانستان شکست خورده ودرنتیجه در بحران کامل فرورفته واین بحران منجر به تشدید تضاد محافل داخلی امپریالیسم امریکا گشته است .در همین هفته ی که گذشت در واشنگتن ودر مقابل کاخ سفید تظاهراتی با شرکت بیش از صد هزار نفر علیه جنگ عراق و افغانستان برپا گشت .  <br />    اروپا نیز درین بحران درگیر شده است ، در ایتالیا احزاب اپوزیسیون خواستار برگشت نیروهای نظامی شان از افغانستان هستند وطرحهای مذاکره با طالبان را پیشکش میکنند . درآنجا نیز بر سر تداوم حضور ویا عقبنشینی نیروهای متجاوز تضادهای عمیقی در حال شکل گیری است . تظاهرات عظیمی برضدجنگ درایتالیا نیزبرگزارگردید .<br />    اپوزیسیون دولت آلمان نیز به شرکت نیروهای شان درجنگ افغانستان مخالفت میکند . ولی دولت مداران آلمان برای اغوای مردم خود شرکت در بازسازی افغانستان وکشف مراکز طالبان را توسط طیارات جنگی خود عنوان میکنند .<br />      هسپانیه وفرانسه هم با چنین پرابلمی دست به گریبان هستند . با این حال دولت های متجاوز غربی زیر فشار امریکا میکوشند که از طریق ناتو وبه اصطلاح پایبندی به تعهدات شان با ارسال قوای بیشتر بحران را مهار کنند . در ساحه تبلیغاتی نیز در عراق وافغانستان ودرسطح جهان حادثه آفرینی میکنند تا پرده ای از ابهام بیافرینند وبحران وشکست شانرا در عقب آن مخفی نگهدارند . وسخن کوتاه جنگ درافغانستان ومخالفت با آن موضوع داغ جهان گشته است . <br />     در چنین جوی است که درافغانستان هیاهوی &#8221; منشور مصالحه ملی &#8221; را درپارلمان راه می اندازند وتمام نظرها ، قلم ها وافکار را متوجه دلقک بازی های یک مشت طرار جنایتکار شناخته شده ی خزیده در لانه ی رسوائی بنام پارلمان میسازند . <br />   درعراق موتر لاری پر از مواد منفجره را در شلوغ ترین منطقه ی شهر بغداد انفجار میدهند وصدها انسان بیگناه را به خون میکشند واز آن به تشدید تضاد شیعه وسنی بهره میگیرند تا خود با آرامش خاطر درعراق بمانند وهرچه بخواهند بکنند . <br />   جانب دیگر قضیه ی منشور مصوبه ای پارلمان فرمایشی افغانستان در لحظه ی کنونی اینست که امپریالیسم و چاکران بومی اش ( جهادی ها ، پرچمی- خلقی ها وشرکای جرم شان ) ضمن همسوئی منافع شان اینجا وآنجا تقابل هم دارند واین شکلی از مبارزه وهمگونی اضداد است . <br />   ما درهمسوئی های شان دیدیم که امریکا درتقابل با شوروی هم جناح الازهری اخوان المسلمین را که ربانی وگلبدین نماینده ی شان بودند ملیاردها دلار کمک کرد ؛ وهم جناح &#8220;ربیطاط العالم لاسلامی &#8220;که نماینده ی وهابیت سعودی بود توسط سیاف از کمک سرشار امریکا برخوردار شد . واما اصول مهمتر دوستی امپریالیسم ، اصول تامین منافع اوست . هرکس وهرآن که سود بیشتر برساند تقرب بیشتربه امپریالیسم می یابد .<br />    ماهمچنان دیدیم که با تامین بهتر منافع امریکا ومتحدینش توسط طالبان ، چاکران جهادی تنظیم های هفتگانه به زباله دانی افتادند . ولی چندی بعد باز با تعویض سیاست امریکا در منطقه ، مکررا به اجساد متعفن جهادی ها بجای نفس مسیحا نفس &#8220;بوش&#8221; دمیده شد ودوباره آنها را به مسند قدرت آوردند ؛ واما این بار باشرط وشروط ونوازش وتهدید و. . . <br />   امریکائی ها با کشیدن رهبران تنظیم های جهادی از سوراخ های پنهانی که بخاطر زنده ماندن شان درآن خزیده بودند ، ونشاندن شان بر کرسی های مختلف قدرت مشروط ، اهداف مختلفی را دنبال میکنند که ما از شرح همه درینجا میگذریم . <br />   واما یکی از برازنده ترین اهداف امریکا ترساندن مردم ما ازحضورجهادی ها واحیانا حاکمیت دوباره ی این هیولاهای مستبد ، خونخوار وبی پرنسیب است که در دوره ی حکومت مستعجل شان برهیچ کس وهیچ چیزی رحم نکردند ونشان دادند که در تامین اغراض پست شان به هیچ دین وآئینی ویا قوم وملیتی وحتی ملک وملتی  پایبند نیستند . بر دین وآئین مردم بدتر از کفارقریش تاختند واقوام وملیت هارا ظالمانه تر ازهر راسیستی بخون کشیدند وآبادانی ودارائی ملک وملت را برباد ، ویران وغارت کردند . <br />   آری ! امریکا از حضور اینان چون ارواح خبیثه بهره میگیرد وبا نشان دادن شان به مردم وگرفتن جلوشان بدست خود، خودش را ناجی مردم ازشر این هیولاها جلوه میدهد وبدین ترتیب حضور تجاوزگرانه اش را به سرزمین ما توجیه میکند . امریکا ،این سردمدار جهانی زور ونیرنگ، درپهلوی ترساندن مردم از جنایتکاران جهادی ، برا ی کنترول بیشتر برآنها دگمه های فشار مختلفی را در دست دارد که گاه وبیگاه بریکی از آنها فشار میدهد تا احتمال هرگونه سرکشی را از چاکران خود سلب کند . یکی ازین دگمه های فشار ، تهدید به محاکمه ی جنایتکاران جنگی است که در فرصت های معینی از طریق کمیته های حقوق بشر ومانند آن صحنه آرائی میشود . طرح این مسئله برای جنایتکاران جنگی افغانستان که مطیع ، همکار وهم کردار امریکا بوده وهستند ، تا حال بخشی از خیمه شب بازی های مشترک شان بود . ولی پس از اعدام صدام حسین در عراق ، رعشه ی مرگ اندام بیرخت جنایتکاران جنگی افغانستان را که عمدتا در پارلمان وبعضا در ادارات حکومتی دیگر نصب شده اند ، بلرزه درآورده واز اعتماد شان بر ولینعمتان غربی کاسته است . آنها دیدند که صدام حسینی که در دوران جنگ سرد بدستور امریکا وکمک سی آی ای کمونیست های عراقی را شکار وسربه نیست میکرد ، صدامی که بدستور وکمک امریکا به ایران حمله کرد وبا سلاح های شیمیائی و زهرآگینی که امریکا برایش داده بود با عث ویرانی وقتل ایران و ایرانی شد ، صدامی که بعد از سقوط شاه ایران به عنوان ژندارم امریکا در منطقه  بود و برای تامین منافع امریکا تلاش بیدریغ میکرد ، و رازهای زیادی ازامریکا ونیرنگهایش داشت ، فرصت گفتن یک کلمه برایش ندادند وچنان مفتضحانه بر سر دار رفت . پس جنایتکاران جنگی افغانستان ، این موجودات حقیر وبیمقداری که با امتیازات اندکی خودرا فروخته اند ، چه ارزشی برای امریکا خواهند داشت ؟ اینجاست که گاهی به قول معروف &#8221; گورکنانی را که میبایست جسد شانرا دفن کنند دم خانه ی خود منتظر میبینند &#8221; . لذا دور از امکان نیست که راه های نجات از محاکمه ومرگ را جستجو کنند . درجستجوی چنین راهی است که لحظه ای موجود را غنیمت شمرده با استفاده از بحران دامنگیر امریکا ودرگیر یهای داخلی وخارجی حکومت بوش وضعف حکوکت دست نشانده ی کرزی ، حملات پی در پی طالبان برآن ، فشار پاکستان بر کرزی وعوامل بیشمار دیگردرپی تصویب &#8221; منشورمصالحه ملی &#8221; برآمدند تا حد اقل در روی کاغذ هم که شده از عذاب روانی شان بکاهند . <br />   بنظر من بحث بر سر اینکه این مصوبه قانونی نیست ویا هست ما را از راه به بیراه میبرد . اگر ما قوانین حاکم در کشور مستعمره ی افغانستان را که بدون اراده ی مردم ودرتامین وحراست منافع استعمار وارتجاع سرهم بندی شده معتبر بدانیم ، این مصوبه هم بعد از طی مراحل بیروکراتیک اش شکل قانونی میگیرد . چون هیچ فرقی بین این پارلمان ولویه جرگه ی که قانون اساسی را تصویب کرد وجود ندارد . ولی ازآنجا که این جرگه ها وپارلمانهای نام نهاد کوشیده اند قوانین را متناسب با قرار ومدارهای که بین نیروهای اشغالگر خارجی به نمایندگی از امپریالیسم جهانی وفوندامنتالیستهای جهادی به نمایندگی از سیستم تاریخزده ی ارباب رعیتی صورت گرفته ، به نفع وسلیقه ی مشترک این نیروها ترتیب ، تدوین وتصویب کنند وطوری سیاه روی سفید بریزند که &#8220;برد با هردو باشد &#8221; . وچیزی که در آن به هیچ صورت درنظر گرفته نشده ونمیتوانست در نظر گرفته شود ، منافع کشور ومردم افغانستان وحقوق دموکراتیک این مردم است که هم اکنون متاع بازار مکاره ی جهانی شدن سرمایه گشته است . بنا چنین قوانین ومصوباتی درکل مورد تائید مردم افغانستان وعناصر مردمی آن نیست ودرقبول آن هم هیچ الزامی نه در حال ونه در آینده وجود دارد . درمصوبه ی &#8221; منشور مصالحه ملی &#8221; پارلمان فرمایشی نیز &#8221; کلمات فقط برای سرپوش گذاشتن بر حقیر ترین وشنیع ترین فرومایه گی ها هستند &#8221; که برای التیام زخم خونچکان وجدان آلوده ی جنایتکاران روی کاغذ ریخته شده واز هیچ گونه اعتباری نزد مردم برخوردار نیستند .<br />    با اینحال این مصوبه با تمام پلیدی هایش چند نکته ی جالب دارد : <br />    اول اینکه این سند یک اعتراف دستجمعی ورسمی جنایتکاران به جنایت شان است . آنهائیکه تاحال جنایات شانرا زیر نام دفاع از پیشرفت ( خلقی &#8211; پرچمی ها ) ویا جهاد مقدس ( احزاب جهادی ) میپوشاندند ، حال وقیحانه اعتراف میکنند که مرتکب جرم وجنایت شده اند ؛ ولی تقاضا میکنند که &#8221; مورد تعقیب عدلی وحقوقی قرار نگیرند &#8221; . <br />    دوم اینکه &#8221; جهادیون مقدس &#8221; برای جلب عفووبخشش مردم درین منشور خودرا همطراز کفار قریش دانستند که این اعتراف نیز برای مردم باید جالب باشد وتوضیح آن اینست که تصویب کنندگان &#8220;منشور مصالحه ملی&#8221; عملکرد خودرادر زیر پا کردن اصول وعقاید مردم درست معادل عملکرد کفار قریش قرار دادند واز مردم میخواهند که با تقلید از سیره ی پیغمبر اسلام آنهارا به بخشایند . <br />    در الگوی دیگری که ارائه میکنند به حق عملکرد شانرا در کشتار وظلم به ملیت های مظلوم افغانستان ،اعم ازپشتون ،هزاره ، تاجیک ، ازبک وغیره به کشتار وظلم سیاه پوستان توسط راسیست ها یا نژادپرستان سفید پوست افریقای جنوبی همانند ساخته وبا این اعتراف وقیح از مردم طالب عفو میشوند . واما درمورد ویرانگری ملک وخراب کردن اماکن وغارت اموال مردم توسط جنایتکاران پارلمان نشین ، منشور نویسان درکل جهان چنین نمونه ی وحشتناکی نیافته اند ولذا این بخش جنایت شان همچنان مسکوت وبی بدیل مانده وروی عفو خواستن از آن را هم ندارند . <br />    با تمام این اعترافات نه امریکا که همپیمان وشریک جرم جنایتکاران است ونه نهاد های بین المللی زیر فرمانش تا زمانیکه با جنایتکاران بومی در افغانستان منافع مشترک دارند ، هیچ کدام به فکر ویا درصدد محاکمه ی این جنایتکاران نمیشوند . فقط با طرد تجاوز اجانب وزیر کشیدن متحدین جنایتکار بومی شان از اریکه ی قدرت وگرفتن سرنوشت مردم افغانستان بدست خودشان است که با ایجاد نهادهای مردمی میتوان درحل وفصل عادلانه ی کلیه ی قضایای ملک وملت خود امیدوار بود . <br />                         دست کلیه ی تجاوزگران وعمال جنایتکاربومی شان از افغانستان کوتاه !             <br />                   </p>
<div align="center">
<pre style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif">غلام محمد نادر نادر جنوری 2008<br />     <br /></pre>
</div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
