<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دوره دوم &#8211; رهروان</title>
	<atom:link href="https://www.rahrawan.com/%d9%86%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.rahrawan.com</link>
	<description>وبسایت فرهنگی ‌علمی و سیاسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 07 Dec 2015 03:16:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.3</generator>
	<item>
		<title>دوره دوم شماره اول و دوم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-azadi-2-1/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Dec 2007 18:27:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/212-2/</guid>

					<description><![CDATA[نمونۀ شمارۀ اول و دوم دوره دوم دوره دوم     شماره   اول و دوم             سال چهارم               عقرب و قوس ۱۳۶۲ نوامبر ۹۸۳ ۱ پویندگان و ادامه دهندگان در امتداد زمان &#8221; ندای آزادی&#8221; ـ ندای خشماگین و زنجیرگسل ملت ما ـ به همت قافله سالاران باشهامت و ازخود گذر این ملت، در قلب استحکامات دشمن بنیان گذاشته شد و شش شماره ی آن به عنوان تجربه ای زنده  و &#8221; پویا &#8221; در میان توفان آتش و سیل خون بیرون آمد. این فریاد به قله های &#8221; بابا &#8221; رسید و &#8221; رضا &#8220;ی ملت استوار ما را برای یک زندگی &#8220;مختار&#8221; و آزاد باز تابید. &#8221; آذر&#8221;ی بود که  در قعر ظلمات استعمارـ ارتجاع آتش بجان دشمن میزد و &#8221; سراسیمه &#8221; اش میکرد و راه را برای راهنوردان استوار روشنی می بخشید. نزده قهرمان پیشکسوت ما خون پاک شان را در محراب این ندای برحق نثار کردند تا شاهد راستین نبرد تاریخی آزادی و بردگی، روشنایی و تاریکی باشند.( * ) خون &#8221; واکمن&#8221; ها ، &#8221; انجینر&#8221;ها و &#8221; گل آغا &#8220;ها و بالاخره شماره ی هفت و هشت ندای آزادی و ویژه نامه ی شهید مجید، که همگی در کام اژدهای خونخوار روس بلعیده شد، به هدر نمیرود. و اینک ادامه دهندگان این نویسندگان و این ندای برحق انسانی را دوباره به پیشگاه ملت مقاوم و شکست ناپذیر افغانستان و به پیشگاه نزده قهرمان شهید بعنوان رمز و نمونه ی پایداری و وفاداری براه پرشکوه آزادی و آزادگی تقدیم میکنند و از تأخیر اجتناب ناپذیر شانزده ماهه معذرت میخواهند. امپریالیسم جنایت پیشه ی روس بعد از قریب یکربع قرن تمهید غدارانه بالاخره در سیاه روز ۷ ثور ۵۷ ماجراجویانه و گستاخانه بر حریم مقدس میهن ما به تجاوز پرداخت و بعد از بیست ماه دست و پا زدن در غرقاب تباهی و جنایت بیکران تاریخی بالاخره در ۶ جدی ۵۸ دست به تجاوز عریان نظامی علیه استقلال و حق حاکمیت ملی ما زد  ، و در سراشیبی این طرح رسوا، بزرگترین تراژیدی جنایتبار بعد از جنگ عمومی دوم را در سینه ی غم آلود تاریخ بیادگار گذاشت که نتیجه ی این جنایت تاریخی بیش از یک ملیون شهید، بزرگترین رقم آوارگان در جهان کنونی، بیش از صد هزار زندانی سیاسی و ربوده شدگان بی سرنوشت و انهدام تقریبأ کامل شهر ها و روستا های ماست. و هنوزهم این جنایت ـ در متن تاریکی فاشیسم لجام گسیخته و حیوانی روس، اغواگری و عوامفریبی آن ـ به شدت خود ادامه دارد. استعمار شرارت پیشه ی روس مذبوحانه میکوشد بوسیله ی این جنایات بی مانند خود در چارچوب یک استراتیژی استیلاگرانه ی جامع الاطراف (سیاسی، نظامی، اقتصادی، روانی، فرهنگی و بین المللی) ملت ما را بانقیاد بکشد، هویت ملی آنرا مسخ و نابود سازد و انسان آزاده ی این مرز و بوم را از هستی اش ساقط کند.مردم ما با خیزش و شورش بی همتایش در پنجسال و اندی از مقاومت به سوال بزرگ و سرنوشت ساز خود قاطعانه و صریح پاسخ گفت: &#8220;به استعمار و زور، به توسعه جویی و جنایت تن در نمیدهیم و با آن سازش نمیکنیم&#8221;. ولی مقاومت کبیر میهنی ما تا ارتقأ به سطح یک جنبش آگاهانه و آزادیبخش ملی، با اهداف و روش های روشن و چوب بست سیاسی ـ نظامی واحدی که بتواند ثمره ی همه این خونها، عرق ها و کوشش ها را در یک رود خروشان بریزد، فاصله ی زیادی دارد. علی الرغم اینکه استعمار بعنوان سرطان خبیث، امحای کامل احاد سیاسی ـ اجتماعی ملت ـ بجز عده ای خود فروخته و رسوأ ـ را هدف قرار داده و زمینه ی لازم همآهنگی و همسوئی ملی را ایجاد کرده است ، ولی فقدان بینش لازم در ارتباط با فهم مناسبات کلی میان ما و استعمارگر و روابط درونی هر دو طرف (استعمارگر و استعمار شده) و در نتیجه انحراف از اهداف کلی و عمومی جنبش، رفتن به کجراهه و بیراهه ی حرکت یک بعدی، محدود و عقب گرایانه و بالاخره مخاصمات درونی جنبش و صدها مسئله ی طولی و عرضی دیگر اکنون جنبش را پراگنده و مردم را ناراض کرده و بر وقاحت استعمارگر افزوده است.کمبود خودآگاهی اجتماعی ـ سیاسی در بحبوحه ی یک خیزش عظیم و بی نظیر ملی نتنها به استعمارگر مجال دست اندازی و ضربت نیروهای مقاومت ملی و مردم را فراهم کرده  بلکه به دشمنان نقاب پوش و قباپوش ملت نیز مجال دستبرد و سروری کاذبانه را مهیا کرده است. اگرچه مردم در خلال واژگونی جهان استعماری، خود نیز به دیگرگونی های ژرفی میرسند، ولی نقش مشعل داران راه آزادی و ترقی در راهنمائی و راه گشایی این مسیر پر خم و پیچ در شرایط ویژه ای به عامل تعیین کننده ی پیروزی و تضمین کننده ی رسیدن به کرانه ی آزادی مبدل می شود. جریده ی انقلابی ایکه بتواند آئینه ی تمام نمای مناسبات بغرنج و پیچیده ی یک ملت در حال تحرک ضد استعماری باشد ، و روابط گونه گونه ی آنرا در تناقض ماهوی با استعمارگر و در قلمروهای متعدد نشان دهد، و همچنان تپشها و کنش های جنبش را در مناسبات و روابط متعدد درونی و بیرونی، پایه یی و حاشیه یی، درون مرزی و برون مرزی با تعمیم و توصیف علمی و واقعی صورتبندی نماید و بالاخره جنبش را در شبکه ی وسیع از عوامل و مؤثرات تاریخی ـ سیاسی ملی و بین المللی بعنوان کلیتی که بمثابه جزء در کلیت عمومی تری سیر مینماید، زیر نظر ـ تحلیل، تجزیه و ترکیب منطقی و ارگانیک ـ قرار دهد، به یقین میتواند با کشف ضوابط عام و ویژه ی جنبش در طرح، تکامل و انتقال خودآگاهی ملی و انقلابی سهم ارزنده ای ایفا نماید. &#8220;ندای آزادی&#8221; بعنوان ناشر افکار، اندیشه ها، تجارب و جمعبندی های سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در ارتباط با جنبش عظیم ضداستعمار روسی مردم ما و بخاطر گسترش و اشاعه ی آگاهی ملی انقلابی به منظور درهم شکستن سد استعماری و برای تداوم ظفرمند آن در راه آزادی هموطن دوره دوم نشرات خود را بعد از یک توقف شانزده ماهه در مسیر پر عظمت آزادی و دموکراسی ادامه میدهد. شناخت ما از دشمن، بینش ها و کنش های آن، توانایی ها و محدودیت های سیاسی ـ تاریخی آن، مناسبات درونی و بیرونی آن، جهت گیری های اصلی و فرعی آن و شیوه های گونه گونه ی آن در پیاده کردن این روش ها و مناسبات بیحد ناچیز است. بناءً واکنش های ما نیز لحظه یی، عکس العملی ، سطحی و اغلبأ با پیش داوری ها و یا داوری های موهوم و عقب گرایانه توأم است. روسیه  امپریالیستی در کشور خود دست رنج ملیون ها انسان زحمتکش را میبلعد و آنرا خرج بوالهوسی های ماجرا جویانه ی مشتی طفیلی میسازد که خیال آقایی جهان را در سر می پرورانند. تمام اروپای شرقی را در بند اسارت خود نگهداشته و آنها را در قمار بازی های بین المللی خود بعنوان موضوعی منفعل مورد سؤاستفاده قرار میدهد، در جهان به کشمکش ماجراجویانه و دیوانه وار عظمت طلبی وتوسعه جویی مشغول است، کشورهای سه قاره را در دام نیرنگ &#8220;همکاری های اقتصادی&#8221; و &#8220;ترقی اجتماعی&#8221; مورد بهره کشی قرار میدهد و کشور عزیز ما افغانستان را از مدت یک ربع قرن به اینسو به زائده ی اقتصادی خود مبدل گردانیده و اکنون نیز بیرحمانه مورد استثمار قرار میدهد.امپریالیسم روس در کشور خود انسان روسی را در زیر ستم سیاسی فاشیستی قرار داده و تمام حقوق و آزادی های انسانی را زیر پا گذاشته است، و رژیم فاشیستی خود را بر تمام اقمار خود امتداد داده است و در سطح جهانی بنام &#8220;دفاع از صلح و ترقی&#8221; و اعلام کذائی &#8220;دفاع از آرمان زحمتکشان&#8221; به عوامفریبی و اغواگری مشغول است. و در کشور عزیز خود ما دیکتاتوری خون آشام و لجام گسیخته ی مشتی مزدور و خود فروخته را تحمیل کرده است. فرهنگ برده ساز امپریالیسم روس انسان ها را به جای اینکه سازنده ی تاریخ شوند، بعنوان ابزاری بی اراده و &#8220;بلی گو&#8221; در سیستم منحوس خود جاگذاری میکند تا فقط مبلغ و توجیه گر اشتهای سیری ناپذیر توسعه جویی روس باشد. در پهنای جهان به دروغ پردازی و مشاطه گری در باره ی &#8220;صلح جهانی&#8221; می پردازد و در کشور عزیز ما فرهنگ بی بند و بار و هرزه ی استعمار روسی را بجای فرهنگ انقلابی، مردمی و ملی ما جانشین میسازد.امپریالیسم روس بر پایه ی تمرکز سرمایه ی دولتی به نظامیگری خطرناک و تباه کن می پردازد و اکنون به یکی از مراکز عمده ی خطر جنگ تباه کننده ی جهانی سوم و عامل تشنج بین المللی مبدل شده است. اشغال نظامی افغانستان، جنگ نابود کننده علیه مردم بیدفاع ما و آزمایش انواع سلاحهای مخرب و کیمیاوی در سرزمین پاک ما تبارز مشخص این نظامیگری در محدوده ی یک جنگ تجاوزکارانه ی محلی است که  دیر یا زود دامن منطقه ی جنوب آسیا و خاور میانه را خواهد گرفت.&#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان آزاد است. افشای جنایات روس در کشور خودش، در سطح بین المللی و در افغانستان چه در قلمرو اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی وظیفه ی مبرم &#8220;ندای آزادی&#8221; خواهد بود. در جریان افشای این جنایات &#8220;ندای آزادی&#8221; همبستگی خود را با مبارزات مردم تحت تسلط فاشیسم روس و همه مردمی که برای رهایی از چنگال امپریالیسم، بهره کشی و ستم ملی و اجتماعی میرزمند، تعمیق و گسترش میبخشد. اگر شناخت همه جانبه از دشمن با کشف ذات بمفهوم شناخت جامع از خود، نیروهای خود، موقعیت خود در تاریخ و در جامعه، نیروهای بالنده و میرنده، عوامل و مؤثرات تندساز و کندساز درونی و بیرونی، محدودیت های تاریخی، سیاسی و بین المللی و مهمتر از همه اراده ی آگاه، روشن و قاطع برای تغییر واقعیت های فاسد و جابجا کردن آن با واقعیتی رزمنده و سرنوشت ساز توأم نباشد در آنصورت در بهترین حالت صورتگر خوبی از واقعیت های بد خواهیم بود، در حالیکه هدف اساسی ما تغییر است نه تفسیر. بناءً: نیروهای مقاومت ملی ما که اکثرأ از بطن حرکت خود بخودی توده ها زاده شده و در متن آن تکامل نموده اند خاستگاه های متعدد و متناقضی را بازگو میکنند که علی الرغم جانبازی و فداکاری بیحد و حصر مردم تا اکنون هم پراگنده، محلی و در وضع سیاسی ـ تشکیلاتی عقب مانده ای زندگی میکنند. این وضع به دشمنان رنگارنگ مردم مجال تخطئه و انحراف جنبش مقاومت را میسر میگرداند و هدف کلی و اساسی که مقاومت و جهاد علیه استعمارگر و ایادی بیمقدار آنست در ازدحام تناقضات تاریخی ـ سیاسی نیروهای مقاومت گم می شود.شدت اختناق و گسترش بینظیر جنایات روس امپریالیستی از یکجانب و مقاومت سرتاسری مردم ـ که بصورت شدیدأ ناهمگون به پیش میرود ـ از جانب دیگر اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی مردم را بشدت دگرگون کرده است. بناءً برخورد مردم نسبت به مسایل کلی و روزمره تصویری نهایت بغرنج را ارائه میدهد. سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) نه تنها به عنوان یک سازمان رزمنده و انقلابی بل همچنان بمثابه روندی تاریخی به مفهوم دفاع از منافع تاریخی و انقلابی کتله های عظیم سراپا برهنه ی وطن در خلال مقاومت پنجساله ی کنونی تجارب، دستآورد ها، شکست ها، پیشرفت ها و عقبگرد های متعددی را شاهد بوده است. بررسی و جمعبندی این تجارب و برخورد فعال و رزمنده با واقعیت محیطی نه تنها برای رزمندگان خود (ساما) بلکه برای مجموع جنبش انقلابی و ملی ما هدیه ی ناچیزی است که با خون فرزندان آگاه و فداکار این ملت در پیشاپیش آنها مجید قهرمان تتویج شده است. &#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان رزمنده، جستجوگر و زنجیرگسل است. برخورد علمی و انقلابی به مسایل بغرنج ملی و رهنمایی و رهگشایی بر پایه ی اتکأ بخود و مردم خود و بطور عمده بر پایه ی تجارب خود و مردم خود وظیفه ی بزرگ دیگری است که پیشروی &#8220;ندای ازادی&#8221; قرار دارد. میهن عزیز ما افغانستان اکنون در زیر چکمه های ارتش اشغالگر روس قرار دارد. همه مردم از گروه های مختلف اجتماعی ـ سیاسی در معرض نابودی استعمار افسارگسیخته ی روس است. فقط وحدت یکپارچه ی ملت ضد استعماری قادر است امپریالیسم هار، توسعه جو و جنگ افروز روسی را مهار کند. مسئله وحدت ملت راه ها و شیوه های آن، چگونگی و اشکال آن بزرگترین و اساسی ترین معضله ی جنبش مقاومت کنونی را می سازد. (ساما) برای حل علمی این معضله از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد. &#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان وحدت طلب افغانی است ، و ازین رو انعکاس دهنده...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-253" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_12.jpg" border="0" width="300" height="198" /></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="center">نمونۀ شمارۀ اول و دوم دوره دوم</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="border-top-style: solid; border-top-color: initial; border-bottom-style: solid; border-bottom-color: initial; font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif; border-width: 1px" align="center">دوره دوم     شماره   اول و دوم             سال چهارم               عقرب و قوس <!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves /> <w:TrackFormatting /> <w:HyphenationZone>21</w:HyphenationZone> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF /> <w:LidThemeOther>NL</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> <w:SplitPgBreakAndParaMark /> <w:DontVertAlignCellWithSp /> <w:DontBreakConstrainedForcedTables /> <w:DontVertAlignInTxbx /> <w:Word11KerningPairs /> <w:CachedColBalance /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math" /> <m:brkBin m:val="before" /> <m:brkBinSub m:val="&#45;-" /> <m:smallFrac m:val="off" /> <m:dispDef /> <m:lMargin m:val="0" /> <m:rMargin m:val="0" /> <m:defJc m:val="centerGroup" /> <m:wrapIndent m:val="1440" /> <m:intLim m:val="subSup" /> <m:naryLim m:val="undOvr" /> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"   DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"   LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" Name="Default Paragraph Font" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading" /> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--> <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --> <!--[if gte mso 10]> <mce:style><!    /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:Standaardtabel; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}  --> <!--[endif] --><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱۳۶۲</span> نوامبر <!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves /> <w:TrackFormatting /> <w:HyphenationZone>21</w:HyphenationZone> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF /> <w:LidThemeOther>NL</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> <w:SplitPgBreakAndParaMark /> <w:DontVertAlignCellWithSp /> <w:DontBreakConstrainedForcedTables /> <w:DontVertAlignInTxbx /> <w:Word11KerningPairs /> <w:CachedColBalance /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math" /> <m:brkBin m:val="before" /> <m:brkBinSub m:val="&#45;-" /> <m:smallFrac m:val="off" /> <m:dispDef /> <m:lMargin m:val="0" /> <m:rMargin m:val="0" /> <m:defJc m:val="centerGroup" /> <m:wrapIndent m:val="1440" /> <m:intLim m:val="subSup" /> <m:naryLim m:val="undOvr" /> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"   DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"   LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" Name="Default Paragraph Font" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading" /> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--> <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --> <!--[if gte mso 10]> <mce:style><!    /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:Standaardtabel; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}  --> <!--[endif] --><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: Arial, sans-serif"><span> </span></span><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۹۸۳</span><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: Arial, sans-serif"> </span><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱</span></p>
<p style="font-family: 'Times New Roman', Times, serif; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-weight: bold" dir="rtl" align="center">پویندگان و ادامه دهندگان<br /> در امتداد زمان</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="justify">&#8221; ندای آزادی&#8221; ـ ندای خشماگین و زنجیرگسل ملت ما ـ به همت قافله سالاران باشهامت و ازخود گذر این ملت، در قلب استحکامات دشمن بنیان گذاشته شد و شش شماره ی آن به عنوان تجربه ای زنده  و &#8221; پویا &#8221; در میان توفان آتش و سیل خون بیرون آمد. این فریاد به قله های &#8221; بابا &#8221; رسید و &#8221; رضا &#8220;ی ملت استوار ما را برای یک زندگی &#8220;مختار&#8221; و آزاد باز تابید. &#8221; آذر&#8221;ی بود که  در قعر ظلمات استعمارـ ارتجاع آتش بجان دشمن میزد و &#8221; سراسیمه &#8221; اش میکرد و راه را برای راهنوردان استوار روشنی می بخشید. <br />نزده قهرمان پیشکسوت ما خون پاک شان را در محراب این ندای برحق نثار کردند تا شاهد راستین نبرد تاریخی آزادی و بردگی، روشنایی و تاریکی باشند.( * ) <br /> خون &#8221; واکمن&#8221; ها ، &#8221; انجینر&#8221;ها و &#8221; گل آغا &#8220;ها و بالاخره شماره ی هفت و هشت ندای آزادی و ویژه نامه ی شهید مجید، که همگی در کام اژدهای خونخوار روس بلعیده شد، به هدر نمیرود. و اینک ادامه دهندگان این نویسندگان و این ندای برحق انسانی را دوباره به پیشگاه ملت مقاوم و شکست ناپذیر افغانستان و به پیشگاه نزده قهرمان شهید بعنوان رمز و نمونه ی پایداری و وفاداری براه پرشکوه آزادی و آزادگی تقدیم میکنند و از تأخیر اجتناب ناپذیر شانزده ماهه معذرت میخواهند. <br />امپریالیسم جنایت پیشه ی روس بعد از قریب یکربع قرن تمهید غدارانه بالاخره در سیاه روز ۷ ثور ۵۷ ماجراجویانه و گستاخانه بر حریم مقدس میهن ما به تجاوز پرداخت و بعد از بیست ماه دست و پا زدن در غرقاب تباهی و جنایت بیکران تاریخی بالاخره در ۶ جدی ۵۸ دست به تجاوز عریان نظامی علیه استقلال و حق حاکمیت ملی ما زد  ، و در سراشیبی این طرح رسوا، بزرگترین تراژیدی جنایتبار بعد از جنگ عمومی دوم را در سینه ی غم آلود تاریخ بیادگار گذاشت که نتیجه ی این جنایت تاریخی بیش از یک ملیون شهید، بزرگترین رقم آوارگان در جهان کنونی، بیش از صد هزار زندانی سیاسی و ربوده شدگان بی سرنوشت و انهدام تقریبأ کامل شهر ها و روستا های ماست. و هنوزهم این جنایت ـ در متن تاریکی فاشیسم لجام گسیخته و حیوانی روس، اغواگری و عوامفریبی آن ـ به شدت خود ادامه دارد. <br />استعمار شرارت پیشه ی روس مذبوحانه میکوشد بوسیله ی این جنایات بی مانند خود در چارچوب یک استراتیژی استیلاگرانه ی جامع الاطراف (سیاسی، نظامی، اقتصادی، روانی، فرهنگی و بین المللی) ملت ما را بانقیاد بکشد، هویت ملی آنرا مسخ و نابود سازد و انسان آزاده ی این مرز و بوم را از هستی اش ساقط کند.<br />مردم ما با خیزش و شورش بی همتایش در پنجسال و اندی از مقاومت به سوال بزرگ و سرنوشت ساز خود قاطعانه و صریح پاسخ گفت: &#8220;به استعمار و زور، به توسعه جویی و جنایت تن در نمیدهیم و با آن سازش نمیکنیم&#8221;. ولی مقاومت کبیر میهنی ما تا ارتقأ به سطح یک جنبش آگاهانه و آزادیبخش ملی، با اهداف و روش های روشن و چوب بست سیاسی ـ نظامی واحدی که بتواند ثمره ی همه این خونها، عرق ها و کوشش ها را در یک رود خروشان بریزد، فاصله ی زیادی دارد. <br />علی الرغم اینکه استعمار بعنوان سرطان خبیث، امحای کامل احاد سیاسی ـ اجتماعی ملت ـ بجز عده ای خود فروخته و رسوأ ـ را هدف قرار داده و زمینه ی لازم همآهنگی و همسوئی ملی را ایجاد کرده است ، ولی فقدان بینش لازم در ارتباط با فهم مناسبات کلی میان ما و استعمارگر و روابط درونی هر دو طرف (استعمارگر و استعمار شده) و در نتیجه انحراف از اهداف کلی و عمومی جنبش، رفتن به کجراهه و بیراهه ی حرکت یک بعدی، محدود و عقب گرایانه و بالاخره مخاصمات درونی جنبش و صدها مسئله ی طولی و عرضی دیگر اکنون جنبش را پراگنده و مردم را ناراض کرده و بر وقاحت استعمارگر افزوده است.<br />کمبود خودآگاهی اجتماعی ـ سیاسی در بحبوحه ی یک خیزش عظیم و بی نظیر ملی نتنها به استعمارگر مجال دست اندازی و ضربت نیروهای مقاومت ملی و مردم را فراهم کرده  بلکه به دشمنان نقاب پوش و قباپوش ملت نیز مجال دستبرد و سروری کاذبانه را مهیا کرده است.<br /> اگرچه مردم در خلال واژگونی جهان استعماری، خود نیز به دیگرگونی های ژرفی میرسند، ولی نقش مشعل داران راه آزادی و ترقی در راهنمائی و راه گشایی این مسیر پر خم و پیچ در شرایط ویژه ای به عامل تعیین کننده ی پیروزی و تضمین کننده ی رسیدن به کرانه ی آزادی مبدل می شود. <br />جریده ی انقلابی ایکه بتواند آئینه ی تمام نمای مناسبات بغرنج و پیچیده ی یک ملت در حال تحرک ضد استعماری باشد ، و روابط گونه گونه ی آنرا در تناقض ماهوی با استعمارگر و در قلمروهای متعدد نشان دهد، و همچنان تپشها و کنش های جنبش را در مناسبات و روابط متعدد درونی و بیرونی، پایه یی و حاشیه یی، درون مرزی و برون مرزی با تعمیم و توصیف علمی و واقعی صورتبندی نماید و بالاخره جنبش را در شبکه ی وسیع از عوامل و مؤثرات تاریخی ـ سیاسی ملی و بین المللی بعنوان کلیتی که بمثابه جزء در کلیت عمومی تری سیر مینماید، زیر نظر ـ تحلیل، تجزیه و ترکیب منطقی و ارگانیک ـ قرار دهد، به یقین میتواند با کشف ضوابط عام و ویژه ی جنبش در طرح، تکامل و انتقال خودآگاهی ملی و انقلابی سهم ارزنده ای ایفا نماید. <br />&#8220;ندای آزادی&#8221; بعنوان ناشر افکار، اندیشه ها، تجارب و جمعبندی های سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در ارتباط با جنبش عظیم ضداستعمار روسی مردم ما و بخاطر گسترش و اشاعه ی آگاهی ملی انقلابی به منظور درهم شکستن سد استعماری و برای تداوم ظفرمند آن در راه آزادی هموطن دوره دوم نشرات خود را بعد از یک توقف شانزده ماهه در مسیر پر عظمت آزادی و دموکراسی ادامه میدهد. <br />شناخت ما از دشمن، بینش ها و کنش های آن، توانایی ها و محدودیت های سیاسی ـ تاریخی آن، مناسبات درونی و بیرونی آن، جهت گیری های اصلی و فرعی آن و شیوه های گونه گونه ی آن در پیاده کردن این روش ها و مناسبات بیحد ناچیز است. بناءً واکنش های ما نیز لحظه یی، عکس العملی ، سطحی و اغلبأ با پیش داوری ها و یا داوری های موهوم و عقب گرایانه توأم است. <br />روسیه  امپریالیستی در کشور خود دست رنج ملیون ها انسان زحمتکش را میبلعد و آنرا خرج بوالهوسی های ماجرا جویانه ی مشتی طفیلی میسازد که خیال آقایی جهان را در سر می پرورانند. تمام اروپای شرقی را در بند اسارت خود نگهداشته و آنها را در قمار بازی های بین المللی خود بعنوان موضوعی منفعل مورد سؤاستفاده قرار میدهد، در جهان به کشمکش ماجراجویانه و دیوانه وار عظمت طلبی وتوسعه جویی مشغول است، کشورهای سه قاره را در دام نیرنگ &#8220;همکاری های اقتصادی&#8221; و &#8220;ترقی اجتماعی&#8221; مورد بهره کشی قرار میدهد و کشور عزیز ما افغانستان را از مدت یک ربع قرن به اینسو به زائده ی اقتصادی خود مبدل گردانیده و اکنون نیز بیرحمانه مورد استثمار قرار میدهد.<br />امپریالیسم روس در کشور خود انسان روسی را در زیر ستم سیاسی فاشیستی قرار داده و تمام حقوق و آزادی های انسانی را زیر پا گذاشته است، و رژیم فاشیستی خود را بر تمام اقمار خود امتداد داده است و در سطح جهانی بنام &#8220;دفاع از صلح و ترقی&#8221; و اعلام کذائی &#8220;دفاع از آرمان زحمتکشان&#8221; به عوامفریبی و اغواگری مشغول است. و در کشور عزیز خود ما دیکتاتوری خون آشام و لجام گسیخته ی مشتی مزدور و خود فروخته را تحمیل کرده است. <br />فرهنگ برده ساز امپریالیسم روس انسان ها را به جای اینکه سازنده ی تاریخ شوند، بعنوان ابزاری بی اراده و &#8220;بلی گو&#8221; در سیستم منحوس خود جاگذاری میکند تا فقط مبلغ و توجیه گر اشتهای سیری ناپذیر توسعه جویی روس باشد. در پهنای جهان به دروغ پردازی و مشاطه گری در باره ی &#8220;صلح جهانی&#8221; می پردازد و در کشور عزیز ما فرهنگ بی بند و بار و هرزه ی استعمار روسی را بجای فرهنگ انقلابی، مردمی و ملی ما جانشین میسازد.<br />امپریالیسم روس بر پایه ی تمرکز سرمایه ی دولتی به نظامیگری خطرناک و تباه کن می پردازد و اکنون به یکی از مراکز عمده ی خطر جنگ تباه کننده ی جهانی سوم و عامل تشنج بین المللی مبدل شده است.<br /> اشغال نظامی افغانستان، جنگ نابود کننده علیه مردم بیدفاع ما و آزمایش انواع سلاحهای مخرب و کیمیاوی در سرزمین پاک ما تبارز مشخص این نظامیگری در محدوده ی یک جنگ تجاوزکارانه ی محلی است که  دیر یا زود دامن منطقه ی جنوب آسیا و خاور میانه را خواهد گرفت.<br />&#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان آزاد است. افشای جنایات روس در کشور خودش، در سطح بین المللی و در افغانستان چه در قلمرو اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی وظیفه ی مبرم &#8220;ندای آزادی&#8221; خواهد بود. در جریان افشای این جنایات &#8220;ندای آزادی&#8221; همبستگی خود را با مبارزات مردم تحت تسلط فاشیسم روس و همه مردمی که برای رهایی از چنگال امپریالیسم، بهره کشی و ستم ملی و اجتماعی میرزمند، تعمیق و گسترش میبخشد. <br />اگر شناخت همه جانبه از دشمن با کشف ذات بمفهوم شناخت جامع از خود، نیروهای خود، موقعیت خود در تاریخ و در جامعه، نیروهای بالنده و میرنده، عوامل و مؤثرات تندساز و کندساز درونی و بیرونی، محدودیت های تاریخی، سیاسی و بین المللی و مهمتر از همه اراده ی آگاه، روشن و قاطع برای تغییر واقعیت های فاسد و جابجا کردن آن با واقعیتی رزمنده و سرنوشت ساز توأم نباشد در آنصورت در بهترین حالت صورتگر خوبی از واقعیت های بد خواهیم بود، در حالیکه هدف اساسی ما تغییر است نه تفسیر. <br />بناءً:<br /> نیروهای مقاومت ملی ما که اکثرأ از بطن حرکت خود بخودی توده ها زاده شده و در متن آن تکامل نموده اند خاستگاه های متعدد و متناقضی را بازگو میکنند که علی الرغم جانبازی و فداکاری بیحد و حصر مردم تا اکنون هم پراگنده، محلی و در وضع سیاسی ـ تشکیلاتی عقب مانده ای زندگی میکنند. این وضع به دشمنان رنگارنگ مردم مجال تخطئه و انحراف جنبش مقاومت را میسر میگرداند و هدف کلی و اساسی که مقاومت و جهاد علیه استعمارگر و ایادی بیمقدار آنست در ازدحام تناقضات تاریخی ـ سیاسی نیروهای مقاومت گم می شود.<br />شدت اختناق و گسترش بینظیر جنایات روس امپریالیستی از یکجانب و مقاومت سرتاسری مردم ـ که بصورت شدیدأ ناهمگون به پیش میرود ـ از جانب دیگر اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی مردم را بشدت دگرگون کرده است. بناءً برخورد مردم نسبت به مسایل کلی و روزمره تصویری نهایت بغرنج را ارائه میدهد. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) نه تنها به عنوان یک سازمان رزمنده و انقلابی بل همچنان بمثابه روندی تاریخی به مفهوم دفاع از منافع تاریخی و انقلابی کتله های عظیم سراپا برهنه ی وطن در خلال مقاومت پنجساله ی کنونی تجارب، دستآورد ها، شکست ها، پیشرفت ها و عقبگرد های متعددی را شاهد بوده است. بررسی و جمعبندی این تجارب و برخورد فعال و رزمنده با واقعیت محیطی نه تنها برای رزمندگان خود (ساما) بلکه برای مجموع جنبش انقلابی و ملی ما هدیه ی ناچیزی است که با خون فرزندان آگاه و فداکار این ملت در پیشاپیش آنها مجید قهرمان تتویج شده است. <br />&#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان رزمنده، جستجوگر و زنجیرگسل است. برخورد علمی و انقلابی به مسایل بغرنج ملی و رهنمایی و رهگشایی بر پایه ی اتکأ بخود و مردم خود و بطور عمده بر پایه ی تجارب خود و مردم خود وظیفه ی بزرگ دیگری است که پیشروی &#8220;ندای ازادی&#8221; قرار دارد. <br />میهن عزیز ما افغانستان اکنون در زیر چکمه های ارتش اشغالگر روس قرار دارد. همه مردم از گروه های مختلف اجتماعی ـ سیاسی در معرض نابودی استعمار افسارگسیخته ی روس است. فقط وحدت یکپارچه ی ملت ضد استعماری قادر است امپریالیسم هار، توسعه جو و جنگ افروز روسی را مهار کند. مسئله وحدت ملت راه ها و شیوه های آن، چگونگی و اشکال آن بزرگترین و اساسی ترین معضله ی جنبش مقاومت کنونی را می سازد. (ساما) برای حل علمی این معضله از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد. <br />&#8220;ندای آزادی&#8221; ندای انسان وحدت طلب افغانی است ، و ازین رو انعکاس دهنده ی راستین این خواست برحق مردم ما خواهد بود.<br /> اشغال گستاخانه ی میهن عزیز ما توسط روس اشغالگر و مقاومت جانبازانه ی مردم ما صف بندی های متعدد بین المللی را به نفع مردم قهرمان کشور ما و به زیان روس توسعه جو بمیان آورده است. بناءً جنبش مقاومت میهن ما در متن اوضاع و شرایط بغرنج منطقه یی و بین المللی رشد میکند. تأثیرات متقابل جنبش ما و اوضاع و مؤثرات بین المللی روزفزون است.<br />&#8220;ندای ازادی&#8221; ندای انسان آگاهی است که تاریخ خود را در وسط شرایط و اوضاع مشخص ملی و بین المللی می سازد. &#8220;ندای آزادی&#8221; به مسایل بین المللی ـ بویژه در ارتباط با مؤثرات بین المللی بر مقدرات مردم ما از موقف مصالح اساسی و علیای مردم ما برای دفاع از آزادی، دموکراسی و ترقی برخورد خواهد کرد. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) با نشر دوباره ی ارگان نشراتی خود یکبار دیگر به مردم قهرمان افغانستان تعهد می سپارد که تا سرنگونی کامل رژیم دست نشانده و طرد نیرو های اشغالگر روسی از خاک  میهن سلاح رزم  خود را بر زمین نمی گذارد. آرمان مجید شهید و شهدای بزرگ سامایی، آرمان ملت ما و مردم قهرمان ماست. این آرمان پیروزمند و شکست ناپذیر است.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="center"># # #</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="justify">( * ) اعلام شهادت نزده رفیق سامایی بر اساس آن گزارش  نا دقیقی است که برای رهبری &#8221; ساما &#8221; و هیئت تحریریۀ &#8221; ندای آزادی &#8221; مواصلت کرده بود. در حالیکه ، از جملۀ این نزده زندانی ، چهارده تن شان بدستور روسها و بدست بردگان گوش بفرمان آنها تیر باران شدند. (گردانندگان وبسایت رهروان )</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<div style="font-family: 'Times New Roman', Times, serif; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-weight: bold">جنگ و تأثیرات آن بر تکامل اوضاع سیاسی – نظامی افغانستان</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="justify"> شرح همه جانبۀ چند وچونی این عنوان با ژرفای نهفته درآن مستلزم نگرشی ژرف وروش متکی بربنیاد علمی جامعه شناسی وتلی از معلومات درابعاد گونه گون ، و ار زیابی برش وسیعتری از تاریخ تکامل جامعه افغانستان است ، که به هیچ پنداری دریک کتاب وچند کتاب نمی گنجد ، چه رسد به یک مقالت ویا حتی یک سری مقالات ، آنهم با این همه محدودیت . و اما ، وظیفۀ جنبش انقلابی است تا تدارک رهتوشۀ این سفر بیند  واین وادی را هرچند ناکرانمند باشد بپیماید و کرانمند وگویایش سازد، وسربه مهرش نگذارد تا دیگران وما بعد ها بدین گنجینه دست یابند. ما نیز بعنوان قطره ای دربحر بیکران جنبش مردم خویش در می یابیم که سنگینی ازاین بار بردوش ماست و، باری، اذعان داریم که تلاش ما درحمل این محمل درحد توش ما است ، باشد تا فریاد ما ، هرچند نارسا ، درحکم کوچک جرسی گردد که  رهبران دیگرمحمل بربندند وسرانجام راه به منزل برند. چه دشمن ، و ای چه بسا که دشمنان با تنش تار های عنکبو تی ازرسانه های گروهی وانباری از وسایل طبع ونشر واصطبلی ازریزه خواران کج قلم وبد اندیش کشیدۀ استعماری و ارتجاعی را به جای شهد و داروی تقویتی درافکار جهانی پخش وزرق می کنند وبرآنند تا از تاخت و تاز ستوران بی لجام وپرهیاهوی تبلیغاتی – پروپاگندی شان غباری برلوح یاقوت فام و گلخون جنبش ما بیزند ومکدرش بنمایانند ، که با این حال بی شک تاحدی دست و پا پیچ روشنگران حقیقت نمای بی پیرایه میشوند، لذا برگرفتن این گرد سمی نیز ایجاب تمهیدات روشنگرانۀ با پهنای بیشتر را مینماید تا پس ازآن بتوان درشهوار حقایق را بدون پوستۀ قشری زاید دست و پاگیر عرضه کرد. ما خواهیم کوشید در راستای مقالتی چند درجهت تمهید بر آوردن این مامول بتپیم وهرگزنه برآن پنداریم که هرآنچه باید، کردیم، بلکه معترفیم ، هرآنچه مقدور و درتوان است ، میکنیم . وبرشما است تا برعلاوه سره و پایه کردن هستی ها وکاستی ها، زدودنی را سوا، وفزودنی راهمراه و گویا کنید، که درین عرصه نیز رسالتی عظیم داریم، بگذارگامی ، ولوکوتاه، برداریم.<br />گفتیم سخن گفتن ازاوضاع سیاسی – نظامی کشورمان طی پنج سال نیاز واپس نگری به برشی پهن تر ازتاریخ مان  دارد که این اوضاع محصول آن است واین خود ضرورت برخورد با ماهیت دشمن را که یکجانبه اوضاع است نیز به بار می آورد حال اجمالا هم باید ببینیم دشمن ما کیست وچرا دشمن ما است ؟<br />کشور ما افغانستان با موقعیت ژئوپولیتک ویژه اش درین زاویۀ گیتی در درازنای تاریخ پیوسته حیثیت گره گاه تجارت ومحل تلاقی فرهنگ های شرق وغرب را داشته وخود نیز زادگاه فرهنگ پرباری بوده ، که هردو بعد این ویژگی ما را به اختلاط با شرق وغرب میکشانده وطبیعتاء کنش و واکنش متقابل بجای می نهاده است . از جانبی منابع دست نخوردۀ زیر زمینی ونیروی کار ارزان وهم تقریبأ موقعیت معبر بودنش به بستر آبهای گرم اوقیانوس هند وخلیج فارس دال برآن میشد که موقعیت کلیدی بیابد، زور آوران آزمند مشرق ومغرب درپی کسب این کلید و راه یافتن به گنجینه های مادی ومعنوی آن برای غارت وچپاول ، همواره کوشیده و از لشکرکشی ها وقتل عام انسانهای بی گناه وبی پناه نیز دریغ نکرده اند ، در این جا حوصله ومحل شرح این رویداد های تاریخی نیست ومانیز چنین قصه ای با سر دراز نخواهیم گفت ، ازآن می جهیم . واما، از ذکر همین پیچ تاریخ ناگزیریم و با مکث درلحظه ای بسنده می کنیم . میهن بلاکشیده ما – این بیشه شیران آزاده ، یک عمر آزگار زیر سایه شوم سیستم مسلط ارباب رعیتی ونظامهای کور مستبد خاندانی تقریبأ درایستائی ودرنگ رنج باری به سر برده است ، که با نفوذ سرمایه انحصاری بین المللی وموجودیت زائده ای بنام سرمایداری دلال دولتی این رنج مضاعف شده ومسیر تکامل جامعه نیز به بیراهه ای ذلتبار وابستگی کشانیده می شود – جامعه ما دیگر سیمای جامعه نیمه فئودالی نیمه مستعمره بخود اختیارمی کند وعرصه رقابت درتجاوز و تاخت وتاز سرمایه انحصاری بین المللی بهره کشان بومی به اشکال و رنگهای مختلف قرارمیگیرد.<br />درآن زمره است همسایه شمالی ما ( روسیه ) که درغارت وچپاول ملل یدی طولا و تاریخی ننگین دارد وچهره های کریه تاریخی چون- پطرکبیرها و تزاران که قهرمانان تازیانه و دار وغارت ملل نام گرفته اند بخود دیده است ، کشورایکه پس ازیک فرمان ایست و وارونگی وحرکت دل انگیز ولحمه ی خیزاب با فروکش دوباره درلجنزار امپریالیزم اینک تزارانی نوین درآن حکم میرانند ونطع چرکین خویش را با ولعی چندچندان برای بلعیدن گوشت ملل دیگر بویژه همجواران ، گسترده اند. امپریالیسم شرارت پیشه روس که متمرکزترین سرمایه دولتی سرشت بدکنشت آنرا میسازد چیزی جز آخرین حد تکاملی سرمایداری محتضر و یا به بیانی دیگر سوسیال امپریالیزم نوخاسته ، آستانۀ انقلاب رهایی ملل دربند و آزادی نهایی انسان ، وعصرماعصرسقوط کامل سلطه جویی وعصرآزادی خلقها است ، و افتخار برملت ما که طلایه دار وسرسلسله جنبان این جنبش عظیم ضد سوسیال امپریالیستی است. <br />با این حال تردیدی نیست که دست و پا زدن وحشتناک امپریالیسم – سوسیال امپریالیسم همان واپسین لگدی است که حیوان وقت ذبح با رسیدن کارد به سحایای هرام مغز وکشیدن آخرین نفس میزند.<br />سوسیال امپریا لیزم روس بنا برین پویۀ تکاملی نزولی وتقلید میمون وار از همپالگی های مجرب وکهنه کارش (امپریالیزم غرب)تقریبأ ازیک ربع قرن بدینسؤ به تمهید غدارانه ی تجاوز وغارت درافغانستان مصروف است ، از سرمایه گذاری درامور پایه ای استعمارگرانه هم مانند مواصلات ومخابرات وملتاریزه کردن ، تا دست برد به ارگان های قدرت در دولت تا کودتای با نقاب مندرس جمهوری خواهی ، درپی آن تاجپوشی غلامان هرزه وبی مقدارش ، باند خلق وپرچم با فرو کردن خنجر درگلوی دوست دیرینه شان با زن وفرزند به عنوان گوساله گان قربانی به منظور دسترسی به شارگهای کشور ما همه وهمه رسم وآئین دشمنی وتجاوز با ملت افغانستان است وسر انجام هم لشکر کشی به شیوۀ بدنا م فاشیستی با گذشتن از مرزهای کشور و زیر پا گذاشتن کلیه ارزش های پذیرفته شده ی انسانی ودست اندازی به میهن مقدس ، نوامیس ملی ، معتقدات مردم وقتل عام پدران ، مادران ، فرزندان ، دشمنی ما را با غداران خون آشام روس رنگی نا زدودنی بخشید که به مصداق سخن&#8221; پدر کشته را کی بُود آشتی &#8221; راه هرگونه آشتی را بسته است ، وملت ما را اجبارا درگیریک جنگ همه جانبه نموده است که بود و نبود مان بدان مربوط است و اما که باید دید این جنگ همجانبه ، چه محتوائی دارد وتکامل ابعاد گونه گونه سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی .. . و نظامی ما دربطن این جنگ طی پنج سال چگونه است وچرا ما در این جنگ بر حقیم وبنا برآن بدون شک پیروزی از آن ماست تا از توهمات پندارگرایانه القائی مشتی بی خرد ، بدرآئیم و با تعقل واطمینان به پیش شتابیم .<br />جنگ به مفهوم وسیع آن ودر کلامی فشرده به درهم شکستن اراده دشمن است ودرهم شکستن اراده دشمن مستلزم صف آرائی وحمله در ابعاد اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ،&#8230; ونظامی است جنگ پدیده ایست اجتماعی وبه گونه ی همۀ پدیده های اجتماعی ، البته که دارای قانونمندیهای ویژه مشخص است ، و باری ، با تکیه برآنها ودرآن ریخت وقالب ها است که شامل پروسه تکاملی میگردد. نیروی متحرک جهت دهنده وحرکت دهنده جنگ دریک سمت پویا ، همانا مبارزۀ دوجهت آشتی ناپذیر تضاد، دونیرو ی متخاصم ، دونیروی درگیر درجنگ است درجنگ عادلانه بیشک یکی از این دو برحق است وبالنده وآن دیگری ناحق است ومیرنده ، وفقط آنکه برحق است انسانی است ، وجودش شایسته زیست ومنطقش، منطق کوبنده زمان ، سوار بررخش سبکسار تاریخ ، همپای تکامل و روندۀ راهی با میعادگاه ومنازل تاریخی ، و اما آن دیگری قلدر است وحیوانی ، طفیلی و پرازیتی و باید ضد حیاتش را ترزیق کرد که حیات او ازمرگ دیگران مایه میگیرد و اوگرگ انسان است . راهش بیراهه ، ورطه ولجنزارمخوف وسیرش درجهت پرتگاه است ودرخلاف تکامل . ناگفته پیداست آن یک ازین دو که بر رغم روند تکاملی قانونمندیهای اجتماعی مسیر حرکتش را برگزیده است ورویاروی قوای پویای اجتماعی که روند گان همپای سیر پیشرونده تکامل اند صف بگیرد، میرود تا زوال خویش را بر صفحه تاریخ اجتماعی رقم زند ، وآنی که به کشف ودریافت قوانین تکامل اجتماعی نایل آمده و با بهره گیری ازآن وهمپای آن به دگروشی ها وباژگونی ها و آبادانی ها دست می یازد و گامزن است بیشک بسوی شگوفائی می شتابد ومیرود تابردفتر زمان &#8220;بودش&#8221; را بود استوارش را، نقش پایا زند و به یقین برگ افتخار آمیز پیروزی به کف با کفایتش خواهد رسید . طبیعتأ پذیرفتنی است که چنین فتحی بزرگ بدون رنج ودشواری، بدون پذیرش مشقت وضایعات و ای چه بسا تادیۀ بهای گزاف در وهم نمی گنجد چه رسد به خرد وعقل .<br />گفتیم وپذیرفتیم که جنگ همچون انبوهی از پدیده های اجتماعی ابعاد گسترده دارد ، گویا ترش میسازیم ، جنگ دربطن خویش انواعی از تضاد ها را آبستن گونه حمل میکند ، هرگاه یکی یا بیشتر، ازاین تضاد ها خطی سوای جهت بالنده ورشد یابندۀ تضاد عمدۀ جنگ که شاخص ومبین خصلت وماهیت جنگ ، تعین کنندۀ اساس و سرنوشت آنست ،  برگزیند ویا سرعتی تندتر ویا کندتر از حرکت قانونمند تضاد عمده اختیار کند، بدین معنی که با افزایش سرعت از قانونمندیها به جهد و یا با کاهش آن عقب افتد ، یا سقط خواهد گشت ویا به عنوان موجود ناقص الخلقه پا به عرصه وجود خواهد گذاشت که گرم و سرد روزگار آن را خواهد زدود، وجائی برای زیستن او در ردیف پدیده های سالم وبالنده اجتماعی نخواهد بود.<br />جنگ در ابعاد گسترده اش پدیده ایست برای حاملین اش دشوار ومشقتبار که تا رسیدن به فرجام ، دوگانگی ها وچند گانگی های متضاد را با خود حمل میکند گاه امید بخش است وگهی سخت اسف انگیز ، لحظ ی نهایت شادی آفرین وفرصتی دیگر بی نهایت غمبار واندوهگین ( لحظات پیروزی وشکست ) ، آنی نیرو بخشی وقدرت زا ولمحه ی توان فرسا وکرختی آور ، جنگ سازنده است وآفریدگار، وفرساینده است و ویرانگر،آدم هایی را تامرز انسان کامل رشد میدهد سرا پای شان را درهمه ابعاد دگرگون میسازد وبه موجوداتی نو با خصال ملکوتی مبدل میکند ، هزاران دیگر را ، و اما ، بخون میکشد وهستی شان را از صفحۀ روزگار میزداید . جناح غیر عادلانه جنگ یا به تعبیردیگر جنگ غیرعادلانه هستی وآبادانی های ما حصل هزارسال رنج وزحمت آدم را تل خاک میسازد . درجوار آن جنگ عادلانه که هدفش نابودی جنگ است انسانی ترین بناها را در قلوب انسان ها منقوش میکند و راه اعمار پایای جامعه را میگشاید. درجنگ همز یستی هائی از: نیاسودگی ودشواری این لحظه آسایش وآرامش آن لحظه ، اندوه وغم این گاه ، شادی وسروری آنگاه ، ضعف وفرسایش این لمحه ، توانگری وبالش آن برهمه ویرانگری و نگونسازی این زمان و سازندگی و بالندگی آن زمان ، محدودیت و تنگدستی حال و گستردگی و فرادستی آینده، از بدبختی ، فقر ، آوارگی ، اسارت ،&#8230; امروز ، از بهروزی ، بهزیستی ، آرامش ، آسایش و آزادگی &#8230;فردا مرتبأ همراه است ، وجنگ ناگزیر بحمل شان تا اتمام حیات خویش است . باری هر آنچه گفته آمدیم وخیلی نگفته ها ی دیگر اند که باید بدانیم و بشکافیم ، چه همه شان رشته ی ازمهره های رنگارنگی است که به تار جنگ درکشیده اند و هر آن نیرویی را که عزم پای نهادن درین عرصۀ پرطلا طم است و جایگاهی و سنگری درجبهه تکامل تاریخ دارد. باید بر این تارپود راه یابد، چه ، بدون ارزیابی جنس و رنگ مهره ها و موضع ونقش هر یک در این تار سوای فهم مکانیزم حرکت و دور هر یک از مهره ها بر روی تار جنگ ، یا ندیده گرفتن تعویض جای و مقام مهره و نکاویدن تاثیراتش و&#8230; نمی شود دارای آنچنان نقشی درجنگ بود که نتایجش بطور نسبی پیش بینی شده وهدفمند و روشن باشد ، چه بسا اتفاق می افتد که نبود احاطه درین مسایل جهت تاثیر نیرو ها را تغیر دهد وغیر موثرشود وحتی تاثیر منفی به جای گذارد وعمل خلاف خواسته از آب برآید .نتیجتأ چنین بیان میداریم که: باعدم شناخت از قوانین جنگ درهمه ابعادش ( اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی، &#8230; ونظامی ) یا نبود و شاید کمبود دریافت سیر حرکی جنگ با مغشوش بودن مواضع نیروها ی درگیر، با درهم برهمی و ندادن آرایش سالم قواء ، باعدم ارزیابی دقیق از توانمندی خود و طرف متخاصم درتمام ساحات ، با روشن نبودن مسیر تکاملی جنگ و تشخیص واضح جهت و فردای آن ، با متیقن نبودن به پیروزی قطعی ، به اتکای واقعیات نه توهمات پندار گرایانه و&#8230; بلاخره در یک کلام میتوان گفت با در دست نداشتن برنامه علمی همه جانبه درجنگ نباید ثمره گیری را در فردای آن انتظار داشت وجنگ بی برنامه ستیزه یی بی جهت است و در شکل نظامی اش نیز در یاغیگری و ایله جار بودن تجسم پیدا میکند .<br />جنگ مقاوت ملت مسلمان افغانستان که با شلیک پر آوای مردم غیور و رزمنده  نورستان و بدخشان با جوششی خود بخودی رسمأ بنیاد گرفت و با قیام خونین و قهرمانانه دلیران سرزمین کهن رزمنده هرات و پس از آن غریو خروشان شیران بیشه کابل به نقطه عطفی تکامل کرد و برق آسا در سر تاسر میهن آتش به همۀ دشمن زد و در نبرد مسلحانه حماسه پشت حماسه آفرید جنگی است رهائیبخش و آزادیخوانه علیه تجاوز برهنه وآشکار سوسیال امپریالیرم جنایتکار روس . معذالک به عنوان یک پدیده اجتماعی – تاریخی بالنده نمی تواند سوای قانونمندی های تکامل پدیده های اجتماعی سیرکند. این جنگ که اینک با ابعاد گسترده وارد پنجمین سال عمرش شده است در ذات خود یکی از بزرگترین، همه جانبه ترین و خون بار ترین جنگ های تاریخ است که جانب بر حقش ملت ما است . رقم قربانیانش فوق العاده است و از طفل نزاده از بطن مادر تا پیر مرد و پیرزن درحال نزع را احتوا میکند ، شگفتا ! که چه خونین است وپر افتخار! پهنۀ قربانگاهش ازمیدان نبرد تاصحن مدرسه کودکان از تیغ کوه پایه های غرورانگیز تا بستر بیماران نیاز مند امداد در بیمارستان ، از پهن سنگرهای ستیره گر پر خروش دشمن سوز دشت های سوزان تا محراب همیشه آرام وتسلیم گاه انسان به عبادت ، از کشتزار دهقانان رنجبر تا فابریک محل تجمع کارگر ستمکش و&#8230;. ، دامن می گسترد . بالاترین شمار پناهندگان جنگ و زندانی های سیاسی را در دوران خویش عرضه کرده است . تناسب تسلیحات و تشکیلات و فنون نظامی و&#8230; درآن به حساب جور نمی آید آنچنانکه تناسب اراده و ایمان وحقانیت ما غرورسلحشوری ، آزادی خواهی ونهراسیدن از قربانی درملت ما به مقایسه به جبن، بی ایمانی ،&#8230; ونا حق بودن دشمن نیز حتی به محاسبات کمپیوتری حسابگران تاراجگر و جبون و اغواکننده نمی گنجد. سخن کوتاه ، جنگی است بی نظیرکه افتخارش – افتخار عظیم و تاریخی اش به ملت افغانستان وننگش – داغ سیاه ننگش به آدم کشان لجام گسیخته روسی در دل تاریخ گیتی الی الابد حک خواهد شد . نسلهائی از بشریت ازحماسه هایش اسطوره خواهد ساخت ، هم اکنون نیز باورنکردنی ها را به باورگنجانده ایم وجهان را به حیرت در انداخته ایم ، این سخن به گزاف نیست بل کلامی است حماسی که ریشه در ایمان به آزادی وعشق به میهن دارد و به مصداق اش فریاد خشماگین &#8220;یا مرگ یا آزادی&#8221; مردم مان وضجه و زاری های دشمن را گواه میگیریم . و باری، با اینحال اذغان داریم که هنوز منزلی طولانی درپیش داریم و راهی پرخم و پیچ و دشوار گذر و لذا جنبش ما ناگزیرأ و باید با دست اندرکاری هدایتکارانه و بیدریغ عنصر آگاه ، راهیابی کند و فرود و فرازهای خطرناک را علامه گذاری نماید تا خط سیر اصلی اش را یافته و در آن امتداد رهپوید . ازبیکارگی و وابستگی اقتصادی و فرار نیروهای کار ، به کار پر تلاش ونقشه مند اقتصادی درخدمت انقلاب گذار کند ، تا به خود کفایتی برسد . از تاکتیک پروسه و پراگماتیسم درعرصه سیاسی به سیاست روشن و تدوین تاکتیک های سالم علمی درجهت رسیدن به استراتیژی با دور نمای روشن ارتقأ کند و از مشی وابسته ساز و تکیه برعصای ناجور و نا مطمئن دیگران به مشی مستقل ملی در همه ابعاد اکمال یابد . از دنباله روی منفعت جویانه و سیاست تبلیغاتی غیر واقعی و گمراه کننده به سیاست همه جا نبه و واقع گرایانه ی روشنگر تبلیغاتی با درنظر داشت منافع آنی وآتی جنبش رشد کند . از بی توجهی و کم توجهی به مسایل فرهنگی ، به تکامل سالم فرهنگ و رشد اصالت های انقلابی و پویای آن عطف توجه کند ، از ایله جار بودن و یاغیگری در ساحه ی نظامی به تنظیم و تهیه استراتیژی وتاکتیک های هدفمند نظامی دراشکال پارتیزانی ، جنگهای تاکتیکی منظم ، اپراتیوی و تشکیل ارتش انقلابی مردم به منظور جنگهای تعیین کننده در آزاد سازی کشور تکامل کند . ازتشتت و پراگندگی به شرکت رزمنده در جبهه متحدملی تحت رهبری نیروهای اصیل انقلابی وتوسعه هرچه گسترده تر این جبهه توفیق یابد. آنگاه است که شب فردای مرگ دشمن فرا میرسد .<br />دست یابی به این اهداف مقدس ایجاب دسترسی به قوانین تکامل جامعه و بالاثر قوانین تکامل جنگ مانرا میکند و با داشتن این رمز است که تکامل اوضاع پی خواهیم برد و درونما را – که بیشک جز پیروزی ما و شکست محتوم دشمن چیزی نیست ، بروشنی خواهیم دید . ما باب ورود به این مامول را با نگرشی ولو مجمل به اهداف وعمل کرد روس ها ، بویژه در کشورمان ، از گذشته کوتاه میگشائیم و رهرو  ورودی مان کاوش بر پیدائی نطفه های خود بخودی حرکت ضد روسی مردم ما خواهد بود تا از آن به حومۀ تکامل اوضاع هردو جهت ره یابیم و از آن جا با تهیه فاکتها ی زنده و ملموس همه گان درتشعشع قندیل پرنور اندیشه های علمی دالانهائی تاریک تاریخ را گذشته به فراسوی آیندۀ تابناک بنگریم و با بینشی همه جانبه و روشن  طرحی و احیانأ طرح هایی فرا راه جنبش انقلابی ما ن بگذاریم تابتواند خط راه لوکوموتیف دینامیسم آن گردد و راهی به افق پرفروغ پیروزی &#8211; استقلال  ، آزادی ملی ، دموکراسی وعدالت اجتماعی بیابد. واما هم اکنون ما و دشمن ؟  پیداست که تقسیم مجدد جهان تقسیم شده بین قدرت های شیطانی امپریالیستی وتصرف بیشتر منابع مواد خام ، نیروی ارزان کار و بازار تجارت ، استراتیژی سیستم منحوس امپریالیستی جهانی است . سوسیال امپریالیسم روس به عنوان عضو خلف وقلدر این خانواده درتحقق این استراتیژی از اکتویته ی ویژه برخوردار است و بخشهای ازجهان ، از آن جمله افغانستان ، را میراث پدری خویش میداند، با چنین سیاست استیلاگرانه ای در ابعاد وسیعی – سیاسی ، اقصادی ، فرهنگی ، روانی ، نظامی و&#8230;.. مذبوحانه درجهت به انقیاد کشیدن ملل گیتی تلاش میورزد. اروپای شرقی را زیر واهمۀ مترسک موشکهای اتمی میکشد ، و چون انبانی آگنده از آشغال آنرا برفرق اروپای غربی میکوبد.خلقهای آسیا ، افریقا و امریکای لاتین را با گریم ومکیاژ &#8220;همکار ی های اقتصادی &#8221; فراهم آوری زمینۀ &#8221; رشد وترقی اجتماعی &#8221; و&#8230;.. و مجموع جهان را زیر شعار های  اغواگرانه &#8221; دفاع ازصلح جهانی &#8221; ، &#8221; همزیستی مسالمت آمیز &#8221; ، &#8221; دیتانت بین المللی یا تشنج زدائی &#8220;و&#8221; خلح سلاح همگانی &#8221; میفریبد حال آنکه عملا در&#8221; استثمار اقتصادی &#8221; ، &#8221; برده سازی اجتماعی &#8220;، &#8221; بخطر انداختن صلح جهانی &#8221; ، &#8221; جنگ افروزی &#8221; ، &#8221; تشنج فزائی&#8221; وتکیه برملیتاریسم وتولید هر چه بیشتر سلاح مخرب وتباه کننده و&#8230; ترکتازی میکند . هدف اصلی اش چیزی نیست جز همان استیلاگری و آقائی برجهان ، به انقیاد درآوردن ملل مظلوم ، علاوه بر ستمگری برخلقهای تحت سطیرۀ خویش که در زندانی بنام اتحاد شوروی نگهداری میشوند.<br />شیوۀ عملکرد روس را در کشورهای وابسته کلاء میتوان این طور رده بندی کرد: &#8211; نفوذ اقتصادی ازطریق سرمایه گذاری های غارتگرانه ، سرهم بندی احزاب وگروه های مزدورجهت نفوذ سیاسی در دولت ها وملتها باتحمق استعماری وطرح شعارهای انسان دوستانه و ژست و نقاب دفاع از ستمکشان ، نفوذ نظامی از باب تربیت جواسیس و ازخود بیخود هائی در ارتش ها و گذار از این نفوذ آرام به یورش برق آسا با کودتا های خونی ونتیجه واژگونی ، میهن رنگین بخون ما افغانستان یکی ازاین فربانیان است که درخط نخست قربانگاه قرار گرفته است ، درتمام زمینه های حیاتی زیر تیغ جلاد خون آشام بد سگال روسی دست وپا میزند :</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="justify"><span style="text-decoration: underline;"><strong>در زمینۀ  اقتصادی:</strong></span><br />یک ربع قرن و اندی پیش از امروز نطفه تراژیدی امروز بسته شد و با عقد قرارداد های برپایه &#8220;همکاری های اقتصادی&#8221; تجاوز اقتصادی روس درافغانستان استناد حقوقی یافت ونخستین گام نا میمون از مخفیگاه تجاوز با سرمایه گذاریهای غارتگرانه در پروژه های استراتیژیک نظامی( ساخت فرود گاه های نظامی وصدور اسلحه) ، مواصلاتی  (  راه سازی ) وتفحص و سروی معادن ستراتیژیک ( نفت وگاز، ذغال ، یورانیم ، طلا ، زمرد، و&#8230;) برداشته شد که مطلقأ بر محور اغراض شوم امپریالیستی میچرخید . محصول پروژه های نظامی ، بمباردمان شهرها وروستاها ی میهن ما و تبدیل شان به ویرانه ها وتلی ازخاک و فوران خون هزاران هزار هموطن بیگناه ماست که درکشتزار و فابریک ، مدرسه ، بیمارستان ، خیابان و مسجد &#8230; بخون غلتیده اند . بهره اساسی پروژهای مواصلاتی چون شاهراه تورغندی ، قندهار و حیرتان – کابل. که روسیه را به اساسی ترین نقاط افغانستان و تا مرز پاکستان میرساند. همان سوقیات کاروان های مسلح ونقل و انتقالات سریع سلاحهای مخرب روس است که به حد نهائی از آن سود گرفته ودرسیاه روز۶جدی ۵۸ به معراج این هدف دست یافتند، که این خود آینۀ ی تمام نمای اهداف &#8220;بشر دوستانه &#8221; روس و &#8221; اعمار افغانستان دموکراتیک &#8221; است. در ساحه سروی و انکشاف معادن نیز روس ها ریکارد غارتگرانه بجای نهاده اند و مدال دزدی را ربوده اند. ازاحجار قیمتی بیحساب می برند ، سروی نفت و گاز را با همسایه دزدی آغازکرده اند. بدین نحو که از هم جواری نیز به حیث وسیلۀ استثمار سود گرفته اند. ببینیم چگونه :<br />در منطقه ژئولوژیکی افغان – تاجیک بلاکهای رسوبی در اعماق زمین که در دو طرف دریای آمو قرار دارند ساخت وسترکچر ژئولوژیکی واحد دارند، فرو رفتگی که در آن رود بار آمو بستر گرفته این منطقه را درسطح زمین به دو بخش بلوکه کرده است ، درحالیکه دراعماق هیچ نوع حرکت تکتونیکی ی  ) Tictonical Movement ) که منجر به انشقاق بلاکهای رسوبی شده باشد بوقوع نپیوسته ، لذا کلکتیوهای گنبدی تجمع نفت و گاز در دو جانب  دریای آمو ساختار واحدی دارند و از نظرگاه مفیدیت جیولوژیکی در تشابه کامل قرار گرفته اند. متد مقایسوی اکتشاف ژئولوژیکی قادر است از پژوهش یک طرف به محصول نهفته در بطن جانب دیگر پی برد و ازمصارف گزاف سروی و اکتشاف آن جلوگیرد. روس ها- این منادیان دفاع از حقوق کشورهای کوچک وبه اصطلاح جهان سوم ، بجای اینکه کمکی به ما کرده باشند و از کاوش های علمی شان درآن سوی آمو با بکارگیری متود مقایسوی از مصارف گزاف سروی و اکتشاف درکشور فقیر ماجلوبگیرند ، این متود علمی ژئولوژیکی را نیز به خدمت گذاری امیال استعمارگرانه گماشتند- علم درخدمت ستم &#8211; ، با زیر سیطره کشیدن سکتور دولتی اقتصاد افغانستان ، پرداخت ملیارد ها افغانی را با گسیل متخصصین خویش با اخذ حقوق گزاف و فروش آلات و وسایل تخنیکی پیچیده به بهای خیلی بالا جهت سروی و اکتشافات اینسوی آمو براقتصاد بیمار و ورشکستۀ ما که اساسی ترین منبع تمویلش قروض کمرشکن امپریالستی- سوسیال امپریالستی است، تحمیل نمودند. پس از اتمام نقشه برداری های دقیق و حصول اطمینان از ذخایر نفت و گاز، با استفادۀ غارتگرانه از متود مقیایسوی ژئولوژیکی ، ازآن سوی آمو به بهره برداری آغاز کردند . درهمین زمینه نیرنگ های دیگر &#8221; علمی &#8221; نیز فراوان است که به مکان و زمانی دیگرموکولش میکنیم و اما ، آن مقداری هم که گویا این سوی آمو باید بهره می گرفت  راه بهره گیری اش را درافغانستان بستند و به ازای آن پایپ لین های صدور گاز به روسیه را گشودند و با استفاده از نفوذ خویش در دولت های پوشالی افغانستان قرار داد فروش نیم قرنۀ آنرا به بهای ناچیز عقد کردند که این شدیدترین شکل استعمار کشور نیمه مستعمره است .<br /> از آن هم بد تر ، تکامل این وضع مستعمره سازی افغانستان است که دیگر پرده استتار ی درمیان نیست ، طی چهار سال اخیر تمام آن چه ازمنابع طبیعی ارزش انتقال دارد و روس ها میتوانند به آن دست یازند ، زیر سایه تانک ها و بمب افگن ها قافله بندی شده و به روسیه منتقل میشود . کشیدن پایپ لین بزرگ دیگری برای انتقال حجم بیشترگاز و بستن پل روی دریای آمو برای تسهیل ترانسپورتیشن و&#8230;. جلوه های برهنه و بیرحمانه استعمار یک کشور دربند است و گویای زالو صفتی استعمار روس.<br /> درساحه زراعت و کشاوزی قبل از کودتای ننگین ۷ ثور  ۵۷ روس ها به سرمایه گذاری درچند پروژه مانند درونته وهده و&#8230; محدود بودند. پس ازکودتا با صدور فرامین مبتذل وسیلۀ اعمال بی عرضه خویش درین زمینه نیز به ریفو رم ها ی دست زدند. با تقسیم پنج جریب زمین بین دهقانان ، بدون هیچ گونه وسیله تولید و امنیت کار، وجلب اجباری شان به کئوپراتیوهای استثماری دولتی ، طریق رشد و گسترش سرمایه دلال دولتی در امور زراعت را در پیش گرفتند تا از این راه دهقانان را زیر بار قرض کشیده وبه کاشت مواد خام صنعتی مورد نیاز خویش (پخته، چغندر، دانه های روغنی ،&#8230;) وا دارند حاصل رنج شان را ببلعند و بدینگونه زراعت نیمه وابسته را به زراعت وابستۀ کامل خویش تعویض کرده اند.<br />سرمایه گذاری درصنایع مونتاژ ، بویژه صنایع درخدمت ملیتاریسم ، و مواد مصرفی که در نهایت تفالۀ صنایع امپریالستی است و انهدام صنایع تولید سنگین و&#8230; را میتواند از ارمغانهای شوم تکامل اقتصادی پنجسال استعمار برشمرد . درجوار اینها به بیراهه ی تباه کن وابستگی کامل استعماری کشیدن اقتصاد ، انهدام آن بخش از اقتصاد صنعتی ، کشاورزی ، تجارتی که درحیطه کامل روس نباشد ، معذالک از شاهکارهای سوسیال امپریالیزم روس در افغانستان است.<br />با بیان فشرده میتوان گفت که سیاست استعماری روس درزمینه اقتصادی همانا عبارتست از: رفورمهای استعماری ، محاصره و تخریب اقتصادی و در نهایت به وابستگی کشاندن کامل اقتصادی که نتیجه اش خانه ویرانی تمام ملت اعم ازکارگران ، دهقانان، خرده مالکین ، تجاران و صاحبان صنایع و. . . است که به ویرانی مملکت میانجامد . درعوض آن ، آبیاری حرص و ولع استعماری روس و جاه طلبی مشتی بی همه چیز. </p>
<p><span style="text-decoration: underline;"><strong>در زمینۀ سیاسی:</strong></span><br />درین زمینه که استعمار روس از نفوذ آرام و سرهم بندی احزاب کثیف خلق و پرچم با برنامه گونه های مبارزه علنی ، قانونی پارلمانی وسفسطه ی گذار مسالمت آمیز آغاز کرده بود، گام تکاملی اش حسب خلقت و سرشت آن به تصرف برق آسای قدرت دولتی ازطریق &#8221; انقلاب &#8221; از بالا ( کودتای بدنام ) با پادر میانی مستقیم روس برداشته شد با تصرف قدرت به سیاست سطیره وحاکمیت تک حزبی تا مرحلۀ ، حتی صرف، پذیرفتن وجود یک حزب درجامعه  ، آنهم حزب حاکم ونفی کلیه نیروهای اجتماعی سیاسی توام با قهر وخشونت ضد انقلابی ارتقاء یافته است . در این میان اپوزسیون های رسواتر ازحکام را از بطن حزب منفور خلق و دست پروردگان خوان روسها به نامهای بلند بالا به معرض نمایش روی صحنه کشیده اند ولی تصفیه های خونین مخالفین ، ازهر برشی که باشند، و به اصطلاح یکدست ساختن ملک ودولت گوشۀ تیغ را تا گلوی این نخاسان قلاه به گردن نیز رساند و دکتاتوری فاشیستی را اکمال کرد . گفتنی است که درسر آغاز نمایش و درامه رسوا ی حکومت خلقی فورمول &#8221; انکار نیرو ها &#8221; پیش گرفته شده بود. مگر چه میتوان کرد که آقای سرسخت واقعیت سطل آب سردی روی سر ابلها ن مست ولایعقل و فرو رفته درنشه ی ودکای قدرت روسی ریخت و با انفجار جنبش خلق فرود آمدن پتک گران انقلاب مردم به اقرار نیروهای &#8220;چپ&#8221; و راست معترف شان ساخت. این جا دیگر تئوری جنون آمیز &#8220;سرکوب و نابود&#8221; رهنمای سیاست شان شد ، برای زدن حریفان به روی هرکس دست انداختند و هیچ کسی را درهیچ جا وهیچگاه امان زندگی نداده و نمیدهند. هرآنکه عضو کثیف پرچم نیست ، ضد&#8221; انقلاب ثور&#8221; است ، بزدلان غداره بند هفت تیر به کمر و مسلسل بدوش در پناه تانک روس، آن را از مکتب و یا پوهنتون ، ماموریت یا منزل و کشتزار و یا فابریک میربایند و به قصاب خانه های د رهر شهر و سرانجام کشتارگاه دسته جمعی بیگناهان &#8211; زندان پلچرخی – برای ابد میسپارند . شمار این چنین  ربوده شدگان جور روسی از دهها هزارمیگذرد وهرگز  تاحال به احدی ازآنها &#8221; عطیه &#8221; دفاع ازخود را نه &#8221; بخشیده  اند &#8221; چه جای آنکه طی مراحل حقوقی دیگر محاکمه را حتی بتوان به تصور آورد . اکثر این اسیران ستمبارگان روس ، و درمیان آنها شیربچگان دلیر مرد سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) زیرفشار و شکنجه های دژخیمان با فریاد رسا و خشماگین به دفاع شایستۀ مبارزان راست قامت وجاودان  تاریخ از مواضع  خود وجنبش انقلابی ومنافع برحق مردم خویش پرداخته و درین راه عاشقانه جان به محراب شهادت هدیه کرده اند و چه غرور انگیز است شهامت و پایمردی یاران وچه تماشائی است هراس و واهمۀ دشمنان! استبداد و دکتاتوری سوسیال فاشیستی روس را جرئت و توان آن نیست که گوشۀ ازاین مدافعات را به دست پخش و یا نشر بسپارد ، و این کورترین وشقی ترین نوع استبداد است که روس ها اعمال میکنند عوامل تحمیل این دکتاتوری را سازمان های مخوف ووحشتناک جاسوسی وابسته به ( کی جی بی ) مانند&#8221; خاد &#8221; و&#8221;کام&#8221; و از این قبیل درجوار ارتش صد و چند هزار نفری چکمه پوش روسی و تشکیلات ماورای گشتاپوئی پولیس مخفی روس وهمپای آن جاسوس خانه ی بنام حزب دموکراتیک خلق با گردانندگان کارکشته ومجرب روسی ، میسازند .ازسوی هم استعمار فرهنگ زدای روس با گشایش نهاد های به اصطلاح فرهنگی وکلتوری شگوفه های نا شگفته و تازۀ فکری نو نهالان تازه پای مانرا با پتک ناسور و نا جور مغیلان حشو و زوا ید واماند، از اسلاف تزاری شان پیوند میزند ، و فحشأ، فساد، میخوارگی ، اعتیاد و قمار و هزاران فساد دیگر را تمدن و پیشرفت قالب میکنند و نوجوانان و جوانان افغان را با این وصله های ناجور به تار های عنکبوتی پیچانده وتا رمقی دارند وسیله اغراض شوم سیاسی خویش میسازند و بعد کالبد نیمه رمق ویا بی رمق شانرا زیر چکمه های پولادین له میکنند . پردۀ دیگر این تراژیدی رنگی متمدن تر دارد بدینگونه که سیلی وخیلی از نوباوگان فقیر و تشنه کام علم و دانش را در پوشش بورس تحصیلی به دانشگاه های از خود بیگانگی ، به مراکز فحشأ و فساد و جاسوس سازی ومیهن فروشی روسیه &#8211; این کانون زشتی ها &#8211;  گسیل میدارند تا زیر فشار شستشوی مغزی از خود بیگانه شوند و با تزریق زهر انسان زدایانه شان ارازل و اوباشی بسازند که به دشمن برده ی بی صدا و بره ی بی آزار و با مردم خویش دژخیمی ستمگار و گرگی وحشی بار آید . آنچه اجمالش را گفته آمدیم مراحل تدارکاتی وزمینه ساز سیاست استعمارگرانۀ سوسیال امپریالستی روس در افغانستان است و اجراآت بیشتر آن را درسطور بعد تر خواهیم نگاشت.<br />و اما که این فشار سیاسی استعماری و استبدادی مقاومت بی همتای استقلال طلبانه و آزادی خواهانۀ سیاسی را در ملت ما بیدار کرده است که تکامل جهشی وچشمگیری را در آن میتوان نشانه گرفت .<br />قبل از کودتای ۷ ثور تقریبأ خوابی سخت گران وچندین ساله دامنگیر ملت ما بود . نیروهای سیاسی اش نطفه ای و فرومانده در دهلیز و دالانهای تاریک تاریخ و جامعه پای گیر آبستن دیرپا و دور از زادنی پرآوا. تک جوانه های روئیده نیز مصاب به بیماری های درونی افتراق آور و کرختی زا. فقدان برنامه روشن سیاسی ، ایدئولوژیک ، تشکیلاتی و&#8230; مشخصه این پیچ سیاست نیروهای پیشرو جامعه افغانستان بود. تک فریاد های گویا را هم هیاهوی درهم و برهم راه میگرفت که نا آگاه عفریت خون آشام کودتای ثور چنگال خونین اش را بر دروازه کوبید و تفت متعفن نفس استعمار فضای میهن را آگنده ساخت ، همه غافلگیر شده بودند ، تکانی سخت خوردند و چشم گشودند که پیش روی ملت ما پرتگاهی هولناک به چشم می خورد وهمه درمرز نابودی قرار گرفته اند ، لحظه ای مسامحه جبران ندارد ، همه شتابگر شدند و بازار سیاست رونقی بی نظیر یافت . گروه های مختلف اجتماع ، پیش آهنگان سیاسی خویش را با زیر ساخت سیاسی &#8211; نظامی، برمبنای سرشت وکنشت خود بر خواسته از خواستگاه ومتکی برپایگاه های اجتماعی شان بوجود آوردند. برنامه ها و برنامه گونه های سیاسی ، ازهرنوع پیشکش شد تشکیلات وسیاست های همگون و نا همگون در بازار گرم سیاست میهن جلوه گری کرد . اگر دیروز سیاست پیشه گان قشر های ازجامعه بودند ، امروز دیگر این متاع همگانی است و پیکره افغانستان کلاء یک ارگانیسم سیاسی ، نظامی وملت ما ملتی سیاسی ومسلح است وحادثه ساز سیاست جهان ، بلند کردن پایش در ارگان سیاست گیتی لرزه برپا میکند. داخل کشور که صد البته ، نهاد های معتبرسیاسی جهان درمجموع و در هرکشور ، قامت سیاسی افراشتۀ ملت ما را در دفتر سیاست دهر عنوان فرد انتخاب زندگی سیاسی ی خویش ساخته اند ویافته اند .هم اکنون بجرئت میتوان این ادعا نامه را ارایه کرد : رشد سیاسی ملت ما در بحبوحه ی ورود به آن پله از تکامل شعورسیاسی است که چهره استعمار را در هر رنگ وجامه ی که بخرامد ، بشناسد و نپذیرد ، که درتشخیص این وآن نیرو، فلان  برنامه وبهمان مشی تاحدی به محک تشخیص  ( شناخت برمبنای عمل ونظر ) دست یافته ، بتواند سره وپایه  کند، که دیگر دنبال این چهرۀ تحمیلی و پهلوان پنبه ی پقانه ای و یا آن جمع صادر شدۀ جدا ازمردم ، زیر هرعباء و قبائی که اختفاء کنند ، نه تنها نرود بلکه پرده های خلوت را که درپس آن&#8221; آن کار دیگر می کنند&#8221; نیز بدرد. نقابهای زهد فروشان ریا کار را بردارد ،که دیگر باچوب دست چوبداران غیر به بیراهۀ تاریکی وجهل کورمال کورمال حرکت نکند ، بلکه با گرفتن بازوی فرزندان روشن ضمیر ، آگاه و نترس خویش در روشنی خط مشی انقلابی بسوی افق تابناک ، آزادی ، دموکراسی وعدالت اجتماعی گام بردارد. که دیگر دلالان معصیت ونخاسان قلاده گردن را اجازه ندهد، او را متاع بازار برده فروشان سازند وگستاخانه درسطح ملی وبین المللی به سرنوشت ، به حق حاکمیت ملی اش به تعین نظام اجتماعی اش و بر پربهاترین میراثش یعنی به خون بیش از ملیون شهید پاک باخته اش ، اتاق تجارت دایر کنند و با کرشمه بازی به عفریتی دیگر نرود عشق به بازند ، بلکه خود حاکم برسرنوشت و وارث و حافظ خون شهیدان خود میشود ، دیگر ملت ما توان آنرا دارد که نگذارد پالنگی دیگر بر پایش نهند و دامهای گسترده ای بنام راه حل سیاسی- بدون دخالت و ارادۀ ملت – را با عزم و ارادۀ زنجیر گسلش بگسلد.<br />این تکامل و این روند تکامل سیاسی است که ملت ما طی پنج سال جنگ بدان قرار گرفته است که در شرایط آرام چند ده سال برای رسیدن بدان نیاز داشت- روس ها – جنایت پیشگان دغلباز روس ، این را فهمیده اند و اینجاست که سیاست استعماری شان اشکال پیچیده تر و مخرب تر بر می گزیند تا چوب لای چرخ تکامل بیاندازند و آنرا باز دارند که شاید دمی بیاسایند به لجنزاری دیگر که خیلی متعفن است و استعمار کهنه کار انگلیس از آن طرفی نبست پناه میبردند ، به سیاست پوسیده و گند آلود &#8221; تفرقه بینداز و حکومت کن &#8221; در می غلطند ، و تمام نهاد های استعماری پرداخته ی شانرا که ذکری از آن کردیم ، در خدمت این سیاست شوم غیر انسانی قرار میدهند. افغان نا آگاه و ریاستجو و یا سست عنصر را به معاشی می بندند و سپر تیر افغان رزمنده ی استقلال طلب و آزادیخواه میسازند و خود از پشت به هردو آتش میگشایند، این همان پلان افغانی کردن جنگ است که با تشکیل گروپ های دفاع وملیش ازافغان ها بمقابل افغانها پیاده میشود وسیاستی است عاریتی وتقلید ازهمپا لگان و اسلافش علیرغم همه نا آدمی ها روس، فشار روزافزون ودم افزون پیکارگران مجاهد افغان بر بیچاره گی و زبونی متجاوزین میافزاید و ناچار به منظور فرود آوردن جنبش از فرازا، مهره ها را عوض میکنند &#8220;نوابغ &#8221; بیخردی و فرماندهان نا دلیرماشینی &#8221; انقلاب ثور&#8221; را به عجله خفه می کنند و یا گلومی برند تاسیل خشم خلق را با نذر قربانی های حرام گوشت جلوبگیرند، ای وای که مقدور نیست (!!). سرانجام به سیاست رسوا و منفور تجاوزعریان نظامی – فاشیستی به نیروی بیش ازصد هزار نفر و دهها هزار تانک وهواپیما غرق ذلت میشوند ، مکر موج خروشندۀ خلق را قدرت مهار کردن نمی یابند، عقاب سر کش است و کوهستانی و رزمش فرساینده است و پارتیزانی ، گویا میتوانند روسها رمز مقابله با آنرا بیابند ( ؟! ) آری ! پنداری بر آنها غلبه میکند به نیروهای فاتح دیروز قلل سرکش سیراماسترا ( کوبای اسیر امروز) وبی همتایان جنگ پارتیزانی وگشایشگران حماسه ساز دیروز دین بینفو ( ویتنام امروز این تفاله ناخلف دیروز) پناه میبرند و پکت وهم انگیز ورشو را با مارشالهای مجرب و جابندش به کمک میطلبند. مگر بنابر ناموس تکامل، رزمگران دلیر پیروزمند دیروز سیراماسترا ودین بین فو که حقانیت دیروز شان اساس پیروزی شان بود ، امروز که درافغانستان درجنگ ناحق و سرکوبگرانه شرکت کرده اند ، به لاشخوارنی بی عرضه و کفتاران آدمخوار ی بدل شده بودند که واهمه ی خون بیگناهان افغان چون غل و زنجیر برگردنشان حلقه شده بود و بارگردن سبز چشمان بزدل روسی میگشتند . آخرحقانیت شجاعت میافریند وناحق بودن جسارت واهم میزداید. ولذا اینها نیز را زشکستن این طلسم- افغانستان- را برای روسها- به دست نیاوردند. در این جا ارواح خبیث پطرکبیرها، تزاران وهمپا لگی هایشان شیاطین پیر استعمار به قالب تزاران نوین حلول کرد و راه استفاده از، و دامن زدن به ، تضاد های قومی، لسانی ، مذهبی، منطقوی، نژادی و&#8230; را که میراث فرهنگ کهن و تاریخ زده ی استعماری است، پیش پای مدعیان پیشتاز ترین فرهنگ بشری( ولی پشتکرده به هرنوع فرهنگ ) قرار دادند، که با تأسف از این بعد با پا درمیانی مشتی سست عنصر و یا بیخرد و ریاست جو و اغوای عدۀ نا آگاه ، اندک سودی حاصل دشمن ما گشت و نفسی درجاهائی تازه کرد . گسترش این سیاست برای روسها دستور روز قرار گرفت و چاشنی انتشار آنرا درگام نخست تبلیغ زهراگین و ریا کارانه علیه نیروهای پیشتاز و مردمی انتخاب کردند، حال دیگر روسها و مزدوران بی مقدارشان اسلام پناه شدند و روشنفکران مومن وصادق جنبش انقلابی را چوب وچماق تکفیر می کوبند و زیر این پردۀ استتار علی الفور به ساختن سمارق وار نیروها و گروهای مخفی پرداختند و آنها را با لباس مدافعین اسلام ومخالفین دولت در درون جنبش مقاومت گسیل نمودند. کمبود کادر آگاه سیاسی ( هزارها کادر آگاه سیاسی بدست روسها وجلادان سیه کیش دیگر به جرم آگاهی بشهادت رسیدند) درجنبش مقاومت ونبود خط روشن حرکی سیاسی درهمچو زمینه ها و نا پایداریهای تشکیلا تی نیروهای مقاومت، به این سیاست روسها پهنای وسیع تر داد و کی جی بی به همیاری خاد و کام &#8230; با طیف پردامنه تری به تسلیح عوامل خود فروخته پرداختند . و آحاد جنبش را به جان هم انداختند وخود نیز از زمین و آسمان برآن تاختند. در این توطئه ی تباه کن ، پیش درآمد هدف ،ضربه زدن و نابودی کامل نیروهای انقلابی آگاه بود که ضربات سخت ازجناهای رنگارنگ ضد انقلاب رهائیبخش ملی ما متحمل شدند روسها درتحقق این سیاست برخی آدمک های منشوری را ( عمدتا لومپن ها را) که سیلاب جنبش خود بخودی جلو انداخته بود و پهلوان پنبه های پقانه ای ساخته بود . با پرداخت پول گزاف و اسلحه فراوان زیر سیطره کشیدند. با استفاده ازآنها بخش های عقبمانده جنبش را نیز تحت نامها و بهانه های من درآوردی برپیشتازان آگاه ضد روسی میشورانند . چه نیک میدانند که نیروی آگاه به منزله چراغ جنبش است .با قرار گرفتن اش فرا راه حرکت انقلاب ، دیگر این حرکت قادر میشود راه را از چاه تمیز دهد .و آنگاه است که عزرائیل گونه بسراغ دشمن خواهد شتافت . محصول خونبار این سیاست روس فرودی خونین است که به برادر کشی های درون جنبش مقاومت انجامیده است و این خود ناتوانی های را ببار می آورد که روس ها با ارسال سلاح وحتی پرسونل از کانال های مرئی ونا مرئی به تقویت هردو جانب درگیر به خود میپردازند ونطفه های تسلیم طلبی را درآحاد جنبش میکارند که سخت خطرناک است وتباه کن وکلیه نیرو های مقاومت باید با این خطر با مقابله جدی برخیزند وریشه کنش سازند ،  رسیدن این هدف عالی در ریشه کن کردن جنگ داخلی وکار پرتلاش سیاسی  برای زدودن نطفه های این تومور خبیثه نهفته است . تأثیر دردناک دیگری چنین است که مردم ازجنگ و برادرکشی نیروهای مقاومت خسته میشوند وچنین جنگی را که به سود دشمن است تحمل نمیکنند لذا به ترک منطقه اقدام میکنند ،این اقدام، گسیل سیل عظیم آواره را به کشور های همجوار همراه دارد. فشار جمعیت های ملیونی آواره بر مردم کشورهای همجوار که انواع عقب نگهداشته گی گریبانگیر ی خود شان است ، نارضایتی آنها را به بار می آورد و روسها را امید وار بدان میسازد که ما را از پشتوانه قوی پشتیبانی مردم همسایگان مسلمان و برادر ما در جمهوری اسلامی ایران و پاکستان محروم سازند . درین زمینه درداخل پاکستان نیروهای وابستۀ خویش و در ایران توده ای های بد نام و بی مقدار وهمپالگان شان را به جان مهاجرین بی پناه افغان می اندارد و هر فسادی را به آنها منسوب میکند تا جنبش وملت مان را نزد ملل برادر مان حقیر بسازد و پیوند انقلابی خلقها را بگسلد . ازسوی دیگر با پیاده کردن این سیاست ( جنگ داخلی ) روسها مناطق را تخلیه میکنند تا مجاهدین به مشکلات خوار وبار ، مسکن و کسب اطلاعات مواجه شده و در پاسویته قرار گیرد و مردم از آنها دل سرد شده و برمند، آنگاه است که مجاهد را که با مردم نسبت ماهی در آب را دارد، ازآغوش گرم ومطمئن مردم بیرون کشیده و نابودش میسازد که هرگز چنین مباد! ناگفته نگذاریم که روسها برای بدست آوردن همین یک شگرد سیاسی هم به هردست وپائی گاز زده اند که زهرنیش شان علاوه براینکه صدها قلاده برگردن خلقی – پرچمی را به خاک هلاکت نشانده است ، در داخل شوروی نیز فریاد های  خشماگین اعتراض ملیت های مختلف را که فرزندان شان قربانی سفیهانه ی امیال غارتگرانه خونخواران کرملین نشین گردیده اند، برانگیخته است.هکذا خرس های قطبی صدرنشین حزب و دولت شوروی را بجان هم انداخته و یکی دیگری را از کرسی ها و بالاتر ازخوان یغما عقب میزنند ، تا آن جا که چنگ و دندان شان گاه بدنۀ کثیف شان را پاره کرده و به مرگ کاسگین ها و برژنف ها کشیده شده است . و هم اکنون ارواح خبیثۀ جلادان تاریخ در دوزخ بدکاره گان به انتظار قدرت مداران کرملین صف بسته و دقیقه شماری دارند.<br /> ( ادامه دارد)</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman', Times, serif" dir="rtl" align="justify"> </p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره سوم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-azadi-2-3/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Nov 2007 18:27:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/23-2/</guid>

					<description><![CDATA[نمونۀ اصلی شمارۀ سوم دوره دوم &#160;   دوره دوم     شماره سوم            سال چهارم               جدی ۱۳۶۲                      جنوری ۱۹۸۴   کنفرانس سرتاسری ساما- کنفرانس وحدت کنفرانس پیروزی سیمای سیاسی و اجتماعی کشور ما بعد از کودتای ثور با میلاد حرکت سیاسی منظم و گسترده گروه ها و لایه های اجتماعی متباین و متضاد مشخص میگردد. تسلط مشتی وطنفروشان فرومایه بر مقدرات ملتی آزاد و مردم آزاده، همۀ گروه های مردم ما را در برابر هستی و نیستی قرار داد که بداهتاً واکنش سریع و فراگیر را باخود داشت.  مشخـصۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما ) اولاً در این است که برخلاف بسیاری از احزاب و سازمانهای موجود در ساحه، میلاد و نیرومندی خود را مرهون داخل کشور با گروهبندی اجتماعی و جو حاکم برآنست. ثانیاً  اینکه این سازمان در بحبوهۀ تکانهای بزرگ سیاسی ــ اجتماعی کشور ما بنیان گذاشته شد؛ رشد کرد و در متن آن به قوام خود رسید. دیگر اینکه سازمان ما از موضع اجتماعی ــ سیـــــاسی &#8221; منافع تاریخی و انقلابی مردم افغانستان &#8221; به مفهوم دفاع از منافع فرودستان و زحمتکشان به  کار و پیکار خود آغازید. چهارم اینکه سازمان ما با طرد وابستگی و در گرو گذاشتن منافع و غرورخدشه ناپذیر ملی ما علم &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; را به عنوان سنگ بنای سیاست بین الملــلـی خود ــ چه در دوران جنگ آزادیبخش ملی ویا بعد از پیروزی ــ برافراشت. در اخیر اینکه برای سازمان ما اشتراک فعال در جنگ مسلحانه آزادیبخش ملی آن بوتۀ آزمایشی است که در  نبرد رویاروی با دشمن، اتکاء به خود و اتکاء به مردم، معیار وطن دوستی، صداقت و صمیمیت ما نسبت به امر انقلاب و مردم صیقل می یابد. سازمانی با این سرشت، سرنوشتی جز این ندارد که با ارتجاع ــ استعمار ( و در شرایط جنگ ملی با استعمار ــ ارتجاع ) دربیفتد و راه خود را ازخلال آتش متقاطع دشمنان رنگارنگ انقلاب و در پیشاپیش آن استعمارگر روس و ایادی خود فروخته و تاریخ زدۀ آن باز کند. این سازمان بنابر سرشت انقلابی، پیشرونده و زنجیرگسل آن نه تنها خار چشم استعمار روس و مزدوران آنست، بلکه آزمندان و دست اندرکارانیکه خیال سروری کاذب و پنهانی مقدرات مردم مارا دارند، از آزادی و آزادگی و حاملین صدیق و استوار آن مانند خفاشی از آفتاب میترسند و با طمع خام در همان آبشخوری می چرند که اکنون مزدوران روس به خاطر آن دریایی از خون را در کشور ما جاری کرده  اند. سازمان ما از بدو تأسیس خود موقعیت سیاسی و تاریخی خویش را به عنوان مدافع راستین آزادی ملی، دموکراسی و عدالت اجتماعی با طرد هرگونه وابستگی و مزدورمنشی و دفاع از گرایش مترقی و پیشرونده، به طور صریح و قاطع بیان داشت و برای پاسداری از آن با قربانی بی همتای عدۀ زیادی از رهروان و رهبران خود به دفاع برخاست. سازمان ما درخلال پنج سال از عمر پربار خود دستاوردها و تجارب بزرگی را کسب کرد که نه تنها برای خود ما، بلکه برای جنبش انقلابی و ملی میهن عزیز ما میتواند دستاورد و گنجینۀ پر ارزشی به شمار رود. ازجانب دیگر ما درخلال پیشروی از موانع، مصائب ، محاسبات و دامهای استعماری ــ ارتجاعی به افت وخیزها و کاستی هایی نیز مواجه بوده ایم که برخورد صادقانه ، صمیمانه و علمی بدانها نیز میتواند ما را در راهپیمائی ما یاری رساند. سازمان ما در ماه اسد سال ١٣٦٠ھ ش مورد یورش چند جانبه و نابود کنندۀ استعمار روس قرار میگیرد وبا ضربت خوردن تعدادی از رهبران ما سازمان دچار فقدان توازن میشود. و متعاقب آن باردیگر در تاریخ انقلابی ما نیروی سازمان مورد حملات بیرحمانه و هدفمند استعمار ــ ارتجاع قرار میگیرد. ارتجاع هار ولجام گسیخته ایکه در طول تاریخ از خون فرزندان فداکار این میهن تغذیه کرده و به همدستی استعمار بر اجساد قربانیان خود  به رقص مرگ آفرین پرداخته است. این فشارچند جانبه در شرایطی که سازمان ستاد فرماندهی خود را عمدتاً از دست داده بود، گرایشات ناسالم ملی ، اجتماعی و فکری را در درون سازمان ما دامن زد. در میان عده ای از افراد سازمان ما ــ به عنوان بازتابی از شرایط عینی اجتماعی ــ یأس و ناامیدی زبانه کشید که گاهی به طرف تسلیم طلبی ملی میلان یافت و زمانی هم به جانب انحلال طلبی سیاسی. گرایشات ناسالم فکری ، سیاسی و تشکیلاتی در درون سازمان ما به آن درجه ای از حدت خود رسیده بود که میتوانست هم راه را برای نفود استعمار در درون سازمان ما بگشاید و هم ما را مورد ضربت و تهاجم بیرحمانۀ ارتجاع قرار دهد. برای بیرون شدن از چنین شرایط بغرنج و سخت که کنفرانس سرتاسری سازمان آزادیخش مردم افغانستان پس از یکسال و اندی تدارک و انتظار برگزارگردید تا بتواند ترازبندی علمی ای از دست آورد ها و کمبود های مبارزاتی پنجساله ارائه داده و خط مبارزاتی آتیه را روشن سازد. کنفرانس با قاطعیت نظر همگانی سازمان را بار دیگر تأکید ورزید که &#8221; امپریالیسم خونخوار روس ، قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221;  به منظور درهم و برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است. کنفرانس با نظر اندازی بر مبارزات آزادیبخش ما در پهنای ملی و بین المللی به این نتیجه رسید که استعمار روس می خواهد بر پایه جنبش خود بخودی مردم و نتایج ناشی از آن – که مبارزات مردم ما را از تکامل همه جانبه آن باز میدارد همگام با تسلط نیروهای ارتجاعی و تاریخزده ، دست اندازی نیروهای امپریالیستی دیگر ، در غیاب یک جریان روشنگر و رهنما که بتواند مبارزات مردم ما را در ساحه های فکری و سیاسی سازمان دهد و تشکیلات متناسب با اوضاع مشخص کشور را به وجود آورد ، همگی در متن یک جامعه عقب مانده اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جنبش را از محتوای ضد استعماری تهی کرده ، و با ایجاد اختلافات تصنعی میان نیروهای مقاومت ملی و سوء استفاده از قبیل آن همه نیروهای مقاومت ملی را یکایک نابود ساخته و کشور را به انقیاد بکشاند. این بافت سیاسی – اجتماعی که مقدمات آن بر پایه حملات نظامی نابود کننده – فرسایشی توطئه های &#8220;سیاسی&#8221; تفرقه افگن و کار نفوذی به اشکال مختلف و متنوع آن با کار &#8221; فرهنگی&#8221; استعماری مسخ کننده نوجوانان استوار است ، گرایشات نوسانی ، بدبینانه و حتی خاینانه ای را در میان جنبش به وجود می آورد. علاوه بر این کمبود کار بنیادی فکری ، تشتت و ابهام سیاسی و چند دستگی تشکیلاتی آن عوامل عمومی درونی است که میتواند یک سازمان انقلابی را از مسیر اصلی آن منحرف سازد و در منجلاب این گونه انحرافات بیندازد. سازمان با برخورد صادقانه و صمیمانه به مشکلات خود توانست در مبارزه علیه گرایشات تسلیم طلبانۀ ملی و اجتماعی پیروز بدر آید. این پیروزی فقط میتوانست با وحدت رزمنده نیروهای عظیم و کتله ای سازمان با آگاهی ژرف و روز افزون و با چنگ زدن به اصولیت انقلابی در چارچوب یک سازمان منضبط پیکارجو میسر گردد. آن عده از نیروهای &#8220;مقاومت ملی &#8221; که حتی &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از نیروهای دیگر سلب می کنند و بدینوسیله آب به آسیاب امپریالیسم روس میریزند و عملأ به &#8221; چماق گنده &#8221; استعمار روس مبدل شده اند ، با وجود اعتقاد عمیق سازمان بر اینکه امپریالیسم روس را فقط ملت یکپارچه ، متحد و مصمم به مبارزه میتواند شکست بدهد ، ولی با ایجاد یک تناقض آشتی ناپذیر تصنعی در میان نیروهای مقاومت ملی توسط این چوبدستان پنهانی امپریالیسم ، ما وظیفه داریم آنها را بطور فعال و مداوم به حکمیت راستین ملت قهرمان افغانستان بسپاریم و برای دفاع از هستی و حق خود در مبارزه علیه استعمار روس و برای تحقق آرمانهای والای سامایی از تمام وسایل استفاده نمائیم ، مشروط بر این که مبارزه برای تحقق این اهداف ما را به انحراف دیگر نکشانیده ، مرز میان ما و دشمن زدوده نگردد و یا با انحلال خود علت وجودی خویش را زیر سوال قرار ندهیم. کنفرانس بر این عقیده است که وحدت جنبش انقلابی مردم افغانستان ضامن وحدت ملت ما و تضمین کننده آن شرایط لازمی است که میتواند راه را برای بیرون انداختن استعمار روس از کشور ما و همچنان تداوم انقلاب به مفهوم تحکیم آزادی ملی ، تأمین دموکراسی و عدالت اجتماعی بطور واقعی هموار سازد. و هم میتواند نیروهای ارتجاعی هار و برآشفته را سر جایش بنشاند. کم بها دادن به جنبش انقلابی کشور و دادن طرح های بلند بالای غیر مسئولانه هردو به تکامل طبیعی و قانونمند جنبش صدمات جبران ناپذیری وارد می کند. سازمان (ساما) با تواضع و صداقت حاضر است نقش مثبت خود را بعنوان گردان پیشتاز و با تجربه تر جنبش در امر وحدت رزمندۀ تمام نیروهای انقلابی اداء نماید و در این مورد هیچگونه امتیازی را برای خود نمیخواهد. کنفرانس با جمعبندی از کارچند ساله (ساما) در جبهه متحد ملی و برای آن بر این نکته تأکید ورزید که بدون وحدت رزمندۀ ملت بر پایه یک خط مبارزاتی روشن و سازماندهی متناسب با آن که همه نیروهای مجاهد ملی بتواند در چهار چوب آن هویت سیاسی و دور نمای مبارزاتی خود را باز نماید – شکست امپریالیسم روس ، بیرون راندن قوای اشغالگر ، همراه با سرنگونی قهری و کامل رژیم دست نشانده آن امری امکان نا پذیر است. صدو چند سازمان خرد و بزرگ درون و بیرون کشور که هرکدام بیش از پیش بر روی همدیگر شمشیر می کشند، اگر راه را برای استعمارگر هم باز نکنند ، نمیتوانند بدون داشتن یک برنامۀ مشترک مبارزاتی مشکل استعماری را در جامعه حل کنند. سیاست های انحصار گرانه عده ای ریاست جوی که &#8221; در زیر سایۀ پیل خود را بزرگ می پندارند &#8221; صدمات جبران ناپذیری به جنبش انقلابی ما زده و خواهد زد. کنفرانس با تحلیل و ارزیابی از وضع جهانی و ملی به این نتیجه رسید که مبارزات مردم ما طولانی ، خونین و پر از نشیب و فراز خواهد بود و &#8220;راه حل&#8221; معجزه آسائی در آیندۀ نزدیک به چشم نمی خورد. بناءً سازمان ما با اتکاء بر &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; خود وظیفه دارد دست های دوستی ایرا که بدون قید و شرط بطرف مردم و ملت ما دراز میشود ، با درنظر گرفتن منافع تاریخی و انقلابی مردم ما بفشارد و در سطح بین المللی آنچنان شرایطی را بوجود آورد تا جنبش انقلابی کشور بتواند در متن آن سیاست اتکاء به خود و اتکاء به مردم خود را عملأ متحقق سازد. دنباله روی و انفراد سیاسی هردو در جنبش ما را ضربت می زند. (ساما) با تکیه بر خط مبارزاتی روشن و قاطع ضد امپریالیستی ، ضد ارتجاعی خود حق و وظیفه دارد حرکت مبارزاتی بین المللی خود را مطابق به منافع ملی و انقلابی مردم ما عیار سازد. انعقاد کنفرانس سرتاسری سازمان ما در شرایطی که استعمار روس خیال واهی پراگندگی ، عقبگرد و یا حتی نابودی سازمان ما را در سر می پروراند و در هنگامی که ارتجاع برآشفته به همدستی و همدستانی با استعمار روس در پی &#8221; ریشه کن کردن &#8221; انقلاب راستین این ملت است ، به یقین دوستان انقلاب افغانستان را خوشنود و دشمنان آنرا هارتر و سراسیمه تر می سازد. اکنون برای سازمان ما بحق مرحله جدیدی از مبارزه ، فداکاری و پیشرفت آغاز شده است که دور نمای آن بجز از پیروزی و رسیدن به آرمان های بزرگ مردم این سرزمین – آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی و ایجاد افغانستان آزاد ، آباد ، شگوفان و انقلابی دیده نمی شود. این ضرورت مردم ماست و مردم پیروز است.   ••• کاکای شکردرهشهیدی دیگر از تبار محرومان بپاخاسته قریۀ سرخ ولسوالی شکردره در یکی از روزهای سال ۱۳۱۷ هـ. ش. در کلبه ی یکی از دهقانان فقیرش شاهد تولدی بود که مولود بالغش رزمنده ی مشهور، آزادیخواه، وطن دوست و در یک کلام &#8220;چریک سامایی&#8221; گشت. فامیل فقیری که این نوزاد در آغوش آن چشم به جهان گشود، فرزند شان را عبدالهادی نام نهادند. تو گویی از همان روز آنها می دانستند که روزگاری طفل شان جوان برومندی خواهد شد که مردمش را در نبردی سخت و خونین علیه تجاوز و بیداد هدایت کند. خوشا که...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-282" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3.jpg" border="0" width="383" height="319" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3.jpg 383w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/01/neda_2_3-300x250.jpg 300w" sizes="(max-width: 383px) 100vw, 383px" /></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">نمونۀ اصلی شمارۀ سوم دوره دوم </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center"> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="border-width: 1px; border-top: 1px solid; border-bottom: 1px solid; font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">دوره دوم     شماره سوم            سال چهارم               جدی <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱۳۶۲</span>                      جنوری <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-family:"Courier New \(Arabic\) \(Vietnames"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-language:EN-US;} .MsoPapDefault 	{mso-style-type:export-only; 	margin-bottom:10.0pt; 	line-height:115%;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: 'Arabic Typesetting'">۱۹۸۴</span> <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:"Arabic Typesetting"; 	panose-1:3 2 4 2 4 4 6 3 2 3; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:script; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610604433 -1073741824 8 0 211 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-fareast-language:EN-US; 	mso-bidi-language:FA;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:70.85pt 70.85pt 70.85pt 70.85pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} -->  </p>
<div dir="rtl" align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس سرتاسری ساما- کنفرانس وحدت </div>
<div dir="rtl" align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس پیروزی</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سیمای سیاسی و اجتماعی کشور ما بعد از کودتای ثور با میلاد حرکت سیاسی منظم و گسترده گروه ها و لایه های اجتماعی متباین و متضاد مشخص میگردد. تسلط مشتی وطنفروشان فرومایه بر مقدرات ملتی آزاد و مردم آزاده، همۀ گروه های مردم ما را در برابر هستی و نیستی قرار داد که بداهتاً واکنش سریع و فراگیر را باخود داشت.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif"> مشخـصۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ( ساما ) اولاً در این است که برخلاف بسیاری از احزاب و سازمانهای موجود در ساحه، میلاد و نیرومندی خود را مرهون داخل کشور با گروهبندی اجتماعی و جو حاکم برآنست. ثانیاً  اینکه این سازمان در بحبوهۀ تکانهای بزرگ سیاسی ــ اجتماعی کشور ما بنیان گذاشته شد؛ رشد کرد و در متن آن به قوام خود رسید. دیگر اینکه سازمان ما از موضع اجتماعی ــ سیـــــاسی &#8221; منافع تاریخی و انقلابی مردم افغانستان &#8221; به مفهوم دفاع از منافع فرودستان و زحمتکشان به  کار و پیکار خود آغازید. چهارم اینکه سازمان ما با طرد وابستگی و در گرو گذاشتن منافع و غرورخدشه ناپذیر ملی ما علم &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; را به عنوان سنگ بنای سیاست بین الملــلـی خود ــ چه در دوران جنگ آزادیبخش ملی ویا بعد از پیروزی ــ برافراشت. در اخیر اینکه برای سازمان ما اشتراک فعال در جنگ مسلحانه آزادیبخش ملی آن بوتۀ آزمایشی است که در  نبرد رویاروی با دشمن، اتکاء به خود و اتکاء به مردم، معیار وطن دوستی، صداقت و صمیمیت ما نسبت به امر انقلاب و مردم صیقل می یابد.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">سازمانی با این سرشت، سرنوشتی جز این ندارد که با ارتجاع ــ استعمار ( و در شرایط جنگ ملی با استعمار ــ ارتجاع ) دربیفتد و راه خود را ازخلال آتش متقاطع دشمنان رنگارنگ انقلاب و در پیشاپیش آن استعمارگر روس و ایادی خود فروخته و تاریخ زدۀ آن باز کند.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">این سازمان بنابر سرشت انقلابی، پیشرونده و زنجیرگسل آن نه تنها خار چشم استعمار روس و مزدوران آنست، بلکه آزمندان و دست اندرکارانیکه خیال سروری کاذب و پنهانی مقدرات مردم مارا دارند، از آزادی و آزادگی و حاملین صدیق و استوار آن مانند خفاشی از آفتاب میترسند و با طمع خام در همان آبشخوری می چرند که اکنون مزدوران روس به خاطر آن دریایی از خون را در کشور ما جاری کرده  اند.</div>
<div dir="rtl" style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify">سازمان ما از بدو تأسیس خود موقعیت سیاسی و تاریخی خویش را به عنوان مدافع راستین آزادی ملی، دموکراسی و عدالت اجتماعی با طرد هرگونه وابستگی و مزدورمنشی و دفاع از گرایش مترقی و پیشرونده، به طور صریح و قاطع بیان داشت و برای پاسداری از آن با قربانی بی همتای عدۀ زیادی از رهروان و رهبران خود به دفاع برخاست.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان ما درخلال پنج سال از عمر پربار خود دستاوردها و تجارب بزرگی را کسب کرد که نه تنها برای خود ما، بلکه برای جنبش انقلابی و ملی میهن عزیز ما میتواند دستاورد و گنجینۀ پر ارزشی به شمار رود. ازجانب دیگر ما درخلال پیشروی از موانع، مصائب ، محاسبات و دامهای استعماری ــ ارتجاعی به افت وخیزها و کاستی هایی نیز مواجه بوده ایم که برخورد صادقانه ، صمیمانه و علمی بدانها نیز میتواند ما را در راهپیمائی ما یاری رساند.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان ما در ماه اسد سال ١٣٦٠ھ ش مورد یورش چند جانبه و نابود کنندۀ استعمار روس قرار میگیرد وبا ضربت خوردن تعدادی از رهبران ما سازمان دچار فقدان توازن میشود. و متعاقب آن باردیگر در تاریخ انقلابی ما نیروی سازمان مورد حملات بیرحمانه و هدفمند استعمار ــ ارتجاع قرار میگیرد. </div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ارتجاع هار ولجام گسیخته ایکه در طول تاریخ از خون فرزندان فداکار این میهن تغذیه کرده و به همدستی استعمار بر اجساد قربانیان خود  به رقص مرگ آفرین پرداخته است.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">این فشارچند جانبه در شرایطی که سازمان ستاد فرماندهی خود را عمدتاً از دست داده بود، گرایشات ناسالم ملی ، اجتماعی و فکری را در درون سازمان ما دامن زد. در میان عده ای از افراد سازمان ما ــ به عنوان بازتابی از شرایط عینی اجتماعی ــ یأس و ناامیدی زبانه کشید که گاهی به طرف تسلیم طلبی ملی میلان یافت و زمانی هم به جانب انحلال طلبی سیاسی. گرایشات ناسالم فکری ، سیاسی و تشکیلاتی در درون سازمان ما به آن درجه ای از حدت خود رسیده بود که میتوانست هم راه را برای نفود استعمار در درون سازمان ما بگشاید و هم ما را مورد ضربت و تهاجم بیرحمانۀ ارتجاع قرار دهد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">برای بیرون شدن از چنین شرایط بغرنج و سخت که کنفرانس سرتاسری سازمان آزادیخش مردم افغانستان پس از یکسال و اندی تدارک و انتظار برگزارگردید تا بتواند ترازبندی علمی ای از دست آورد ها و کمبود های مبارزاتی پنجساله ارائه داده و خط مبارزاتی آتیه را روشن سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با قاطعیت نظر همگانی سازمان را بار دیگر تأکید ورزید که &#8221; امپریالیسم خونخوار روس ، قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221;  به منظور درهم و برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با نظر اندازی بر مبارزات آزادیبخش ما در پهنای ملی و بین المللی به این نتیجه رسید که استعمار روس می خواهد بر پایه جنبش خود بخودی مردم و نتایج ناشی از آن – که مبارزات مردم ما را از تکامل همه جانبه آن باز میدارد همگام با تسلط نیروهای ارتجاعی و تاریخزده ، دست اندازی نیروهای امپریالیستی دیگر ، در غیاب یک جریان روشنگر و رهنما که بتواند مبارزات مردم ما را در ساحه های فکری و سیاسی سازمان دهد و تشکیلات متناسب با اوضاع مشخص کشور را به وجود آورد ، همگی در متن یک جامعه عقب مانده اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جنبش را از محتوای ضد استعماری تهی کرده ، و با ایجاد اختلافات تصنعی میان نیروهای مقاومت ملی و سوء استفاده از قبیل آن همه نیروهای مقاومت ملی را یکایک نابود ساخته و کشور را به انقیاد بکشاند. این بافت سیاسی – اجتماعی که مقدمات آن بر پایه حملات نظامی نابود کننده – فرسایشی توطئه های &#8220;سیاسی&#8221; تفرقه افگن و کار نفوذی به اشکال مختلف و متنوع آن با کار &#8221; فرهنگی&#8221; استعماری مسخ کننده نوجوانان استوار است ، گرایشات نوسانی ، بدبینانه و حتی خاینانه ای را در میان جنبش به وجود می آورد. علاوه بر این کمبود کار بنیادی فکری ، تشتت و ابهام سیاسی و چند دستگی تشکیلاتی آن عوامل عمومی درونی است که میتواند یک سازمان انقلابی را از مسیر اصلی آن منحرف سازد و در منجلاب این گونه انحرافات بیندازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان با برخورد صادقانه و صمیمانه به مشکلات خود توانست در مبارزه علیه گرایشات تسلیم طلبانۀ ملی و اجتماعی پیروز بدر آید. این پیروزی فقط میتوانست با وحدت رزمنده نیروهای عظیم و کتله ای سازمان با آگاهی ژرف و روز افزون و با چنگ زدن به اصولیت انقلابی در چارچوب یک سازمان منضبط پیکارجو میسر گردد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">آن عده از نیروهای &#8220;مقاومت ملی &#8221; که حتی &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از نیروهای دیگر سلب می کنند و بدینوسیله آب به آسیاب امپریالیسم روس میریزند و عملأ به &#8221; چماق گنده &#8221; استعمار روس مبدل شده اند ، با وجود اعتقاد عمیق سازمان بر اینکه امپریالیسم روس را فقط ملت یکپارچه ، متحد و مصمم به مبارزه میتواند شکست بدهد ، ولی با ایجاد یک تناقض آشتی ناپذیر تصنعی در میان نیروهای مقاومت ملی توسط این چوبدستان پنهانی امپریالیسم ، ما وظیفه داریم آنها را بطور فعال و مداوم به حکمیت راستین ملت قهرمان افغانستان بسپاریم و برای دفاع از هستی و حق خود در مبارزه علیه استعمار روس و برای تحقق آرمانهای والای سامایی از تمام وسایل استفاده نمائیم ، مشروط بر این که مبارزه برای تحقق این اهداف ما را به انحراف دیگر نکشانیده ، مرز میان ما و دشمن زدوده نگردد و یا با انحلال خود علت وجودی خویش را زیر سوال قرار ندهیم.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس بر این عقیده است که وحدت جنبش انقلابی مردم افغانستان ضامن وحدت ملت ما و تضمین کننده آن شرایط لازمی است که میتواند راه را برای بیرون انداختن استعمار روس از کشور ما و همچنان تداوم انقلاب به مفهوم تحکیم آزادی ملی ، تأمین دموکراسی و عدالت اجتماعی بطور واقعی هموار سازد. و هم میتواند نیروهای ارتجاعی هار و برآشفته را سر جایش بنشاند. کم بها دادن به جنبش انقلابی کشور و دادن طرح های بلند بالای غیر مسئولانه هردو به تکامل طبیعی و قانونمند جنبش صدمات جبران ناپذیری وارد می کند.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سازمان (ساما) با تواضع و صداقت حاضر است نقش مثبت خود را بعنوان گردان پیشتاز و با تجربه تر جنبش در امر وحدت رزمندۀ تمام نیروهای انقلابی اداء نماید و در این مورد هیچگونه امتیازی را برای خود نمیخواهد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با جمعبندی از کارچند ساله (ساما) در جبهه متحد ملی و برای آن بر این نکته تأکید ورزید که بدون وحدت رزمندۀ ملت بر پایه یک خط مبارزاتی روشن و سازماندهی متناسب با آن که همه نیروهای مجاهد ملی بتواند در چهار چوب آن هویت سیاسی و دور نمای مبارزاتی خود را باز نماید – شکست امپریالیسم روس ، بیرون راندن قوای اشغالگر ، همراه با سرنگونی قهری و کامل رژیم دست نشانده آن امری امکان نا پذیر است. صدو چند سازمان خرد و بزرگ درون و بیرون کشور که هرکدام بیش از پیش بر روی همدیگر شمشیر می کشند، اگر راه را برای استعمارگر هم باز نکنند ، نمیتوانند بدون داشتن یک برنامۀ مشترک مبارزاتی مشکل استعماری را در جامعه حل کنند. سیاست های انحصار گرانه عده ای ریاست جوی که &#8221; در زیر سایۀ پیل خود را بزرگ می پندارند &#8221; صدمات جبران ناپذیری به جنبش انقلابی ما زده و خواهد زد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کنفرانس با تحلیل و ارزیابی از وضع جهانی و ملی به این نتیجه رسید که مبارزات مردم ما طولانی ، خونین و پر از نشیب و فراز خواهد بود و &#8220;راه حل&#8221; معجزه آسائی در آیندۀ نزدیک به چشم نمی خورد. بناءً سازمان ما با اتکاء بر &#8221; مشی مستقل ملی و انقلابی &#8221; خود وظیفه دارد دست های دوستی ایرا که بدون قید و شرط بطرف مردم و ملت ما دراز میشود ، با درنظر گرفتن منافع تاریخی و انقلابی مردم ما بفشارد و در سطح بین المللی آنچنان شرایطی را بوجود آورد تا جنبش انقلابی کشور بتواند در متن آن سیاست اتکاء به خود و اتکاء به مردم خود را عملأ متحقق سازد. دنباله روی و انفراد سیاسی هردو در جنبش ما را ضربت می زند. (ساما) با تکیه بر خط مبارزاتی روشن و قاطع ضد امپریالیستی ، ضد ارتجاعی خود حق و وظیفه دارد حرکت مبارزاتی بین المللی خود را مطابق به منافع ملی و انقلابی مردم ما عیار سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">انعقاد کنفرانس سرتاسری سازمان ما در شرایطی که استعمار روس خیال واهی پراگندگی ، عقبگرد و یا حتی نابودی سازمان ما را در سر می پروراند و در هنگامی که ارتجاع برآشفته به همدستی و همدستانی با استعمار روس در پی &#8221; ریشه کن کردن &#8221; انقلاب راستین این ملت است ، به یقین دوستان انقلاب افغانستان را خوشنود و دشمنان آنرا هارتر و سراسیمه تر می سازد.</div>
<div dir="rtl" align="justify" style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">اکنون برای سازمان ما بحق مرحله جدیدی از مبارزه ، فداکاری و پیشرفت آغاز شده است که دور نمای آن بجز از پیروزی و رسیدن به آرمان های بزرگ مردم این سرزمین – آزادی ملی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی و ایجاد افغانستان آزاد ، آباد ، شگوفان و انقلابی دیده نمی شود.</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">این ضرورت مردم ماست و مردم پیروز است.   <br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">کاکای شکردره<br />شهیدی دیگر از تبار محرومان بپاخاسته</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">قریۀ سرخ ولسوالی شکردره در یکی از روزهای سال ۱۳۱۷ هـ. ش. در کلبه ی یکی از دهقانان فقیرش شاهد تولدی بود که مولود بالغش رزمنده ی مشهور، آزادیخواه، وطن دوست و در یک کلام &#8220;چریک سامایی&#8221; گشت. فامیل فقیری که این نوزاد در آغوش آن چشم به جهان گشود، فرزند شان را عبدالهادی نام نهادند. تو گویی از همان روز آنها می دانستند که روزگاری طفل شان جوان برومندی خواهد شد که مردمش را در نبردی سخت و خونین علیه تجاوز و بیداد هدایت کند. خوشا که عبدالهادی شهید تحت رهبری سازمان پرافتخارش؛ ساما، خط حرکت مردم را بسوی آزادی به خون پاک خویش ترسیم و هادی راه آزادی انسان شد. </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">&nbsp;</p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-283" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/hadi_2_3.jpg" border="0" width="231" height="278" /></div>
<p>&nbsp;</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">دوران طفولیت عبدالهادی مثل سائر دهقان زادگان فقیر با مشقت و محرومیت سپری گشت. محرومیت از رفاه اولیه، محرومیت از پرورش، محرومیت از تحصیل و . . .  هزاران محرومیتی که سیستم بیدادگر حاکم عامل آنست و فشار طاقت فرسای اربابان ستم و اختناق روزافزون قدرتمندان و فقر اقتصادی آنرا مضاعف میسازد. ولی عبدالهادی استعدادی سرشار داشت و با تلاش همیشگی اش خستگی ناپذیر بود و توانست بطور خصوصی خواندن و نوشتن را فرا گیرد. پس از آن با شغل محرر به استخدام درآمد و از این راه امرار معاش میکرد. آشنایی با ادارات دولت او را معتقد ساخت که چگونه سیستم فاسد ومنفور اداری حاکم تأمین کننده ی منافع مشتی ستمگر و بهره جو میباشد. اگر زندگی فقیرانه ی روستایی، او را به عمق مناسبات استثماری در جامعه آگاه ساخته بود، مأموریت اداری یا محرر بودن او را با سیمای پلید دستگاه دولتی ارتجاعی آگاه ساخت و وی را با هردو در تقابل وتضاد قرار داد و از او شخصیت ضد استبداد، ضد ارتجاع، ضد استثمار و ضد استعمار ساخت. او با جوانمردی و احساس شریفانه اش پیوسته مردم را یاری میرساند و از آنها دفاع مینمود و در برابر شرایط ناگوار و زندگی رقت انگیز هیچگاهی سر تسلیم فرو نمی آورد. غرور انسانی و روح بلند پروازش همیشه او را در برابر بیدادگران به مبارزه میکشاند و مدت ها با زندگی مخفی تفنگ بدوش در کنار مردم اش میزیست، تحمل مصائب و رنج و دردجانگداز زندگی مخفی او را شخصیتی استوار، قاطع و مقاوم بار آورده بود. <br /> بعد از فاجعه ی ننگین ثورـ میهن غزیز ما در دامگاه اسارت روس رهزن و عمال شرف باخته ی آن محصور گردید، عبدالهادی در سنگر نبرد آزادیبخش مردم جایش را در کنار رزمندگان (سامایی) یافت و بمبارزه ی قاطع و پیگیر علیه میهن فروشان &#8220;پرچمی و خلقی&#8221; پرداخت و در ده ها عملیات ضد رژیم مزدور بی هراس شرکت نمود و میهن فروشان را در محاکمه دادگاه خشم آگین برحق مردم قهرمان ما می کشانید و از این عملیات خود را بعنوان چهره ی تابناک و درخشان متجلی ساخت. او بمثابه چریک شایسته (ساما) نمونه ی مقاومت، جانبازی و از خود گذری بود. <br />تجاوز بیرحمانه و مستقیم خرس های قطبی بر حریم مقدس میهن آزاده ی ما احساس افغانی و غرور ملی عبدالهادی را بیشتر از پیش برانگیخت و در پرتو مشی مستقل ملی ساما مصمم تر وارد کارزار خونین پیکار ضد تجاوز کرد. عبدالهادی درمبارزات ضد روسی خود سیمای انسان شیفته آزادی و دلباخته ی میهن را ترسیم میکرد. او عار میدانست روس ها به قریه اش، شهرش و به وطن اش پا گذارند و جنگ رویاروی و مقابله ی مستقیم تا پای جان شعار همیشگی اش بود و جبن، ترس و فرار از جنگ با دژخیمان روس را به حقارت میگرفت. عبدالهادی در سراسر زندگی عملی اش با تهور و فداکاری و قاطعیت در برابر اشغالگران میرزمید. شجاعت، مردانگی و ایستادگی مداوم او در برابر خصم، دشمنان روسی و عمال هرزه اش را زبون ساخته بود و از نام سهمناک او می هراسیدند. عیدالهادی در اکثر عملیات ضد روسی که سازمان پرافتخار &#8220;ساما&#8221; در کوهدامن براه می انداخت، فعالانه شرکت داشت و او سرمست وشاداب بدون دلهره و اضطراب به سنگرهای افتخار آفرین رو می آورد تا میهن و مردم غیورش را ازچنگال سوسیال فاشیسم روس در میدان رزم نجات دهد و باین خصال در میان رزمندگان قهرمان (سامایی) موقعیت شایسته ای داشت و همه سامایی های منطقه اش او را یار دلاور، شجاع و بی هراس میپنداشتند. عبدالهادی منحیث شخصیت اجتماعی و با احساس در میان مردم اش مقام ارزشمندی را حایز بود و مردم او را کاکا میخواندند. عبدالهادی با برخورد شریفانه و انسانی در حل مشکلات و پرابلم های اجتماعی مردم صمیمانه شرکت مینمود و از هیچ نوع مساعدت انسانی با مردم دریغ نمی ورزید. <br />سرانجام دست های خون آلود روس های وحشی که قاتل ده ها هزار انسان میهن پرست و آزادی خواه افغان اند، بخون سرخ و گلگون عبدالهادی شهید بتاریخ ۲۸ اسد ۱۳۶۰ رنگین تر شد.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl"> روحش شاد و خاطره اش گرامی باد!</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">عبدالهادی در طی یک مقابله ی مستقیم و پیکار حماسی با روسها و عمال آن بعد از ساعت ها جنگ قهرمانانه و کشتن تعداد زیادی روس ها و مزدوران آن ـ سینه اش هدف رگبار مسلسل دژخیمان فرومایه قرار گرفت و با خون خویش نهال برومند آزادی را شجاعانه آبیاری کرد. آری انسان می میرد و انسان را از مرگ گریزی نیست، مرگ با ارزش مرگی است که در زندگی دیگران اثر بخشد. شهادت عبدالهادی نه تنها (ساما) را متأثر و اندوهگین ساخت بلکه تمام مردم منطقه اش؛ خورد و بزرگ، پیر وجوان در سوک عمیق شهادت قهرمانانه ی او فرو رفتند. او را نمونه ی مقیاس مقاومت و شهامت در برابر دشمنان سوگند خورده ی خود میدانستند. (ساما) افتخار دارد که در جنگ نجاتبخش کنونی کشور، صدیق ترین، پاکباز ترین و فداکار ترین شخصیت های انقلابی و پر عظمت را در راه منافع والای مردم سلحشور افغانستان و آزادی میهن عزیز از چنگال اشغالگران روسی و مزدوران خود فروخته ی آن ـ بمثابه خون بهای آزادی تقدیم میکند. <br />ساما درود های گرم و آتشین خویش را بر روان پاک همه ی شهدای راه آزادی و عبدالهادی شهید قهرمان سامایی می فرستد.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">ننگ و نفرین به قاتلان مردم افغانستان!<br />زنده و تابناک باد خاطره ی پرشکوه شهدای راه آزادی!<br />جاویدان باد خاطره ی گرامی شهدای ســـامـــایـــی !<br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ششم جدی یا روز تکامل یک جنایت</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">خون های رنگین آزادیخواهان ومیهن پرستان، مجارستان، چکوسلواکیا در بازارخونخواری وانسان کشی امپریالیزم نوخواسته روس ، در حالیکه حشمت شیطانی مزدوران بی ارادۀ فرعونیان کرملین نشین بر شانه های استخوانی مردم مجارستان وچکوسلواکیا&#8230;. سنگینی میکرد ، قطره قطره دریای یک آرمان بزرگ – آزادی میهن اسیرشده شان میریخت ، وخرس آدم خوار قطبی هنوز پوزه آلوده به خونش را بر زمین نمالیده بود که صید دیگری ارده پرواز کرد. لهستان آماده به استقبال سحرشد ده ها کشور وملل در زنجیرکشیده شده دیکر در انتظارطلوع آفتاب انقلاب در مستعمرات ، خیزش&#8221; دوزخیان&#8221; پیروزی باخته و واژگونی امپراتوری سرمایداری متمرکز دولتی دقیقه شماری میکردند. ولی پیشمرگ اسطوره ساز در تاریخ بایست از پردۀ انتظارجانگاه بیرون می جهید وآتش به خرمن هیزم انبارشده میزد، وهستی اش به یک باره در پای آرمان جاودانۀ بشریت مترقی و آزادیخواه نثار میکرد. تا نشان دهد که زنجیر در دست و پای همه است و باید هر حلقه و قفل آنرا شکست وهر کسی باید با جسارت دین انقلابی وانسانی اش را اداء کند. و آنگاه است که میشود شیپور نواخت وبر ویرانه های جهنم استعمار وبهره کشی ، پایه های بهشت آزادی را بنیان گذاشت.<br />آری! ما افغان ها در چنین راه وآرمانی ، در شکم نهنگ فرو رفته ایم ، تا با پاره کردن آن &#8220;یونس&#8221; گونه ئی تاریخ خود باشیم. نثار نفرین مسلحانه قهرمانان پا برهنه این دیار برفاجعه خونین  هفت ثور نمونه ایست بی بدیل که تمثیل گرش دریای جاری خون میان ملت ما و استعمارگر روس است. بدون چنین از خود گذری چطور می شد &#8221; نقد مسلحانه &#8221; را جایگزین نقد سیاسی کرد و پشمرگ انقلاب مستعمرات در زنجیرشد. وقتیکه &#8221; نابغه &#8221; رسوا- این نیکو فرزند استعمار زده امپریالیرم روس تاج خون آلود بردگی را بنام&#8221; انقلاب نوع افغانی&#8221; به سر نهاد ، شلیک رزمجویان ما از تولد یک جنایت خبر داد که وجودش به ننگ افغانی ما سر سازگاری نداشت. و باید این حرام زاده در فضای بی آلایش عقابان بلند پرواز آریانا لحظه ای زیست نمیکرد. تپش و تنش آغاز شد و تفنگ های خاموش که سحر مرگ انگلیس قسم بندش کرده بود ، غریدن آغازید .هر فریادش قفسچۀ جادوئی را می شکست و هر تیرش کلید قفل زندان بود. وحشت دولت و قدرت با تمام حلوابخشی های استعماری و ناموس فروشانه که شاگردان قصاب قرن براه انداخته بودند از تمام روستا و شهر های کوچک آنچنان برچیده شد که گوئی باران بهاری زباله ها را یکسره از کوچه و پس کوچه برده است تا طبیعت زیبائی بهار را نیالاید ، و فقط چوچه خرسک ها در طویله های بنام &#8220;خانه خلق&#8221;  &#8220;قرارگاه&#8221; و &#8221; فرودگاه&#8221; پنهان بود کاه دودی کفایت میکرد تا جشن شکار خرس، میله نوروزی وطنداران میشد، اما نوروز آزادگان بایست ازحوت خونین می گذشت، که گذشت، و درمیان راه فضله &#8221; مصئونیت ، قانونیت وعدالت &#8221; که توشه شاگرد بیحیا به استاد &#8221; نابغه &#8221; اش تره کی بود، توأم با عشوه گری های زیور خواهی ، بهانه ای به روس امپریالیستی داد تا بنام &#8221; قانونیت&#8221; تجاوز اش ، شاگرد بی کفایت را عادلانه گردن بزند. و مصئونیت ، روباهی بی آبرو ببرک حقه باز را با احضار صد هزار وحشی ویرانگر تأمین نماید تا یک جنایت مخفی را که غدارانه تمهید دیده بود عریان  تکامل دهد  .                                                                                    <br />شامگاه شش جدی بدون چون و چرا چنین است، و اگرمگر در آن خیانتی به خلق قهرمان افغانستان ، که عمیق آنرا پیامدهای تکاملی این جنایت روشن کرده است.<br />فرمان آتش و کشتار و قتل عام که بنام به اصطلاح &#8221; عفو عمومی &#8221; از طر ف دارۀ دزدان صد هزاری به صاحب خانه آتش گرفته ، سوخته و تاراج شده پیشکشی شد، نمکی بود که بر زخم دیرین دردمندی پاشیده شد. &#8221; آزادی بندیان سیاسی&#8221; آنچنان انجام یافت که نام شیران در زنجیر جاودانه در دفتر آزادگان شهید تاریخ ثبت ماند. و لست آن به عنوان مدال قهرمانی جنایت و فاشیزم ، تفرقه ای بود که به &#8220;امین&#8221; جلاد سپرده شد تا در کنار هتلر و موسلینی و بیسمارک، از برژنف سوسیال فاشیست ، این و لیعهد فاشیسم مغلوب جهانی و سردمدار بر سر اقتدار کنونی آن ، تدارک پذیرائی در نفرین گاه تاریخ ببیند. <br />وعده &#8221; آزادیهای سیاسی&#8221; با خون ده ها و صدها دانش آموز پسر و دختر آنقدر رنگین شد که جاده ها و صحن مکاتب و پوهنتون قرمزین گشت تا قانون آزادی سیاسی استعماری در مقابل با اراده  مردم از مفهوم عوامفریبانه آن بیرون برآید و خلق بداند با چه روباه دم بریده وشیادی روبرو است. ویرانی دهکده ها، کشتار بیدریغ روستائیان ، آدم ربائی شبانه و روزانه درشهرها که مضمون نامه ای ملی و دیموکراتیک(؟!) بودن رژیم را بنمایش میگذاشت و بیشتر از چهار ملیون زن و کودک و پیر و جوان را جبرأ وارد دیار غربت وهجرت ساخت تا خود افعی صفت آسوده بر روی سیم و زر بخوابد.                                      <br />پاسخ قهرمانانه پاسداران صدیق این دیار به سیاست های ماورای توحش و ویرانگری امپریالیسم شرارت پیشه روس اگر از یک سو توانسته است عکس العمل آزادی خواهانه مردم ما را در گسترۀ جهان انعکاس دهد از سوی دیگرسحر شکست نا پذیری زور گوئی ولشکر کشی &#8221; ارتش سرخ&#8221; تشنه به خون را نیز تا آنجا به تجزیه گرفته که مزدوران بد کیش و انسان کش ، شیطان منشانه به قرائت قرآن پرداخت و ازهمه بیشتر درصف جماعت ایستاده تا اگر شود کاذبانه خود را توبه گرجلوه دهد. اما سوگند خارائین تفنگ بدوشان که شلیک خالصانه بروی استعمارگر و فرزند بومی آن بود به این جماعت شیاطین طعن تکفیرمیداد.                                                <br />وسرانجام تزارمل در تمام پرده های شیطنتش ، از ملی گرائی ، تا مسلمان نمائی، آنچنان با شکست بدرقه گردید که توبه نامه مسخره اش هم دردی را دوا نکرد. و ناگزیر از تجدید سلاح و تشدید جنگ با توسل به اراجیف دیگر شد. <br />دعوی کبر سن وصادق چاکری ، بین دو قلو های &#8220;خلق وپرچم&#8221; بدون آنکه خاتمه یابد به سازش با&#8221; ملی غورزنگیان انجامید تا با رجوع به خویشتن دائما نوکر منشی را نشان دهند. باقائل شدن سهمی از قدرت به ناسیونالیست های&#8221; بلند پرواز، که سنگ ضد فاشیسم و دفاع از ملت های ستم کش را به سینه میکوبیدند و امروز از شکوفه های آن &#8220;محتا طانه&#8221; و &#8220;استوارگونه&#8221; میوه فاشیسم را می چیند، بخود شریکان جرم بیشتری پیدا کرد بی خبر از اینکه هر یکی ازین شریکان جرم ، چه همزاد&#8221; خلقی&#8221; او و چه دیگران سابقه دار تر در چاکری هستند و رقیب او درین بازار خود فروشی میباشند. <br />ارتش اشغالگر و نوکر گوش بفرمان او، دل به اصطکاکات درونی جنبش کبیر میهنی بسته است. با وجودیکه متأسفانه تا کنون توانسته اند با گسیل حلقه گوشان در بازار تجارت اسلحه ، و ارسال بندل های روبل به کور مغزان بی ایمان شده ، پیشرو ترین جبهات و سازمان های انقلابی را در زیرآتش متقاطع خود قرار دهند ، و حتی آتش بس مصنوعی را به امید ایجاد شدن اصطکاکات بیشتر و آتش بس رسمی و خریداری شده را به خاطر از بین بردن هدف های موافقه شده برقرار کرده اند. لیک  ا ین سیاست نیز از چشم تیزبین ملت بیدار ما دور نخواهد ماند ، ملتی که تمام ثروت مادی ومعنوی اش را در اینراه عاشقانه قربانی کرده است تن به ننگ تاریخی تسلیم طلبی این خیانت بزرگ ملی نخواهد داد وهم پس پرده ها را دقیق زیر نظر خواهد داشت. اصطکاکات در تکامل آگاهانه جنبش فروکش کردنی است وشریان روبل روسی نیز تأثیر بیشتر از زمین بخشی استعماری ندارد. آتش بس مصنوعی با یورش جانانه ملت زنجیرگسل بر لاشۀ مومیائی شده ، شکسته خواهد شد و آتش بس های رسمی و خائنانه افشاء و رسوا ! اما آنچه درین میان گفتنی است ، کارنامه نبرد ما با دیو استعمارگر روس به درازا کشیده است ، تا کنون شعله های &#8220;عشق دوزخیان&#8221; پیروزی باخته به آتش کاخ سوز و خاکستر ساز تبدیل نشده است و ژنرالیسم یارولنسکی و قحط الرجال ناشی از کشتار سبعانه در چکوسلواکیا و مجارستان&#8230;. مانند ابر تیره دل تابش آفتاب را موقتأ خیره ساخته است و شکارچیان ما نیز ویژگی های این جنگ را با تمام خم و پیچ آن بطور همه جانبه ، دقیق و مدون درک نکرده اند ولی جرقه آغاز حریق است. آنچه بعنوان یک کمبود بر شمردیم به پایان خود نزدیک است، و ملت ما درین پیکار راه طولانی راه در پیش دارند.<br /> آنقدر تجارب مستقیم وعینی خواهد اندوخت ، و آنقدر سیاست های گونه گونه را به محک آزمایش قرارخواهد داد تا راه تاریخی خود را برگزیند و آنگاه است ، نه تنها این خرس قطبی و نه آن خوک انحصارگر بلکه این سیستم حیوانی &#8211; پادشاهی را از ریشه بر خواهد کند و بر ویرانه های آن جشن پیروزی انسان را برپا خواهند داشت آن روز در سر راه ماست.<br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl">          شعر در گذرگاه انقلاب</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">            <strong>&#8221; شامگاه تیره &#8220;</strong><br />چرخ گردون باز با وارونگی ره می سپارد<br />روزگاران سخت و محنت زاست ،<br />تیره گی چون لکه ی بر دامن برف زمستان<br />اهرمن با بال شومش سایه میگسترد هردم<br />تابش خورشید را میخواست تا ره گم نماید<br />جای خورشسید فروزان تیره ابری رخ نماید<br />جغد آمد تا که جاب بلبلان مأ وا بگیرد<br />زاغ و کرگس آمده تا لانۀ عنقا بگیرد<br />خلقی دون سنگ خلق قهرمان بر سینه کوبد<br />ریشه ی خلق وطن را دایما با تیشه کوبد<br />های و هوی رقص مزدوران فضای میهنم را <br />سخت آشفته است<br />گرد نا پاکی به هر سو پهن کرده ،<br />سینه ها را می فشارد<br />دست اهرمن ز هرسو لاله پَر پَر می کند<br />پهن صحرا قرمزین از لکه های خون<br />گاه از گلفرش خون گردیده صحرا لاله گون<br />گاه هم خیلی شقایق سد راه خار گردد<br />دشت و صحرا ، کوه و برزن صحنۀ پیکار گردد ،<br />مرغ توفان بر لبش دارد پیامی :<br />شب به پایان می رسد ، یاران طلوع صبح نزدیک است<br />اینک اینجا ، آنک آنجا ،<br />قاصد پیروزی مرغ بهاری<br />از شکست زاغ و مرگ کرگسان پیغام دارد<br />و هزاران . . . &#8220;<br />لیک ناگه از کمین<br />از هوا و از زمین<br />از شمال رود جیحون (آمو)<br />چون بلائی بر سر ما ریختند و<br />ملک را ویرانه کردند ،<br />روسها ، خرسان وحشی ،<br />با هزاران ، صد هزار از آدمی رویان بد گوهر<br />با نفیر توپ و رگبار مسلسل ،<br />غرش بمب افگن و خمپاره ها ،<br />موج خون برپا نمودند<br />شامگاه شش جدی<br />خویش را رسوا نمودند ،<br />ببرک شیاد را با خیل یاران کثیفش ،<br />جای مزدوران دیگر،<br /> تاجپوشی ها نمودند.<br />ملت ما ، ملت آزادۀ ما<br />باز یکبار دگر ، همچون نیاکان دلیرش<br />آزمون سخت را در پیش دارد ،<br />از همان شام تجاوز<br />نعرۀ آزاد مردان<br />تند و مواج و خروشان<br />با چکاچاک مسلسل<br />این چنین فریاد سرداد :<br />&#8221; روسها از ملک ما بیرون شوید<br />ورنه غرق رود بار خون شوید &#8220;<br />••• </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl">                              لنډۍ د انقلاب په څرک کی</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">چیرې کابل چیرې ماسکوی دی              بی ننگي زور شوه چې روسان کابل ته ځینه<br />غـمجن کابلــــه در جــــــاریږم                چې پر ټـټــــر دې روس ټـاڼکونه چلـــــوینه<br />بالاحصــــاره غیرت وکـــــــړه                پرون انگــریز وو اوس روسان راغلي دینه<br />کابل ځـوانـان خـــو غیرتي دي               روسان ، انگریز غوندې په تـــــوره تښتوینه</p>
<p>میوند کابل کښی بیا تازه کړﺉ                 چــــې روس د افــــغـــانـــان نیولــي دیـنـه<br />جانـانه ژر توپـــک می راوړه                چې زموږ په خاوره کې روسان راغلی دینه<br />مورې د پلار توپک مې راکړه               د خــپــل وطـــن د آزادۍ سـنگر تــــه ځــمه<br />ببرک پـــردي ســـــره راغلی                خو شاه شجاع غوندی وطن نه ورک به شینه<br />بیا د پردي تاج دې په سر دﺉ                ببرک دﺉ دا ، کــه شــاه شجـاع راغلـی دینه<br />د دې وطن په لویو غرو کښی                روســان انـگـریز غوندی آخــر تباه به شینه<br />گـوره څپـی د انـــــقــلاب دی                 ویـنـی بهیـږی غـلیــــم سبــــاته تښــــویــنـه</p>
<p>•••</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">&nbsp;</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">ژوندۍ دې وي آزادي </div>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">مړه دې وي تسلیم طلبي</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">کله چې یو هیواد او یو ملت د پردي دښمن تر تیري لاندې راشي ، د هغه هیواد او هغه ملت مخ کې دوې لارې ایښودل کیږي یا هغه ملت د ځان او وطن د ساتلو لپاره اوچتیږی او د تیري کونکي د لیرې کولو لپاره په کلکه چمتو کیږي او د قربانی ، مشقت په قبلولو سره په مبارزه او مقاومت لاس پورې کوي ، نو په دی حال کی آزادي سرلوړي او افتخار ته رسیږي ، نو ځکه کولای شي چې په حیثیت ، شرف او ناموس کې ژوند وکړي. او په دا چې تیری کونکی ته تسلیمری ، انقیاد او غلامۍ ته غاړه ایږدي چې په همدی حال کې بې ارادې او بند شوي غلامان به شي ، چې باید د حیثیت ، شرف ، ملی غرور نوامیسو ، وطن ، عقیدې او ایمان او په یوه خبره له ټـولو انساني صفتونو څخه لاس وکاږي ، چې دغه حالت ته تسلیم طلبی او انقیاد ته غاړه ایښودل وایي ، چې دا سوچې او پیژندل شوی ډول او ډیر بد ډول د ملي تسلیم طلبۍ ده.<br />مگر د تسلیم طلبۍ نود ډولونه هم شته : یو ډول ئی دا دﺉ چې یوه ټاکلی تولنیزه ډله چې د ژورې او بایستي انقلابي خصلتونو او سجایایو لرونکې ده ، له یوه ظلم کونکې (ستم کونکې) او ارتجاعي ټولنیزې ډلی سره په مبارزه کی سوله کوي او د ستم کونکې ارتجاعي ټولنیزې ډلې آرمانونو او غوښتنو پسې روانیږي.<br />بل ډولی ئې دا دﺉ چې یو ملت د پردي تیري په برابر کی اوچت شوی وي مگر ځینې ټاکلې او معینې ډلې او افراد له همدې مبارز ملت دننه څخه په بیره او خائنانه توگه د دښمن وخواته روانیږي او ځان هلته پورې کوي د خپل ځان او یا ډله ییزې گټی د ملت او هیواد پر لوړو گټو باندې لوړالی او رجحان ورکوي. دوی به د دښمن کړۍ په غوږ نوکران او غلامان شی او په شرف ، ناموس ، وطن ، ایمان او عقیدی باندې پښې ږدی او تسلیم طلبی پیشه کوي ، څو چې ملت هم تسلیمیدو ته را وبولی ، دا هم ملی تسلیم طلبي ده او هم ملت او انقلاب ته خیانت کول. <br />بل ډول ئی دا دی چې دښمن خپل ځینی بی وجدانه مزدوران د خلکو په کالوکی ، د خلکو منځ ته راولیږی ، خو کله چې فرصت پیدا کړي ، د تیري کونکي د گټو لپاره په مستقیم او یا غیر مستقیمه توگه فعالیتونه کوي، څوچې د خلکو د ملي آزادۍ د مبارزې په لاره کښی یې  زړه سوړ او بی امیده کړي ، دښمن نه ماتیدونکی ښکاره کړي او پرغلیم باندې لاس بروالی ناممکنه وښیي ، د خلکو زور ضعیف ښکاره کړي ، خلک بی زوره او بی لارښوده معرفي کړي او همداسی نور په زرگونو فتنی او چل کول دي ، تر څو چې تاته وویلای شي چې لاس د مبارزی نه وباسه او تسلیم شه! چې بیا هم نتیجه هم هغه ده چې ملت غلامۍ ته واچوي ، نو ځکه داسی افراد ملت او انقلاب ته خائن دي.<br />د تسلیم طلبۍ بل ډول دا ده چې ځینی د خپلو ډله ایزو ، قومي ، سیمه ایزو او . . . گټو له پاره پردی تیری کونکی دښمن پریږدي د حریفانو او رقیبانو یعنی په غیر د روس او د هغه نوکران ( خلق او پرچم ) له نورو سره په جگړه شي او پس له هغه چې وینی تویول ، ورور وژل او په اصطلاح سره هډوکی ماتیدل جوړ کړي د ځان د تقویه کولو لپاره دښمن ته ورشي او د هغه څخه مرسته واخلی ، دا ډله کسان هم د تسلیم طلبۍ په مرداره تالاب کې لړل کیږي او سربیره پر دی چې تش او پوچ دلیلونه لکه ناچاري ، د ځان او اولاد او قوم او د پلار هدیره ساتل او داسې نوری نیمگړتیاوې را وړاندې کوي ، بیا به هم په پای کی ملت ، خاوره او ناموس او حتی خپل ناموس به د پردیو غلامی ته ورسوي او دښمن ته به ئی تسلیم کړي، نو دا هم هیواد او ناموس ته خیانت کول دي. ځینی چې هم په ډول ډول پلمو او څوگونه ( مختلفو ) نومونو د مقاومت غورځنگ په دننه کښی پر هغه چې تر دوی کمزوره دي فشار او زور اچوي او هغوی تسلیمیدو ته مجبوروي ، په عملی توگه دښمن ته مرسته رسوي ځکه چې لومړنی او اصلي دښمن ئی هیر کړی ، او د نورو وهلو ، ځپلو او له منځه وړلو باندی بوخت دي ، نور نو په خپلې دې کړنه کې لومړی دا چې د انقلاب او مقاومت د  ( قوې) په حساب کې نه راځی او مجاهد نه وي. څرنگه چې د . . . مجاهد کیدلو شرط د تیری کونکي پرضد جهاد او مقاومت کول دي او دوی همدا کړنه نه کوي ، او له بله پلوه نور مجاهد او انقلابي کمزوره قوتونه چې جهاد کوي او پر اصلی دښمن ضربه او گذار کوي ، د مجاهد ډوله کسانو په وسیله له منځه وړل کیږي او یا په دننۍ خړ پړتیاوو بوختیږي ، چې دا ډول کړنې د مجاهدینو او انقلاب صفونو ضعیف او کمزوره کوي او په بل ډول د دښمن تقویه کول دي چې دښمن ته د تسلیمولو زمینه را پاروي . نو ځکه دا هم د تسلیم طلبی عاملونه او د فساد مایه ده او د تیري کونکي دښمن پرځای انقلاب ته تاوان او صدمه رسوي چې دا غوندې کسان هم ملی خائنین او په اصل توگه تسلیم طلبان دي. شاید نور ډولونه لکه همدا.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شرافتمنده ، مجاهدو او انقلابی وطنوالو!<br />اوس تاسو خپله پر همدې باندې ژور پام وکړﺉ ، هر هغه څوک چې پورتنۍ کړنې کوي ، غواړي چې تاسې د روسانو غلامان کړي او ستاسو ، وطن ، ملی نوامیس ، ایمان او شرف ته خیانت کوي ، نو ځکه هغه له خپله منځه وباسـﺊ.<br />تاسې ای مجاهدو وروڼـو ، اې د افغانستان په آزادۍ مینو پرگنو چې هرکله مو د انقلاب دروند بار پر اوږو اخیستی دﺉ، هغه وخت په یاد راوړﺉ چې سیمه کی مو ټولو لاس په لاس بی له اختلافه پر دښمن برید کاوه او څومره بری به مو لاس ته راووړ اوس په نظر کی راوړﺉ هغه کسان چې ستاسی د وحدت خنډ کیدل او یا کیږی او تر مختلفو نومو لاندې د خلکو په منځ یې کې اختلاف اچاوه او یا یی اچوي او ستاسی پوه او آگاه بچیان یې په تهمت او تور وهلو سره یا شهیدان کړی او یا ئی د سیمی او منطقی نه پریښودلو او ترک کولو ته مجبور وی ، هم هاغه دﺉ چې دښمن ته تسلیم شوي او تسلیمیږي.<br />ته ای کابلیه جنگیالیه وطنواله ! په یاد دې وي چې د کابل د مجاهدینو له یووالی دښمن څومره په تنگ راغلی وو ،چې حتی په ښار کې ئې سر د ټینکونو څخه را ایستلی نه شوای. مگر د ځینو جاه طلبه او خود فروشه له خوا دننی جگړې په اچولو سره چې اصل کی د دښمن عامل دی وینو چې غلیم پردې ځای او هغه ځای باندی گذار کوي او په گستاخی سره اعلان کوی چې مجاهدین تسلیم شوي دي. کله چې ژور پام وکړی وینې چې هغه څوک تسلیم شوي دي چې نور هغه کسانو کوم چې په واقعي توگه به جهاد کاوه په مختلفو نومونو  تور لگوي  کله دائی کمزوره کړی وروسته خپله هم تسلیم شول. او دښمن د دوی تسلیمیدل ما او تا ته پیغور راکوی او ځانته د بریالیتوب جشن نیسی .<br />او ته ای زړه وره هراتیه وطنواله! په خاطر دې لری هغه چې ستا ډیر ښه مجاهد بچیان ئی په تهمتونو او درواغو ووژل او غوښتل ئی چې د توریالیو پاکو مجاهدینو او خلکو په منځ کی لیرې والی راوړي هم هغوی که &#8221; خان &#8221; دی او یا تش په نامه &#8220;صوفی&#8221; دولتیان شوی دي.<br />په یاد ولرﺉ د حوت د څلورویښتمی پرتمین او سیلابی پاڅون (قیام) چې تاسو ټولوپه یو ه موټی پر غلیم باندی یرغل وکړ او دښمن به د ټینگونو او توپونو سره موږک غوندې تښدیدﺉ او هم هغه سیمی د مجاهدینو یو ځايی او گډ قیامونه چې بریالیتوبونه ئی درلودل مگر اوس ځینو تاسی ئی یو له بل سره په جگړه اخته کړي او دښمن سا تازه کوی او هره ورځ پر خلکو ضربه واردوي.<br />ته د غرجستان وروره! په یاد راوړه هغه ورځ چې تاسو ټولو په لرگو ، ډبرو ، تبر او سیلاوو او . . . ولسوالی مو فتح کړی مگر اوس دښمن پټ لاسونه تاسی په مختلفو نومونو حتی سید او هزاره یو بل سره په جگړه راپاروي. او خپل ځان ستاسو د توپک د گذار نه لیرې ساتي او د نورو سره وهلو د پاره چمتو کوي او په دې ډول تسلیم طلبۍ ته سرعت ورکوي او دا ده چې ستا د تسلیم طلبۍ لپاره لاره جوړوي.<br />او تاسو ای د فاریاب ، جوزجان ، مزار او سمنگان وروڼو! په یاد راوړﺉ هغه جگړې چې مجاهدین سره یو موټی وو په چارکنت ، چاربولک ، بلخاب او . . . سرپل ، آقچې ، سوزمه قلعه او . . . لولاش ، اندخوی ، شیرین تگاب او . . .  دره صوف ، تاشقرغان ، ایبک او . . . کښی او وروسته په یاد راوړﺉ هغه گذارونه چې مو پر ځان وخوړل اوس  پام کوی چې د هغی اصلی علت ستاسو د ننی جگړې وې اوس هماغه جگړی اچونکی او خنډ جوړونکي تسلیم شول.<br />او ته اې د لغمان ، جلال آباد ، قندهار او کنړ توریالیه جنگیالیه!  د خپلو وروڼو یو موټې جگړې په یاد راوړه چې څه رنگه په قهرمانۍ سره علاقه دارۍ او ولسوالۍ او حتی غنډونو او فرقی به ئی آزاد او بی وسلې کولې. مگرد دښمن ډول ډول عناصر غواړی چې تاسی له یو بل سره په جگړه شی او دښمن غواړي تاسی ټوله یو و بل سره په جنگ او یو بل په لاس سرکوب او هیواد دی ځانته تسلیم کړي.<br />او په پای کی ای گرانه وطنواله په هرځای کی چې اوسی ، دا مسئلی په نظر کی ولره. غلیم او دښمن زمونږ د فرهنگی ، ټولنیز او سیاسی وروسته پاتې والي نه ډیره گټه وړي ، زمونږ په منځ کی د قومي سیمه ایز ، ژبه ایز ، مذهبي ، ډله ایز او حتی د سواد لرونکی او سواد نلرونکی تضادونه اچوي ، څو چې مونږ په درسته ټوگه په د ننی جگړو واچوي او خپله د ځمکی او آسمان نه پر مونږ گذار وکړي ، څو هغه ځینی چې سست عنصر دي ، تسلیم شي او نور هم له منځه یوسی او مونږ د هیواد او د تسلیمیدو لپاره خپل جوړه کی ، او مونږ د تل لپاره خپل نوکر او غلام کړي ، چې هیڅکله دې همداسی نه وی! او په اطمینان سره به مونږ د دښمن په زړه کښی دا تور امیدونه او هلی ځلی سړې او شینډې کړو.<br />هو! ننگیالیه او ایمان لرونکی وطنواله! د غلیم دا غوښتنه به خنډ شي ، هرکله چې مونږ خپل ننی خړپړتیا لیری کړو لومړی غل له کوره وباسو نو وروسته که کوم میراث وو ، میراث خواران دې زمونږ نه خپله برخه واخلي. بی له دی نه تر ابده پوری به د روسانو تر استعمار لاندې پاته شو. تجربې ښکاره کړې ده که چیرې مونږ یو موټی شو دښمن د یو خس ارزښت نلري او ککرۍ پورته کولای نه شي. او د دی بریتوب کلید پیدا کول د خلکو تر منځ بنډول دی ، او د یو نقشه لرونکی عملیاتی او کړنو د تیری کونکی دښمن پرضد په ټولو ساحو کی د ټولو خلکو په گډون پرته د ډله ایز ، قومي ، مذهبي ، ژبه ایز او . . . دﺉ. فقط مبارزه د روسانو او د هغه د گوډاگیانو او هر هغه څوک چې غواړي مونږ پر پردیو خرڅ کړی د ټولو خلکو په گډون او د دې ملت د ډیر پوه او انقلابی بچیانو تر لارښوونې لاندې او د یوې مشې په رڼا کی زمونږ بریتوب لاسته راځي. او هغه وخت دﺉ چې کولای شو آزادۍ ته ورسیږو او د یو شرافتمند ، سرلوړي ژوندون خاوند شو. بیله دې به  د تسلیم طلبۍ ، غلامۍ او د ذلت او خوارۍ په اور کښې وسوځو . . . نو ټوله په یو آواز نارې کړﺉ چې ژوندی دې وي د خلکو جنگیالی یو والی! ژوندۍ دې وي آزادي! مړه دې وي تسلیم طلبي! <br />تسلیم طلبانو نه ځان لیرې کړﺉ!<br />••• </p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">تجاوز دشمن و مقاومت ملت ما</div>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif"> </div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">از آوانیکه انسان این سازنده ی تاریخ پا به عرصه ی هستی گذاشت، لحظه ای نیاسود که در جدال و ستیز با دیو طبیعت قرار گرفت و بمحض که این جدال بدرجه ی معینی از تکاملش رسید، پیکار انسان با خودش یعنی با انسانی که در برقدش کشیده و &#8220;گرگ انسان&#8221; گشته، نیز آغاز گشت و این دو در کنار هم رشد نمودند و با گذشت زمان انواع و اشکال کاملأ متفاوت ازهم بخود گرفته است. <br />شورش وستیز انسان با خودش تاکنون در دو بعد مرتبط بهم جریان یافته است، زمانی بین اقوام و ملیت ها و کشورهای جدا ازهم و زمان دیگر بین فرادستان و فرودستان یک قوم، قبیله وملت واحد و ویژگی های کاملأ بغرنجی را به وجود آورده که با دگرگونی اوضاع و شرایط ، علل و انگیزه، اشکال ازین جدال و ستیزه نیز دگرگونه گشته و در مضمون و شکل خود پیش رفته و تکامل ایجاد کرده، تا ما را بدین جا رهنمون گشته در فراز وفرودی این دو پیکار بغرنج انسانیت (بین حاکم و محکوم و انسان و طبیعت) که جوامع انسانی از پله های تکامل به بالا خزیده و به نردبان پیشرفت و ترقی اجتماعی دست یازیده است. <br />شرایط متفاوت رشد تولید و تکامل اجتماعی و محیطی ، عوامل مساعد و نامساعد جغرافیایی، وفرت و قلت مواد ارزانی شده ی طبیعت، شدت و ضعف درجه ی ارتباطات اجتماعی و فرهنگی؛ همه و همه عواملی بودند که زمینه ی رشد ناموزون جوامع مختلف را فراهم نمودند و تا اینکه کشور ها و ملل زورمند و ضعیف را در عرصه ی گیتی پدید آوردند. و در نتیجه کشور های زورمند و پیروزمند، جنگ های غارتگرانه و هستی برانداز را براه انداختند و ملیون ها انسان را به خاک و خون کشیدند.<br />   این جنگ های تجاوزی در اوایل به طور عریان و برهنه و در تکامل امروزین خود در پناه به اصطلاح &#8220;صلح و برادری&#8221;!، &#8220;ترقی و پیشرفت&#8221;، &#8220;ایجاد تمدن&#8221; و &#8220;دفاع از دموکراسی و سوسیالیسم&#8221; با استفاده از امکانات پیشرفته و گسترده ی مالی و نظامی براه انداخته شده و تا دگرگونی بنیادین جهان کنونی براه انداخته خواهد شد.<br /> تجاوز عریان نظامی بشکل لشکر کشی به منظور غارت و چپاول هستی دیگران که اکثرأ با تسلط کامل سیاسی، نظامی و اقتصادی (استعمارکهنه) همراه میباشد با وابسته ساختن قدرت حاکمه و محکوم به زوال کشور های عقب مانده، بعنوان یک نقاب ریا به منظور سرازیر کردن کالاهای صنعتی، گسترش قلمرو سرمایه مالی، غارت منابع مواد خام و خرید نیروی کار ارزان این کشور ها دو شکل ـ ـ ـ ـ ـ ـ از یک مضمون غارت گران و زورمندان امروزی (سیستم امپریالیستی جهانی) است و از زمان نه چندان دور امپریالیستها با بکارگیری هردو شیوه، در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به تجاوز میپردازند و جهت حفظ سلطه ی شان بر جهان در ایجاد پایگاه های جدید نظامی توسل میجویند.<br />در متن این حرکت ، انسان &#8220;دوزخی&#8221; و عصیانگر در زادگاه و قبیله و کشورش مورد ستم و بهره کشی قرار میگیرد و از همینجا است که نبرد انسان با انسان نیز در دو جهت جریان مییابد. نبرد انسان زحمت کش با ظالم و ستمگرخودی و نبرد انسان با ستمگر متجاوز و بیگانه. بیجا نیست تا در زمینه ی ستیزه ی انسان دربند با ستمگر بیگانه مکث نمائیم.<br />عصر ما عصر سرمایداری محتضر وعصر رستاخیز ظفرمند انسان دردمند، عصر رهایی خلقها و ملل اسیر و دربند، عصر پیکار نجاتبخش و رستگاری مستعمرات به زنجیر کشیده شده و عصر وارونه ساختن وارونگی ای تاریخ است. و در این وارونه سازی ملت قهرمان افغانستان در تاریخ درخشان و پرافتخارش حماسه های خونین را در مبارزه بر ضد تجاوزگران ثبت نموده و هر بار که مورد تجاوز اجنبی قرار گرفته به آوردگاه مرگ و زندگی شتافته است. <br />از اسطوره های اعجاب انگیز مقاومت پیشینان ما که بگذریم حماسه های جاویدان پیکار نجاتبخش کنونی ضد تجاوز روس، رزم نامه ای است که با خون ثبت کتیبه ی خارائین تاریخ گردیده است. مردم دلیر ما که در تمام نبرد های آزادی خواهانه ی شان در درازای تاریخ علیرغم جذر و مد و فراز و نشیب ها تا آنجا رزمیده اند که باید پیروزی را به آغوش کشیده و یا تا آخرین تن کشته شده اند و ننگ اسارت نپذیرفته اند، چه خوب میدانند که: زندگی در پنجه ی عفریت استعمار ننگ است. <br />آری! ویژگی برازنده ی ملت ما درین است که هربار؛ از همان نخستین روز تجاوز، کینه و نفرت آشتی ناپذیری اش راعلیه متجاوزین، مسلحانه بیان داشته اند. اما شش جدی ۱۳۵۸ در نوع خودش تازه آزمونی است که ارتش اشغالگر تزاران نوین در پیش پای ملت ما قرار داده است. و از بازار وطنفروشان ببرک حقیر را بنام دموکرات و ملی ! و تازه مسلمان ! از میله ی تانک جهانگشایی اش گرفته بر تخت نشانید و صد هزار تجاوزگر مسلح را مهمان این حقیر رسوا (ببرک) خواند. لیکن ملت بپا خاسته جواب این تجاوز را نیکو میدانست و در پیشاپیش توده های ملیونی و قهرمان، سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) با شلیک گلوله های آتشین بر سینه ی تجاوزگران، از آنها استقبال کرد. در اولین روزی که سپاه اشغالگر روس در مسیر جاده ی عمومی کابل ـ حیرتان به کوهدامن پا میگذارد، مورد حمله ی جانانه ی پیشمرگان سامایی قرار میگیرند و &#8220;ساما&#8221; با این عمل تاریخی قاطعیت و پیشتازی خود را در جنگ کبیر میهنی مسجل میسازد و در پیشاپیش ملت فریاد بر می آورد که: </p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl"><strong>روس ها از ملک ما بیرون شوید      ورنه غرق رودبار خون شوید</strong></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">ملت قهرمان افغانستان در نبرد کنونی که پنجمین سال خود را پشت سر میگذارد، ظرفیت شگفت انگیز جان نثاری و فداکاری اش را در راه آزادی به نمایش گذارده و بیش از یک ملیون شهید پرآوازه و گمنام به معراج آزادی تقدیم نموده است: علاوتأ بیش از چهار ملیون از هموطنان ما بیخانمان و یا آواره شده، بیش از صد هزار زندانی در زندان های رژیم مزدور، شکنجه های قرون وسطایی را تحمل میکند، صد ها و هزارها قریه و مزرعه به خاک یکسان شده . . . ولی مردم آزاده ی ما علیرغم این همه توحش و ویرانگری امپریالیسم روس و نوکران حلقه بگوش آن مصمم هستند تا با ننگ استعمار تصفیه ی حساب کنند. زیرا مرگ شرافتمندانه در رزم را بر زندگی ننگین در اسارت ترجیح میدهند و از این آزمون تاریخی مقاومت نیز سرفراز بدر می آید.<br />سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) مانند سایر رزمندگان پاک باز راه آزادی میهن، این روز سیاه و شوم را در داخل و خارج کشور به اشکال گوناگون (نبرد های مسلحانه، میتنگ ها، جلسات و نشر و پخش اعلامیه ها و پلاکارد ها)، تقبیح نمود تا باشد که درین زمینه دین خویش را بیشتر ادا نماید.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">زنده باد آزادی !<br />زنده باد مقاومت مسلحانه ملت ما ! <br />مرگ بر سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس !</p>
<p>•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif" dir="rtl" align="center">اخبار</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شش جدی امسال یاد آور تهاجمی است که در سال ۱۳۵۸ توسط ارتش اشغالگر روس به انجام رسید. همچنانیکه در سال ۱۳۵۸ – و سال های بعد از آن تمام شهر ها ، با تانک و توپ محاصره شده بود و بمب افگن ها آسمان میهن مان را آلوده می ساخت ، امسال نیز با اخذ تدابیر امنیتی شدید از جانب دولت مزدور و ارتش بیگانه تمام جاده های شهر های مهم کشور و مناطق عمده شهر با زره پوش ها سکوارت شده بود و فضا نیز مکدر. شهر کابل درین روز از در و دیوارش غم می بارید ، در جاده ها سگان بویکش رژیم پوشالی این بر و آن بر پرسه می زدند. نفرت و انزجار مردم بطور عریان در این روز شوم به چشم می خورد و شلیک گلوله های پراگنده ،گاهگاهی سکوت شهر را می شکستاند.<br />در مناطق روستا ئی آزاد و در شهر های کوچک و آزاد شده این روز با نفرت مسلحانه مردم روبرو بود. حملات مجاهدین در تمام اقصی نقاط کشور ، و تمام شاهراه های افغانستان ، علیه ستون های نظامی و گردان ها ، زیاد شدید بود. راپور های پراکنده حاکی از آن است که درین حملات تعداد زیادی از ارتش اشغالگر به قتل رسیده اند. و خسارات نظامی و مالی زیادی برداشته اند.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان نیز با حملات مسلحانه ، پخش اوراق ، دایر نمودن میتنگ های سازمانی ، این روز شوم تاریخی را که روس امپریالیستی وطن ما را به مستعمره کاملش تبدیل کرده ، تقبیح نمود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان در خارج از کشور ، با انتشار پلاکارت ها ، به راه انداختن تظاهرات ، پخش اعلامیه ها ، در هند ، المان ، ایران . . . به تقبیح شدید تجاوز روس پرداخت. سامایی ها و هواداران شان با ایراد بیانیه ها ، یگانه راه آزادی کشور رابه مقاومت تا آخر بیان داشتند.<br />•••</p>
<div align="center" style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif">سخنی با خوانندگان</div>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">در سرآغاز سخن آنچه گفتنی است این است که &#8221; صفحه خوانندگان &#8221; را به مضامین ، اشعار و سائر آفرینش های انقلابی شما اختصاص داده ایم که &#8221; با رعایت اصل امانت داری مطبوعاتی &#8221; و بدون دخل و تصرف به چاپ برسانیم. پس هر آنچه ازین صفحه و تحت عنوان &#8221; نامه های وارده &#8221; نشر شود ، مسئولیت آنرا خود نویسنده به عهده دارد ، &#8221; ندای آزادی &#8221; مسئول آن نیست. نشر آنهم به معنی موافقت ما با آن نخواهد بود ، ممکن است ما بدان موافق باشیم و ممکن است نباشیم. ولی هر آنچه پاسخ طلب باشد طبیعتأ پاسخ خواهیم داد.<br />نکتۀ دوم قابل تذکر این است که &#8221; ندای آزادی &#8221; ماهنانه نیست ، یک ارگان نشراتی است که شرایط دشوار همه جانبه از امکان نشر منظم آن می کاهد. لذا ما با مساعدت امکانات هر آنگاهی آنرا به نشر می سپاریم و چه بسا که گاهی بر تعداد صفحاتش بیافزاییم و بعضأ از آن بکاهیم. و اما شماره مسلسلش را در نظر داریم تا کلکسیون ها بی نظم نشود.<br />هکذا ارسال آن به خارج (کشور های دیگر) دشواری هایی همراه دارد، لذا از تأخیر آن پوزش میخواهیم.<br />شماره های اول و دوم دوره دوم با استقبال شایانی مواجه شد و پیشنهاداتی هم از طریق روابط و شبکه توذیع به ما رسید که مایه خورسندی ماست.<br />دوستانی خواسته اند که کلیه مضامین آنرا در عین شماره اقلأ به دو لسان  دری و پشتو  نشر کنیم ، ما می کوشیم لا اقل بعضی از مضامین را چنین کنیم که درین شماره آغازش کرده ایم. امید است در نشر آن به زبانهای محلی دیگر نیز توفیق بیابیم. هم چنان از ما خواسته اند مضامین را ساده تر و کوتاه بنویسیم ، حتمأ چنین می کنیم.<br />•••</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">صفحاتی از &#8221; ندای آزادی &#8221; برای چاپ و نشر مضامین و اشعار و سایر آفرینش های انقلابی نویسندگان و شعرای متعهد و میهندوست باز است. انتقادات و نظریات اصلاحی را با رعایت اصل امانتداری مطبوعاتی درین نامه منتشر می کند.<br />به امید همکاری های مترقی و الهامبخش شما !</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">قیمت یک شماره<br />پنج افغانی</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">شعار هایی که در پاورقی های این شماره آمده است :</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-family: 'Times New Roman',Times,serif; text-align: justify" dir="rtl">۱/  رایحۀ لاله زار شهیدای قهرمان میهن نیرو بخش رزم جهاد گران آزاده است!<br />۲/  مرگ بر سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس !<br />۳/  وطنوالو ! بریالیتوب مو په یووالی کښی دی !<br />۴/  خروشانتر باد مقاومت مسلحانه مردم ما !<br />۵/  یا مرگ یا آزادی !</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره چهارم  و  پنجم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-2-4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Oct 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-2/</guid>

					<description><![CDATA[.نمونۀ شماره چهارم و پنجم دوره دوم شماره چهارم و پنجم      دوره دوم     سال چهارم    دلو و حوت  ۱۳۶۲  مارچ ۱۹۸۴. در این شماره: ۱/  حوت خونین   ۲/  شهری در سوگ و ماتم۳/  طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا ( شهید گلاب)۴/  آستانۀ بهار – هرات رویشگاه گلهای خونین۵/  رستاخیز کابل نشینان رزمگر در سوم حوت۶/  شعر در جویبار خون۷/  وحدت نیاز مبرم جنبش و قاصد پیروزی۸/  اخبار د ساما سرتاسري کنفرانسد یووالي کنفرانسد بریالیتوب کنفرانس زموږ د هیواد سیاسی او ټولنیزه څیره د غوایي د اومې نیټې له کودتا څخه وروسته د توپیر لرونکو او متضادو ډلو او د ټولنیزو  پوړیو  د سیاسي ، منظم او پراخه حرکت له را پیداکیدو سره سم ټاکل کیږي۰ د یو موټې سپکې او وطن پلورنکې ډلی تسلط د یو خپلواک ملت او آزادو خلکو پر سرنوشت ، زموږ د خلکو ټولې ډلی یې له هستۍ او نیستۍ سره مخامخ کړې نو ځکه د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان (ساما) د ناڅاپه تند او پراخه عکس العمل ښکاره توپیر لومړی په دې کې دی چی د ډیرو نورو موجوده حزبونو او سازمانونو برخلاف پیدایښت او قوت یی په هیواد کې دننه او د ولس له ټولنیزې ګروهبندۍ او حاکمې فضا څخه مرهون دی- دویم دا چی ددغه بنسټ سازمان د هیواد د لویو سیاسی ټولنیزو جنبشونو په بهیر کې  ایښودل شوی ، و ده یی موندلی او د هغه په منځ کی خپل قوام ته رسیدلی دی۰ بل دا چې زموږ د سازمان سیاسي او ټولنیز دریځ « د افغانستان د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو » ، د بې وزلو او خواریکښو وگړو له ګټو څخه د دفاع مفهوم یې په خپل کار او مبارزې کې پیل کړیدی. څلورم دا چې زموږ سازمان په خدشه نه منونکي ملي غرور ، د « مستقلي ملي او انقلابي کړنلارې » جنډه یې د خپل بین المللي سیاست د تهداب د تیږی په توګه د ملی آزادیبخښونکې جګړې په دوران کې او یا وروسته له بریالیتوبه ورَپـَوله. او په پای کې ، دا چې په وسله وال ملي آزادیبخښونکي جنبش کی فعاله برخه اخیستل زموږ د سازمان لپاره هغه آزمایش دی چی له دښمن سره په مخامخ جګړه کی یوازې په ځان او په خپلو خلکو اتکاء کی د انقلاب او خلکو مرام ته زموږ د وطن دوستۍ ، صداقت او مینې معیارونه صیقل مومي.پدې خصوصیت یو سازمان ، بل سرنوشت نلری بیله دې چې له ارتجاع ، استعمار « د ملي جنګ په شرایطو کی د استعمار- ارتجاع » سره لاس او ګریوان شي او د انقلاب د ډول – ډول د دښمنانو په وړاندې چې ښکیلاک گر روس او د هغه پلورل شوي او تاریخ ځپلی لاس پوڅي دي د اور لمبو د تقاطع له منځه لاره خلاصه کړي.دا سازمان د خپل پرمختلونکي انقلابي خاصیت او ځنځیر شلوونکي جوړښت په وجهه نه یوازې د روسي استعمار او د هغه د مزدورانو د سترګو اغزی دی ، بلکه د هغو حریصانو د سترګو اغزی هم دی  چې په پټو او غولونکو هلو ځلو غواړي زموږ د خلکو مقدرات تر لاسه کړي ، هغوی د خپلواکۍ او آزادګۍ او د هغه له ریښتینو او استوارو حاملینو څخه لکه ښا پیرکۍ چې له لمره ډاریږي او په اومه تمه له هغه نغري تاویږي چې همدا اوس د روس مزدورانو زموږ په هیواد کی د وینو ډک لښتي جاري کړیدي.زموږ سازمان د خپل تأسیس له پیله خپل سیاسي او تاریخي دریز د ملي خپلواکۍ ، دموکراسۍ او ټولنیز عدالت د ریښتینی مدافع په توګه د هر ډول مرییتوب او مزدور منشی په رَټـلو ، د مترقي او پرمختلونکي ګرایش څخه یی په کلکه او ښکاره توګه ملاتړ کړیدی او د هغه په ساتنه کې د خپلو ډیرو رهروانو او رهبرانو د بې مثاله سرښندنو په قیمت دریدلی دی.زموږ سازمان د خپل پنځه کلن ګټور عمر په اوږدو کې غټې تجربی تر لاسه کړیدي چی نه یوازې زموږ لپاره ، بلکه زموږ د ګران هیواد د انقلابي او ملي جنبش لپاره با ارزښته خزانه او لاسته راوړنه کیدای شي. له بله پلوه موږ د خپلو پرمختګونو په لیاره کی د بندیزونو ، سختیو او د استعماري – ارتجاعي محاسباتو او دامونو څخه له لویدلو او پاڅیدلو سره هم مخامخ وو چی ( هغو ) ته په ریښتیني ، مینه ناک او علمي ډول کتل هم کولای شي چی له موږ سره په انقلابی لار وهنه کی مرسته وکړي.زموږ سازمان د ۱۳۶۰ کال د زمري په میاشت کی د ښکیلا کګر روس له څو اړخیزه یرغل سره مخامخ او یو شمیر رهبران مو زړه دردونکی ضربه مومي چې په نتیجه کې سازمان د انډول په فقدان اخته کیږي. او ورپسی یو ځل بیا زموږ په انقلابي تاریخ کې د سازمان نیرو د استعمار – ارتجاع د بې رحمانه او با هدفه ګوزار لاندې راځي. تږې او لجام شکیدلې ارتجاع د تاریخ په اوږدو کې د دې وطن د سرښندونکو اولادونو وینی څکلې او د استعمار په لاسنیوکه یی د خپلو قربانیانو پر جسدونو مرګ راوړونکی نڅاګانې کړیدي. دې څو اړخیزو فشارونو پداسې حال کې چې سازمان عمدتاٌ  د خپلې فرماندهۍ قرارګاه له لاسه ورکړیوه ، زموږ د سازمان د ځینو غړو په منځ کې د عیني اجتماعي شرایطو له کبله نا امیدي خپره شوه ، چې کله به یې د ملي تسلیم طلبۍ په لور لار اړوله او کله به یی سیاسي انحلال طلبۍ ته . ناسالمه فکري ، سیاسي او تشکیلاتي ګرایشات زموږ د سازمان په دننه کې ، خپل وحدت والی هغه درجی ته رسیدلی وو ، چې کولای یې شول په سازمان کی د استعمار نفوذ ته لار بیرته کړي او هم موږ د ارتجاع بیرحمانه یرغل او ټکولو لاندې راولي.له دې سختو او کړکیچینو شرایطو څخه د راوتلو په منظور د یو کال څخه تیره تدارک او انتظار وروسته دا دی چې د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان سرتاسري کنفرانس برګزار شو تر څو وکولای شي د پنځه کلنې مبارزاتي کمبودیو او ترلاسه شوو بریالیتوبونو او تجربو څخه علمي ترازبندي وړاندې کړي او لاندنی مبارزاتي کړنلاره وښیی:کنفرانس په قاطعیت سره د ټول سازمان دا نظر بیا تأیید کړ چې « وینې ځبیښونکي روسي امپریالیسم زموږ د زرګونو زرګونو هیواد والو وژونکی ، زموږ د خلکو او ملت عمده ، اساسي او قسم خوړونکی دښمن دی. هر ډول سوله ، پیوستون او همکاري د دې دښمن او کړۍ په غوږه مزدورانو « پرچم » او « خلق » سره و هم د هغوی سره د دښمنانه ناسوله ایز مناسبات ګډوډل ؛ تسلیم طلبي او په نتیجه کې ملي خیانت دی ».ز مونږ آزادیبخښونکو جګړو ته په ملي او بین المللي ساحو کی په کتنه ، کنفرانس دې نتیجې ته ورسید چې ښکلا کګر روس غواړي زموږ د خلکو د خود بخودي جنبش پر پایه او د هغه نه په رامنځ ته شویو  نتایجو  باندې چی زموږ د خلکو مبارزه له هر اړخیزی ودی څخه بیرته پاتې وساتي ، چی له ارتجاعي او تاریخ رټلو نیروګانو تسلط سره لاس په لاس ، او د نورو امپریالیستی نیروګانو په لاس غځونه د یوه روښانه او لارښود جریان په غیاب کی وکولای شي زموږ د خلکو مبارزو او جګړو ته په فکري او سیاسي خوا و کې سازمان ورکړي او د هیواد له ټاکلو اوضاعو سره سم تشکیلات رامنځ ته کړي ، ټول د یوې اقتصادي ، اجتماعي او فرهنګي وروسته پاتې ټولنې په دننه  کې ، جنبش له استعماري ضد محتوا څخه تش او د مقاومت د قوتونو ترمنځ د تصنعی اختلافاتو په را پیداکولو ، او له همدغو څخه د ناوړو ګټو اخیستلو په نتیجه کې د ملي مقاومت ټولې نیروګانې یو په بل پسې له منځه یوسي او هیواد تر انقیاد لاندې راولي. دا سیاسي &#8211; اجتماعي بافت چې مقدمات یې له نظامي لارې د له منځه وړونکو وراسته کوونکو ( فرسایشي ) یرغلونو او « سیاسي » بیلتون اچونکو دسیسو او نفوذي ډول ډول کارونو ، د نویو ځوانانو د مسخ کونکي استعماري « فرهنګي » کړونو په آرزو او پایه ولاړ دی ، بی ثباته (نوساني ) ، بد بینانه او حتی خاینانه ګرایشات د جنبش په منځ کی را پیدا کوي. ددې بر سیره د بنیادي فکري کار کمبود ، سیاسي ابهام او پراګندګی او څوډله ایز تشکیلات هغه عمومي داخلي عوامل دي چې کولای شي یو انقلابي سازمان له خپلې اصلي کرښې څخه واړوي او د دې ډول انحرافاتو به خوسا ډند کې یې وغورځوي.سازمان د خپلو مشکلاتو صادقانه او صمیمانه برخورد په نتیجه کې وکړای شول د ملي او اجتماعي تسلیم طلبانه ګرایشاتو پرضد مبارزه کې بریالی شي. دا بریالیتوب د سازمان د کتله یې لویو جنگیالیو نیروګانو د یووالي ، د ژورې ورځ تر ورځ زیاتیدونکی آګاهۍ او د یو منظبط جنگیالي سازمان په چوکات کی په انقلابي اصولیت باندې د منګول ښخولو له لارې تر لاسه راتلای شوای.هغه شمیر د « اصلی مقاومت » نیروګانی چی حتی له نورو څخه « د مبارزې او شتوالي حق » سلبوي او په دې ډول د روسي امپریالیسم ژرندې ته خپلې اوبه ورتویوي او عملاٌ د روسي استعمار په « کوتک » بدل شویدی.سازمان په دې ژور اعتقاد سره چی یوازې او یوازې یو موټی ، متحد او مبارزی ته مصمم ملت کولای شي د روس امپریالیسم ته ماته ورکړي. لاکن د ملي مقاومت د نیروګانو ترمنځ د یو سوله نه غوښتنکی تصنعی تناقض په پیدا کولو د امپریالیسم د دې پټو ډنډه مارانو په واسطه ، زموږ دنده ده چی هغوی په فعاله توګه او هرکله د افغانستان د قهرمان ملت په وړاندې رښتیني حکمیت ته وسپارو او د خپلې هستۍ او د روسي استعمار پرضد د مبارزې له حق څخه په دفاع کې او د لوړو سامایي آرمانونو د ترسره کولو په لارکې له ټولو وسایلو نه استفاده وکړو. په دې شرط چې مبارزه د دې اهدافو د تحقق لپاره ، موږ په نورو انحرافي لارو بونه ځي. زموږ او د دښمن تر منځ د بیلوالي کرښه ورکه نه شي او یا د ځان په انحلال خپل وجودي علت تر سوال لاندې رانه ولو.کنفرانس په دې عقیده دی چی د افغانستان د خلکو د انقلابي جنبش یووالی ، د ملت یووالی ضامن او د هغه لازمي شرایطو تضمینونکی دی کوم چې کولای شي زموږ له هیواد څخه روسی استعمار د بهر ته غورځوولو لار او هم دا رنګه د انقلاب تداوم د ملي آزادۍ د ټینګښت په معنی ، د دیموکراسۍ د تأمین او د ټولنیز عدالت د ترسره کیدو لار په واقعي ډول هواره کړي. او هم کولای شي سړي خورې ارتجاعي قهرجنې نیروګانې په خپل ځای کښینوی. د هیواد د انقلابي جنبش وحدت ته لږ ارزښت ورکول او غټې غیر مسوولانه طرحې ورکول دواړه د جنبش قانونمنده او طبیعي ودې ته جبران نامنونکي تاوانونه رسوي.د (ساما ) سازمان د ټولو جنگیالیو انقلابی قوتونو په یووالی کې د جنبش د با تجربه تر مخکې قوت په توګه په تواضع او صداقت سره حاضر دی خپل مثبت رول ولوبوي او پدې کی ځانته هیڅ ډول امتیاز نه غواړي.کنفرانس د ( ساما ) څو کلن کار په ملي متحده جبهه کې په څیړلو او جمع کولو سره او د هغې لپاره پدې ټکي یی ټینګار وکړ چی د جنگیالي ملت  له یووالي پرته د یوې روښانه مبارزې د کرښی پر بنسټ او ورسره برابره سازماندهی چې ټول مجاهد ملي قوتونه وکړای شي د هغه په چوکاټ کې خپل سیاسي هویت او مبارزاتي دورنما بیا و مومي د روسي امپریالیسم ماته ، د اشغالګرو قوتونو شړل او ورسره د ګوډاګي رژیم قهري او پوره نسکورول نا ممکنه کار دی. یو سلو څو لوی او واړه د هیواد دننه او د باندی سازمانونو نه چې هر یو له پخوا نه زیات یو د بل پرمخ تورې باسي ؛ که چیرې استعمارګر ته لار هم بیر ته نه کړای ، نشي کولای بی له یوی ګډی او مشترکی مبارزاتي برنامې د خپلې ټولنی استعماري پرابلم حل کړي. د یو شمیر ریاست غوښتونکو کسانو انحصاري سیاستونه چې « د پیل تر سیوري لاندې ورته ځانونه غټ بریښي » زموږ انقلابي جنبش ته نه جبرانیدونکي زیانونه رسولي او رسوي.کنفرانس د نړۍ او ملي حالاتو په تحلیل او ارزیابۍ کې دې خبرې ته ورسید چې زموږ د خلکو مبارزې به اوږدې ، خونړۍ او له لوړو ژورو سره به مخامخ وي.  او په نېژدی راتلونکې موده کې معجزه لرونکې د « حل لار » په سترګو نه لیدل کیږي. نو ځکه زموږ سازمان د...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-305" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5.jpg" border="0" width="356" height="302" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5.jpg 356w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/03/nida_d2_s4en5-300x254.jpg 300w" sizes="(max-width: 356px) 100vw, 356px" /></div>
<p dir="rtl" align="center">.<br />نمونۀ شماره چهارم و پنجم دوره دوم</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 18pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<table style="border: #000000 1px solid" border="1" align="center">
<tbody>
<tr align="center">
<td>
<p style="font-size: 14pt; font-family: Times New Roman,Times,serif" align="center">شماره چهارم و پنجم      دوره دوم     سال چهارم    دلو و حوت  ۱۳۶۲  مارچ ۱۹۸۴.</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این شماره:</span> <br />۱/  حوت خونین   <br />۲/  شهری در سوگ و ماتم<br />۳/  طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا ( شهید گلاب)<br />۴/  آستانۀ بهار – هرات رویشگاه گلهای خونین<br />۵/  رستاخیز کابل نشینان رزمگر در سوم حوت<br />۶/  شعر در جویبار خون<br />۷/  وحدت نیاز مبرم جنبش و قاصد پیروزی<br />۸/  اخبار</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 30pt; font-style: normal; color: #0000ff;">د ساما سرتاسري کنفرانس<br />د یووالي کنفرانس<br />د بریالیتوب کنفرانس</span></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl">زموږ د هیواد سیاسی او ټولنیزه څیره د غوایي د اومې نیټې له کودتا څخه وروسته د توپیر لرونکو او متضادو ډلو او د ټولنیزو  پوړیو  د سیاسي ، منظم او پراخه حرکت له را پیداکیدو سره سم ټاکل کیږي۰ د یو موټې سپکې او وطن پلورنکې ډلی تسلط د یو خپلواک ملت او آزادو خلکو پر سرنوشت ، زموږ د خلکو ټولې ډلی یې له هستۍ او نیستۍ سره مخامخ کړې نو ځکه د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان (ساما) د ناڅاپه تند او پراخه عکس العمل ښکاره توپیر لومړی په دې کې دی چی د ډیرو نورو موجوده حزبونو او سازمانونو برخلاف پیدایښت او قوت یی په هیواد کې دننه او د ولس له ټولنیزې ګروهبندۍ او حاکمې فضا څخه مرهون دی- دویم دا چی ددغه بنسټ سازمان د هیواد د لویو سیاسی ټولنیزو جنبشونو په بهیر کې  ایښودل شوی ، و ده یی موندلی او د هغه په منځ کی خپل قوام ته رسیدلی دی۰ بل دا چې زموږ د سازمان سیاسي او ټولنیز دریځ « د افغانستان د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو » ، د بې وزلو او خواریکښو وگړو له ګټو څخه د دفاع مفهوم یې په خپل کار او مبارزې کې پیل کړیدی. څلورم دا چې زموږ سازمان په خدشه نه منونکي ملي غرور ، د « مستقلي ملي او انقلابي کړنلارې » جنډه یې د خپل بین المللي سیاست د تهداب د تیږی په توګه د ملی آزادیبخښونکې جګړې په دوران کې او یا وروسته له بریالیتوبه ورَپـَوله. او په پای کې ، دا چې په وسله وال ملي آزادیبخښونکي جنبش کی فعاله برخه اخیستل زموږ د سازمان لپاره هغه آزمایش دی چی له دښمن سره په مخامخ جګړه کی یوازې په ځان او په خپلو خلکو اتکاء کی د انقلاب او خلکو مرام ته زموږ د وطن دوستۍ ، صداقت او مینې معیارونه صیقل مومي.<br />پدې خصوصیت یو سازمان ، بل سرنوشت نلری بیله دې چې له ارتجاع ، استعمار « د ملي جنګ په شرایطو کی د استعمار- ارتجاع » سره لاس او ګریوان شي او د انقلاب د ډول – ډول د دښمنانو په وړاندې چې ښکیلاک گر روس او د هغه پلورل شوي او تاریخ ځپلی لاس پوڅي دي د اور لمبو د تقاطع له منځه لاره خلاصه کړي.<br />دا سازمان د خپل پرمختلونکي انقلابي خاصیت او ځنځیر شلوونکي جوړښت په وجهه نه یوازې د روسي استعمار او د هغه د مزدورانو د سترګو اغزی دی ، بلکه د هغو حریصانو د سترګو اغزی هم دی  چې په پټو او غولونکو هلو ځلو غواړي زموږ د خلکو مقدرات تر لاسه کړي ، هغوی د خپلواکۍ او آزادګۍ او د هغه له ریښتینو او استوارو حاملینو څخه لکه ښا پیرکۍ چې له لمره ډاریږي او په اومه تمه له هغه نغري تاویږي چې همدا اوس د روس مزدورانو زموږ په هیواد کی د وینو ډک لښتي جاري کړیدي.<br />زموږ سازمان د خپل تأسیس له پیله خپل سیاسي او تاریخي دریز د ملي خپلواکۍ ، دموکراسۍ او ټولنیز عدالت د ریښتینی مدافع په توګه د هر ډول مرییتوب او مزدور منشی په رَټـلو ، د مترقي او پرمختلونکي ګرایش څخه یی په کلکه او ښکاره توګه ملاتړ کړیدی او د هغه په ساتنه کې د خپلو ډیرو رهروانو او رهبرانو د بې مثاله سرښندنو په قیمت دریدلی دی.<br />زموږ سازمان د خپل پنځه کلن ګټور عمر په اوږدو کې غټې تجربی تر لاسه کړیدي چی نه یوازې زموږ لپاره ، بلکه زموږ د ګران هیواد د انقلابي او ملي جنبش لپاره با ارزښته خزانه او لاسته راوړنه کیدای شي. له بله پلوه موږ د خپلو پرمختګونو په لیاره کی د بندیزونو ، سختیو او د استعماري – ارتجاعي محاسباتو او دامونو څخه له لویدلو او پاڅیدلو سره هم مخامخ وو چی ( هغو ) ته په ریښتیني ، مینه ناک او علمي ډول کتل هم کولای شي چی له موږ سره په انقلابی لار وهنه کی مرسته وکړي.<br />زموږ سازمان د ۱۳۶۰ کال د زمري په میاشت کی د ښکیلا کګر روس له څو اړخیزه یرغل سره مخامخ او یو شمیر رهبران مو زړه دردونکی ضربه مومي چې په نتیجه کې سازمان د انډول په فقدان اخته کیږي. او ورپسی یو ځل بیا زموږ په انقلابي تاریخ کې د سازمان نیرو د استعمار – ارتجاع د بې رحمانه او با هدفه ګوزار لاندې راځي. <br />تږې او لجام شکیدلې ارتجاع د تاریخ په اوږدو کې د دې وطن د سرښندونکو اولادونو وینی څکلې او د استعمار په لاسنیوکه یی د خپلو قربانیانو پر جسدونو مرګ راوړونکی نڅاګانې کړیدي. دې څو اړخیزو فشارونو پداسې حال کې چې سازمان عمدتاٌ  د خپلې فرماندهۍ قرارګاه له لاسه ورکړیوه ، زموږ د سازمان د ځینو غړو په منځ کې د عیني اجتماعي شرایطو له کبله نا امیدي خپره شوه ، چې کله به یې د ملي تسلیم طلبۍ په لور لار اړوله او کله به یی سیاسي انحلال طلبۍ ته . ناسالمه فکري ، سیاسي او تشکیلاتي ګرایشات زموږ د سازمان په دننه کې ، خپل وحدت والی هغه درجی ته رسیدلی وو ، چې کولای یې شول په سازمان کی د استعمار نفوذ ته لار بیرته کړي او هم موږ د ارتجاع بیرحمانه یرغل او ټکولو لاندې راولي.<br />له دې سختو او کړکیچینو شرایطو څخه د راوتلو په منظور د یو کال څخه تیره تدارک او انتظار وروسته دا دی چې د افغانستان د خلکو د آزادیبخښونکی سازمان سرتاسري کنفرانس برګزار شو تر څو وکولای شي د پنځه کلنې مبارزاتي کمبودیو او ترلاسه شوو بریالیتوبونو او تجربو څخه علمي ترازبندي وړاندې کړي او لاندنی مبارزاتي کړنلاره وښیی:<br />کنفرانس په قاطعیت سره د ټول سازمان دا نظر بیا تأیید کړ چې « وینې ځبیښونکي روسي امپریالیسم زموږ د زرګونو زرګونو هیواد والو وژونکی ، زموږ د خلکو او ملت عمده ، اساسي او قسم خوړونکی دښمن دی. هر ډول سوله ، پیوستون او همکاري د دې دښمن او کړۍ په غوږه مزدورانو « پرچم » او « خلق » سره و هم د هغوی سره د دښمنانه ناسوله ایز مناسبات ګډوډل ؛ تسلیم طلبي او په نتیجه کې ملي خیانت دی ».<br />ز مونږ آزادیبخښونکو جګړو ته په ملي او بین المللي ساحو کی په کتنه ، کنفرانس دې نتیجې ته ورسید چې ښکلا کګر روس غواړي زموږ د خلکو د خود بخودي جنبش پر پایه او د هغه نه په رامنځ ته شویو  نتایجو  باندې چی زموږ د خلکو مبارزه له هر اړخیزی ودی څخه بیرته پاتې وساتي ، چی له ارتجاعي او تاریخ رټلو نیروګانو تسلط سره لاس په لاس ، او د نورو امپریالیستی نیروګانو په لاس غځونه د یوه روښانه او لارښود جریان په غیاب کی وکولای شي زموږ د خلکو مبارزو او جګړو ته په فکري او سیاسي خوا و کې سازمان ورکړي او د هیواد له ټاکلو اوضاعو سره سم تشکیلات رامنځ ته کړي ، ټول د یوې اقتصادي ، اجتماعي او فرهنګي وروسته پاتې ټولنې په دننه  کې ، جنبش له استعماري ضد محتوا څخه تش او د مقاومت د قوتونو ترمنځ د تصنعی اختلافاتو په را پیداکولو ، او له همدغو څخه د ناوړو ګټو اخیستلو په نتیجه کې د ملي مقاومت ټولې نیروګانې یو په بل پسې له منځه یوسي او هیواد تر انقیاد لاندې راولي. دا سیاسي &#8211; اجتماعي بافت چې مقدمات یې له نظامي لارې د له منځه وړونکو وراسته کوونکو ( فرسایشي ) یرغلونو او « سیاسي » بیلتون اچونکو دسیسو او نفوذي ډول ډول کارونو ، د نویو ځوانانو د مسخ کونکي استعماري « فرهنګي » کړونو په آرزو او پایه ولاړ دی ، بی ثباته (نوساني ) ، بد بینانه او حتی خاینانه ګرایشات د جنبش په منځ کی را پیدا کوي. ددې بر سیره د بنیادي فکري کار کمبود ، سیاسي ابهام او پراګندګی او څوډله ایز تشکیلات هغه عمومي داخلي عوامل دي چې کولای شي یو انقلابي سازمان له خپلې اصلي کرښې څخه واړوي او د دې ډول انحرافاتو به خوسا ډند کې یې وغورځوي.<br />سازمان د خپلو مشکلاتو صادقانه او صمیمانه برخورد په نتیجه کې وکړای شول د ملي او اجتماعي تسلیم طلبانه ګرایشاتو پرضد مبارزه کې بریالی شي. دا بریالیتوب د سازمان د کتله یې لویو جنگیالیو نیروګانو د یووالي ، د ژورې ورځ تر ورځ زیاتیدونکی آګاهۍ او د یو منظبط جنگیالي سازمان په چوکات کی په انقلابي اصولیت باندې د منګول ښخولو له لارې تر لاسه راتلای شوای.<br />هغه شمیر د « اصلی مقاومت » نیروګانی چی حتی له نورو څخه « د مبارزې او شتوالي حق » سلبوي او په دې ډول د روسي امپریالیسم ژرندې ته خپلې اوبه ورتویوي او عملاٌ د روسي استعمار په « کوتک » بدل شویدی.<br />سازمان په دې ژور اعتقاد سره چی یوازې او یوازې یو موټی ، متحد او مبارزی ته مصمم ملت کولای شي د روس امپریالیسم ته ماته ورکړي. لاکن د ملي مقاومت د نیروګانو ترمنځ د یو سوله نه غوښتنکی تصنعی تناقض په پیدا کولو د امپریالیسم د دې پټو ډنډه مارانو په واسطه ، زموږ دنده ده چی هغوی په فعاله توګه او هرکله د افغانستان د قهرمان ملت په وړاندې رښتیني حکمیت ته وسپارو او د خپلې هستۍ او د روسي استعمار پرضد د مبارزې له حق څخه په دفاع کې او د لوړو سامایي آرمانونو د ترسره کولو په لارکې له ټولو وسایلو نه استفاده وکړو. په دې شرط چې مبارزه د دې اهدافو د تحقق لپاره ، موږ په نورو انحرافي لارو بونه ځي. زموږ او د دښمن تر منځ د بیلوالي کرښه ورکه نه شي او یا د ځان په انحلال خپل وجودي علت تر سوال لاندې رانه ولو.<br />کنفرانس په دې عقیده دی چی د افغانستان د خلکو د انقلابي جنبش یووالی ، د ملت یووالی ضامن او د هغه لازمي شرایطو تضمینونکی دی کوم چې کولای شي زموږ له هیواد څخه روسی استعمار د بهر ته غورځوولو لار او هم دا رنګه د انقلاب تداوم د ملي آزادۍ د ټینګښت په معنی ، د دیموکراسۍ د تأمین او د ټولنیز عدالت د ترسره کیدو لار په واقعي ډول هواره کړي. او هم کولای شي سړي خورې ارتجاعي قهرجنې نیروګانې په خپل ځای کښینوی. د هیواد د انقلابي جنبش وحدت ته لږ ارزښت ورکول او غټې غیر مسوولانه طرحې ورکول دواړه د جنبش قانونمنده او طبیعي ودې ته جبران نامنونکي تاوانونه رسوي.<br />د (ساما ) سازمان د ټولو جنگیالیو انقلابی قوتونو په یووالی کې د جنبش د با تجربه تر مخکې قوت په توګه په تواضع او صداقت سره حاضر دی خپل مثبت رول ولوبوي او پدې کی ځانته هیڅ ډول امتیاز نه غواړي.<br />کنفرانس د ( ساما ) څو کلن کار په ملي متحده جبهه کې په څیړلو او جمع کولو سره او د هغې لپاره پدې ټکي یی ټینګار وکړ چی د جنگیالي ملت  له یووالي پرته د یوې روښانه مبارزې د کرښی پر بنسټ او ورسره برابره سازماندهی چې ټول مجاهد ملي قوتونه وکړای شي د هغه په چوکاټ کې خپل سیاسي هویت او مبارزاتي دورنما بیا و مومي د روسي امپریالیسم ماته ، د اشغالګرو قوتونو شړل او ورسره د ګوډاګي رژیم قهري او پوره نسکورول نا ممکنه کار دی. یو سلو څو لوی او واړه د هیواد دننه او د باندی سازمانونو نه چې هر یو له پخوا نه زیات یو د بل پرمخ تورې باسي ؛ که چیرې استعمارګر ته لار هم بیر ته نه کړای ، نشي کولای بی له یوی ګډی او مشترکی مبارزاتي برنامې د خپلې ټولنی استعماري پرابلم حل کړي. د یو شمیر ریاست غوښتونکو کسانو انحصاري سیاستونه چې « د پیل تر سیوري لاندې ورته ځانونه غټ بریښي » زموږ انقلابي جنبش ته نه جبرانیدونکي زیانونه رسولي او رسوي.<br />کنفرانس د نړۍ او ملي حالاتو په تحلیل او ارزیابۍ کې دې خبرې ته ورسید چې زموږ د خلکو مبارزې به اوږدې ، خونړۍ او له لوړو ژورو سره به مخامخ وي.  او په نېژدی راتلونکې موده کې معجزه لرونکې د « حل لار » په سترګو نه لیدل کیږي. نو ځکه زموږ سازمان د خپلې « مستقلې ملي او انقلابي کړنلارې » په اتکاء وظیفه لري هغه بی قید و شرط د دوستۍ لاسونه کوم چی زموږ خلکو او ملت ته غځیږی زموږ د خلکو د تاریخي او انقلابي ګټو په نظر کی نیولو سره کښیکاږي او په بین المللي سطحه هغه شرایط منځ ته راوړي چې د هیواد انقلابي جنبش وکړای شي د هغه په متن کی ځان او پر خپلو خلکو د اتکاء سیاست ته عملي بڼه ورکړي. دنباله روي او سیاسي ځانګړتیا دواړه زموږ جنبش ټکوي. ( ساما ) د خپلې مبارزاتي روښانه او قاطع امپریالیستي ضد او ارتجاعي ضد لیکې په ډاډ ، حق او ډنډه لري چې خپل بین المللی مبارزاتي حرکت زموږ د خلکو د ملي ګټو او د خلکو له انقلابي ګټو سره عیار کاندي.<br />زموږ د سازمان د سرتاسري کنفرانس انعقاد په دي شرایطو کې چې روسي استعمار په واهي خیال د خوَرَولو ( پراګنده کولو ) ، شا ته تللو او حتی زموږ د سازمان د له منځه وړو فکر لري او په دې وخت کې چی قهرجنه ارتجاع د روس له  استعمار سره لاس په لاس د دې ملت د رښتیني انقلاب د « د ریشو په ویستلو » پسې ده ، په یقین سره د افغانستان د انقلاب دوستان خوشحاله او دښمنان یې لاهم داړه مار او وارخطا کوي.<br />اوس په رښتیا زموږ د سازمان  د مبارزې ، سرښندنې او پرمختګ نوی پړاو پیل شوی دی چې د هغه په وړاندی د دې خاورې د خلکو لویو هیلو ته د رسیدلو ، ملي آزادې ، دیموکراسۍ ، اجتماعي عدالت او آزاد ، آباد ، غوریدلي او انقلابي افغانستان له جوړیدو پرته بل څه نه لیدل کیږي. <br />دا زموږ د خلکو غوښتنې دي او زموږ خلک بریالي دي.</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">حوت خونین</span></p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl">استعمار زدائی و آزاد منشی آن ویژگی برازنده ایست که تاریخ ملت ما را در میان تاریخ ملل آسیای میانه مشخصتر میسازد. این بیگانه ستیزی که با قبول قربانی های بی مانندی همراه بوده است؛ در پیچ و تاب حرکت بغرنج و تو در توی خود، در طول زمان کارنامه های جاودانی را ثبت کتیبه ی زمان کرده که درین خطه ی باستانی اتفاق افتاده است. دهه ها، سده ها و هزاره ها، نه آرام و مسکوت بلکه با خیزش و شورشگری در دل تاریخ سپرده شده است و افتخار قهرمانی آنرا توده های حرمان کشیده ی این بلاد آرام نگیر دارد که از دیار ناپیدای آنسوی زمان تا مقاومت در برابر تهاجم چنگیز و . . .  و انگلیس، گذشته ی این خیزش و شورشگری را میسازد و مقاومت قهرمانانه ی کنونی در مقابل ارتش اشغالگر سوسیال ـ امپریالیسم روس، آن آزمایش بزرگ تاریخی است که سرنوشت آینده ی ما به چگونگی تکامل و فرایند آن متعلق است.<br />شکست مفتضحانه ی هر تجاوزگری در مقابل مقاومت تا پای جان ملت ما در تاریخ، نشان میدهد که شگفت آفرینی در مقاومت کنونی نه یک تصادف غیر منتظره بلکه حقیقت مسلم تاریخی است که واقعیت آن چنان در فلسفه ی تاریخ کشور ما ترسیم شده که هرگونه پندارگرایی در توجیه و تفسیر آن سفاهت احمقانه ای خواهد بود. خونین ماه رمضان سال (۱۲۵۹ هـ. ق.) (سال شهادت رهبران جنبش آزادیخواهانه ی خلق در قیام اول برضد انگلیس) نه تنها یک زمان عبادت گری ـ که بیشتر دهلیز منقش بخون تاریخ است و از آن شگفتی ها و واقعیت وجودی ـ تاریخی آن را بعنوان این ستیزه گزینی و قهرمانی &#8220;حوت خونین&#8221; به میراث گرفته و از آن نیکو تمثیل و پاسداری کرده است. <br />استواری در نبرد و عزم خارائین مردم ما بخاطر حصول آزادی وطن اسیر شده ی شان، درمقابل امپریالیسم روس نه یک تازه پدیده ی بی ریشه، بلکه ادامه و تکامل آن سنت دیرین تاریخی بیگانه زدایی است که جلوه گاه رزمش کمتر از هیچ اسطوره ای نیست. <br />درماندگی تره کی ـ امین ـ ببرک پیش از آنکه مربوط به خصلت و بی کفایتی این مزدوران بی اراده باشد، ناشی از اخلاصمندی عمیق و خدشه ناپذیر مردم ما به آزادی و از بند رستگی است که بالاتر از آن عشقی نمی شناسند. از این جهت است که مجموع ماشین جهنمی استعمار مقابل اراده ی استوار و عزم آهنین ملتی به زانو در می آید و تمام نقشه و پلان استعمارگر به خواب و خیال تب آلود تبدیل میشود. <br />ذهن سوسیال امپریالیسم روس که از گنداب گزینی جاسوسان کارگذاری شده اش تغذیه میشد، دیوانه وار می پنداشت که گویا با پشتیبانی توأم با سرکوب و تعویض چند حقیر هرزه می تواند بر تقدیر ملتی تکیه زند و هست و نیست این ملت را به غارت ببرد، ولی ندانسته بود ـ ملتی که سجده گاهش در تاریخ، وطن نیاکانش بوده است و دفاع از وطن را دفاع از ناموس دانسته، چگونه میتواند به استقبال اسارت برود. <br />پدیده ی تاریخی &#8220;حوت خونین&#8221;، لجام گسیختگی، وحشت، تروریسم و قساوت امپریالیسم شرارت پیشه ی روس و مزدوران بی اراده ی آنرا در تقابل و ضدیت آشتی ناپذیر با اراده ی برحق ملتی نشان میدهد که میخواهد آگاهانه از هستی مستقل و ملی خویش دفاع کند و با زنگار اسارت و غلامی سر سازش ندارد. ازین جهت است که &#8220;حوت خونین&#8221; تنها ارزیابی چندی و چونی، عمق و سطح قساوت بیگانه و بیگانه پرستان نیست که با قتل عام ملت به پا خاسته ما در صدد تحمیل ماشین جهنمی اش میباشد، بلکه تعریف و ستایش بی پایان از قربانی پذیری و از خود گذری &#8220;اسیران&#8221; می باشد که در اسارت زیستن را نافی هستی مستقل و ملی شان میدانند. بناءً یاد آوری از &#8220;حوت خونین&#8221; منطقأ تقبیح شدید ویرانگری و کشتار امپریالیسم روس و تجلیل گرانقدری از شهامت و جانبازی قهرمان شهدای این خونین زمانه میباشد.<br />اگر ما نتوانیم این ترکیب عمیق از دو بعد کاملأ آشتی ناپذیر را گویا بیان کنیم، مسأله ای خواهد بود قابل پوزش طلبی، ولی آنچه قابل تذکر و مکث است، غیر از آنچه که گفتیم نخواهد بود. <br />به هر حال &#8220;حوت خونین&#8221; تنیده ی خونباری است که چرخ تاریخ کشور ما به تازگی از آن عبور کرده است و حماسه های جاودانه ای خلق ما را در بطن کشتار و توحش استعمارگر و نوکران بومی آن به نمایش گذاشته است، که ما گهنامه ی گلگون آنرا با تسلسل روز ها ورق میزنیم. <br />سوم حوت سال ۵۸ از یک سو با حضور قهرمانان جنگ ضد استعماری در محکمه ی تاریخ، گرد و غبار گذشت زمان را از چهره ی شان پاک کرد و از سوی دیگر میراث خوار استعمار جهانی ـ امپریالیسم روس را در رسوایی تاریخی سائر استعمارگران، بطور انکار ناپذیر آن شریک ساخت. <br />درین روز فراموش ناشدنی و تاریخی، خشم برحق خلق ما چنان جهت دار و هدفمند جلوه کرد و بر استعمارگران و نوکران هرزه ی آن صحنه را تنگ نمودند که پیش بینی و انتظار این چنین عمل قهرمانانه با این ژرفا و پهنا علیرغم تدارک اعتصابی ماقبلش توسط سازمان ما دور از تصور، نقشه، برنامه ریزی و سازماندهی هر نیروی سیاسی ـ اجتماعی موجود در جامعه ی ما بود. و این نشان میداد که توده های ملیونی مردم، تاریخ شان را نه جبونانه بلکه قهرمانانه و به دست خود میسازند و این سازندگی تاریخی سوای اراده و خارج از کنترول این و یا آن گروه و نیروی اجتماعی است و نفی و انکار ضرورت و ناگذیری آن لغزش هولناک در گمراهی است.<br />اگر امپریالیسم شرارت پیشه روس و دولت مزدور آن از جلوگیری و مخالفت با این خیزش های شهری که همآهنگی و همسوئی اش را با جبهات روستایی نبرد نشان میداد، عاجز ماند و مانند دجال در باطلاق دم و گوش می شورانید در فرجام ناگذیر از صدور فرمان قتل عام گردید، در مقابل استواری و نه هراسیدن مردم از صفحه های داغ مبارزه که قهرمانان گمنام این خیزش های شهری، آگاهانه، بدون آنکه پیروی ملزم از مشی سیاسی نیروهای معینی را نماید، بر استعمارگر و قساوت های آن نیکو پاسخی بود که قدرت و توان مردم را نشان داد. این قیام پرجوش و خروش که سنگر و احد خلق افغانستان را علیه امپریالیسم روس در شهر و روستا نشان میداد، آن حمله ی بزرگ و تاریخی است که فراموش کردن آن برای آزادی خواهان بسی نابخشودنی و ناگوار و برای ببرک حقیر و بادار غارتگر آن که ضرب شصت خالی دستان حماسه آفرین این روز را چشیده است بسی عبرت انگیز و جانکاه می باشد. <br />پیگیری ممکن درین حرکت پیش رونده که خصلتأ توده ای و نسبتأ خودبخودی بود و قربانیان بی مانندی را در این رزمگاه خونین هدیه کرد ـ بیانگر این است که توده های ملیونی افغانستان چه طور آگاهانه بر هذیان گویی های چاکر میهن فروش مبنی بر &#8220;ملهم بودن جنبش از تحریکات خارجی&#8221; عملأ خط بطلان کشیده اند.  <br />به رگبار مسلسل بستن مردمی که همه با وسایل و ابزار ابتدائی تولید و نان آوری شان وارد میدان شده بودند، نشان داد که &#8220;حکومت دموکراتیک خلق!&#8221; روسی غیر از کشتار زحمتکشان معنی دیگری ندارد. <br />کاغذ و قلم هزاران تازه جوان دختر و پسر که نشان گاه مسلسل های دانش کش و بشریت ستیز جانیان بیگانه بود، مبرهن ساخت که دیو استعمارگر، دانش و فرهنگ را بیگانه از سرشت خود میداند و دشمن قسم خورده ی آن است. ازین جهت شعار دفاع از دانشجویان و دانش آموزان، در مکتب فکری ـ سیاسی استعمارگر، غیر از کشتار قلم بدستان و فرهنگیان چیزی نیست، چه استعمارگر برعلاوه که دشمن انسان استعمارزده است ـ دشمن آگاهی انسان استعمارزده نیز می باشد. <br />تکامل جنایات ارتش اشغالگر در هشتم حوت سال ۵۸ کارد را به استخوان ملت ما رساند. زندانی ساختن بزرگترین شخصیت ملی و بزرگترین قهرمان ملی ما &#8220;مجید شهید&#8221; این تک ستاره ی پردرخشش در آسمان انقلاب کشور اگر از یک سو گسترش و پهنای وحشت و اختناق، تعقیب و توطئه را میرساند و نمایان گر درجه و شدت آن است از سوی دیگر عمق فاجعه را مبنی بر اینکه رژیم و ارتش اشغالگر نه تنها دشمن سوگند خورده ی دهقان، کارگر، پیشه ور و سائر گروه ها و اقشار این کشور است بلکه با پیشگام ترین و آگاه ترین قشر این جامعه با کین چند برابر سبعانه تر برخورد میکند. چه یگانه راهی که استعمارگر می تواند به استراتیژی اش نایل شود، جدا ساختن توده های به پا خاسته از پیشآهنگ سیاسی آن است. <br />در فرصتی که &#8220;مجید&#8221; قهرمان در زیر مدرن ترین و سیاه ترین شکنجه های قرن، استواری و متانت ملتی را تمثیل می نمود و تسلیم ناپذیری مردم به پا خاسته را در مقابل امپریالیسم روس و استبداد فاشیستی آن، جلوه گر میساخت، توله سگان روسی و ارتش سرکوب گر آن، با رعب و ترس این سو و آنسو به پرسه زدن و سکورت کردن در سفارت و &#8220;جلاد خانه&#8221; مشغول بودند و با این شوق زدگی ناشی از پیروزی (دستگیری قهرمان)  و ترس ناشی از پی آمد انتقام خواهی ملت ما رقص مرگ آفرین شانرا در جلو چشمان بیدار ملت ما نشان میدادند. <br />ارتش اشغالگر روس و دولت مزدور، باوجودی که توانست در مقطع تاریخی معینی بزرگترین معنویت انسانی و قوی ترین شخصیت رهنما و رهگشا را از جنبش کبیر میهنی ما بگیرد، ولی در مقابل، حس انتقام خواهی رهروانی را که اعتقاد دارند با در دست داشتن تفنگ &#8220;مجید&#8221; و تعقیب راهش می توانند ـ جبران ضایعه کنند و از این طریق قادر خواهند شد که نتنها انتقام &#8220;مجید&#8221; بلکه انتقام خلق و بشریت مترقی را از جنایت کاران قرن بگیرند ـ برانگیخت. <br />ناگفته پیداست که اگر جنبش میتوانست تاکنون &#8220;مجید&#8221; را داشته باشد، چه بسا که مقطع پیشرفت و تکامل آن سوای حال می بود، حتی در رنگ و کیفیت آن نیز تغیراتی پدیدار میشد، ولی آنچه سزاوار تأکید است ادامه ی آن &#8220;راه&#8221; برگزیده ای است که دانشمند و مبتکر و پراتیسین بزرگ کشور ما &#8220;مجید&#8221; بر صحت آن تأکید کرده است و چگونگی تطبیق مشخص آن را نیز نیکو رهنمایی نموده است. <br />پانزدهم الی بیستم حوت سال ۵۷ جرقه های آتش، پیش درآمد انقلاب بزرگی میشود که کاخ استعمارگر و پاسبان استعمار پرست را در شعله های سرکشش بسوزاند. آتشی که از بدو تولد کودتای نامیمون، آغاز به شعله ور شدن کرده بود، در آن مقطع زمانی به قلب روستاها و مناطق افغانستان رسیده و دره ی صوف هیزم انبار شده ای بود که آتش گرفت. قساوت سگان گوشت خوار امپریالیسم روس تا آنجا بالا رفت که حتی طفل شیر خواره را در سر دروازه ی خانه اش ، به حکم اینکه دشمن تفنگ بدست فردای اشغالگران است به نشان مسلسل بستند، که پاسخ عکس العملی توده ها، دامنه آتش انقلاب را مانند طوفانی که در حریق شعله ور آتش بدمد، وسعت و گسترش داد. تا آنجا که سر تا سری اش ساخت. <br />بیست و چهارم حوت سال ۵۷ که در حقیقت معراج آزادی خواهی مردم ما و دوزخ بیگانه پرستی و انسان کشی رژیم کودتا را بطور عریان و برهنه ی آن نقش کتیبه ی تاریخ کرده است، نشان دهنده ی اینست که ارتش، تانک و مسلسل در مقابل اراده ی استوار یک ملت که آگاهانه میخواهد از مقدسات و مقدرات تاریخی اش دفاع نماید، هیچ است. <br />حادثه ی خونین هرات، قلب پرتپش هرات را بار دیگر آنچنان به حرکت تند و زنجیر گسل وادار ساخت که در تقابل با بربریت رژیم، نفرین ابدی به بیگانه پرستی و درود  بی پایان به معتقدان راه آزادی بشریت مترقی را کمائی کرده است.<br /> قیام قهرمانانه ی اردو (فرقه ۱۷)، که با پیوستن به جنبش توده یی، ننگ و نفرین بی پروای شان را به کودتا پرستی و کودتا گرایی عروسکان خود فروخته ی کرملین؛ تره کی ـ امین ـ ببرک ، که از آن بنام &#8220;انقلاب نوع افغانی&#8221; داد سخن میزدند، نثار کرده، آن مسیر اصولی ـ بازگشت سرباز و افسر وطنخواه به دامن پرمهر مردمش را تمثیل گر بود که نوازش پدرانه ی توده های مردم از شورشگران اردو تا کنون قصه ی شیرین قهر و انقلاب است. <br />قهرمانی بی مثال مردمی که چون سیل بنیان کن براه افتاده بودند، اگر یک صفحه ی این ویژه گهنامه ی خونین است، توسل جستن دولت پوشالی و چاکر سرشت تره کی، به استفاده از نیروی هوایی بیگانه و گسیل نیرو های سرکوبگر که مسلح به تانک و توپ و سلاح های کشنده و ثقیل دیگر بود، آن صفحه ی دیگر این ویژه گاه شماری را نشان میدهد، که در تعارض با خلق، مردم و وطن قرار دارد. <br />و این از یاد تاریخ نمیرود، چه قربانیان بیست و چند هزاری هرات، جاودانه در تاریخ کشور ما تاج افتخار پاسبانی ازین زیبا شهر اسیر شده و در نهایت میهن به زنجیر کشیده ی ما خواهد بود. و وقتی درفش آزادی بر مناره های آن برافراشته گردد، سوگ شهر تاریخی به سرور آزادی مبدل خواهد شد، و این رسیدنی است. <br />ولی بایست ناگفته نگذاشت که سپاس صادقانه به قربانیان راه آزادی کشور و تقبیح جسورانه ی تجاوز و بربرمنشی تجاوزگران صرفأ با اعلام چند کلمه ای در روی صفحه ی کاغذ کافی نیست. تا زمان و لحظه ای که ادامه کاری و پی گیری همه جانبه بعنوان به زمین نگذاشتن تفنگ قهرمانان و ادامه دادن براه &#8220;بخون رنگین شده ی شان&#8221;، دنبال نگردد، سپاس گذاری شایسته و سزاواری صورت نگرفته است. اکتفأ صرف به اعلامیه ها، آن خواست دور از عملی است که نقشی بازی کرده نمیتواند و در فرجام بی نقشی اش، در چگونگی حرکت آنان بسوی آزادی، به موجود بی تأثیری تبدیل میشود که نه در شمار رزم آوران انقلابی خصلت جامعه جا دارد و نه در محاسبه دشمن بعنوان خصم آن محسوب می گردد و تقبیح جنایات و بربرمنشی ها هم با نفرین شفاهی و کاغذی کافی نیست، چه تقبیح فجایع و جنایات، اگر با حرکت تند انقلابی در جهت واژگونی سیستم جنایت پیشه و فجایع زا حرکت نکند، در بهترین حالت وضعیت آن ناراضی ای را به نمایش میگذارد که جرأت عمل را از دیگران انتظار دارد و در نهایت، در جهنمی از وهم و انتظار خود را شکنجه می نماید. <br />و از این جهت است که پدیده ی &#8220;حوت خونین&#8221; از دید انقلابی و آزادی خواهانه ی آن کلأ برداشتن تفنگ بزمین مانده ایست که با بوسه ی تعهد بر زخم های دهن پاره ی شهدای ما (شهدای حوت خونین و ادامه ی تاریخی ـ زمانی آن) بخاطر سرنگون ساختن رژیم وابسته و شکستاندن برج و بازوی بی بنیان اشغالگران ممکن و میسر می شود.<br /> اکنون می توان به جرأت گفت که رادمردان صدیق و با تعهد این سرزمین، نتنها در تعهد بزرگی که از پیدائی خیزش در قبال همدیگر و در برابر میهن داشته اند تاکنون به آن صادقانه ایستاده اند، بلکه &#8220;حوت خونین&#8221; را در هر گردش زمین، عملأ شجاعانه بیاد آورده اند و بر چوچه سگان روسی آنطور شوریده اند، با تقبیح مسلحانه ی تجاوز، سپاس صادقانه ای به شهدای درخون خفته ی شان را بجا آورده اند. ولی نکته ی دیگری نیز قابل تذکر شدید است؛ واپس نشینی حتی روشن فکرانه یا بدعت، ترک سنگر و یا گرایش بسوی تسلیم طلبی، ولو در جامه های رنگارنگی از قبیل آتش بس، استفاده از امکانات دشمن و امثال آن هم پوشانده شود، دست کم خیانتی است به آرمان آن قهرمانانی که با پا گذاشتن روی مجموعه ی این دلایل و بهانه ها، جان شیرین شانرا قربان کرده اند، و اما دریغ و درد! که امروز مشتی چند از شرین نفسان با ارائه ی آن به تجارت خون می پردازند و با جان شیرینی خائنانه ی شان، طمع خام امپریالیسم جنایت کار روس را جامه ی عمل می پوشانند.<br /> امپریالیسم شرارت پیشه ی روس، دولت مزدور و جیره خوار آن و سست عنصران تسلیم طلب و خیانت پیشه، نمیتوانند جامه ی رسوایی شان را با رنگهای فریبنده و مضحک تعویض کنند، چه این سرشت و سرنوشت غارتگرانه و مزدور منشانه ی آنها در هر لباسی که باشند، شناخته شده است. و شکل و مضمون برخورد ملت ما علیه آنان نیز روشن تر از آفتاب است.  <br />آنچه باید مردم دربند و اسیر ما بدانند، در هرحال اینست که رزمگاه خونین و سنگر نجات بخش شان با تصفیه ی خیانت پیشه گان کور مغز و سیاه دل، هر روز استحکام بیشتر می یابد. و با دوستان صادق و پاکباز می توانند سنگر ها و استحکامات امپریالیسم و ارتجاع را قهورانه متصرف شوند. راه اگرچه پر پیچ و خم و زندان حوادث و ناگواری ها اگر چه آهنین است، ولی اراده ی استوار و آهنین ملتی هم از زندان آهنین حوادث بیرون جهش خواهد کرد و هم پیچ و خم این راه را با پیمودن مداوم آن مکشوف ساخته و به سرمنزل مقصود نزدیک خواهد شد. این روندی است قانونمند و تکاملی، و اراده ی آگاهانه ی &#8220;انسان&#8221; است، خلاف آن اندیشیدن و  خلاف آن عمل ورزیدن سفاهت خائنانه خواهد بود که نفرین گاه تاریخ را کور مغزانه از بهشت آزادی ارجحیت بخشیده است، و با این انتخاب زشت خود را مانند یخ در مقابل آفتاب گذاشته اند.<br />حوت خونین است و ملت ما این خونین زمانه را با سپاس گذاری از شهدای گلگون کفن، و تقبیح جنایات بیشرمانه تجاوزگران و ایادی خود فروخته ی آن، با سنگر بندی مسلحانه و آگاهانه یادنامه ی تاریخ ساخته اند. <br />سرخی &#8220;حوت خونین&#8221; درود بی پایانی است که بر روان پاک شهدای صدیق و میهن دوست نثار میگردد و سیاهی آن، اعمال نامه زشت، میهن فروشان و دستان آلوده به خون خائنینی است که بخاطر بقأ نامیمون شان سینه های پاک و آرزومند انسانی را شگافته و غرقه بخون ساخته اند.<br />امپریالیسم جنایت کار روس، ایادی میهن فروش آن &#8220;خلق ـ پرچم&#8221; با دستیاران بزدل و بی ایمان آنان محکوم به نابودی است. و مردم بپاخاسته ی ما، در فراز مقصود آزادی میهن باستانی شان رسیدنی! <br />این منطق زمان و حکم تاریخ است! <br />پس همنوا با منطق زمان و حکم تاریخ به پیش!</p>
<p style="font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"><span style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">(به مناسبت روز دستگیر شدن حماسه رزم – مجید قهرمان- )</span> </span></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;"><br />شهری در سوگ و ماتم</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl"> (۸ حوت ۱۳۵۸) است یعنی دقیقأ دو ماه و دو روز از تجاوز عریان و فاشیستی سوسیال امپریالیسم روس بر میهن آزاده ی ما میگذرد. باوجود برف سنگین و سوز سرمای زمستان، که هر جنبنده را در جایش منجمد میسازد، در هر کوی و برزنی &#8220;سرخ&#8221; های سیاه با نگاه های کین توزانه نسبت به اهالی شهر، سوار بر تانک های غول پیکر شان دیوانه وار از یک سو به سوی دیگر در حرکت اند و از  اینکه تمام شهریان کابل را در زیر زنجیر تانکهای شان خورد و له کنند هیچ ابایی ندارند. گروه های خورد و بزرگی ازین سپاه مرگ و نیستی در تمام شهر پراگنده شده در هر نقطه ای که از نظر شان اهمیت بیشتر دارد به سنگر بندی و تشکیل خطوط استحکامی میپردازند. <br />تعدادی تانک هم که شمارش از ده ها بیشتر است همه به سمت مکروریان رفته و دورادور ناحیه ی حزبی مزدوران روس که در حقیقت حکم لانه های جاسوسی را دارند چند حلقه ی دفاعی تشکیل میدهند. <br />اگر از چهره ی سربازان روس متجاوز به جز مستی و سکر خون که از هزاران شراب آنها را بیشتر نشئه نموده چیزی خوانده نمی شود برعکس در سیمای پلید افسران روسی و مزدوران خلقی ـ پرچمی شان به وضاحت میتوان بی باوری و ترس را توأم با خوشنودی و سرور خواند. همه ی این جانیان از یکطرف نمیتوانند حادثه ی بزرگی را که اتفاق افتاده باور کنند و وقتی میخواهند بپذیرند که چه واقع شده، دلهره و ترس سراپای بدن شان را به تب لرزه ی مرگ می اندازد و از جانبی این دلهره تا حدی قویست که حتی اهمیت آن نیز نمیتواند سرور حیوانی آنها را پایا سازد. این افسار گسیختگی سربازان خون آشام روسی و مزدوران حلقه بگوش آنها با تغییر حالات چهره ی شان از دید تیزبین هیچ شهروند کابلی نمیتوانست پوشیده ماند اما مردم شهر هنوز نمیدانستند که چه حادثه ی الم انگیز و بزرگی اتفاق افتاده؟ و از خود می پرسیدند آیا بازهم روس خون آشام و جنایت گستر میخواهد چون پنج روز قبل (۳ حوت) مردم بیدفاع شهر اعم از زن، مرد، طفل، پیر و جوان را قتل عام کند؟ آیا باز هم میخواهند با وقاحت بی نظیری دست به مال، جان و ناموس مردم دراز کنند؟ آیا باز هم برژنف این ننگ دامن بشریت به فکر تعویض چاکر حیله گرش افتاده؟ و هزاران سوال ازین قبیل.<br />هنوز ساعتی بیش نگذشته بود که خبری چون بمب همه ی شهر کابل را به تکان در آورد. بمبی که شدت انفجار و تکانش به شهر کابل محدود نمانده هندوکش غیور و بابای مغرور و سربفلک کشیده را تکان داده ضربان و تپش &#8220;قلب آسیا&#8221; را مخدوش نموده و از آنهم پا فراتر گذاشته حرکت قلب بشریت آزاده و همه ی انسانهای زحمتکش دربند را از این ضربه تندتر و شتابان تر نمود. مردم شهر گیچ و منگ از تأثیر خبر به هر سو می رفتند و با هم نجوا میکردند، گاهی خشمگین شده و میگفتند: دروغ است، دروغ است هیچ امکان ندارد. و زمانی هم بدون شرم از دیگران به گریه می افتادند و سخت می گریستند و باز هم  دل ناقرار شان آرام نگرفته به سمتی دیگر رفته و از شهروند دیگری پرس و جو میکردند تا مگر خوش خبری بطلان حادثه را به ایشان نوید دهد، مگر واقعیت واقعیت است هرچند تلخ و جانگداز باشد. اما جواب یکی بود؛ حادثه اتفاق افتاده و بازهم مردم گیچ و منگ، خشم آلود و گریان از سویی به سوی دیگر رفت و آمد داشتند، گویی پتکی گران چنان بر فرق همه آنها فرود آمده که همه را یکباره آنچنان از خود بیخود نموده که نمی فهمند چه شده و چه باید بکنند. نجوا ها بلند تر میشد و هیجانات بیشتر و تندتر و به تناسب پخش خبر، شهر در سوگ و ماتم فزاینده تری فرو میرفت. چنانکه گویی شهر را مرگ در کام خود کشیده و این ها همه مردگانی اند که در سوگ خود میگریند. مادرانی که پنج روز قبل با غرور و افتخار از اجساد تکه تکه و له شده ی فرزندان شان گذشته و با دوستان به جنگ اهریمن می رفتند، پدرانیکه ابراهیم گونه فرزندان عزیز شان را به قربانگاه آزادی فرستاده و خود در کنار شان برای میهن محبوب جان میدادند و هستی می آفریدند، دختران و پسران جوانیکه همه آرزو ها را به آرزوی نجات میهن در خود کشته، بسان عاشق دلیر و از جان گذشته بر دشمن یورش می بردند تا معشوق آزادی را از کف نابکارش بیرون کشند، اطفال معصومی که چند روز قبل با شور و علاقۀ وصف ناپذیری با سر و پای برهنه به دنبال بزرگان راه افتاده و یک صدا می گفتند: مرگ بر روس ! مرگ بر روس ! و اجساد خونین پدران، مادران، برادران و خواهران شان مانع پیشروی آنها نشده &#8220;یا مرگ یا آزادی&#8221; گویان به پیش میرفتند و غنچه شان نشگفته پرپر شده و بخاک و خون می افتادند. رزمندگان دلیری که نه تنها شهادت هم رزمان و همسنگران و نه هم شکنجه و عذاب دژخیمان روسی خم به ابروی شان نمی آورد و چون کوه پایه دار و استوار می رزمیدند و بالاخره همه ساکنین شهر که سر عناد با روس اشغالگر و مزدوران بی مقدارش داشتند از هر قشر و طبقه ای سوگوار و ماتم زده شدند. در هر خانه و هر سنگری غم و اندوه عجیبی حاکم شده بود، مادران چنان تلخ و درد انگیز می گریستند که گویی تازه بر جسد خونین فرزند دلبندش دست یافته و نمی داند زود تر بر کدامین قسمت بدن پاره پاره ی آن نوجوان بگرید. پدران، پسران و دختران جوان، اطفال و حتی آن رزمندگان دلیر چنان غمگین و خشمگین میشدند، تو گویی &#8220;اسمعیل&#8221; شانرا خود کشته اند و یار و هم سنگر شانرا بدست خود نیست نموده که چنین تلخ میگریند و با خشم فزون تر از خشم پلنگی زخمی میخواهند دشمن را نابود نمایند.<br />در چنین حالتی که از در و دیوار شهر غم و اندوه میبارد و همه شهر سوگ گرفته بر فقدان غزیزی سر میدهند. همه یک نام را به جملات گوناگون تکرار مینمودند و انهم نام مجید بود که میگفتند: &#8220;مجید کلکانی دستگیر شده&#8221;، &#8220;مجید مردم دستگیر شده&#8221;، &#8220;مجید قهرمان سمبول مقاومت ومبارزه، اسطوره ی پایه داری و ایمان، فرزند رنج و زحمت، یار و یاور ستمکشان و کوبنده ی ستمگران، رهبر بی رقیب ملت و دشمن از جان گذشته ی روس اشغالگر . . . بعد از بیست سال مبارزه ی خستگی ناپذیر با دشمنان کشور، مردم و خاک ما امروز در چنگ دشمن است&#8221; مردم حق دارند سوگ گرفته گریه کنند. مگر نه این است که گریه بر مجید گریه بر سرنوشت ملتی است. ملتی که همه هست و بودش، شرف و کرامت انسانی اش، نوامیس، مقدسات ملی و خاکش مورد تجاوز لجام گسیخته ی روس اشغالگر قرار گرفته و برده ی بی وجدانی با تکیه بر امکانات گسترده ی ارباب جنایت پیشه اش سرزمین زیبا و غرور آفرینش را به حمام خون مبدل نموده و هرنوع صدای اعتراض و مخالفتی را در گلو خفه میکند، رسالت دارد تا جنگ کبیر میهنی را در همه ابعاد و اشکال مبارزاتی آن گستردگی بخشیده وجب ـ وجب خاک میهن را به آوردگاه دو دشمن مبدل و سنگرهای نوین مبارزاتی برپا دارد. قیام قهرمانانه ی افسران و سربازان با ایمان و وطن خواه قول اردوی پکتیا در ۱۴ دلو ۱۳۵۸ به سازماندهی نظامیان دلیر سامایی و رهبری مستقیم آزاد مرد حماسه ساز یعنی مجید قهرمان برگ پرافتخار دیگر وسنگر دشمن شکن است که قهرمانی های &#8220;خروش رعد در پکتیا&#8221; را جاویدانه ثبت گهنامه ی زمان ساخت. یکی دیگر ازین سنگرهای نوین مبارزاتی که &#8220;همپای خروش مسلسل ها&#8221; در سنگر های مستحکم جهاد، امپریالیسم جنایت پیشه ی روس و مزدوران بی مقدارش را زبون تر و رسواتر ساخته و در مسیر تکاملی آن &#8220;مردم سلاح شکست ناپذیر خود ـ سلاح اتحاد ـ را مییابند&#8221;، جنبش اعتصابی حوت ۵۸) بود که توصیف نقش وعظمت آنرا میگذاریم به قلم توانای مجید شهید:<br />&#8220;اوجگیری و گسترش همزمان جنبش اعتصابی در شهرها و روستاهای کشور، در قعر زمستان، بهار سرخی را نوید میدهد. جنگ آزادی بخش ملی ما یک جنگ اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و روانیست. پیروزی این جنگ خواهان سهمگیری مردم سراسر کشور، با تمام هستی خود، در تمام عرصه ها و سنگرهای مبارزه است. دامنه ی جهاد و اشکال آن باید چنان گسترش و تنوع یابد که هر فرد کشور به تناسب امکانات خود بتواند دشمن را ضربه زند و جنبش مقاومت را درجهتی یاری رساند. در عین حال باید تمام مجاهدات مردم سازمان یافته، همآهنگ و متمرکز باشد تا هیچگونه خالی گاه و روزنه ی گریزی برای دشمن باقی نگذارد.&#8221; شبنامه &#8220;در سنگر اعتصاب ببر انقلاب خفته است&#8221; با فهم و درک این نکته است که مجید اسطوره ای در همسویی با جنگ توده ای طولانی و پذیرش آن بمثابه خط استراتیژیک جنگ آزادی بخش ما به اشکال دیگر مبارزاتی و رهگشایی درین عرصه ها توجه نموده میکوشد تا با جلوگیری از محدودیت اشکال مبارزاتی و چسپیدن به دگم های بی جان و یا جبونانه خزیدن در کنج عزلت، جنبش ظفر نمون و سرنوشت ساز مردم ما را به پیش برد و به توده ها یاری رساند تا در پراتیک مبارزاتی مستقیم و تجربه اندوزی از آن، دانش انقلابی خود را ارتقأ بخشیده قانونمندی های انقلاب و نقش آگاهی انقلابی را در پیشبرد و تکامل آن دریابند. چه جنگ همه جانبه ی ضد استعماری را فقط زمانی میتوان به پیروزی رسانید و بر ویرانه های بنیاد های استعماری کاخ های رفیع کرامت انسانی و بهروزی انسان دربند را اعمار نمود که با تکیه بر عنصر آگاهی انقلابی و انطباق مدبرانه ی آن در اوضاع ویژه ی کشور خودی در همه زمینه ها دشمن را در زیر رگبار آتش مسلسل و یورش زبان و قلم به محاصره کشیده مقاومت خود را همه جانبه سازیم و نگذاریم تا هیچ عرصه ای از عرصه های مبارزاتی به نفع دشمن و به ضرر ما خالی مانده و دشمن بتواند از آن سود جوید.<br /> درک اهمیت این نکته است که جنبش های اعتصابی و تظاهراتی را در حوت ۵۸ به یک ضرورت تاریخی مبدل می سازد چه از یک طرف روس اشغالگر و نوکر بی مقدارش ببرک شیاد با سؤ استفاده از پراگندگی جبهات نبرد و عدم موجودیت سیستم ارتباطی منظم بین جبهه و پشت جبهه و سکوت توأم با یک نوع گیچی مناطق شهری که به آرامش قبل از طوفان شباهت داشت، میکوشید تا همپای ایجاد نفاق و تفرقه بین مناطق شهری و روستائی ـ که در خون روستا زادگان دلیر این مرز و بوم سرخ شده بود ـ بین عناصر آگاه و توده های ملیونی کشور، چنان صحنه سازی کنند که گویا مراکز شهری و عناصر آگاه جامعه از وی حمایت و پشتیبانی مینمایند و این تنها امپریالیسم است که از &#8220;عقب ماندگی&#8221; مناطق &#8220;روستایی&#8221; سود جسته آنها را به مقابله با &#8220;صلح و ترقی اجتماعی&#8221; وادار میسازد و از جانب دیگر عده ای ریاستجو با آستانبوسی امپریالیسم غرب در تقلا بوده تا مهر ارتجاع و بردگی را بر جنبش آزادیبخش و ترقی خواهانه ی خلق ما زده در دم سازی با استعمار، پیش آهنگ انقلابی را از توده های ملیونی و به پا خاسته ی کشور جدا سازند. در چنین شرایط و اوضاعی است که جنبش های اعتصابی که کاریست آگاهانه و هدف مند پا گرفته به پله ی طوفانی تظاهرات و خیزش های خونین و سرتاسری خلق ما در شهر کابل و بسی شهر های دیگر ارتقأ می یابد. دقیقأ به پاسخ همین ضرورت تاریخی است که سازمان آزادیبخش مردم افغانستان و در پیشاپیش آن مجید قهرمان این اسطوره ی حماسه و رزم آگاهانه و هدفمند تدارک اعتصابات کوهدامن را در اواخر دلو ۱۳۵۸ چیده و با پیوند زدن آن به اعتصابات و تظاهرات ۲ و ۳ حوت ۵۸ در شهر کابل حماسه ی جاودانی ای از نبرد غرور آفرین یک ملت آزاده در برابر یک ابرقدرت بزرگ امپریالیستی که به پیشرفته ترین وسایل شکنجه و کشتار مجهز است در تاریخ شور انگیز ما به یادگار گذاشتند. حماسه ای که افتخار و عظمت آن از یکسو یاد دلیران گذشته ی ما را در خاطره ها زنده میکند و چون ستاره ی درخشان فرا راه پویندگان آینده را روشنایی می بخشد، از سوی دیگر لرزه بر کاخ کرملین افگنده، گردن کشان جهان را به زبونی شان معترف میسازد. حماسه ای که در آن خلق آزاده ی ما نتنها ماهیت فرتوت و پوسیده ی این دیو جادویی را برملا ساخته بلکه به ظرفیت و توان تاریخی خود نیز پی می برند که می توانند با تکیه بر عنصر آگاهی و اتحاد هر کوهی را از سر راه خود بردارند، هرچند این کوه زشت سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش باشد. <br /> اگر بردن آگاهی بین مردم، بسیج و متشکل ساختن آنها وظیفه ی تمام نیروهای انقلابی و مجموعه ی افراد سازمان آزادیبخش مردم افغانستان بود؛ امر ایجاد، تأمین و حفظ یکپارچگی و وحدت ملت بنابر شرایط ویژه ی کشور ما کاری بود که مجید قهرمان میتوانست به مثابه تمرکزگاه وحدت ملت، آنرا انجام دهد. <br />تلاش در انجام این رسالت سترگ تاریخی بود که آن حادثه ی غمبار و تراژیک را آفرید و شهری و ملتی را در سوگ  و عزا فرو برد. چه مجید که تجسم وحدت ملت ما بود غمش هم غم ملت و سرنوشتش هم سرنوشت ملت بود، اینجاست  که گریه بر مجید گریه بر سرنوشت ملتی است. پس بگذار اگر آن مادران و پدران داغ دیده میگریند، بگریند و ناله سر دهند. اما؛ بر من و تو ای همرزم و همسنگر دیگر گریه روا نیست ـ بپاخیز! درفش خونین مجید را بر دوش بردار و در راه مجید در کنار یاران و همرزمانش به پیش رو، که این خواست مجید است و خودش نیز در آن دور ها، بر فراز قله های رفیع شهادت در انتظار است و چشم براه.</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">طلایه دار قیام قول اردوی پکتیا</span></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;"><br /></span><span style="color: #ff0000;">شهید گلاب</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">گلاب قهرمان در قریۀ بادام &#8211; از توابع نرخ میدان &#8211;  در یک خانوادۀ متوسط الحال چشم به جهان گشود و زادگاهش افتخار داشتن قهرمان وطن دوست وانقلابی ای چون او را کمائی کرد. خانوادۀ او فرزند شان را موسی نام نهادند ؛ چه نیک میدانستند که برای شکستن طلسم ستم فرعونیان موسی گونۀ زمان لازم است. به تحقیق که اوچنین کرد و طلسم اطاعت کور کورانه ، انظباط خشک نظامی و تربیت مزدورمنشانه ارباب رعیتی قرون وسطائی را در اردوی افغانستان شکست.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-306" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/03/shahied_gulab.jpg" border="0" width="165" height="219" /></div>
<p> </p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="center"><span style="color: #ff0000;">نیاسوده  دمـــی  دشـمن  ز  رزمت<br />گلاب ات اسم و چون فولاد عزمت<br />ز عـزم و رزم تو دشمن زبون شد<br />به بمبـاران گـرفـت مـیـدان رزمـت</span></p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">گلاب تعلیمات ابتدائی خود را در قریه بادام تکمیل و جهت ادامۀ تحصیلات عالی شامل لیسه حربی شد و بعد از ختم لیسه شامل پوهنتون حربی گردید و تحصیلاتش را به مؤفقیت به پایان رسانید. گلاب در دوران کسب علم نظام از خود لیاقت و ذکاوت عالی نشان داد و از جمله شاگردان ممتاز به شمار میرفت. تعریف و تمجید از سجایای عالی او زبانزد هم دوره ها و استادانش بود و در جمع یاران و دوستانش از محبوبیت وصف ناپذیری برخودار بود و به جوان برومندی که سرشار از روحیۀ صداقت ، فداکاری ، شجاعت و دلاوری است &#8211; شهرت داشت.                                                                                                                   <br />نظام بیدادگر پوسیده وابسته به جهان خواران بر مردم ما سخت بیدادمیکرد. اختناق و فشار روز افزون ناشی از آن، قاطبۀ خلق را به ستوه آورده بود. فقر روز افزون مردم، هر انسان با احساس وشرافتمند را تکان میداد. مظالم وستم &#8221; خداوندان زر و زور &#8221; کارد را به استخوان محرومین ولا یه های زحمتکش رسانیده بود. گلاب کسی نبود که در برابر این همه بیدادگری ها بی تفاوت بماند. او سخت از این رویداد های غم انگیز و جانکاه تأثر برمیداشت ، و چه بسا که خود برای العین شاهد روابط و مناسبات ظالمانه ای در اردو بود، و نیک میدانست که اردوی افغانستان در خدمت ستمگران جهت سرکوب و به انقیاد کشیدن محرومان و ستمکشان قرار میگیرد. وبه گواهی تاریخ شاهد سرکوبی خیزشها وقیام های مردم علیه مظالم نظامات بیدادگر- به وسیله این آله سرکوب (اردو) بود: خاطرات غم انگیز سرکوب جنبش مردم هزاره ، قیام های مردم قندهار و هرات وجنبش مردم کنر &#8230; که با قساوت وکینتوزی دژخیمانه سرکوب وخاموش شدند، هنوز از خاطره ها زدوده نشده بود که فاجعۀ غم انگیز کشتار جوانان کابل یکبار دیگر ماهیت رژیم وقت وکارائی اردو از سیطره اش را بر همگان آفتابی کرد. و ادعای پوچ و توخالی حکام مبنی بر اینکه &#8220;اردو ی افغانستان مدافع تمامیت ارضی وحافظ حریم کشور است &#8221; را نقش بر آب ساخت.                                         <br />لذا چهرۀ کریه و ددمنشانۀ رژیم ، گلاب را به نفرت و انزجار از آن وا داشت. او تصمیم گرفت که باید سپاهی مردم خود باشد و ازحق وشرافت آنها ، پاسداری کند. او باداشتن چنین روحیه ای با نیروهای اصلی انقلابی پیوند نزدیک برقرار نمود و درمیان نیروهای نظامی به کار و فعالیت انقلابی خویش آغاز کرد.                                                                                                             <br />بعد از فاجعۀ ننگین هفت ثور ۱۳۵۷ ، گلاب با درک مسئولیت خطیر و رسالت بزرگ نیروهای انقلابی ، به صف &#8221; ساما &#8221; پیوست. او با همراهی همرزمان دلیر و شجاع سامائی خود ، برای نابودی جرثومه های فساد و زدودن لکه های ننگ از دامان مقدس کشور عزیز ما – فعالیت های سیاسی و نظامی انقلابی اش را با شدت بیشتر پی گرفت و با پیروی از اصل مشهور سامائی ( تسلیح توده ها ) در بین عساکر و صاحب منصبان اردو به کار پرداخت و برای بسیج ، تهیج و سازماندهی آنها مساعی فراوانی مبذول داشت و به پیروزی های شایانی دست یافت و در انتقال مهمات نظامی به همرزمان سامائی خود ، تلاش خستگی ناپذیر به خرچ داد. که همه در خور روحیۀ انقلابی او و بازتابی از نفرت عمیق او از رژیم وابسته به سوسیال امپریالیسم روس بود ؛ که سپاهی مردم را چنین باید!<br />تجاوز عریان فاشیستی سوسیال امپریالیسم روس بر حریم مقدس کشور ما و &#8221; سر آب آمدن &#8221; نوکران بی عرضه و بی مقداری چون ببرک شیاد ، وظیفۀ خطیر دفاع از میهن را در مقابل هر فرد میهندوست و به ویژه در برابر میهن دوستان انقلابی اردو قرار داد. تربیت چاکر منشانۀ ارباب رعیتی مرتجعین مسلط بر اردوی افغانستان و بلاثر بیزاری افراد و صاحب منصبان غیر وابسته به دستگاه از انضباط جابرانه در اردو ، ( از گذشته ) کار آئی اردو را زدوده بود ؛ و این فقط عناصر انقلابی و میهن خواه بودند که شایستگی مقاومت در برابر دشمن را از خود نشان دادند. بلی ، گلاب را میتوان طلایه دار یکی از این کاروان های قهرمانان محسوب کرد!<br />گلاب با درایت عالی نظامی ، در پرتو رهبری سازمان آزادیبخش مردم افغانستان زمینۀ قیام در قول اردوی پکتیا را زیرکانه و هوشیارانه تدارک دید و با نفوذ معنوی و لیاقت نظامی ایکه داشت توانست اکثریت صاحب منصبان و سربازان آنرا با خود همفکر، همراه و متحد سازد. لیکن به اثر افشاء نقشۀ قیام ( توسط یکی از مزدوران روس ) قیام طور دلخواه و سرتاسری – در تمام قول اردو – صورت نگرفت. گلاب و همرزمانش توانستند با استفاده از فرصت کم در ۱۴ دلو ۱۳۵۸ دست به قیام بزنند و با &#8221; خروش رعد در پکتیا &#8221; با طنین مرگ آفرین برای دشمنان ، قلب خصم زبون را به لرزه درآورند. آذرخش قیام به تمام زوایای پکتیا تابید و قلب هر انسان آزاده آن دیار را روشنی امید بخشید.<br />گلاب با شمول همرزمانش قهرمانانه علیه جیره خواران روس جنگیدند ، اوباشان و توله سگان روس را به جزای اعمال ننگین شان رسانیده و به شمول پانزده صد سرباز و صاحب منصب و با تعداد سلاح و مهمات نظامی از اردوی بی اراده و مزدور بریدند و به مردم خود پیوستند. مردم آنها را با آغوش گرم پذیرائی کرده و با استقبال پرشور اهالی منطقه روبرو شدند. زنان ، اطفال و پیر مردان اشک شادی ، صمیمیت و عطوفت ریختند و با نثار گل و شرینی گلاب قهرمان و همرزمانش را بدرقه کردند. حقا که او به خواست مردم خود عمل کرد ، چه او فرزند صدیق و اصیل میهن بود!<br />گلاب سرشار از روحیۀ فداکاری و جانبازی با همراهی یاران سامائی اش ، بدون دلهره و سرمست از عشق به آزادی به پیکار قهرمانانه اش با خصم ادامه داد. او شجاعانه بر نیروی دشمن می تاخت و دشمن را یارای مقاومت او نبود. گلاب در خط مقدم جبهه می رزمید و در حمله بر مواضع دشمن پیشتاز همه بود. با شرکت در چند عملیات چریکی او از خود لیاقت و شجاعت بی نظیر نشان داد که او به فرماندهی یکی از پوسته های چریکی ساما در کوهدامن تعین شد. عملیات و نقشه های نظامی او در بین مجاهدین منطقه نمونه بود و سائر چریک های منطقه از الگوی عملیات او پیروی می کردند. او در جریان تدوین نقشه عملیاتی دقت فراوان به خرچ میداد : نیروهای خودی و دشمن را دقیقاً محاسبه کرده و در شناخت موقعیت و ارتباطات دشمن جدیت و توجه مبذول می داشت. او معتقد بود که با شناخت نیروهای دشمن و در مقایسه قرار دادن نیروهای خودی است که میتوان شاهد پیروزی را – در یک عملیات معین – به آغوش کشید.<br />گلاب ، نستوه از مشکلات و دشواری ها فعالانه در تمام عملیات منطقه شرکت داشت ؛ وجود او در صحنۀ عملیات یاران را  نیرو و قوت قلب می بخشید. او بسان بهمن نیرومندی پیکرۀ نظامی دشمن را از هم می درید و به قلب نیروهای دشمن می رسید. او همچون دریای مواج می خروشید و با حرکت تند خود زنگار یأس ، نا امیدی ، دلزدگی و پاسویته را نمی پذیرفت. او در پیروزی ها لبریز از غرور نمی گردید و در شکست ها نا امید و مأیوس نمی شد. او در عقب نشینی پیشروی ، و در شکست پیروزی را می دید. گلاب به همۀ هم سنگرانش &#8221; که از طریق خود جنگ تعلیم دیدند &#8221; تاکتیک های جنگی ، چگونگی استعمال سلاح های گوناگون را می آموخت. گلاب دشمن را پوسیده و زخم پذیر میدانست و عدم کار آئی سلاح های مهیب آنرا به همرزمان توضیح میکرد. کارنامۀ گلاب و همگنان او در داستان ها نمی گنجد چه رسد به این مختصر.<br />اما دریغ که عده ای از نیروهای &#8221; مقاومت &#8221; که &#8221; حق مبارزه و هستی &#8221; را از دیگران سلب میکنند ، و خیال تسلط و سروری را در سر می پرورانند و به نحوی از انحاء در خدمت دشمن قرار گرفته و بی خردانه آب به آسیاب دشمن میریزند ، درگیر نبرد با همسنگران خود در جنگ آزادیبخش ملی ما شده و فرصت تنفس ، تجدید و تمرکز نیرو را به دشمن عمده و متجاوز می دهند. ساما با اعتقاد عمیق بر اینکه دشمن قسم خورده ملت ما سوسیال امپریالیسم خون آشام روس و ایادی سفاک آن هستند ، هیچگاهی به خود اجازۀ نبرد با نیروهای مقاومت ملی را نمی دهد. در صورتیکه از جانب نابخردان و سیه دلان چنین شود ؛ از خود به دفاع فعال می پردازد و با جدیت تمام می کوشد به جنگ برادر کشی خاتمه بخشد. <br />متأسفانه بلآخره گلاب قهرمان در همچو جنگ – در حالیکه از خود تهور ، شجاعت ، دلاوری و جانبازی را به یاران خود به یادگار گذاشت – توسط سیه دلان و رجعتگرایان شهید شد. روحش شاد ، خاطره اش گرامی و یادش جاویدان باد !<br />صد ها هزار شهید میهندوست رزم کبیر ملی و صد ها شهید سامائی جان خود را در راه آزادی فدا کردند &#8221; حماسۀ آنها در خور اشک ما و سرور ماست &#8221; و روح مبارزه جوی آنها الهامبخش راه ما و پیکار ماست. ما غم و اندوه عمیق خود را از کمبود گلاب شهید به نیرو مبدل می کنیم و با میثاق خون او تا محو آخرین بقایای دشمنان رنگارنگ و در قدم اول روس جنایتکار و تا برقراری عدالت اجتماعی سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم. <br />درود بر روان پاک شهید گلاب !<br />مرگ بر سوسیال امپریالیسم روس و ننگ و نفرین بر سیه دلان تاریخ!<br />یا مرگ یا آزادی!</p>
<p style="font-weight: normal; font-size: 14pt; line-height: 20pt; font-style: normal; font-family: Times New Roman,Times,serif" dir="rtl" align="justify">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره ششم و هفتم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-2-6/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Jul 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-3/</guid>

					<description><![CDATA[نمونه شماره ششم و هفتم شماره ششم و هفتم            دوره دوم           سال پنجم           حمل ۱۳۶۳         ۱۹۸۴ &#8211; ع در این شماره : ۱      – ۷ ثور . . .۲      – نوروز ، روز خونین۳      – شهیدی از . . .۴      – وحدت و پیروزی۵      – تسلیم طلبی . . .۶      – جنگ و تأثیرات آن . . .۷      – بهار انقلاب ۸      – نامه های وارده۹      – اخبار ۷ ثورروز جلوس زنا زادگان تاریخ از نخستین دم انسان شدن انسان و یا از آن آوانیکه به تعبیر مولوی او &#8221; از جمادی مرده و نامی شده &#8221; و گام به فراسوی جماد نهاده و از آن به عرصه گاه حیات شعوری تعقلی ره می یابد ، گهنامه اش آبستن لحظات و لحظه سازانی میشود که نام و کارنامه های شان نخستین صفحۀ آنرا می گشاید و رقم میزند و تا آنگاه که جهان انسان بودش را می پوید و می پاید ، همراه است.بطن گهنامۀ پر بار انسان در خود زمانه ها و آدمیزاده هایی رنگارنگ می پرورد. گاه روز ها و ماه ها ، سال ها و دهه ها و حتی سده هایی زاده میشوند ،زیست می کنند و می میرند که نامی و تأثیری چندان از خود به جای نمی گذارند و یا اثر شان پایا نیست و چه بسا که با جلوس لحظۀ دیگر به اریکۀ حیات ، به باد فراموشی سپرده میشوند.هکذا آدمیزاده هایی می آیند ، می زییند و می میرند ، به جز نقشی که به عنوان فرد عادی در جمع خود شان دارند ؛ در محاسبه تاریخ زاد و بود و نبود شان یکسان است و آنچنان هویتی به ثبت نمی رسانند. و اما که از سوی دیگر مراحل تکاملی جویا ، پویا و شتابگیر حیات انسان سرشار و لبریز است از لحظات و ازمنه ای که سرآغاز و یا سرانجام امری سترگ و تاریخی یا فاجعۀ و تاریخی میشوند و انسان های ویژه و مشخصی که در جمع تبار خویش در سازندگی این نقاط عطف نقشی سر برآورده و حتی تعین کننده داشته اند و لذا میتوان گفت گهنامۀ انسانیت با فتح باب خویش و ابعاد سازندگی لحظات و انسانهای فوق العاده را ، از جانمایه نهادینش که همان جامعۀ انسانیست ، پی می ریزد.لحظات و نقاط عطف زمانی و آدمیزادگان فوق العادۀ تاریخ را میتوان کلأ بر دو دسته بر شمرد :نخست آن دسته که اثراتش به جاودانگی تاریخی می پیوندد و بر هستی انسانها تأثیرات هستی ساز ، غرور آفرین ، فرحت زا و تسریع کنندۀ آهنگ تکامل به جانب کمال انسانیت را دارد. جامعه را از جهل و تاریکی میرهاند و اهرمنی را رام انسان می سازد ، گرهی را از کار جامعه می گشاید ، دردی را از درد های آدمیزادگان درمان می کند ، ملتی را از ستم میرهاند . و . . مؤجدین و گردانندگان این لحظات نیز از دامان توده های عظیم سر بر آوردند ، در عین حال آدم های مافوق آدمیان اند که تبار اصیل آدمی مرهون کنش های انسانی شان بوده و نام شانرا جاودانه در کتیبۀ خارائین قهرمانان مردم حک نی کنند و تا ابد ارج می نهند. چه اینان فرزندان نخبۀ انسانیت هستند و بعضأ چنان بر فراز افتخار و تکامل بالا میروند و به عرش انسانیت عروج می نمایند که &#8221; آنچه اندر وهم ناید آن شوند&#8221;.نطفه پاک این فرزندان صالح تاریخ از تزویج مشروع و قانونمندانه عناصر اولیۀ شخصیتی شان در حجلۀ آراسته و مطهر تاریخ یعنی قلب توده ها بسته میشود و چون مروارید در اعماق بحر بیکران مردمش رشد و بلوغش را می پیماید و دُر سفته میشود. از همانجاست که افزار سازندگی به دست می آورد ، همپای مردم و در پیشاپیش شان تاریخ ساز میشود و تاریخ را به پیش می راند. چه سیرش همپای تکامل و قانونمندی های آن و در جهت تأمین منفعت اکثریت ستمکش تبار انسان است و خود نیز تمثیل گر انسان به مفهوم واقعیش؛ و به حق که اینان فرزندان خلف توده هایند. این چنین لحظات و این چنین آدمیزادگان را مردم عزیز میدانند و برای شان و به یاد شان جشن و پایکوبی می کنند، از تولد و پیدائی شان شاد اند و در مرگ و میر فزیکی شان سوگوار. با قید اینکه آنها همیشه در دلها زنده اند و نمی میرند.و اما در دستۀ دیگر لحظه ها و انسان هایی را نیز می شناسد که نطفه های خبیثۀ شان در مخفی گاه های تاریک و کاخ های شرارت در اثر در آمیزی های نا مشروع دیو سیرتان و عفریته های آدم های انسانخواربسته شده و این جرثومه های فساد در لجنزار های مسموم می زییند و رشد نامیمون خلاف قانونمندی ها و روند تکامل جامعه می کنند. هستی شان ضد هستی است، از حیات دیگران تغذیه می کنند ، خون میخورند و با چنگ و دندان به جان آدمیزادگان می افتند و آنها را می درند. به گفتۀ توماس هوبس &#8221; گرگ انسان میشوند&#8221;  و بر آنند تا پلیدی شانرا بر سلالۀ آدم تعمیم دهند. این ها زنا زادگان تاریخ اند که لکۀ ننگ دامان انسانیت میشوند. مرگ و نابودی شانرا انسانها به شادی می گیرند و تولد و حیات شان مایۀ سوگواری و عزا است. الگوی انسانی دستۀ اول را میتوان در عرصه های علم و فرهنگ و هنر و . . . دانشمندان ، فرهنگیان و هنرمندان و . . . را بر شمرد که اندوخته ها و داده های علمی ، فرهنگی ، هنری و . . . شان در خدمت توده های عظیم انسان قرار گرفته است و در عرصۀ مبارزات اجتماعی توده های ستمکش بپا خاسته و آن دلاوران تهمتنی را باید برگزید که از قلب این ستمکشان بر آمده و طلایه داران جنبش های آزادیبخش انسانهای به زنجیر کشیده علیه زنا زادگان تاریخ و ستمگستری های شان بوده اند و کوشیده اند انسان را از خاکدان ذلتبار استعمار و استثمار تا به عرش اعلای آزادگی برسانند. آنانیکه در راه رهائیانسان از جان گذشته اند و بی باکانه به میدان نبرد های نا برابر با اهرمن شتافته اند و غریو فریاد آزادیخواهانۀ شان تا فراسوی تاریخ میرسد و طنینش جاودانه است.لحظات و روز های تولد ، رزم و پیروزی تبار شان ، همان لحظه ها و ایام سازندۀ تاریخ است و گهنامۀ انسان سخت آنرا در دل می سپارد ، پایا میدارد و به آن می بالد. پیروزی های جنبش های زندگی ساز ، بنیان گذاری نهاد های رهبری کننده این جنبش ها ، زاد روز نخبه گان و قهرمانان پیشتاز آنها ، کشف قانون ارزنده درهریک از عرصه های زیست انسان و . . . در سری این لحظات و مقاطع سازندۀ تاریخ قرار دارند که مشروع و قانونمندانه نطفه بندی میشوند. آبشخور آن چشمه سار زلال دانش و آگاهی است که زایش پر آوایش را این چنین افتخار آفرین به نمایش می گذارد و پیوسته در خدمت به تبار اصیل انسان قرار میگیرد.در دستۀ دوم ( زنا زادگان تاریخ ) که نمونه های پلیدی اند ، مجموعۀ ستمگران و عوامل دیگری که در زمینه های مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، سیاسی ، اجتماعی و . . . زمینه ساز ستم میشوند در خدمت جباران خونخوار قرار دارند ، اخذ موقعیت می کنند. این دارۀ وحشی خوی آدم روی پیوسته تیشه بر ریشۀ تبار نیک انسان زده و در جهت تعمیل اقبال شوم شان از هیچ جنایتی اباء ندارند. پاسداران و مروجین جهل ، عقب گرائی ، خرافه پسندی ، فساد بارگی ، فحشاء ، غارتگری ، تجاوز ، خونریزی و کلیه رزایل و پستی ها اند. از رنج انسان شاد میشوند و از آزادی ، آگاهی و بهزیستی آن سخت هراسناک اند.سخن کوتاه این دسته عصارۀ زشتی ها است. شاهان و گردنکشان جهانگشای قلدر – چنگیز ها ، شاه شجاع ها ، هتلر ها ، موسولینی ها ، و . . . ، برژنف و وارثانش ، تره کی – امین ها ، ببرک ها و . . . همه و همه شاخ و برگ هایی از این شجرۀ خبیثه اند که لعنت و نفرین تاریخ نثار شان باد!لحظات و ایام پیدایی این جنایت نیز نمونه های مقاطع اسارتباری اند که دزدانه ره به حریم تاریخ می برند و با تحمیل خود بر گردۀ تاریخ ، ملتی و مردمی را به سوگ می نشانند ، به خون می کشندو زنجیر ننگین اسارت را آویزۀ دست و پای ملتی و یا گروهی مظلوم می کنند.۷ ثور  ۱۳۵۷ در قطار همین لحظات زنا زادگان و روز های شوم تاریخ جای میگیرد که در خود پیدائی ، بلوغ و جلوس نوع ویژۀ زنا زادگان را همراه دارد.نطفۀ خبیثۀ این سیه روز در پانزدهم دسامبر  ۱۹۵۵ ع  با تجاوز مخفی خرس قطبی به حریم میهن ما ( سفر خروشف- بولگانین ) و دست یافتن به عجوزۀ کرشمه باز بد سرشت و سالخوردۀ دربار دود مان طلائی و مزاوجت این دو در کاخ شرارت بار سلطنتی بسته شد. از آن تاریخ به بعد اختاپوس هزار پای روس چنگال خونینش را در رگ رگ اقتصاد ، فرهنگ و امور نظامی افغانستان محکم ساخت و با طرح سفسطۀ &#8221; راه رشد غیر سرمایه داری &#8221; و &#8221; تقویۀ سکتور دولتی &#8221; به تقویۀ حرامین بچۀ دیگری به نام بورژوازی دلال دولتی وابسته به روس پرداخت و گلوی نازک بورژوازی ملی نیمه جان ما را تا به نابودی فشرد و راه ورشکستگی اقتصاد ملی را هموار ساخت. در عرصه های پایه ای و گرهی اقتصادی مانند سروی کنابع زیر زمینی، راه سازی ، تخنیک و تجارت ، فروش جنگ افزار . و . . . راه یافت و همه را زیر سیطرۀ نسبتأ کامل خود کشید. با گسیل کارشناسان نظامی به تار و پود منبع زور ( اردوی شاهی – جمهوری ) دست یازید. زیر نام پر زرق و برق همکاری فرهنگی ، موسسات فرهنگی پولیتخنیک و تخنیکم ها را به دست آورد و در آن خیل فواحش و جواسیس روسی را استادان مجرب جا زد و در پی رواج میهن فروشی ، میخوارگی ،زن بارگی ، قاجاق . . و . در بین نسل جوان ما بر آمد.فراوردۀ این سیاست های محیلانه ، تربیت مشتی جاسوس و وطنفروش ، جلب عده ای از درباریان ، خوانین و صاحبان نفوذ اعم از ملکی و عسکری و ساختن نوع ویژۀ از مزدوران و لومپن ها است که هر یک به ذات خود رسمی بود سرطانی بر پیکر رنجور جامعۀ به مرض کشیده و عقب مانده ما افغانستان. این زخم های سرطانی به وسیله مکروب های تباه کنی از همان تبار می باییست عمیق تر ساخته می شد تا رمق از کالبد نیم رمق جامعه بگیرد و روحی موافق طبع استعمار روس بر آن بدمد. جهت بر آوردن این مأمول حزب زنا زادگان تاریخ به نام &#8221; حزب دموکراتیک خلق &#8221; ( بعدأ &#8221; خلق &#8221; و پرچم ) از خبیث ترین دست پروردگان ایجاد گردید و در رأس آن ببرک ، تره کی و باند همرا شان برگزیده شدند. این جلو کشان باند قبلأ در اصطبل های دربار و زیر تربیت مهتران مجرب به بار کشی استعمار خو گرفته بودند تا اینکه حاملین مطیع سوسیال کلونیالیسم روس شوند. کرشمه بازی های دربار با آذین بندی ناجور و بیقوارۀ دموکراسی وارداتی &#8221; اعطائی &#8221; بازار این دلقکان را در عرصۀ سیاست بازی ها گرم تر نمود و تریبون شورا و مطبوعات نیز برای معرفی شان و اغوای ساده دلان سیاست زیر پایشان قرار گرفت تا با اپوزیسیون قرار گرفتن به حکومت ها دزدانه درصف مردم بخزند و صفوف مبارزه را بیالایند. چنانکه با این ژست و چهره آویزی ها عدۀ محدودی از تحصیلکرده های وابسته به گروه ها و لایه های متوسط اجتماعی را نیز شکار کردند و آنرا رده ساتری در مقابل مردم ساختند. دلالان ارتجاع و امپریالیسم خویشتن را روشنفکر و انقلابی و . . . جا زدند و نغاره های کریه سر دادند و واژه ها و ترم های سیاسی را آودند.سوسیال امپریالیسم روس همپای این زمینه سازی ها و با استفاده از لجن متعفن دربار در عرصه های مختلف به تخمه گذاری پرداخت و بر بدنۀ ضعیف اقتصاد ، فرهنگ و نظام کشور نقب زده می رفت. جو بین المللی نیز طوری بود که در تقسیم مجدد جهان بین سیستم منحوس امپریالیستی ، افغانستان شکار سوسیال امپریالیسم روس قبول شده بود. درست در بطن این اوضاع ملی و بین المللی بود که با کودتای شهنشهی داود زیر نام جمهوری در ۲۶...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center">
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" align="center"><span style="color: #000000;"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-323" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67.jpg" border="0" width="311" height="164" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67.jpg 311w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_67-300x158.jpg 300w" sizes="(max-width: 311px) 100vw, 311px" /> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" align="center"><span style="color: #000000;">نمونه شماره ششم و هفتم</span></p>
</p></div>
<p dir="rtl" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="border-top: #000 1px solid; border-bottom: #000 1px solid" dir="rtl" align="center">شماره ششم و هفتم            دوره دوم           سال پنجم           حمل ۱۳۶۳         ۱۹۸۴ &#8211; ع</p>
<p dir="rtl"><strong> در این شماره :</strong> <br />۱      – ۷ ثور . . .<br />۲      – <a href="#nawroz">نوروز ، روز خونین<br /></a>۳      – <a href="#kabir">شهیدی از . . .<br /></a>۴      – <a href="#wahdat">وحدت و پیروزی</a><br />۵      – <a href="#taslim">تسلیم طلبی . . .<br /></a>۶      – <a href="#jung">جنگ و تأثیرات آن . . .</a><br />۷      – <a href="#bahar">بهار انقلاب</a> <br />۸      – <a href="#nama">نامه های وارده</a><br />۹      – <a href="#news">اخبار</a></p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center">۷ ثور<br />روز جلوس زنا زادگان تاریخ</p>
<p dir="rtl" align="justify">از نخستین دم انسان شدن انسان و یا از آن آوانیکه به تعبیر مولوی او &#8221; از جمادی مرده و نامی شده &#8221; و گام به فراسوی جماد نهاده و از آن به عرصه گاه حیات شعوری تعقلی ره می یابد ، گهنامه اش آبستن لحظات و لحظه سازانی میشود که نام و کارنامه های شان نخستین صفحۀ آنرا می گشاید و رقم میزند و تا آنگاه که جهان انسان بودش را می پوید و می پاید ، همراه است.<br />بطن گهنامۀ پر بار انسان در خود زمانه ها و آدمیزاده هایی رنگارنگ می پرورد. گاه روز ها و ماه ها ، سال ها و دهه ها و حتی سده هایی زاده میشوند ،زیست می کنند و می میرند که نامی و تأثیری چندان از خود به جای نمی گذارند و یا اثر شان پایا نیست و چه بسا که با جلوس لحظۀ دیگر به اریکۀ حیات ، به باد فراموشی سپرده میشوند.<br />هکذا آدمیزاده هایی می آیند ، می زییند و می میرند ، به جز نقشی که به عنوان فرد عادی در جمع خود شان دارند ؛ در محاسبه تاریخ زاد و بود و نبود شان یکسان است و آنچنان هویتی به ثبت نمی رسانند. و اما که از سوی دیگر مراحل تکاملی جویا ، پویا و شتابگیر حیات انسان سرشار و لبریز است از لحظات و ازمنه ای که سرآغاز و یا سرانجام امری سترگ و تاریخی یا فاجعۀ و تاریخی میشوند و انسان های ویژه و مشخصی که در جمع تبار خویش در سازندگی این نقاط عطف نقشی سر برآورده و حتی تعین کننده داشته اند و لذا میتوان گفت گهنامۀ انسانیت با فتح باب خویش و ابعاد سازندگی لحظات و انسانهای فوق العاده را ، از جانمایه نهادینش که همان جامعۀ انسانیست ، پی می ریزد.<br />لحظات و نقاط عطف زمانی و آدمیزادگان فوق العادۀ تاریخ را میتوان کلأ بر دو دسته بر شمرد :<br />نخست آن دسته که اثراتش به جاودانگی تاریخی می پیوندد و بر هستی انسانها تأثیرات هستی ساز ، غرور آفرین ، فرحت زا و تسریع کنندۀ آهنگ تکامل به جانب کمال انسانیت را دارد. جامعه را از جهل و تاریکی میرهاند و اهرمنی را رام انسان می سازد ، گرهی را از کار جامعه می گشاید ، دردی را از درد های آدمیزادگان درمان می کند ، ملتی را از ستم میرهاند . و . . <br />مؤجدین و گردانندگان این لحظات نیز از دامان توده های عظیم سر بر آوردند ، در عین حال آدم های مافوق آدمیان اند که تبار اصیل آدمی مرهون کنش های انسانی شان بوده و نام شانرا جاودانه در کتیبۀ خارائین قهرمانان مردم حک نی کنند و تا ابد ارج می نهند. چه اینان فرزندان نخبۀ انسانیت هستند و بعضأ چنان بر فراز افتخار و تکامل بالا میروند و به عرش انسانیت عروج می نمایند که &#8221; آنچه اندر وهم ناید آن شوند&#8221;.<br />نطفه پاک این فرزندان صالح تاریخ از تزویج مشروع و قانونمندانه عناصر اولیۀ شخصیتی شان در حجلۀ آراسته و مطهر تاریخ یعنی قلب توده ها بسته میشود و چون مروارید در اعماق بحر بیکران مردمش رشد و بلوغش را می پیماید و دُر سفته میشود. از همانجاست که افزار سازندگی به دست می آورد ، همپای مردم و در پیشاپیش شان تاریخ ساز میشود و تاریخ را به پیش می راند. چه سیرش همپای تکامل و قانونمندی های آن و در جهت تأمین منفعت اکثریت ستمکش تبار انسان است و خود نیز تمثیل گر انسان به مفهوم واقعیش؛ و به حق که اینان فرزندان خلف توده هایند. این چنین لحظات و این چنین آدمیزادگان را مردم عزیز میدانند و برای شان و به یاد شان جشن و پایکوبی می کنند، از تولد و پیدائی شان شاد اند و در مرگ و میر فزیکی شان سوگوار. با قید اینکه آنها همیشه در دلها زنده اند و نمی میرند.<br />و اما در دستۀ دیگر لحظه ها و انسان هایی را نیز می شناسد که نطفه های خبیثۀ شان در مخفی گاه های تاریک و کاخ های شرارت در اثر در آمیزی های نا مشروع دیو سیرتان و عفریته های آدم های انسانخواربسته شده و این جرثومه های فساد در لجنزار های مسموم می زییند و رشد نامیمون خلاف قانونمندی ها و روند تکامل جامعه می کنند. هستی شان ضد هستی است، از حیات دیگران تغذیه می کنند ، خون میخورند و با چنگ و دندان به جان آدمیزادگان می افتند و آنها را می درند. به گفتۀ توماس هوبس &#8221; گرگ انسان میشوند&#8221;  و بر آنند تا پلیدی شانرا بر سلالۀ آدم تعمیم دهند. این ها زنا زادگان تاریخ اند که لکۀ ننگ دامان انسانیت میشوند. مرگ و نابودی شانرا انسانها به شادی می گیرند و تولد و حیات شان مایۀ سوگواری و عزا است. الگوی انسانی دستۀ اول را میتوان در عرصه های علم و فرهنگ و هنر و . . . دانشمندان ، فرهنگیان و هنرمندان و . . . را بر شمرد که اندوخته ها و داده های علمی ، فرهنگی ، هنری و . . . شان در خدمت توده های عظیم انسان قرار گرفته است و در عرصۀ مبارزات اجتماعی توده های ستمکش بپا خاسته و آن دلاوران تهمتنی را باید برگزید که از قلب این ستمکشان بر آمده و طلایه داران جنبش های آزادیبخش انسانهای به زنجیر کشیده علیه زنا زادگان تاریخ و ستمگستری های شان بوده اند و کوشیده اند انسان را از خاکدان ذلتبار استعمار و استثمار تا به عرش اعلای آزادگی برسانند. آنانیکه در راه رهائیانسان از جان گذشته اند و بی باکانه به میدان نبرد های نا برابر با اهرمن شتافته اند و غریو فریاد آزادیخواهانۀ شان تا فراسوی تاریخ میرسد و طنینش جاودانه است.<br />لحظات و روز های تولد ، رزم و پیروزی تبار شان ، همان لحظه ها و ایام سازندۀ تاریخ است و گهنامۀ انسان سخت آنرا در دل می سپارد ، پایا میدارد و به آن می بالد. پیروزی های جنبش های زندگی ساز ، بنیان گذاری نهاد های رهبری کننده این جنبش ها ، زاد روز نخبه گان و قهرمانان پیشتاز آنها ، کشف قانون ارزنده درهریک از عرصه های زیست انسان و . . . در سری این لحظات و مقاطع سازندۀ تاریخ قرار دارند که مشروع و قانونمندانه نطفه بندی میشوند. آبشخور آن چشمه سار زلال دانش و آگاهی است که زایش پر آوایش را این چنین افتخار آفرین به نمایش می گذارد و پیوسته در خدمت به تبار اصیل انسان قرار میگیرد.<br />در دستۀ دوم ( زنا زادگان تاریخ ) که نمونه های پلیدی اند ، مجموعۀ ستمگران و عوامل دیگری که در زمینه های مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، سیاسی ، اجتماعی و . . . زمینه ساز ستم میشوند در خدمت جباران خونخوار قرار دارند ، اخذ موقعیت می کنند. این دارۀ وحشی خوی آدم روی پیوسته تیشه بر ریشۀ تبار نیک انسان زده و در جهت تعمیل اقبال شوم شان از هیچ جنایتی اباء ندارند. پاسداران و مروجین جهل ، عقب گرائی ، خرافه پسندی ، فساد بارگی ، فحشاء ، غارتگری ، تجاوز ، خونریزی و کلیه رزایل و پستی ها اند. از رنج انسان شاد میشوند و از آزادی ، آگاهی و بهزیستی آن سخت هراسناک اند.<br />سخن کوتاه این دسته عصارۀ زشتی ها است. شاهان و گردنکشان جهانگشای قلدر – چنگیز ها ، شاه شجاع ها ، هتلر ها ، موسولینی ها ، و . . . ، برژنف و وارثانش ، تره کی – امین ها ، ببرک ها و . . . همه و همه شاخ و برگ هایی از این شجرۀ خبیثه اند که لعنت و نفرین تاریخ نثار شان باد!<br />لحظات و ایام پیدایی این جنایت نیز نمونه های مقاطع اسارتباری اند که دزدانه ره به حریم تاریخ می برند و با تحمیل خود بر گردۀ تاریخ ، ملتی و مردمی را به سوگ می نشانند ، به خون می کشندو زنجیر ننگین اسارت را آویزۀ دست و پای ملتی و یا گروهی مظلوم می کنند.<br />۷ ثور  ۱۳۵۷ در قطار همین لحظات زنا زادگان و روز های شوم تاریخ جای میگیرد که در خود پیدائی ، بلوغ و جلوس نوع ویژۀ زنا زادگان را همراه دارد.<br />نطفۀ خبیثۀ این سیه روز در پانزدهم دسامبر  ۱۹۵۵ ع  با تجاوز مخفی خرس قطبی به حریم میهن ما ( سفر خروشف- بولگانین ) و دست یافتن به عجوزۀ کرشمه باز بد سرشت و سالخوردۀ دربار دود مان طلائی و مزاوجت این دو در کاخ شرارت بار سلطنتی بسته شد. از آن تاریخ به بعد اختاپوس هزار پای روس چنگال خونینش را در رگ رگ اقتصاد ، فرهنگ و امور نظامی افغانستان محکم ساخت و با طرح سفسطۀ &#8221; راه رشد غیر سرمایه داری &#8221; و &#8221; تقویۀ سکتور دولتی &#8221; به تقویۀ حرامین بچۀ دیگری به نام بورژوازی دلال دولتی وابسته به روس پرداخت و گلوی نازک بورژوازی ملی نیمه جان ما را تا به نابودی فشرد و راه ورشکستگی اقتصاد ملی را هموار ساخت. در عرصه های پایه ای و گرهی اقتصادی مانند سروی کنابع زیر زمینی، راه سازی ، تخنیک و تجارت ، فروش جنگ افزار . و . . . راه یافت و همه را زیر سیطرۀ نسبتأ کامل خود کشید. با گسیل کارشناسان نظامی به تار و پود منبع زور ( اردوی شاهی – جمهوری ) دست یازید. <br />زیر نام پر زرق و برق همکاری فرهنگی ، موسسات فرهنگی پولیتخنیک و تخنیکم ها را به دست آورد و در آن خیل فواحش و جواسیس روسی را استادان مجرب جا زد و در پی رواج میهن فروشی ، میخوارگی ،زن بارگی ، قاجاق . . و . در بین نسل جوان ما بر آمد.<br />فراوردۀ این سیاست های محیلانه ، تربیت مشتی جاسوس و وطنفروش ، جلب عده ای از درباریان ، خوانین و صاحبان نفوذ اعم از ملکی و عسکری و ساختن نوع ویژۀ از مزدوران و لومپن ها است که هر یک به ذات خود رسمی بود سرطانی بر پیکر رنجور جامعۀ به مرض کشیده و عقب مانده ما افغانستان. این زخم های سرطانی به وسیله مکروب های تباه کنی از همان تبار می باییست عمیق تر ساخته می شد تا رمق از کالبد نیم رمق جامعه بگیرد و روحی موافق طبع استعمار روس بر آن بدمد. جهت بر آوردن این مأمول حزب زنا زادگان تاریخ به نام &#8221; حزب دموکراتیک خلق &#8221; ( بعدأ &#8221; خلق &#8221; و پرچم ) از خبیث ترین دست پروردگان ایجاد گردید و در رأس آن ببرک ، تره کی و باند همرا شان برگزیده شدند. این جلو کشان باند قبلأ در اصطبل های دربار و زیر تربیت مهتران مجرب به بار کشی استعمار خو گرفته بودند تا اینکه حاملین مطیع سوسیال کلونیالیسم روس شوند. کرشمه بازی های دربار با آذین بندی ناجور و بیقوارۀ دموکراسی وارداتی &#8221; اعطائی &#8221; بازار این دلقکان را در عرصۀ سیاست بازی ها گرم تر نمود و تریبون شورا و مطبوعات نیز برای معرفی شان و اغوای ساده دلان سیاست زیر پایشان قرار گرفت تا با اپوزیسیون قرار گرفتن به حکومت ها دزدانه درصف مردم بخزند و صفوف مبارزه را بیالایند. چنانکه با این ژست و چهره آویزی ها عدۀ محدودی از تحصیلکرده های وابسته به گروه ها و لایه های متوسط اجتماعی را نیز شکار کردند و آنرا رده ساتری در مقابل مردم ساختند. <br />دلالان ارتجاع و امپریالیسم خویشتن را روشنفکر و انقلابی و . . . جا زدند و نغاره های کریه سر دادند و واژه ها و ترم های سیاسی را آودند.<br />سوسیال امپریالیسم روس همپای این زمینه سازی ها و با استفاده از لجن متعفن دربار در عرصه های مختلف به تخمه گذاری پرداخت و بر بدنۀ ضعیف اقتصاد ، فرهنگ و نظام کشور نقب زده می رفت. جو بین المللی نیز طوری بود که در تقسیم مجدد جهان بین سیستم منحوس امپریالیستی ، افغانستان شکار سوسیال امپریالیسم روس قبول شده بود. درست در بطن این اوضاع ملی و بین المللی بود که با کودتای شهنشهی داود زیر نام جمهوری در ۲۶ سرطان  ۱۳۵۲ گام بلند تری به جانب وابستگی به روس برداشته شد و غلام بچگان خلقی – پرچمی نیز دلاله گان این پیوند نا میمون گشتند، در استقبالش عربده کشیدند و در گسترش آن دیوانه وار تپیدند و به کرسی های باد آورده لمیدند.<br />سردار دیوانه که سال ها در دامن سیاست &#8221; سگرت امریکائی ، کبریت روسی &#8221; پرورده شده بود ، همچنان میخواست اشاره ابروئی هم به غرب داشته باشد. سفری به کشور های ایران ، مصر و عربستان نمود تا از هر دو جانب امتیاز بگیرد که خشم خرس قطبی بر انگیخته شد و در ۷ ثور ۱۳۵۷ تیغ کین از نیام بر کشید و ارگ سلطنتی را به مذبخ ناز پروردگان باقیماندۀ آل یحیی بدل نمود و تاج را بر فرق زنا زادگان نهاد.<br />هفت ثور روز جلوس زنا زادگان تاریخ و سر آغاز تجاوز مستقیم سوسیال امپریالیسم روس بر حریم مقدس میهن ما به مثابۀ لکۀ ننگی بر دامان پاک تاریخ میهن نقش بسته است.<br />از همین روز ترور ، وحشت ، زندان ، هتک ناموس ، چپاول ، غارت، قتل عام بی نظیر و در یک کلام برده گی و مستعمره کردن کامل کشور ما به دست وحشیان روسی و عمال بی مقدار شان پا میگیرد. هفت ثور و &#8221; مرحۀ تکاملیش &#8221; ننگین ترین روز های تاریخ معاصر ما به حساب می آیند. سیاه روز هفت ثور در پیامدش بیش از صد هزار زندانی ، اضافه از یک ملیون قربانی و چندین ملیون آواره که بزرگترین ارقام در زمان خویش است ، به ارمغان آورده است. فقر ، قحطی ، گرسنگی ، برهنگی ، بی سرپناهی ، بی کاری ، فحشاء ، فساد ، میخواره گی و . . . فر آورده های وافر این روزاند. بالا تر از همه اسارت و بردگی آن &#8221; دستاوردی &#8221; است که هفت ثور بر آن بنا نهاده شده و در پرتو آن به زندگی ننگینش ادامه می دهد.<br /> در تحقق این آرزوی پلید و شوم فاجعه آفرینان هفت ثور ( روس و عمالش ) شهر ها و روستا های میهن مانرا به تل خاک بدل نموده و با فرو ریختن گلوله های مزاب و بمب های آتشین و شیمیائی آنرا جهنم سوزان ساخته اند. <br />شرح تفصیلی پیامد های هفت ثور – این زنا زاده لحظۀ تاریخ که در آن زنا زادگان جلوس کرده اند – را به مقالات و نوشته های دیگر می گذاریم. آنچه باید اینجا تذکر دهیم اینست که فرزندان خلف تاریخ – تو ده های ملیونی زحمت کش کشور ما با شهامت و دلیری زاید الوصفی رویاروی هفت ثور و زنا زادگان حامل آن  قرار گرفته اند و باب نوینی از حماسه و قربانی در گهنامۀ خونین خویش گشودند. با دست خالی در برابر تحمیل ارادۀ غول زور و زر جهان نه ! ، گفتند و در تحقق این نفی انقلابی سیلاب خون پاک خویش را جانمایه گذاشتند که درود تاریخ بدرقۀ راه شان باد!<br />آری! مردم قهرمان و تاریخ ساز ما به بهای جان زنجیر های اسارت را درهم دریدندو درفش پرافتخار &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; را بر افراشتند. روس را رسوا نمودند و درهم شکستند که سیر جبری این حرکت به شکست محتوم سوسیال امپریالیسم روس و محو کامل زنا زادگان تاریخ و پیروزی بزرگ ملت قهرمان ما می انجامد. و فقط ملتی یکپارچه با رهبری ستادی رزمنده و پیشتاز و متکی بر مشی مستقل ملی و انقلابی است که صفحۀ پاک تاریخ مانرا از لوث پلیدی زنا زادگان منزه خواهد کرد.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان که نهاد انقلابی جوشیده از بطن مردم است با تکیه بر این موازین از نخستین دم جلوس زنا  زادگان با طرح شعار محوری &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; در سنگر خونین نبرد آزادیبخش مردم خود قرار گرفته و بهترین عزیزانش را هدیۀ قدمگاه خلق قهرمانش ساخته است . با فریاد مرگ بر هفت ثور ، ننگ و نفرین بر فاجعه آفرینان هفت ثور و پیامد هایش ، مرگ بر سوسیال امپریالیسم روس ، همچنان در سنگر های خونین نبرد پای می فشارد و تا آزادی کامل انسان سلاحش را برزمین نمی گذارد.<br /> به پیش به سوی آزادی انسان!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="nawroz" title="nawroz"></a>نوروز ، روز خونین</p>
<p dir="rtl" align="justify">تناوب پیدایش پدیده ها، رشد، تکامل و نا بودی آنها، توالی پیدایی پدیده های نوین در تعاقب نا بودی پدیده های کهن . . . همه و همه واقعیت وجودی شان را در عینیت بعد زمانی یافته در سیر درنگ نا پذیرزمان است که کهنه می میرد و نو پا میگیرد و چون اینهم کهنه شد ، به حکم منطق علمی باید بمیرد تا تازه تری جایش را پر کند و این روند تا بی نهایت ادامه یابد. <br />با آنکه در بطن این پیدایی و میرایی، زایش و فرسایش، نابودی کهنه و جای گزینی نو ، سیر پر شتاب لحظه ها و ایام ، سالها&#8230; از ابتدا تا انتها  فکتوریست ارزنده  و در خور توجه که به جرأت  میتوان گفت بدون آن نه پیدایی ای است و نه میرایی ای، نه زایشی است و نه هم فرسایشی . . . مگر درین توالی و روند که گاهی سالیان سالش  نمیتواند چشمگیر باشد و نه نقطه ی عطفی گردد، لحظه ها و روزهایی هم بگذشته و به تاریخ می پیوندد که نقش و اهمیت آن اگر نه فزون تر از قرنیست ، کمتر از آن نیز نبوده، تغییرات  حاصله در آنها چنان مشخص است و برازنده که نه تنها برگذشته پا گذاشته و بر آن خط بطلان می کشد و پیدایی توأم  با شگوفایی نوی را نوید میدهد، بلکه خود نقطه ی عطفی در سیر زمان گردیده  و هزاران واقعه ی خورد و بزرگ دیگر و معیار ما قبل و ما بعد آن تشخص یافته از پس مبداء  قرار میگیرد. <br />این تسجیل و تبارز لحظه ها و ایام که ممکن است سعادت و بهروزی ملتی را تأکید نموده در خاطره ها یادش را زنده کند و ممکن هم است دال بر چگونگی تکوین  فاجعه در سیاه روز شومی باشد. ضمن آنکه در تمام جوامع بشری از قدیم ترین ایام تا امروز وجود دارد &#8211;  و به یقین بعد ازین هم وجود خواهد داشت &#8211; در هر جامعه ای و بین هر ملت و قومی به اتکای ارزشهای اجتماعی و فرهنگی آن جامعه ، ملت و قوم عرض وجود نموده خود را از سایر ایام متبارز و مشخص می سازد.  چنانچه ولادتی و هجرتی بنا بر نقش و تأثیر گذاری دیر پای آنها چنین شد و یا در سیاه روزی چون ۷ ثور فاجعه ای بس ننگین به تحقق پیوست  و علاوه بر آنکه ملتی را از هستی اش ساقط نموده و در تداوم خونبارش به حاکمیت استعماری امپریالیسم شرارت پیشه ی روس انجامید، لکه ننگی را نیز بر دامان مشعشع تاریخ پر افتخارما باقی گذاشت که فقط  میتوان آنرا با سیلاب خون شست و پاک نمود. به تعبیر دیگر ، مردمان جوامع مختلف  درمسیر مبارزات خونین و دوران ساز شان ، چه به غرض حل درست اختلافات درون جامعه و چه در ضدیت و تخاصم با یک نیروی مهاجم اجنبی که همه لحظات و دقایق آن پرشکوه است و افتخار آفرین ، در برهه ی معینی از زمان به چنان پیروزی و یا شکستی دست می یابند و یا مواجه میشوند که دران برهه ی معین و مشخص زمانی ، نتایج مجموع آن مبارزات و جانفشانی ها به یکباره خود را به نمایش میگذارد و بدان صورت  &#8221; روزی &#8221; از سایر روز ها خود را متبارز و مشخص می سازد ، چنانکه خیزش ظفر مند خلق پاریس در ۱۴ ژوئن ۱۷۸۹ و درهم شکستاندن زندان مخوف باستیل بمثابه سمبول قدرت وعظمت آگنده از جنایات فئودالیسم  منحط و خاندان بوربون در تمام قرون وسطی که نتیجه ی منطقی مبارزات انسانی خلق در تمام آن قرون بود، سر آغازی گردید برای قرون معاصر و یا . . . <br />در سرزمین مرد خیز ما، افغانستان  نیز علی الرغم آنکه  جباران بی گور و میهن خاندان منحط &#8221; طلایی&#8221; و مزدوران رسوای روس اشغالگردر تخاصم خونین و آشتی نا پذیربا ارزشهای اجتماعی ، ملی و فرهنگی ما سخت کوشیدند  و میکوشند که با وارونه جلوه دادن تاریخ ، ضمن تجلیل های فرسایشی ، از روز های معینی و بر پایی جشن هایی درین ایامیکه جا دارد  روز عزای عمومی باشد ، مردم ما را در یک خود بیگانگی تاریخی فرو برده و با مخدوش سازی گذشته ، ننگین  روز هایی را در حال و آینده از انظار آنها مستور دارند ، ولی مردم ما بنا بر اعتقادات مذهبی و یا مبتنی بر ارزشهای دیرپای ملی به شکل عنعنوی ، روز های چندی را از سایر ایام مشخص میسازند و جمعأ در آن روز ها ، به شادی می پردازند  و یا به سوگ می نشینند. چنین است علت تشخص روز های عید ، عاشورا ، نوروز . و . . . <br />نوروز که جمعی  عید نوروزش خوانند و جمعی دیگر میله ی سخی وعده ی دیگر جشن دهقان ، یکی از آن روز های تاریخی است که علیرغم  اختلاف در علل و انگیزه های آن ، قاطبه  ملت ما در آن روز سرور و شادمانی خویش را به نمایش گذاشته  و با ترتیب محافل ، میله های گوناگون ، بر افراشتن علم ها ، مسابقات پهلوانی &#8230; این روز را گرامی میدارند. علل و انگیزه  های این گرامیداشت هرچند زیاد است ، اما  در آن میانه آنچه بیشتر مردم بر آن تکیه مینمایند ، چنین است:<br />آنعده از مردمی که در ین روز &#8221; علم &#8221; و  &#8221; جنده &#8221; را بر می افرازند و در کابل و مزار شریف جمع میشوند برین باور اند که در چنین روزی خلیفه ی چهارم اسلام به خلافت جلوس نموده است و لذا آنرا بزرگ میدارند. عده ی دیگر با استناد جامعه دهقانی افغانستان با در نظر داشت تشخص فصول آن و اینکه عمده ترین فعالیت زراعتی را دهقان میتواند با آمدن بهار آغاز کند، این روز را جشن گرفته میله هایی ترتیب میدهند که بیشترین نمود هایش را چگونگی  فعالیت  روستایی تشکیل میدهد و بدین ترتیب آغاز سال نو را  &#8221; نوروز&#8221;  را به مثابه روز تجدید حیات روستایی جشن میگیرند. بخش دیگری از مردم را باور برین است که در چنین روزی در گذشته های دور، در آن گذشته هاییکه مطالعه آن بیشتر در اساطیر میگنجد تا تاریخ ، &#8221; ضحاک&#8221;، حکمرانی جبار و خونریز و به قول فردوسی ، اجنبی متجاوز که از مغز انسان های ستمکش و در بند، خوراک مار های محافظش را تهیه میدید با قهر انقلابی مردم از پا در آمد. بدین معنی که وقتی ظلم و تجاوز ، زورگویی و قتل و غارت ضحاک و ضحاکیان بالا گرفت، شیر مردی ( کاوه آهنگر) از سرزمین مرد خیز ما ، از اعماق اجتماع و از بطن ستمکش ترین لایه های اجتماعی در شهر بلخ ، درفش مبارزاتی اش را که همانا چرم کوره ی آهنگری اش بود بر نوک نیزه ای بر افراشته ندای انسان  آزاد و والا همت را که قید برد گی و رقیت نمی پذیرد ، سر داده  در پیوند عمیق با سایر ستمکشان و همگنانش توفان آسا بر ضحاک خون آشام شوریده تخت و تاج سلطنتی اش را در امواج خروشنده ی خشم خلق نا بود نمود و از آن روز تا اکنون ، این  &#8221; روز&#8221;  که روز خون است  و شمشیر ، روز آزادیست و بهروزی، به مثابه تجسم و یادی از خیزش ظفر مند ستمکشان که در مبارزه ی دوران ساز شان به جز زنجیر های اسارت و بردگی چیز دیگری از دست نمی دهند ، علیه جباران و ستمگران و مشتی طفیلی که از خون مردم تغذیه میکنند در دل تاریخ کشور مان تلالوء دارد و هر زمان و هر سال خلق ما را به مبارزه می طلبد  تا به تأسی از رسم گرانقدر نیاکان که مردانه و آزاد زیستند، ایستاده کشته شدند اما خمیده زیست نکردند، &#8221; کاوه&#8221; گونه از اعماق جامعه ی خویش بر خیزند ، درفش مبارزاتی خود را بر افرازند و با درهم شکستاندن &#8221; ضحاک&#8221;  های تاریخ ، شاهد آزادی  را بدست آورده &#8221; طرح نو در اندازند&#8221;.<br />اینک که ببرک مزدور این چاکر بی اراده و گوش بفرمان روس اشغالگر، این ننگ دامن بشریت ، در رقابت با مجموع بردگان بی مقدار جهان و افغانستان در طول تاریخ ، سر بر آستان اربابان کریملین می ساید و افسار گسیخته از مغز انسان  آزاده ی افغانی اعم از طفل ، جوان ، زن ، مرد، پیر، اژدهای سیری نا پذیرامپریالیسم  روس را تغذیه میکند و در عوض میله باستانی &#8221; گل سرخ&#8221; دشت و دمن کشور ما را به حمام خون مبدل نموده که از خون شهیدان پاکباز آن همه جا سرخ و لاله زار است  وخونین  ، نه ما را بهاری مانده است و نه هم نوروزی، تا دهقان رنج کشیده ی میهن با تجدید حیات در روستا به میله پردازد و جشن گیرد ، چه روستاها و حیوانات آنها با تمام اهل روستا غرقه در خون اند و یا چون مرغ بسمل در خون خویش می تپند تا جلادان کریملین و مزدوران بی مقدارش در سکرخون خلقها با رقص مرگ میله کرده ، عطش توحش و بربریت قیاس نا پذیرشان را با خون سیراب کنند. فقط آنچه باقی مانده و باید از آن آموخت ، راه و رسمی است که کاوه های تاریخ  انجام دادند و از مرز تاریخ گذشته اند و نامی جاویدان یافته اند و آنهم مبارزه است تا آخرین نفس و آخرین قطره خون. <br />و تو نیز ای ببرک دون و شما ای سگان زرین قلاده ی روس که بر قلاده های تان پرچم  و&#8221;خلق&#8221; نوشته اید ! ای امپریالیسم جنایت پیشه و اشغالگرروس، مطمئن  باش که افغانستان امروز همان آریانای دیروزی است که درینجا هنوز هم خون &#8221; کاوه&#8221;  ها در عروق مردم در جریان است . درینجا هنوزهم عشق به حریت و آزادی ، رفاه و کرامت انسانی ، عشق بزرگ و آرمان مقدس مردم ما را می سازد و اگر تا امروز نتوانسته اند &#8221; نوروز&#8221; دیگری بیآفرینند به یقین زمانیکه تمام &#8221; جنده &#8221; ها ( علم ها ) پارچه های رنگارنگ میله کننده گان روستایی، چون حلقه ی واحد به دور درفش ظفرمند  و زندگی ساز فرزندان راستین  &#8221; کاوه &#8221; های امروزی که در نبرد با دیو استعمار و ارتجاع  چیزی جز زنجیر های اسارت از دست نمیدهند، گرد آیند ، نوروز پیروزی بر پا خواهند داشت .  آنروز هرچند بنابر عللی نسبتا دور باشد ، ولی حتمیست ، این حکم و جبر تاریخ است ، بازهم جشن  روستایی به شهر ها رسیده آنجا که در میان هلهله ها ، صدا ها ییکه نه دهل و سرنا ، بل نفیر گلوله است و انفجار خمپاره ، دشمن را به محاصره کشیده  &#8220;مغزش&#8221; را در همانجا متلاشی میسازند و  با به چهار میخ کشیدن  اجساد ننگین و با درهم شکستن سیستم غارت  و جنایت شان انتقام خون ملیون ها شهید را از آنها گرفته ، دامان پاک تاریخ میهن را به خون شست و شو میدهند و روزی از نو &#8221; نو روز&#8221; بیافرینند تا آینده گان در آن جشن گیرند و گرامی اش دارند .<br />به پیش به امید آنروز !<br />کاوه سان درفش آزادی را بر افرازید !</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="kabir" title="kabir"></a>شهیدی<br />از رزمندگان سر افراز میهن ما</p>
<p dir="rtl" align="justify">میهن قهرمان پرور ما که پرورشگاه قهرمانان و آزاد مردان است ، در قریۀ بالا آب ولسوالی میربچه کوت در سال ۱۳۳۳ فرزند قهرمانی را به نام محمد کبیر در دامان پاک و مقدس خویش پذیرفت ، و این ودیعه را به خانوادۀ متوسط دهقانی ای سپرد. چه گوهر گرانبها را فقط اعماق دریای بیکران توده های فقیر میتواند ناب تر و از منجلاب اجنبی پرستی منزه نگهدارند.</p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #000000;"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-324" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/neda_2_kabir.jpg" border="0" width="176" height="225" /></span></p>
<p dir="rtl" align="center">کبیر ای مرد توفانهای دوران<br />کبیر ای رهــرو دنیای پاکان<br />ز خون سرخ تو اکنون دمیده<br />هزاران لالـه در کوه و بیابان</p>
<p dir="rtl" align="justify">و این درست مصادف با زمانی بود که مردم غیور و زحمتکش کشور عزیز ما در دامگاه اختناق ، تزویر و ستم &#8221; دودمان طلائی &#8221; در تپش مبارزه جویانه قرار داشتند. کبیر در میان محرومیت و تنگدستی فلج کننده تحمیل شده بر مردمش – و دامنگیر خانوادۀ او نیز بود – بزرگ شد. و حینیکه مرغ اندوه بر گسترۀ میهن عزیز ما سایه افگنده بود و دیو جهل گلوی علم و معرفت را می فشرد ، کبیر صرف توانست تحصیلاتش را تا دورۀ متوسط برساند و موفق به ادامۀ تحصیلات عالی نشد و شغل دریوری برگزید. ولی درین برهوت غم انگیز ، بارقه های اندیشه های نوین درخشید و پرده های تیرۀ جهل و خرافات مستولی بر جامعه را از هم درید. از آنجا که کبیر در میان فقر ، رنج و مشقت ناشی از مظالم ستمکاران میزیست ، نمی توانست به جز از فکر رهائی مردم بلا کشیده و رنجدیده اش ، از چنگال خونین استثمار بیرحمانۀ غارتگران ، به چیز دیگری بیندیشد. او به زودی به صف مبارزین راه آزادی و عدالت اجتماعی پیوست و در پرتو اندیشه های آنها ، علیه رژیم وابسته به بیگانگان به مبارزه آغاز کرد. او با استفاده از شغل ( دریوری ) خود فعالیت چشمگیری نمود و در نقل و انتقال اسناد ، اعلامیه ها و تسلیحات همرزمان خویش با قبول مخاطرات مالی و جانی ، بدون دلهره ، جانبازانه و فداکارانه مبادرت می ورزید. <br />بعد از فاجعۀ ننگین هفت ثور – که به دست ایادی بی مقدار و مداخلۀ مستقیم سوسیال امپریالیسم روس صورت گرفت و کشور عزیز ما به مستعمره مبدل گردید – سازمان آزادیبخش مردم افغانستان همصدا با سائر نیرو های انقلابی کشور و مردم قهرمان ما – با اولین اعلامیۀ خود – یورش تا پای جان بر روی متجاوزین را اعلام کرد. و در پرتو اصل &#8221; اتکاء به نیروی خود &#8221; شجاعانه و بی باکانه برای نخستین بار بر کاروان اشغالگران حمله ور و &#8221; چگونه رزمیدن &#8221; را به خلق بپاخاستۀ ما آموخت. کبیر نیز همسنگر این قهرمانان جان برکف سامائی بود. او ادعای پوچ و وقیحانۀ دلقکان نقاب پوش روسی ( خلقی – پرچمی ) را مبنی بر اینکه &#8221; قوای دوست جهت سرکوب مداخله بیگانگان به کمک انقلاب ثور آمده اند &#8221; به باد تمسخر میگرفت ، چه خیزش مردمش را میدید و به آن باور داشت.<br />کبیر که با نام مستعار حکیم شهرت داشت با تبارز استعداد رزمی ، دلاوری ، افتخار مسئولیت یکی از تیم های چریکی ساما در شهر کابل را کسب کرد. و در اکثر عملیات شهری شرکت داشت. او خونسردانه و بدون دلهره درصحنۀ عملیات وارد میشد و وظایف خود را زیرکانه و جسورانه انجام میداد. عملیات ناممکن در اندیشۀ حکیم جان راه نداشت و عملیات محیرالعقول و شگفت انگیز را خونسردانه و با خاطر آرام انجام میداد. فعالیت های چریکی حکیم جان و یارانش پشت دشمن نابکار را به لرزه در آورده و رعب و سرافگندگی و دست پاچگی اعجاب انگیزی را در صف متجاوزین ایجاد کرده بود ، و با وارد کردن ضربات و خسارات پیهم و متواتر ، دشمن را مشتعل ، پریشان و سراسیمه نموده بود. حکیم جان تقریبأ در تمام عملیات شهری ساما با دلگرمی و شور و شوق یک انقلابی شیفتۀ آزادی ، فداکارانه شرکت میکرد. او در میان چریک های شهری نمونۀ عالی پاکبازی ، هوشیاری ، تهور ، خونسردی و قاطعیت سامائی را بازتاب میکرد.<br />سوسیال امپریالیسم روس ، به اثر عدم کار آئی نوکران بی مقدارش ( تره کی – امین ) را در مسلخ امپریالیستی اش گلو برید و دلقک رسوایی چون ببرک شیاد را بر سریر قدرت رسانید. و با تجاوز مستقیم ، ملت ما را در مصاف یک جنگ نابرابر فرا خواند ، و کشور ما را به مجمر فروزانی از آتش و تالابی از خون مبدل نمود. قیام سرتاسری و همگانی مردم ، کشور عزیز ما را به &#8221; دادگاه خونین متجاوزین &#8221; و عمال بی عرضه آن مبدل ساخت.<br />حکیم جان با روحیۀ عمیق ضد اجنبی  پرستی در پیکار نجاتبخش ملی ملت غیور ما فعالانه سهم گرفت و با درک ویژگی های جنگ ملی در پرتو رهنمود های سازمان آزادیبخش مردم افغانستان به روستا های کشور رفت و در جنگ چریکی برضد قوای اشغالگر روسی شرکت جست. عملیات او در ده نیز &#8211; که توسط ساما رهبری می شد &#8211; ، لیاقت و درایت عالی نظامی او را متبارز ساخت. و او را به حیث فرمانده شایستۀ قسمتی از مناطق جنگی ساما مسجل نمود ، فرمانده شجاع و مبتکر. او در جوار فعالیت های نظامی خویش جهت تشجیع ، تسلیح و سازماندهی مردم به فعالیت سیاسی خود به منظور سمت دهی درست جنگ آزادیبخش ادامه داد. او در تسریع این هدف مهم تلاش می ورزید. او با کار و پیکار سیاسی – نظامی اش ضربات مرگبار و کوبنده بر پیکر نیرو های سوسیال امپریالیسم روس در شهر و ده وارد آورد. او به زودی به تاکتیک های جنگ روستائی – که از عملیات شهر متفاوت بود – معرفت یافت و در پیشاپیش یاران به کارزار نبرد جولان نمود  و تیری که از ترکش او رها می شد هرگز به خطا نمی رفت و درست برسینۀ دشمن می نشست.<br />حکیم جان در میان مردمش میزیست و محبوب همه بود. سیمای مهربان او مردمش را تسلی می بخشید. و او همچون مرهمی بر زخم های مردم رنج کشیدۀ خود تأثیر می گذاشت.<br />حکیم جان همزمان با فعالیت های نظامی خود در تنویر افکار مردم می کوشید و خطر دست اندازی نیروهای امپریالیستی و اعمال آنها را در جهاد مقدس ما – که به جز از ایجاد پراگندگی و تحمیل مقاصد شوم شان به چیزی دیگری نمی اندیشند – گوشزد و تأکید می کرد و مردم را به وحدت و یکپارچگی دعوت می نمود و می گفت : فقط وحدت انقلابی ملت شب فردای پیروزی انقلاب آزادیبخش ما است. بخشی از نیرو های مقاومت که عامل ایجاد تفرقه در میان صفوف جهاد و تشدید برادر کشی ها و تشدید و احیای تضاد های سمتی ، منطقه ئی ، ملیتی ( که میراث شوم مناسبات حاکم نابکار پیشین است ) هستند و هدف شانرا ترور جوانان فرزانه و درهم کوبیدن نیرو های آگاه و مترقی می سازد نکوهش نموده و خطر آتی آنها را بر پیکر جنبش مقاومت گوشزد می نمود.<br />سرانجام شهادت این قهرمان مشهور جنگ ملی ، به عنوان چهرۀ انقلابی و دشمن سرسخت روس که مایۀ افتخار و سرافرازی مردم ما بود ، به دست اجیران و وابستگان امپریالیسم به تاریخ ( ۷ عقرب ۱۳۶۰ ) طومار جنایات نا بخشودنی رجعتگرایان را طویل تر و سنگین ترمی سازد.<br />حکیم جان با شهادت خود نهال آزادی و دموکراسی را در اعماق ستم و استعمار جهانخوار ترین غول جهانی آبیاری کرد که حماسه هایش درین راه نیاز به دیوان قطور دارد و ما با ذکر این مختصر یاد آن شهید را خواستیم بکنیم.<br />هزاران شهید قهرمان رزم بزرگ ملی و صد ها شهید سامائی – که با قلب آگنده از عشق به آزادی میهن و با دلهای پر از امید برای دیدن صبح روشن فردای آزادی انسان ، جان خود را فدا کردند- ، هرکدام نمونۀ گرانبهایی هستند که به رهروان آن به عنوان سرمشق عالی و بزرگ ، فداکاری و جانبازی بجا گذاشته اند . حکیم جان یکی از این تبار است که درود ما نثار شان باد!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 16pt; line-height: 20pt; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif" dir="rtl" align="center"><a name="wahdat" title="wahdat"></a>وحدت و پیروزی</p>
<p dir="rtl" align="justify">فاجعه ننگین هفت ثور و پی آمد خونین و اسارت بار آن تجاوز رهزنانه و غارتگرانه سوسیال امیپریالیسم روس برمیهن آزاده ما توأم با قساوت و وحشت قیاس ناپذیری درتاریخ معاصر که کشورما را به حمام  خون مبدل ساخت و روز تا روز دامنه و پهنای این جنایات گستردگی بیشتر گرفته و هزاران هزار جوان را شهید و ملیون ها انسان زحمتکش ما را آواره ی دیار غربت نموده  برخلاف تصور و منطق پوچ امپریالیست ها که گویا میتوان با زور و ارعاب ملتی را از حق تعین سرنوشت آن محروم و وادار به تسلیمش نموده مقاومت های دلیرانه و جانبازانۀ مردم ما را برانگیخت. این مقاومت های دلیرانه وجانبازانه با تمام عظمت وافتخارات آن کمبودها و نارسایی هائی را نیز با خود حمل میکند، که به یقین با رفع این کمبودها و نارسایی ها ملت دلیر و ظفرآفرین ما قادر خواهد بود تا مانند گذشته های دور ونزدیک در دفاع از آزادی، تمامیت ارضی ونوامیس ملی خود افعانستان را به گورستان متجاوزین روسی و نوکران بیمقدارش مبدل و بنای افغانستان آزاد، مستقل و شگوفا را اساس گذارد. اساسی ترین کمبود که از همان آغاز تا کنون در جنبش مقاومت ما سایه افگنده و بقای ملت ما  در گرو حل درست آن است موجودیت تفرقه، نفاق و پراگندگی در بین جبهات نبرد و گروه ها و احزاب درگیر جنگ مقاومت می باشد. این کمبود که در آغاز به علت گستردگی و عمق جنایات سوسیال امپریالیسم روس و ایادی خودفروختۀ آن پرچم و خلق بمثابه یک عکس العمل طبیعی ملت علیه تجاوز و ستم و بروز آن به شکل جنبش های خود بخودی و پراگندۀ مجموع احاد ملت میتوانست مؤجه جلوه کند، در تکامل جنبش باید طریق وحدت و یگانگی را پیمود که روی عوامل چندی نتوانست راه وحدت پوید و چون پتکی گران بر فرق متجاوزین فرود آید. ما باور داریم بدون تشخیص و نشانه گیری دقیق این عوامل و بدون تلاش مجدانه دررفع آن، در حد توان، نمیتوان بر پراگندگی ها غلبه نمود و وحدت ملت را تأمین کرد. <br />عقب ماندگی همه جانبۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی . . . جامعۀ ما که بازتاب خود را در چگونگی مبارزات آزادی خواهانۀ مردم ما علیه استعمار روس و قره نوکران آن به شکل اجتناب از مبارزات متشکل، سازمان یافته و سرتاسری که اهداف مشخصی را تعقیب میکند و رو آوردن به آن نوع تشکل بدائی که در بهترین صورت خود فقط میتواند قومی و یا منطقۀ محدودی را متحد گرداند آنهم نه به منظور اینکه پایه و اساس باشد برای تشکیلات بهتر و کاملتر تا زمینه ساز وحدت و پیروزی شود، بلکه خود انگیزه ای شود در رویارویی با اقوام و مناطق دیگر، تبارز می یابد و وقتی با محدویت جنگ مقاومت بین آن گروه ها و لایه های اجتماعی ای که بنابر موقعیت اجتماعی خود، وجود قدرت و عظمت خود را نه در وحدت بلکه در &#8220;تبارز خودی&#8221; می بیند به هم می آمیزد و نیرو های رزمندۀ انقلابی ای که رهبری جنگ مقاومت را تاریخ به نام آنها رقم زده نیز به آن حد توانائی نیستند که بتوانند بار جنگ را در همسویی با ملت بر دوش کشند و کشتی طوفان زدۀ انقلاب را چون ناخدای چیره دستی از بین امواج متلاطم وهستی برانداز توطئه ها و دسایس نجات بخشند، ناگزیر انحصارطلبی و خود خواهی های عده ای که حاضر اند کشور ما و مردم ما را فدای منفعت شخصی خود کرده و همۀ آنها را در عوض تائید ریاست خود به دشمن پیشکش کنند، کارگر می افتد، دستگاه های جهنمی جاسوسی روسی درین زمینه بیکار نه نشسته و انواع و اقسام مختلف جواسیس را در تجمعات ناپایدار داخل میکنند و با آب و تاب شگفت انگیزی نا همآهنگی را دامن میزنند و حتی مؤجه جلوه میدهند. از نفاق ها استفاده می کنند، خود خواهی ها را رشد میدهند، شخصیت کاذب می سازند، کمبود ها را بیشتر عمق میدهند و . . . سخن کوتاه در لباس های مختلف به مشوره دهی ها می پردازند تا آب را خت کرده و ماهی بگیرند، که تا حدی با کمال تأسف توفیق هم یافته اند. ما منشأ کلیۀ این در به دری ها را عمدتأ در وجود روس وسایر دشمنان می بینیم و مجریان دیگر آگاه و نا آگاه عاملین آن میشوند. همه می بینند که روس امپریالیستی، امپریالیست های دیگر و عوامل بی میهن شان هرکدام میکوشند تا به نحوی از انحأ در بین ملت رخنۀ نفاق چاق کنند، و یا از خیل رقبأ نوکرترین اش را به قدرت برسانند و با آن افکار تقلیدی بیگانه را که در زادگاه اش مدفون شده در آزمونگاه خونین میهن ما به آزمون گذارند، روز تا روز توطئه ها عمق بیشتر یافته وحدت رخت بر میبندند و بال های سیاه و شوم نفاق، پراگندگی و جدال بین هم سایه میگستراند تا با شکرانۀ آن مشتی فرصت طلب عربده کشیده، حریف بطلبد غافل از اینکه بالاخره خود شان هم در آتش نفاق خواهند سوخت و همۀ پول های انبان شده بی صاحب خواهد ماند. و اما در پهلوی این تخاصم با ملت و پخش بذر نفاق، عده ای گمراه جهت فریب مردم و کسب لقمۀ چرب برای عمر ننگین شان نه تنها به وطن فروشی و خون فروشی دست میزنند بلکه بیشرمانه با اعتقادات و مقدسات مردم بازی نموده قرآن عظیم الشان را وسیلۀ کاسبی و امرار معاش خود قرار میدهند و با تکیه بر آیاتی چند از آن کتاب مقدس و آسمانی مجموع مسلمانان جهان، با بذر نفاق بین مسلمین خود را یگانه مدافع و حامی اسلام، جهاد و وحدت جأ زده و جلوه و ادعای رهپویی یگانه در این طریقت می کنند ولی چون به خلوت شان بنگری آن کار دیگر میکنند. از آنجا که بنای این ادعا ها دروغ است و نیرنگ ، کذب است و فریب، بعد از مدتی هیاهو راه انداختن برای وحدت باز به نام های گوناگون، ریاست جویان سر تقسیم با هم جور نیامده با چنگ و دندان نشان دادن به همدیگر، بر روی هم می پرند و صد ها و هزارانی را به جان هم می اندازند و به خون می کشند. پس پاسخ اینکه چرا این تلاش ها به وحدت نمی انجامد و تفرقه را از بین نمی برد؟ آیا ما ملت ظرفیت وحدت و یگانگی را نداریم و سرنوشت ما اینست تا در شقاق و نفاق بسر بریم؟ در کجاست ؟ ما در اینجا کمبود هائی را با &#8220;سلاح انتقاد&#8221; نشانه می گیریم و رفع آنرا نیز در تلاش صادقانۀ مجموع جنبش مقاومت با همین سلاح مثمر میدانیم نه از طریق &#8220;انتقاد سلاح&#8221; که بیشتر به دشمنی ها دامن میزند و آب به آسیاب دشمن بریزد، مگر اینکه ضرورت اولی نیز احساس گردد. <br />اینکه چرا این تلاش ها به وحدت نمی انجامد کاملأ روشن است زیرا اولأ تلاش ها ریا کارانه صورت گرفته و هدف از آن فریب و تحمیق مردم است نه اتحاد. و در ثانی آن سیاست هائی که بتواند واقعأ وحدت ملت را تضمین کند و سنگ بنای آزادی میهن را اساس گذارد نه طرح میشود و نه هم خریداری دارد. روس ها و عمال شان عامل اصلی نفاق افگنی اند و نطفۀ خبیثۀ تفرقه را میکارند. عده ای هم با آن معامله های مخفی که با شرق و غرب دارند وحدت را در نفی دیگران و پذیرش خود مطرح میسازند گه گاهی با انحصار طلبی خاصی که گویی انقلاب میراث پدری شان است به غیر از خود همه را نفی نموده و با پررویی از همه میخواهند تا هر آنچه دارند ویران و منحل کنند و به دور او که هزاران مرض و انحراف منجمله تفرقه و تسلیم را مکان است و ماوی ، جمع شوند و بر آستان او بوسه زنند تا او اجازۀ مهر ورزیدن به انقلاب ومردم و سرنوشت خود و میهن خود و کین و نبرد با دشمن شرف و ناموس را به مجاهدین اعطأ فرمایند و نامش را بگذارند وحدت. زهی خیال باطل و امید عبث. و زمانی هم چنان قیافه بگیرد و گوشه ای نشیند و خود را بی ادعا وانمود سازد که گویی او اصلأ همان عربده کش دیروزی نیست و نمیخواهد به پای مردم خاری بخلد و آهی بلند شود. عده ای دیگر که از حریف های قبلی ضعیف تر است بوقلمون وار سراپا خواستار وحدت و سرباز فدائی این امر اند اما زمانیکه مسئلۀ حرکت همگانی در جنگ مطرح باشد، بخصوص شرکت نیروهای ملی و انقلابی که جانبازانه همه هستی خود را با عشق غرور آفرین نسبت به میهن و انسان زجرکشیدۀ این میهن، نوامیس و مقدسات ملی و مذهبی مردم در محراب ازادی و آزادگی فدا کرده اند، طرح سود دیوانه وار آغاز وبی محابا تبر بر ریشۀ همآهنگی و وحدت میزنند و به فکر خام خود شان جواز مبارزه و جهاد  صادر میکنند و کسانی را مستحق مبارزه و جهاد و عدۀ دیگری را محروم از آن میدانند و این نکته را فراموش میکنند که برای انقلاب کردن اجازه لازم نیست و همانطوری که این نیرو های رزمنده و انقلابی بدون اجازه و برخلاف میل و خواست روس اشغالگر و مزدوران بی مقدارش پیشتر از همه دست به تفنگ برده و به مبارزۀ خود آغاز کرده اند، برای ادامۀ آن نیز به اذن هیچ مرجعی نیاز ندارند و آنچه در این میانه قابل ارزش است و باور ، درک مسئولیت تاریخی خود شان و بس. با طرح و تعقیب چنین سیاست های خانه خراب کن و وحدت شکنانه است که تاکنون تلاش ها ثمر نه بخشیده روز تاروز ملت ما درگیر جنگ های برادرکشی بیشتری شده عرصه برای روس ها خالی ماند تا از بالا نظاره گر مبارزات خونین هموطنان خود ما بین هم باشد از آن هم بالا تر روس ها خود هیزم کش و آتش کار این نوع جنگ ها شوند و زیرکانه دام بگسترانند تا پرندۀ زخم خورده را در قفس متعفن خود جای دهند و از آن طریق نمایشی ترتیب و دیگران را بفریبند و مقهور کنند. مرگ و نفرین بر روس استعمارگر و ننگ بر تفرقه افگنان این جاده صاف کن های دیو استعمار.<br /> اما اینکه آیا ما ملت ظرفیت وحدت و یگانگی را داریم؟ به گواهی تاریخ، به حکم منطق و بمثابه یک ضرورت با قاطعیت میتوان گفت بلی ! ملت ما توانسته و میتواند و باید بتواند وحدت نماید. با نگاه مختصری به پیشینۀ تاریخی میهن ما و تهاجمات گوناگونی که به این مرز وبوم صورت گرفته است به وضاحت میتوان دریافت که ملت ما فقط در آن لحظات حساس تاریخی مؤفق شده دفع تجاوز کند و بیگانۀ متجاوز را از مرز وبومش بیرون راند که با حضور در صحنه سرنوشت اش را خود به دست گرفته و در جوشاجوش نبرد افتخار آفرین اش وحدت و یکپارچگی اش را قوام بیشتر بخشیده است از آن جمله روشنتر و واضیح تر از همه رستاخیز ظفر آفرین مجموع مردم ما است علیه استعمارگران بریتانیایی در قرن ۱۹ و ۲۰ . و پیروزی های نظامی این دو سده چیزی نیست مگر نمود یکپارچگی و وحدت ملت. که مجموع احاد ملت از هر قشر و طبقه ، از هر قوم و ملیت و از هر نژاد و عقیده و مذهبی با یک صدا و یک مقصد بدون آنکه کسی یا کسانی به فکر جاه و جلال خود باشد و یا کرسی و منصبی بطلبد در مبارزۀ رویاروی و بی برگشت با دیو استعمار در افتیده حماسه ها آفریده اند تا داغ اسارت بر جبین شان نقش نبندد. به حکم منطق از آنرو که ملت ما هم مانند سایر ملل جهان در کلیت خود موجود ایست زنده و پویا، میتواند زندگی کند و رشد نماید. نیازمندی ها و کاستی هایش را تشخیص و رفع کند، بر معضلات غلبه و کمبود ها را بزداید و از شیرۀ پویایی اش غذای هستی اش را بگیرد و در یک پویایی بلا انقطاع خود را به مدارج عالیتری ارتقأ دهد که این حکم منطق علمی است و نمیتواند چیزی جز این باشد. ضرورت وحدت ملت از آن جهت مطرح است که پیروزی و بقای ما و کشور ما در گرو وحدت ملت ما است. اگر بتوانیم &#8211; که میتوانیم &#8211;  وحدت ملت خود را تأمین کنیم نه تنها خواهیم توانست بر روس اشغالگر غلبه کنیم بلکه با تکیه بر همان وحدت ، افغانستان شگوفا را نیز بنیان گذاشته اعمار خواهیم کرد. و در غیر آن به گواهی تاریخ که دیگر نه میهنی وجود خواهد داشت و نه هم ملتی که هرگز چنین مباد.  این ضرورت ـ ضرورت بقای ملک و ملت ـ باید ما را وادار سازد که بدون اندک ترین غفلتی در راه تأمین وحدت مبارزه نموده ملت را متحد سازیم و تفرقه افگنان را افشأ. راه هر قدر پر خم و پیچ باشد و طولانی، ارادۀ آهنین و عزم استوار انقلابیون را نمی تواند خدشه دار سازد. و ما هم با اذعان به اینکه تأمین وحدت ملت به مراتب مشکلتر و طولانی تر خواهد بود تا بیرون راندن روس و یا به تعبیر دیگر &#8220;پیروزی ملت ما شب فردای وحدت ملت ما است&#8221; در این راه مصممانه گام میگذاریم. باید رسالت خود را در قبال این وظیفۀ سترگ تاریخی انجام دهیم و اما آنهائی که این ضرورت را نادیده گرفته در تفرقه ونفاق بین ملت میکوشند هر که و به هر نامی که باشند، چه بخواهند و چه نخواهند جاده صاف کن استعمار روس هستند. <br />و این که با طرح کدام سیاست ها و چگونه میتوان وحدت ملت را تأمین و زمینه سازی آزادی ملی و رفاه اجتماعی را نمود، میتوان تذکر داد آن سیاست ها و برنامه های میتواند نیاز وحدت ملت را پاسخ گوید که از مرداب های بیگانه آب نخورد و در خطوط کلی خود از یک سو بتواند با تکیه بر منفعت مجموع ملت به دور از هرنوع تنگ نظری و انحصار طلبی تمام احاد ملت از هر قوم و طایفه و از هر نژاد و ملیتی و از هر عقیده و مذهب و زبانی به دور یک محور واحد ضد استعمار و تجاوز و بدون هیچ نوع امتیاز و تبعیض جمع و حافظ منافع مجموع ملت باشند نه یک یا دو بخش آن . از سوی دیگر جنگ . . . .  را کاملأ جهت ضد استعماری بدهد و از حالت نسبتأ محدود بین گروه ها و لایه های اجتماعی قابل فرسایش بتواند به قدرت آن گروه ها و لایه های اجتماعی ضد استعمار و استبداد بکشاند که خصلتأ تشکل پذیرتر از تمام گروه ها و لایه های دیگر بوده انضباط پذیری آنها بتواند پشتوانه و بستر مساعدی باشد برای رشد آن نیرو های انقلابی و رزمنده ای که بر آگاهی انقلابی ناخدای این کشتی طوفان زدۀ انقلاب را تاریخ به نام آنها رقم زده و این دو است که در صورت فشردگی و یک پارچگی خود میتواند محور وحدت ملت باشد. از جانب دیگر این سیاست ها باید ماهیتأ در ضدیت با امپریالیسم روس عمدتأ و امپریالیست ها و آزمندان دیگر نیز قرار گرفته سمت حرکت آن ترقی و اعتلای جامعه و بهروزی انسان زجر کشیدۀ میهن ما باشد. نه اینکه جهت زدن دیوی به دیو دیگری تکیه کند و یا اینکه سایۀ سیاه &#8220;سیاه دل&#8221; چند را به کشور ما بگستراند. اگر تطبیق و پیاده کردن این سیاست شدیدأ به ایجاد و تشکل آن نهاد های ضرورت دارد که بتواند این سیاست ها را در عمل پیاده کند، حراست از آنرا نیز می توان با تکیه بر همان نهاد ها و با باورمندی به دموکراسی و ارج گذاشتن به آن، زمانی انجام داد که حقوق دموکراتیک ملت در تمام ابعاد آن جزء لاینفک حیات اجتماعی جامعۀ ما شناخته شود. لذا اگر برای پیروزی ملت بر سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش به وحدت ملت نیاز داریم ، غرض تأمین وحدت نیز به آزادی و دموکراسی اشد ضرورت داریم. از اینجاست که در شرایط کنونی میتوان گفت: مبارزه برای وحدت چیزی نیست به جزء مبارزه برای آزادی و دموکراسی و با تأمین وحدت ملت صبح روشن فردا در انتظار ماست.  به امید وحدت ملت بخاطر ایجاد افغانستان آزاد، مستقل و شگوفا!<br />مرگ بر سوسیال فاشیسم روس!<br />مرگ بر دشمن وحدت و یکپارچگی ملت!</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p dir="rtl" align="center">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم شماره هشتم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-aazadi-4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 May 2007 19:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<category><![CDATA[neda_d2]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/nedai-aazadi-4/</guid>

					<description><![CDATA[   &#160; شماره هشتم            دوره دوم           سال چهارم              جوزا  ۱۳۶۳    (   جون  ۱۹۸۴ . م )             درین شماره :       ۱-   تئوری و عمل انقلاب و . . .       ۲ –  یا مرگ یا آزادی      ۳ –  ارتجاع ساطور خونین استعمار      ۴ –  منبع خورشید      ۵ –  ورک شهید      ۶  &#8211;  اخبار &#160; &#160; نویسنده : شهید عبدالقیوم رهبر تئوری و عمل انقلاب و اوضاغ کنونی ( به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت قهرمان ملی و بنیانگذار&#8221;ساما&#8221;) ۱ – دیدگاه های اساسی (ساما) در جنگ آزادیبخش: امپریالیسم غدار و جنایت پیشۀ روس برپایۀ سیاست عظمت طلبانه وتوسعه جویانۀ خود، که نه مقدرات ملتی برایش ارزش دارد و نه سرنوشت مردمی، سرانجام بعد از قریب  یکربع قرن تمهید گستاخانه دست دراز مداخله وتهاجم خود را از آستین &#8220;مسالمت&#8221; برکشید و بعد از بریدن گلوی فریفتۀ خود سردار داود در مسلخ نیرنگ استعماری مشتی اراذل میهن فروش را بر اریکۀ قدرت سیاسی نشانید.کودتای هفتم ثور که میخواست کشور ما را در یک پروسۀ تحول منفی – از کشوری وابسته به روس به کشوری مستعمرۀ روس &#8211; مبدل سازد ، ناگزیر واکنشی درمیان قاطبۀ ملت ما به شمول نیروهای سیاسی سازمان یافتۀ جامعه داشت.تعدادی از نیروهای سیاسی که سرنوشت ومقدارات خود را در گرو بیگانگان داشته بعد از کودتای ننگین خیلی زود به تخلیۀ مواضع خود پرداختند و راهی کشورهای همسایه و بیگانه شدند. همراه با این نیروها تعدادی از شخصیت های اجتماعی جامعه ما نیز که بنابر علایق اجتماعی حاکم دارای نفوذی کم یا بیش در جامعه بودند؛ در بیرون از مرزهای کشور به سازماندهی مقاومت خود بخودی مردم پرداختند. مجموع این نیروها در خارج کشور مقاومتی &#8221; از محیط به مرکز&#8221; را علیه رژیم کودتا سازماندهی کردند و برپایۀ این موقعیت تمام سیاست های تبلیغاتی و نظامی خود را نیز طرح وعملی ساختند.برخی دیگر که آمدن کودتای ثور را نوعی &#8220;رفرمیسم&#8221; تلقی میکردند و درنتیجه به فروکش جنبش سیاسی اعتقاد یافته بودند در زندان گروه گرائی تکروانۀ خود محبوس گردیدند. تعدادی نیز به امید اینکه ارباب گوشۀ چشمی نیز به آنها خواهد انداخت اطرافیان و پیروان خود را برسم قربانی در طبق اخلاص به &#8220;نابغه&#8221; جنایت و ارباب خونخوارش تقدیم نمودند و کسانی نیز به انتظار اینکه شاید درسیناریوی جدید نقشی برای آنها نیز درنظر گرفته خواهد شد از برخورد فعال و ریشه ای به کودتا به عناوین مختلف سربازمیزدند و. . . در چنین جو سیاسی فرزندان صدیق مردم، فرزندان رنج و مبارزه، در داخل کشور و درمتن مبارزات حاد اجتماعی و ملی هستۀ نوعی دیگر از مقاومت را ریختند: &#8220;مقاومت از مرکز به محیط &#8221; را ، که در استراتژی مبارزاتی خود، و دراعمال روزمرۀ خود از سازمانهائی که میلاد و نیرومندی خود را مرهون بیگانه و خارج اند، بصورت کیفی متفاوت بود.سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که به همت انقلابیون بزرگ وپاکباز این سرزمین و در پیشاپیش آنها مجید شهید- بنیاد گذاشته شد بدیلی علمی و انقلابی هم برای حرکت خود بخودی توده وهم برای سازماندهی های خارج کشوری بود و در واقع تجسم عملی این مقاومت &#8221; مرکز به محیط &#8221; و هستۀ نیرومند و پر تحرک آن بود. سازمان ما در ازدحام نوسانات متعدد به آواز رسا اعلام نمود که &#8221; امپریالیسم روس در قمار کودتاها رویای شیرین غارت این سرزمین را در سر می پروراند&#8221; و &#8220;کودتای هفت ثور تجاوز آشکار و رهزنانه سوسیال امپریالیسم روس بر استقلال و حاکمیت ملی مردم ماست&#8221; بنأ &#8220;مردم قهرمان ما که با عشق شکوهنمد به میهن وبا دلبستگی غرور انگیز به نوامیس ملی و در راه آزادی، رفاه و کرامت انسانی میرزمند ، نمیتوانند در مقابل این گستاخی شرارت بار استعمار روس  بی تفاوت باقی بماند&#8221;.اساسی ترین مسئله در &#8220;مقاومت مرکز به محیط&#8221; ایجاد یک حرکت همزمان عمودی و افقی است. حرکت عمودی که بر روی آگاه ترین و استوار ترین و پیشرفته ترین عناصر جامعه اتکاء نماید تا بتواند مقاومت را درهر لحظه بطرف ریشه ای شدن واعتلاء سوق بدهد ، و حرکت افقی که بتواند ناهمگونی تاریخی – سیاسی موجود در جامعه را در محراق واحدی جمع کند و آنرا در یک حرکت سیاسی آنچنان ذوب سازد که علی الرغم تفاوتهای کمی و کیفی از یکدیگر تا رسیدن به هدف نهائی &#8211; که در شرایط موجود آزادی ملی است – بتواند مانند تن واحد حرکت نمایند.حرکت به طرف ژرفا بدون سازمان پیشتازی که بتواند گروه ها ولایه های اجتماعی انقلابی را به طور کامل برای زدودن همه جانبه مناسبات استعماری و ریشه کن کردن آن بسیج نماید و آنرا در اشکال مناسب سازماندهی کند، امکان پذیر نیست. &#8221; انقلاب اجتماعی و ملی عملیه ایست آگاهانه، هدفمند و متشکل از این رو پیروزی جهاد کبیرملی ما، با سمتگیری مترقی و انقلابی، مستلزم سازماندهی، ایجاد و پشتیبانی از سازمان پیشتازی است که تمام نیروهای مجاهد ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی آگاهانه و جانبازانه تنظیم و رهبری نماید. بدون چنین سازمانی آرمان ملی وانقلابی مردم افغانستان و به گواهی تاریخ – برآورده نخواهد شد.&#8221;( بعدأ درین مورد به تفصیل بیشتری صحبت خواهیم کرد).حرکت افقی این مقاومت باید تمام نیروهای انقلابی ، مترقی و دموکرات ملی را که به نجات میهن در نظر وعمل علاقمندند باید دریک جبهۀ گستردۀ ملی گرد آورد بدون اینکه پیش شرط های ایدئولوژیک، سیاسی ویا غیره را ملاک این وحدت قرار دهند.پیشنهاد جبهۀ آزادیبخش ملی در اولین اعلامیۀ (ساما) و ایجاد جبهه متحد ملی افغانستان متعاقب ایجاد &#8220;ساما&#8221; در واقع تمثیل کننده این خواست برحق مردم ما و پیشنهاد( ساما) بود که در سال ۵۸/۷۹ به تحقق پیوست و تا اکنون نیز سازمان ما در چارچوب آن با دیگر نیروهای همسوی وهم فکر به مبارزه خود برای تحقق اهداف مشترک آزادی ملی ودموکراسی و عدالت اجتماعی مشغول است.این مقاومت بایستی شدیدأ متکی به  خود ومتکی به مردم خود باشد. اتکاء به مردم به مفهوم دفاع از منافع بلا فصل و دراز مدت آنها ، راه یابی سیاسی برای مشکلات آنها وحل معضلات روزمره آنها درخلال جنگ مقاومت است. چنانچه اتکاء بخود، طرد هرگونه وابستگی است چه بصورت صریح یا ضمنی، واضح یا پنهان خواسته یا نخواسته. بدین مناسبت سازمان ما افتخار دارد که تحت رهنمائی های داهیانۀ مجید شهید و &#8220;خط مشی مستقل ملی و انقلابی&#8221; را اساس روابط ومناسبات بین المللی خود قرار داده که از آنوقت تاکنون سخت به آن وفادار است.سازمان ما به صراحت اعلام کرده است که: &#8220;چه جبونانه وخائنانه است نوحۀ جغد آسای آنانیکه به امواج خروشان قهر مردم وسمت گیری درست ونهائی آن باور ندارند و راه رستگاری و نجات را نه با مردم بلکه با یک دشمن علیه دشمن دیگر سراغ می نمایند. و یا از بین دو دشمن گوشه گیری وانزوای بیدرد سر را در پیش میگیرند.&#8221; توگوئی مجید شهید و سازمانش سال بعد از آنروز- امروز- را میدیند! این مقاومت باید در پهلوی مردم به مبارزه بپردازد و در مبارزه رویاروی با دشمن قرار گرفته تمام مظاهر فرار طلبی را در نظر و عمل محکوم نماید.سازمان ما تأکید ورزیده است که رهبری &#8220;خارج کشوری&#8221; و حرکت از&#8221;محیط به مرکز&#8221; بنابر تجربۀ تاریخ در تمام جنبش های ضد استعماری به شکست انجامیده است و در افغانستان نیز علی الرغم پشتوانه مادی تسلیحاتی بی حد وحصر و همبستگی وسیع بین المللی این گونه حرکت نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. شکست &#8220;مقاومت محیط بمرکز&#8221; به هیج وجه به معنی شکست مقاومت مردم نیست و درهیج کشوری اینچنین نبوده است. هم هویت شدن و یا هم هویت کردن این دو مقوله شعبده بازی خطرناکی است که بازیکنان احمق آنرا در پرتگاه نفرین تاریخ می اندازد.مبارزۀ رویاروی با دشمن ، زندگی در میان مردم ، درک رنج ها وسیه روزیهای آنها، فهم کمبودها وکشیدن رهنمودهای لازم از اوضاع مشخص مسئله ای تبلیغاتی نیست بلکه مسئله ایست که علی الرغم اینکه به یک عامل مکانی تعلق میگیرد تاثیرات ژرفی را بروی مجموع میکانیزم جنبش میگذارد. سازمان تولد یافته ورشد کرده در خارج کشور باید ضرورت ها و الزامات کشور میزبان را در سیاست های خود مراعات نماید وچه بسا که بصورت ابزار منفعلی در دست آنها قرار گیرد وخود را از منافع والای ملی خود مبرا سازد، چه این جدائی با مقوله های انقلابی نما باشد و یا با پوشش های متبرک تبرئه گردد. به هر حال جنبش را از حالت ملی آن دور میسازد و مایه ضد استعماری بیگانه آنرا تضعیف مینماید.این مقاومت باید از منافع تاریخی و انقلابی مردم دفاع نماید . یعنی اینکه مبارزۀ ضد استعماری باید به آنچنان دگرگونی های ژرف اجتماعی – سیاسی و فرهنگی برسد تا انسان بینوای افغان بتواند ضمن واژگونی جهان استعماری به ارتقاء شخصیت وآگاهی خود برای کسب آزادی واقعی و بنیادی بپردازد. آزادی ملی که اکنون هدف عمده مقاومت مردم در برابر توسعه جوئی روس است اگر با آزادی اجتماعی و فرهنگی انسان مقاومت کننده توأم نگردد، در آنصورت خطراینکه درجهان پر از پیچیدگی های کنونی بعنوان ابزار منفعلی مورد سوء استفاده قرار گیرد بیش از حد زیاد است.نخستین اعلامیه (ساما) میگوید: &#8221; تجارب سراسر جامعۀ بشری و منجمله نبردهای ضد امپریالیستی پارینه خلق ما به بهای خون هزاران فرزند پاکباز این سرزمین مؤید این حقیقت است که آزادی ملی بدون دموکراسی واقعی، عدالت اجتماعی و گرایش مترقی جز اسارت نوین وضیاع خونهای ریخته شده پی آمدی نداشته ونخواهد داشت.&#8221;(اعلامیه &#8220;ساما&#8221;) ۲- تجارب حاصله از مقاومت شش سال اخیر: مقاومت ملی ما اکنون وارد هفتمین سال خود شده است. کوهی از تجارب ، دستاوردها وکاستی ها بر دوش آن سنگینی میکند. شگفت انگیز ترین عامل درین مقاومت، استواری سرسختانۀ توده های ملیونی مردم است، که علی الرغم تمام کاستی ها وکمبودها هنوز هم با ظرفیت عظیم خود به مقاومت و مبارزه مشغول اند و کوچکترین فتوری در ارادۀ رزمجویانۀ آنها دیده نمیشود. بررسی همه جانبۀ این تجربه اکنون برای ما مقدور نیست ما فقط میخواهیم نکاتی چند را درینجا عنوان کنیم تا بعنوان فتح بابی بتوانیم ما ویا دیگران به جمعبندی جوانب دیگر آن بپردازیم.الف:- جنگ دراز مدت مردم: مفهوم جنگ دراز مدت تا کن ون در میان بسیاری از مردم وحتی کسانیکه درگیر مبارزۀ مسلحانه اند بطور میکانیکی فقط با فکتور زمان اندازه گیری میشود، درحالیکه این مفهوم عمیقتر ازآن است. جنگ دراز مدت برعلاوه فاکتور زمانی سلسله ضرورت ها وتغییرات لزومی را نیز باخود دارد.اولأ درجنگ دراز مدت یک بسیج عمومی ودائمی ضرور است، یک حرکت انفجاری ضد استعماری توده ای که شاید سالها طول بکشد نمیتواند یک جنگ دراز مدت را تمثیل نماید. برای بسیج عمومی باید آنچنان پشتوانۀ فکری ، سیاسی را ایجاد کرد تا مردم برپایۀ آن بتوانند سالهای سال در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بایستند. ما درجنگ خود شاهد کمبود این گونه بسیج هستیم . نیروهای بنیادگرا همواره بر احساسات مذهبی مردم دراین بسیج تکیه میکنند که در مراحل اول جنگ ضروری، وبطور عالی توانست مردم را در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بسیج نماید. ولی اکنون بعد از گذشت شش سال علائمی نشان داده میشود که تنها برین عامل بسنده کردن- در صورتیکه مزدوران استعمار مزورانه خود را حافظ ارزشهای مذهبی مقدس مردم ما نشان میدهند- میتواند خلائی در بسیج عمومی ایجاد نماید. فقط یک عامل سیاسی روشن که حیثیت محرک دایم التجددی را داشته باشد و آن چیزی باشد که استعمارگر و مزدورانش آنرا بر آورده نتوانسته و هم بتوانند خود را با آن همنوا نشان دهند و آن عامل آزادی است که توسط استعمارگر سلب شده است، آزادی وطن اسیر وآزادی هموطن بپاخاسته.جنگ دراز مدت نظم اقتصادی – اجتماعی  ومناسبات حاکم برجامعۀ قبل از جنگ را فرو میریزد و نظمی دیگر برپا میسازد که یا بصورت خودبخودی بر ویرانه های جنگ بروز مینماید و یا بصورت آگاهانه تنظیم میشود. هرقدر این نظم نو بطورآگاهانه و توسط نیروهای انقلابی بوجود آید، تطبیق گردد و در میان مردم جای خود را باز نماید تا همان حد از تعقیدات جانبی آن در میان مردم – که هر تغییر جدیدی بوجود میآورد- کاسته میگردد و مجال سوء استفاده دشمن از ورای آن ناممکن خواهد بود. و هر قدر این مسئله بر پایه حرکت خود بخودی جامعه استوار باشد تا همان اندازه میتواند موجب تعقیدات متعدد در مناسبات میان مردم گردد.  بطور مثال مسئله ملکیت را در نظر بگیریم: تعداد زیادی از مردم ما ملکیت های خورد وبزرگ خود را در افغانستان گذاشته و خود مهاجرت کرده اند و یا اینکه هنوزهم در مناطق شبه آزاد خود زندگی میکنند. ولی آیا مناسبات ملکیت در کشور ما مانند قبل از جنگ است؟ قطعأ نی ! این مناسبات بطور ریشه ای و یا جزئی تغییر خورده...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center">
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal"><font color="#000000"> </font> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-347" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/nida_8.jpg" border="0" width="240" height="168" /></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-254" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/01/neda_head.jpg" border="0" width="328" height="152" /></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
</div>
<p style="border-top: #000 1px solid; border-bottom: #000 1px solid" dir="rtl" align="center">شماره هشتم            دوره دوم           سال چهارم              جوزا  ۱۳۶۳    (   جون  ۱۹۸۴ . م ) </p>
<p dir="rtl" align="justify">           درین شماره :<br />       ۱-   تئوری و عمل انقلاب و . . . <br />      ۲ –  یا مرگ یا آزادی<br />      ۳ –  ارتجاع ساطور خونین استعمار<br />      ۴ –  منبع خورشید<br />      ۵ –  ورک شهید<br />      ۶  &#8211;  اخبار</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">نویسنده : شهید عبدالقیوم رهبر</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt" dir="rtl" align="justify">تئوری و عمل انقلاب و اوضاغ کنونی</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 10pt" dir="rtl" align="justify">( به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت قهرمان ملی و بنیانگذار&#8221;ساما&#8221;)</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۱ – دیدگاه های اساسی (ساما) در جنگ آزادیبخش:</p>
<p dir="rtl" align="justify">امپریالیسم غدار و جنایت پیشۀ روس برپایۀ سیاست عظمت طلبانه وتوسعه جویانۀ خود، که نه مقدرات ملتی برایش ارزش دارد و نه سرنوشت مردمی، سرانجام بعد از قریب  یکربع قرن تمهید گستاخانه دست دراز مداخله وتهاجم خود را از آستین &#8220;مسالمت&#8221; برکشید و بعد از بریدن گلوی فریفتۀ خود سردار داود در مسلخ نیرنگ استعماری مشتی اراذل میهن فروش را بر اریکۀ قدرت سیاسی نشانید.<br />کودتای هفتم ثور که میخواست کشور ما را در یک پروسۀ تحول منفی – از کشوری وابسته به روس به کشوری مستعمرۀ روس &#8211; مبدل سازد ، ناگزیر واکنشی درمیان قاطبۀ ملت ما به شمول نیروهای سیاسی سازمان یافتۀ جامعه داشت.<br />تعدادی از نیروهای سیاسی که سرنوشت ومقدارات خود را در گرو بیگانگان داشته بعد از کودتای ننگین خیلی زود به تخلیۀ مواضع خود پرداختند و راهی کشورهای همسایه و بیگانه شدند. همراه با این نیروها تعدادی از شخصیت های اجتماعی جامعه ما نیز که بنابر علایق اجتماعی حاکم دارای نفوذی کم یا بیش در جامعه بودند؛ در بیرون از مرزهای کشور به سازماندهی مقاومت خود بخودی مردم پرداختند. مجموع این نیروها در خارج کشور مقاومتی &#8221; از محیط به مرکز&#8221; را علیه رژیم کودتا سازماندهی کردند و برپایۀ این موقعیت تمام سیاست های تبلیغاتی و نظامی خود را نیز طرح وعملی ساختند.<br />برخی دیگر که آمدن کودتای ثور را نوعی &#8220;رفرمیسم&#8221; تلقی میکردند و درنتیجه به فروکش جنبش سیاسی اعتقاد یافته بودند در زندان گروه گرائی تکروانۀ خود محبوس گردیدند. تعدادی نیز به امید اینکه ارباب گوشۀ چشمی نیز به آنها خواهد انداخت اطرافیان و پیروان خود را برسم قربانی در طبق اخلاص به &#8220;نابغه&#8221; جنایت و ارباب خونخوارش تقدیم نمودند و کسانی نیز به انتظار اینکه شاید درسیناریوی جدید نقشی برای آنها نیز درنظر گرفته خواهد شد از برخورد فعال و ریشه ای به کودتا به عناوین مختلف سربازمیزدند و. . . <br />در چنین جو سیاسی فرزندان صدیق مردم، فرزندان رنج و مبارزه، در داخل کشور و درمتن مبارزات حاد اجتماعی و ملی هستۀ نوعی دیگر از مقاومت را ریختند: &#8220;مقاومت از مرکز به محیط &#8221; را ، که در استراتژی مبارزاتی خود، و دراعمال روزمرۀ خود از سازمانهائی که میلاد و نیرومندی خود را مرهون بیگانه و خارج اند، بصورت کیفی متفاوت بود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که به همت انقلابیون بزرگ وپاکباز این سرزمین و در پیشاپیش آنها مجید شهید- بنیاد گذاشته شد بدیلی علمی و انقلابی هم برای حرکت خود بخودی توده وهم برای سازماندهی های خارج کشوری بود و در واقع تجسم عملی این مقاومت &#8221; مرکز به محیط &#8221; و هستۀ نیرومند و پر تحرک آن بود. <br />سازمان ما در ازدحام نوسانات متعدد به آواز رسا اعلام نمود که &#8221; امپریالیسم روس در قمار کودتاها رویای شیرین غارت این سرزمین را در سر می پروراند&#8221; و &#8220;کودتای هفت ثور تجاوز آشکار و رهزنانه سوسیال امپریالیسم روس بر استقلال و حاکمیت ملی مردم ماست&#8221; بنأ &#8220;مردم قهرمان ما که با عشق شکوهنمد به میهن وبا دلبستگی غرور انگیز به نوامیس ملی و در راه آزادی، رفاه و کرامت انسانی میرزمند ، نمیتوانند در مقابل این گستاخی شرارت بار استعمار روس  بی تفاوت باقی بماند&#8221;.<br />اساسی ترین مسئله در &#8220;مقاومت مرکز به محیط&#8221; ایجاد یک حرکت همزمان عمودی و افقی است. حرکت عمودی که بر روی آگاه ترین و استوار ترین و پیشرفته ترین عناصر جامعه اتکاء نماید تا بتواند مقاومت را درهر لحظه بطرف ریشه ای شدن واعتلاء سوق بدهد ، و حرکت افقی که بتواند ناهمگونی تاریخی – سیاسی موجود در جامعه را در محراق واحدی جمع کند و آنرا در یک حرکت سیاسی آنچنان ذوب سازد که علی الرغم تفاوتهای کمی و کیفی از یکدیگر تا رسیدن به هدف نهائی &#8211; که در شرایط موجود آزادی ملی است – بتواند مانند تن واحد حرکت نمایند.<br />حرکت به طرف ژرفا بدون سازمان پیشتازی که بتواند گروه ها ولایه های اجتماعی انقلابی را به طور کامل برای زدودن همه جانبه مناسبات استعماری و ریشه کن کردن آن بسیج نماید و آنرا در اشکال مناسب سازماندهی کند، امکان پذیر نیست. <br />&#8221; انقلاب اجتماعی و ملی عملیه ایست آگاهانه، هدفمند و متشکل از این رو پیروزی جهاد کبیرملی ما، با سمتگیری مترقی و انقلابی، مستلزم سازماندهی، ایجاد و پشتیبانی از سازمان پیشتازی است که تمام نیروهای مجاهد ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی آگاهانه و جانبازانه تنظیم و رهبری نماید. بدون چنین سازمانی آرمان ملی وانقلابی مردم افغانستان و به گواهی تاریخ – برآورده نخواهد شد.&#8221;( بعدأ درین مورد به تفصیل بیشتری صحبت خواهیم کرد).<br />حرکت افقی این مقاومت باید تمام نیروهای انقلابی ، مترقی و دموکرات ملی را که به نجات میهن در نظر وعمل علاقمندند باید دریک جبهۀ گستردۀ ملی گرد آورد بدون اینکه پیش شرط های ایدئولوژیک، سیاسی ویا غیره را ملاک این وحدت قرار دهند.<br />پیشنهاد جبهۀ آزادیبخش ملی در اولین اعلامیۀ (ساما) و ایجاد جبهه متحد ملی افغانستان متعاقب ایجاد &#8220;ساما&#8221; در واقع تمثیل کننده این خواست برحق مردم ما و پیشنهاد( ساما) بود که در سال ۵۸/۷۹ به تحقق پیوست و تا اکنون نیز سازمان ما در چارچوب آن با دیگر نیروهای همسوی وهم فکر به مبارزه خود برای تحقق اهداف مشترک آزادی ملی ودموکراسی و عدالت اجتماعی مشغول است.<br />این مقاومت بایستی شدیدأ متکی به  خود ومتکی به مردم خود باشد. اتکاء به مردم به مفهوم دفاع از منافع بلا فصل و دراز مدت آنها ، راه یابی سیاسی برای مشکلات آنها وحل معضلات روزمره آنها درخلال جنگ مقاومت است. <br />چنانچه اتکاء بخود، طرد هرگونه وابستگی است چه بصورت صریح یا ضمنی، واضح یا پنهان خواسته یا نخواسته. بدین مناسبت سازمان ما افتخار دارد که تحت رهنمائی های داهیانۀ مجید شهید و &#8220;خط مشی مستقل ملی و انقلابی&#8221; را اساس روابط ومناسبات بین المللی خود قرار داده که از آنوقت تاکنون سخت به آن وفادار است.<br />سازمان ما به صراحت اعلام کرده است که: &#8220;چه جبونانه وخائنانه است نوحۀ جغد آسای آنانیکه به امواج خروشان قهر مردم وسمت گیری درست ونهائی آن باور ندارند و راه رستگاری و نجات را نه با مردم بلکه با یک دشمن علیه دشمن دیگر سراغ می نمایند. و یا از بین دو دشمن گوشه گیری وانزوای بیدرد سر را در پیش میگیرند.&#8221; توگوئی مجید شهید و سازمانش سال بعد از آنروز- امروز- را میدیند! این مقاومت باید در پهلوی مردم به مبارزه بپردازد و در مبارزه رویاروی با دشمن قرار گرفته تمام مظاهر فرار طلبی را در نظر و عمل محکوم نماید.<br />سازمان ما تأکید ورزیده است که رهبری &#8220;خارج کشوری&#8221; و حرکت از&#8221;محیط به مرکز&#8221; بنابر تجربۀ تاریخ در تمام جنبش های ضد استعماری به شکست انجامیده است و در افغانستان نیز علی الرغم پشتوانه مادی تسلیحاتی بی حد وحصر و همبستگی وسیع بین المللی این گونه حرکت نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. شکست &#8220;مقاومت محیط بمرکز&#8221; به هیج وجه به معنی شکست مقاومت مردم نیست و درهیج کشوری اینچنین نبوده است. هم هویت شدن و یا هم هویت کردن این دو مقوله شعبده بازی خطرناکی است که بازیکنان احمق آنرا در پرتگاه نفرین تاریخ می اندازد.<br />مبارزۀ رویاروی با دشمن ، زندگی در میان مردم ، درک رنج ها وسیه روزیهای آنها، فهم کمبودها وکشیدن رهنمودهای لازم از اوضاع مشخص مسئله ای تبلیغاتی نیست بلکه مسئله ایست که علی الرغم اینکه به یک عامل مکانی تعلق میگیرد تاثیرات ژرفی را بروی مجموع میکانیزم جنبش میگذارد. سازمان تولد یافته ورشد کرده در خارج کشور باید ضرورت ها و الزامات کشور میزبان را در سیاست های خود مراعات نماید وچه بسا که بصورت ابزار منفعلی در دست آنها قرار گیرد وخود را از منافع والای ملی خود مبرا سازد، چه این جدائی با مقوله های انقلابی نما باشد و یا با پوشش های متبرک تبرئه گردد. به هر حال جنبش را از حالت ملی آن دور میسازد و مایه ضد استعماری بیگانه آنرا تضعیف مینماید.<br />این مقاومت باید از منافع تاریخی و انقلابی مردم دفاع نماید . یعنی اینکه مبارزۀ ضد استعماری باید به آنچنان دگرگونی های ژرف اجتماعی – سیاسی و فرهنگی برسد تا انسان بینوای افغان بتواند ضمن واژگونی جهان استعماری به ارتقاء شخصیت وآگاهی خود برای کسب آزادی واقعی و بنیادی بپردازد. <br />آزادی ملی که اکنون هدف عمده مقاومت مردم در برابر توسعه جوئی روس است اگر با آزادی اجتماعی و فرهنگی انسان مقاومت کننده توأم نگردد، در آنصورت خطراینکه درجهان پر از پیچیدگی های کنونی بعنوان ابزار منفعلی مورد سوء استفاده قرار گیرد بیش از حد زیاد است.<br />نخستین اعلامیه (ساما) میگوید: &#8221; تجارب سراسر جامعۀ بشری و منجمله نبردهای ضد امپریالیستی پارینه خلق ما به بهای خون هزاران فرزند پاکباز این سرزمین مؤید این حقیقت است که آزادی ملی بدون دموکراسی واقعی، عدالت اجتماعی و گرایش مترقی جز اسارت نوین وضیاع خونهای ریخته شده پی آمدی نداشته ونخواهد داشت.&#8221;(اعلامیه &#8220;ساما&#8221;)</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۲- تجارب حاصله از مقاومت شش سال اخیر:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مقاومت ملی ما اکنون وارد هفتمین سال خود شده است. کوهی از تجارب ، دستاوردها وکاستی ها بر دوش آن سنگینی میکند. شگفت انگیز ترین عامل درین مقاومت، استواری سرسختانۀ توده های ملیونی مردم است، که علی الرغم تمام کاستی ها وکمبودها هنوز هم با ظرفیت عظیم خود به مقاومت و مبارزه مشغول اند و کوچکترین فتوری در ارادۀ رزمجویانۀ آنها دیده نمیشود. بررسی همه جانبۀ این تجربه اکنون برای ما مقدور نیست ما فقط میخواهیم نکاتی چند را درینجا عنوان کنیم تا بعنوان فتح بابی بتوانیم ما ویا دیگران به جمعبندی جوانب دیگر آن بپردازیم.<br />الف:- جنگ دراز مدت مردم: <br />مفهوم جنگ دراز مدت تا کن ون در میان بسیاری از مردم وحتی کسانیکه درگیر مبارزۀ مسلحانه اند بطور میکانیکی فقط با فکتور زمان اندازه گیری میشود، درحالیکه این مفهوم عمیقتر ازآن است. جنگ دراز مدت برعلاوه فاکتور زمانی سلسله ضرورت ها وتغییرات لزومی را نیز باخود دارد.<br />اولأ درجنگ دراز مدت یک بسیج عمومی ودائمی ضرور است، یک حرکت انفجاری ضد استعماری توده ای که شاید سالها طول بکشد نمیتواند یک جنگ دراز مدت را تمثیل نماید. برای بسیج عمومی باید آنچنان پشتوانۀ فکری ، سیاسی را ایجاد کرد تا مردم برپایۀ آن بتوانند سالهای سال در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بایستند. ما درجنگ خود شاهد کمبود این گونه بسیج هستیم . نیروهای بنیادگرا همواره بر احساسات مذهبی مردم دراین بسیج تکیه میکنند که در مراحل اول جنگ ضروری، وبطور عالی توانست مردم را در مقابل استعمارگر و مزدوران آن بسیج نماید. ولی اکنون بعد از گذشت شش سال علائمی نشان داده میشود که تنها برین عامل بسنده کردن- در صورتیکه مزدوران استعمار مزورانه خود را حافظ ارزشهای مذهبی مقدس مردم ما نشان میدهند- میتواند خلائی در بسیج عمومی ایجاد نماید. فقط یک عامل سیاسی روشن که حیثیت محرک دایم التجددی را داشته باشد و آن چیزی باشد که استعمارگر و مزدورانش آنرا بر آورده نتوانسته و هم بتوانند خود را با آن همنوا نشان دهند و آن عامل آزادی است که توسط استعمارگر سلب شده است، آزادی وطن اسیر وآزادی هموطن بپاخاسته.<br />جنگ دراز مدت نظم اقتصادی – اجتماعی  ومناسبات حاکم برجامعۀ قبل از جنگ را فرو میریزد و نظمی دیگر برپا میسازد که یا بصورت خودبخودی بر ویرانه های جنگ بروز مینماید و یا بصورت آگاهانه تنظیم میشود. هرقدر این نظم نو بطورآگاهانه و توسط نیروهای انقلابی بوجود آید، تطبیق گردد و در میان مردم جای خود را باز نماید تا همان حد از تعقیدات جانبی آن در میان مردم – که هر تغییر جدیدی بوجود میآورد- کاسته میگردد و مجال سوء استفاده دشمن از ورای آن ناممکن خواهد بود. و هر قدر این مسئله بر پایه حرکت خود بخودی جامعه استوار باشد تا همان اندازه میتواند موجب تعقیدات متعدد در مناسبات میان مردم گردد.  بطور مثال مسئله ملکیت را در نظر بگیریم: تعداد زیادی از مردم ما ملکیت های خورد وبزرگ خود را در افغانستان گذاشته و خود مهاجرت کرده اند و یا اینکه هنوزهم در مناطق شبه آزاد خود زندگی میکنند. ولی آیا مناسبات ملکیت در کشور ما مانند قبل از جنگ است؟ قطعأ نی ! این مناسبات بطور ریشه ای و یا جزئی تغییر خورده است و لیکن جنبش مقاومت هربخش برای خود راه حلی برای آن دارد. هر سازمان طبق رهنمودهای عمومی خود کار میکنند و یا هرقوماندان جنگ در منطقه خود &#8221; پخپل سر&#8221; و مطابق میل خود عمل میکند. این نوع هرج ومرج درمناسبات میان مالکان وحافظان نظم و مناسبات اجتماعی در مناطق &#8211; قوماندانان  جنگ مقاومت &#8211; پایۀ استفاده جوئی های دشمن است.<br />جنگ دراز مدت ما عدۀ زیادی از اهالی روستا را به شهرهای بزرگ کشانده است. عوامل آن متعدد است – که اکنون مورد بحث ما نیست- ولی نوعی فراگرد شهروندی شدن(Urbanisation) بطور سریعی در حال شکل گیری است که تغییرات اجتماعی ملازم آن یقینا در دراز مدت بروی جنبش خود را تحمیل خواهد کرد. بوجود آمدن یک قشر خرده پای جدید در شهرها، کارگری شدن جامعه بطور سریع، بوجودآمدن قشر لومپن Lumpen) ( &#8211; که برای ادامه زندگی به هر چیزی دست میزند &#8211; ولی در شرایط کنونی یا در خاد کار میکنند یا عسکر میشوند و در هر صورت فقط از طریق شکار مجاهد به زندگی خود ادامه میدهند. <br />جنگ دراز مدت بنیان خانواده ها را فرو میریزد. پدر یا کشته شده یا زندانی است و یا در جبهه میجنگد. خانواده یا مهاجرت کرده که زندگی اش در مهاجرت با دگرگونی های ژرفی روبرو میشود و اگرهم در افغانستان باشد تمام بار زندگی بروی زنان و یا اطفال کوچک می افتد. خانوادۀ سنتی افغانی را جنگ بکلی از بین برده است بدون اینکه کسی متوجه آن باشد. این خانوادۀ جدید طبق برنامه بوجود نیامده است بلکه خود جنگ وانارشیسم مستولی بر اوضاع آنرا بوجود آورده است. جنگ دراز مدت بنیان سنتی فرهنگی جامعۀ ما را از هم فرو پاشیده است و بجای آن یک فرهنگ استعماری در مقابله با فرهنگ رزمی و جهادی – ( فرهنگ مقاومت بطور کلی)- درحال رویاروئی است. فعل و انفعالات این دو فرهنگ بر پایۀ یک فرهنگ سنتی میتواند ترکیب آتیۀ فرهنگی را در دورنما نشان دهد. ولی درین ساحه نیز کار چندان با برنامه توأم نیست و ما در مقابل تهاجم همه جانبه و با برنامه استعماری توشه و زادی – برای کارخود نداریم و برنامه درستی برای آن در دست نیست. بنیادگرایان مدتی خواستند درمقابله با استعمار خود را وارث فرهنگی واقعی جا بزند ولی شکست مفتضح آن درجامعه اکنون دیگر ازچشم هر بیننده پوشیده نیست و مسئله با همان ضرورت شدید پیش روی همه قرار دارد.<br />ما اکنون در نظر نداریم این مسئله را بطور مفصل بررسی نمائیم شاید بتوانیم در فرصت های بعدی روی آن بیشتر مکث کنیم. ولی آنچه مهم است این است که در جنبش مقاومت ما در مورد جنگ دو نظر انحرافی وجود داشت و دارد که گاهی یکی و گاهی دیگری سد راه فهم واقعی این پدیده میشود:<br />در اوایل جنگ گرایشی غالب در میان سازمانها و احزاب بویژه سازمان های خارج نشین فکر&#8221; پیروزی سریع&#8221; بود آنها همواره به افراد خود و بمردم وعده میدادند که پیروزی در قاب قوسین و یا نزدیکتر از آن است. در ماه عید کابل را فتح میکنیم و در فلان ماه دشمن را سرنگون میسازیم. این وعده های سرخرمن – که هیچگاهی متحقق نگردید &#8211; و حتی نیز نمیتوانست متحقق شود بعد از گذشت شش سال اکنون به نوعی &#8221; نا امیدی از پیروزی &#8221; خود را متجلی میسازد. مضمون این نا امیدی اینست که مردم خسته شده اند. مردم میخواهند بهر قیمتی که است این جنگ خاتمه یابد، مردم دیگر حاضر نیستند بجنگند، درحالیکه این نه مردم بلکه خود این آقایان وذهن وسواسی آنهاست که خسته شده و بهر قیمتی !! که است میخواهند این جنگ را خاتمه دهند، اینها حاضر نیستند دیگر با استعمارگر بجنگند و ضعف و ناتوانی خود را باید بحساب مردم قهرمانی بگذارند که درجنگ کنونی با ظرفیت شگفت خود تمام موازین علمی- سیاسی را غنائی تازه بخشیده است.<br />واقعیت اینست که جنگ کنونی به علت اینکه یک معادله متضاد و نامتعادل را میسازد بر خلاف خواست مردم ما و با خواست استعمارگر جنگی است طولانی: جنگ چنانچه کلاوزویتس ستراتژی دان اطریشی &#8211; عبارت است از کوشش برای درهم شکستن ارادۀ طرف مقابل. ارادۀ استعمارگر برین رفته است که کشور ما را منقاد و اسیر خود سازد و اکنون که طشت رسوائی اش بر زمین خورده است ، افسانۀ شکست ناپذیری اش را درمقابل انسان سرا پا برهنه وحرمان کشیدۀ افغانی به زبونی و بیچارگی رسیده است باید ارادۀ خود را تحمیل نماید و مردم ما را منقاد و اسیر خود سازد و درین رسوائی تا آنجا پیش رفته است که اکنون بطور صریح خواب الحاق کشورما را در امپراطوری کرۀ ارضی خود می بیند. درحالیکه ارادۀ مردم قهرمان افغانستان که بیداری شورانگیز ملل دربند و اسیر و پویۀ حماسی اواخر قرن بیست را میسازد برین رفته است که استعمارگر گستاخ و لجام گسیختۀ روسی را درکوهپایه های غرور آفرین افغانستان باید شکست بدهد. <br />اگر بخواهیم از اصطلاحات مورخ توین بی استفاده نمائیم ازخلال تهاجم&#8221; challange &#8221; و مقاومت &#8220;Response &#8221; دو طرف مبارزه در واقع جنگ دو تمدن نمایان است که یکی سرنوشت دیگری را تعیین میکند. تمدن کهن و میرنده استعمار، کشورگشائی، توسعه جوئی وعظمت طلبی، تمدن نو بنیاد و زایندۀ مقاومت ، آزادیخواهی و روابط متعادل ومستقلانه میان ملل و کشور ها. پیروزی یکی دیگری را حتمأ نابود میسازد و بر تمام توازنات منطقه و بین المللی تأثیر می اندازد. <br />با اینکه استعمار روس از افغانستان شکست خورده برمیگردد و این سرآغاز شکست سوسیال امپریالیسم روس است که شکست های امپریالیسم قاره ای را درآسیا وآفریقا وشکست امپریالیسم آمریکا را درجنوب خاوری آسیا کامل میسازد و حلقۀ ناکامل شکست استعماری با این شکست کامل میگردد و استعمار کهن – وچه بسا نوین – بطور تاریخی شکست میخورد وملتها وخلقهای دست و دهان بسته دهنۀ آتشفشان مبارزات خود را باز میکنند تا این پدیدۀ غیر انسانی و نفرت انگیز بشری را برای همیشه درخود ببلعند. و یا اینکه. . . با شکست مقاومت افغانستان، ارتجاع ، استعمار و توسعه جوئی دوباره رایج میشود و مدتها لازم است که بشریت مترقی بار دیگر به دوران مد انقلاب خود برگردد.<br />از خلال این رابطۀ نا متعادل است که موقعیت وعظمت مقاومت کنونی افغانستان باید درک گردد. طرح همه جانبه این مسئله از حوصلۀ این مقال برون است وباید درجای دیگری مورد بحث قرار گیرد.<br />و با این درک است که شکست یکی از این دو اراده که یکی پشتوانه مادی شگفت انگیز دارد و دیگری پشتوانه معنوی غیر قابل تصور در مدت کمی نمیتواند انجام پذیرد. باید یکی در دیگری نفوذ کند و یا عوامل مؤثر بر یکدیگر را درخدمت خود قرار دهد تا به شکست اراده طرف مقابل مؤفق گردد. و این خواه نا خواه مدت زمان زیادی را دربر میگیرد. امپریالیسم روس این واقعیت را بخوبی درک میکند و بهمین علت نیز در حل نظامی- صرف- مقاومت چندان عجله نشان نمیدهد. چون میخواهد این اراده رزمجویانه را فاسد گرداند، سست سازد ومطیع ، بالاخره آنرا بشکند وشکست دهد.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ب: درمورد نقش سازمان پیشتاز:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مفهوم سازمان پیشتاز اینست که کتله های پیشرو انسانی بر پایه داده های علمی بشر برای تحقق راه حل ریشه ای برای آزادی واقعی جامعه و انسان در یک نهاد متناسب انقلابی متشکل و ظرفیت و افکار خودرا در عمل فعال وخلاق اجتماعی در بوتۀ آزمایش بگذارد.<br />  از این رو سازمان پیشتاز میتواند استعمار را در یک تهاجم تاریخی متقابل به عقب نشینی وا دارد، توطئه های آنرا افشاء سازد و نقاط ضعف آنرا مورد حمله قرار دهد. استعمار مانند دیگر پدیده های میرا و تاریخزده خود را در ورای افسانه ها می پوشاند تا دیگران را مشغول افسانه های خود سازد و ماهیت اصلی – نقاط ضعف وقوت  خود را از مردم جهان و حریفان خود مستور نگهدارد. سازمان پیشتاز با اسلحه علم این نقاب تزویر را میدرد وبدن فرتوت استعمار را برهنه در مقابل یورش با عظمت توده های ملیونی قرار میدهد. استعمار بر پایه های رنگارنگ برای خود زائده ای دست و پا میکند وسازمان پیشتاز مشاطه گری آنرا با سیل قیام همگانی میشوید و چهره کریه آنها را به جهانیان معرفی میکند. استعمار خود را در ورای ابزار تتاله وعظمت مادی خود میپوشاند و سازمان پیشتاز او را در موقعیت واژگون بخشی تاریخی اش مینشاند وبدینصورت شکست ونابودی حتمی او را درین موقعیت می نمایاند. بدین سان است که سازمان پیشتاز افتخار کینه توزی و خشم عمیق استعمار را کمائی میکند. <br />همچنان به همین علت است که نیروی های انقلابی و سازمان پیشتاز آن نه تنها خار چشم استعمار روس است بلکه ارتجاع هار و بر آشفته نیز به آنها بیش از استعمار کینه میورزد. <br />استعمارگر روس همزبان با ارتجاع مزدورکه درتبلیغات خود از&#8221;بن بست استراتژیک&#8221; گرایش مترقی در کشور ما صحبت میکند و از مزدوری!! نیروهای مترقی به چین و آمریکا و . . . رجز خوانی می نماید در عمل بیش از نصف بودجه های جهنمی جاسوسی و اطلاعاتی خود را بر ضد این نیروها بکار میبرند. چه آنها بخوبی میدانند که استعمار و ارتجاع هر دو بالاخره در آبشخور واحدی میچرند و از نگاه تاریخی یار و دستیار همدیگرند. اختلافات مرجله ای بخش معینی از ارتجاع با بخش معینی از استعمار جهانی نمیتواند ریشه های عمیق و بهم پیوستۀ منافع متقابل آنها را از بین ببرد و آنها بالاخره به یک حکومت ائتلافی میرسند با هم آشتی میکنند وراه حلی معقولی !! هم اختراع مینمایند وتازه مردمیکه با امواج خیره کننده مقاومت حماسی خود تاج خود پرستی توسعه جویانه را بر زمین زده است باید از دلسوزی و عطوفت سالوسانه آنها خوش هم باشند!!! <br />ولی اختلافات میان انقلاب نجات بخش ملی وسازمان پیشتازش از یک طرف و استعمارگر از طرف دیگر با ماهیت آشتی ناپذیرخود نهایت تباه کننده ایرا برای استعمار- ارتجاع دربطن خود پرورش میدهد چه بدون ریشه کن کردن نهایی شجرۀ خبیثه استعمار و استثمار این انقلاب نمیتواند به پبروزی نهائی و کامل خود برسد.<br /> تجربۀ شش سال جنگ مقاومت کنونی نیز نشان میدهد که هرگاه سازمان پیشتاز و انقلابی در مد انقلاب خود توانسته است توده های وسیع را بمبارزه بکشاند آنها را بسیج و سازماندهی نماید استعمار در بدترین وضع خود قرار داشته است و هر وقتی این سازمان بنابر عواملی به شکست ها و افتیدن ها مواجه شده و ساحه برای احزاب عقب گرا خالی مانده است دوران تشتت ها و پراگندگی ها، یأس و دلزدگی و در یک کلمه جذر انقلاب بمشاهده رسیده است.<br />در شرایط ویژۀ کشور ما که نیروهای انقلابی و سازمان پیشتاز آن از چندین جهت مورد تهاجم قرار گرفته است، هم استعمار روس و هم ارتجاع هار و برآشفته هم در داخل، و هم در ورای مرزهای افغانستان و هم در سطح بین المللی در پی نابودی و ریشه کن کردن این تناور درخت تاریخ اند. ما می بینیم که انقلاب آزادیبخش ما روز تا روز به بیگانگی از خود به مشکلات و بن بست های متعددی رسیده است. ارتجاع و پشتیبانان بین المللی آن از اظهار این حقیقت ترس دارند که بن بست موجود در جنبش مقاومت ناشی از آن خلاء تضعیفی ایست که آنها میخواهند با طرد و نفی نیروهای انقلابی وسازمان پیشتاز آن از دامن جنبش آنرا بوجود آوردند و این تلاش خمیرمایۀ تمام شکست ها و بن بستهای دیگر آنها است. آنها فکر میکنند که با نابودی فلان یا بهمان جبهۀ جنگی نیروی انقلابی میتوانند گرایش مترقی را از جامعه بزدایند، و یا فکر میکنند در صورتیکه از لحاظ مادی تخنیکی، و یا سیاسی اداری ساحۀ را بر انقلابیون تنگ سازیم در آنصورت میتوانیم راه را برای ارتجاع باز کنیم.<br />یک روند تاریخی زایا و پر از تپش و تحرک را نه میتوان با اسلحه نابود کرد ونه هم با محاصره وسرکوب به شیوه های مختلف. این گرایش از عینیت این جامعه برخاسته و تا رسیدن به آرزوهای بزرگ این ملت وجود خواهد داشت.<br />سازمان ما بعنوان اساسی ترین جزء یک حرکت پیشتاز در جامعه در خلال شش سال با اشتراک فعال درمبارزه مسلحانه ضد استعماری و با گشودن جبهات متعدد مبارزاتی توانسته است ظرفیت و توانائی خود را درحل پرابلمهای بزرگ جنگ ملی در شرایط نهایتأ بغرنج و دشوار به اثبات برساند. <br />جنبش مقاومت کنونی ما – بصراحت باید گفت – از کمبودها و کاستی های فروانی رنج میبرد. جنبش اکنون فقط در بُعد نظامی به پیش می رود. جنبش پراگنده است، دارای خصلت عملی است، جانب اجتماعی جنبش عمدتأ به فراموشی سپرده میشود که تا فقرنامه تاریخی ارتجاع آشکار نشود، جنبش از تضادهای درونی خود رنج میبرد و روز تا روز شگاف های عمیقتری برمیدارد. جنبش مورد سوء استفاده های گوناگون ملی و بین المللی قرار میگیرد و. . .<br />علت العلل  تمام این دردها و کمبودها در واقع محدودیت تأثیر نیروهای انقلابی و سازمان  پیشتاز آن است که بیرحمانه از چند طرف مورد سرکوب و محاصره است. در زدن و زدودن نیروهای انقلابی و سازمان پیشتازش، استعمار با ارتجاع &#8211; ملی و بین المللی– به طور آشکاری همدستی دارد. ولی علیرغم تمام این تلاش ها تکامل گرایش مترقی در مجموع جامعه و در میان بخشهای پیشرفته و پیشرو آن در میان انبوه متراکم ظلمت کنونی قابل مشاهده است و روز تا روز ضرورت راهگشائی یک جریان روشنگر در جنگ که بتواند معضلات و پرابلهای جنبش را از ورای امواج تخیلات فریبنده بر زمینۀ واقعیت بنشاند و یکایک آنرا حل کند بیشتر میگردد. درک این ضرورت و راه یابی برای این ضرورت در رگ و پی واقعیت فاسد کنونی و غیر قابل پذیرش است که انگیزه  اصلی تحرک نیروهای انقلابی وسازمان پیشتاز آن را می رساند.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ج :- جبهه متحد ملی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">مسئله وحدت ملی در جنگ مقاومت ضد استعماری یکی از اساسات نیروهای انقلابی و سازمان پیشتاز آن است. برخورد نسبت به مسئلۀ وحدت ملی از دیدگاهای مختلف، مواضع متفاوت و متضاد راه حل های متباینی را به همراه خود دارد. تجربه تمام کشور های که یک جنگ ضد استعماری &#8211; پیروزمند- را پشت سر گذاشته اند نشان میدهد که حرکت و فعالیت ضد استعماری در آغاز با ناهمگونی، تعددگرائی و تشتت و تا حدود زیادی با انارشیسم توأم بوده است. این حالت تعدد و ناهمگونی اساسأ از تعدد و ناهمگونی در بافت اجتماعی– اقتصادی و یا به عبارت دقیق تر از تکامل نا موزون اجتماعی اقتصادی ناشی میگردد که بازتاب خود را در سازماندهی سیاسی جامعه نیز نشان میدهد.<br /> علاوتا در جنگ ضد استعماری که نیروهای متعدد سیاسی به یکبارگی و یا به تناوب داخل صحنۀ مبارزاتی میشوند بنابر پایه های متفاوت و احیانأ متضاد اجتماعی و انگیزه های مختلف ناگزیر خود را در سازماندهی سیاسی متناسب به اهداف خود نیز متشکل میگردانند. بناءً اختلاف موجود درجنگ  مقاومت افغانستان که دارای پایه ای تاریخی و سیاسی است نمایانگر درجۀ رشد وتکامل این جنگ در سیاق اجتماعی – تاریخی آنست که از یک جانب نادیده گرفتن این عوامل وطفره رفتن از آن و طرح نیات خیر خواهانه وحدت بدون در نظر داشت این حقیقت علمی ما را به کجراهه های غیرعلمی وغیر انقلابی خواهد کشانید. ازجانب دیگر این واقعیت به هیچوجه جزئی از سرنوشت مردم  ما نبوده و قابل اصلاح وتجاوز و جاگزین کردن  واقعیتی جدید به جای آن است که از دست دادن چنین دورنمائی وخزیدن درکنج عافیت &#8221; لالا خودرا نگهدار&#8221;، تشتت کنونی را تبرئه کرده وحقانیت ابدی آنرا صحه میگذارد و به اینصورت ما در مقابل واقعیت فاسد کنونی به سجده افتیده ایم و در تغییر آن هیچگونه نقشی نداشته ایم.<br /> سازمان ما بنا بر سرشت وسرنوشت خود در اولین اعلامیه خود از تمام نیروهای ملی – وطندوست خواستار وحدت عمل در چارچوب یک برنامۀ روشن سیاسی گردید که نتیجۀ آن طرح اعلامیه جبهه متحد ملی افغانستان در سرطان ۱۳۵۸ ش بود.<br />سازمان ما با جبهه متحد ملی عقیده دارد که مضمون این وحدت در آزادی کشور از ساحۀ نفوذ مستقیم و یا غیر مستقیم، علنی و یا مخفی، کلی و یا جزئی امپریالیست ها و ابر قدرتها باید تأمین گردد و در شرایط کنونی که امپریالیسم شرارت پیشۀ روس کشور ما را به آزمونگاه سلاحهای قتالی مختلف النوع خود مبدل ساخته و بزرگترین تراژدی بعد از جنگ عمومی دوم دریک کشور مستعمره را بوجود آورده که نتیجۀ بسیار روشن آن مهاجرت یک سوم تمام نفوس کشور با قتل عام صدها هزار تن وطندوست و آزادایخواه، زندانی کردن و آدم ربائی بیش از صد هزار دیگر و نابودی تقریبا کامل شهرها و روستاهای ماست. باید تمام کوشش ما برای شکست و برون راندن این امپریالیسم جنایت پیشه و سرنگونی کامل رژیم دست نشاندۀ آن درکشور محبوب ما باشد. اکنون محور اصلی ، عمده و اساسی فعالیت تمام خلق کشور، مبارزه برای آزادی ملی از چنگال امپریالیسم روس است. هرگونه انحراف ازاین اصل روشن واقعی وخدشه ناپذیر- خواسته و یا نا خواسته، آگاهانه و یا غیرآگاهانه در خدمت استعمار روس قرار گرفتنی است.<br />تجربۀ شش سال جنگ نشان میدهد که پیش شرط های ایدئولوژیک مطروحه از جانب عده ای عناصر انحصارگر وغیر مسئول وحدت تمام جنبش را دقیقأ بطرف شکست، یا بن بست میبرد و نفع آن منحصرأ به دامن روس استعمارگر می افتد وهیچ بخشی از جنبش مقاومت نتواسته است و نمیتواند از آن طرفی نبندد پافشاری روی این گونه طرح خواه از یک دید عقب مانده و تاریخزده نشئت کند و یا توطئه گرایانه باشد نتیجۀ آن جزء دولا کردن کمر مقاومت ملی چیزی دیگری نخواهد بود.<br />از جانب دیگر &#8221; قافیه بافان&#8221; جنبش ما نیز از برج عاج تخیلات افیونی خود که گاهی به چپ می تازند و گاهی به راست نمیتوانند دشمن اصلی را بدرستی نشانه گیری نمایند وبدنصورت نه تنها خود نمیتوانند بر بیگانگی خود با جنبش غلبه نمایند بلکه با این سیاست اشتباه آمیز موجب اغتشاش فکری در میان عده ای از عناصر پاک و آزادیخواه میشوند و نیروهای جنبش را به هدر میدهند.<br />بنابرین نوع انحرافات و کمبودها به کاری روشنگرانه ، جسورانه و هدفمند نیاز دارد تا بتوان یک مفهوم علمی وانقلابی وحدت ملی را که هم منافع تاریخی مردم را تأمین نماید و هم موجب پیروزی مردم در جنگ آزادیخبش گردد، جانشین مفاهیم انحصارگرانه، عقب گرایانه و یا خود مرکز بینانه ساخت.<br />&#8221; تجارب گذشته با قاطعیت حکم میکند که در دوران امپریالیسم آزادی ملی – هرچند از شور انقلابی توده های ملیونی هم ملهم وبهره مند باشد بدون آزادی اقتصادی وعادلانه ساختن حیات اجتماعی کشور نمی تواند پایه و تضمینی داشته باشد.&#8221; ( اعلامیه جبهه متحد ملی افغانستان)<br />بدینصورت مضمون این وحدت از آزادی ملی بجانب یک دموکراسی برای توده های ملیونی امتداد یافته و به عدالت اجتماعی به مفهوم انقلابی آن میرسد.&#8221;عدالت اجتماعی ایکه منافع ستمکش ترین طبقات جامعه، تساوی راستین و همه جانبه ملیتهای کشور و نیازهای تاریخی تکامل جامعه را در جهت ایجاد جامعه فارغ از بهره کشی وستم طبقاتی و ملی پاسخ بگوید.&#8221; (همانجا)<br />فراگرد شکل گیری وحدت ملی در جامعه شدیدأ نا همگون ما که در تب یک جنگ عادلانه و انقلابی میسوزد میتواند هم بصورت ارتباط مستقیم کتله های انسانی به سازمان جبهه ای آن صورت گیرد چیزیکه در تجارب برخی از کشور ها تحت نام جبهات آزادیبخش متبلور گردیده است (جبهه آزادیبخش الجزایر، جبهه آزادیبخش آلبانی، جبهه آزادیبخش در کوریا وغیره) وهم میتواند از طریق سازمانهای سیاسی نمایندۀ گروه ها ولایه های مختلف اجتماعی دریک رابطۀ دوگانه و دو درجه ای با سازمان جبهه ای آنها صورت پذیرد. تجربه هائی که در برخی دیگر از کشورها تحت جبهه متحد ملی مسمی گردیده است و در کشور ما میتواند تلفیقی از هردو نوع ارتباط باشد. <br />از جانب دیگر ایجاد و تکامل این وحدت میتواند – چنانچه تجربه شش سال جنگ ما نشان میدهد – از طریق اعلان اعلامیه ها و دفتر های متعدد وغیره متحقق گردد و نمیتواند بنا بر الزامات و ضرورت های خارج مرزی به ویژه جلب کمک بین المللی به این وحدت تن دهد. این وحدت باید در داخل کشور از داخل سنگرهای جهاد ملی آغاز گردد و انعکاس خود را در اعلامیه ها و دفترها بیرون دهد. &#8220;اکنون ابتکار برپا داشتن پایگاه سیاسی– نظامی و تبلیغاتی مسئول و رزمجو به پاسخ نیاز مبرم جنبش علی الرغم رجزخوانی های سبکسرانه دشمن بر عهده شهامت و احساس مسئولیت رزمندگان داخل کشور است تا با برافراشتن درفش آزادی در میدان نبرد رویاروی عظمت تابناک جهاد ملی غرورخدشه ناپذیر مردم را از اتهامات بی بنیاد تبعیت از قرارگاه های پناهندگی وتأثیر پذیری از تحریکات ارتجاعی تبرئه نماید.&#8221; ( همانجا) <br />علاوه برآن بوجود آوردن وحدت ملی بنابر شرایط و اوضاع مشخص حاکم بر کشور ما نمیتواند بطور یکبار و یا یک ضربۀ متحقق گردد. به مسئله وحدت باید به عنوان یک فراگرد تاریخی – سیاسی نظر کرد که از کوچک به بزرگ، از محدودیت به پهنا و از سطحی به ژرفا در حرکت است. نطفه این فراگرد را  امواج پیشتاز جنبش میسازد که با کشاندن نیروهای همسو وهمگرای خود هم درسطح و هم درعمق آن را روز تا روز تکامل میدهد. کسانیکه در شرایط کنونی جبهه متحد ملی ناب و شسته و کامل را تقاضا دارند یا از اوضاع و شرایط کشور کاملأ بیگانه و قابل ترحم اند و یا توطئه گرانه میخواهند حرکت انقلابی نیروهای پیشتاز جامعه را که در شرایط شدیدأ نا مساعد ملی وبین المللی راه را بطرف پیروزی و روشنائی میگشاید، تخطئه نمایند که در این صورت قابل نفرین اند.<br />ولی مهمترین موضوع در مسئله وحدت ملی، هژمونی سیاسی این یا آن قطب اجتماعی است که در طی شش سال جنگ به طور کلی این مسئله به نفع یکی از اقطاب اجتماعی حل نشده است. علت به طول کشیدن این مسئله حیاتی در هر جنبش در واقع تضاد یک حالت واقعی با یک ظرفیت تاریخی است. نیروهائیکه اکنون دارای تمام شرایط باالنسبه خوب ملی و بین المللی اند از لحاظ تاریخی ظرفیت های آنان به آخر رسیده و جنگ مقاومت کنونی برای آخرین بار ظرفیت آنها را به آزمون کشاند و آنها نیز سیمای عقبمانده و متحجر خود را بطور کامل نشان دادند. وهمچنان به اثبات رساندند که آنها به هیج وجه قادر به حل مشکلات استعماری درجامعه ما نیستند. ولی نیروهائیکه دارای این ظرفیت تاریخی- اجتماعی اند توانمندی شان بنابر شرایط ویژه جنگ مقاومت ما وبنابراوضاع حاکم بر عقب گاه استراتژی جنبش بی نهایت دشوار و نامساعد است. بناءً رسیدن آنها به هژمونی انقلاب به کندی قریب به ایستائی به پیش میرود و گهگاهی وسوسه هائی را بر می انگیزد که شاید این نیرو نتواند به موقعیت تاریخی لازم خود ارتقاء نماید که خود این وسوسه مایۀ یأس وسردرگمی عدۀ زیادی از رهروان طریقت انقلابی است. </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">د: در بارۀ تاکتیکهای مانوری دشمن وموقف نیروهای مختلف در قبال آن</p>
<p dir="rtl" align="justify">   <br />امپریالیسم جنایت پیشۀ روس برپایۀ عقبماندگی فرهنگی درجامعه، رشد نا موزون اقتصادی – اجتماعی ونتایج ناشی از آن، تشتت و پراگندگی جنبش مقاومت ومهمتر از همه سیاست های خانه خراب کن و غیر مسئولانه عده ای که خود را در زیر سایۀ پیل بزرگ میدانند توانسته است بر بدنه های معینی از جنبش بطور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر سوء خود را بگذارد و بر این اساس به حرکات مانوری یعنی برای پراگندگی هرچه بیشتر جنبش بپردازد.<br />ما درینجا در مورد تمام این حرکات نمیتوانیم صحبت نمائیم. بطور مشخص میخواهیم در مورد مسئله ای که از مدتی ذهن مردم ما و مردم جهان را بخود مشغول ساخته صحبت کنیم و مقصود از حل سیاسی مسئله افغانستان است. تئوری رهنمای ما در تحلیل این قضیه و تمام قضایای دیگر واقعبینی انقلابی است که از یک جانب حقایق را باید در واقعیت ها جستجو کرد و از جانب دیگر واقعیت ها باید درجهت تأمین منافع تاریخی و انقلابی مردم سمت داده شود.<br />قبل از اینکه ما در بارۀ حل سیاسی صحبت نمائیم باید بگوئیم که حل مسئلۀ افغانستان بطور عام دارای سه حالت خواهد بود. <br />۱/ استعمار روس میخواهد کشور ما را منقاد خود سازد. مظاهر این انقیاد در روابط و مناسبات آن در کشور ما بوجود آوردن یک رژیم دست نشانده – مانند رژیم های اروپای شرقی – ربط اقتصادی ما به متروپول کومیکون و انحلال هویت ملی تاریخی مردم در خلال یک فراگرد روسی سازی جامعه است. این نوع اول حل مسئله است.<br /> ۲/ مردم افغانستان میخواهند به آزادی ملی واقعی خود برسند مظاهر این آزادی اینست که دست استعمارگران و مداخله گران بخصوص امپریالیسم روس بطور واقعی از کشور ما کوتاه شود. مردم ما رژیم سیاسی- اقتصادی خود را مطابق میل و ارادۀ خود انتخاب نمایند، روابط بین المللی آن از هر نوع فشار وتهدید آزاد باشد. با دوست خود دوستی کنند و با دشمن خود دشمنی بورزند. این نوع دوم حل مسئله افغانستان است.<br />۳/ عده ای هستند که بنابر &#8221; نیات حسنه و خیر خواهانه &#8221; و یا غرایز رسیدن بقدرت سیاسی میخواهند نقاط &#8221; التقاء و سازش&#8221; میان این دو راه حل را جستجو و پیدا کنند. مظاهر این التقاء را میتوان در نقاط ذیل خلاصه کرد. مردم افغانستان &#8220;آزادی&#8221; سیاسی خود را بدست می آورند، وعساکر روسی از افغانستان خارج میشوند و میتوانند رژیم سیاسی- اقتصادی خود را تعیین نمایند ولی حق دست درازی بر دست نشاندگان روس را ندارند. آنها یا باید در رأس دولت آیند و یا در ترکیب آن قرار بگیرند وجنایات آنها قابل محاسبه نیست آزادی اقتصادی افغانستان نیز در حدودیست که &#8220;دست آوردهای انقلاب ثور!!&#8221; محفوظ بماند یعنی مناسبات وابستگی افغانستان با روس باید حفظ شود. بخصوص پروژه های روسی در مناطق معینی از کشور- درشمال یا در جنوب شرق– بنابر اهمیت اقتصادی یا سوق الجیشی آن باید دست نخورده باقی بماند. دولت افغانستان در روابط بین المللی آزاد خواهد بود بشرط اینکه با دولت استعمارگر و جنایت پیشۀ روس دشمنی نکند.حدود این دشمنی وتعریف آن بنابر احتمال زیاد توسط خود روس تعیین میشود. بلی قصه گرگ وگوسفند معروف&#8230;  <br />به همین علت است که این نوع &#8221; نیات خیرخواهانه&#8221; نمیتواند بطور صریحی در بارۀ برنامه های خود صحبت نماید وخوش دارند همه چیز در کتمان روابط دپلوماتیک قرار داشته باشد با امید اینکه افسانه قدرت بتواند از شدت تنفر مردم نسبت به آن بکاهد. ویا معجزه های رخ بدهد وچهره ببرک شیاد در نظر مردم ما سپید شود!! و بهمین علت است که این نوع راه حل با اشتراک فعال خود مردم بوجود نمیآید باید &#8220;نخبگان&#8221; و&#8221;نمایندگان&#8221; مردم آنرا بکرسی بنشانند. این &#8220;نخبگان&#8221; و&#8221; نمایندگان&#8221; مردم هر قدر از مردم فهم آنها دور باشند بهتر و آزادانه تر میتوانند نقاط التقاء وسازش خود را هدف گیری کند و به فیصله برسند.<br />و بهمین علت است که این نوع راه حل محل تحرک مانوری امپریالیسم روس است و روس امپریالیستی روی انگیزه ها و اسباب عاجل و دراز مدت به حرکت در میان این راه حل مشغول است بدون اینکه راه حل اساسی خود را فراموش کند.<br />موقف نیروهای مختلف سیاسی در مورد راه حل سیاسی متفاوت بوده است.عده ای از نیروها سر نوشت سیاسی خود را بطور کامل با این نوع حرکت پیوند دادند،عده ای دیگر نیز مسئله را از مسیر اصلی آن انحراف داده وآنرا در مسئله ایکه چه کسی این راه حل را عملی میکند، ظاهرخان پادشاه سابق و یا کسی دیگر منحصر ساختند وتمام هم و توجه خود را متوجه نفی ورود ظاهرخان ساختند بدون اینکه به آن مسئله که مسئله نقاط التقاء وسازش است توجه خود را مبذول داشته و مردم را در مورد آن آگاه ساخته و از انحرافات حتمی و یا احتمالی موجود در این راه حل توده ها را هشدار دهند. اکنون میتوانیم بگوئیم که راه سومی- راه سازش- بعنوان یک مسئله – سیاسی، روانی و تبلیغاتی- توسط روس امپریالیستی و عده ای از عناصر سازشکار داخل جنبش بطور منظم تبلیغ میشود و راه برای تطبیق آن آهسته آهسته هموار میگردد. موقف سازمان ما در قبال این قضیه از اول تا کنون روشن بوده است و آن اینکه ما قبل از اینکه به اشکال راه حل ها بپردازیم مضمون آن برای ما تعیین کننده است.<br />سازمان ما از اول تا کنون اعلام داشته است که : &#8221; سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) سوگند یاد میکند که تا نابودی نهائی استعمار و ستم و بهره کشی  سلاح خود را بر زمین نه نهد.&#8221; ( اعلامیه سازمان)<br />&#8220;فشار توانفرسای جهانی، چند پارچگی چاکران میهن فروش روس و در اساس مقاومت خروشندۀ مردم ممکن است روس غدار را به تعویض چاکر و یا نوعی سازش با حریفان وادارسازد، زیرا که سازش وعقب نشینی در شرایط کنونی، هیجان عالمگیر ضد روسی را فروکش میدهد و به نفع روس است. بهر حال، خواست مردم افغانستان تنها با خشکانیدن ریشه های پلید استعمار- چه &#8220;شرقی&#8221; وچه &#8220;غربی&#8221;- میتواند بر آورده شود.&#8221; (خروش رعد در پکتیا)                                                          <br />تجربه شش سال جنگ مقاومت خود ما – همراه تجارب آزادیبخش دیگر کشور ها – همگی نشان دهنده اینست که استعمار فقط با قهر انقلابی توده های ملیونی جا را برای آزادی واقعی خالی میکند. در هیچ کجای دنیا استعمار با رضا و رقبت کشوری را ترک نکرده است و به اراده مردم آن سرزمین احترام نگذاشته است. جنگ مقاومت کنونی بر پایۀ اساسی مبارزۀ مسلحانه توده ای و ارتقای آن تا سطح یک جنبش آزادیبخش ملی خاص اصلی رسیدن به آرمان های بزرگ این ملت است که بخاطر آن – صدها هزار انسان گمنام این خاک در محراب آن به شهادت رسیده اند. رسیدن به یک نقطه &#8220;التقاء&#8221; با استعمار روس بر پایه منافع تاریخی و انقلابی مردم بمفهوم آزادی واقعی و عقب نشینی فوری و بدون قید وشرط عساکر اشغالگر وسپردن قدرت کشور ما بدست خود مردم آن بدون مداخله بیگانگان فقط با شکست کامل استعمار روس در افغانستان و سرنگونی کامل مزدوران آن مقدور است. <br />تئوری جنگ مسلحانه طولانی مردم نیز فقط و فقط برپایه این هدف گیری میتواند حقانیت و واقعیت خود را بنمایاند. تحقق این هدف بزرگ فقط با وحدت رسیدن قاطبۀ ملت افغانستان زیر رهبری یک خط سیاسی روشن انقلابی میسر است. خط سیاسی که قاطبه ملت را با اختلافات موجود و متعدد آن به دَور محور نجات وطن از قید استعمار متحد سازد ، پیش شرطهای عوامفربانه ایدئولوژیک را کنار بگذارد و از خود مرکز بینی و انحصارگرائی احمقانه بپرهیزد. قادر باشد برای نجات میهن برنامه دقیق، روشن وقابل تطبیق وعمل داشته باشد وبتواند تمام مردم را در عملی کردن آن بسیج، سازماندهی ومتشکل سازد. وچنانچه این پیش شرط در شرایط کنونی میسر نیست رفتن پای کوشش برای یافتن &#8221; راه حل&#8221; و&#8221; نقطه التقاء&#8221; با استعمار روس خواسته یا نا خواسته به خیانت ملی منجر میشود.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">در باره اوضاع و واقعیت های بین المللی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">   <br />کودتای ننگین هفت ثور و فرجام نامیمون آن ، تجاوز مسلحانه امپریالیسم روس بر استقلال و حق حاکمیت ملی کشور محبوب ما را به یک بارگی در گرداب متلاطم تضادهای بین المللی انداخت. تا آنجائیکه اکنون کشور ما به یکی از گره گاههای بین المللی ونقطه آتش زای انقلاب جهانی علیه امپریالیسم و استعمار مبدل گشته است. تمام کشور های جهان ، تمام قدرت های بین المللی ، خورد و بزرگ به این مسئله توجه دارند و تا این یا آن حد سیاست های بین المللی خود را در ارتباط با آن عیار میسازند. اکنون گفته میتوانیم که هچ مسئله ای در سطح جهانی با اهمیت تر و داغ تر از تجاوز امپریالیسم روس به کشور ما وجود ندارد. گرچه درجه شدت آن بنابر اوضاع و شرایط به کندی وتندی میگراید. ازین رو شناخت اوضاع جهان نتنها ما را کمک میکند تا مبارزه ضد استعماری خود را در متن اوضاع مشخص و معلومی بدرستی به پیش بریم بلکه مهمتر از آن &#8221; ما اگراز اوضاع وجریانهای کشور و جهان شناخت صحیح وهمه جانبه نداشته باشیم و دورنما را با دقت پیش بینی نکنیم این خطر وجود دارد که ثمره قربانیها وجانبازیهای ما بازهم بدست دشمنان نقاب پوش ما بیفتند و فاجعه ای درد ناکتر دامنگیر ما شود.&#8221;(خروش رعد در پکتیا) ، از این رو طرح این مسئله علاوه بر اهمیت تئوریک از ارزش عملی بلافصل مبارزاتی آینده نگر نیز برخوردار است.<br />کودتای هفت ثور و اشغال نظامی کشور ما علاوه بر اینکه نیات رهزنانه امپریالیسم روس را برای مستعمره ساختن کشور ما بر ملا ساخت و بناءً سیل قیام مردم سراسر کشور ما را برانگیخت، نیات هژمونی طلبانه و توسعه جویانه آنرا در ارتباط با حرکت پیشروی آن بطرف جنوب نیز نمایان کرد و نمیتوانست عکس العمل نیروهای مختلف جهانی را به زیان روس امپریالیستی و رژیم مزدور آن به وجود نیاورد. <br />تکامل اوضاع بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم بوجود آوردن دو ابر قدرت را بر رأس هرم جهانگشائی نشان میدهد. ابر قدرت امریکا، حریف روسیه، که مداخله روسیه در افغانستان فرصت طلائی ای برای وی بوجود آورده تا مداخلات روسیه را در ویتنام و جنوب شرق آسیا پاسخ بگوید و توازنات بین المللی را که در دهه هفتاد به نفع حریف روسی اش تغییر خورده بود دوباره مطابق میل خود بر گرداند. بعد از مداخله روس در افغانستان و پای بندی نظامی، سیاسی و اقتصادی او در کشور ما توانست تا حدودی به این مأمول خود برسد و با تهاجمات متقابل در بسیاری از نقاط جهان حریف خود را به عقب نشینی وادارد. <br />سیاست سازان آمریکائی که در تحلیلات و منطق بین المللی خود افغانستان را جزئی از مناطق نفوذ روس میدانند ، بیشتر هم شان میخکوب کردن حریف روسی شان در کوهپایه های عظمت آفرین ماست تا بتوانند با این درگیری چه در داخل اقمار شوروی و هم در سطح جهانی به ترتیب و تنظیم مجدد اوضاع به نفع خود بپردازند. ازینروست که آنها در قبال مسئله افغانستان با یک &#8220;منطق کمی&#8221; به حرکت میپردازند. برای آنها مهم  اینست که چه نیروئی بهتر و بیشتر میتواند حریف امپریالسیتی او را در افغانستان میخکوب کند. نتایج جنگ افغانستان ، دورنمای مقاومت و سرنوشت مردم افغانستان در سیاست امریکا یا هیچ نقشی ندارد و یا نقشی بی اندازه ناچیز دارد. بناءً مسئله افغانستان برای آنها نه بعنوان مسئله ایکه با سرنوشت یک ملت ارتباط دارد و باید به این ملت کمک شود بلکه بیشتر در مخالفت با روسیه است.<br />کمک های علنی و سری آنها به &#8221; مقاومت افغانستان&#8221; وقتی به بخشهای عقبگرا، تاریخزده جامعه ما سرازیر میشود، علاوه بر ارتباط سرشت، سرنوشت این نیروها بهم ، درساحۀ سیاست عملی بیشتر ازین منطق آب میخورد که توجه امریکا اساسأ بخود جنگ افغانستان است نه به نتایج آن .<br />کشورهای قاره اروپا از تشدید تخاصم بین المللی در منطقه جنوب آسیا بیم دارند و از آن میترسند که آتش این مخاصمت تا منا بع انرژی آنها برسد. اروپا که درحدود ۴۰-۶۰ درصد منابع انرژی خود را از خاور میانه و کشورهای خلیج تأمین مینماید، درآنجا حضور بالفعل دارند و میتوانند و بایستی از موجودیت خود دفاع کنند به علت آنکه منطقه جنوب آسیا محل فعالیت آنها نیست وبیشتر درین مناطق دو ابر قدرت امریکا و روسیه در برابرهم مصاف دارند، از یک مداخله جدی در قضیه افغانستان خود داری میکنند. به همین علت اروپا با یک سیاست دوپهلو در مورد افغانستان حرکت میکند. ازیک جانب با کمک های بشر دوستانه ای سیاسی اخلاقی ترس خود را از پیشروی روسیه امپریالیستی بطرف جنوب ابراز میدارند وازجانب دیگر هم بخاطر ترمز کردن تشدید مخاصمات بیشتر درپی راه حل های &#8220;سازشی- التقائی&#8221; حرکت مینمایند، تا اقلا نگذارند برای مدت معینی این آتش بیشتر به طرف حنوب زبانه بکشد. <br />بدینصورت اروپا درقضیه افغانستان نه خواست رویاروئی مستقیم با روسیه را دارد ونه هم ابزار و وسایل این مداخله در دست آنهاست و این محدودیت سیاسی – عملی است که اساس سیاست اروپا را در مورد مسئله افغانستان میسازد.<br />کشورهای &#8220;غیر منسلک&#8221; که اکثرأ با این یا آن قدرت امپریالیستی جهان &#8220;منسلک&#8221; اند این کتله گسترده بین المللی را نمیگذارند که در قضایای حاد جهان نقش ارزنده ای داشته باشند. نقش مزورانه کوبا، سوریه و لیبی و کشورهای وابسته به روس که مزدوری و چاکری خود را اکثرأ در لفافه های انقلابی نما میپوشانند، مجموعه &#8220;غیر منسلک&#8221; را به بی عملی و بی برنامه گی در مورد این مسئله مهم جهانی کشیده است که اکثرأ منافع ملت به پاخاسته ما را فدای منافع حقیر و کم نظرانه اقتصادی خود میسازند و بدتر از همه آنکه ازخشم ارباب روس نیز ترس تنفر انگیزی دارند.<br />مجموع کشور های اسلامی که بحق دولت مزدور ببرک را ازجمع خود بیرون انداخته اند از دو جهت به محدودیت دچار اند. اولأ سنگ اندازی های مزدوران روسی مانند یمن جنوبی سگ زنجیری سوسیال امپریالیسم در منطقه بحیره احمر، سوریه و لیبی که با اغواگری میخواهند از سهمگیری فعال کشورهای اسلامی در مورد مسئله افغانستان جلوگیری کرده و آنرا&#8221;بیطرف&#8221; سازند. ثانیأ سیاست نا درست اکثر این کشورها که میخواهند گرایشات معینی از مقاومت را با پترودلار خود بر سریر کامرانی برسانند غافل ازینکه این سیاست تجربه شده درکشور ما رسوائی چون رژیم ببرک را بوجود آورده ودیگر کسی نباید جرئت کند که با زور پول واسلحه کسی را بر مردم آزاده ما تحمیل نماید.<br /> دوکشور همسایه و برادر ما ایران و پاکستان قبل از همه باید از برخورد صمیمانه، برادرانه و بی شایبه ای مردمان دو کشور یاد کرد که با همبستگی عمیق خود رنج مهاجرت و سیه روزی را با هموطنان ما قسمت کرده اند. مردم ما هیچگاه فراموش نخواهند کرد که مردمان دو کشور، بخصوص مردم برادر ما پاکستان، در رنج و خوشی در تنگدستی وعشرت ومریضی وغیره واقعات روزمره هرکدام با برادران مهاجر خود آنچنان برخورد کرده اند که با برادر خود. این همبستگی وکمک بی شایبه را مردمان ما هیچگاه فراموش نخواهند کرد. <br />ولی در مورد سیاست های حاکم برین دو کشور باید گفت که جمهوری اسلامی آیت الله خمینی با دست اندازی های خود در مناطق مختلف افغانستان توسط سازمانهای مزدور خود و سپاه پاسداران خویش باعث نفاق و برادرکشی در میان مردمان ما شده است. این سیاست که زیر نام &#8221; صدور انقلاب اسلامی&#8221; و &#8221; اسلام مرز نمی شناسد&#8221; انجام میشود به این جهت واقعأ در خدمت سیاست روس است که از یک جانب مردم با احساس ضد بیگانه وقتی پاسداران بروی آنها آتش میگشایند بدامن روس می افتند- تجارب اخیر غرجستان- شاهد این مدعا است. از جانب دیگر بر اتهامات بی بنیاد تشبث و مداخله اجانب در کشور ما صحه میگذارد روس جنایت پیشه در ورای آن میتواند لشکر کشی خود در افغانستان را تبرئه نماید. <br />  سیاست دولت پاکستان در سطح بین المللی مبتنی بر چهار نکته : بیرون شدن عساکر روسیه از افغانستان، احترام حق حاکمیت وموقعیت غیر منسلک کشور ما، دادن حق انتخاب رژیم اقتصادی سیاسی برای خود مردم افغانستان و بازگشت شرافتمندانه مهاجران بوطن شان نمیتواند مورد تائید تمام نیروهای سیاسی افغان و مردمان شرافتمند جهان واقع نشود. ولی مناسبات دولت پاکستان با مقاومت افغانستان- چنانچه تجربه شش سال مقاومت- نشان میدهد که این سیاست یکجانبه، سطحی وغیر واقعبینانه است وناشی از توازنات نیروهای موجود پاکستان است که نتنها منفعت مردم افغانستان بلکه منافع دراز مدت مردم پاکستان نیز در آن ، مورد مخاطره قرار میگیرد. <br />به رسمیت شناختن شش و یاهفت تنظیم مقاومت و تأئید بدون چون وچرای گرایش معینی حتی از میان اینها اکنون بعد از شش سال آنچنان تعقیدات و عوارض جانبی را بوجود آورده است که خطر واژگونی مجموع سیاست های دولت پاکستان درچشمرس دیده میشود.  <br />پاکستان بعنوان عقبگاه استراتژیک مقاومت افغانستان دارای اهیمت تاریخی برای این مقاومت است و سیاست دولت پاکستان با سیاست دولت های که از مرزهای افغانستان بدور اند نمیتواند مورد مقایسه قرار گیرد. چنانچه یک سیاست نادرست این دولت میتواند مجموع مقاومت را به شکست های جبران ناپذیر برساند. یک سیاست واقعبینانه و دوراندیشانه میتواند تحول و کمک بزرگی برای مقاومت مردم افغانستان باشد. <br />بناءً مقاومت کنونی ما در متن اوضاع و شرایط بغرنج ملی منطقه و بین المللی جریان دارد و یقینأ مجموعه عوامل باز دارنده وکمک کننده درجریانات بین المللی میتواند تأثیرات مثبت ومنفی ای برجنبش مقاومت ما داشته باشد. ما در آینده ها بطور مشخص تری درین مورد به صحبت خواهیم پرداخت.<br />&#8220;حقیقت اینست که نبرد آزادیبخش مردم بسیار گسترده تر ، سرشارتر و پرشکوه تر از تصاویر مسخ شده ایست که تا کنون ارائه شده است.&#8221; ( اعلامیه جبهه ) <br />کوشش ما درین بخش این بود تا خطوطی واقعی برای ترسیم سیمای مقاومت بکشیم و برای آن باید کوشش خود را تا مناسبات درون اجزای مقاومت و مناسبات آن با مردم امتداد میدادیم که باید خواننده را برای آینده ها وعده بدهیم. <br />  </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">۴-کنفرانس سرتاسری (ساما) و اوضاع کنونی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">سازمان ما بنابر ضربات متقاطع وپیهم استعمار و ارتجاع در ماه اسد سال ۱۳۶۰ ش که منجر به دستگیری عده ای از رهبران سازمان و شهادت عده ای از کادرهای ورزیدۀ ما گردید موقتأ دچار فقدان توازن فکری، سیاسی و تشکیلاتی گردید که در چنین جو عدم توازن طبیعتأ امراض مختلفی در میان سازمان ما جا گرفت. <br />کنفرانس سرتاسری پیروزمند ماه قوس سال ۱۳۶۲ ش سازمان ترازبندی علمی ای از تئوریها وعملکردهای پنج ساله سازمان ارائه داد، تجارب را جمعبندی نمود و انحرافات را نشانه گیری کرد و راه روشنی را پیش پای مبارزان سامائی قرار داد. <br />مبارزه اصولی وقاطع سازمان ما در مقابله با گرایشات تسلیم طلبانه ملی که گوشه هایی از سازمان پر افتخار ما را میخواست آلوده بسازد و برخورد جدی نسبت به تمایلات غیر انقلابی انحلال طلبانه و گروه گرایانه سازمان ما را دوباره در موقعیت تاریخی دفاع از اصولی ترین راه انقلاب کشور ما قرار داد. این ایستادگی به یقین نقطه عطفی در تاریخ سازمان ماست چه به هویت سیاسی ما وچگونگی پیاده کردن این هویت در شرایط مشخص کشور ما ارتباط میگیرد.<br />کنفرانس برپایه تجارب حاصله از شش سال اشتراک فعال درمبارزۀ مسلحانۀ ملی و با اتکاء بر دیدگاههای اساسی خود در بارۀ قضایای انقلاب و مردم به جمعبندی هایی دست یازید که ما نکاتی چند از آن را بطور بسیار مختصر عنوان میکنیم:</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">الف: دشمن عمده و حل تناقضات ثانوی در انقلاب:</p>
<p dir="rtl" align="justify">کودتای منحوس ثور ولشکر کشی روس بکشور عزیز ما تمام مناسبات اقتصادی، اجتماعی وسیاسی جامعه ما را تغییر داد. نیروهائیکه تا دیروز در پهلوی یکدیگر قرار داشتند امروز در مقابل هم قرار دارند و آن نیروهائیکه تا دیروز در مقابل هم صف آرائی کرده بودند امروز بصورت عینی همسوی و هم جهت درحرکت اند، اگرچه دشمنی تاریخی خود را نمیتوانند فراموش کنند.علت این تغیر هم اینست که اشغال نظامی کشور هستی و نیستی تمام گروه ها و لایه های اجتماعی را – باستثنای مشتی وطن فروش مزدور- مورد سوال قرار داده است و همگی باید قبل از همه چیز از هستی خود بعنوان کشور، ملت، تاریخ، فرهنگ و بالاخره آرمان سیاسی دفاع نمایند. پاسخ گفتن به این رویاروئی تاریخی و اجتماعی و چگونگی آنست که سرنوشت تمام نیروهای سیاسی و بالاخره تمام ملت درگرو آنست.<br />تعیین دشمن عمده در انقلاب اکثرأ کار مشکلی نیست ولی پیاده کردن آن در عمل و ترسیم یک خط استراتژیک که بتواند دشمن عمده را ضربت بزند و تمام نیروهای دیگر را یا جمع کند و یا بیطرف بسازد تا ضربت و جهت کلی وعمده آنرا بسوی دشمن اصلی متوجه بسازد بعلت کمبود فهم، غرض و مرض های سیاسی – اجتماعی و یا توطئه های رنگارنگ دشمنان مختلف انقلاب پیچیده، مشکل و در شرایطی ناممکن میگردد.<br />تعیین دشمن عمده فقط این نیست که باید تمام موارد نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مقاومت علیه دشمن عمده بکار بیفتد بلکه قبل از آن و مهمتر از آن مستلزم حل صحیح تناقضات ثانوی در میان نیروهای است که علی الرغم تناقضات تاریخی- سیاسی  شان درین برهه از زمان  باید علیه دشمن یکجا وهمسو به مبارزه بپردازند. چنانچه برای این کار باید آنچنان قاسم مشترک سیاسی مشخص و روشنی برای این نیروهای ناهمگون بدست دهد تا اختلافات میان آنها بنفع وحدت و ترقی حل گردد.<br /> در جنبش مقاومت ما نیز تعیین این دشمن عمده دارای هیچگونه ابهامی نیست اگر چه انگیزه های این تشخیص و چگونگی پیروزی بر این دشمن هنوز هم در گرو تناقضات موجود در میان نیروهای مقاومت است یعنی هر یکی با انگیزهای متفاومت و برای اهداف ناهمگون و متضاد از هم میخواهند همه موارد و منابع خود و دیگران را علیه روس اشغالگر ومزدورانش متمرکز نماید.  به علت همین انگیزه ها و اهداف متناقض است که بعضأ درتعیین مرزهای واقعبینانه از دشمن عاجز میمانند. دوستان بالفعل خود را در مبارزه ضد روسی تصفیه میکنند و درعوض درآغوش روس به بازیگری مشغول اند!!<br />اکنون اختلاف میان نیروهای مقاومت &#8220;اختلاف تنظیمی&#8221; به آنچنان حدی رسیده است که کمتر می توانیم درسرزمین واقعیت از تضاد عمده با روس اشغالگر صحبت نمائیم، و شگاف میان نیروهای مقاومت روز تا روز بیشتر میگردد. و بدتر ازهمه اینکه گردانندگان این تفرقه و کشتار با وقاحت بی مانندی از وحدت مجاهدین صحبت میکنند. این سیاست دو رویانه  ازین جهت در خدمت روس اشغالگر است  که هم مردم ما وهم مردم جهان را اغفال میکند و در تاریکی این اغفال جنبش مقاومت ما سخترین ضربات را متحمل میشود.<br />حل این تناقضات میان مردم ، چه آنهائیکه بطور تاریخی برای مردم ما از گذشته بارث رسیده است وچه آنهائیکه بعلت برنامه های سیاسی خود خواهانه وانحصارطلبانه بر مردم ما تحمیل شده است یکی از بغرنجترین مسایل انقلاب ماست. واکنون سرنوشت کل انقلاب به حل درست آن منوط گردیده است.<br />  سازمان ما با این مسئله خطیر و سرنوشت ساز با ابزار علمی و برپایه تعهد  به منافع کلی و درازمدت انقلاب برخورد نموده وباین نتیجه رسیده که اساسی ترین راه حل تناقضات میان مردم عبارت است از:<br />۱/ تشدید مبارزه همه جانبه علیه امپریالیسم روس به عنوان منشاء این فساد.<br /> ۲/ وحدت هرچه بیشتر میان نیروهای انقلابی وملی بعنوان ظرفیتی که واقعأ قادر به وحدت دادن ملت برپایه ای علمی و واقعبینانه است.<br />۳/ افشای همه جانبه آنهائیکه بعنوان نیروهای ذخیره روس میخواهند جنبش مقاومت را زیر نامهای مختلف به جانب تفرقه بکشانند. <br />بهرحال هرقدرمبارزه ضد استعماری ما به جلو برود و به هر اندازه ایکه این مبارزه گسترش یابد، بهمان اندازه اشکال تازه ای از تناقضات درون مقاومت سربالا میکند. و امپریالیسم روس نیز میخواهد از آن برای اهداف اهریمنانه خود استفاده نماید. درحالیکه درجانب مقاومت حل این مسایل بعنوان شرطی برای وحدت، پیروزی و شکست امپریالیسم روس جای خود را باز میکند. <br />بغرنجی روز افزون اوضاع هر چند عده زیادی از نیروهایی را که آمادگی لازم را برای حل اینگونه قضایا ندارند، و در نتیجه بقاء آنها ضرورت تاریخی خود را از دست میدهد و ازصحنه خارج میشوند ولی از جانب دیگر برای نیروهایی که رسالت تاریخی انجام این وظیفه را دارند بعنوان مسایل فوری در دستور کار شان قرار خواهد داد.</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ب: تکامل یک مبارزه چند بعدی: </p>
<p dir="rtl" align="justify">                                               <br />امپریالیسم یک قدرت نظامی محض نیست وتنها با ابزار جنگی نمی تواند به بهره کشی واستثمار ملیون ها انسان در کشور خود و در سراسر دنیا بپردازد. امپریالیسم سیستم جهانی است که همچنان در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی عمل کرده و در پهنای جهان در شبکه ای وسیع و بغرنج به فعالیت مشغول است: برخی را مهار کرده است و برخی دیکر را در دام نیرنگ استعماری خود نگهداشته است، کسانی را وعده میدهد وکسانی را نیز با تهدید و وعید از مجازات می ترساند وباینصورت است که امپریالیسم، تجاوز و جنگ از مفهوم عتیق خود پا فراتر میگذارد و به مفهومی بغرنج وهمه جانبه ارتقاء می یابد.  <br />مقابله با این سیستم نیز نمیتواند تنها با ابزار نظامی میسر گردد و به پیروزی برسد. به دو دلیل: اول اینکه کشور استعماری همیشه از لحاظ نظامی قوی تر از کشور استعمارشده است . دوم اینکه با یک سیستم فقط می توان با سیستم به مقابله پرداخت. با استعماری- امپریالیستی باید با سیستمی آزادیبخش و انقلابی مقابله گردد درغیر آن مبارزه  ما ولو از شور وشوق توده های ملیونی هم ملهم باشد به پیروزی نمیرسد. <br /> عملیات نظامی اگر با اهداف روشن سیاسی، اقتصاد جنگی متکی برخود، فرهنگ بسیج کننده وآگاهی دهنده توده ها و بالاخره روابط بین المللی شرافتمندانه، همراه با همبستگی فعال بدون قید وشرط توأم نباشد به یقین ثمره ای جز ضیاع خونهای ریخته شده ندارد وشاید هم ثمر این خونها در دامن دشمنان نقاب پوش مردم بیفتد.<br />به این جهت طرح یک استراتژی جامع الاطرافی که بتواند مجاهدات مردم را از حالت احساس و شور وشوق میهن دوستانه تا سطح یک حرکت هدفمند سیاسی – اجتماعی ارتقاء دهد که برای آزادی انسان از قید و بند ظلم، تعدی ،عقب گرائی وعقب ماندگی میرزمد ، نیازی ضروری واجتناب ناپذیر است.<br />تجارب شش سال جنگ مقاومت نشان داده که جنبش ما نتنها از تفرقه و پراکندگی رنج میبرد بلکه ما همچنین از فقدان یک برنامه همه جانبه برای آزاد ساختن کشور نیز رنج میبریم. ( وشاید هم اولی نتیجۀ دومی باشد.)  این وضع اگر از یک جانب ناشی از وضع مختنق رژیم مزدور وارباب جنایتکارش است که از روز اول از یک بدیل ملی و انقلابی همه جانبه بهر قیمتی جلوگیری کرده است، از جانب دیگر نیز مسئولیت آن بدوش کسانیست که علی الرغم شرایط نسبتأ بهتر بین المللی ومنطقه ای و با وجود داشتن امکانات وسیع تا کنون نتوانسته اند حتی یک قدمی هم در راه تحقق وحتی طرح این استراتژی بر آیند و تمام کوشش آنها در ین چند سال این بوده است که منافع حقیر گروهی خود را به حساب منافع والای ملی به پیش ببرند وکسانی را که با آنها مخالفت میورزند با چماق تکفیر بکوبند. به هر حال این نیروهاعقبماندگی و فقدان ظرفیت خود را برای آخرین بار در یک آزمون تاریخی باثبات رسانیدند واین خود برای مردم ما دست آورد بزرگی است. ما اکنون شاهد نفرت عمیق وعجیب توده های ملیونی مردم ازین وضع ناهنجار هستیم و متیقنیم که ملت حماسه آفرین ما – با آن ظرفیت شگفت انگیز خودگذری وشهامت- میتواند بر عوامل نامساعد موجود چیره گردد. مردم ما اکنون خواستار وحدت و نیازمند یک برنامه واقعأ ملی وانقلابی اند تا بتوانند برپایه آن هم به عربده کشی های روس به مقابله برخیزند وهم بتوانند زخم های ناشی از برادرکشی واستخوان شکنی را التیام بخشند.<br />سازمان ما افتخار دارد که از بدو تاسیس خود تاکنون برای تحقق این برنامه هم درساحۀ سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی درخور توان خود قدمهای مثبتی برداشته است. و همچنان مبارزه فعال خود را در سطح بین المللی روی آن اصول و پایه هایی به پیش برده است که در آن منافع دراز مدت ملت و مردم ما نهفته است و از هرگونه وابستگی، تخطی از آرمان های والای مردم مبرا بوده و پایه خط مشی مستقل ملی و انقلابی خود را در سطح بین المللی گسترش داده و استحکام بخشیده است. </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 12pt" dir="rtl" align="justify">ج: خط مشی مستقل ملی وانقلابی:</p>
<p dir="rtl" align="justify">یک مبارزه ضد استعماری را فقط توده های مردم میتوانند تا مدت زمان درازی به پیش ببرند. هیچ کشوری وهیچ قدرتی قادر نیست به جای ملت اسیر این مبارزه را به پیش ببرد. بناءً اتکاء به مردم و اتکاء بخود و به ملت ضد استعماری آن پایه واساس است که بروی آن خط مشی مستقل ملی وانقلابی طرح ریزی شده  و درعمل جان گرفته است.<br />تجارب شش سال جنگ نشان داده است که وابستگی &#8221; پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221; به استعمار روس وطن ما را بخاک وخون کشانید. هزاران تن از بهترین فرزندان ما درخون غلتیدند وملیونهای دیگر آواره وبیخانمان گردیدند و&#8230;  استعمار روس ودلقکان آن چنان جنایات بزرگی را درحق مردم ما مرتکب شده اند که تاریخ کنونی و آینده ملت ما به هیچوجه نمیتواند آنرا فراموش کند.<br />ما مدت زمان زیادی ضرورت داریم تا نتایج نکبت بار اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی  و انسانی این تجاوز را جبران نمائیم. تاریخ آینده مردم ما تامدت زمان زیادی با نتایج این تجاوز گستاخانه وجنایت ناشی از آن ارتباط خواهد داشت. <br />از جانب دیگر وابستگی دیگریکه درمتن مقاومت ملی سربالا کرده است نیز نشان دهنده اینست که آنکه بیشتر وابسته است بیشتر از ملت و مردم خود بیگانه وبرضد منافع مردم و ملت خود عمل میکند بیشتر به جنایت وآدم کشی، برادر کشی وچوروچپاول میپردازد و آنکه بیشتر خود را در دام هوی و هوی دیگران بسته است بیشتر از منافع والای ملی و همبستگی مردم خود بدور شده و روز تا روز نفرت مردم از آنها نیز زیاد میشود.<br />برای بیرون کردن کشور از قید و تأثیرابر قدرت ها برای دور کردن مردم ما از زیر حمایت و قیمومیت ظاهر و پنهانی آزمندان نوین و برای بسیج و سازماندهی توده های ملیونی مردم و بر انگیختن شور و شوق آنها برای یک مبارزه دردناک ، خونین ، پر از مشقت و رنج و پر پیچ و خم فقط میتوان بر خود و مردم تکیه کرد و با اعتماد بر توانائی ، ظرفیت و پیشرفت خود آنها این مبارزه را به پیش برد. <br />اگرچه خط مشی مستقل ملی و انقلابی  روابط و مناسبات بیرونی مقاومت به ویژه نیروهای انقلابی را نشان میدهد ولی این روابط آزدانه، مساویانه وشرافتمندانه با بیرون فقط میتواند با تکیه بر نیروی شکست ناپذیر مردم آنهم در شکل فعال آن استوار گردد. درصورت ایکه ما درمیان مردم نباشیم از آنها کمک نگیریم و نتوانیم به آنها بیاموزیم، آنها را بسیج وسازماندهی نمائیم، وقتی نتوانیم آنها را گروه گروه به مبارزه آگاهانه، داوطلبانه وهدفمند جلب کنیم در آن صورت خط مشی مستقل ملی وانقلابی اعلان زیبائی است که فقط میتواند انعزال، انفراد، بیگانگی وجدائی ما را از مردم در پوشش کلمات زیبا بپوشاند.<br />تجارب شش سال مقاومت ما چنانچه تجارب جهانی نشان دهنده اینست که نیروهای ضداستعماری در تمام کشور ها، منجمله کشور خود ما، از یک حالت بسیط بدوی و ناهمگون آغاز بکار مینمایند، حرکت هایی از محیط ، از ورای مرزها بمرکز آغاز میشود، نیروهای موجود در جامعه هر کدام بنابر توان فعلی و ظرفیت تاریخی خود درین نبرد سهم میگیرند وهرکدام خواستار آنست تا جهانی مطابق خواست طرح وایجاد نماید. در میان همین کشمکش ها – و کشمکشهای غول آسای جهانی- است که تحرک درونی خود جنبش همراه با این نیروهای متعدد و ناهمگون فعل وانفعالات بی حد وحصر و پیچیده ایرا بوجود میآورد و در خلال همین فعل وانفعالات است که امکانات پیروزی و شکست، پیشرفت وعقب گشت، قوت وضعف نیروها هر یک و درکلیت آن پا میگیرد. جبر تاریخی به مفهوم حرکت پیشرونده تاریخ برپایه تجمع تجارب گروه های انسانی و برپایه پیشرفت لاینقطع زندگی عامل دیگریست که مجموع این تحرک درونی درچارچوب آن حرکت میکند. این جبر خلاف اراده استعمار و خلاف اراده عقبگرایان بطور دایم به پیش بسوی ترقی و آزادی حرکت میکند. تحرک درونی – میکانیسم- جنبش میتواند این حرکت پیشرونده را موقتأ سد گردد، فتور ایجاد کند، منحرف بسازد و عمر نکبت بار ظلم و تعدی، استعمار وعقبگرائی را طولانی تر سازد ولی قادر به شکستن این حرکت و نابودی آن نیست. جنبش مقاومت ما که در شرایط نهایت بغرنج ملی وبین المللی و در اوضاع و احوال کاملا نامساعد آغاز یافته و تداوم دارد در تکامل خود تاکنون آفاق غیرقابل تصوری را درنوردیده است. ولی با مشکلات بزرگی هنوز همچنان روبروست. نقش سازمان پیشتاز و انقلابی در تغییرفعل وانفعالات درونی جنبش ودر تسریع حرکت پیشرونده آن کاملا محسوس واجتناب ناپذیر است. هم اکنون توده های ملیونی مردم باین نقش پی میبرند، دریچه روشنی از آگاهی ملی وانقلابی بررخ مردم بازشده است.<br />هم اکنون راهی را که مجید شهید برای سازمان ما وجنبش مقاومت میهن پیش بینی و پیشنهاد کرده بود روز تا روز متحقق میشود. سازمان ما درطی راه مبارزاتی پرمخاطره و پرعظمتش همیشه بر وفاداری در نظر وعمل بر راه مجید پافشاری کرده وحفظ سازمان او، آرمان بزرگ او وخط مبارزاتی او را در مقابل دشمنان رنگارنگ انقلاب در سرلوحه کار خود قرار داده و افتخار دارد که با صراحت و قاطعیت اعلام میدارد که سازمان مجید و آرمان او نه نابود میشود، نه منحل میگردد، نه به بن بست میرسد و نه هم زوزه های غوکان پرورش یافته در مردابها توجه او را بخود منحرف میسازد. این سازمان سرفراز و مغرور، استوار وبی باک با مشعل فروزان انقلاب رهائیبخش انسان به پیش میرود. این هنوز از نتایج سحر است.<br />                                                      پایان</p>
<p dir="rtl" align="justify"> •••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt" dir="rtl" align="center">یا مرگ یا آزادی</p>
<p dir="rtl" align="justify">. . <br />تجاوز گستاخانۀ امپریالیزم روس برحریم مقدس میهن ما ومقاومت قهرمانانه مردم ما علیه جنایت کاران روسی اینک وارد هفتمین سال خود می شود. در طی شش سال و اندی اخیر تحولات ودگرگونی های ژرفی دربنیان اجتماعی جامعه ما رخ داده است . مزدوران کودتا که زمانی عربده می کشیدند و از&#8221;انقلاب نوع افغانی&#8221; دم می زدند ، اکنون در پناه تانکهای روسی بر اجساد قربانیان جنایت ارباب خویش می چرند. تپ وتلاشهای برده و ارباب برای لجام زدن قهر مردم وتسکین آنها با حیله های معمول استعماری نیز به نتیجه ای نرسید. برژنف- این آدمکش بین الملی- در آخرین روزهای عمر نکبت بارش طرح بهم اندازی نیروهای مقاومت را در کشورما زیرنام &#8221; مبارزۀ سیاسی !! در روستا&#8221; پیاده نمود و به چاکرحلقه بگوش خود نیز اطمینان داد که بزودی اثرات این مبارزه را خواهند دید. دیری نگذشت که مزدوران روسی از هر گوشه وبیشه ای باحلیه ولحیۀ آراسته سربرون کردند و به مجاهد نمائی و اسلام پناهی پرداختند. این جریان در زمان خلف نابکار او اندره پوف بشدت هرچه بیشتر ادامه یافت. دامن زدن تفرقه درمیان مقاومت اساسی ترین راهی است که تا اکنون دولت از ورای آن به جلب مردم می پردازد: آنها را بجان هم می اندازد، دشمنی ایجاد میکند، یأس می آفریند و بالاخره عناصر شکست خورده ، مأیوس و بر زمین افـیده را درآغوش می گیرد و از آنها به عنوان چماق علیه دیگران استفاده می نماید و این دایرۀ شیطانی همچنان ادامه دارد منتها درمحیط بزرگتر و بزرگتر و&#8230; .                                                <br />ولی خلق قهرمان ما در طی شش سال مقاومت تجارب زیادی اندوخته است از دامها، محاسبات و توطئه های استعماری بیرون رفته و روز تا روز راه خود را بطرف آزادی باز می کند. ملت حماسه آفرینی که اینک یکی از بزرگترین قدرت های امپریالستی جهان را به یک محاکمه تاریخی – نظامی کشانده است نمیتواند پای بند دامهای استعمارگردد. نیروهای عقبگرا و تاریخزده ایکه تکامل اوضاع جنگ درساحه ملی و بین المللی سقوط محتوم شان را پیش بینی می نماید می خواهند تا سرحد همکاری با استعمار روس از وجود ننگین خود دفاع نمایند وعطش قدرت خود را در زیرسایۀ استعمار روس سیرآب سازند. این وضع خطیر شرایط پیچیده و بغرنجی را ایجاد می کند که از یکطرف تعدادی ازعناصر فریب خورده از ترس چماق ارتجاع در سایه استعمار خزیده اند و تعدادی دیگر نیز بی ایمانی و تزلزل خود را با ضعف و زبونی در همکاری با استعمار جنایت پیشۀ روس می پوشانند.                                                          <br />به هرحال سازمان انقلابی و پیشتاز که میتواند انقلاب را درانعطافات بزرگ تاریخی همراهی و رهنمائی نماید مورد حمله و یورش استعمار و ارتجاع و خارچشم هردوست . سازمان ما از بدو تأسیس خود نه تنها مورد یورش و حمله استعمار- ارتجاع قرار گرفته است بلکه دام گستری و توطئه چینی علیه آن یکی از نکات مشترکی است که استعمار لجام گسیختۀ روس را با ارتجاع سیاه و هار بومی پیوند می زند. در نتیجۀ چنین اوضاع و شرایط است که زمانی سازمان ما به &#8220;فقدان توازن&#8221; سیاسی دچار گردید  و عده ای از کادر های ما در اشتبا هات و گرایشاتی افتید که نتیجه آن تسلیم طلبی و انقیاد به دشمن است . <br />کنفرانس سرتاسری سازمان ما به صراحت اعلام نمود که برشمردن کاستی ها وکمبودها و برخورد صادقانه و شرافتمندانه به امر انقلاب ومردم نشانه جدیت در امر انقلاب است. ما از برشمردن کمبودها ، اشتباهات و انحرافات خود هیچگونه واهمه ای نداریم و آنرا دلیل برصمیمیت انقلابی خود میدانیم. یک سازمان انقلابی باید همه چیز و حتی انحرافات و اشتباهات خود را با صراحت بمردم خود بگوید از مردم چیزی را نپوشاند و در خفا با دشمن ، ارتجاع و انحراف به مغازله ننشیند. فقط درینصورت است که میتواند نه تنها برانحرافات خود غلبه نماید بلکه در مبارزه ابتکارعمل را بدست بگیرد وعشق وفاداری و از خود گذری انقلابیون را کمائی نماید. سازمان ما در صدرجمعبندی های خود اعلام نموده که امپریالیزم خونخوار روس قاتل هزاران هزار هموطن ما، دشمن عمده ، اساسی و قسم خوردۀ مردم ما و ملت ماست .هرگونه سازش، ارتباط وهمکاری با این دشمن و مزدوران حلقه بگوش آن &#8221; پرچم&#8221; و&#8221;خلق&#8221; به منظور درهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی ودر نتیجه خیانت ملی است&#8221;.                                                                                    <br />سازمان برای پیاده کردن این رهنمود قاطع کنفرانس از یکجانب به تمام آنهاییکه مرز میان دوست و دشمن نزد آنها مخدوش گردیده و خواستار راه حلی برای پرابلمهای انقلاب درچار چوب همکاری با استعمار اند اعلان نمود که&#8221; ساما آنانیرا که نخواسته اند از منجلاب تسلیم طلبی بدر آیند عوامل دشمن میداند که طبعأ هیچگونه ارتباطی باآنها نخواهد داشت&#8221;. از جانب دیگر سازمان با اتکأ بر افرادی از عناصر صدیق سازمان در پی یک برنامه تجزیه ای در میان نیرو های دشمن رفت و با دادن رهنمود صریح و قاطع آنها توانستند در یک لحظه معین تعدادی از نیروهای دشمن را در منطقه تجزیه نموده و پوسته های دولت را در مناطق کلکان ، کلالان، زمین اوغور، کارنده و&#8230;. خلح سلاح کرده و بر یک جیپ دولتی حمله بردند و آنرا با سرنشینان آن نابود کردند. سازمان ما درجریان این عملیات و متعاقب آن اعلامیه ایرا که از اجرای موفقانه عملیات&#8221;یامرگ یا آزادی&#8221; خبر میداد در تمام مناطق کوهدامن وشهر کابل به نشر سپرد تا به مردم خود و اعضای سازمان خود که بی صبرانه انتظاراین موفقیت را داشتند اطمینان بدهد که فرزندان صدیق رنج و مبارزه همیشه درسنگر داغ به تکاپو و پیشروی مشغولند. <br />عملیات &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; که توسط پیشمرگان سامایی تدارک دیده و اجرا شد نشان میدهد که سازمان پر افتخار ما در بدترین شرایط نیز وظایف مبارزاتی ضد استعماری خود را فراموش  نمی کند و همواره به عنوان یک نیروی پیشتاز در پیشاپیش مبارزات مردم خود حرکت می کند.                                                              <br />در شرایطی که روس امپریالستی به تهاجم نظامی وسیع خود درسراسر افغانستان می پردازد ، و در اوضاع و احوالیکه می کوشد از طریق گماشتگان خود درمیان نیروهای مقاومت اختلاف، تفرقه ، یأس و نا امیدی بیافریند ، عملیات &#8220;یامرگ یا آزادی&#8221; بر ضد گرایشات مأیوسانه وتسلیم طلبانه و بخاطر تجزیه و پراگنده ساختن عوامل دشمن حرکتی است  خلاف جریان و تپ و تلاش انقلابی سازمان  پرافتخار ما را میسازد که با همکاری وهمسویی خود با مجموع نیروهای مقاومت میخواهد ابتکار عمل را درتمام ساحه ها از دست دشمن برباید و آنرا زیرضربات کوبنده مردم خود بالآخره به شکست  کامل بکشاند.                                                                                          <br />سازمان ما با اجرای عملیات در ماه جوزا – ماه شهادت مجید بزرگ، و ماه شهادت رزمندگان کوه صافی &#8211; در واقع به جمیع پیشکسوتان خود یک بار دیگر تعهد می سپارد که تفنگ رزم آزادیخواهانه  آنها را بر زمین نمی گذارد و طنین شلیک آگاهی آفرین سامایی انعکاس ندایی است که انسان آزاده این سرزمین دربدترین وسیاه ترین شرایط تاریخی ودر اوج عظمت آفرین قیام ملی بلند کرده است وخاموش نخواهد شد. در شرایط کنونی که روس امپریالستی و مزدوران حقیرش میخواهند از بهم اندازی نیرو های مقاومت و تفرقه و پراگندگی آنها ، موج یأس و بدبینی را گسترش دهند وگرایشات تسلیم طلبانه ملی را دامن می زنند ، عملیات &#8220;یامرگ یا آزادی&#8221; درمقابله با این حرکت توطئه آمیز دشمن به یقین از اهمیت بزرگی درجنبش مقاومت ما برخورداراست.                              <br />سازمان پیشتازمقاومت، سازمانی که نه تنها برای بیرون انداختن روس امپریالیستی وسرنگونی قهری وکامل مزدوران بیمقدارش درمیدان مبارزه رویاروی استواری پر عظمت این ملت را نمایندگی می کند بلکه با دوراندیشی وخردمندی  با تکیه بر تحلیل علمی و واقعبینانه تمام گرایشات و اعمال نابخردانه وتباه کن را درمیان جنبش تشخیص داده و درنظر وعمل درمقابل آن ایستادگی مینماید، به حق که میتواند از موانع و توطئه های گوناگون بگذرد و ملت خود را تا سرزمین همیشه بهار آزادی برساند.    <br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">اعلامیه<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان<br />( ساما )</p>
<p dir="rtl" align="justify">ستیزه با بیگانۀ متجاوز ، استعمار زدائی ، نفی عبودیت و تسلیم ، قربانی شدن در راه آزادی ، دفاع از نوامیس ملی ، معتقدات و حیثیت انسانی آن ویژگی هائی است که ملت ما را تشخص و برازندگی می بخشد و برگ شناسنامۀ آنرا دردفتر شناسائی ملل گیتی رنگین و خونین ساخته است. ملت ما هیچگاهی و در هیچ شرایطی تن به انقیاد نداده و تسلیم بیگانه نشده است. مبارزات خونین آزادیخواهانۀ مردم قهرمان ما در طول تاریخ گواه گویا و مدارک انکار ناپذیر اثبات این مدعا است و رزم زندگی ساز و شگفت آفرین کنونی ملت ما با ابر جنایتکار معاصر – سوسیال امپریالیسم تا دندان مسلح روس – تداوم خونبار همان حرکت در طریق آزادی و نفی انقیاد و تسلیم است که ملت قهرمان ما در بغرنج ترین و دشوار ترین شرایط ممکن با بر افراشته نگه داشتن درفش &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; مردانه و استوار آنرا می پیماید. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما ) که بنا بر ضرورت پیشتاز ترین و رنجیده ترین گروه و لایه های اجتماعی و به منظور ایفای نقش فعال و پیش آهنگ انقلابی در بحبوحۀ این نبرد و از بطن جامعه ما تولد پر آوایش را با چکاچاک مسلسل اعلام داشته است ، از نخستین دم پیدائی در سنگر خون و آتش رشد و تکامل کرده و بهترین عزیزان و پیشکسوتان خود را ذبیح الله گونۀ تاریخ ساخته تا با سرخی خون پاک شان بر سیاهی استعمار و استثمار ملی و اجتماعی خط بطلان بکشد. سازمان درین راه پر پیچ و خم و دشوار گذار با تحمل رنج ها و قربانی های توانفرسا با تکیه بر مشی مستقل ملی و انقلابی و نفی هرگونه وابستگی به غیر ، دستآورد های عظیمی دارد که فراورده های پر ارج انقلاب ما به شمار می روند.<br />سازمان ما که به مثابه گردان پیش آهنگ و آگاه مردم وارد کارزار شد و مبارزه با هرگونه استعمار ، استثمار ، استبداد و ارتجاع را در برنامه کار خود قرار داد و سوسیال امپریالیسم روس را دشمن عمده تشخیص نمود ، نمی توانست خشم دم افزون دشمن متجاوز و دشمنان رنگارنگ ملت ما را بر نیانگیزد و از تهاجم همه جانبه و نابود کنندۀ دشمن در امان بماند.<br />سوسیال امپریالیسم روس این دشمن خونخوار ملت ما همراه با یورش های وحشیانه و فوق العاده نظامی بر پایگاه ها و مقر نظامی سازمان در کلیه نقاط کشور ، با استفاده از دستگاه های جهنمی جاسوسی به صورت متداوم در صدد نابودی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما ) بر آمده است. نیرو های سیاه و معلوم الحال ارتجاعی نیز که مهر زوال و نابودی را در تاریخ بر پیشانی شان حک کرده است ، بنا بر سرشت بد کنشت خویش بجای همراهی با انقلاب و مبارزه با دشمن متجاوز ، حمله به انقلاب و جهاد مقدس ملت را پیشه کرده و ضربه های وحشیانه ای را بر پیکر جنبش و جهاد ملت قهرمان ما و منجمله سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) وارد آورده اند.<br />نوپائی سازمان که طبیعتأ هنوز به استحکام همه جانبه نرسیده است و درین وضع ضربات پیهم همه جانبه دشمن سفاک – سوسیال امپریالیسم روس – و جاده صافکن هایش عوامل بحران و اشتباهات معینی در سازمان ما شدند که درغلتیدن عده ای از کادرهای ما به گرایشات تسلیم طلبانه نیز جزئی از آن است.<br />کنفرانس سرتاسری سازمان با جمعبندی تجارب خود یک بار دیگر بیان داشت که : &#8221; امپریالیسم خوانخوار روس قاتل هزاران هزار هموطن ما ، دشمن عمده ، اساسی و قسم خورده مردم ما و ملت ما است. هرگونه سازش ، ارتباط و همکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن پرچم و &#8220;خلق&#8221; به منظور درهم برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است&#8221;. <br />کمیته مرکزی منتخب کنفرانس سرتاسری سازمان نیز طی ابلاغیۀ تاریخی  ۲۴ /  ۱۲ / ۱۳۶۲ خویش با تکیه بر مواضع کنفرانس بیان داشته است :&#8221; هیچگونه قرار داد ، پروتوکول و یا رابطه گیری را با دولت و دشمن روسی به رسمیت نمی شناسدو آنرا خیانت ملی می داند و از کلیه اعضاء و هواداران سازمان در منطقۀ کوهدامن خواسته است که بدون لحظۀ درنگ و مسامحه فورأ هرگونه رابطه دولتی را قطع کنند و علاوه کرده است که سازمان با طرح شعار &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; مرگ را بر زندگی زیر یوغ بردگی دشمن ترجیح میدهد و با هرآنکسی که زندگی را به ازای بندگی بپذیرد نه تنها هیچگونه پیوندی ندارد که کوچکترین گذشتی هم نخواهد داشت&#8221;.<br />عملیات نظامی &#8221; یا مرگ یا آزادی &#8221; که بعد از صدور ابلاغیه به مرحلۀ اجرا در آمد نیروهای ما را از کام دشمن بیرون کشید. سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) اعلام میدارد که نیروهایش را از کام شیطانی سوسیال امپریالیسم روس بدر آورده و یک بار دیگر اثبات نمود که در هیچگونه شرایط تن به انقیاد نخواهد داد و خصم آشتی ناپذیر دشمن ملت خود بوده ، هست و خواهد بود.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) آنانی را که نخواسته اند از منجلاب تسلیم طلبی بدر آیند عوامل دشمن میداند که طبیعتأ هیچگونه ارتباطی با آنها نخواهد داشت.<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما )با این عمل مشت کوبنده ای بر دهان سفسطه گرانی که میخواستند با این تمسک دامن پاکیزه سازمان را آلوده سازند ، کوبیده و از این آزمایش سربلند بدر آمد. باشد که این عمل رهنمودی شود تا نیروهای دیگر نیز حلقوم دشمن را دریده و فریب خوردگان خود را از کامش بیرون آورند.<br />به پیش به سوی درهم کوبیدن سوسیال امپریالیسم روس !<br />زنده باد آزادی!<br />مرگ بر تسلیم طلبی !<br />یا مرگ یا آزادی !<br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)<br />•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">ارتجاع ساطور خونین استعمار</p>
<p dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img class=" size-full wp-image-348" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/7.jpg" border="0" width="130" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/7.jpg 313w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/7-229x300.jpg 229w" sizes="(max-width: 313px) 100vw, 313px" /></div>
</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>
<div style="text-align: center"><img class=" size-full wp-image-349" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/lalako.jpg" border="0" width="130" /></div>
<p> </td>
</tr>
<tr>
<td dir="rtl"> شهيد جگرن نظر محمد (هارون) سابق استاد حربي پوهنتون</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td dir="rtl"> شهيد عطا محمد (لاله کو)  يکي از کادر هاي ورزيد &#8220;ساما&#8221; و مسئول استالف</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">سوسیال امپریالیسم روس بعد از کودتای منحوس هفتم ثور و تجاوز گستاخانه اش بر حریم مقدس میهن ما خواسته است با شیوه های گوناگون صف مقاومت جانبازانۀ مردم ما را درهم شکند و راه را برای انقیاد ملت ما باز کند. سر آغاز این جنایت &#8220;تئوری&#8221; فاشیستی یکدست ساختن دولت و جامعه بود که با اجرای آن در &#8220;تاریکی&#8221; دسته دسته از مردم بی گناه ـ سیاسی و غیرسیاسی ـ دشمنان بالفعل و بالقوه و حتی احتمالی روس اشغالگر به فراموشخانه های جنایتبار رژیم کودتا فرستاده شدند. جوقه جوقه افراد؛ از پادو و تبنگ فروش تا روشنفکر و روحانی و از متعلم و محصل تا کارگر و دهقان، از دکاندار و کسبه کار تا صاحب منصب و مامور دولت به اعدام گاه ها گسیل شدند. در قرأ و قصبات صد ها تن را در یک لحظه قتل عام می نمودند ـ حادثۀ کیرالا  در سال ۵۸ ـ در شهر ها هزاران تن در خلال چند روز با بمباردمان کور توسط طیارات روسی نابود میگردیدند ـ حادثه هرات حوت۵۷ ـ و بدین صورت دار و دسته رژیم کودتا در خلال این اعمال از یک جریان سیاسی آرایشگر ارتجاع و توطئه گر استعمار به باندی از جنایتکاران لجام گسیخته سقوط کرد که فقط با کشتار های دستجمعی، قتل عام و ایجاد ترور و وحشت می خواهد تسلط ننگین خود را نگهدارد.<br />همزمان با این شیوۀ سرکوب رژیم دست تزویر و فریبکاری را نیز از آستین بدر نمود و باصطلاح &#8220;اصلاحات&#8221; خود را که در واقع تغییر بنیان اجتماعی جامعه مطابق خواست استعمارگر روس بود ـ برای فریب مردم رویدست گرفت بار دیگر رژیم مزدور به اشارۀ ارباب جهان خوارش مردم را به محاصرۀ اقتصادی کشاند تا با فرستادن تعدادی کفش، شکر و پارچه مردم را به گمراهی بکشاند ولی همه این نیرنگ ها و حیله گری ها در مقابل صخرۀ استوار مقاومت میهن درهم شکست. قتل عام ها را مردم با قیام همگانی پاسخ گفتند، با &#8220;اصلاحات&#8221; برده ساز استعماری با نفرت و انزجار برخورد نمودند و به ارمغان پارچه و شکر آن تف لعنت انداختند. </p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-350" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/4.jpg" border="0" width="130" height="185" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/4.jpg 274w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/4-211x300.jpg 211w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></div>
</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>  </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-351" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/3.jpg" border="0" width="130" height="157" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/3.jpg 355w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/3-249x300.jpg 249w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></div>
</td>
</tr>
<tr>
<td>شهید انجنیر محمد داود(فرید  )   کادر ورزیده &#8220;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>شهید استاد عبدالفتاح موج(صدیق) کادر ورزیده &#8220;ساما&#8221; </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">روس جنایت پیشه برای خروج از آتشفشان خشم خلق دست به توطئه ای تازه زد. تعدادی از مزدوران خود را در جبهات و در میان احزاب فرستاد. اینها از همه مسلمان تر شدند و مجاهدتر ولی کار شان بجای مبارزه و جهاد با روس اشغالگر برادرکشی و تشویق استخوان شکنی است. و بجای بر انگیختن مردم در مقابل دشمن اشغالگر ایجاد تفرقه در میان صفوف مردم است. روس ها کشور و مردم ما را می شناسند و به خوبی واقفند که وقتی در میان افغان و دشمنش استخوان شکنی بوجود آمد فراموش ناشدنی است و اکنون که استعمارگر و ایادی وطنفروش آن را دریای ازخون از هم جدا میکند چه بهتر که افغان ها در میان خود نیز به استخوان شکنی برسند. اگر احیای اردوی مزدور، بوجود آوردن &#8220;داوطلبان&#8221;، &#8220;ملیشه&#8221; و . . . طرق ظاهری این کوشش را میسازد، خریدن عناصر بی وجدان و شرف باخته ای که در خفا خون برادران هموطن خود را به مشتی پول و یا تعدادی سلاح بفروش می رساند راه پنهانی این تلاش اهریمنانه است. درین میان عده ای از عناصر تارخ زده اند که موجودیت ننگین خود را در امحای جدی رقبای سیاسی خود می بینند. شعار &#8220;تصفیه مخالفین قبل از اخراج روس&#8221; را بلند میکند و برای فریب مردم به اغواگری و تهمت زنی علیه نیرو های مجاهد ملی مشغول اند. این سیاست بدنام در طی یک دو سال اخیر آنچنان ابعاد وحشتناکی بخود گرفته است که فقط &#8220;قانون جنگل&#8221; را بر مناسبات میان نیروهای مقاومت ملی حاکم ساخته است. قوی ضعیف را نابود میکند و دلیل آن هم قوت جنایتکار و ضعف مجنی علیه است و دلایل ارائه شده نیز اکثر اتهام کفر و الحاد بر جانب ضعیف است و بدینصورت این سیاست خائنانه اولأ در میان هموطنان ما استخوان شکنی ایجاد می نماید، دوم اینکه مردم را عملأ از مبارزه و جهاد علیه روس اشغالگر باز داشته و جنگ داخلی میان نیرو های مقاومت را دامن میزند سوم اینکه مردم ما را مأیوس و بالاخره بدامن روس جنایت پیشه می اندازد و اخیرأ بر اتهامات بی بنیاد روس علیه مقاومت که &#8220;اشرار اند&#8221; و &#8220;به قتل و چور و چپاول می پردازند&#8221; صحه می گذارد. وقاحت و بی شرفی این عناصر به حدی زیاد شده است که بر این جنایات تاریخی خود فخر می ورزند و آنرا بطور علنی و رسمی درج سجل ننگین برادرکشی خود مینمایند. </p>
<p dir="rtl" align="justify">اگر چه جنایات این عناصر بی وجدان علیه یک حزب و یا یک جریان فکری ـ سیاسی مقاومت نبوده و به عنوان سیاستی ننگین جزو برنامه کار آنهاست و حتی تا سرحد تصفیه عناصر تنظیم خود نیز گسترش یافته است ولی درین میان دشمنی آنها با نیرو های مقاومت ملی انقلابی بخصوص سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) علاوه بر علل فوق در واقع همدستی و همراهی تاریخی و واقعی آنها را با استعمار روس نشان میدهد و اکثرأ بنابر مشورت روس اشغالگر و برنامه ریزی آن صورت گرفته و بدین صورت همکاری سرشت و سرنوشت میان ارتجاع و استعمار را در شرایط مشخص کشور ما که بنابر عللی به بغرنجی گرائیده بود بطور واضحی نشان میدهد. <br />سازمان ما از بدو تأسیس خود با صراحت اعلام نموده است که ارتجاع مردود یار و همکار استعمار روس و پایۀ اجتماعی آنرا در کشور ما میسازد و تناقض مرحله ای میان ارتجاع بومی با استعمار روس نمیتواند تطابق اهداف استراتیژیک هر دو را مانع گردد. اگر این مسئله در شرایط مشخص کشور ما تا حدودی ذهن عده ای را مشوب کرده و نمیتوانند با واقعبینی سیاسی اهمیت جنایت گستر این عناصر طفیلی و زالو را ببینند، طومار جنایت، خونریزی و برادرکشی آنها اکنون به آن حدی امتداد یافته است که دامان تمام نیروهای اصیل مقاومت ملی را گرفته است. <br />سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) که از بدو کودتای ننگین هفت ثور طلایه دار جنبش ضد استعماری و ضد ارتجاعی بود و افتخار بسیج، سازماندهی و ایجاد جبهات گستردۀ مقاومت ملی در سراسر کشور بوده است. سازمانی که یک جنگ علمی ـ انقلابی را هم در شهر های کلیدی و هم در روستا های دور دست سازماندهی و رهبری نموده و نقاط ضعف مقاومت را با صراحت اعلام نموده طالب وحدت ملی در مقابل استعمارگر روس و برای تداوم ظفرمند انقلاب، برای آزادی واقعی انسان تفنگ بدست افغانی بوده است، نمیتوانست کینه و نفرت استعمار و ارتجاع را بطور همزمان بر نیانگیزد. از همین جاست که تبانی علنی و مخفی میان استعمارگر روس و ارتجاع مردود بر ضد سازمان پرافتخار ما، همکاری و همسویی میان آنها از همان سال کودتا آغاز گردیده و تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد که ما روزی این طومار ممتد جنایت را باز خواهیم کرد.<br /> سازمان ما که در نبرد رویاروی با دشمن استعماری و در ایستادگی علیه حملات وحشیانه و ناجوانمردانۀ ارتجاع بر آشفته و هار صلابت و استواری بی مانند خود را به اثبات رسانیده است علی الرغم اینکه ضربات جبران ناپذیری را از مجاهد نماها و اسلام پناه های کذایی بر پیکر زخم خوردۀ خود متقبل گردیده است صرف بخاطر مصالح علیای ملی و حفظ شیرازۀ وحدت مقاومت در مقابل استعمارگر روس تا اکنون با زبان بسته برین جنایات نفرین فرستاده است. ولی اکنون که تعدی و خیانت این عناصر در تمام جبهات زبانزد جهانیان است و کوس رسوائی و تباهی شان همانند همپالۀ استعماری شان بلند آوازه. درینجا بمناسبت اولین سالگرد واقعۀ جانگداز  &#8220;کوه صافی&#8221; ملت عظیم افغانستان را به داوری می طلبیم! <br />اواسط سال ۱۳۶۰ عده ای از رزمجویان سازمان  آزادیبخش مردم افغانستان از کوهدامن با سران نیرو های مقاومت در کوه صافی تماس برقرار کرده و خواهان همکاری و همسویی در نبرد میهنی ضد روس شدند که از طرف آنها با خوشی پذیرفته شد. هم زمان با این، سازمان ما در کوهدامن مورد حملۀ دو جانبۀ دولت و ارتجاع مردود در منطقه قرار گرفت. ما برای قطع خونریزی و ترک مخاصمت با دیگر نیرو های مقاومت تصمیم به ترک منطقه گرفتیم و برای این منظور از سران کوه صافی خواستار موافقت ایشان مبنی بر جایگزینی در آنجا و همکاری و همسویی از آن محل گردیدیم که این تقاضا با موافقت کامل آمران وقوماندان های محل مواجه گردیده و درحضور عده ای زیاد از موسفیدان محل با سوگند مقاوله گردید. برپایۀ همین مقاوله بود که یک گروپ از رزمندگان (ساما) در اواسط سال ۱۳۶۲ به کوه صافی رفتند و در آنجا از طرف اهالی محل با هلهله و شادی بدرقه گردیدند. مردم این نزدیکی میان (ساما) و اتحاد چهار گانۀ کوه صافی را تحول بزرگی در سیاست مقاومت دانسته و آنرا در امر وحدت تمام ملت به فال نیک گرفتند. رزمندگان ما محل بود و باش خود را در مقدمه جبهه اختیار کردند و به کار و کوشش برای بهتر ساختن اوضاع کوه صافی پرداختند. برای گروپ های جهاد در دیگر تنظیم ها مشورت میدادند تا چگونه افراد خود را بهتر تنظیم نمایند، به مردم کمک میکردند، به آنها داکتر و دوا می فرستادند و در غم و شادی آنها شریک بودند تا آنجائیکه مردم به آنها لقب &#8220;فرشته&#8221; و&#8221;مجاهد اصیل&#8221; را داد و افراد ما نیز با افتخار خود را با اخلاق جهاد و مبارزه آراستند تا نمونه ای نیکو و فرزند صادق برای مردم خود باشند. در چندین عملیات بزرگ روس که نیرو های مجاهد در محاصره افتیدند اولین ندای شان برای (ساما) میرسید و اولین گروپ کمکی نیز از ساما به میدان جنگ حاضر میشد. دشمن غدار با شنیدن صدای &#8220;زنده باد سازمان آزادیبخش&#8221; در میدان جنگ برخود میلرزید و دل مجاهدان همراه وهم سرنوشت شان قوت می گرفت در چندین عملیات مشترک نیروهای مجاهد علیه پوسته های دولتی و نیرو های ارتجاعی همدست آنها در مناطق جلگه ای سازمان ما در پیشاپیش این عملیات قرار داشت و بیشترین دست آورد ها را برای جهاد بدست آورد و درین راه کادرهای ورزیده و مجاهدان بزرگ خود را از دست داد. روح شان شاد و خاطرۀ شان گرامی</p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-352" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/2.jpg" border="0" width="130" height="170" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/2.jpg 314w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/2-229x300.jpg 229w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-353" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/1.jpg" border="0" width="130" height="139" /></td>
</tr>
<tr>
<td>شهید شاه محمود کادر ورزیده&#8221;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td>شهید عبدالمحمد(خیر محمد) کادر ورزیده&#8221;ساما&#8221;</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">سازمان ما در قعر زمستان کاروان های دوای خود را از مناطق دور دست به این منطقه سوق داد تا به فریاد مردم خود رسیدگی نماید و آنها را از چنگ مرض نجات دهد. پرسونل طبی سازمان محرم هر خانه و هر خانواده و مرهم گذار دل ریش مردم خود شدند. همۀ این فعالیت، همۀ این محبوبیت و همۀ این همسویی و هم آهنگی در میان مجاهدان نمیتوانست از چشم کینه توز دشمن در امان بماند. وحدت بزرگترین خطر برای اشغالگر روس است آنهم وحدت با (ساما) که میتوانست تمام مناسبات آنها را دگرگونه سازد. دست های مخفی اهریمنانه بکار افتید. در پشاور غریدن های مزدوران روس بر آمریت کوه صافی آغاز شد که با &#8220;شعله ای ها&#8221; اتحاد کرده اند. &#8220;سامایی&#8221; ها را در کوه صافی جأ داده اند، از &#8220;آزادیبخش ها&#8221; پشتیبانی میکنند. وقتی این غر و فش ها نتیجه نداد باید مزدوران روس به عمال خود در کوه صافی مستقیمأ دستور میدادند تا افراد سازمان را تصفیه نمایند. تهدید های پیهم سگان زنجیری روس مانند نجیب، کریم بها وغیره نیز که ما آنها را هرچه زود تر در همانجا تصفیه میکنیم ـ فقط چند ماه ضرورت داریم تا آنها را در همانجا قتل عام کنیم جانب دیگر این اورکستر را میساخت. بالاخره با هدیه ده ملیون کریم بهأ برای عده ای از مجاهد نما ها که در لباس اسلامیت در میان جهاد ما خزیده اند حلقۀ توطئه بسته شد. در اوایل جوزای سال ۶۲ اشخاص مذکور برای افراد سازمان ما دعوت نامه ای می فرستند که عملیات بزرگی در حال نقشه کشی است و از شما نیز خواهش میکنیم قوماندان های خود را برای مشورت و فیصله بفرستید تا پلان عملیاتی مشترکی را ترسیم نمائیم. این بهانه ای خوب بود چون در هر هفته و هر ماه در هر وقتی ممکن است این گونه دعوت برسد و ما صد ها بار در همچو جلسات فعالانه اشتراک کرده و نظر و همکاری خود را اعلام کرده ایم. قوماندان کل محل، معاون قوماندان کل و چند تن از قوماندان های گروپ ها با عشق بزرگ به میهن و انقلاب برای طرح ریزی پلان عملیاتی با شور و شوق به محل جلسه می روند. به مجرد ورود به محل جلسه از طرف &#8220;میزبانان&#8221; که در واقع عاملین روس در لباس جهاد اند خلع سلاح میشوند. اسیر شدگان که صد ها عملیات ضد روس مؤفقانه را پشت سر گذاشته و سجل درخشان مبارزاتی شان از آنها ستاره های روشن در آسمان مقاومت کبیر میهنی ساخته بود، در میان کین و نفرت مردم علیه جلادان شان و در میان نفرین مجموع مردمی که به برادران سامایی خود عشق میورزیدند، به طرف دریای پنجشیر برده می شوند تا در آنجا تیرباران و در دریا انداخته شوند تا جنایات بیکران آنها در مقابل جهاد مقدس ملی با آب دریای خروشان پنجشیر شسته شود؟!! </p>
<p dir="rtl" align="center">
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-354" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/6.jpg" border="0" width="130" height="139" /></td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> <img loading="lazy" class=" size-full wp-image-355" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2009/04/5.jpg" border="0" width="130" height="159" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/5.jpg 337w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2009/04/5-246x300.jpg 246w" sizes="(max-width: 130px) 100vw, 130px" /></td>
</tr>
<tr>
<td> شهید عبدالستار( قوماندان زلمی)  کادر ورزیده نظامی &#8220;ساما&#8221;</td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> </td>
<td> شهید سید( عبدالرسول) کادر ورزیده نظامی &#8220;ساما&#8221;  </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl" align="justify">تکامل بعدی اوضاع در کوه صافی نشان داد که سامایی ها در آنجا چه نیروی معنوی بزرگی را میساختند و چگونه چندین کوشش روس برای داخل شدن به کوه صافی توسط پیش مرگان سامایی جلوگیری و خنثی گردیده بود. هنوز چند ماهی از قتل عام سامایی ها در کرانه دریای پنجشیر نمی گذرد که مولوی عارف خاین که دستش به خون رزمندگان سامایی آلوده بود بعنوان رهنمای قوای روس علنأ دشمن را برای داخل شدن به کوه صافی همکاری و رهنمایی میکند. در ازای این خیانت کبیر ملی از طرف آمریت کوه صافی اعدام میشود. تورن فیض یکی دیگر از خائنین که در این جنایت دست داشت در وقتیکه تعدادی از روس ها را در قرارگاه خود دعوت کرده بود بعد از پذیرائی گرم از آنها توسط خود روس ها سلاخی میشود. <br />ــ اینگونه موارد در تاریخ خیانت ها کم نیست ـ و تعدادی هم اکنون که دیگر سامایی ها در آنجا وجود ندارد به تفرقه افگنی در میان دیگر نیرو های مقاومت مشغول اند تا به ارباب روسی خود خدمتی بهتر انجام داده باشد. <br />تجربه کوه صافی ـ چنانچه تجارب شش سال جنگ مقاومت ـ نشان دهندۀ این است که ارتجاع  با حماقت ذاتی و تاریخی خود راه را برای شکست مقاومت میهنی و پراگندگی آن باز کرده و میکند. <br />ــ ارتجاع با سرشت عقب مانده و تاریخ زدۀ خود بهترین و مطمئن ترین یار و دستیار استعمار در طول تاریخ بوده و در کشور ما نیز دین، ایمان، غیرت و آزادی خود را در مقابل پول به فروش میرساند و از این ابأ ندارد که خون برادران هموطن خود را در مقابل پول و قدرت طلبی به استعمارگر روس بفروشد.<br />ــ ارتجاع هیچ قول و قراری نمی شناسد؛ با سوگند خوردن ها، قرآن کردن ها و وعده خلافی ها عجز خود را از مقابلۀ رویا روی با حقایق پیشرونده باثبات میرساند. <br />ــ بالاخره ارتجاع در طول تاریخ ساطور خون آلود استعمار بوده و در جنگ مقاومت ما نیز هزاران تن مجاهدان راستین توسط آنها و به اراده روس نابود شده اند.<br /> اکنون که یکسال از فاجعۀ کوه صافی میگذرد سازمان ساما رزمنده تر، متحد تر و امیدوار تر از پیش در مقاومت کبیر میهنی و در مبارزه علیه بیداد گری های ارتجاع در سنگر گرم مبارزه ایستاده است. <br />شهدای عزیز کوه صافی! بخون پاک تان سوگند یاد میکنیم که تا نابودی کامل استعمار و ارتجاع و پاکی دامان میهن از لوث نجاست این دو برادر هم تنی که هزاران جوان ما را بیرحمانه در کام مرگ کشیده اند سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم. انتقام شما شهدای عزیز و بزرگوار و انتقام ملت زخم خوردۀ ما فقط با نابودی کامل ستم ملی و اجتماعی امکان پذیر است و عهد و وفای ما با شما تا سرزمین آزادی.</p>
<p dir="rtl" align="justify">••• </p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">منبع خورشید</p>
<p dir="rtl" align="justify">     <br />                                                                         اهدا به مجید شهید  و<br />                                                                           چهارمین سالگرد شهادتش</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">در سحر گاه شب  دیجـور بـاز                  می سرایم قصه ای باسوز و ساز<br />قصه ای از نـاله وغوغای من                   بـــر زمین   بشکستن  مینای  مـن<br />سر گذشت رزم وسودای مجید                کـز شمــــــال  کشورم   آمد   پدید<br />سالها در ظلمت  کــام   نهنگ                 در ستیز و خشم بُـد همچون پلنگ<br />گــاه مـرهم بر دل ریشی زده                  راه بــــر اغیـار بـــد  کیشی  زده<br />کوه وصحرای وطن مأوای او                     ژنــده  پــوشان وطــن  لیلای  او<br />روستائی  زادگــان  پر  محن                    روشنائی زادگـــان  شعلــــه  زن<br />بر طواف فکر او پروانه وار                        وزصلایش همچـو &#8220;بابا &#8221; استوار<br />بارنسل درد  در دامان داشت                  همچو موج او خانه درطوفان داشت<br />اونگین حلقـۀ  احـرار  بـــود                     دیده اش  همچون شفق  بیدار بود<br />                     سیر او عشق است کی افسانه شد<br />                     کی خمستانش  تهی  پیمانه  شد<br />سالها دیوانـه ای ضحـاک خوی               پر شقاوت، بیخرد،هنگامه جوی<br />برفگنده مــار بر بازوی خویش                 مست از افسانۀ جادوی خویش<br />عشق او با اژدهایی از &#8220;شمـال&#8221;            همرهانش چند کوری بی خیال<br />اژدهــا  در آستینش خفته   بـود             در بغل در دانه هایی سفته  بود<br />چون بنا کرد عشق وسودای دگر             پای  بند  دام  و  رویایی  دگـر<br />اژدهــا ، دردانـه هـا بـا مـارهـا               جملگی شد  قاتـل&#8221; سردار&#8221; ها<br />عشق چون نفرت بزاید خون شود           نظم عالم جمله دیگرگون شود<br />نظم قیصر جملـه نــــابـودی بــود             ناز و پردازش همه سودی بود<br />ارمغانش خون و خاکستر بـــــود             پایه هــایش شحنه و افسر بـود<br />فـعلـه وبرزیگـر و روشن ضمیر                 این همه ساقط ز تاریخ و مسیر<br />                     ازدواج   مار  با  دیوانه    شد<br />                     کاین  جهان واژگون سامانه شد<br />دور دور قتل  نمـرودی بـــود                     صحن کابلشهر ما دودی بود<br />&#8220;خلق&#8221; دارد کین مردم درعمل                  &#8220;پرچم&#8221;  تسلیم دارد   در بغل<br />پرچمش آدم  کش تزویر  بــود                   بندگی روس در  تدبیر  بود<br />بـاز کوهستان هـری و  نیمروز                   هم  بدخشان و کنر آتش فروز<br />کـل سلاح رزم و آزادی بـدوش                   دره ها ازعشق پرجوش وخروش<br />او صدای عشق و بی رنگی کشید             او چو (ساما) نقش یکرنگی کشید<br />او زکثرت راه وحدت بــر گـزید                    او به ظلمت منبع   خورشید  دیـد<br />او تمنـــای  دل   عـشاق  گـشت              هر دلی از بهر او مشتاق گشت<br />لیک دست    نـابکــار  اهــرمن                  گلبن  امید   مــا  را  راهـــزن<br />تیرناکس بر دل پـرخون نشست                 جملگی در سوگ او محزون نشست<br />                    از دل تــاریخ رفت افسانـــه شد<br />                    کی تمـنایش زمــا  بیگانـه  شد.<br />                                     •••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="justify">                  ورک شهید</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">       <strong>   ( د آزادۍ ستر شاعر ، د  زمــاني فریــاد ، خپل<br />          دا شعر  د مجید شهید د څلورم تلین په مناسبت  <br />           مـوږ تـه هدیـه کــړی چۍ موږ یی بی له<br />           تصرفه پرته په ډیر ویاړ خپروو&#8221;  ﮬ . ت&#8221; )</strong></p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">د لاله د زړه ژړا کښې دې پیدا کړم؟                  که د سوي زړه غوغا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه غوټی د ګلو سپړي نسیم چرته                   د هغه نسیم په خوا کښې دې پیدا کړم؟<br />په مشعل چې پتنګان سوځي ځانونه                 د هغه مشعل رڼا کښې دې پیدا کړم؟<br />په خندا چې قربانۍ ته خپل روان وي                 د هغه خولې په خندا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ظالم ښکاري ویشتلی په زړگي وي              د هغه بلبل نوا کښې دې پیدا کړم ؟<br />چه په ناز ، ناز غوټۍ جوړه کړي مسکا ته            د هغې وږمیې مسکا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه سنګر د قربانۍ کښې خپل نڅیږي               د هغه سرمست نڅا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه د اوښکو رودبار ئې ځي د سترګو                 د هغو اوښکو دریا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ئې سترګې د شهلا نرګس په شان وي        هغه سترګو په شهلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه د ځان خپلو سیځلو ته پخیږي                      د هغه پتنګ پخا کښې دې پیدا کړم ؟<br />چه ئی مینه انتها کښۍ انتها شي                  هغې مینې انتها کښې دې پیدا کړم ؟ <br />د غلیم پر سر چې تندر د بریښنا شي               هغه تندر د بریښنا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه  ئی سور شفق د غم فضا ته ژاړي               د هغه شفق فضا کښې دې پیدا کړم ؟<br />د سبا سترګه چه وخیږي آسمان کښې             هغه سترګې د سبا کښې دې پیدا کړم ؟<br />که ظالمه خانتما ئې بندي کړې                        چې زندان ، د خانتما کښې دې پیدا کړم ؟<br />چې زخمیان د خپل زخمونو تماشا کړي              د زخمونو تماشا کښې دې پیدا کړم؟ <br />زیبا رنګ د زرغونې کاسې چې ښکاري               زرغونې کاسه زیبا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه رپیږي د ژړا په زلزلو کښې                         د دیې سترګو په رپا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه بڼ چه خوشنما ښکاري جهان کښې          هغه بڼ په خوشنما کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه ساز هغه سرود چې دلربا وي                   هغه ساز په دلربا کښې دې پیدا کړم؟<br />آزادي د ناوې سرو بڼو بڼو کښې                      د هغې بڼو جفا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه رقص چې شهادت سره آشنا وي              د مغرور مرګ په خپا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه زړه چې د رازونو تجلا وي                         هغه زړه په تجلا کښې دې پیدا کړم؟<br />هغه حسن چې دنیا کښې مثال نشته             هغه حسن په دنیا کښې پیدا کړم؟<br />د انوارو ترجمانه چې رویا وي                           د انوارو په رویاء کښې دې پیدا کړم؟<br />تمنا چه د ژوندون نیکمرغي غواړي                    د ژوند هغه تمنا کښې دې پیدا کړم؟<br />که په جاله کښې ساتلی خپل عنقائې             چې په جاله د عنقا کښې دې پیدا کړم؟<br />که د وریځو په قبا کښی ئی اسمان کي            چه د وریځو په قبا کښې دې پیدا کړم؟<br />سکندر سره تللې تاریکۍ ته                          چه  د خضر رهنما کښی دی پیدا کړم؟<br />مشغولا د زخمي زړونو کښې که ته یې             چه د هغو مشغولا کښې دې پیدا کړم؟<br />که ځنګل کښې یې د لړو په ردا کښی              چې د لړو په ردا کښې دې پیدا کړم؟<br />که په څاه کښې د یوسف سره کنعان کښې      چې کنعان کښې هغه څاه کښې دې پیدا کړم؟<br />که د سرو جامو حنا رنګ پسې ګرځي               چې په سور رنګ د حنا کښې دې پیدا کړم؟<br />که سیل بین اتشکده کښې د ترسائې              چې د اور خونې ترسا کښې دې پیدا کړم؟ <br />چې سلا وي په فنا د ځان بقاء کښې                د بقا دغه سلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې شرف یې د حیا د مرگ ته (. . .)  وي          د شرف هغې حیا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې د خلکو وینې چښلې دی اغا وي                 په زندان د دې اغا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه نغمه ئې د بقا د ژوندانه وي                        دې نغمې د ژوند بقا کښې دې پیدا کړم؟<br /> د اسرار د سوز ندا چه یي شپیلۍ  کښې          د شپیلی هغه ندا کښې دې پیدا کړم؟<br />بینوا ماشوم د آه د زړه په تل کښې                    زړه په تل د بینوا کښې دې پیدا کړم؟<br />که مجنون د ازادی د ژوندون ته یې                    چې په زلفو د لیلی کښې دې پیدا کړم؟<br />چه ګواښونه ئی ادعا د خونریزۍ کړي                دې ګواښونو ادعا کښې دې پیدا کړم؟<br />انسانان چه خوری بلاوی نه  مړیږي                   چې په نس د دوی بلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې مقصد یې د مضمون ټول قتل عام دی           په عنوان د دې انشاء کښې دې پیدا کړم؟<br />چې د حسن فرشتې دې د جهان وي                د هغوی ناز و اداء کښې دې پیدا کړم؟<br />چې سپیره مخونه وچې شونډې ګرځي               د هغوی په واویلا کښې دې پیدا کړم؟<br />قتل عام ته چې حیرانه کربلا شوه                     زموږ خپله کربلا کښې دې پیدا کړم؟<br />خرابات اتشکده کښې پیدا نه شوې                    د زاهد په مصلا کښې دې پیدا کړم؟<br />نه په دیر نه په مغان کښز را څرګند شوی            په مسجد د کوم ملا کښې دې پیدا کړم؟<br />ډوبوي چې توفانونه کښتۍ نه شي                   دې کښتۍ د ناخدا کښۍ دې پیدا کړم؟<br />چې ښکلا ئې په تمام جهان کښې نشته            په هغې ښکلې ښکلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې تقوی ئې د عظمت ده ثنا خوانه                   د عظمت هغې تقوی کښې دې پیدا کړم؟<br />لامبوزنه که لامبو وهـﺊ دلتا کښې                     د کوم بحر په دلتا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه خلوت او انزوائې د ژوند راز دی                      په خلوت که انزوا کښې دې پیدا کړم؟<br />که عروۃ الوثقی لمن کښی نغښتې                   چې په عروۃالوثقی کښې دې پیدا کړم؟<br />د گل پاڼو کښی د مخ ضیاء چې نه وي               د هماغه مخ ضیاء کښې دې پیدا کړم؟<br />ستا ګناه خو رژیدلې ده معصوم یې                    که آشنا تحت الثراء کښې دې پیدا کړم؟<br />عندلیب زړه کښې د ګل اغزي چه خس وي         د هغه د زړه څړیکا کښی دی پیدا کړم؟ <br />چه زغیږي د وطن په جرم ئی غو کښی              د هغو غوښو زغا کښې دې پیدا کړم؟<br />که می دوه سترګی ړندی درته ښکاریږي            په بینا سترګو د چا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې په سترګو کښې جهان شی پټولی             د هغو سترګو په غلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه توکل ئی(. . )   د ژوند همت وی                 د ژوند هغه (. . ) کښی دی پیدا کړم؟<br />چه رجایی د ژوند مړاوې غوټۍ سپړي                د هغې غوټۍ رجا کښۍ دې پیدا کړم؟<br />چه همسنګ د استغناء یی لیدی نه شي           پدې هسی استغنا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه مې ( . . .)هم درمل د زخمی زړونو              د درمل دغې دوا کښې دې پیدا کړم؟</p>
<p dir="rtl" align="justify">چې خطائې رنځ (ویسا ) ئې راستي ده           په خطا کښې نه (ویسا) کښی دی پیدا کړم؟<br />اعتلا چې ئی د ژوند زیب و زینت ده                د ژوند دغه اعتلا کښی دې پیدا کړم؟<br />د کوهسار د ابشارونو زمزمو کښې                 زمزمو (.. .) کښی دی پیدا کړم؟<br />د غمجن زړګي د ټول عمر سودا کښې            د لاسه باندې سودا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې آشوب کښې توفانونه دبیدیا شي             د اشوب هغې بیدیا کښې دې پیدا کړم؟<br />که خوړلی اژدها تورې بلائې                          چې په نس د اژدها کښی دې پیدا کړم؟<br />معما د ژوندانه ته دې حیران یم                     حل د کومې معما کښې دې پیدا کړم؟<br />کړم پوښتنه ستا د غم ښادۍ محفل کښې      د غمجنو زړو خندا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه نشه کښې پلوشې په تماشه شي           د ساقی هغې مینا کښې دې پیدا کړم؟<br />انګولا چه غم خانه کښې هنګامه ده               غم خانې په انګولا کښې دیې پیدا کړم؟<br />سرنوشت د ماجرا چه معلوم ندی                 په نام ګومه ماجرا کښې دیې پیدا کړم؟ <br />د نیکمرغۍ په وزرونو کښی د پاسه              که په سیوري د هما کښې دې پیدا کړم؟<br />سرابونه چه شرمیږي د ځلا نه                     په هغې ښکلې ځلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چه بهائی بی بها ده (په) ژوندون کښې        د ژوندون هغې بها کښې دې پیدا کړم؟<br />د وطن د مور حیا نه چه ځان جار کړي           د وطن د مور حیا کښې دې پیدا کړم ؟<br />د موسی امسا خوړلي ښاماران دي             د هغه ، هغې امسا کښی دې پیدا کړم؟<br />آزادیۍ کښی چه وفا د قربانۍ وي              قربانۍ هغې وفا کښې دې پیدا کړم؟<br />په ریښتنی چه مین په نام و ننګ وي            نام و ننګ هغې رښتیا کښې دې پیدا کړم؟<br />په دښمن چه استیلا غواړی سنګر کښی      د سنګر په استیلا کښې دې پیدا کړم؟<br />چې دانا وی زړ ئې ډک د معرفت وي             په دننه  زړه دانا کښې دې پیدا کړم؟<br />د مستانو د صهبا په پیمانو کښې                زه د هغو په صهبا کښې دی پیدا کړم؟<br />چه شمله ئې کښته نه شوه په سنګر کښی    د هغی شملی (صفا) کښې دې پیدا کړم؟<br />د یما د تمدن په پلوشو کښې                      پرمختګ د آریانا کښې دې پیدا کړم؟<br />د سوما د محفلونو په مستۍ کښې              محفلونو د سوما کښې دې پیدا کړم؟<br />که دعا دپاره تلل و مدینې ته                       چې روضه د مصطفی(ص) کښې دې پیدا کړم؟<br />ستا لټون که مدینه کعبه کښې وکړم؟            په مروه که صفا کښې دې پیدا کړم؟<br />که ناحق په تومت رنګ ثاني یوسف ئیې           چه دربار د زلیخا کښې دې پیدا کړم؟<br />د خشوع په حمد ته که موندل کیږی              کوم یو حمد او ثنا کښې دې پیدا کړم؟<br />ګرانه وروره کومی غیږ کښې غلی شوی        د ابۍ که د دادا کښی پیدا کړم؟<br />شوی زرګی رجال الغیب موندل دي ګران دي     په ښارونوکه صحرا کښې دی پیدا کړم؟<br />حق حیران یم سرګردان درپسی ګرځم             په اسیا که افریقا کښې دې پیدا کړم؟<br />د زړه وینی خپلې خورم پیدا مې نکړﺉ             په یوروپ که امریکا کښې دې پیدا کړم؟<br />تا د مځکی په سر زه لیدلی نه شم                په موجونو د هوا کښی دی پیدا کړم؟<br />د بابا د تورې شرنګ له ننګه ډک دی               شرنګ د تور مې د بابا کښی دې پیدا کړم؟<br />سور سنګر دی چک د وینو سرو لمبو دی          د سرو وینو په لمبا کښې دې پیدا کړم؟ <br />دآزاد ملت څیره تا رسم کړې                        د آزاد انسان سیما کښې دې پیدا کړم؟<br />استعمار د روس کلا قلف دې مات کړی           ازادی د زړه کلا کښې دې پیدا کړم؟<br />د ازاد ژوندي ملت خپل ته شهید ئې               د ملت زړه مافیها کښی دی پیدا کړم؟<br />د تاریخ د آزادۍ په قافلو کښی                     د ازاد جرس شرنګا کښې دې پیدا کړم؟<br />ته سمبول د آزادۍ د خپل ملت ئی               د جاوید ژوند په سما کښی دې پیدا کړم؟<br />ستا آرزو ز موږ د ټول ملت آرزو ده                  آرزو خپلی بی بها کښی دې پیدا کړم؟<br />فرشتی چه چاته را په مرحبا شي                د هغوی په مرحبا کښې دې پیدا کړم؟<br />کړم پیدا دې د بلبلو په چغار کښې               که د زرکو په چغا کښی دې پیدا کړم؟<br />چه تعبیر کښې ئی تفسیر د احتوا شې        د تفسیر په احتوا کښې دې پیدا کړم؟<br />هیولا چې جوړه کړی سره ښامار ده            زه په دغه هیولا کښې دې پیدا کړم؟<br />د وطن بڼ تالا کړیدی روسانو                     په لاڅی بڼ او تالا کښې دې پیدا کړم؟<br />روس راوستی چه وبا مرض په موږ دی          په منګلو د وبا کښې دې پیدا کړم؟<br />کودتا چه د شپی وکړه په کابل کښې         دې غلاجنی کودتا کښې دې پیدا کړم؟ <br />که روسانو تښتولی خپل وطن ته                په مسکو که بخارا کښې دې پیدا کړم؟<br />د وارسا سړی خورو که ئې خوړلی             چې په پته په وارسا کښی دې پیدا کړم؟<br />کمانډو د کیوبا که ئې وژلی                      په لټون چې کیوبا کښې دې پیدا کړم؟<br />که خونریز ګوریلایانو سوزولی                     چه د تن ذری هوا کښی دې پیدا کړم ؟<br />د فرعون روس په بم کښی والوتلی            کوه طور که په سینا کښی دی پیدا کړم؟<br />د ټـینکونو د چینونو په پرو کښی                د روسۍ بلا په تا کښی دی پیدا کړم؟<br />په غړمبار کښی د جیتانو د بمونو               د بمونو په غړمبا کښې دې پیدا کړم؟<br />به ډزا کښی د توپونو مشینګنو                  د توپونو په ډزا کښې دې پیدا کړم؟<br />په سنګر کښی په بم والوتی اسمان ته          د اسمان په کومه خوا کښې دې پیدا کړم؟<br />د بم په سرو شغلو کښی ته یوه شغله شوی     د موسی د طور رڼا کښې دې پیدا کړم؟ <br />تری تم شوی هیڅ نشان دی معلوم نشته         د دنیا په مخ که شا کښی دې پیدا کړم؟<br />د انوارو تجلا سپینه مرغی شوی                  پاس به عرش معلا کښې دې پیدا کړم؟<br />د زړه غږ می د هاتف د غږ سره شه           ورک شهیده ! زړه زما کښې دې پیدا کړم؟<br />د بدن زری دی چورلي په وطن کښې          د بقا د ژوند غنا کښې دې پیدا کړم؟<br />د بدن ذری به ستا زه په مستی کړم ؟         چه ژوندۍ ذری به سا کښې دې بیدا کړم؟<br />                                                                                                (تمام)</p>
<p dir="rtl" align="center">ای شهیده بی کفنه تانه جار شم<br />ای شهیده بی مدفنه تا نه جار شم<br />د روس بم وسوځولې ته ایرې شوی<br />ای بقاء د خپل وطنه تانه جار شم</p>
<p dir="rtl" align="center">•••</p>
<p style="font-weight: bold; font-size: 14pt; line-height: 20pt" dir="rtl" align="center">اخبار</p>
<p dir="rtl" align="justify">در سرزمینی که بزرگترین و مهیب ترین جنایت عصر در بستر زمان در آنجا شکل می گیرد و هرنقطۀ از نقاط آن به حمامی از خون ، تنوری از آتش مبدل شده و هرلحظۀ از زمان در بطن خود خبری دارد جانگداز و غرور آفرین. و از جانب دیگر گستردگی و پهنای جنگی آن توأم با پراگندگی از کران تا کران کشور را فرا گرفته و هرسنگی سنگری شده است و هر انسان معذب و دربند آن ، ناگزیر است خود گلیم خویش را از آب کشد و جسدی از یارانش را به سایه کشد ، کجا قادر خواهد بود تا از وضع همسایه بفهمد و بر سوک شهیدش ماتم گیرد تا چه رسد به آنکه به مددش بشتابد. تهیه و انتخاب اخبار و تشخیص سره از ناسره و آنهم در فاصله زمانی معینی که خواننده در انتظارش هست اگر نگوییم ناممکن است بس دشوار می باشد. لذا اگردر بخش خبری قسمتی از اخبار را وقایع قبل از ماه جوزا تشکیل میدهد مطمئن ایم خوانندگان محترم ما این نقیصه را بر ما می بخشایند.</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>*- نیمروز :<br /></strong>اخیرأ نیروهای دست نشانده روس با کشف و استفاده از اطلاعات حاصله به وسیلۀ شبکه های جاسوسی خویش در ولایت نیمروز ، عملیات وسیع سرکوبگرانه ای را به کمک ارتش روس در ولسوالی چاربرجک ولایت نیمروز روی دست گرفتند. <br />به تاریخ ۷ / ۱ / ۱۳۶۳ در ساعت ده و نیم قبل از ظهر در نواحی قریه رودین در ولسوالی چاربرجک ، نبرد بین مجاهدین جبهه نیمروز و اشغالگران روسی در گرفت و تا ساعت پنج و نیم بعد از ظهر ادامه یافت. درین نبرد هفت ساعته از نیرو های دشمن پنج نفر کشته شده ، ده نفر زخمی و سه نفر به اسارت مجاهدین در آمدند. در مقابل یکتن از مجاهدین جانباز این جبهه به نام فیض الله از ناحیه صورت زخمی گردید.<br />قوای مزدور روسی که از شکست غمبار جنگ تاریخی ۷ &#8211; ۱ &#8211; ۱۳۶۳ سخت برآشفته بودند ، خواستند با حرکت سست پایۀ دیگر جبران حقارت جنگ گذشته را بنمایند.<br />اینبار جنگ به تاریخ ۱۱ &#8211; ۱ &#8211; ۶۳ آغاز گردید. دشمن پیش از پیش در چندین نقطه قوای خود را که با آتش تانک حمایت می شد ، پیاده نمود. رژیم به این گمان که مجاهدین را در چندین نقطه محاصره نموده است ، حملات وحشیانۀ خویش را آغاز می نماید. مجاهدین نیز به مقابله و دفاع می پردازد. نبرد سختی از ساعت هفت و نیم تا ساعت دو بعد از ظهر در روستا های ( پده گی گلجان ، چهل مریز ، خاکی ، جان بیک و نیل ) ادامه داشت طرفین از اتش سلاح سبک و سنگین استفاده نمودند ، باز هم نیروهای رژیم پا به فرار گذاشتند که نیروهای مجاهد تا چهار برجک بعد از ظهر به تعقیب نیروهای متجاوز جنگ را ادامه دادند تا همه روستاهای متذکره از وجود نیروهای دشمن پاکسازی گردید. درین جنگ رژیم شش عراده تانک زره دار و چهار صد نفر نیروی پیاده  مجهز به موشک های سبک درین منطقه بکار گرفته بود. از تلفات وارده بر دشمن اطلاع دقیق در دست نیست اما در مقابل یکتن از مجاهدین بنام عبدالله بر اثر ترکش خمپاره مجروح گردید.<br />*/ درنیمه دوم ماه ثور سال جاری دو بار پایگاه های مجاهدین جبهه نیمروز در ولسوالی چهاربرجک مورد بمباردمان هوائی قوای اشغالگر قرار گرفت. دشمن با استفاده از یک فروند میگ مناطق چهل مریو و قلعه پادچا را مورد حمله قرار داد و با انداختن بمب های پنجصد کیلویی آسیب های فراوانی به کشتزار های مردم منطقه وارد آورد. که دو دانه ازین بمب های پنجصد کیلوئی منفجر نشد. ولی به هیچکس از مجاهدین و اهالی منطقه آسیبی وارد نگردید.<br />*/ در اوائل جوزا یکتن از جواسیس دولت که فقط دوماه قبل ظاهرأ اجیر گردیده بود ، خود را به پایگاه مجاهدین رسانده و چنین وانمود کرد که گویا وی برای کمک به مجاهدین آمده است. ولی بعد از تحقیقات دقیق معلوم گردید که وی به منظور کسب اعتماد جبهه این عمل را انجام نموده است تا بعد بتواند در درون جبهه به ترور مسئولین فعال جبهه و از جمله قوماندان عمومی جبهه بپردازد.<br />همچنان او لست عده ای از جواسیس دیگر &#8220;خاد&#8221; را که در کشور ایران در میان مهاجرین و مجاهدین فعالیت داشتند به دست داد. تحقیقات در مورد موصوف به مولاداد افغان هنوز جریان دارد.<br />*/ بتاریخ ۱۷. ۳ .۱۳۶۳ دو نفر از اعضای مخفی &#8220;خاد&#8221; که دارای پوشش محلی بودند برای کسب اطلاعات شبانه وارد منطقۀ آزاد شدۀ مجاهدین جبهه نیمروز شدند که توسط چریک های هوشیار جبهه دستگیر گردیدند. آنها تا کنون تحت بازجویی قرار دارند.</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>*/ فراه :<br /></strong>در اواخر ماه ثور سال جاری قوماندان امنیه فراه با دو نفر دیگر از جاسوسان رژیم مزدور ، در دو کیلومتری مرکز شهر فراه بدست یک گروپ از مجاهدین افتید. در حالیکه با این سه نفر یک نفر دیگر بنام شاه محمود که ظاهرأ مجاهد بوده است دستگیر گردید.  از نزد اسیر شده گان یک و نیم ملیون افغانی و شش میل سلاح به غنیمت گرفته شد.<br />قرار معلوم این اموال را برای کسانیکه میخواستند رابطه دولتی بگیرند انتقال داده میشد. هم اکنون قضیه تحت تحقیق است و تعداد زیادی از جواسیس دیگر را که در بین مجاهدین فعالیت داشتند نیز معرفی نمودند.<br />*/ در اوایل برج ثور مجاهدین &#8221; جبهه فراه&#8221; که در پایگاه خود واقع در قریه &#8221; نوده&#8221; ولایت فراه می باشد ، محاصره گردیدند. مجاهدین در صبحگاه با اطلاع ازین وضعیت سنگربندی نموده و جنگ آغاز گردید. رژیم و بادارانش که درین عملیات ده ها تانک و زره پوش بکار گرفته بود ، هرقدر کوشید تا وارد قریۀ مذکور گردد ، موفق نگردید. تا اینکه در ساعت دو بعد از ظهر وادار به عقب نشینی گردید. درین نبرد سخت ۲۲ نفر از قوای دولتی و روسی کشته شدند. در مقابل یکتن از مجاهدین بنام غلام حیدر از ناحیه کمر زخمی گردید.<br />چند روز بعد ازین واقعه ، همین قریه نوده مورد حملۀ طیارات دشمن قرار گرفت که دو نفر از اهالی بی دفاع قریه زخمی گردیدند.<br />*/ بتاریخ هفت ثور شهر فراه و بخصوص مرکز &#8220;خاد&#8221; مورد حملۀ آتش هاوان مجاهدین فراه که از چند جبهه متشکل بود قرار گرفت. درین نبرد لااقل یکتن از صاحب منصبان دولتی کشته شده است.<br />*/ اندخوی:<br />کاروان روسی- دولتی که متشکل از چهار عراده موتر نفر بود بتاریخ ۲۵ حوت ۱۳۶۲ از ولایت شبرغان به طرف اندخوی در حرکت بود. مجاهدین آزادیخواه منطقه مذکور که از حرکت کاروان آگاهی یافته بودند ، در قسمت زیارت شاه مردان سنگر گرفته و زد و خورد آغاز می یابد. درین زد و خورد سه ساعته یک عراده تانک و ۳۳ نفر از قوای روسی – کارملی ، منهدم و کشته شده و یک عدۀ دیگر نیز زخمی گردیدند.<br />درین درگیری یکتن از آزادیخواهان بنام عبدالسلام ولد محمد قل جام شهادت نوشید. روحش شاد و یادش گرامی.<br />*/ بتاریخ سه حمل ۱۳۶۳ مجاهدین آزادیخواه اندخوی شبانه بالای یک پوسته دولتی حمله ور می شوند ، در نتیجه قوماندان پوسته دولتی بنام امیر ولد بابه با دوتن از سرسپردگان دولت به قتل رسیدند و هفت تن زخمی شدند. از جانب مجاهدین یک نفر جراحت خفیفی برداشت.<br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>تهنیت</strong><br />تلاش پرخروش &#8221; جوانان &#8221; سازمان آزادیبخش مردم افغانستان را که موفق به گشودن سنگر نوین مبارزاتی – نشریه &#8221; ندای جوانان &#8221; – علیه سوسیال امپریالیسم روس و مزدوران بی مقدارش &#8221; پرچم و خلق &#8221; شده اند به ایشان تبریک گفته امید واریم در این سنگر نیز بتوانند وظایف مبارزاتی خود را به طور شایسته انجام داده &#8221; ندای &#8221; آنان با فریاد های خشماگین مجموع جوانان این میهن یکجا ، قلب دشمنان حال و آیندۀ مردم ما را پاره کند.<br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>تذکر<br /></strong>از اینکه در شماره حاضر موفق نشدیم تا دنباله مقاله &#8221; تسلیم طلبی &#8221; و &#8221; نامه های وارده &#8221; را به علت حجم مطالب به نشر بسپاریم ، امیدواریم معذرت ما مورد قبول خوانندگان ارجمند قرار گیرد.<br />   <br />   <br /># # #</p>
<p dir="rtl" align="justify">   صفحاتی از &#8221; ندای آزادی &#8221; برای چاپ و نشر مضامین و اشعار و سائر آفرینش های انقلابی نویسندگان و شعرای متعهد و میهن دوست باز است. انتقادات و نظریات اصلاحی را با رعـایت اصل امـانتداری مطبوعاتی درین نامه منتشر می کند. به امید همکاری های مترقی و الهامبخش شما !</p>
<p dir="rtl" align="justify">                  <br />قیمت یک شماره<br />ده افغانی</p>
<p dir="rtl" align="justify">        شعار های پا ورقی این شماره:  <br />  ۱/    استعمار پشتوانه ارتجاع ، ارتجاع پایه استعمار !<br />  ۲ /   نابودی امپریالیسم روس و سگان نواله خور آن حتمی است !<br />  ۳ /   راه ، اندیشه و سازمان مجید پیروز است !<br />  ۴ /   یا مرگ یا آزادی !</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شماره نهم و دهم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-azadi-2-9/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Mar 2007 10:40:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2010-10-15-10-46-32/</guid>

					<description><![CDATA[نمونۀ شمارۀ نهم و دهم ندای آزادی ارگان نشراتی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان شماره نهم و دهم دوره دوم سال چهارم &#8211; قوس و جدی ۱۳۶۳ (دسامبر ۸۴.م) درین شماره : ۱/ سالی به عقب ، . . ۲/ شامگاه ششم جدی ۳/ در حاشیه مبارزه و بقاء ۴/ تسلیم طلبی در . . ۵/ سره بلا په . . . ۶/ نامه های وارده ۷/ اخبار. سالی به عقب، گامی به جلو هستی اوقیانوس بی قرار و پویای ستیز و مبارزه است که بیدرنگ از دانی به عالی ره میپوید وموجود زنده مضمون و محتوای عمدۀ هستی(به مفهوم زندگی) و رهرو اصیل این روند است که درین بحر ناکرانمند مالامال از تناقض و تضاد، گاه شتابان و مواج و گاهی هم نسبتاً هموار و یکنواخت، لحظه ای با عقبگرد و فروکش و زمانی با فرازا و جهنده، و در یک کلام در توفانی آگنده از فرود و فراز شناور است و منزل میزند. هر جامعه به عنوان یک واحد زیست نیز ارگانیسم زنده و متحرک و هر لحظه آبستن نطفه ایست برای حرکت دیگرو حرکتش دلیلی است بر اثبات وجودش، و بودش را با این قول معروف بیان میدارد که &#8221; هستم اگر میروم، گر نروم نیستم&#8221;. هر آنگاه که گردونۀ سیالش به هر دلیلی باز ایستد، عقیم است، بحران دامنگیرش شده و بودش زیر پرسش میرود. با تداوم بحران و پایاﺋـیی ایست، که مطلقاً باید فاتحه اش را خواند. و اما اگر درنگ آنی باشد،این موجود با تمام نیروی کارآیش در پی دفع مانع میشود و ستیزنده و بیقرار در تکاپوی رهایی ازبن بست وبحران می تپد. درین تپش و پویش احتمالاً دو نتیجه مضمر است که یکی از آن بدست میآید. یا این موجود در آخرین منزل هستی اش رسیده و دیگر در کاروان تکاملی هستی حقی و جایگاهی برایش نیست و لذا کنش و تپش او تلاشی مذبوحانه است ودر کندوکال کوره راه خرد وخمیرشده؛ بود وبقایش به نبود و فنا مبدل میشود. و یا اینکه ریشه در شیرۀ هستی تکاملی رسانده و ذخیره ای به ما بعد هم دارد وجایگاهی هم در کشتی شتابگیر هستی تکاملی قرق کرده است ولی موانع وآفاتی به ناحق سد راهش گشته اند، درین حال با حرکتی نیرومند دفع آفت میکند و به مرحلۀ عالیتری از هستی و به سوی احراز مقامش به پیش گام میگذارد. لحظۀ دفع آفت بلا شک توأم با جهش است و با این جهش خواهی نخواهی ضمن دفع آفت اصلی عوامل دیگری هم که از آن تغذیه میکردند و در پناه او حتی با استفاده از جو ایستایی و بحران حق حیات یافته بودند، وچه بسا که امتیازاتی هم دست و پا کرده بودند، بود و نمود شان در معرض نا بودی قرار میگیرد. و اما که باید فوراً متذکر شد که علیرغم دفع آفت اصلی هنوزهم میتوانند بقایائی از آفت و لجن خویشتن را نصب گردونه سازند واز عوارض بجا ماندۀ بلا بهره گیرند وچند سبائی دیگر نیز بندش بیافرینند. از سوی دیگر سیر، جو و فضای پس از دفع آفت زدگی نیز کلیۀ آحاد ارگانیزم را به تطابق و همسویی فرا میخواند تا با تنفس تازه شتابنده تر حرکت کنند وجبران لحظات درنگ، ایستایی و احیاناً عقبگرد رابنمایند.آحادی از آن نمیتوانند خویشتن خویش را با این جهش همگون سازند. فضای مختنق مطرود از رمق شان کاسته است وسلامت شانرا ضربه زده است، حرکت تند و فضای تازه با آنها دمساز نیست ولی چون ذات شان با آفت در تناقض است لذا بصورت غیر طبیعی هم که باشد از پلۀ دانی به پلۀ عالیتر تکامل کشانده میشوند. لذا در اوایل قدرت همسویی و همگامی ندارد و لرزان و ترسان گام میگذارند. آحادی دیگر آنچنان در ایستایی وهوای متعفن لجنزار خوی گرفتته اند که گویی با آن همذات باشند، تا آنجا که برایشان تحرک، رنج و هوای تازه ضیق النفسی بار میآورد و لذا با آن در تقابل قرار میگیرند، غرولند میکنند و زوزه میکشند و موزیانه خواستار ایست و حتی عقبگرد میشوند. برآنانیکه در حرکت اند لجن میپراگنند و هتاکی میکنند وچوب لای چرخ تکامل میدهند. (جامعۀ ما و ویژه ترش سازمان ما در چرخشهای جهشی به پیش ازین نمونه داشته است) واما اعتقاد راهیان تکامل برین است که: آنکه از مرحلۀ تکامل عقب مانده ولی با عقبماندگی و فساد همذات نیست با مساعدت زمینۀ تکاملش میتواند عضو سالم ارگانیسم فعال و متحول شود و باید درفراهم آوری زمینۀ مساعد کمکش کرد و دستش را گرفت و همپای تکامل ساخت. ولی آنکه با حرکت و هوای تازه در تقابل قرار میگیرد و ذاتش لجنبار است ، قرار گاه طبیعیش نیز لجنزار ست و حفظ وجودش در ارگانیسم زیانبار، باید آنرا زدود و حذفش کرد که منشاء آفت دیگری میشود. جامعۀ ما هم اکنون درنتیجۀ آفت تجاوز روس غارتگر مصاف بر اجحاف ستم پروردگان ستمبارۀ بومی در گیر بحران مزمن و تباه کن است. طاعون استعمارآهنگ نفوذ در تار و پود بافتش را نموده و به نابودیش میکشاند، غصب منابع طبیعی، محو ارزشهای فرهنگی ـ کلتوری، زوال ارزشها و نوامیس ملی، مسخ تاریخ، هتک حیثیت و شرف ملی&#8230;. سرانجام فساد وانهدام کلیۀ ارزشهای مادی و معنوی ما آماج بلای استعماردهن دریدۀ روس گشته است. دربرآوردن این هدف شوم، دشمن سوگند خورده از هیچ عمل غیر انسانی ابا ندارد و با تمام نیروی خود و سگان نواله خوارش درسطح بین المللی عمل میکند. و اما که انسان آزادۀ افغانستان نیز درین نبرد نابرابر از جانمایه گذشته با عزم جزم مصمم است دلیرانه و بی باکانه از ذره ذرۀ خاکش، از فرهنگ ، کلتور و تاریخ پرافتخارش، از نوامیس ملی وشرفش و در یک کلام از آزادی میهنش و آزادگی خودش دفاع کند. از قربانی نمی هراسد و برآنست تا با نثار خون هزاران هزار شهید گلگون کفن موج خون برپا نماید و قایق گیر افتاده در شکنج خشمگین گرداب تباه کن و خونبار استعمار را با تپش، جهش و طغیان امواج خون خویش به ساحل آزادی برساند. فرزندان پاکباز وخلف این میهن در برابرش تعهد میسپارند که: &#8220;حرامم شیر مادر باد اگر من نسازم جان شیرین را نثارت&#8221; آری! با این دو تصمیم ـ تصمیم برای آزادی و تصمیم دشمن برای انقیاد ـ طبیعی است که مبارزه و ستیزۀ دشوار و توانفرسا در پیش است، بایست کلیۀ نیروها را در همین جهت کشاند و به استثنای مشت قلیل خاین به میهن، مجموع آحاد ملت را بسیج کرد، این رزم سترگ به پیکارگرانی ستیزنده و استوار، گردانهای دلیر، رزمجو و خود گذر و ستادی آگاه، انقلابی و پیشآهنگ ضرورت و نیاز دارد. هم اکنون گردان هایی از گروه ها و لایه های مختلف اجتماعی با سرشت وسرنوشت ویژۀ شان و به درجات مختلف رزمندگی آرایش یافته و به دفاع از خود و حتی به دفاع از میهن پرداخته اندد. سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) نیز به پاسخ خواست مبرم پیشروترین گروه و لابه های رزمندۀ اجتماعی وبر مبنای ضرورت عینی جامعه پیریزی شده و در فوران و خیزشهای خود جوش مردم و از بطن بحران همه جاگیر جامعه ودر &#8220;مرکز&#8221; خیزش ـ نه در &#8220;محیط وحاشیه&#8221; ـ برای دفاع از آزادی کامل انسان اعلام وجود نمود و علیه هرگونه استعمارـ در جامعۀ ما در رأس استعمار روس ـ و استثمار شیپور جنگ نواخت. این سازمان در طوفان جنگ خونین مسلحانه مطلقاً نا برابر زایش پر آوایش را با چکاچاک مسلسل به گوش دوست و دشمن رساند. دوران کودکی اش را بجای رشد موزون در گهوارۀ نسبتاً گرم استحکام درونی، در بستر خونبار و آتشزای سنگرها گذراند. بجای اینکه گام بگام طی طریق میآموخت؛ همسویی با انقلاب مردم او را یکدم وارد مسابقۀ هیجانی ترین و دشوارترین دوشها و جهشهای اجتماعی نمود که طلاطم توانفرسا و تحرک پرشور آن دشمن قلدر(مجرب ترین غول دنیا) را با بلند ترین ریکاردش بزانو درآورده است. با اینحال خواهی نخواهی دچار کرختیها، لنگشها، گاهی درجا زدنها و حتی عقب نگریها و بی باوریها گشته است. سازمان انقلابی(سیاسی ـ نظامی) که سر آن دارد تا علمبردار و قافله سالار کاروانیان آگاه تبار انسان شود ودرفش رنج و پیکار خونین و مشقتبار شانرا بر دوش کشد. در جامعه ایکه تلی از عوامل متناقض و شرایط مساعد و نا مساعد آنرا احاطه کرده وخود نیز از بطن همین تناقضات و مساعدت ها پدید آمده و محصول آنست و هکذا از همان جو وفضا تغذیه میکند و رشد مییابد، خواهی نخواهی گاهی به دنبال حوادث و رویدادها کشیده میشود که با کار و تلاش قادر خواهد شد بر آنها چیره گشته و تسلط یابد، زمانی هم سیلان شتابگیر حوادث آنرا پر شتاب چنان به پیش میراند که فرصتی نمی یابد خود را جمع وجور و مرتب سازد. و اما پیشتازی اش درآنست که بر کلیۀ این حوادث و رخدادها پیشی گیرد و این امرفقط با دریافت لحظه های معین از حرکت میسر میشود. کنفرانس سرتاسری سازمان ما که درست یکسال را عقب گذاشته است گامی به جلو و یکی از این لحظات پیشرونده است که در آن سازمان قادر شد با جمعبندی تجارب و آزمونهای پراگنده و حتی بدست آمده از پراکتیکی دشوار؛ و تقابل برداشتهای متفاوت و بعضاً غبارآلود از مفاهیم واقعییت ها و تشخیص زوایای مکدر وسایه روشن ها و&#8230;.، با کار و تلاش سر سپردگان آگاه خویش، روشنی را دریافته و در پرتو آن وحدت رزمنده تری را باز یابد. کنفرانس سرتاسری سازمان پرافتخار و رزمندۀ ما که در تاریخ ۳ـ ۱۶ قوس ۱۳۶۲برگزارشد، برپایی وکارکردش مصادف است با شرایط نهایت متغیر ملی و بین المللی و بحران و پیآمدهای نظامی ـ سیاسی، تشکیلاتی که درنتیجۀ ضربات سال ۱۳۶۰ بویژه ماه اسد آنسال به وجود آمده و سازمان با آن دست وگریبان است. این کنفرانس پاسخ بجایی به خواست برحق توده های سازمان ما بود که &#8220;از ابهامات فکری، لامبالاتی سیاسی وتشتت تشکیلاتی به ستوه آمده بودند و خواستار تصفیۀ حساب با این امراض بودند&#8221;. رنج توانفرسا از کابوس وحشتناک تسلیم طلبی ـ ملی و اجتماعی ـ که سایۀ شومش را در گوشه هایی از سازمان نمایانده بود، ضرورت برپایی یک جمع ذیصلاح ـ و درین شرایط کنفرانس سرتا سری ـ را چند چندان می ساخت. کنفرانس سرتاسری ما دقیقاً پاسخی شد به این ضرورتها، تا با شرافت و صداقت انقلابی به کلیۀ این مسایل برخورد کند و موانع را از سرراه بردارد، از کثرت راه ها که همه بجز یکی بیراهه است؛ جلوگرفته وبه وحدت راه و آنهم در خط سالم راه نماید. وچه خوش که چنین کرد. &#8220;برخورد سازمان ما به قضایای ملی و بین المللی، به مسایل انقلاب و مردم، بار دیگر نشان داد که انقلابیون صادق و پاکباز، استعمار، امپریالیسم و زورگویی سر هیچگونه آشتی را نداشته و نخواهد داشت و سوگند بزرگ سامایی که &#8221; تا بقایای ستم ملی و طبقاتی سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم&#8221; قدسیت خود را درقلب فرد فرد سامای رزمنده دارد. &#8220;بالآخره بار دیگر نشان داد که سامای رزمنده علی الرغم توطﺋـه های دشمن، حملات نابود کنندۀ سیه مغزان تاریخزده و بی ایمانی رفقای نیمه راه، قادر به حفظ وحدت، هستی، دستاوردها و میراث گرانبهای شهدای پیشکسوت ما در پیشاپیش آن مجید شهید رهبر محبوب و فراموش ناشدنی ما، هست&#8221;. کنفرانس قادر شد از تحلیل اوضاع استنتاجاتش را کشیده ومتکی بر آن رهنمودهایی اراﺋـه دهد. رهنمودهای کنفرانس به گواهی تاریخ از دستاوردهای خوب جنبش انقلابی و آزادیبخش مردم ما درین دوران پرآشوب به حساب میآید که درینجا اشاراتی به چند تای آن میکنیم: در فرصتی که سوسیال امپریالیسم جنایت کار روس در میدانهای داغ نبرد و در رویارویی های مستقیم جا خالی میکند و مفتضحانه و رسوا شکست میخورد، غدارانه به افشاندن بذر نفاق و افروختن جنگ داخلی در درون مقاومت دست میزند. در لحظه ای که ملیونها روبل را با هزاران نفر از پرسونل کار کشتۀ ک.ج.ب در خدمت این جنایت می گمارد تا با استفاده از تناقضات درونی، عده ای را چون چماق برفرق عدۀ دیگر بکوبد و به آنکه کوبیده شده وعدۀ یاری و بلند کردن سینه اش را از خاک میدهد تا در برابر &#8220;حریف&#8221; دوباره بایستد و انتقام بگیرد. در آوانیکه مکر دشمن کارگر افتاده وعدۀ از صفوف مقاومت را تا پای بستن مقاولات و امضای پروتوکول ها میکشد، که خود مرگ مقاومت است ومناسبات دشمنانۀ ما را با او درهم و برهم میکند، در همچو فرصتی که دشمن با این حیله گری جمعی را در دامگاه تزویر و ریا دربند لانه های خیانت چون &#8221; جبهۀ ملی پدر وطن&#8221; و گروپهای ملیشه و&#8230; کشیده و به سجود و تسلیم فرامیخواند. طنین این فریاد کنفرانس که: &#8220;امپریالیسم...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-445" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2010/10/neda_9_10.png" border="0" width="314" height="151" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2010/10/neda_9_10.png 314w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2010/10/neda_9_10-300x144.png 300w" sizes="(max-width: 314px) 100vw, 314px" /></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 17px; line-height: 19px">نمونۀ شمارۀ نهم و دهم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ندای آزادی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ارگان نشراتی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span></p>
<div style="padding-top: 1pt; padding-right: 4pt; padding-bottom: 1pt; padding-left: 4pt; border-width: 1pt; border-color: windowtext; border-style: solid">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; border-width: initial; border-color: initial; border-style: none; padding: 0cm" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">شماره نهم و دهم<span> </span>دوره دوم<span> </span>سال چهارم<span> </span>&#8211;<span> </span>قوس و جدی </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۶۳</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> (دسامبر </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۸۴</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">.م)</span></p>
</p></div>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"><span> </span>درین شماره :</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ سالی به عقب ، . . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۲</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ شامگاه ششم جدی </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۳</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ در حاشیه مبارزه و بقاء</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۴</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ تسلیم طلبی در . . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۵</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ سره بلا په . . .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۶</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ نامه های وارده</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۷</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">/ اخبار.</span></p>
<h1 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; font-family: 'Times New Roman', serif; color: #002060"><strong>سالی به عقب، گامی به جلو</strong></span></h1>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 13pt; line-height: 120%">هستی اوقیانوس بی قرار و پویای ستیز و مبارزه است که بیدرنگ از دانی به عالی ره میپوید وموجود زنده مضمون و محتوای عمدۀ هستی(به مفهوم زندگی) و رهرو اصیل این روند است که درین بحر ناکرانمند مالامال از تناقض و تضاد، گاه شتابان و مواج و گاهی هم نسبتاً هموار و یکنواخت، لحظه ای با عقبگرد و فروکش و زمانی با فرازا و جهنده، و در یک کلام در توفانی آگنده از فرود و فراز شناور است و منزل میزند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">هر جامعه به عنوان یک واحد زیست نیز ارگانیسم زنده و متحرک و هر لحظه آبستن نطفه ایست برای حرکت دیگرو حرکتش دلیلی است بر اثبات وجودش، و بودش را با این قول معروف بیان میدارد که &#8221; هستم اگر میروم، گر نروم نیستم&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 13pt; line-height: 120%">هر آنگاه که گردونۀ سیالش به هر دلیلی باز ایستد، عقیم است، بحران دامنگیرش شده و بودش زیر پرسش میرود. با تداوم بحران <span style="color: black">و پایاﺋـیی ایست</span>، که مطلقاً باید فاتحه اش را خواند. و اما اگر درنگ آنی باشد،این موجود با تمام نیروی کارآیش در پی دفع مانع میشود و ستیزنده و بیقرار در تکاپوی رهایی ازبن بست وبحران می تپد. درین تپش و پویش احتمالاً دو نتیجه مضمر است که یکی از آن بدست میآید. یا این موجود در آخرین منزل هستی اش رسیده و دیگر در کاروان تکاملی هستی حقی و جایگاهی برایش نیست <span style="color: black">و لذا کنش و تپش</span> او تلاشی مذبوحانه است ودر کندوکال کوره راه خرد وخمیرشده؛ بود وبقایش به نبود و فنا مبدل میشود. و یا اینکه ریشه در شیرۀ هستی تکاملی رسانده و ذخیره ای به ما بعد هم دارد وجایگاهی هم در کشتی شتابگیر هستی تکاملی قرق کرده است ولی موانع وآفاتی به ناحق سد راهش گشته اند، درین حال با حرکتی نیرومند دفع آفت میکند و به مرحلۀ عالیتری از هستی و به سوی احراز مقامش به پیش گام میگذارد. لحظۀ دفع آفت بلا شک توأم با جهش است و با این جهش خواهی نخواهی ضمن دفع آفت اصلی عوامل دیگری هم که از آن تغذیه میکردند و در پناه او حتی با استفاده از جو ایستایی و بحران حق حیات یافته بودند، وچه بسا که امتیازاتی هم دست و پا کرده بودند، بود و نمود شان در معرض نا بودی قرار میگیرد. و اما که باید فوراً متذکر شد که علیرغم دفع آفت اصلی هنوزهم میتوانند بقایائی از آفت و لجن خویشتن را نصب گردونه سازند واز عوارض بجا ماندۀ بلا بهره گیرند وچند سبائی دیگر نیز بندش بیافرینند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">از سوی دیگر سیر</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">، جو و فضای پس از دفع آفت زدگی نیز کلیۀ آحاد ارگانیزم را به تطابق و همسویی فرا میخواند تا با تنفس تازه شتابنده تر حرکت کنند وجبران لحظات درنگ، ایستایی و احیاناً عقبگرد رابنمایند.آحادی از آن نمیتوانند خویشتن خویش را با این جهش همگون سازند. فضای مختنق<span style="color: red"> </span>مطرود از رمق شان کاسته است وسلامت شانرا ضربه زده است، حرکت تند و فضای تازه با آنها دمساز نیست ولی چون ذات شان با آفت در تناقض است لذا بصورت غیر طبیعی هم که باشد از پلۀ دانی به پلۀ عالیتر تکامل کشانده میشوند. لذا در اوایل قدرت همسویی و همگامی ندارد و لرزان و ترسان گام میگذارند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">آحادی دیگر آنچنان در ایستایی وهوای متعفن لجنزار خوی گرفتته اند که گویی با آن همذات باشند، تا آنجا که برایشان تحرک، رنج و هوای تازه ضیق النفسی بار میآورد و لذا با آن در تقابل قرار میگیرند، غرولند میکنند و زوزه میکشند و موزیانه خواستار ایست و حتی عقبگرد میشوند. برآنانیکه در حرکت اند لجن میپراگنند و <span style="color: black">هتاکی</span><span style="color: red"> </span>میکنند وچوب لای چرخ تکامل میدهند. (جامعۀ ما و ویژه ترش سازمان ما در چرخشهای جهشی به پیش ازین نمونه داشته است) واما اعتقاد راهیان تکامل برین است که: آنکه از مرحلۀ تکامل عقب مانده ولی با عقبماندگی و فساد همذات نیست با مساعدت زمینۀ تکاملش میتواند عضو سالم<span> </span>ارگانیسم فعال و متحول شود و باید درفراهم آوری زمینۀ مساعد کمکش کرد و دستش را گرفت و همپای تکامل ساخت. ولی آنکه با حرکت و هوای تازه در تقابل قرار میگیرد و ذاتش لجنبار است ، قرار گاه طبیعیش نیز لجنزار ست و حفظ وجودش در ارگانیسم زیانبار، باید آنرا زدود و حذفش کرد که منشاء آفت دیگری میشود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">جامعۀ ما هم اکنون درنتیجۀ آفت تجاوز روس غارتگر مصاف بر اجحاف<span> </span>ستم پروردگان ستمبارۀ بومی در گیر بحران مزمن و تباه کن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">طاعون استعمارآهنگ نفوذ</span><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 13pt; line-height: 120%"> در تار و پود بافتش را نموده و به نابودیش میکشاند، غصب منابع طبیعی، محو ارزشهای فرهنگی ـ کلتوری، زوال ارزشها و نوامیس ملی، مسخ تاریخ، هتک حیثیت و شرف ملی&#8230;. سرانجام فساد وانهدام کلیۀ ارزشهای مادی و معنوی ما آماج بلای استعماردهن دریدۀ روس گشته است. دربرآوردن این هدف شوم، دشمن سوگند خورده از هیچ عمل غیر انسانی<span> </span>ابا ندارد و با تمام نیروی خود و سگان نواله خوارش درسطح بین المللی عمل میکند. و اما که انسان آزادۀ افغانستان نیز درین نبرد نابرابر از جانمایه گذشته با عزم جزم مصمم است دلیرانه<span> </span>و بی باکانه از ذره ذرۀ خاکش، از فرهنگ ، کلتور و تاریخ پرافتخارش، از نوامیس ملی وشرفش و در یک کلام از آزادی میهنش و آزادگی خودش دفاع کند. از قربانی نمی هراسد و برآنست تا با نثار خون هزاران هزار شهید گلگون کفن موج خون برپا نماید و قایق گیر افتاده در شکنج خشمگین گرداب تباه کن و خونبار استعمار را با تپش، جهش و طغیان امواج خون خویش به ساحل آزادی برساند. فرزندان پاکباز وخلف این میهن در برابرش تعهد میسپارند که:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">&#8220;حرامم شیر مادر باد اگر من<span> </span>نسازم جان شیرین را نثارت&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">آری! با این دو تصمیم ـ تصمیم برای آزادی و تصمیم دشمن برای انقیاد ـ طبیعی است که مبارزه و ستیزۀ دشوار و توانفرسا در پیش است، بایست کلیۀ نیروها را در همین جهت کشاند و به استثنای مشت قلیل خاین به میهن، مجموع آحاد ملت را بسیج کرد، این رزم سترگ به پیکارگرانی ستیزنده و استوار، گردانهای دلیر، رزمجو و خود گذر و ستادی آگاه، انقلابی و پیشآهنگ ضرورت و نیاز دارد. هم اکنون گردان هایی از گروه ها و لایه های مختلف اجتماعی با سرشت وسرنوشت ویژۀ شان و به درجات مختلف رزمندگی آرایش یافته و به دفاع از خود و حتی به دفاع <span> </span>از میهن پرداخته اندد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) نیز به پاسخ خواست مبرم پیشروترین گروه و لابه های رزمندۀ اجتماعی وبر مبنای ضرورت عینی جامعه پیریزی شده و در فوران و خیزشهای خود جوش مردم و از بطن بحران همه جاگیر جامعه<span> </span>ودر &#8220;مرکز&#8221; خیزش ـ نه در &#8220;محیط وحاشیه&#8221; ـ برای دفاع از آزادی کامل انسان اعلام وجود نمود و علیه هرگونه استعمارـ در جامعۀ ما در رأس استعمار روس ـ و استثمار شیپور جنگ نواخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">این سازمان در طوفان جنگ خونین مسلحانه مطلقاً نا برابر زایش پر آوایش را با چکاچاک مسلسل به گوش دوست و دشمن رساند. دوران کودکی اش را بجای رشد موزون در گهوارۀ نسبتاً گرم استحکام درونی، در بستر خونبار و آتشزای سنگرها گذراند. بجای اینکه گام بگام طی طریق میآموخت؛ همسویی با انقلاب مردم او را یکدم وارد مسابقۀ<span> </span>هیجانی ترین و دشوارترین دوشها و جهشهای اجتماعی نمود که طلاطم توانفرسا و تحرک پرشور آن دشمن قلدر(مجرب ترین غول دنیا) را با بلند ترین ریکاردش بزانو درآورده است. با اینحال خواهی نخواهی دچار کرختیها، لنگشها، گاهی درجا زدنها و حتی عقب نگریها و بی باوریها گشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سازمان انقلابی(سیاسی ـ نظامی) که سر آن دارد تا علمبردار و قافله سالار کاروانیان آگاه تبار انسان شود ودرفش رنج و پیکار خونین و مشقتبار شانرا بر دوش کشد. در جامعه ایکه تلی از عوامل متناقض و شرایط مساعد و نا مساعد آنرا احاطه کرده وخود نیز از بطن همین تناقضات و مساعدت ها پدید آمده و محصول آنست و هکذا از همان جو وفضا تغذیه میکند و رشد مییابد، خواهی نخواهی گاهی به دنبال<span> </span>حوادث و رویدادها کشیده میشود که<span> </span>با کار و تلاش قادر خواهد شد بر آنها چیره گشته و تسلط یابد، زمانی هم<span> </span>سیلان شتابگیر حوادث<span> </span>آنرا پر شتاب چنان به پیش میراند که فرصتی نمی یابد<span> </span>خود را جمع وجور و مرتب سازد. و اما پیشتازی اش درآنست که بر کلیۀ این حوادث و رخدادها پیشی گیرد و این امرفقط با دریافت لحظه های معین از حرکت میسر میشود. کنفرانس سرتاسری سازمان ما که درست یکسال را عقب گذاشته است گامی به جلو و یکی از این لحظات پیشرونده است که در آن سازمان قادر شد با جمعبندی تجارب و آزمونهای پراگنده و حتی بدست آمده از پراکتیکی دشوار؛ و تقابل برداشتهای متفاوت و بعضاً غبارآلود از مفاهیم واقعییت ها و تشخیص زوایای مکدر وسایه روشن ها و&#8230;.، با کار و تلاش سر سپردگان آگاه خویش، روشنی را دریافته و در پرتو آن وحدت رزمنده تری را باز یابد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">کنفرانس سرتاسری سازمان پرافتخار</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> و رزمندۀ ما که در تاریخ </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۳</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ـ </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۶</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> قوس </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۶۲</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">برگزارشد، برپایی وکارکردش مصادف است با شرایط نهایت متغیر ملی و بین المللی و بحران و پیآمدهای نظامی ـ سیاسی، تشکیلاتی که درنتیجۀ ضربات سال </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۶۰</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> بویژه ماه اسد آنسال به وجود آمده و سازمان با آن دست وگریبان است. این کنفرانس پاسخ بجایی به خواست برحق توده های سازمان ما بود که &#8220;از ابهامات فکری، لامبالاتی سیاسی وتشتت تشکیلاتی به ستوه آمده بودند و خواستار تصفیۀ حساب با این امراض بودند&#8221;. رنج توانفرسا از کابوس وحشتناک تسلیم طلبی ـ ملی و اجتماعی ـ که سایۀ شومش را در گوشه هایی از سازمان نمایانده بود، ضرورت برپایی یک جمع ذیصلاح ـ و درین شرایط کنفرانس سرتا سری ـ را چند چندان می ساخت. کنفرانس سرتاسری ما دقیقاً پاسخی شد به این ضرورتها، تا با شرافت و صداقت انقلابی به کلیۀ این مسایل برخورد کند و موانع را از سرراه بردارد، از کثرت راه ها که همه بجز یکی بیراهه است؛ جلوگرفته وبه وحدت راه و آنهم در خط سالم راه نماید. وچه خوش که چنین کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">&#8220;برخورد سازمان ما به قضایای ملی و بین المللی، به مسایل انقلاب و مردم، بار دیگر نشان داد که انقلابیون صادق و پاکباز، استعمار، امپریالیسم و زورگویی سر هیچگونه آشتی را نداشته و نخواهد داشت و سوگند بزرگ سامایی که &#8221; تا بقایای ستم ملی و طبقاتی سلاح رزم خود را بر زمین نمی گذاریم&#8221; قدسیت خود را درقلب فرد فرد سامای رزمنده دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">&#8220;بالآخره بار دیگر نشان داد که سامای رزمنده علی الرغم توطﺋـه های دشمن، حملات نابود کنندۀ سیه مغزان تاریخزده و بی ایمانی رفقای نیمه راه، قادر به حفظ وحدت، هستی، دستاوردها و میراث گرانبهای شهدای پیشکسوت ما در پیشاپیش آن مجید شهید رهبر محبوب و فراموش ناشدنی ما، هست&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کنفرانس قادر شد از تحلیل اوضاع استنتاجاتش را کشیده ومتکی بر آن رهنمودهایی اراﺋـه دهد. رهنمودهای کنفرانس به گواهی تاریخ از دستاوردهای خوب جنبش انقلابی و آزادیبخش مردم ما درین دوران پرآشوب به حساب میآید که درینجا اشاراتی به چند تای آن میکنیم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در فرصتی که سوسیال امپریالیسم جنایت کار روس در میدانهای داغ نبرد و در رویارویی های مستقیم جا خالی میکند و مفتضحانه و رسوا شکست میخورد، غدارانه به افشاندن بذر نفاق و افروختن جنگ داخلی در درون مقاومت دست میزند. در لحظه ای که ملیونها روبل را با هزاران نفر از پرسونل کار کشتۀ ک.ج.ب در خدمت این جنایت می گمارد تا با استفاده از تناقضات درونی، عده ای را چون چماق برفرق عدۀ دیگر بکوبد و به آنکه کوبیده شده وعدۀ یاری و بلند کردن سینه اش را از خاک میدهد تا در برابر &#8220;حریف&#8221; دوباره بایستد و انتقام بگیرد. در آوانیکه مکر دشمن کارگر افتاده وعدۀ از صفوف مقاومت را تا پای بستن مقاولات و امضای پروتوکول ها میکشد، که خود مرگ<span> </span>مقاومت است ومناسبات دشمنانۀ ما را با او درهم و برهم میکند، در همچو فرصتی که دشمن با این حیله گری جمعی را در دامگاه تزویر و ریا دربند لانه های خیانت چون &#8221; جبهۀ ملی پدر وطن&#8221; و گروپهای ملیشه و&#8230; کشیده و به سجود<span style="color: red"> </span>و تسلیم فرامیخواند. طنین این فریاد کنفرانس که:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">&#8220;امپریالیسم خونخوار روس، قاتل هزاران هزار هموطن ما ـ دشمن عمده، اساسی و قسم خوردۀ مردم ما و ملت ماست. هرگونه سازش، ارتباط وهمکاری با این دشمن و مزدوران حلقه به گوش آن ـ پرچم و خلق ـ به منظور درهم برهم کردن مناسبات دشمنانه و آشتی ناپذیر ما با آن تسلیم طلبی و در نتیجه خیانت ملی است&#8221; ـ چون</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">خدنگ زهرآلودی است بر مردمک چشم روس و مزدورانش وآژیر نجاتبخش</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">است بر کلیۀ آنانیکه در دو راهی راه وبیراه منتظر علامت اند، ویا حتی به بیراهه لغزیده اند. و بیشک<span> </span>پژواک غریو خشمآگین ملت قهرمان و تسلیم نا پذیر افغانستان است که هرگز زندگی را به اذای بندگی نپذیرفته ونخواهد پذیرفت، وبدون تردید فریاد رزمندۀ حماسه ومقاومت خلق ما در برابر تجاوز در درازنای تاریخ خواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">با تجاوز مستقیم دشمن اجنبی به کشور و تشخیص تضاد عمده و دشمن عمده آنقدرها دشوار نمی نماید. و اما آنجا که در عمل این تضاد با تضادهای تبعی جا بجا میشود، تشخیص و تثبیت آن اهمیت فوق العاده مییابد. در شرایط بغرنجی که کنفرانس دایر شد و حتی همین حالا جنگ خانمانسوز داخلی این مسأله را در هالۀ ابهام فرو برده است. و از اینجاست که کار کنفرانس مبنی بر تشخیص و تثبیت تضاد عمده و دشمن عمده و تفکیک این دو از تضاد ها و تناقضات تبعی و درجه دوم مقام و ارج خاصی می یابد و رهنمودها و راه حلهای مشخص هرکدام را که کنفرانس علماً ومنطبق با منافع والای جنبش برشمرده است از ارزش تاریخی برخوردار است. کنفرانس ساما جا به جایی این دو نوع تضاد و تناقض را تغییر مناسبات<span> </span>نیروی رزمنده با مردم و درنتیجه استعمار دانسته که ماحصل آن کند سازی جریان تکاملی و پیشروندۀ تاریخ و انقلاب خواهد بود. راه حل مشخص و انقلابی که کنفرانس در رابطه با پیشگیری جابجایی این تضاد ها پیش پای سازمان پیشتاز ما قرار میدهد اصولی ترین راه حل ممکن است، بدین مضمون که: </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در صورتی که این نوع مناسبات وارونه بر ما تحمیل شود ـ مبارزۀ همه جانبۀ <span style="text-decoration: underline;">ضد استعماری را به عنوان ریشۀ </span>این نوع کنشها باید شدت بخشید. با نیروهایی که در درون جنبش بر مبنای سرشت عقبگرا و انحصار گرشان این نوع مناسبات را بر ما تحمیل میکنند و حتی <span style="text-decoration: underline;">در پی سلب حق مبارزۀ</span> ما برمیآیند، به <span style="text-decoration: underline;">مبارزۀ سیاسی </span>و افشا گرانۀ همه جانبه باید دست زد. مناسبات <span style="text-decoration: underline;">وسیع دوستانه </span>با کلیۀ نیروهایی که برخورد شان با ما خصمانه نیست ـ صرف نظر از مواضع فکری ـ طبقاتی کلی آنها، نیز وسیلۀ دیگری از جابجایی تضادها و ضرورت جنبش است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تلاش پیگیر و کارخستگی ناپذیر برای وحدت نیروهای انقلابی و ملی را کنفرانس فرمان اکید میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"><span> </span>هم اکنون دگر به اثبات رسیده که هر یک از این مسایل کلیدی است در راه وحدت جنبش و پیشبرد سالم انقلاب رهاﺋـیبخش و استعمار زدای ملت ما. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در عرصۀ بین المللی و مناسبات خارج مرزی مقاومت؛ با تحلیل مشخص اوضاع تو در توی جهانی و رابطۀ مقاومت ما در متن این اوضاع بغرنج؛ کنفرانس سرتاسری ساما چنین رهنمود میدهد که &#8221; ما بر پایۀ خط مشی مستقل ملی و انقلابی خود حق و وظیفه داریم دستان دوستی ایرا که بدون هیچ نوع قید و شرط به طرف ما دراز میشود بفشاریم، بدون اینکه منافع تاریخی و انقلابی ملت خود را فراموش نماییم. &#8221; این رهنمود ضمن اینکه وظایف انفلاب را در برون مرزها مشخص میکند راه هرگونه وابستگی را سد میشود، چه به هیچ صورت وابستگی ها با منافع تاریخی و انقلابی ملت ما سازگار نیست و نمیشود این دو را دریک جا جمع کرد. اتهام وابستگی مجموع جنبش مقاومت وصله ای ناجوریست که به هیچ صورت به دامن پاک مقاومت مردم و در بطن آن سازمان رزمندۀ ما نمی چسپد، این رهنمود وعملکرد صادقانۀ ما آن مشت کوبنده است بر دهن متعفن یاوه سرایان متجاوز روس و مزدوران بی مقدارشان و هم از سویی خط مشی سرفرازانه ایست بر کلیۀ سنگرنشینانی که در پشت جبهه<span> </span>و در سطح جهانی نیز میخواهند مقاومت افغانستان را بگسترند و تثبیت کنند و دشمن را تجرید نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کنفرانس سیاست تبلیغاتی ترقیخواهانه و وحدت طلبانۀ روشنگر و رهگشا را وظیفه و رسالت تاریخی سازمان برشمرده و خط توده ای را به مفهوم دفاع از توده ها و آموزش متقابل با آنها، تضمینی در جلوگیری از انحرافات &#8220;چپ&#8221; و راست دانسته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کنفرانس دفاع از آزادی، دموکراسی، پیشرفت و عدالت اجتماعی نه تنها در کشور خود، بلکه در سرتا سر جهان را سنگری میداند که با در دست داشتن آن از تمایلات غیر انقلابی و درونگرایی ملی، میتوان جلو گرفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-left: -18pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">برای نخستین بار در جنبش انقلابی میهن ما، از جمعبندی تجارب <span style="color: red">. . . <span> </span></span>انواع و اقسام<span style="color: red"> </span>کار انقلابی ونحوۀ اجرا و به کاربرد هر یک آن با در نظر داشت شرایط و ویژگی های محل و محیط توسط کنفرانس فورمول بندی شده و رهنمود داده شد.<span style="color: red"> </span>تا چراغ رهنماﺋـی باشد در دست کلیۀ رزمندگانی که در شرایط بغرنج اجتماعی ـ ملی ما دست اندر کار پیشبرد و هدایت جنبش انقلابی و میهنی هستند. به کار گیری این رهنمود از عواقب ناگواری که در نتیجۀ آمیختگی بیقوارۀ انواع کار بار می آید ؛ جلو می گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نفی انحرافات تشکیلاتی و طرح بدیل اصولی و انقلابی تشکیلاتی ملهم از تجارب مفید تاریخی و منطبق با ویژگیهای ما توسط کنفرانس؛ و عملکرد به آن ساما را قادر میسازد تا به عنوان یک ستاد رزمندۀ متشکل، منضبط ویکپارچه با اهداف و دورنمای روشن وارد کارزار رزم و پیکار شود و از فساد احتمالی نیروهایش نیز جلو بگیرد، آنگاه است که میتواند منشأ اثری دریکپارچگی جنبش انقلابی و وحدت رزمندۀ مردم خود گردد&#8230;.رهنمودهای دگر.</span></p>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; font-family: 'Times New Roman', serif"><strong>اشارتی چند به پیامد یکسالۀ کنفرانس</strong></span><span style="font-size: 13pt; font-family: 'Times New Roman', serif"><strong>:</strong></span></h2>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اراﺋـه رهنمود به مثابۀ فورمولهای بیجان به تنهایی آنچنان از ارزشمندی برخوردار نیست، فقط &#8220;قافیه بافان&#8221; را ارضاء میکند. و اما صحت و سقم وعملی وغیرعملی بودن، دوری گزینی از شرایط عینی ـ تاریخی (عقب ماندن و یا جهیدن) و با توجه به عینیت زمان و &#8230; بالآخره اهمیت و ارزش رهنمودها آنگاه برجستگی و بعضاً فوق العادگی پیدا میکند که در عمل زمینۀ تحقق<span> </span>یابد و همپای ضرورتهای زمان گام بردارد و جهت دهنده و هدایتگر باشد. از اینجاست که میشود به داوری نشست که فلان رهنمود بر واقعییت و اصول علمی استوار است و ریشه در تاریخ دارد و آن دیگری تاریخزده ، عقبمانده، یا &#8220;قافیه بافانه&#8221; و &#8230;<span style="color: red"><span> </span></span>غیر علمی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">یک گروه ممکن است</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> مجموعۀ از رهنمودهای وامانده از تاریخ را که درمحل و زمانش طلسمی را گشوده و راهی راه نموده است، ولی امروز دیگر زنگار زمان پوچش کرده و یا درین چوب بست زمانی نمی گنجد به تاری رنگین از کلمات در آورده وچند جملۀ قلنبه سلنبۀ انقلابی و مقدس هم آذین بند آن سازد و چنین بنمایند که فریاد او فریاد زمان است و رهنمودش اکسیر جان. و اما که آبشخور فکری این رهنمودها و همپایی یا دوری گزینی شان (&#8220;چپ&#8221; و راست) از زمان و اینکه خدمتگذار چه گروه و لایۀ اجتماعی است و &#8230; سرانجام نتایج حاصله از پراتیک است که ارزش آن رهنمود و نقش ومواضع گروه <span style="color: black">واضعش</span><span style="color: red"> </span>را در قافلۀ مختلط جامعه تشخص میبخشد و معین میکند که قافله سالاری هدایتگر به پیش است یا دزد خزیده در کاروان و بگفته ای &#8221; همرۀ قافله و شریک دزد&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 13pt; line-height: 17pt">به هیچصورت علمی نیست هرگاه از روی آنچه خود انسان در بارۀ خودش میگوید به تعیین شخصیتش برسیم، این در مورد هر جمعی نیز صادق است، فقط از آنچه درعمل پیاده میشود و نتایج و دورنمای آنست که میتوان دقیقاً خوب را از بد، چپ را از راست و انقلابی را از مرتجع تمیز کرد. سازمان ما نیز با تکیه براین اصل به عملکردش به داوری می نشیند و به حکم هر داوری بی غرض و مرضی نیز گردن می نهد. از برملا سازی اشتباهاتش ، ولو عدۀ احمق و حتی دشمنان برگ برنده هم بسازند، نه تنها هراس ندارد، که آنرا دلیل بر جدیتش میگیرد. چه فقط با تشخیص مرض است که میتوان در پی درمانش برآمد و تن علیل را مداوا کرد. ما هرگز ادعای آنرا نداریم که فاقدالخطا بوده ایم. سازمانیکه در دریای مواج و مست شدید ترین مبارزات مردم می غلتد وهمسو با آن با امواج خروشانش درآویز می شود، تا حیات جاودان را از این ستیز دریابد، کم و کاستی درین شناوری دارد. ولی معتقد است که در کوران عمل می تواند و باید بر این کاستی ها غلبه کند. متکی بر این اصل است که هرچند گاهی ارگانیسم را زیر <span style="display: none">آآآ</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بازنگری و ارزیابی های دقیق قرار میدهد، موادی از هر یک از دستگاهای متعلقه اش را تحت معاینات مکروسکوبی و ذره نگری و تجزیه و تحلیل دقیق قرار میدهد تا مرض و احیاناً امراض احتمالی را با مکروب حامل تشخیص دهد و داروی لازم را در رفع و دفع آن تهیه و تجویز بدارد؛ که نتنها از پیشرفت بیماری جلو بگیرد، بلکه آنرا ریشه کن سازد تا ارگانیسم را برای پیشبرد اموری جدی تر آماده کند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کنفرانس سرتاسری ما در مقام یکی از اینگونه مطب ها و تجزیه گاه ها بود. حال ببینیم رهنمود هایش (داروی تجویزی اش) درعمل چسان از آب درآمده و سازمان در تحقق شان و رفع بیماری تا کجا کوشیده است و نتایج چیست؟ با پوزش خواهی ازینکه شرح کلیۀ مسایل یکساله کاری بس دشوار است، و این مقالت در آن محل وظیفه هم ندارد، ناگزیراً اشارتی مجمل و کوتاه بر چند نکته میکنیم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">همین که ملتی و کشوری مورد تجاوز و دستبرد دشمنی غارتگر و اجنبی قرار میگیرد، منطقاً باید دو مسأله را در محاسبات در نظر گرفت، یکی &#8220;انقیاد و تسلیم&#8221; و دیگری &#8220;استقلال و آزادی&#8221;. متجاوز با تمام قوا در جهت تعمیل نخستین میکوشد و به خونبارترین و ننگین ترین ماجراجویی ها دست می برد، و اما آنکه مورد تجاوز قرار گرفته یا استقلال طلب و آزادیخواه است و در ستیز با تسلیم و انقیاد؛ که در به دست آوردن آن از جان مایه می گذارد و یا اینکه از این حق به دلایلی می گذرد و شاید وادار به گذشت می شود؛ که در آن صورت همه چیزش؛ و اصولاً بقایش به عنوان یک ملت و یک کشور زیر سایۀ تذلیل و فنا میرود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ملت دلباخته به آزادی و تسلیم ناپذیر افغانستان بیشک سر سلسله جنبان کاروان آزادیخواهان و طلایه دار مبارزۀ ضد سوسیال کلونیالیسم ـ این خطرناکترین نوع استعمارـ در برش کنونی تاریخ است و از نخستین دمی که گند متعفن نفس<span> </span>استعمار روس در سرزمین ما به مشامش رسید، اسطوره ساز مقاومت و دفاع از حریم نوامیس خویش بوده، هست و خواهد بود. که صد البته با بکار برد درست این ظرفیت بیکران تاریخی اش جام پیروزی به سر میکشد و گوهر ربوده شدۀ آزادیش را از دزدان رسوای تاریخ واپس می گیرد. این فرمان آمرانۀ تاریخ است و شکی در آن روا نیست.</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اما هرگز نباید پنداشت که درین راه ، بی خطر می رویم و رنج نا کشیده گنجی به ما میسر می شود. راه پرخطر است و دشمن حیله گر، تازه دزدانی دیگر در کمین اند وغارتگرانی در یمین؛ تا از بازار پرآشوب طرفی بربندند. هرگاه نا سنجیده از این ظرفیت میکاهد و خطر سقوط به پرتگاه را دو بالا میسازد. دشمن و چه بسا که دشمنان از کوچکترین شگافی در بین مقاومت سود می جویند تا آنرا به خالیگاه عمیقی بدل کنند و استحکامات دفاعی را درهم شکنند، عوامل گونه گونی را رشد می دهند، و حتی ایجاد می کنند، تا بر این ظرفیت تاریخی غلبه کنند و آنرا تا جهنم انقیاد و تسلیم فروکشند. <span style="color: black">مصادیقی</span> ازین تقلا ها را همه شاهدیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کشف و درک و افشاء و مبارزه با این پلانهای شوم وتقلا های خطیر دشمن است که ستاد آگاه را در آزمون &#8220;پیشآهنگی&#8221; و &#8220;دنباله روی از حوادث&#8221; قرار میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سازمان ما یگانه سازمانیست در متن جنبش مقاومت که تأثیرات خوب و بد جنگ را به شیوۀ علمی بررسی کرده وعوامل و ریشه های تومور خبیثۀ تسلیم طلبی را در ابعاد ملی و اجتماعی در جامعۀ ما به تفصیل بر شمرده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کنفرانس سرتاسری سازمان ما یگانه مرجعی است که ضمن هشدار<span> </span>خطر این تومور خبیثه طرق و شیوه های مشخص و علمی مبارزه ـ تـﺋوریک و عملی ـ را با این دشمن مقاومت رهنمود داده است. و باز هم سازمان ما نخستین سازمانی است که با درایت و جانبازی با فریاد &#8221; یامرگ یا آزادی&#8221; باخنجر بر دهان اژدهای روس حمله برده وعده ای از نیروها و هوا خواهانش را از کام اژدها بیرون کشید. درمقطعی که همه روزه وسایل تبلیغات جمعی و رسانه های گروهی روس و اقمارش در سطح بین المللی و ملی با طیف گسترده ای آهنگ کریه تسلیم این و یا آن بخش مقاومت را سر داده اند و هر چند گاهی برگ برنده ای هم روکش تلویزیونها و رادیوها ـ به ویژه رادیو تلویزیون مزدور کابل ـ می سازند و با این سراب آبگینه در پی اغوای مردم اند. این حرکت دلیرانه و سنجیدۀ سازمان؛ نقطۀ عطف و چرخشی است در مجموع مقاومت، که چون ناوکی زهر آگین بر قلب روس و عمالش اصابت کرده و معادلات شانرا درهم و برهم کرده است. روس و مزدوران زرین قلاده اش در هر کجا متنگ و سخنرانی و کنفرانس راه می اندازند و در آن زوزه می کشند که گویا ضربه آنقدر نیرومند نبوده و دردش کشنده نیست. سامایی ها با بردن عدۀ &#8221; اشرار&#8221; توفیق چندانی نداشته اند که ارزشمند باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ما درین جا در ارزشیابی تلاش خود و مقابلۀ لجام گسیختۀ روس در پیشگیری از انجام چنین عملی سند خونین و حماسی را به پیشگاه ملت خود و دوستان مقاومت ـ آنهایی که چشم شانرا حماقت و خود خواهی کور نکرده است ـ عرضه می کنیم تا کم و کیف این ارزش را روشن سازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">درست یکسال قبل از عملیات &#8221; یا مرگ یا آزادی&#8221;</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">که پیشمرگان قهرمان سامایی جهت انجام عملیات نجات در کوه صافی سنگر گرفته بودند، روسها امکانات وسیعی را در پیشگیری از آن به خدمت گماشتند. بمباردمانهای پیاپی در کوه صافی و لشکر کشی های متواتر به آن که صدها هزار روبل و ملیون ها افغانی مصرف برداشت و جمعی را از درندگان روسی و مزدوران شانرا قربانی تجاوز شان کرد؛ برای سرکوب سامایی ها و پیشگیری از انجام عملیات شان برای نجات فریب خوردگان، صورت دادند. با آنهم بسنده نکرده ملیونها افغانی مصرف کردند و از درون مقاومت مجاهد نماﺋـی چون مولوی عارف و تورن فیض را خریدند و با توطئه ای نا جوانمردانه </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۲۶</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> تن از رزمندگان<span> </span>قهرمان سامایی را که هر یک گردی حماسی ساز در جنبش مقاومت بودند و ده ها حماسۀ ضد روسی آفریده<span> </span>بودند، بخون غلتاندند. در پی آن عربده ها کشیدند و پایکوبی نمودند و چنان تبلیغات گسترده ای راه انداختند که پنداشتی با این عمل وحشیانه و موذیانه کلید &#8221; تسلیمی&#8221; کشور مانرا بدست آورده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">مگر امروز که ساما به انجام این وظیفۀ تاریخی اش درجنگ مقاومت میهنی؛ بدون تلفات توفیق یافته است، دشمن زبون و مزدوران زرخریدش با تبلیغات میخواهند از اهمیت آن بکاهند و عدۀ احمق نیز با جنباندن دم شان؛ این تبلیغات را چاشنی میبخشند. و اما زخم خوردگان<span> </span>دقیقاً شدت درد را میدانند، مشاوران مجرب سیاسی حتماً<span> </span>آژیر شان کرده است که در همچو شرایطی چنین حرکتی بالذات زخم ناسور بر پیکر روس به بار میآورد و الگویی میشود به مجموع آنهایی که تمایل به نجات دارند ولی دام را نا گسستنی میدانند. این ضربۀ ساما با آنکه همین لحظه در یک منطقه فرود آمده و کاستی های تخنیکی هم داشته است ولی آن حلقه ای از دام را گسسته است که دیگر به مشکل دشمن میتواند حلقات بعدی راحفظ کند و یا بقول معروف &#8220;رخنۀ مرگ باز کرده است&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">انفجار درونی غند در محوطۀ کابل، خلع سلاح پوسته ها، یورش پیروزمندانه بر موتر حامل آمر زون شمال و همپالگانش در شاهراه کابل ـ چاریکار، پخش گستردۀ اعلامیه های سازمان و رساندن پیام زنجیر گسل آن به مردم قهرمان کابل و نواحی آن، هریک در جای خود شاهرگی را از دشمن بریده و توازنش را در منطقه بهم زده است. انعکاس گستردۀ سیاسی این مسأله در درون و بیرون کشور درین مقطع از اهمیت خاصی برخوردار است و فاکت انکار ناپذیری است در بطلان تبلیغات روس و همراهان.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">از سوی دیگر با این عمل سازمان ما برای بار اول در جنبش مقاومت نمونۀ جالبی در جلوگیری از آمیختگی<span> </span>و جابجایی تضادها بدست<span> </span>میدهد. ما موارد</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">زیادی را در درون جنبش شاهدیم ؛ که هرگاه بخشی از مقاومت مورد ضربت بخش دیگر قرار گرفته است، انتقام در دستور کارش بوده و بعضاً برای انتقام کشی از &#8221; حریف&#8221; تا پای همدستی با دشمن(روس) هم پیشرفته اند و خون ها ریخته اند؛ این اوج فاجعه است و کمال مطلوب روس. فقط کنفرانس سرتاسری سازما ن ما با درک عمیق چنین فاجعه؛ حل درست برخوردهای درونی را در تشدید مبارزۀ همه جانبۀ ضد روسی به عنوان ریشۀ این نوع برخوردها وافشای سیاسی نیروهای انحصار گر لجام گسیخته در درون جنبش میداند و با تبعیت کامل از آن سازمان ما در عمل، این رهنمود را تحقق می بخشد. ببینیم چگونه:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گفتیم در حادثۀ غمبار وخونین کوه صافی، این نیروهای ارتجاعی درون جنبش بودند که به عنوان ساطور استعمار عمل کردند و سرداران نبرد ضد روسی را ذبح نمودند. که داغ سوگ مرگ شان در دل ما و مردم ما و داغ ننگ این عمل در پیشانی نیروهای ارتجاعی تا ابد باقی است. ما که ریشۀ اصلی این فجایع را در دستگاه های جهنمی روس مینگریم (ثابت هم شد)، ضربت اصلی را بر پیکر آن دیو افسون فرود میآوریم و از استخوان شکنی ها در بطن مقاومت، که آرزو وهدف روس است، پیشی میگیریم و در پی انتقام از روس میشویم. اینجاست که به تقریب سالگرد شهدای قهرمان کوه صافی عملیات &#8220;یا مرگ یا آزادی&#8221; را انجام میدهیم که عمق زخم آنرا روسها خوب میدانند، همپای آن آنانی را که ساطور ارتجاع گشته اند افشاء میکنیم و تمسک ما چنان مستند است که داور تاریخ بدون تعدیل و تعویق بر آن مهر صحت گذاشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در یکی از مناطق دیگر همین چند ماه قبل عدۀ مجاهد – مبارز نمای مرتد با جنباندن دم خود به روسها، مقر نیروهای مسلح ما را نمایاندند، دشمن که در همان روزها شکست سختی از ما و همسنگران دیگر ما خورده بود، فرصت را غنیمت شمرده تگرگ بمب آتشین به وسیلۀ طیاره در آن محل فرو ریخت و عده ای از سرداران رشید سپاه مردم را با جمعی از همسنگران شان به خون کشید. این صحنه چنان غمبار بود که مردم جبهات دوست با دیدن تکه پاره های بدن پاک عزیزان ما از کنترول بر آمده و با لشکری عظیم تصمیم قصاص به پاکسازی آن مجاهد نما های بی ایمان از منطقه گرفتند. ولی سامایی ها با استفاده از نفوذ شان در بین مردم؛ از ایجاد حادثه جلو گرفتند و این خشم مقدس را که در دفاع از پیشمرگان سامایی برانگیخته شده بود، به جانب روس جهت دادند و خود در پیشاپیش چنان بر فرق روس کوبیدند که لرزه بر اندام آن عوامل فریب خورده نیز افتاده مردم حق نگر و آگاه ما این گونه عمل را تقدیر و تقدیس کردند و در دور سامایی ها <span> </span>فشرده تر و محکمتر حلقه زدند. و چندین روز و در چند جای محافل عظیم سوگواری عزیزان سامایی شانرا برپا نمودند و بر آنها اشک دیده و درود ها نثار کردند و در سخنرانی ها به افشای عوامل فریب خورده پرداختند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">به کار بردن این شیوه در لحظۀ حساس کنونی دقیقاً روس ها را به وحشت انداخته است، چه ، از این طریق است که به جنگ و برادر کشی درونی مقاومت پایان داده میشود، عمال خزیده در درون جنبش رسوا میشوند، عناصر فریب خورده و نا آگاه به آغوش مقاومت باز میگردند و کلیۀ نیروها هم جهت مشت های شان را گره کرده بر فرق روس متجاوز فرو میآورند؛ تحقق کامل این شیوه و اصل شب فردای پیروزی جنبش مقاومت را نوید میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">عملکرد سازمان ما در عرصۀ بین المللی نیز نمونۀ دیگری بوده<span> </span>از دفاع افتخار آفرین، از هویت ملی و منافع تاریخی و انقلابی ملت ما در سطح جهان. سازمان ما چه از طریق روابط مستقلش وچه در رابطه با جبهۀ متحد ملی افغانستان؛ در حد توش و توان خویش کوشیده است پیام آزادیخواهی و مظلومیت ملت قهرمان افغانستان را درطیف وسیعی به گوش جهانیان برساند. ما نیروهای زیادی را به ماهیت سیستم جهنمی و سراپا ادبار سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس که خود را در پردۀ صلح دوستی و ترقی خواهی استتار میکند، آگاه ساختیم. قرار گرفتن صادقانۀ ما در سنگر دفاع از پیشرفت، دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی به پیمانۀ زیادی بر لاطاﺋـلات و یاوه سرایی روس و اقمارش که ملت آزادۀ ما را و &#8220;وحشی&#8221; و جنبش رهاییبخش ما را تقلای عقب ماندگی در برابر تکامل می خوانند، خط بطلان کشیده است. و توانسته ایم روس را با این عمل ننگینش در داد گاه وجدان جمعی از ملل گیتی به محاکمه کشیده و هرچه بیشتر محکوم وتجریدش کنیم. و همچنان جنبش و قیام شکوهمند ملت خود را نه به مثابه عقبگرد تاریخ، بلکه به مثابه یک فرایند تکاملی پیشرو و به عنوان یک جنبش آزادیبخش ضد سوسیال امپریالیسی در اقصی نقاط جهان حتی الامکان مسجل سازیم. با چنین سیاست و عملی توانسته ایم دوستی بدون قید و شرط دهها سازمان کارگری، دموکراتیک، مذهبی، صلحدوست و جمعی از کشورهای ضد تجاوز روسی را به جنبش آزادیبخش مردم خود کمایی کنیم و از حمایت معنوی شان برخوردار سازیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سازمان در این مناسبات مطلقاً از اصل حمایت منافع والای تاریخی و انقلابی ملت خود حرکت کرده و به هیچ صورت خدشه ای را در قضاوت آزاد و استقلال رأی و عمل خود در مناسبات فی مابین، و مناسبات بین المللی، روا نداشته و اجازه نمیدهد. بر هویت ملی خود چون کوه استوار است وبه هیچ دلیلی ذره ای از استقلال، آزادی، تمامیت ارضی و منافع ملتش گذشت نکرده و نخواهد کرد. فقط آن دستان دوستی را که بدون <span style="text-decoration: underline;">قید وشرط</span> بجانب ما دراز میشود، صمیمانه فشرده و می فشارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">پس از ضربت های پیهم سال </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black">۶۰</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif; color: black"> سازمان</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> دوسال و اندی توفیق نیافت در زمینۀ تبلیغاتی کار آنچنان مؤثری انجام دهد، زبان گویای سازمان ما، &#8220;ندای آزادی&#8221;، به زنجیر کشیده شد و بنا بر دلایل<span> </span>وعواملی چند، در بند ماند (به علت همین کمبود حتی عده ای بی میل نبودند حیات ما را انکار کنند) وما نتوانستیم فریاد مانرا به گوش جهانیان و حتی به گوش مردم خود برسانیم. و اما در سا لی که گذشت قادر شدیم زنجیر ها را بگسلیم<span> </span>وبند ها را پاره کنیم.علی الرغم<span> </span>مشکلات فراوان تخنیکی وبغرنجی شرایط ، اینک توانسته ایم ده شماره از &#8220;ندای آزادی&#8221;، ندای برحق و زنجیر گسل مردم مانرا همراه با نفیر دشمن شکن مسلسلها سازیم و از این سنگر نیز آتشی به جان دشمن برافروزیم. متن و محتوای &#8220;ندای&#8221; ما را خود به ارزیابی بگیرید اگر در حد یک ارگان نشراتی دموکراتیک توانسته باشیم قسمتی از خواستهای برحق جنبش مانرا بازگو کنیم و واقعییتهایی را که در پردۀ ابهام مانده بود تا حدی بیرون کشیده و روشنگری کرده باشیم و حتی الوسع راهی هم در مواردی گشوده باشیم، توفیقی حاصل آمده است. ما در این ارگان نشراتی کوشیده ایم سیاست ترقیخواهانه و وحدت طلبانه در جنبش انقلابی و آزادیبخش ملت ما مظهری از روشنگری و رهگشایی باشیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">هم اکنون دیگر این &#8220;ندای&#8221; برحق سازمان و مردم ما مرزهای کشور را عبور کرده و در کشورهای همجوار و از آن هم فراتر، به قاره های دیگر جهان طنین انداز شده است، طنین این &#8220;ندا&#8221; در اکثر قاره های جهان گوش دوستان جنبش ما را به نوازش می گیرد و بر مغز گندیدۀ دشمن و ریزه خوارانش چون پتک گران فرود میآید. &#8220;ندای آزادی&#8221; زینت بخش ویترینهای عدۀ زیادی از جنبش های آزادیبخش جهان گشته و رزمندگی و پایداری اش به آنها در مبارزات ضد امپریالیستی شان نیرو می بخشد. ما هرگز قادر نشده ایم تیراژ &#8220;ندای آزادی&#8221; را به اندازۀ تقاضای علاقمندانش بلند ببریم. با آنکه از هر شماره اش به صد ها نسخه در خارج کشور تکثیر میشود، ولی همیشه نایاب است و این خود مبین جا باز کردن و پذیرش &#8220;ندای&#8221; ما درصفوف رزم و در سطح جهان میباشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">قانونمندی های تکاملی جنگ حکایت گر آنست که در یک مبارزۀ دراز مدت و قانون مندانه پیروزی ما بر خصم میسر میشود. نسل جوان کشور ستون فقرات و منبع اصلی تغذیۀ این مبارزۀ دنباله دار و طولا هستند، معذالک تربیت انقلابی و آگاه ساختن این کتلۀ ارزنده، به مثابه رهسپران و رهبران اصلی آیندۀ جنبش، که رسالت ها و وظایف تاریخی شان در دستور کار ستاد رزمنده و رهبری کنندۀ انقلاب قرار می گیرد؛ که با کمال تأسف جنبش مقاومت تا کنون به آن توجه نکرده و یا کم <span style="color: red"><span> </span></span>توجه بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سازمان ما با درک این کمبود و درک ضرورت های تاریخی انقلاب در پیریزی برنامه هایی برای جوانان ـ این بازوی توانای انقلاب ـ اقدام نموده و نشر&#8221;ندای جوانان&#8221; گامی است در این وادی. انتشار چند شماره از &#8220;ندای جوانان&#8221; فریاد این نسل خون و آتش، نسل رنج و مبارزه را، در درون و بیرون کشور مطنطـن ساخته است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در عرصه های دیگر نیز علی الرغم سنگ اندازی های دشمن و دست و پا پیچی هرزه گیاهان سمی ویا غیر سمی بی اثر؛ در استحکام تشکیلاتی خود کوشیده و با تکیه بر آن علیه انحرافات راست و &#8220;چپ&#8221; رزمیده ایم که چگونگی شرح آن و یکسری مسایل ناگفته درینجا وظیفۀ ارگانهای دیگر سازمانی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سخن کوتاه ، ما که سالی را به عقب گذاشتیم در پرتو رهنمودهای کنفرانس سرتاسری سازمان گام ها یی را به جلو برداشته ایم که در حد خود برجنبش انقلابی و آزادیبخش ما تأثیرات مثبتی داشته است. با اینحال از تأثیر بیماری های گذشته گهگاهی رنج برده ایم و اثرش بر کند سازی حرکت ما محسوس بوده است.<span style="color: red"> </span><span style="color: black">هکذا</span><span style="color: red"> </span>موانع و مشکلات فراوانی ناشی از اوضاع بغرنج اجتماعی؛ بر ما راه گرفته اند که هر یک از تندی و شتاب ما تا حدی کاسته است ولی قدر مسلم آنست که با صداقت و فداکاری رزمندگان سامایی و به یاری مردم خود بر کلیۀ مشکلات غلبه خواهیم کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">یخ دریا را زیر رگبار نیزه های نور آگاهی و آتش گرم رزم و پیکار درهم شکسته و آبش می کنیم و زورق مانرا شتابگیر و مست، با غرور و امید به کرانۀ پیروزی می رسانیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">* * * * *</span></p>
<h1 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; font-family: 'Times New Roman', serif; color: #002060"><strong>شامگاه ششم جدی</strong></span></h1>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">برای ریشه یابی جنایت ننگین و تاریخی سوسیال امپریالیسم روس در شامگاه سیاه و خونین ششم جدی </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۵۸</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> در افغانستان لازم است کوتاه اشارتی به پایه های اصلی این خصال غیر انسانی سوسیال امپریالیسم روس، به عنوان فرزند خلف و قلدر سیستم امپریالیستی جهانی بکنیم. و درینجا میکوشیم هرچه ساده تر و فشرده این مسألۀ اساسی را بیان داریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">پایان قرن نزدهم و آغاز قرن بیستم آبستن موجود خونخوار و جنایت پیشه به نام امپریالیسم از بطن نظام سرمایه داری است. نطفۀ این شجرۀ خبیثه از آنجا بسته میشود که سرمایه داری آزاد برای بدست آوردن سود بیشتر از طریق ازدیاد ارزش اضافی به رقابت حریصانه ای دست میزند، سرمایه گذاری را افزایش میدهد، برای ازدیاد تولید و کاهش خزینۀ آن به تکامل تکنیک دست می برد تا سودش بیشتر شود. تکامل این روند منجر به تمرکز و تراکم سرمایه در بخش های معینی از تولید می شود و در دست چند اتحادیه و یا مؤسسۀ سرمایه داری انحصاری قرار میگیرد که موجبات سلطۀ انحصاری امپریالیستی را فراهم میکند. این سرمایۀ متمرکز و تولید متمرکز پا را از دایرۀ کشور خودی فراتر گذاشته به کشور های دیگر جهان نیز سیستم استثماری خود را دامن میزند و ازینجا توسعه طلبی و ستم شان بر مستعمرات و نیمه مستعمرات گسترده میشود. در طول تاریخ، توسعه طلبی استعمار گران آگنده است از تجاوز، ویرانگری، غارت، فساد، کشتار و هزاران فاجعۀ دیگر بمنظور به انقیاد کشاندن توده های زحمتکش انسانی ملل مستعمره و ربودن منابع شان. استعمارگران قاره های مختلف جهان را برای بدست آوردن سود بخون کشیدند. در امریکا ملیونها انسان مظلوم سرخ پوست را قتل عام کردند تا به ذخیره های طلا و نقرۀ شان دست یافتند. افریقا را از دم تیغ کشیدند، فرزندانش را زنده بگور کردند تا آنرا برده سازند و برای بدست آوردن سود به معامله بگذارند. آسیا را تا پای نابودی کشاندند و در رگهایش افیون و تریاک زرق کردند تا ازجانبی ازین تجارت جنایتکارانه سود ببرند و ازجانب دیگر به منابع طبیعی وانسانی اش دست یابند&#8230;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در نهایت پایه گیری سیستم امپریالیستی مستعمراتی، روند جابرانۀ کنترول کامل وغارت و چپاول وحشیانه ای بود که با قتل و خونریزی و ویرانگری و ستم توسط امپریالیسم بر کشورها و ملل تحت ستم در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی اعمال میشد و مستعمرات را بوسیلۀ آهن و آتش بدست میآورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">روسیۀ امپریالیستی نیز مهرۀ فعالی از همین سیستم وحشت و غارت امپریالیستی است که در مستعمره سازی کشور ها و ستم و استثمار ملل دیگر تاریخی ننگین و یدی طولا دارد. در آغاز قرن بیستم<span> </span>روسیه دومین قدرت امپریالیستی مستعمراتی در جهان بود که </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۷۲۷۰۰۰۰</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> کیلو متر مربع از سرزمین های کشورهای دیگر را در تسلط داشت. روسیۀ تزاری بار ها جنبش های رهاییبخش ملل مستعمره را بخون کشیده و به کرات و مرات جنگهای تجاوزی علیه ملل دیگر به راه انداخته است که میتوان از سرکوب خونین انقلابات توده ای مجارستان و لهستان و جنگهای تجاوزی علیه ترکیه، چین، ایران و افغانستان نام گرفت. امپریالیسم روسیه در طول تاریخ به عنوان دژ اصلی قدرت ارتجاعی در اروپا و آسیا شهرت داشته و نتنها</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">دشمن خونخوار مردم روسیه بلکه دشمن کلیۀ مردم مظلوم جهان بوده است. انقلابیون روسی روسیه را کانون انواع ستمها سرمایه داری استعماری، نظامی به وحشیانه ترین شکل می شناختند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">قدرت های توسعه طلب که هریکی بالنوبه در استعمار ملل بیشتری میکوشند، منافع شان با هم نیز تصادم میکند و لذا مؤسسات و کشورهای مختلف امپریالیستی استعماری برای بدست آوردن منابع سود در سطح جهانی برقابت بر می خیزند و این رقابت شان منجر به برخوردهای خشن بر سر تقسیم جهان و توسعۀ مناطق نفوذ میشود که قتل عام ملیونها انسان بیگناه را با خود همراه دارد و ویرانی هایش نیز بی شمار است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">جنگهای ویران کن جهانی اول و دوم نقاط گرهی تصادم منافع امپریالیستها بر سر تقسیم منافع است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">آتش جنگ اول جهانی که در سال </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۹۱۴</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> بوسیلۀ دو باند رهزن امپریالیستی با هدف<span> </span>تقسیم مجدد جهان برپا شد ؛ به تضعیف جناحی از این باند ها منجر شد. ولی جناح های دیگری از این تومور خبیثه سر زد که تکامل شان به فاشیسم انجامید، جناح بندی جدید درون سیستم خونخوار امپریالیستی تقسیم مجدد جهان تقسیم شده را خواستار شد و نیروهای تازه به دوران رسیدۀ فاشیستی خواستار مناطق مستعمراتی بیشتری شدند. تصادم توسعه طلبی جناح بندیهای جدید منجر به جنگ خانمانسوز بین المللی دوم شد که کشتار ملیونها انسان را همراه داشت. با سقوط فاشیسم، استعمار دهن پارۀ امپریالیستی به شیوه های ظریفتر استعماری متوسل شد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">سرمایه داری جهانی بر آن شد تا از توده های خلف قهرمانان تازیانه و دار و غارت ملل یعنی پطرکبیرها و تزاران، که از ضربت تاریخ باقیمانده اند، بهره جویند. این بار طوق لعنت ستم بر ملل گیتی را به شیوۀ نوین، تزاران نوین، تزاران نوین برگردن گرفته اند و سوسیال امپریالیسم روس را به عنوان وارث خلف فاشیسم و فرزند متکامل امپریالیسم غارتگر و ستمبارۀ جهانی وارد عرصۀ غارت و چپاول ملل مستعمره ساختند. با توسل به سفسطۀ تاریخزدۀ &#8220;سیاست استعماری سوسیالیستی&#8221;<span> </span>در توسعه طلبی استعماری &#8220;پرقدرت ترین اهرم ترقی اجتماعی&#8221; را مشاهده کردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گام های نخست این سیاست با تزویر و ریا برداشته شد و تشنج فزایان وجنگ افروزان مرتد &#8220;سرود صلح&#8221; خواندند و چرندیات &#8221; گذار مسالمت آمیز&#8221; و &#8220;رقابت مسالمت آمیز&#8221; و &#8220;همزیستی مسالمت آمیز&#8221; سردادند و در گسترش آن طبل و نغارۀ فراوان زدند. و در نتیجه توانستند در کشورهای معینی، منجمله کشور ما، در زیر سبیل دولت های مرتجع قشر انگل بورژوازی کمپرادور (دلال) وابسته به روس را، در لایه بندی بورژوازی وابسته به امپریالیسم، بوجود بیاورند. وهکذا با نفوذ به سکتور دولتی راه صدور سرمایه متمرکز بروکراتیک شانرا نیز باز سازند. تا با بدست آوردن آن؛ کشور را زیر سیطرۀ کامل داشته باشند. روسها در مراحل اولیه بخاطر مقابله با انقلاب با هرگونه اعمال زور مخالفت میکردند. این مخالفت با به قدرت رسیدن آلندی از طریق انتخابات در شیلی به اوج خود رسید، ولی همینکه ساطور رقیب در دست پنوشه بر فرق آلندی<span> </span>فرود آمد و واژگونش ساخت، روسها نیز وادار به تعویض تاکتیک شدند، و در پی کودتا ها برآمدند. نخستین مانور کودتا را در سودان بوسیلۀ خالق محجوب و حزبش راه انداختند که بازهم بوسیلۀ حریف مجرب بعد از یک شب خنثی شد وجعفر نمیری، محجوب و داره اش را از تیغ کشید. از آن پس در پی نفوذ به تار و پود مراجع قدرتزا شدند تا حلقه های کلیدی قدرت بسازند واز آن طریق به تصرف قدرت قادر شوند. این نیرنگ استعماری در عده ای ازکشورها مثل ایتوپی، انگولا و&#8230; کارگر افتاد و نمونۀ تیپیک و وحشتبار آن کودتای خونین و ننگین هفت ثور در افغانستان است که در پیامد آن حادثۀ شوم و رسوای ششم جدی را نیز ثبت تاریخ جنایت بارگی روس ساخته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">قمار کودتا در افغانستان، چنان عدۀ از کشورهای دیگر مستعمرۀ روس، برای سردمداران کرملین روس برد بی درد سر نداشت، بقول معروف اینجا روسها دست شانرا باختند سرسپرده ترین مزدوران روس که در مقابل خشم بی پایان مردم از پا درآمدند؛ به جرم بی کفایتی و . . . توسط مزدورانی دیگر و یا خود ارباب رسوا و مفتضح شده و در مذبح استعمار سر بریده شدند. با این حال مقاومت مردم نتنها فروکش نکرد که فزونی یافت، نه &#8220;اعطای پنج جریب زمین&#8221;، نه هم نیرنگهای مزورانۀ استعماری دیگر، نتوانستند سد راه طغیان استعمار زدای توده های ملیونی ما شوند. روسها آخرین تیر را از تیرکش<span> </span>کشیدند تا شاید بتوانند با فرود آوردن آن بر پیکر مردم از استقامت شان بکاهند وراه &#8221; انقیاد افغانستان&#8221; را هموار سازند، بدین ترتیب شامگاه رسوای ششم جدی سال </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۵۸</span><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 13pt; line-height: 17pt"> سوسیال امپریالیسم تجاوزگر روس با تکیه بر امکانات گستردۀ اقتصادی ـ نظامی امپریالیستی اش با ارتش بیش از صدهزار نفری به کشور عزیز ما حمله کرد تا افغانستان را به مستعمرۀ کاملش بدل سازد. از افغانستان به مثابه یک پایگاه نظامی و راه ورود به بحر هند و خلیج فارس استفاده کند. وبا بدست آوردن این منطقه (افغانستان، پاکستان ، ایران) زمینه را برای بلعیدن جهان مساعد سازد. تا هنوز که ششمین سالگرد منحوس تجاوز شان است<span> </span>نتنها به این اهداف شوم دست نیافته اند که تا کمر به گِل فرو رفته اند. روسها برخلاف محاسبات خویش، قادر نشدند دریچۀ ورود به آبهای گرم بحر هند و خلیج فارس را بگشایند و از آن دریای پرنعمت لبی تر کنند و این رویای پدران استعمار که به زعم شان مصلحت تمدن ایجاب میکند که قدرتهای بزرگ موقعیت های مسلطی داشته باشند، عملی سازند. منطق استعمار حکم میکرد که کشورهای کوچک که راه را بر &#8221; تمدن&#8221; سد میسازند باید ناپدید گردند و روسها در جهت تحقق این منطق افغانستان را نخستین طعمه انتخاب کردند تا بعد کار پاکستان و ایران را نیز یکسره کنند و هرسه کشور کوچک را &#8221; ناپدید&#8221; سازند. ولی افغانهای با شهامت وظیفه و رسالت میهنی و ملی دفاع از وطن را با وظیفه ورسالت جهانی دفاع از ملل دیگر، دفاع از منطقه و دفاع از صلح جهانی درهم آمیخته اند و اعلان کرده اند که تا یک تن از باشندگان افغانستان حیات داشته باشد اجازه نخواهد داد کشورش دروازه و راه عبور متجاوزین به کشورهای دیگر شود و عملاً چنین شده که روسها باید از روی جسد ما بگذرند تا بتوانند از طریق افغانستان پای تجاوز به کشورهای برادر ما پاکستان و ایران به منظور راهیابی به بحر هند و تنگۀ هرمز و منابع نفتی خلیج فارس بگذارند. منقاد ساختن خود افغانستان را که هم اکنون جهان و منجمله خود روسها نیز از ناممکنات میشمارند. چه مقاومتی اینچنین جانبازانه با نثار این همه خون در دفاع از آزادی میهن که مردم افغانستان تبارز داده اند به هیچصورت شکست ندارد و واژه های منحوس &#8221; تسلیم و انقیاد &#8221; را از قاموس زندگی شان حذف کرده است. روسها در افغانستان به نتایج ذلتبار شکست خود پی برده اند و از همینجاست که از مدت مدیدی عملکرد شانرا همان اجراآت متجاوز شکست خورده میسازد که به ویرانگری و وحشت فوق العاده دست میزند، تا بدین نحو انتقام شکست خود را با وارد کردن تلفات زیاد جانی و مالی به طرف، جبران کرده باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ویران کردن زمین های زراعتی و کشتن مواشی، از بین بردن وسایل کشت و زراعت، سوختاندن خرمن ها، حاصلات و حتی درختان پرمیوه وجنگلات و ریختن گاز سمی و بمب شیمیایی در روستاها و &#8230; آن دست آوردی است که روسها و مزدوران&#8221;دموکراتیک خلق&#8221; شان، این منادیان دفاع از دهقانان به ملیونها دهقان زحمتکش ما هدیه کرده اند. از سوی دیگر ربودن دهقانان، از قریه هایی که تحت محاصره و تلاشی قرار میگیرند، و اعزام شان به مسلخ آدم کشی یعنی اردو و خدمت عسکری و یا انداختن شان به زندانها به جرم همکاری با مجاهدین و یا قتل عام دهقانان بوسیلۀ بمباردمانها و کشتارهای دسته جمعی روس، این طبقۀ زحمتکش را که اکثریت عظیم جامعۀ ما را میسازد از هستی ساقط کرده و عدۀ کثیری از آنها را مجبور به ترک وطن میکند که جهت دریافت سرپناه ویا پیدا کردن قوت ولایموت به کشورهای همجوار پناه ببرند و رقم فوق العادۀ آوارگان جنگی را در جهان میسازند. وقتی این نیروی مؤلد کشور که ستون فقرات تولید را میسازد وهمراه آن و تمام وسایل تولید زراعتی درخطرنابودی قرار میگیرد قحطی و فقر وتنگدستی محصول طبیعی میشود. لذا در زمینۀ زراعتی و دهقانی<span> </span>رکود تولید زراعتی، فقر، تنگدستی، قحطی، بی سر پناهی و ترک خانه و کاشانه و قتل عام دهقانان زحمتکش از بزرگترین دستاورد های ششم جدی و تجاوز روس و هدیۀ &#8221; جمهوری دموکراتیک خلق&#8221; شان است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در مورد تولید صنعتی و کارگران، روسها و رژیم مزدور دست کمی از مورد فوق نداشته اند. با مسدود ساختن تعدادی از کارخانجات، سطح تولید را تنزیل دادند و هزاران کارگر را بیکار ساخته اند. عدۀ کارگر هم که در کارخانجات مونتاژ مواد مصرفی روسی مشغول کار اند با بدترین نوع استثمار در طول تاریخ دست و گریبان اند. شدت کار، افزایش ساعات کار، بیگاری در کارخانه و فابریک تحت نام کار داوطلبانه، کمر کارگران را شکسته است. با اینحال مزد کم و بلند رفتن نرخ مواد اولیۀ ارتزاقی وحتی کرایۀ خانه زندگی فلاکتبار کارگران را تا سرحد مرگ تهدید میکند. علاوه بر این ربودن کارگران، که هر یک نان آور منحصر به فرد خانوادۀ چند نفری شان هستند و اعزام شان به عسکری، انهدام کانون خانوادۀ بیکس و بی سرپناه کارگران را همراه دارد. قتل عام کارگران به جرم حزبی نبودن و به کار داوطلبانه تن ندادن و به عسکری نرفتن و&#8230; سخن کوتاه از هفت ثور </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۵۷</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> و با شدت بیشتر از ششم جدی </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">۱۳۵۸</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> تیشۀ تیز روسها و مزدوران شان ـ این منادیان دفاع از کارگران ـ پیوسته بر ریشۀ کارگران فرود آمده و این زحمتکش ترین طبقۀ اجتماعی را از پا درآورده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">هم اکنون به صدها کارگر در سنگر های نبرد ضد تجاوز جام شهادت نوشیده و هزاران کارگر در کشورهای همجوار آواره میگردند و کانون خانوادگی شان ازهم گسیخته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">خرده مالکان شهر وده نیز از آن گروه اجتماعی اند که زهر تباه کن روسها و مزدوران مسموم شان کرده و هستی شان را به نابودی کشانده است. هزارانی از این گروه به دست روسها و مزدوران شان به شهادت رسیده اند و ده ها هزارشان مجبور به ترک خانه و کاشانه گشته اند. وهکذا طبقات و لایه دیگر اجتماعی نیز قتل عام شده اند وتمام منافع شان به تاراج رفته است. کشتار وحشیانۀ روحانیون وطنخواه و روشنفکران مترقی و منورین و&#8230;. کارِ روزمرۀ روسها است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">شرح و توضیح مجموع جنایات روس در افغانستان و اینکه نتنها روسها گامی در جهت بهبود وضع مردم بر نداشته اند ـ نمی تواند استعمار خوبی بیافریند ـ که درتمام ابعاد حرکت قهقرایی نموده اند، در این مختصر نمی گنجد و به کتابها نیاز دارد. و ما در اینجا صرف به چند موردش اشارتی کرده ایم. ولی در پایان سخن آنچه گفتنی است اینست که روسها اگر زیانهای جبران ناپذیر بما رسانده اند، ملت ما که مدتها بود در خمود و جمود و انزوا گذاشته شده بود، هم اکنون به تحرک آمده و در قافله سالاری جنبش ضد سوسیال امپریالیستی چون گردی روﺋـین تن شمشیر میزند، بزرگترین غول امپریالیسم جهانی ـ روس ـ را به زانو درآورده و طلسم تزویر &#8220;صلح خواهی&#8221; و &#8220;عدالت پسندی&#8221; و &#8221; کارگر گرایی&#8221; و&#8230; روسها را درهم شکسته و چهرۀ منفور و کریه<span> </span>جنایت پیشه گان کرملین را با سیستم جهنمی سوسیال امپریالیستی شان فاش و برملا ساخته است وخود در صف خلقهای مبارز گیتی مقامی درخور ستایش کمایی کرده است. هم اکنون ملتی مسلح است که مصمم است دست تجاوز را از میهن کوتاه سازد و ریشۀ ستم را به هر نحو و اسم و رسمی که باشد برکند. و دور نیست آن روزی که بر خرابه های &#8221; جمهوری دموکراتیک خلق&#8221; ببرک و شرکاء نظام دلخواهش را که در آن از تبعیض و ستم اثری نیست، برپا و مستقر سازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">* * * * *</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span></p>
<h1 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; font-family: 'Times New Roman', serif; color: #002060"><strong>درحا شیۀ مبارزه و بقاء</strong></span></h1>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">پویش انسان رهنورد وتکاپوگر در درازنای زندگی تحرک بخش کاروان مبارزۀ آزادگان و حیاتبخش جامعۀ انسانی با همه زیبایی های آن میباشد، که از ورای پیچ وخمها، موانع و موجها بلاوقفه وبصورت مستمر تکامل انسان را با همه فرازهایش پویۀ هستی میبخشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">رهنوردی انسان تپنده و بیقرار در خلال زندگی، بدون گذشت از موانع و مصاﺋـب که در هر لحظه از زمان در مقابله با مجاهدت انسان از روی ستیهندگی وگستاخی، جانسختی نشان میدهد،ممکن نیست، و این خود فرایند تیوریکی را که تاریخ فعالیت آگاهانه و درخور ستایش انسان است، به عنوان انعکاس روبنایی خود، بمثابه سند بلا انکار عملکرد انسان، چه خوب و چه بد به نمایش گذاشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بنای انسان وجامعۀ انسانی جز در همین مبارزه وتلاش هستی سازی که از طرف انسان آگاه و پویشگر، سر میزند، نمی تواند متحقق گردد. و بدین لحاظ مفهوم بقاء انسان با همه دستاورد هایش، هیچگاه ممکن نیست که جدا ازمقولۀ مبارزه مورد بحث و ارزیابی قرار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">فعالیت و تلاش انسان عامل، پایه و اساس دوام حیاتش و سبب ایجاد پر ابهت ترین طومار حماسه های پرافتخار وی در پهنای زندگی و در درازنای زمان بوده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">زمان همان زدن لحظه ها وتپش های بیقراریست که در متن آن انسان آزاده و مبارز، پویۀ تکاملی و حماسی خود را به کمک عمل و آگاهی خود، در کارنامۀ زیبای آفرینش برای زندگی سازش ثبت دفتر پر درخشش هستی میسازد، در غیر آن گذشت زمان از ورای لحظه ها عاطل و منفعل بوده که میتوان آنرا میکانیزم پا سیف زمان نامید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">دیالکتیک زمان بدون پویندگی، تحرک و فعالیت مداوم انسان نمیتواند مفهوم عملی پیدا کند. نفوذ زمان در پراتیک طبیعی و اجتماعی بدینگونه مفهوم عملی بخود میگیرد که آنرا در زیرترین لحظه های آن تجزیه کنیم، آنگاه<span> </span>دیده میشود که هر لحظه با یک عمل آگاهانۀ انسان مشخص میشود. بویژه وقتی پای عمل اجتماعی به میان می آید ، یا در آن لحظه انسان مورد ستم قرار گرفته و یا باالعکس موقعیت ستمگری را داشته است. یا در آن لحظه در مقابل ستم سر به انقیاد فرو گذاشته و به امید بقایش تسلیم دشمن شده است یا با العکس در مقابل تبار اهریمنان دست به بلوا ، تعرض ، طغیان و انقلاب ( مبارزه) زده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">انقلاب هم چیز دیگری نیست جز واژگون گری و سازندگی دوباره پویا و آگاهانه که در متن لحظات زمان پروسۀ زایش ، رشد و و فساد خود را طی می کند. اگر از آن نوع واقعی اش باشد رهگشاست و حاصلش گوارا و اگر غیر طبیعی ، سراسر نا رسایی ، و یا قلابی بود ، ثمره اش همان مولود غیر طبیعی و در خور سرزنش است که سرنوشتی جز شکست ندارد و فنایش بر بقا می چربد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و باز اگر همین مبارزه به عنوان سمبل زندگی ساز در قلمرو بیقرار زمان وجود نمی داشت ، . . . و ستیزه ، . . . و مبارزه به سرحد منقلب ساختن و واژگون نمودن . . . از این هم اولی تر خود زندگی با هنجار هایش ،با قانونمندی هایش ، به هیچوجه مفهوم علنی ، عملی و انطباقی بخود نمی گرفت. به مانند همان گذشت های بی ثمرلحظات زمان بود. وبه همانگونه که مرور زمان از عملکرد آگاهانه وسازندۀ انسان مفهوم پیدا میکند، به همانگونه زندگی از جمع<span> </span>دیالکتیکی اجزای اعمال و حرکات انسان مبنای<span> </span>صیفی و انطباقی پیدا میکند، اگر غیر ازین میبود درآنصورت پوچ بود و عبث، بیهوده بود ویک میکانیسم<span style="color: red"> </span>بدون مبنا، اما در عکس آن زیبا بود و متحرک، حماسی بود و پر از تکاپو. وای چه خوب که همین عکس آن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و اما از آنگاه که انسان اجتماعی شد، بزرگترین فرازهای زندگی را به رنگ خون در<span style="color: red"> </span>دفترجاودان هستی رقم زده عمل گرد،</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تاریخ ساخت ، مبارزه کرد تا بقای خود را تا کنون وبه مانند گذشته در آینده هم تضمین نماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">چون از نظرگاه ما این مسأله و چگونگی رابطۀ مبارزه با بقاء بیحد در خور اهمیت است، میخواهیم وسیعتر و بقدر توان شایسته تر پیرامون آن تماس گیریم تا بلکه بتوانیم با جمعبندی مسایل مربوط بدان آنچه به ذهن داریم، مبنای عملی ببخشیم و آن چیزی نیست مگر ثابت نمودن اینکه:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">زندگی بدون مبارزه بقایی ندارد و خاصتر از آن بقای جامعۀ آزاد افغانستان در گرو پیشبرد و پیروزی جنگی است که همین اکنون ما در قلب آن قرار داریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بقای طبیعت و جامعۀ انسانی با همه قانونمندی های مربوط بدانها بصورت کل در گرو آن مبارزۀ بی امانیست که پویایی تمام اجزای سازنده اش بدون درنگ، با تپش پایا و دوامدار خویش لوحۀ زندگی را زیباتر و پرمحتوا تر ساخته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">حال برای اثبات این گفته که جانمایه و رومایۀ زندگی را همین پویش پر محتوا و با کیفیت میسازد، که در غیر آن زندگی دیگر پویا نیست، ویژه ترش زندگی نیست، باید ظریفانه و بصورت همه جانبه بدان پرداخت و با استمداد از همه حقوق زندگی و رشته های علوم، علماً و بصورت دقیق پیگیریش کرد. و ما زمانی مؤفق به چنین کاری میشویم که از ابتدای فعالیت آگاهانۀ انسان و از همان نخستین رویداد های طبیعی و اجتماعی بحث و بررسی خود را آغاز نماییم؛ از لابلای<span> </span>دوران پر تلاطم تخاصمات و زد و بندهای طبقاتی گذشته و با مطالعۀ دقیق جنگ و دفاع گروه های اجتماعی، تعرض و مقابلۀ دولتها و ملتها و سایر مؤسسات اجتماعی و حقوقی باید گذر کنیم تا پی ببریم که چسان در پهنای زندگی ـ خاصترش در عرضه گاه تاریخ انسان ـ درونمایه وتعیین کنندۀ همه انواع حرکتها و تحولات اجتماعی، از بطن چنین مبارزه ای سر برون نموده است و بقای آن در آینده همچون بگذشته ها در حیطۀ تصرف همین قدرت مبارزاتی مجموع پدیده های جهان، جامعۀ انسانی و فرد فرد انسان انسانهای پوینده و طالب آزادی می باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و باز در اخیر می بینیم که چگونه بقای جامعۀ افغانستان<span> </span>به عنوان یک جامعۀ آزاد و فارغ بال از قیودات و ساخته کاریهای استعماری، بسته به سرنوشت این جنگی است که بین ملت آزادۀ افغانستان و امپریالیسم جهانخوار و افسون پژوه روس درگرفته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و اما اگر از نخستین وقایع جهان</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">خود شروع کنیم می بینیم که در همان بدو پیدایش جهان ما، مبارزه بین قوای مختلف فزیکی و محصول حاصله از آن بوده که درین فرایند پدیده های اولیۀ طبیعت شکل گرفته است. با مراجعه به علم میتوان تذکر داد که تضاد بین نیروی جاذبه و دافعه با همان قوای کشش و دفع بوده است که حالت متوازن و استوار نظام طبیعی را بر بستر آنچه پیشتر از آن بوده و آن تضاد زیر مایۀ خودش، شکل داده است. در غیر آن یک بیقراری، یک حالت نا استوار مبارزه دوام دار بهمان شیوۀ پیش از استواریش بین آن قوه های متفاوت و متناقض طبیعی جریان میداشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">این کشمکش بصورت طبیعی به به طرف آن سنتزی به پیش می شتافت که رسا تر بود و پایا<span style="color: red"> </span>تر و بقایش تضمین شده<span> </span>توسط قانونمندی های عام و یا خاص و معینی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کرات و اجرام سماوی هر یک به نحوی از میان مبارزۀ پیگیر آن نیرو ها برخاسته است. حرکتهای طبیعی و جهان شمول از تضاد های ماهوی موجود در همان مقطع که به نوبت بر خاسته و در ارتباط به قانونمندی های قبل از خود، وخود مولود یک سیستم نا معلوم و شاید استوار قبلی بوده باشد، ناشی گردیده است، چنانچه مبارزه بین قوۀ کشش و دفع تا آنجا به دوامش ادامه داد که حالت استوار فعلی را به نمایش گذاشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بعضی از این قوه ها به مجرد تولد از بسترش با اتکاء بر نا هنجاری های طبیعت و جبر آن علاقمند به فرار ازهمان مرجع و مبدایش بودند، علاقمندی ایکه جبر فزیکی بر آنها تحمیل میکرد. و مبدأ هم هردم تلاش مینمود که اجسام دفع شده را به نحوی در محور معین به حیطۀ تصرف و قلمرو قدرتش نگهدارد. با قید اینکه این تلاش برای حفظ آگاهانه<span> </span>نبوده ولی قانونمندانه بوده است. و بدینگونه بالاتر مبارزۀ این دو که از قدرتهای متضاد انعکاس می یافت یک حالت استوار و بالنسبه<span> </span>رسا تثبیت گردید و الا به همان حالت بیقراری و نا پایداری تا مدتها بسر میبرد وتضمین فعلی بقای زندگی هیچگاه وجود نمی داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">دوام چگونگی یک وضع طبیعی وابسته و در ارتباط به زایش و فرسایش پدیده های نو وکهنه بوده که تکامل کهنه با تولد پدیدۀ جدید از مسیرش باز ایستاده، زوالش، سقوطش و مرگش حتمی است و اما مولود جدید محصول وضع قبلی خود است، مربوط به نقط ایست که در بطن آن دوران گذشته بسته شده است و حالت زایمان اگر میگیرد این دو به مراد نبود، نا استواری دوام دارد، جهش و انقلاب طبیعی دیگر لازم دارد تا وضع بالنسبه پایدار ومتکامل تری را بار آرد.همین قانونمندی با حفظ اصالتش عرصه گاه اجتماعی را نیز در حیطه و سیطرۀ خود دارد. وقتی نیروهای مؤلد جدید از بطن جامعۀ کهن ضرورتاً نطفه می بندد و میزاید برای عبور از مراحل زیست تا رسیدن به پختگی و تسلط بر محیط مناسبات متناسب با تکامل خویش را میطلبد و هر آنگاه که مناسبات حاکم با کرکتر تکاملی این نیروهای جدید آنچنان در تقابل قرار گرفت که سد راه بود، دیگر نا استواری ویژگی جامعه میگردد و انقلاب اجتماعی لازم است تا وضع متکامل تری به بار آورد. ویژه ترش در مناسبات درون گروهی و تشکیلاتی نیز ضرورت این قانون محسوس است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">کائنات با نظم فعلی و اوصاف کنونی اش از مبارزه فی ما بین قوه های مختلف جذب و دفع ایجاد گردید و بعد از جهش، بی قراری و نا استواری حالت آرام، مطمـﺋن و پایداری نسبی را بخود گرفت. که آن زایش و تولدش و این تکاملش بود. این خود نیز به پلۀ تکاملی دیگری گام نهاد و ما شاهدیم که هر روز با کاهش<span> </span>انرژی هستی بخش این نظام طبیعی و پراکنده شدن آن باز به طرف مرگ و فنا میرود. چنانچه با مراجعه به آرای علوم مثبته انرژی آفتاب دایم به طرف تباهی میرود که لا اقل میتوان گفت به معنی مرگ وضع فعلی است. اما این مرگ هستی نیست. بطور حتم محصول درهم ریزی این وضع حالت جدیدی خواهد بود که استوارتر و متکامل تر از این باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">به همین سان که مبارزۀ قوای فزیکی وضع معمول وطبیعی جهان مادی را بیرون داد، فعل و انفعالات روی زمین که همچون یک ذره در بحر متلاطم و دریای مواج طبیعت بود، اولین موجودات زنده را به میان آورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تبدیل عناصر غیر ارگانیک به عناصر زنده، همان پروسۀ مغلق و پیچیده ایست که علم جدید بیولوژی و شیمی آن را به طور دقیقتری تحقیق نموده است. مراحل مختلف آنرا رده بندی نموده که در متن آن می بینیم چگونه طی شش مرحلۀ بیوشیمی اولین نطفه های اجسام زنده به وجود آمد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">عامل ایجاد و تکامل بعدی چنین سلول های زندۀ ابتدایی هم همان مبارزه بین فعل و انفعالاتی بود که در دامان طبیعت صورت می گرفت. این مراحل چندگانۀ تبدیل عناصر غیرحیه به حیه طی ملیونها و یا شاید ملیاردها سال در بستر طبیعت تکوین یافته بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نتیجۀ چنین مبارزه ایجاد دنیای موجودات حیه بود که نه به شکل تکامل یافتۀ فعلی بلکه بصورت بسیار ابتدایی و ریز آن در دامان طبیعت منشأ گرفته بود و بدینسان می بینیم که حیات قانونمندانه و علماً منشأ گرفته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">رشد و نموی تک سلولها که اساساً نباتات بودند تا آن حد رسیدند که چند نمونه از آن بین حیوان و نبات در تحت مطالعه قرار میگیرد. این ها خواص ابتدایی ترین حیوانات را داشته اند که به اثر مبارزه و یک سری قانونمندی های دیگر، جهان حیوانی پا به عرصۀ ظهور گذاشت. جهان حیوانی که مغلق تر ازجهان نباتات بود مبارزۀ آن هم پیچیده تر ومواج تر بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نسل های حیوانات برای رشد</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و نموی خود راه علاج را در مبارزه با قوای قهریه و سرکوبگر طبیعت دیدند. و دیدیم آنگاه<span> </span>که قادر به مبارزه و مقاومت امواج خروشان آن نیروها نبودند در همانجا بدون معطلی نابود شدند و آنگاه که مقاومت و مبارزۀ سد ناپذیر را پیشه کردند توانستند به دوام و بقای خود ادامه دهند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در بین گیاهان گوناگون که بصورت طبیعی یا مصنوعی بر روی زمین سبز میشوند، مبارزۀ مستمر و بلا وقفه برای کسب موقعیت وحفظ و بقای وجودی خویش جریان دارد. هر وقت یکی بنا به عوامل و شرایطی نا مساعد از رشد نسبی ماند، با آنکه احراز موقعیت کرده است، توان همراهی را از دست میدهد. هرگاه بنا به عوامل پایه ای و درونی و یا شرایط مؤثر بر اوضاع و احوال از بیرون مؤقتاً<span> </span>گیاهی از رشد طبیعی و در مقایسه با گیاهان همجوارش باز ماند دوباره نمیتواند قد راست کند. تحت تأثیر نباتات نزدیک خود در جا فرو در میماند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">عامل اساسی وعمده ای که درین بین باعث عقب ماندگی گیاه مورد مطالعه میباشد، ممکن مربوط به ضعف مواد درونه ساز و اساسی اش باشد یا ممکن ناشی از عدم مساعدت شرایط باشد و نتواند همچون دیگران ازین شرایط استفاده کند. و بعد در مقایسه با دیگران وتحت شعاع<span> </span>آنها از رشد لازمه باز ماند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بدین صورت می بینیم ممکن عامل عقب ماندن و از رشد افتادن از درون باشد، مربوط شود به استعداد ذاتی و محتویات هسته ای آن و یا مربوط شود به شرایطی که به عنوان جبر تصنعی مانع رشد آن شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">یک نقطۀ دیگری که قابل بحث است همان ربط اساسات زیر ساخت وعمده، با اوضاع و احوال بیرونی که هیچ یک بدون از دیگری و بصورت تجریدی سازنده نیست و هر یک بجایش یک جهت تکامل را میسازد. با قید اینکه جهت عمدۀ حرکت و اساس تکامل جانمایۀ خود را ازین دریشۀ زیر ساخت میگیرد، با تأثیر برداشتن از شرایط بیرونی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گاه شرایط بیرونی به عنوان آن تأثیرات جبری ای که قدرت فوق العاده دارند به مقایسه با تغییر ذاتی نیروها وسطح تکامل هر یک از آنها آنچنان تأثیرات گوارا و یا ناگوارا بر مسیر رشد و نموی پدیده ها می نماید که یا جهت حرکت ماهوی و کیفی را بی حد سریع میسازد و یا آنقدر در کند سازی جریان تکاملی نقش ایفا میکند که جان جبر و ضرورت را میکند و درینصورت است که شرایط، مسألۀ جبر و ضرورت را در خود فرو می پیچد. آنگاه که شرایط گوارا بود و هم جهت تکامل<span> </span>در آنصورت با نیروی اندک میتوان اساسات را تبارز داد و مولود طبیعی را به نمایش گذاشت و زمانیکه اوضاع و شرایط تأثیرات ضد تکاملی و سد کننده دارند درآنصورت یک پروسۀ زایمان با انرژی بیشتری ممکن است در مظهر هستی قرار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">به همان گونه که مبارزه با قدرتهای مؤفق و تغییر آوردن درخود، فراخور شرایط، عامل اساسی زندگی و بقای نباتات است به همین منوال محتوای این قضیه در خصوص زندگی حیوانی با تفاوت های عملی آن مصداق دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تا کنون انواع زیادی از حیوانات چه در مقابله با حیوانات با قدرت تر و چه در مواجهه با نقش ویرانساز انسان، یا در مقابل با دیگر نیروهای مخرب و تباه کن طبیعت مجبور به نابودی و مرگ گردیدند، یا نتوانستند مبارزه نمایند و خود را مطابق به شرایط تغییر دهند و یا شرایط آنقدر سخت گردیده که به مقایسه با آن حالت، مبارزۀ شان نتیجه ای</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نداده است، در هر دو صورت تضمین بقا نتوانسته و مجبور به فنا شدند. تا کنون بیش از چندین هزار نوع حیوانات<span> </span>به خاطر اینکه نتوانستند با شرایط سخت مطابقت کنند و در مقابل قوای اهرمن طبیعی ومنجمله قدرت فوق العاده مخرب انسان مبارزه نمایند، محکوم به فنا و نیستی شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">مثال گونه میآریم: در زمان معینی از اتفاقات و حوادث طبیعی گیاهان معمولی تحت جبر عوامل طبیعی و جغرافیایی از سطح زمین گم شده، مواد غذایی برای گیاه خواران فقط در بالای شاخه های درختان پیدا می شد و بس، حال آن حیواناتی که استعداد بالا شدن بر درختان را داشتند و آنهایی که صاحب گردنهای دراز بودند می توانستند مقاومت کنند. تمام نسلهای دیگر که این دو کار از آنها ساخته نبود و قادر به سیر و سفرنیز نبودند، در جا محکوم به فنا و مرگ شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">قدرت عمدۀ مبارزه ونقش بسزای آن درین نهفتهه است، آنگاه که نباتات و یا حیوانات به معرض حملۀ نیروهای تباه گر طبیعی قرار می گیرفتند، نتوانستند آن تغییرات لازمه را متناسب با شرایط در ارگانیزم خود بوجود آورند و آمادۀ مبارزه شوند، درآنصورت آن وجودی که برای شرایط قبلی ـ که عادی و معمولی بود ـ عیار شده بود نمی توانست دیگر با اوضاع و شرایط تازه دوام بیاورد و بناءً محکوم به نابودی میگردید. اما با لعکس هرگاه که قادر به<span> </span>چنین کاری شدند به صورت حتم و خیلی مطمـﺋن در مقابل به اوضاع جدید نتوانستند با ایجاد مساعدت به دوام خود ادامه دهند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">مؤجز اینکه: هر آنگاه که نتوانستند مبارزه کنند و در وجود خود تغییرات لازمه ایجاد کنند، محکوم به نیستی شدند و هرگاه قادر گردیدند با مبارزه و تغییر آوردن در ارگانیزم وجود خود، جانسختی نشان دهند و همپای وضع تکاملی جدید شوند درآن صورت بطور حتم توانایی زندگی را پیدا کرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اگر کمی تیز تر به پیش آییم میرسیم به آنجا که اولین گروه های انسانی پا به عرصۀ وجود گذاشت و انسان به عنوان حیوانی متفکر و پویا به فعالیت های خود بر بستر طبیعت آغاز نهاد و اولین گروه های انسانی که مدخل ورود بر جامعۀ با شکوه انسانی است، بطور قطع و انکار نا پذیر از مبارزه منشأ گرفته و توأم با وجوه مختلف آن بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در نخستین جوامع انسانی که ابتدایی بودند و کم توان ، فقط قدرتهای طبیعی بود که انسان را تهدید میکرد. اما کمی بعدتر در آنجا که شکنج قابل ملاحظه در مسیر تاریخ رخ نمود، هم خودش خود را تهدید می نمود و هم محیط خارجی وی را.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">مبارزۀ بدوی انسان ـ در کلیۀ عرصه ها ـ که توأم بوده است با نطفه هایی از آگاهی و شعور ابتدایی، آن گندگاه پر ازخم و پپیچی بوده است که طی آن انسان ساخته شد. و در بطن جنین حالت و جنگ و دفاع با نیروهای تهدید گر و تباه ساز بود که انسان بالضرور از روی جبر رشد مینمود و چاره ای جز این نداشت، درغیر آن فنای مطلق انتظارش را می کشید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گروه های نخستین انسانی با همان ابزار ساده و کسب اندکی دانش، مبارزۀ شان نیز به همان سان ابتدایی بود. روی همین ملحوظ این مبارزه اکثراً مترادف بود با شکست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">درین میانه و در متن چنین حالت ستیزه جویی</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گاه قهر طبیعت با نیروهایی چون خشم آب، مریضی، گرمی، سردی و آفت های دیگر بوده است که وی را تهدید میکرد و گاهی دیگر &#8230;. نیمه حیوانی او را آماج حمله قرار می داده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در مقابل همه انواع تهدیدات تباه ساز، انسان، باورگرایی از مبارزه نشان داده و یا با همه قدرت و توان دست به مبارزه برده است. زمانی که تسلیم گردیده زندگی اش به طرف تباهی و زوال کشانده شده است ولی هر زمانی که به مبارزه توسل جسته است، بقای خود را با تمام وجوه آن تضمین نموده است. نقطۀ قابل بحث و درخور توجه درینجا این است که فقط چنین تهدیدات، اجبار و فشارهایی نیز بوده که انسان طی آن ساخته شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تهدیدات مختلف طبیعی و فعالیت انسان در متن آن به همان کورۀ آتش زایی میماند که او را آبدیده، مقاوم و سخت جان تربیه میکند. هرگاه چنین نیروهایی وی را به مبارزه نمی طلبید و یا ضرورت ایجاب نمی کرد، ابداً به فکر مبارزه با این نیروها نمی افتاد. ولی جبر طبیعی ویرا ناگزیر به مبارزه نموده است. وهمین مبارزه سبب گردیده است که انسان زندگی اش را در دفتر هستی جاوددانه مرقوم سازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اگر به همین منوال سیر اوضاع و زمان را تعقیب کرده بیاییم، میرسیم بدانجا که انسان ابتدایی ترین جوامع خود را به عنوان سمبولی از زندگی اجتماعی و درآمد بر آن اساس گذاشت. ازین به بعد به رغم گذشته و زندگی بدوی اش که مبارزه او را ساخته وحفظش کرده بود، همچنان وجود و هستی وی مدیون آن مبارزۀ پیگیری بود که به شیوه های مختلف بدان دست یازیده بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">تاریخ مبارزۀ بشر و جوامع متعدد با شروع فعالیت انسانها از همان مرحلۀ ابتدایی که با اندک آگاهی و شعور، شروع به کار کرده بود آغاز می گردد. ولی در مرحلۀ معینی از تاریخ مبارزۀ انسان با نیروهای قهار طبیعت، و در سطح معینی از رشد ابزار و وسایل تولید کار بدانجا کشیده شد که تضاد دیگری و آنهم در مناسبات درونی انسان پا به میدان گذارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نطفه های زندگی طبقاتی در زیر مناسبات جامعۀ ابتدایی اساس گذاشته شد، در آن جامعه ای که انسان به صورت مشترک کار میکرد و بصورت مشترک زندگی مینمود، و هیچگونه ستمی بدون از تهدید نیروهای سرکش طبیعت در آن وجود نداشت. با رشد این مناسبات نظام طبقاتی که اولین صورتبندی اقتصادی ـ اجتماعی با همان فرماسیون طبقاتی، نظام برده داری بود، پای به میدان نهاد و برای اولین بار در تاریخ مبارزۀ انسان جنگش دو بعده گردید و مبارزۀ فی مابین خود انسان نیز در قلمرو اصل مبارزه و بقاء<span> </span>داخل گردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">عمده ترین فرق مبارزۀ طبقاتی با مبارزۀ انسان با طبیعت تا همان جنبۀ آگاه بودن طرفین و شعوری بودن این مبارزه است. که هریک به نوبۀ خود تلاش می ورزد به حق یا نا حق با فعالیت های اجتماعی و حتی انفرادی زندگی خود را ابقاء نماید، ودرینست که نیروهای قهار و اهرمن انسانی که دست به ستم برمیدارد، بروی یک برنامه آغاز ستم میکند و همانست که نتیجۀ کارش حتی در حاکمیت های بعدی آمیخته و متمرکز میگردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در اولین شکل بندی طبقاتی ، طبقۀ غیر آزاد یا همان برده ها که همچون حیوانات با اوشان برخورد می شد بنا به عدم آگاهی از جنبه های ظریف و حساس مبارزه، در اوایل قادر به تغییر وضع نا بسامان و غیر انسانی خویش نگشتند در هر صورت به مقابل شان طبق معمول دو حالت قرار داشت یا باید در مقابل بالا دستان مبارزه می نمودند و یا در برابر خشم قدرت شان تن به تسلیمی میدادند. و اما به گواهی تاریخ آنگاه که مبارزه را برگزیدند وطی آن تصویر ستمگر را با سلطۀ ناروایش از ذهن، ضمیر و وجدان خود بیرون انداختند، بدون تردید قادر به ایجاد حماسه های زیبا، سراسر چکامه و تاریخی شدند، ولی به عکس این آنگاه که در رواق سکوت بسر بردند و از ایجاد حادثه ها هراس کردند، هر بار بد تر از گذشته ها، محل بهره کشی قرار گرفتند که همان تباهی شان بود. با مراجعه به کارنامه های مبارزاتی انسان بقای وی در چوکات آزادی و رها شده از قید و بند تا آنجا دوام آورده که قادر به مبارزه بوده است. همین که نیروی مبارزاتی اش فروکش کرده است و توان مقابله را از دست داده و یا از وی گرفته اند، در رهگذر سرنوشتش جز نابودی، ادبار و بدبختی مفهوم دیگری نهفته نبوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">انسان ذاتاً میخواهد آزاد باشد، علاقه به آزادی از طرف کتله های انسانی یک کشش طبیعی و کیفی بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"><span> </span>اما اشتباهاً و یا از روی عمد گاه آزادی را به همان زندگی آرام و توأم با آسایش مادی برابر میکند. بدید ما آسایش را به دو طریق می توان کسب کرد. نخست اینکه قدرت های<span style="color: red"> </span>توانمند<span style="color: red"> </span>هرگاه فکر تجاوز و ستمبارگی و ادامۀ آنرا به دستور اجرا قرار میدهند نوید هایی را مبنی بر ایجاد زندگی مطمـﺋن و آرام برای آنهایی که محل ستم قرار گرفته اند میدهند. این تأمین زندگی آرام و مطمـﺋن از طرف سپاه ستمگران فقط منوط و ممکن به قبول حق حاکمیت اوشان از طرف محرومین است که در آن صورت محرومین نه اختیاری دارند و نه حق تصرف بر نیروی کار شان، برای آنها داده میشود. واما این قضیه با ظریف شدن مبارزۀ طبقاتی و آگاهی یافتن طبقات حاکم به اوج حساسیت خود رسیده است. و بر مبنای رعایت این اصل است که دیگر ستمگران در سرکوب ستمکشان و به بند نگهداشتن شان آن روشهای معمول و خشن را بکار نمی بندند، بلکه با اتکاء بر اندوخته های تجربی شان، تأمین زندگی بالنسبه آرام و توأم با اسارت را برای تهیدستان در سر لوحۀ برنامۀ های تزویر مدارانه خود قرارداده اند(گاهی واپس از همان شیوه ها نیز استفاده میکنند). </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">وطریق دوم همان حصول افتخار آزادی با زندگی توأم با معشیت معمولی است که لذت واقعی را فقط میتوان در ساحۀ همان گسترش جنبۀ آزادگی اش دید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">به هر صورت ممکن طرف ستمکش به جای پذیرش مشکلات مبارزه</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و تحمل مشقات آن، تضمین زندگی آرام و توأم با بندگی را بپذیرد که این خود بقای منفعل و یا همان بقای بیروح است. اما از دیدۀ ما فرق است بین آسایش، تأمین پوشاک و خوراک تا آزادی به مفهوم واقعی آن. چه ما را اعتقاد بر این است، هرگاه از دو طرف مبارزه یکی اسارت و بندگی آن دیگری را بپذیرفت، خود به معنای مرگ و فنای آن است. ولی اما اگر درین مبارزۀ خود علیه انسان ستمگر سخت ترین شکنجه ها و مصاﺋب را تحمل کرد و ظاهراً زندگی آرام وی بهم ریخت، از لحاظ دیالکتیک زنده مواج است. زیرا در واقع اوج مبارزه اش که آزادی را در پی دارد همان موج بی قرار زندگی وی میباشد. بدین حساب انسان مبارزی که حاضر به پذیرش اسارت نیست ولو اگر در زنجیرهای خشم توانمندان بسته و در قعرسیاه چالها باشد باز هم آزاد آزاد است، در حالیکه ظاهراً در بند به نظر میرسد. اما آنکسی که بندگی هم نوع خود را پذیرفته است و مهار زندگی خود را به وی داده است، ممکن در آستان ستمگر زندگی ای به ظاهر خوب و در تن پروری و شکمبارگی بسر برد و لباس فاخر هم بپوشد، در واقع اسیراست در فنای واقعی است. چه به قول معروف &#8221; زندگی آزادی انسان و استقلال اوست&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">از دیدگاه ما بقای واقعی همان زندگی شرافتمند بوده که نهفته در مبارزه است، نه آمیخته در تسلیمی و قبول سرافگندگی. منظور ما از بقای انسان درتاریخ است که انسان آزاده آنرا به ارمغان آورده است. اما اگر قرار باشد هویت، تاریخ، هستی معنوی و انسانی را از دل دفتر جاودان زمان پاک سازیم و به عنوان اشیای بی مسـﺋولیت زندگی را فقط به خورد و خواب و آسایش محدود نماییم، در آن صورت باید بپذیریم که بقاء جدا از قلمرو مبارزه هم مصداق دارد.(؟!)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">این قضیه همچون سایر پدیده های اجتماعی، نسبی بوده، از نظرگاه ایدﺋولوژی های مختلف به طور جداگانه و متفاوت بدان برخواهد خورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">عصارۀ تمام مبارزات و طغیان های تهی دستان چون برده ها و دهقانان و کارگران در مقابل برده داران، اربابان و کارفرمایان را می توان بصورت علمی در زندگی آزاد بعد از گذشت هر یک از این صورتبندی ها یافت. سالهای سال مبارزات انفرادی و پراگندۀ بردگان به نتیجۀ فوری نرسید که علماً هم در تحت همان شرایط نباید چنان نتیجه ای می داد. ولی از آن زمانی که این طبقه بر قدرت لایزال خود، عظمت انسانی همچون خود و زبونی آن ستمگر<span style="color: red"> </span>فلکزده و جبون پی برد، به جای تسلیمی و قبول بندگی مبارزه برای آزادی را آغاز کرد، که اولین گام در جهت بقای وی محسوب میشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">نقطۀ درخور اهمیت و<span style="color: red"> </span>مستحق<span style="color: red"> </span>دقت آنست که هر دو طرف هم حاکم وهم محکوم برای ادامۀ سلطه و به حاکمیت رفتن خود مبارزه میکنند. حال اینکه به کدام یک ازین دو مبارزه می توان مفهوم انقلابی داد، قضیه ایست مربوط به مراحل انقلاب و تضادهای عینی جامعه در مقاطع زمانی معین.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">خیلی منطقی است که هر دو طرف برای بقای خود و آنهم یکی با دیگری می رزمد. اما از آن دو تنها و تنها یکی برحق است و مبارزه اش مفهوم انسانی، تاریخی و انقلابی دارد. یکی برای تغییر وضع تلاش می ورزد و آن دیگری که خواهان ستم است برای حفظ وضع موجود و یا برگردان گذشته دست و پا می زند که در نهایت بقای آنها خواهان تغییراست درخور جبر دیالکتیکی است ولی بقای آنکه مانع تغییر انقلابی است، مترادف<span> </span>با جبر میکانیکی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ظرافت قضیه و پیگیری مسـﺋله مربوط بدین است که جهت تکامل، بروی تاریخ وضمیر حقانیت با کدام یک است. اگر این را می پذیریم که نظام برده داری و یا فیودالی نظام های انسانی بودند حتماً قبول خواهیم نمود که تلاش این دو طبقه (برده دار و فیودال) برای حفظ حاکمیت و ادامۀ حیات شان همان مبارزۀ انسانی برای بقای شان است. و هستند کسانی که در ورای تاریخ چنین افکاری داشتند و هم اکنون هم دارند و اما اگر قبول دار شویم که جهت تکامل و مسیر حرکت زمان به طرف رهایی از بند هاست درآنصورت باید قبول نماییم که مبارزۀ آنهایی که زیر ستم و دربند اسارت اند، انسانیست، انقلابیست ودر خور شان تاریخ.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اما چون کلمۀ انقلابی جز در منقلب ساختن و واژگون نمودن و کلمۀ ضد انقلاب جز در حفظ نمودن و تغییر نیاوردن مفهوم ومصداق پیدا نمی کند، و از طرفی چون در نظم ستمگرانه حاکمیت بدست ستمگر است، حفظ وضع موجود خواست اساسی وی را از دیگر طرف چون طبقۀ تحت ستم خواستی جز برهم زدن حالت موجود و استقرار حالتی نوین ندارد، بناءً آنکه وضع ستمگرانه به نفع وی است غیر انقلابیست و بدور از همه ابعاد انسانی و بالعکس آنکه خواهان تغییر وضع موجود باشد انقلابیست وهمراه با شرافت انسانی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در تمام صورتبندی های اقتصادی ـ اجتماعی که تضاد سازنده بین نیروهای مؤلده ومناسبات تولید همچنان بیداد میکند، مبارزه بین طبقات تحت ستم و حاکمین وقت وجود دارد. و با موجودیت چنین مبارزه ایست که نقش تاریخ ساز مردم در دفتر همیشه جاوید روزگار متوالیاً و بلا درنگ مرقوم میگردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">همین بیقراری و تپندگی در دل لحظه های زمان است که بزرگترین حرکت های اجتماعی را نقش دیباچۀ تئوریک – فرهنگی – کتله های بشری می نماید. و این حرکت های اجتماعی است که عالی ترین کیفیت زندگی یعنی مبارزه را محتوای هستی ساز می دهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در سرنگون سازی هیچیک از فرماسیون های اقتصادی – اجتماعی طبقاتی منهای صورتبندی نظام سرمایه داری ، ستم به طور قطع از دل جامعه برچیده نشده است. و در هر یک از اینها به شمول نظام اولیه محصول مبارزات اقشار و طبقات تحت ستم را یغما گران هم تبار همان گذشته ها با همان مضمون سابق ، اما با شکل فریبنده تری به غارت بردند و موجودیت همین مقولۀ ستم بود که مبارزه بین طبقات متخاصم با دستاورد های بس سترگش دل و جان تاریخ را ساخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">درهمه نظام هایی که اساس شان بر ستم مداری و غضب بارگی استوار است، مبارزۀ دو سویه هم بروی حفظ وضع و هم برای تغییر آن وجود دارد. دفاع از حریم وضع مسلط و مقابله با تغییر چیزی نیست ، جز همان تقدس بت ها و تداوم سنت های کهن. اما تغییر هرحالت موجود در جهت دیترمینیزم تاریخ همان موج ها و فرازهای زندگی ومبارزۀ انسان را میسازد. اما چون جهان با تمام آنچه در خود دارد، در حال تغییر دایمی و بلا ایستا است، که خود پویایی زندگی را میسازد، آن طبقه و یا گروه اجتماعی ایکه خواستار فرو انداختن بت ها و محو سلطۀ سنت های نا روا همراه با روند و جریان تکاملی تاریخ است. این بدان میماند که حقانیت جریان پیشرو، روشن اندیش و ژرفنگر در نهایت تضمین شده است. اما گاهی این حقانیت در هاله ای از ابهامات رنگارنگ و زمانی درقعر دریا ها و پس کوهای بزرگ پنهان گردیده است بویژه آنگاه که عدۀ از کشافان این حقانیت که گام هایی هم برداشته اند با عبور از یکی دو مانع بی ایمان شده در جا زنند و واپس گرایی کنند، فرو در جهیدن در دل دریا ها و عبور و در رفتن از موانع بزرگ تا به فرجام، مردان بزرگی را طلبکار است، تا<span style="color: red"> </span>نیم<span style="color: red"> </span>نگاه خود را نشان دهند و با تکیه بر کوه پولادین توده ها راه بنمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">گاه حتی یک واقعیت آنقدر مضمر و در دل</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">مشکلات ومصاﺋب فرو رفته که انسان در حدس و یقین آن به شک میافتد و زمانی هم این شانس میسر میشود که واقعیت چهره دار وهویدا است. هرقدر که واقعیت پویا و آنچه که باید به چنگش آورد، از نظرها پوشیده باشد در انتخاب راه برای حصول آن تردید های بیشتری وجود دارد. چون فداکاری زیاد تری را خواهان است. هرچه در سر راه موانع بیشتر بود و این مانع ها جان سخت تر بود مبارزۀ گسترده تر وحیاتی تربرای بدست آوردن آن ضروری مینماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">از بسیاری واقعییت های گرانقدر و برحق که دربحث بگذریم، ازحقانیت مبارزۀ طبقاتی در اشکال متعدد آن و از بیدادگری های نظام جهانی سرمایه و سیستم انحصارات و امپریالیسم با جنگ افروزی و وحشت آفرینی هایش که بگذریم میرسیم به پدیدۀ اسارت که در ورای آن هستی و مقدرات ملت ها و کشورها چگونه توسط قدرتمندان و توانگران ستم کیش به معرض تباهی و فنا قرار میگیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اما در هرکجا که پدیدۀ اسارت با منظر زشتش خود را نشان میدهد بصورت حتم در آنجا و در مقابله با آن مقولۀ آزادی عرض وجود میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بقای ملت هایی که آزادی شان مورد دستبرد حاملان اسارت واقع گردیده است، منوط به مبارزه و نوعیت آن در رویارویی با اسیرگران بیدادگر میباشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">دبدیم هرآنگاه که ملتی درمقابل تجاوز و زورمداری دست به مبارزه نبرد و یا در جریان آن قدرت مقاومت را از دست داده است در آنصورت موجودیت آن ملت به عنوان یک کتلۀ با هویت و فرهنگ دار به زیر سوال رفته و زندگی اش به سوی افول و زوال، سیر قهقرایی خود را آغازیدن نهاده است. اما در عکس آن که در مقابل تجاوز سر به مبارزه برداشته و دست به اسلحه زده است با کمال شجاعت و با گردن افراشته، زندگی اش را ابقاء و بقایش را تضمین نموده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بقای زندگی و تداوم جامعۀ آزاد افغانی فقط در گرو این مبارزه است که در بعد نظامی آن بیحد گستردگی یافته است. در گسترۀ چندین سالی که ازین جنگ میگذرد، ابعاد دیگر آن چون فکری، سیاسی و تشکیلاتی آنطور که لازم است پهنا نیافته است و بدین لحاظ است که جنگ با هدف عالی سیاسی آن کش و قوسهای نسبتاً نا همواری را داشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">برای ابقاء دو راه در پیش روی ماست. بقای توأم با آزادی و بقای همراه با اسارت. اگر خواسته باشیم بقای ما شرافتمندانه باشد دست به مبارزه خواهیم زد، چیزیکه در اولین روزهای تجاوز انتخابش کردیم که درین صورت جواب متجاوز هم گلوله است و آتش، چه بقاء <span style="color: red">&#8230;..</span>و چه در ورای موج های جنگ.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اما اگر قرار بدین باشد که تن به تسلیمی و سر به افگندگی دهیم و<span> </span>ایدئولوژی، فرهنگ، اداره و سیاست وی را با همه وجود بپذیریم در آنصورت متجاوزهم به ما به شکل امروزی آن برخورد نمی کند. به اعتقاد ما هرنوع زندگی ولو درمیان سرب و آتش، زندان و شکنجه گاه هم باشد جزء زندگی محسوب میشود. چون روح آزادگی فرازهای زندگی را میرساند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">اما اینکه از دو پدیدۀ اسارت و آزادی کدام یک برحق و درجهت تکامل است و کدام یک نه، مربوط میشود به کم و کیف مبارزه با قوانین عام آن وحرکت جهان با تمام پدیده هایش از قلمرو جبر و اسارت به طرف اختیار و وارستگی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و بنابر این است که سرانجام آفتاب آزادگی و رهیدگی بر جهان و همچنان میهن زیبای ما به درخشش در خواهد آمد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بگذار امریالیسم مزمن جهانی با سیستم جهانی اش مزورانه و از روی عمد در جهت مصالح خویش جهان را به خون کشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">بگذار امپریالیسم روس با دستگاه سراسر ادبار و جهنمی اش جهان را در معرض تباهی قرار دهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و بگذار دشمنان رنگارنگ ما ـ ویژه ترش امپریالیسم ویرانگر روس ـ کشور ما را و مردم ما را مورد اصابت امیال شوم وغیر انسانی اش قرار دهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و اما بگذار، آری اینرا هم بگذار! که ملت های آزادۀ جهان گلوی امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم را با مقاومت و پایمردی بفشارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و بگذار بگوییم که سر انجام مردم آزاده، مصمم و اسارت ناپذیر ما امپریالیسم ستم گستر روس را با همه ایادی اش سر به نیست خواهند کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">و سرانجام انقلاب مردم ما از میان این جنگ بزرگ ملت ما راه خود را باز خواهد کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">در جهان کنونی و در افغانستان بخون خفته چه ستمگر ویا ستمکش وچه متجاوز و یا مبارز همگی برای بقای خود میرزمند. وهریک زندگی خود را در نابودی طرف دیگر می بیند. اما چون از میان ستم و ضد ستم <span> </span>، اسارت و آزادی فقط آزادی بقایی دارد ، بناءً فرو پاشی نظام امپریالیستی جهانی و استعماری روس یک امر حتمی و بقای مردمان آزادۀ جهان و مردم قهرمان افغانستان یک جبر و یک ضرورت تاریخی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">* * * * *</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره دوم  شمارۀ سیزدهم</title>
		<link>https://www.rahrawan.com/nedai-azadi-2-13/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[nfarhoed]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2007 16:10:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دوره دوم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.rahrawan.com/dari/2010-10-15-10-46-32-2/</guid>

					<description><![CDATA[نمونۀ شمارۀ سیزدهم ندای آزادی ارگان نشراتی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان شمارۀ سیزدهم سال ششم سرطان ۱۳۶۵ (جولای ۱۹۸۷م)   درین شماره: ۱ـ فرودها و فرازها ۲ ـ از سراب تا سراب ۳ ـ تبصره ای بر&#8230; ۴ ـ توطﺋه های ضـد مـلی ۵ ـ لالۀ خونین ـ شعر ۶ ـ جوزای خون ـ گزاش &#8230; ۷ ـ جنگ زور ـ نگرشی کوتاه &#8230; ۸ ـ اعـتذار وتذکر ۹ـ اخبار. فرودها و فرازها &#8220;شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حایل کجا دانند حــال مـا سـبکـسـاران سـاحـل ها&#8221; راه انقلاب هرگز هموار وسهل گذارنبوده و رهنوردی درآن بی رنج ومانعه نیست. جنبش مقاومت ملی ما که نخستین منزل رهایی انسان افغانی را درپیش دارد و ورودگاه انقلاب ظفرنمون رهایی بخشی است که میرود تا برتارک ننگین استعمار وستم مُهرنابودی بزند و درتکاملش زمینۀ هرگونه نابرابری وتبعیض غیرانسانی اعم ازملی، نژادی، مذهبی &#8230; وطبقاتی را ازجامعه بروبد، طبیعتاً مسیری پُر خم وپیچ با فرودها وفرازها و راهی دشوارگذر را می پیماید. ما نیز در زمرۀ رهنوردان این سفریم که باید از گردابها و حایل ها بگذریم و بر فراز امواج سهمگین رهنوردیم تا به مقصود رسیم. طی یکسال و اندی درمسیر حرکت مان عواملی پیش آمد که نتوانستیم &#8220;ندای&#8221; مانرا به همراهان برسانیم، ازین جهت از چشم به راهان پوزش میطلبیم وساحل نشینان &#8220;خرده گیر&#8221; را به رند شیرازی محول میکنیم. و اما درین شماره میکوشیم پلی بزنیم تا ازین خالیگاه عبور کنیم تا شود همپای کاروان براه افتیم. سطوریکه میخوانید سرآن دارد تانگرش کوتاه بر مسیر زیکزاکی حرکت جنبش بکند تا به فراز وفرودش پی بریم، نا گفته پیداست که یک نوشتۀ کوتاه از عهدۀ کاری بدین بزرگی برنمیآید ولی ما درینجا این راه را علامه گذاری میکنیم وشرح هرعلامه را به مقالات دیگر میسپاریم. در ساحۀ نظامی: جنبش مقاومت ما ازعصیانها وخیزشهای همگانی به جنگهای نا منظم پارتیزانی و از آن به مرحلۀ کنونی گذار کرده است که درهریک دستآوردها وکاستی هایی دارد، هم اکنون عمدتاً در یک حالت &#8220;تدافعی&#8221; بسرمیبرد وبیشترشیوه های جنگ&#8221;جبهه ای&#8221; و نسبتاً &#8220;جنگهای منظم&#8221; عملی میشود. اکثراً نیروهای مقاومت از گروپهای چریکی متحرک خورد وکوچک به دسته ها وجبهات چند صد نفری وچندهزار نفری ساکن در مناطق پایگاهی و پناهگاهی مستقر شده اند و جنگهای چریکی &#8220;حمله وگریز&#8221; جایش را به رویارویی های نسبتاً منظم تدافعی &#8220;لشکر کشی&#8221; ها داده است. نمونه های عمدۀ این استقرار وتدافع را میتوان این چنین مشخص ساخت: پـنجشـیـر: درینجا گروپهای چریکی متحرک، متمرکز شده وتشکیل پایگاه نمودند، درین پایگاه که ازنظرجغرافیای فزیکی یا ریلیف اراضی موقعیت مناسب دارد، گردانندگان آن بنا بر فهم و اهداف خود بمنظور تدارک سایر شرایط پایگاهی به اقداماتی از قبیل تکاثف نیرو، حفر واحضار سنگرها و پناه گاه ها، جمعآوری مواد لوژیستیکی ومهمات و &#8230; دست زدند که هریک ازین اقدامات درجایش مزایا ونقایصی را همراه داشته است. مثلاً اگر حفر سنگرها و پناه گاه ها امر نیکی در دفاع و محافظت مجاهدین واهالی است ولی تکاثف بدون تحرک نیرو در محل واحد به حالت دفاعی زیان هایی را با خود همراه دارد. از تحرک بیشتر عملیات چریکی که قبلاً در راه بندانها، کمین ها، حمله به پوسته ها و مراکز دولتی، حمله به کاروانها و &#8230; تحقق می یافت ودستآوردهایی هم داشت، کاسته است. علاوتاً تکاثف نیرو در حالت دفاع و بدون تحرک منجر به بروز اختلافات ذات البینی میشود وهم پروبلم تأمینات را ببار میآورد. مهمتر از همه که داشتن کثرت نفوس ونبود ظرفیت، خود اندیشۀ تسلط بر دیگران را تقویت میکند وهوای فرماندهی بر مناطق دیگر را درسر می پروراند که طبیعتاً، مخالفت دیگران را با خود به همراه دارد. ما نمونه های آنرا در دست اندازی فرماندهی پنجشیر به اندراب، پروان، کوهدامن و پغمان شاهد بودیم که آبستن حوادث ناگوار وجنگهای داخلی شده بود که هنوزهم این سیاست ادامه دارد. ازجانب دیگر در شرایط موجود مقاومت که پراگندگی در آن بیداد میکند، ستاد واحد فرماندهی موجود نیست، مردم از کثرت رهبری ها بیزار اند، سیاست تبلیغاتی وجذب متحدین اصلاً وجود ندارد، پشت جبهه متزلزل است، برنامه های محاربوی منظم کوتاه مدت و درازمدت تحرکی وجود ندارد و &#8230; ایجاد پایگاه به عنوان مرکز اعمال قدرت گروپیک نمیتواند از پشتوانۀ بقای استوار برخوردار باشد وهم ازجانبی دشمن با استفاده از اختلافات گروه های مقاومت راه های کمک رسانی را مسدود وچنین پایگاهها را به تجرید کشانده ومورد ضربت شدید قرار میدهد و این ضربت ها آنقدرها عمیق است که گاهی ـ گردانندگان پایگاه را تا لجنزارسقوط ـ &#8221; آتش بس&#8221; با دشمن که درین شرایط نوعی تسلیم است فرو می برد وخون پاک صدها وهزاران مجاهد سربکف به هدر میرود و این تسلیم طلبی عمیقترین گودال یا برجسته ترین فرودی است که در جنبش مقاومت نشانه گزاری میشود ، باقید اینکه شهامت ومردانگی وطنداران پنجشیری ما از درخشش خاص برخوردار بوده و مورد تحسین خلق عام است. بیدرنگ متذکر میشویم که برخورد ما بدینگونه پایگاه سازی وعملکرد در آن به معنی نفی پایگاه انقلابی نیست، ما ایجاد پایگاه های انقلابی را ازنیازهای استراتژیک جنبش مقاومت میدانیم ولی پایگاه انقلابی مرکز اعمال قدرت گروپیک و زیر سیطره کشیدن سایر نیروهای مجاهد نیست و ازجانبی ایجاد پایگاه انقلابی به مساعدت زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و &#8230; نیازمند است. پایگاه آن پشتِ جبهۀ فعال جنگ مقاومت است که درآن نیروی مجاهد عقبگاه مطمـﺋن خود را میسازد، مراکز تربیتی دارد، نیروهایش را درآنجا تجدید قوا میکند، مرکز تدارکات است، مرکز تأمین ارتباط با مردم است و شاهرگهای ارتباط تغذیه با مردم که منبع اصلی تغذیۀ مقاومت اند دارد و &#8230;از پایگاه پیوسته نیروهایی برای ضربت زدن بردشمن با ابتکارعمل در حرکتند ودشمن را لحظه ای آرام نمی گذارند و فرصتی نمیدهند که دشمن به پایگاه راه یابد، چه رسد به حملۀ همیشگی به پایگاه، در چنین پایگاهی است که هر گاه دشمن بخواهد به آن حمله کند از ده ها موانع همآهنگ مقاومت باید عبور کند و تلفات عظیم ومصارف گزافی را متحمل شود. پایگاه تمام نیروهای حایل بین خود ودشمن را باید کوردینه کند تا عندالزوم هریک بنوبۀ خود مانعۀ چشمگیری در برابر حرکت دشمن شوند و پایگاه احضارات کامل بگیرد نه اینکه نیروهای مستقردر مسیر حرکت دشمن بجانب پایگاه، انتظار دفع &#8220;بلای پایگاهی&#8221; را از سرخود بوسیلۀ دشمن داشته باشند و یا با بی تفاوتی نظاره کنند ودشمن بتواند مثلاً از کابل بی درد سر خود را به پنجشیر برای درهم کوبیدن پایگاه برساند وخون پاک هزاران قهرمان پنجشیری را در دره های مرد خیز آن دیار بریزد. نتیجۀ این سیاست &#8221; تدافعی&#8221; نیروهای مقاومت عمدتاً به زیان جنبش مقاومت بوده و فرودی از جنبش است که تداوم آن زیانبار خواهد بود. محل دیگری را درنظربگیریم، جبهۀ شرافت کوه ولایت فراه با نیروهای چریکی متحرک دستآوردهای خوبی داشت وهرآنگاه که ابتکارعمل را دردست گرفت، دشمن را ضربه زد، ولی از چندی بدینسو که تکاثف نفوس در آن صورت گرفت واز تحرکش کاسته شد، فرماندهان آن در پی فرماندهی بر سایرین شدند، درحالیکه ظرفیت رهبری نیروهای خود را نداشتند و لذا با مخالفت دیگران مواجه شده و تجرید شدند. با اینحال دشمن نیز با استفاده از فرصت برآن حملات چندی را انجام داد وجبهه ضربات کشنده ایرا درحال دفاع منفعل از دشمن متحمل شد وعلاوتاً بی عملی ها وشکست و ریخت ها منجر به ایجاد تضادهای ذات البینی در آن شد و باکمال تأسف مدتی است از قهرمانی هایش خبری نیست که باید با استفاده از تجارب گذشته سازماندهی متناسب شود. جبهۀ پرآوازۀ نیمروز نیز تا آنگاه که ابتکار تعرض بر دشمن داشت همیشه پیروز بود وچندین ولسوالی را قهرمانانه آزاد ساخت، ولی تکیه بر لشکرکشی ها و گرفتن ژست حکومتداری وافتادن در حالت دفاعی از تحرکش کاست و ابتکار عمل آن نیز کاسته شد وهکذا عوامل دیگر. نتیجه اینکه قسمتی ازمناطق را از دست داد و تلفاتی را هم متحمل شد. درین اواخر دست به ابتکار عمل زده وضرباتی بر دشمن وارد آورده است که تکامل آن را بسود مقاومت باید دانست. درجاهای دیگر مانند پغمان، کوه صافی، کشنده، کهدامن، پکتیا و &#8230;نیز میتوان مثال هایی ازین قبیل آورد که وقتی خیال تکاثف نیرو وحاکمیت گروپیک به سر زده و جُغد شوم انحصار طلبی در محل لانه گرفته وسیاست &#8220;حفظ جان&#8221; پیش آمده است ابتکار عمل ضربه زدن به دشمن سلب میشود، خصومت های ذات البینی گل میکند، نیروها ازهمدیگر تجرید میشوند، دشمن در آن نفوذ میکند وضربات مرگباری را برپیکرجنبش وارد میآورد که هرچه زودتر باید برآن غلبه کرد. دستآورد و فراز این مرحله را در آگاهی مردم ومجاهدین از سیاست های متنوع میتوان دانست، درهرکجا که الگوی کار خوبی به چشم خورده مردم از آن قدر میکنند. نفرت مردم از انحصارطلبی، برادرکشی، تأمین سیطرۀ نا روای این وآن، درک نسبی سیاستهای فرصت طلبانۀ پهلوان پنبه های تخیلی و درک ضرورت وحدت و رهبری سالم وتمایل به گذار ازین وضع چشم اندازهای مثبتی است که آینده را روشن ترسیم میکند. علاوتاً در قسمت هایی از جنبش که هنوزسیاست تکاثف نیرو و&#8221;حفظ جان&#8221; یعنی تاکتیک &#8220;تدافعی محض&#8221; شکل نگرفته، حملات قهرمانانه ای بر دشمن صورت گرفته دستآوردهای چشمگیری دارد که نمونه هایش را ما درجنگهای پارتیزانی &#8220;حمله وگریز&#8221; درخوست با ضربت زدن به پوسته های دولتی و نابودی آنها، در هرات با ضربت زدن به پوسته ها و گزمه ها، درکوهدامن به حمله به پوسته ها و کاروانها، در شیندند در حمله به میدان هوایی و &#8230; دیده ایم. واما دشمن: روسها افغانستان را پولیگون آزمایش سلاحهای جدید و میدان عملیات نیروهای مختلف ارتش&#8221;سرخ&#8221; و متحدین آن ساخته اند. از آنجا که نیروهای مجاهد در موضع دفاعی افتاده اند روسها برای درهم شکستن مدافعه ونفوذ درعمق آنها ازعملیات اپراتیوی منظم که در آن عمدتاً از نیروهای هوایی، نیروهای زرهی وموتوریزه و توپچی به همراهی کوماندو وقطعات پیاده شرکت داشته، استفاده برده اند، وکوشیده اند با وارد آوردن تلفات زیاد وتحت فشار قراردادن، برنیروهای مجاهدغلبه کنند تاکتیک درهم کوبیدن بازوهای تدافعی ازطریق بمباردمان شدید وحملات هلیکوپترهای توپداروهمچنان اجرای آتش متمرکز احضارات توپچی را بکار میبرند تا نیروهای مدافعه شق شود و نفوذ درعمق صورت گیرد، درعین حال برای نفوذ درعمق از دیسانت های تاکتیکی استفاده می برند و نیروهای کوماندو و پیاده را با استفاده از پرواز پایین هلیکوپترها درپشت جبهۀ تدافعی و یا درقلب آن پیاده میکنند وهدف این عملیات نابودی کامل نیروی مجاهد است. نمونه های ازین جنگها را درپنجشیر، خوست، پکتیا، بویژه درین اواخر در ژور،میتوان دید. درین گونه جنگها تلفات هردو جانب زیاد است که مطمـﺋناً روسها نمیتوانند آنرا بمدت مدیدی دنبال کنند، با قبول اینکه تلفات مقاومت نیزکمرشکن است ـ نمونۀ تازۀ این تاکتیک جنگ ژوراست، که ابتدا روسها مواضع مجاهدین را با آتش سنگین توپخانه از تپه های مجاور ژور ازفاصلۀ ده کیلومتری زیر آتش سنگین احضارات توپچی قرار دادند، وهمپای آن بمباردمانهای پیاپی مواضع مجاهدین را توسط تعداد زیادی بمب افگنها وهلیکوپترها انجام دادند که مقصد شان همان زیر فشار قراردادن وتلفات وارد آوردن به مجاهد درتشدید تعرض نیروهای خود بوده است، تا نیروهای مجاهد را تضعیف کند ومصروف بسازد درهمین اثنا به دیسانت تاکتیکی نیزمتوسل شده و قطعاتی را درعمق نیروهای مجاهد، بین پایگاهای شان توسط هلیکوپتر پیاده کرده وهمپای آن نیروهای پیاده و زرهپوش خود را گسیل داشتند تا ضربت نابود کننده وارد کنند وعملیات &#8220;محاصره وسرکوب&#8221; انجام دهند. آتش توپخانه وبویژه بمباردمانها تلفاتی را بر مجاهدین وارد آورد ولی ازآنجا که مواضع مجاهدین کوهستانی است آنچنانکه روسها میخواستند نتیجه نداد. واما در رابطه با دیسانت تاکتیکی روسها که در وسط دو نیروی مجاهد انجام شده بود، مجاهدین منطقۀ دیسانت را از دوجانب زیر حمله قرار دادند وقطعات دیسانت بطورکامل ازبین برده شد، عدۀ زیادی ازآن کشته شدند وعده ای هم اسیر گردیدند. روسها علی الرغم اینکه یکی از مواضع مجاهدین را در تصرف آورده و تخریب نمودند ولی تلفات شان آنقدر زیاد است که از نظرعلم نظام میتوان نتیجۀ این عمل تعرضی راکه به قصد&#8221;محاصره و سرکوب&#8221; وامحای نیروهای مجاهد انجام شده بود یک شکست نظامی روسها بحساب آورد، ما تحلیل مفصل تری ازین گونه جنگها در آینده خواهیم داشت تا همچو تجاربی را جمعبندی کرده بتوانیم و بطورمشخص در بارۀ جنگ ژور در همین شماره مقالۀ جداگانه ای داریم. هدف دیگری که روسها از عملیات نظامی درین مدت به پیش برده اند هدف &#8220;استتار سرحد&#8221; است. روسها پیوسته کوشیده اند که مناطق سرحدی را زیرفشار بمباردمانها وآتش ثقیله بگیرند، بعد برآن یورش برند وبه اصطلاح سرحد را مستور سازند ولی با آنکه حملات شان تا ماورای مرزها هم کشیده شده است تا کنون کمتر نتیجۀ دلخواه گرفته اند. تاکتیک عمدۀ...]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><img loading="lazy" class=" size-full wp-image-457" src="http://www.rahrawan.com/dari/wp-content/uploads/2011/02/neda13.png" border="0" width="314" height="176" srcset="https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2011/02/neda13.png 314w, https://www.rahrawan.com/wp-content/uploads/2011/02/neda13-300x168.png 300w" sizes="(max-width: 314px) 100vw, 314px" /></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-size: 17px; line-height: 19px">نمونۀ شمارۀ سیزدهم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ندای آزادی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center" align="center"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif">ارگان نشراتی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%; font-family: 'Times New Roman', serif"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif;"><span style="font-size: 17px; line-height: 19px;"> </span></span></p>
<div style="mso-element: para-border-div; border: solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; padding: 1.0pt 4.0pt 1.0pt 4.0pt;">
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; border: none; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; padding: 0cm; mso-padding-alt: 1.0pt 4.0pt 1.0pt 4.0pt; mso-border-between: .5pt solid windowtext; mso-padding-between: 1.0pt;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">شمارۀ سیزدهم<span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span style="mso-tab-count: 2;"> </span>سال ششم<span style="mso-tab-count: 1;"> </span>سرطان<span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۶۵</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>(جولای <span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۸۷</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">م) </span></p>
</p></div>
<p> </p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right" align="right"><span style="font-family: 'Times New Roman', serif;"><span style="font-size: 17px; line-height: 19px;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درین شماره:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ فرودها و فرازها</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ از سراب تا سراب</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ تبصره ای بر&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ توط</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ﺋ</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ه های ضـد مـلی</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ لالۀ خونین ـ شعر</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ جوزای خون ـ گزاش &#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ جنگ زور ـ نگرشی کوتاه &#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ اعـتذار وتذکر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ اخبار.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE"> </span></p>
<h2 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; font-weight: normal; font-style: normal;" lang="FA">فرودها و فرازها</span></h2>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="right"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-tab-count: 2;"> </span></span><strong><span lang="FA">&#8220;شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حایل</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="right"><strong><span lang="FA"><span style="mso-tab-count: 2;"> </span>کجا دانند حــال مـا سـبکـسـاران سـاحـل ها&#8221;</span></strong><strong><span lang="DE"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">راه انقلاب هرگز هموار وسهل گذارنبوده و رهنوردی درآن بی رنج ومانعه نیست. جنبش مقاومت ملی ما که نخستین منزل رهایی انسان افغانی را درپیش دارد و ورودگاه انقلاب ظفرنمون رهایی بخشی است که میرود تا برتارک ننگین استعمار وستم مُهرنابودی بزند و درتکاملش زمینۀ هرگونه نابرابری وتبعیض غیرانسانی اعم ازملی، نژادی، مذهبی &#8230; وطبقاتی را ازجامعه بروبد، طبیعتاً مسیری پُر خم وپیچ با فرودها وفرازها و راهی دشوارگذر را می پیماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما نیز در زمرۀ رهنوردان این سفریم که باید از گردابها و حایل ها بگذریم و بر فراز امواج سهمگین رهنوردیم تا به مقصود رسیم. طی یکسال و اندی درمسیر حرکت مان عواملی پیش آمد که نتوانستیم &#8220;ندای&#8221; مانرا به همراهان برسانیم، ازین جهت از چشم به راهان پوزش میطلبیم وساحل نشینان &#8220;خرده گیر&#8221; را به رند شیرازی محول میکنیم.<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و اما درین شماره میکوشیم پلی بزنیم تا ازین خالیگاه عبور کنیم تا شود همپای کاروان براه افتیم. سطوریکه میخوانید سرآن دارد تانگرش کوتاه بر مسیر زیکزاکی حرکت جنبش بکند تا به فراز وفرودش پی بریم، نا گفته پیداست که یک نوشتۀ کوتاه از عهدۀ کاری بدین بزرگی برنمیآید ولی ما درینجا این راه را علامه گذاری میکنیم وشرح هرعلامه را به مقالات دیگر میسپاریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA">در ساحۀ نظامی</span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">: جنبش مقاومت ما ازعصیانها وخیزشهای همگانی به جنگهای نا منظم پارتیزانی و از آن به مرحلۀ کنونی گذار کرده است که درهریک دستآوردها وکاستی هایی دارد، هم اکنون عمدتاً در یک حالت &#8220;تدافعی&#8221; بسرمیبرد وبیشترشیوه های جنگ&#8221;جبهه ای&#8221; و نسبتاً &#8220;جنگهای منظم&#8221; عملی میشود. اکثراً نیروهای مقاومت از گروپهای چریکی متحرک خورد وکوچک به دسته ها وجبهات چند صد نفری وچندهزار نفری ساکن در مناطق پایگاهی و پناهگاهی مستقر شده اند و جنگهای چریکی &#8220;حمله وگریز&#8221; جایش را به رویارویی های نسبتاً منظم تدافعی &#8220;لشکر کشی&#8221; ها داده است. نمونه های عمدۀ این استقرار وتدافع را میتوان این چنین مشخص ساخت:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>پـنجشـیـر</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">:</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درینجا گروپهای چریکی متحرک، متمرکز شده وتشکیل پایگاه نمودند، درین پایگاه که ازنظرجغرافیای فزیکی یا ریلیف اراضی موقعیت مناسب دارد، گردانندگان آن بنا بر فهم و اهداف خود بمنظور تدارک سایر شرایط پایگاهی به اقداماتی از قبیل تکاثف نیرو، حفر واحضار سنگرها و پناه گاه ها، جمعآوری مواد لوژیستیکی ومهمات و &#8230; دست زدند که هریک ازین اقدامات درجایش مزایا ونقایصی را همراه داشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA">مثلاً اگر حفر</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> سنگرها و پناه گاه ها امر نیکی در دفاع و محافظت مجاهدین واهالی است ولی تکاثف بدون تحرک نیرو در محل واحد به حالت دفاعی زیان هایی را با خود همراه دارد. از تحرک بیشتر عملیات چریکی که قبلاً در راه بندانها، کمین ها، حمله به پوسته ها و مراکز دولتی، حمله به کاروانها و &#8230; تحقق می یافت ودستآوردهایی هم داشت، کاسته است. علاوتاً تکاثف نیرو در حالت دفاع و بدون تحرک منجر به بروز اختلافات ذات البینی میشود وهم پروبلم تأمینات را ببار میآورد. مهمتر از همه که داشتن کثرت نفوس ونبود ظرفیت، خود اندیشۀ تسلط بر دیگران را تقویت میکند وهوای فرماندهی بر مناطق دیگر را درسر می پروراند که طبیعتاً، مخالفت دیگران را با خود به همراه دارد. ما نمونه های آنرا در دست اندازی فرماندهی پنجشیر به اندراب، پروان، کوهدامن و پغمان شاهد بودیم که آبستن<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حوادث ناگوار وجنگهای داخلی شده بود که هنوزهم این سیاست ادامه دارد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ازجانب دیگر در شرایط موجود مقاومت که پراگندگی در آن بیداد میکند، ستاد واحد فرماندهی موجود نیست، مردم از کثرت رهبری ها بیزار اند، سیاست تبلیغاتی وجذب متحدین اصلاً وجود ندارد، پشت جبهه متزلزل است، برنامه های محاربوی منظم کوتاه مدت و درازمدت تحرکی وجود ندارد و &#8230; ایجاد پایگاه به عنوان مرکز اعمال قدرت گروپیک نمیتواند از پشتوانۀ بقای استوار برخوردار باشد وهم ازجانبی دشمن با استفاده از اختلافات گروه های مقاومت راه های کمک رسانی را مسدود وچنین پایگاهها را به تجرید کشانده ومورد ضربت شدید قرار میدهد و این ضربت ها آنقدرها عمیق است که گاهی ـ گردانندگان پایگاه را تا لجنزارسقوط ـ &#8221; آتش بس&#8221; با دشمن که درین شرایط نوعی تسلیم است فرو می برد وخون پاک صدها وهزاران مجاهد سربکف به هدر میرود و این تسلیم طلبی عمیقترین گودال یا برجسته ترین فرودی است که در جنبش مقاومت نشانه گزاری میشود ، باقید اینکه شهامت ومردانگی وطنداران پنجشیری ما از درخشش خاص برخوردار بوده و مورد تحسین خلق عام است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بیدرنگ متذکر میشویم که برخورد ما بدینگونه پایگاه سازی وعملکرد در آن به معنی نفی پایگاه انقلابی نیست، ما ایجاد پایگاه های انقلابی را ازنیازهای استراتژیک جنبش مقاومت میدانیم ولی پایگاه انقلابی مرکز اعمال قدرت گروپیک و زیر سیطره کشیدن سایر نیروهای مجاهد نیست و ازجانبی ایجاد پایگاه انقلابی به مساعدت زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و &#8230; نیازمند است. پایگاه آن پشتِ جبهۀ فعال جنگ مقاومت است که درآن نیروی مجاهد عقبگاه مطمـ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ﺋن خود را میسازد، مراکز تربیتی دارد، نیروهایش را درآنجا تجدید قوا میکند، مرکز تدارکات است، مرکز تأمین ارتباط با مردم است و شاهرگهای ارتباط تغذیه با مردم که منبع اصلی تغذیۀ مقاومت اند دارد و &#8230;از پایگاه پیوسته نیروهایی برای ضربت زدن بردشمن با ابتکارعمل در حرکتند ودشمن را</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">لحظه ای آرام نمی گذارند و فرصتی نمیدهند که دشمن به پایگاه راه یابد، چه رسد به حملۀ همیشگی به پایگاه، در چنین پایگاهی است که هر گاه دشمن بخواهد به آن حمله کند از ده ها موانع همآهنگ مقاومت باید عبور کند و تلفات عظیم ومصارف گزافی را متحمل شود. پایگاه تمام نیروهای حایل بین خود ودشمن را باید کوردینه کند تا عندالزوم هریک بنوبۀ خود مانعۀ چشمگیری در برابر حرکت دشمن شوند و پایگاه احضارات کامل بگیرد نه اینکه نیروهای مستقردر مسیر حرکت دشمن بجانب پایگاه، انتظار دفع &#8220;بلای پایگاهی&#8221; را از سرخود بوسیلۀ دشمن داشته باشند و یا با بی تفاوتی نظاره کنند ودشمن بتواند مثلاً از کابل بی درد سر خود را به پنجشیر برای درهم کوبیدن پایگاه برساند وخون پاک هزاران قهرمان پنجشیری را در دره های مرد خیز آن دیار بریزد. نتیجۀ این سیاست &#8221; تدافعی&#8221; نیروهای مقاومت عمدتاً به زیان جنبش مقاومت بوده و فرودی از جنبش است که تداوم آن زیانبار خواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محل دیگری را درنظربگیریم، جبهۀ شرافت کوه ولایت فراه با نیروهای چریکی متحرک دستآوردهای خوبی داشت وهرآنگاه که ابتکارعمل را دردست گرفت، دشمن را ضربه زد، ولی از چندی بدینسو که تکاثف نفوس در آن صورت گرفت واز تحرکش کاسته شد، فرماندهان آن در پی فرماندهی بر سایرین شدند، درحالیکه ظرفیت رهبری نیروهای خود را نداشتند و لذا با مخالفت دیگران مواجه شده و تجرید شدند. با اینحال دشمن نیز با استفاده از فرصت برآن حملات چندی را انجام داد وجبهه ضربات کشنده ایرا درحال دفاع منفعل از دشمن متحمل شد وعلاوتاً بی عملی ها وشکست و ریخت ها منجر به ایجاد تضادهای ذات البینی در آن شد و باکمال تأسف مدتی است از قهرمانی هایش خبری نیست که باید با استفاده از تجارب گذشته سازماندهی متناسب شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>جبهۀ پرآوازۀ نیمروز نیز تا آنگاه که ابتکار تعرض بر دشمن داشت همیشه پیروز بود وچندین ولسوالی را قهرمانانه آزاد ساخت، ولی تکیه بر لشکرکشی ها و گرفتن ژست حکومتداری وافتادن در حالت دفاعی از تحرکش کاست و ابتکار عمل آن نیز کاسته شد وهکذا عوامل دیگر. نتیجه اینکه قسمتی ازمناطق را از دست داد و تلفاتی را هم متحمل شد. درین اواخر دست به ابتکار عمل زده وضرباتی بر دشمن وارد آورده است که تکامل آن را بسود مقاومت باید دانست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>درجاهای دیگر مانند پغمان، کوه صافی، کشنده، کهدامن، پکتیا و &#8230;نیز میتوان مثال هایی ازین قبیل آورد که وقتی خیال تکاثف نیرو وحاکمیت گروپیک به سر زده و جُغد شوم انحصار طلبی در محل لانه گرفته وسیاست &#8220;حفظ جان&#8221; پیش آمده است ابتکار عمل ضربه زدن به دشمن سلب میشود، خصومت های ذات البینی گل میکند، نیروها ازهمدیگر تجرید میشوند، دشمن در آن نفوذ میکند وضربات مرگباری را برپیکرجنبش وارد میآورد که هرچه زودتر باید برآن غلبه کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>دستآورد و فراز این مرحله را در آگاهی مردم ومجاهدین از سیاست های متنوع میتوان دانست، درهرکجا که الگوی کار خوبی به چشم خورده مردم از آن قدر میکنند. نفرت مردم از انحصارطلبی، برادرکشی، تأمین سیطرۀ نا روای این وآن، درک نسبی سیاستهای فرصت طلبانۀ پهلوان پنبه های تخیلی و درک ضرورت وحدت و رهبری سالم وتمایل به گذار ازین وضع<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>چشم اندازهای مثبتی است که آینده را روشن ترسیم میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>علاوتاً در قسمت هایی از جنبش که هنوزسیاست تکاثف نیرو و&#8221;حفظ جان&#8221; یعنی تاکتیک &#8220;تدافعی محض&#8221; شکل نگرفته، حملات قهرمانانه ای بر دشمن صورت گرفته دستآوردهای چشمگیری دارد که نمونه هایش را ما درجنگهای پارتیزانی &#8220;حمله وگریز&#8221; درخوست با ضربت زدن به پوسته های دولتی و نابودی آنها، در هرات با ضربت زدن به پوسته ها و گزمه ها، درکوهدامن به حمله به پوسته ها و کاروانها، در شیندند در حمله به میدان هوایی و &#8230; دیده ایم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>واما دشمن:</span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> روسها افغانستان را پولیگون آزمایش سلاحهای جدید و میدان عملیات نیروهای مختلف ارتش&#8221;سرخ&#8221; و متحدین آن ساخته اند. از آنجا که نیروهای مجاهد در موضع دفاعی افتاده اند روسها برای درهم شکستن مدافعه ونفوذ درعمق آنها ازعملیات اپراتیوی منظم که در آن عمدتاً از نیروهای هوایی، نیروهای زرهی وموتوریزه و توپچی به همراهی کوماندو وقطعات پیاده شرکت داشته، استفاده برده اند، وکوشیده اند با وارد آوردن تلفات زیاد وتحت فشار قراردادن، برنیروهای مجاهدغلبه کنند تاکتیک درهم کوبیدن بازوهای تدافعی ازطریق بمباردمان شدید وحملات هلیکوپترهای توپداروهمچنان اجرای آتش متمرکز احضارات توپچی را بکار میبرند تا نیروهای مدافعه شق شود و نفوذ درعمق صورت گیرد، درعین حال برای نفوذ درعمق از دیسانت های تاکتیکی استفاده می برند و نیروهای کوماندو و پیاده را با استفاده از پرواز پایین هلیکوپترها درپشت جبهۀ تدافعی و یا درقلب آن پیاده میکنند وهدف این عملیات نابودی کامل نیروی مجاهد است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نمونه های ازین جنگها را درپنجشیر، خوست، پکتیا، بویژه درین اواخر در ژور،میتوان دید. درین گونه جنگها تلفات هردو جانب زیاد است که مطمـ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ﺋناً روسها نمیتوانند آنرا بمدت مدیدی دنبال کنند، با قبول اینکه تلفات مقاومت نیزکمرشکن است ـ نمونۀ تازۀ این تاکتیک جنگ ژوراست، که ابتدا روسها مواضع مجاهدین را با آتش سنگین توپخانه از تپه های مجاور ژور ازفاصلۀ ده کیلومتری زیر آتش سنگین احضارات توپچی قرار دادند، وهمپای آن بمباردمانهای پیاپی مواضع مجاهدین را توسط تعداد زیادی بمب افگنها وهلیکوپترها انجام دادند که مقصد شان همان زیر فشار قراردادن وتلفات وارد آوردن به مجاهد درتشدید تعرض نیروهای خود بوده است، تا نیروهای مجاهد را تضعیف کند ومصروف بسازد درهمین اثنا به دیسانت تاکتیکی نیزمتوسل شده و قطعاتی را درعمق نیروهای مجاهد، بین پایگاهای شان توسط هلیکوپتر پیاده کرده وهمپای آن نیروهای پیاده و زرهپوش خود را گسیل داشتند تا ضربت نابود کننده وارد کنند وعملیات &#8220;محاصره وسرکوب&#8221; انجام دهند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آتش توپخانه وبویژه بمباردمانها تلفاتی را بر مجاهدین وارد آورد ولی ازآنجا که مواضع مجاهدین کوهستانی است آنچنانکه روسها میخواستند نتیجه نداد. واما در رابطه با دیسانت تاکتیکی روسها که در وسط دو نیروی مجاهد انجام شده بود، مجاهدین منطقۀ دیسانت را از دوجانب زیر حمله قرار دادند وقطعات دیسانت بطورکامل ازبین برده شد، عدۀ زیادی ازآن کشته شدند وعده ای هم اسیر گردیدند. روسها علی الرغم اینکه یکی از مواضع مجاهدین را در تصرف آورده و تخریب نمودند ولی تلفات شان آنقدر زیاد است که از نظرعلم نظام میتوان نتیجۀ این عمل تعرضی راکه به قصد&#8221;محاصره و سرکوب&#8221; وامحای نیروهای مجاهد انجام شده بود یک شکست نظامی روسها بحساب آورد، ما تحلیل مفصل تری ازین گونه جنگها در آینده خواهیم داشت تا همچو تجاربی را جمعبندی کرده بتوانیم و بطورمشخص در بارۀ جنگ ژور در همین شماره مقالۀ جداگانه ای داریم.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هدف دیگری که روسها از عملیات نظامی درین مدت به پیش برده اند هدف &#8220;استتار سرحد&#8221; است. روسها پیوسته کوشیده اند که مناطق سرحدی را زیرفشار بمباردمانها وآتش ثقیله بگیرند، بعد برآن یورش برند وبه اصطلاح سرحد را مستور سازند ولی با آنکه حملات شان تا ماورای مرزها هم کشیده شده است تا کنون کمتر نتیجۀ دلخواه گرفته اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تاکتیک عمدۀ دیگر روسها تأسیس</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جزوتام های کمین است که درمسیر حرکت مجاهدین بکارگرفته اند وهدف شان ضربه زدن وامحای کامل نیروهای مجاهد درحال حرکت است که احضارات محاربوی ندارد، راه طولانی پیموده وخسته است و&#8230; سرانجام کاملاً ضربت پذیر است. نمونه های این تکتیک را عمدتاً در مسیر راه رفت وآمد مجاهدین از مرزها میتوان دید<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مثلاً لوگر، سروبی، نیمروز &#8230; که روسها با تأسیس کمین ها وافراز مفرزه های دورانی توانسته اند تلفات سختی بر مجاهدین وارد آورند. خوشبختانه این تاکتیک دیرپا نبود وخیلی زود گروپهای کمین دشمن توسط مردم وچریکها کشف و نابود گردیده و یا کمین دشمن در کمین چریکها به اسارت درآمد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازآنچه طی این سال گذشت، نتیجه میشود اینست که روسها از نظر نظامی به تاکتیک تعرض دست زده اند و پلان امحای کامل و یاعلی الاقل امحای نیروهای اساسی مجاهد را درسر داشتند، درتحقق این پلان امکانات نظامی زیادی را اختصاص داده بودند، از پیشرفته ترین سلاحها استفاده کردند و به عملیات وحشت آفرین که درتاریخ کمترین نظیرش دیده شده توسل جستند، به ملیاردها افغانی سرمایه گذاری کردند، و با آدم ربایی ها اکمال پرسونل کردند، ازقوای ذخیره در ماورای آمواستفاده بردند و&#8230;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جای شک نیست که تلفات و خسارات سنگینی را بخصوص از بمباردمان وحشیانه بر ملت مجاهد ما تحمیل کردند ولی هرگز از پلانهای شان نتیجۀ پیشبینی شده بدست نیاوردند، عملیاتی نیست که تلی از اجساد گندیدۀ شان دران بجا نمانده باشد، به صدها وسایل جنگی موتوریزه تلفات داده اند، و&#8230; وهرگز به بازوی نظامی خود نتوانسته اند در محلی مستقر شوند، حتی در جنگهای صحرایی مانند ولایت جنوب غربی نیز قطعات موتوریزۀ شان به خاک یکسان شد وچنان ضرب شصتی از نیروهای قهرمان مجاهد آن دیار دیدند که غرض داخل کردن دوبارۀ شان در جنگ، عناصر کثیفی مانند بریالی وکشتمند به تشویق شان رفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">نگرش واقعبینانه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> بر جنبش مقاومت ما را به این نتیجه رهنمون میشود که علی رغم ظرفیت شگفت انگیز قربانی پذیری، استقامت و شجاعت بیحد وحصر مردم ما، سر براهان مسلط بر گروه های مقاومت قادر نشدند در زمینۀ نظامی ستاد نظامی هدایتگر، برنامه ها و نقشه های جنگی پلانیزه شده، متود و یا شیوۀ سیستماتیک وعلمی بکار برد همه ظرفیتها علیه دشمن متجاوز وعمالش و &#8230; را تنظیم کنند و قرارمعلوم تا هنوز درفکر چنین کاری هم نیستند و نمیتوانند هم باشند. لذا با کمال تأسف هنوز مقاومت قهرمانانۀ مردم ما فاقد یک سیستم علمی جنگهای آزادیبخش است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>در زمینۀ فرهنگی:</span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> درجبهات وپشت جبهات و در مناطق تحت نفوذ دشمن حتی طرحی هم موجود نیست، ما شاهد هدر رفتن استعدادهای شگرفی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>در درون جبهات هستیم، جوانان ما فقط با تفنگ زندگی میکنند وجنگ به مفهوم زد و خورد با شمن را میشناسند. درمحدود جاهایی کورسهای سواد آموزی، آموزشهای نظامی، کمکهای اولیۀ طبی و احتمالاً مجالس سخنرانی وتجلیل شهدا به چشم میخورد که فقط درین جاها رزمندگان ما به اهداف شوم و استعمارگرانۀ دشمن واهداف آزادیخواهانۀ مقاومت آشنایی حاصل میکنند. عده ای به غلط ایجاد یک هستری مذهبی را بنام کارفرهنگی جا میزنند و نتایج اسفبار آنرا هم در تعصبات مذهبی وفتواهای من درآوردی به شکل مذهبی که منجربه خونریزیهای بیجا میشود، خود شاهد اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درساحۀ تبلیغات:</span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> در بین مردم نیروهای مقاومت هنوز قادر نشدند یک سیستم تبلیغاتی منظم برای تبلیغ اهداف آزادیخواهانۀ مقاومت و زدودن سم پاشیده ازجانب دشمن به چهرۀ بی آلایش آن، ترتیب دهند. بیان اهداف گروپیک عقبگرا، غیر روشن وتنگ نظرانه و دامن زدن به تفرقه کار عدۀ پروپاگندچی است که چهرۀ مقاومت رامکدر ساخته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در زمینۀ تشکیل و انتظام:</span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جامعۀ ما درکل به یک مرض مزمن تشکیل ناپذیری مواجه است ومدعیان رهبری ازهرقماش که باشند توفیق نیافته اند حتی در حدود عدۀ محدودی همراهان سابقه دار خود نظم وانتظام شایسته ای را ایجاد کنند چه رسد بایجاد نظم وتشکیل پسندیدۀ سرتاسری. دسته ها وگروپهای راست و&#8221;چپ&#8221; بنیادگرا ومعتدل و&#8230; در پیلۀ محدود و قشری خود تنیده وحتی از پیشآهنگی طبقۀ مربوطه نیز سخنی بمیان آورده نمیتوانند. تشکلات میکانیکی شان نیز بجای استحکام و گسترش، روز تا روز به احاد اولیه تجزیه گردیده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">گردانندگان تنظیمهای پشاورنشین، چنان افراط وتفریطی ازخود نشان داده اند که نزدیکان شان هم ازین نوسانات سرگیچه اند، گاهی کاسه و کوزه را برهم زده اند وحتی در محافل فاتحه خوانی کفر والحاد همدیگر را فاش و برملا ساخته اند و از بی کفایتی ها، وابستگی ها و فساد های شان داد سخن داده اند وهمانها زمانی دیگر به عنوان برادران تنی دست همدیگر را فشرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ولی آنچه درین میان خیلی وضاحت دارد اینست که محصله منافع گروپیک واهداف معینۀ متحدین بین المللی شان وجذب امکانات مالی دوعنصرنیرومندی بوده که درخصومت های شان میتوانسته وساطت کند و آنها را به تأیید شکلی یکدیگر وا دارد. ما طی این مدت یکسال و اندی نظاره گر چند نوع اﺋتلاف احزاب پشاوری بوده ایم که برجسته ترین و آخرینش اﺋتلاف جالب شاخۀ از بنیادگران و معتدلین است که آوازشانرا ازقصر سفید شنیدیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در تاریخ مقاومت این نخستین باری است که همچو ملاقاتی درسطح رهبران تنظیمها وبلند پایه ترین مقام امریکا صورت میگیرد. هم اکنون دیگر جنبش مقاومت به آن پایه از تکامل خود رسیده است که در آن نمیشود هنوزهم بقول معروف &#8220;شف شف&#8221; گفت و لذا جبر ناموس تکامل ایشان را وا داشت که تا با آواز بلند &#8220;شفتالو&#8221; بگویند و با ریگان مذاکرات رسمی علنی بکنند. درین رابطه میشود تحلیل وتفسیرهای مختلف داشت، یکی اینکه دیگر نیروهای وابسته قادر نیستند به اشارۀ چوب رهنما از پشت پرده بازیگر خوب صحنه شوند و لذا دایرکتران باید نقش فعال را خود به عهده گیرند که کار ازکار نگذرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تعبیردیگراینکه مقاومت به آن پایه از تکامل خود رسیده است که دیگرمیتواند جبهه گیری را در برابر دشمن در سطح جهانی امتداد داده و تمام نیروهای ضد روس را درهرسطحی که باشند به مخالفت جدی با روس بکشاند و آنها را از پاسیویته به مخالفت صریح وفعال بیاندازد و درعرصۀ بین المللی بر دشمن ضربه زند &#8230; که ازین پله هنوز دوریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درهمه حال</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آنچه مشهود است اینست که تشکل و تداوم تنظیم های پشاور نشین ضمن اساساتی دیگر برپایۀ جذب وتوزیع &#8220;متناسب&#8221; کمکهای مادی ـ تخنیکی استوار بوده است، بر همین پایه بود که چندین اﺋتلاف و &#8220;وحدت&#8221; بوجود آمد و برهمین پایه بود چندین تجزیۀ اجزاء و بازهم باجزاء صورت گرفت هم اکنون نیزیکی ازاهداف عمدۀ این اﺋتلافها حذب کمکها وتوزیع &#8220;عادلانۀ&#8221; آن توسط گردانندگان این اموراست. ازجانبی هم نداشتن ظرفیت رهبری سالم جنبش درعرصه های گوناگون و تبارز بیکفایتی های آشکارو &#8230; که همه ناشی ازسرشت و کنشت این نیروهاست، جبراً آنها را برامکانات گرایی متکی میسازد وکلید حل کلیۀ پرابلمهای مقاومت را در ذخایر پول و گدامهای اسلحه میجویند که پنداریست خام، اگر چنین بود روسها تا کنون ما را بلعیده و بحر هند را نیزسر کشیده بودند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">باعتقاد ما کلید حل پرابلمها</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تنها در امکانات مادی ـ تخنیکی نیست، این میتواند ممد باشد، کلید حل را باید در سرشت رهبری مقاومت وطرحها و برنامه های جامع الاطراف آن با تکیه گاه مردمی جست وهکذا ابزار تشکیلاتی ـ سیاسی که این برنامه ها را بتواند پیاده کند، که متأسفانه مقاومت ما هنوزاز آن فاصله دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">کمیته های ایران نشین نیز بارها به نامهای بلند بالایی ازقبیل جبهۀ آزادیبخش و وحدت اسلامی و&#8230; آرایش یافته اند وخود را به &#8220;خط امام&#8221; چسپانیده اند تا ازین راه طرفی بربندند. ولی آنچنانکه واقعیات نشان داد، ایشان نیز همان راهی را رفته اند که همگنان پشاوری شان می پیمایند، روز تا روز در قم و مشهد سازمان میروید وفردایش سقط میشود با این تفاوت که درینجا پردۀ تزویر &#8220;استقلالیت&#8221; جلوه گری دارد و درآنجا وابستگی به خط &#8220;امام&#8221; با هزاران سوگند عشوه میفروشد. اینان نیز علیرغم جانبازیهای قهرمانانۀ مردم، از کلید حل مسایل فاصله زیاد دارند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مدعیان &#8220;چپ&#8221; عمدتاً در پیلۀ تنی چند از روشنفکران محصور بوده و دیواری نفوذ ناپذیر بین خود و مردم کشیده اند، از برج عاج پندار شان فرود نمیآیند و از خاکدان محفل بازی بچه گانۀ شان بلند نمیشوند. عده ای از ایشان یک قرن از تاریخ عقب مانده اند وهم اکنون دنبال چرخ پیشروندۀ زمان غرولند دارند و بر آن نفرین نثارمیکنند، بلند ترین خیزشان بعد از سالها جدل روشنفکرانۀ زیرسقف و نثار لاطاﺋـلات در برابرهم رقم زدن &#8220;املای&#8221; غلطی است که &#8220;جرثومۀ&#8221; آن درگام اول کوشیده است اوراقی از تاریخ درخشان مبارزات آزادی خواهانۀ مردم ما را به آتش کشد و دلیلش هم اینست که چرا &#8220;اینان&#8221; راقبل از تولد شان در رأس خود قرار نداده است، و بعد هم دود آنرا بچشم راهیان پاکباز انقلاب پف کرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مردم قهرمان و بخون خفتۀ ما اگر هم با فرزندان ناخلفی مواجه اند که در تداوم این ناخلفی نفرین تاریخ را با خود خواهند داشت ولی امید ما برآنست که کلیۀ فرزندان خلف این سرزمین، با حرکت ازمنافع والای مردم ومیهن خود وبا درک واقعییت تاریخی ـ تکاملی جامعه چون تنی واحد بر مبنای معیارهای پذیرفته شدۀ علمی ـ انقلابی از سنگر انقلاب بر دشمن بتازند تا انسان این میهن ازگزند هرگونه ستم ملی وطبقاتی درامان شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دراردوگاه دشمن نیز پراگندگی های چشمگیری تبارز نموده وکوشیده اند با آوردن تغییرات حتی در سطوح بالا آنرا مرمت کنند. ده ها تغییر و تبدیل باصطلاح کادرها نتوانست بر اختلافات عمیق درون &#8220;خلق&#8221; و &#8220;پرچم&#8221; پرده افگند تا اینکه بفرو کشیدن بتی بنام ببرک کارمل که &#8220;ممثل وحدت&#8221; حزب بوده دست زدند ومزدور تر از آنرا بر کرسی باصطلاح رهبری حزب چسپاندند، که مطمـﺋناً این نیز مرهم زخم ناسور شان نیست وفقط انهدام کامل این باند راه نجات از بحران است که در آن روس امپریالیستی نفع نخواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بحران تشکیلاتی از باند مزدور پا فراترگذاشته و به دارۀ ارباب غارتگر نیز رسید ، دار و دستۀ مرتدان کریملن نیز بجان هم افتیدند وگلوی یکدیگر را فشردند، وحتی تا بوروی سیاسی هم عزل ونصبهای غیرمنتظری آورده شد که شاید از حدت تضاد درونی بکاهد ولی آنچنان سودی نبخشید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درمناسبات بین المللی </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نیز تحولاتی دیده شده است، کنفرانس پر سر وصدای ژنیو که وعده و وعید &#8220;حل کامل قضیۀ افغانستان&#8221; را میداد وعدۀ دعا گوی نیز داشت آنچنانکه باید به شکست مواجه شد و یکبار دگر نشان داد که دشمن اشغالگر تا درمیدان نبرد همه جانبه به زانو درنیاید در میز مذاکره، به صلحی کمتر از اشغال کامل تن درنمیدهد. آنهم در صورتیکه دوطرف حقیقی مسأله یعنی روس متجاوز ومردم قهرمان افغانستان درآن حضور نیابند که بحثی درکار نیست (تحلیل این قضیه را به مقالۀ دیگر میدهیم).</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هکذا جلسات وکنفرانس های برله وعلیه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مقاومت ما درنقاطی از جهان دایر شد که میتوان از به اصطلاح کنفرانس بین المللی زنان نام گرفت که فقط درآن اقمار روس شرکت کردند ونمایندگان بدنام رژیم دست نشاندۀ ببرک را دعوت نمودند، <span style="color: black;">محصولش</span> جویدن دوبارۀ تفاله های روس بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درجانب دیگر از کنفرانس گزارش ناروی دربارۀ افغانستان میتوان نام برد که درآن نیروهایی از گوشه و کنار جهان با افکار و اعتقادات گوناگون شرکت کرده بودند ونمایندگانی ازمدافعین مقاومت افغانستان نیز دعوت شده بود. این کنفرانس بر جنایات روس انگشت انتقاد گذاشت وهمدردی مشترکین را با مردم قهرمان افغانستان که مورد تجاوز قرارگرفته است ابراز داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مؤسسات دیگر بین المللی نیز طی یکسال و اند گذشته بار دیگر جنایت تجاوز روس را به افغنستان محکوم کردند ملل متحد با اکثریت قاطع که فقط مخالفت چند جیره خوار روس را باخود داشت ،علیه تجاوز سردمداران کریملین رأی داد، کنفرانس کشورهای اسلامی وکشورهای غیرمنسلک نیز تجاوز روس را مذمت کرد و اخراج آنرا از افغانستان <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>خواستار شدند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">وکوتاه سخن اینکه روس درعرصۀ بین المللی بحد قابل ملاحظه ای بی اعتبار گشته است که متأسفانه جنبش مقاومت بآن پایۀ از تکامل خود نرسیده تا ازین جو مساعد بتواند استفادۀ کامل بکند و دشمن را درهم بکوبد وتجریدش کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">روسها درین اواخر به سیاست تخریب(سبوتاژ) در کشورهای همجوار دست زده اند وبا تکیه بر بدنام سازی مهاجرین، ترور و وحشت وانفجار بمب میخواهند مناسبات مقاومت و پشت جبهۀ آنرا برهم بزنند و از جانبی با تهدید دول همسایه آنها را از حمایت نسبی شان هم باز دارند. این سیاست تا حد زیادی در ایران و پاکستان کارگر افتاده و رژیمهای حاکم<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>برین دو کشور بجای مبارزه با روس به فشار بر مهاجرین دست زده اند. رژیم ایران که هنوز ازین قضایا دور است وسیلۀ توده ئی های بد نام وعمال شان صدها هموطن ما را شکنجه و اذیت نموده وحتی با عبور از مرز تحویل دشمن داده است که این خود تقویت سیاست روس است. حکومت جونیجو نیز درین اواخرعده ای از هموطنان ما را بزندانها انداخته ودست قداره بندان مزدوران روسی را درشکنجه و آزار شان باز گذاشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به اصطلاح رهبران پشاورنشین و ایران نشین که سالها از قِبَل جهاد ومهاجر خورد ونوش فرعونی کرده اند، کوچکترین اقدام مؤثر در زمینه انجام نداده اند. مؤسسات بین المللی حمایت از حقوق بشر وحمایت ازمهاجرین نیز تا حال خاموش اند، که این خود نیز تأیید فشار است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نتیجه:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مقاومت عمدتاً به تاکتیک &#8220;تدافعی&#8221; قرار گرفته و به جنگهای جبهه ای وبی تحرک کشیده شده است، گروپیک ساختن و یا قومی ساختن مناطق برای &#8220;حفظ جان&#8221; وخزیدن در پناه گاه ها برای تجمع و کثرت افراد، منجر به تصادمات درونی، پیدایی هوای تسلط بر دیگران وساختن اهداف متمرکز برای دشمن بدون در نظرداشت شرایط <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>علمی و عملی حفظ پایگاه شده و علاوتاً چون ضابطه و آیینی در ورود بآن وجود ندارد زمینه برای نفوذ دشمن میشود، محصول این شیوۀ کار یا پاسیفیسم و دوری از میدان نبرد است و یا اینکه زیری فشار شدید و کار نفوذی ـ تخریبی دشمن آتش بس وتسلیم را رایج ساختن وتسلیم طلبی عمیقترین ومخوفترین گودالیست که دشمن میخواهد نیروهای مقاومت را درآن بکشاند و این مرگ مقاومت است. که هرگز چنین مباد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دشمن نیز علیرغم اینکه عمدتاً در حالت &#8220;تعرضی&#8221; است و بر پایگاه و پناهگاه های مجاهد میتازد ولی بنابر دلایل متعدد نتوانسته است نتایج دلخواه را بدست آورد وتلفات وخسارات سنگینی را هم متحمل شده است. هم اکنون بر نیروی مقاومت است که تا با یک همآهنگی نیروها در هرگوشه وکنار با شیوه های مقتضی جنگ چریکی بر دشمن بتازد و نگذارد تدارک حمله های گسترده را بگیرد، جنگهای جبهه ای هنوز به سود مقاومت نیست، مگر در شرایط کاملاً مساعد، چه دشمن از برتری نیرو، سلاح و متخصصین نظامی برخوردار است و در جنگهای جبهه ئی منظم احتمال پیروزی بیشتر دارد. با عملیات چریکی باید او را به ستوه آورد و در مناطق مساعد به یک عمق بیشتر کشانید تا در آنجا برایش حلقۀ مرگ ساخت. کاریکه همیشه در وطن ما بخاطر ساخت طبیعی اش نتایج خوب داشته و خواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جنگ منظم را در مراحل پیشرفته و با داشتن ارتش منظم انقلابی وجبهۀ متحد تمام نیروهای ضد تجاوز تحت رهبری یک ستاد منظبط و آهنین از پیشتازترین گروها ولایه های اجتماعی میتوان به پیش برد که ما تا رسیدن به آن هنوز راهی در پیش داریم و رسیدن به آن در آستانۀ پیروزی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">داشتن سیاست روشن برای بسیج همه نیروها در ضربه زدن به دشمن وستاد مجرب فرهنگی ـ تبلیغاتی نیز از ضروریات جنبش است که باید بآن طرحی اراﺋـه داد وعملی کرد. برخورد همه جانبه به قضایای بین المللی با حرکت ازمنافع والای میهنی در حال وآینده ونفی هرگونه وابستگی، جبهۀ بین المللی ما را ضد دشمن تقویت میکند و جو مساعد بین المللی را به سود مقاومت و به زیان روس بکار برده میتواند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما طرحها وسیاستهای مانرا در حد ضرورت تا حال اراﺋـه دادیم و ازین به بعد نیز صادقانه و با تحلیلی روشنتر پیشکش خواهیم داد و در راه تحقق آن نیز عمل خواهیم کرد. درینجا به همین اشارات بسنده میکنیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">#<span style="mso-spacerun: yes;"> </span># #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<h3 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; font-weight: normal;" lang="FA">ازسراب تا سراب</span></h3>
<h3 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; font-weight: normal;" lang="FA">از ماسکو تا واشنگتن</span></h3>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-tab-count: 4;"> </span></span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حاشیه ای بر &#8220;حل سیاسی <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8230;&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<h4 style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">مقدمه: ضرورتِ بر خورد به مسئله: </span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درطی سال جاری آوازۀ &#8220;حل سیاسی مسئلۀ افغانستان&#8221; از نیویارک و ژنو به خیمه های آوارگان ـ قربانیان فاشیسم لجام گسیختۀ روس ـ و از آن گذشته در سرزمین آتش وخون ما رخنه کرد. تا جائیکه عدۀ زیادی از&#8221;مهاجرین&#8221; کوله بار مسکنت و دربدری را به امید بازگشت به سرزمین پدری بستند ، و به امید اینکه درمدت چند روز یا چند ماه دیگر به وطن برمیگردند و زندگانی غربت و نا امیدی بسر میرسد. خیمه های حقارت و وابستگی را دریدند وهمراه با تعلقات تحمیل شدۀ فرعونی بادارن و&#8221;امیران&#8221; آنرا به آتش کشیدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مردم ما ، در زیر پاشنۀ آهنین وخون آلود تزاران نوین نیزبیرون رفتن مهاجمان غارتگر روس را دقیقه شماری میکردند و رویای دلپذیر بازگشت هم میهنان و خویشاوندان خود را در تخیلات فریبندۀ خود تصویر مینمودند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از آنهم مهمتر اینکه عده ای کاسبکار وتاجر پیشه که کار شان از تجارت بر وجدان مردم تا مشاجره برسرنوشت مردم بالا گرفتته است هم اکنون در صف طویلی از یک قافله سازشکاران چادر گسترده اند و بنام مردم قهرمان و تسلیم ناپذیر ما آزادی و رهائی از چنگال خون آشام روسی را از <span style="color: black;">بارگاه دیوان آدمخوار تکدی</span> میکنند تا مگر خود بر امواج خروشان مجاهدت مردم به سروری از دست رفته برسند و بر اریکۀ قدرت تکیه زنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درین میان سیلی ازپرسشهای &#8220;بریء&#8221; هموطنان ما ناگزیر بنیان نظاره وسکوت را برمیکند و ما را وا میدارد تا با دید واقعبینانه به دُور از فریب و خود فریبی عوامل تاریخی این ضرورت سیاسی را بررسی وراه را برای طرح یک سیاست واقعاً مردمی ـ که منافع تاریخی و انقلابی مردم را تضمین نماید ـ بازنمائیم.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">قـــســـمـــت اول:</span></h4>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">جنگ و صـلح وچنـد گـونگـی آن:</span></span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>استعمار لجام گسیختۀ روسی بعد از تمهید و آمادگی یکربع قرن دست تجاوز مستقیم وگستاخانۀ خود را به کشور ما دراز کرد. و با کودتای منحوس ثورخواست کشور ما را از یک موقعیت نواستعماری ـ که تا آنوقت نیز آنرا میچاپید ـ به مستعمرۀ کامل خود مبدل نماید. مقدرات مردم ما را لگد مال، و ارزشهای مادی(سرزمین، دارایی، منابع زیرزمینی تا کار ارزان) ومعنوی(استقلال، حاکمیت ملی و اجتماعی و فرهنگ) آنها را بغارت ببرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">استعمار روسی از همان روز کودتای خونین ثور در قمار کودتا ها رویای غارت سرزمین پدری ما را میدیدند. مردم آزادۀ ما چنگال خونچکان استعمار روسی را بر گلوی مقدرات وسرنوشت خود احساس نمودند و برای رهائی از غول استعمار تصمیم به مقاومت تا پای جان گرفتند. و بدینصورت جنگ افغانستان در تقابل خونین دو اراده ـ ارادۀ استعمارگر روسی و اراده و ایمان خلل نا پذیرافغانی متولدگردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">جنگ بقول کلاوزویتس &#8220;همان</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> سیاست است با وسایل دیگر&#8221;. خاصیت و ماهیت جنگ را سیاستی تعیین میکند که در ورای جنگ(قبل از آن همراه با آن و بعد ازختم آن) وجود دارد. درجهان پر آشوب کنونی در کشورهای مختلف و با شیوه و اشکال مختلف جنگ جریان دارد: جنگ ویتنامی های مهاجم علیه مردم کامبوج، جنگ حبشی ها (بکمک روس ها وکوبائی ها)علیه خلق اریتره، جنگ اسرائیلی های اشغالگر علیه فلسطینی ها، جنگ داخلی؟ لبنان، جنگ تامیل ها علیه دولت سری لانکا، جنگ میان سِکها با دولت حاکم هند در پنجاب شرقی، جنگ کونتراها با حکومت ساندنیست در نیکاراگوئه، مبارزات مسلحانۀ مردم در پیرو، اِل سلوادور، کولمبیا، گواتیمالا و &#8230; در امریکای<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لاتین و ده ها جای دیگر.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در دهه های گذشته تجربه های ویتنام، کوبا، انگولا، موزامبیق، گینه بیسائو و ده ها تجربۀ پیروزمند دیگر نشان داد که اگرملتی کوچک اراده نماید، بپا خیزد و دست به سلاح برد و بر مبارزه پافشاری ورزد بشرطی که از یک سیاست درست ـ آگاهانه و ترقیخواهانه ـ پیروی نماید، سرانجام میتواند بزرگترین قدرتهای امپریالیستی را بزانو درآورد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگر امروز کشورهائی مانند ویتنام و کوبا به چماق گندۀ استعمار روسی مبدل شده اند وهمگام با نیات عظمت طلبانۀ تزاران معاصر خلقهای همسایه و برادر خود را در جنوب شرق آسیا و افریقا در زیرچتر&#8221;فدراسیون جنوب شرق آسیا&#8221; ویا ادعای کاذبانه و مزدور منشانه &#8220;مسیونهای انقلابی&#8221; به تیغ میکشند، ما ضمن تقدیر و بزرگداشت ازمبارزات مردم این کشورها این واقعیت تلخ را متوجه میشویم که اگر استعمارگر قرون پیشین خود را در ورای &#8220;مدنیت&#8221; پیشرفتۀ غرب و&#8221;دموکراسی&#8221; پنهان میکرد، که گویا قشون استعماری &#8220;مسیونهای تمدن غربی&#8221; در کشورهای مستعمره و در میان بربریت قرون وسطائی خاور زمین و افریقا بود!! اکنون استعمارگر اواخر قرن بیست نیزخود را در ورای &#8220;سوسیالیسم&#8221; و&#8221;مسیونهای انقلابی&#8221; می پوشاند. ولی خاصیت وماهیت هر دو بمثابه تجاوزاستعماری یکسان<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>است، و افسانه ها و اسطوره های انقلابی نما نمیتواند ماهیت زشت و پلید آنرا بپوشاند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>با وجود درهم برهمی سیمای جهانی و بغرنجی آن وعلی الرغم</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ادعاهای عوامفریبانۀ جنگ افروزان بین المللی آنچه بروشنی دیده میشود اینست که در جهان ما دو نوع جنگ وجود دارد: جنگ عادلانه وجنگ غیرعادلانه. جنگ استعمار روس علیه مردم افغانستان، جنگهای تجاوزی ویتنام و کوبا علیه کامبوج و اریتره، حملات امریکا، علیه لیبی و گرانادا، حملات اسرائیل علیه فلسطینی ها و لبنانی ها، جنگهائیکه بخاطر حفظ سلطۀ صاحبان قدرت بمیان میآید و توده های ملیونی را بخاطر اهداف آزمندانۀ خود به کشتن میدهند ـ چنانچه جنگ ایران وعراق ـ همگی جنگهای غیرعادلانه اند. در حالیکه جنگ مردم افغانستان علیه استعمارگر روسی، جنگ خلق فلسطین علیه اسرائیل، جنگ مردم اریتره علیه حبشی ها و کوبائی های جنایتکار چنانچه جنگ مردم کامبوج علیه ارتش مهاجم ویتنامی ـ روسی همگی نمونه هائی از جنگهای عادلانۀ زمان ما اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تعیین خاصیت وماهیت جنگ در هرزمان و در تحت هرگونه شرایطی ازاهمیت اساسی برخوردار است چه این مسئله اولیتهای مبارزاتی و در نتیجه وظایف عاجل و درازمدت ما را در لحظه های معین تاریخی تعیین<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مینماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">علاوتاً اهداف اعلان شده و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> یا اعلان ناشدۀ جنگ نیز با ماهیت وخاصیت آن ارتباط ناگسستنی دارد. یعنی یک جنگ عادلانه ـ چه در مبارزه علیه امپریالیسم ویا ارتجاع داخلی ـ اساساً درجهت آزادی انسان ازقید وبند مناسبات غیرعادلانه (اقتصادی ـاجتماعی، سیاسی ـ فرهنگی) علت غائی خود را می یابد و در واقع ماهیت عادلانۀ خود را مدیون این جهت گیری آزادیخواهانه است. حال اگر یک جنگ عادلانه خود را در چارچوب منا سبات غیرعادلانه محبوس سازد و در راه آزادی خود ازین محدودۀ تاریخی بمبارزه نپردازد، در آن صورت به ماهیت عادلانۀ خود خدشه وارد میسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این مسئله اگر از یکجانب به عینیت حرکت سیاسی(ملی ویا اجتماعی) ارتباط دارد ازطرف دیگر نیز به جانب ذهنی انقلاب پیوند دارد که چگونه رهروان صدیق راه انقلاب میتوانند آگاهانه راه خود را ازمیان موانع و معضلات دقیق عملی بطرف&#8221;ملکوت آزادی&#8221; باز نمایند. ولی نتیجۀ یک جنگ وفرجام آن ـ و هر مبارزه بطورکلی، مطلقاً به ماهیت آن ارتباط ندارد و این مسئله بطوردایم تعیین کنندۀ پیروزی نیست. بسیاری ازجنگها و خیزشهای توده ای عادلانه و برحق توسط جلادان و سردمداران استعماری، امپریالیستی و ارتجاعی سرکوب شده اند. ومثالهای زیادی نیز از پیروزیهای نیروهای تاریخزده درتاریخ به مشاهده میرسد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">علی الرغم اینکه یک امرعادلانه از پشتیبانی اکثریت مردم ـ چه درسطح ملی و یا بین <span style="color: black;">المللی ـ برخورداراست</span> و با وجود اینکه یک مبارزۀ عادلانۀ توده های ملیونی مردم را الهام بخشیده و در راه مبارزه وپیشرفت بسیج میکند، ولی عادلانه بودن بذات خود و به تنهائی سند مؤفقیت مبارزه نیست. درصورتیکه ما خواهان پیروزی یک جنگ عادلانه (و یا مبارزۀ عادلانه) باشیم، باید تمام وسایل و ابزار پیروزی آنرا آماده سازیم، در غیر آن به فا تالیسم بی پایه و پندارگرایانه می افتیم که نتیجه ای جزشکست ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی عادلانه بودن یک مبارزه(و یک جنگ بطورخاص) که بطورکلی با تکامل تاریخی همآهنگ حرکت میکند در تحلیل نهایی و در نتیجه کلی میتواند مؤثر باشد نه درنتایج مقطعی ومرحله ای. به مفهوم اینکه اگر امروز مبارزۀ عادلانه ای شکست میخورد، چون نیروی اجتماعی ـ تاریخی با ابزار، وسایل و راه های مؤفقیت آن هنوز به پختگی و قوام خود نرسیده است، درفردا که تکامل اوضاع آن نیرو ابزار و وسایل لازمه را در دسترس توده ها قرار میدهد این مبارزه به پیروزی میرسد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً نباید امکان شکست های مقطعی ومرحله ای را با ایمان تخطی نا پذیر به پیروزی نهایی بهم خلط کرد. عدم فهم این وحدت ـ ناهمگونی و ارتباط منطقی میان این دو، یا ما را به انقیاد وا میدارد و یا به &#8220;لافزنی&#8221; بی پایه وتقدیر گرایانه؛ که هیچ کدام آن بامنطق علمی سازگاری ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگر&#8221;جنگ همان سیاست با وسایل دیگر است&#8221; و در زمانیکه وسایل سیاسی صلح آمیز برای تحقق سیاست معینی کافی و یا مناسب نباشد اطراف متخاصم دست به آتش میبرند و از طریق قهر و زور آن سیاست را عملی مینمایند. به همین صورت صلح نیزهمان &#8220;جنگ با وسایل دیگر است&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">وقتی اهداف معینی از طریق جنگ بدست نیاید درآنصورت باید شکل مبارزه وتحمیل اراده تغییر نماید، تا از طریق &#8220;صلح&#8221; به آن اهداف سیاسی برسند. و یا اگر فشار قهر و زور(جنگ) بآن حدی رسید که ارادۀ طرف دیگر در مقابل آن بشکند باید این شکست اراده مقهور خود را در متون قرار دادهای سیاسی وتوافقات ذات البینی ایکه بطور &#8220;صلح آمیز&#8221; نگارش مییابد مسجل نماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً طوریکه جنگها دارای ماهیت متضاد اند و از منشأ و اهداف متضاد آب میخورند، انواع مختلف صلح نیز دارای ماهیت یکسان نیست. میان صلح عادلانه وشرافتمندانه وصلح غیر شرافتمندانۀ تحمیلی و وطنفروشانه نیز دریایی ازخون فاصله وجود دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چنانچه معیارهای صلح عادلانه و شرافتمندانه با صلح غیرعادلانه وغیر شرافتمندانه متفاوت است راه ها وشیوه های رسیدن باین دو نوع صلح نیزازهمدیگرمتفاوت میباشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">صلح عادلانه عبارت ازآن صلحی است که آزادی خلقها، ملل وکشورهای دربند و اسیر را بطور کامل، بدون قید وشرط و فوری تأمین نماید. هرگونه محدودیتی که این آزادی را در شکلی از اشکال آن و در کیفیتی ازکیفیات آن مخدوش نماید، چنانچه هرگونه قیدیکه این آزادی را به نفع استعمار، ارتجاع مشروط سازد، و یا هرنوع ظرف زمانیکه این آزادی را به قیود زمانی متقبل مشروط سازد در واقعیت امر، اصل صلح عادلانه را زیر سؤال قرار میدهد. صلح عادلانه بنابر طبیعیت وماهیت خود نمیتواند نسبت به مسألۀ آزادی ـ به مفهوم عام کلمه ـ دریکی ازصور آن بی تفاوت بماند و یا قیود ومحدودیتهای نافی آنرا متقبل گردد. اینست آن معیار اساسی و اصولی ایکه باید در مسألۀ صلح عادلانه همیشه بدان توجه داشته باشیم، و اجازه ندهیم آزادی مردم ما در هیچ شکلی از اشکال آن و در هیچ صورتی از صور آن توسط استعمارگر ـ بطور مستقیم یا غیر ممستقیم، با قرارداد های ظالمانه و خاینانه ـ مورد معامله قرار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما جانب تطبیقی این مسأله را در قسمت سوم مقاله به تفصیل مورد بحث قرار خواهیم داد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چنانچه ماهیت صلح عادلانه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">وغیرعادلانه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در تضاد ماهوی باهمدیگر قرار دارد و یکی نافی دیگر است، راه ها و شیوه های رسیدن به آنها نیز ازهم کاملاً متفاوت است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">صلح عادلانه اساساً وابسته</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> به پیروزی جنگ عادلانه است. هرگاه جنگ عادلانه به پیروزی برسد در آنصورت بر پایۀ این پیروزی میتوان امیدوار بود تا صلح عادلانه نیز تحقق یابد. البته این تلازم و وابستگی دایمی نیست. در بسا موارد تاریخ خود مان، ما درجنگ عادلانۀ ضد استعماری پیروزیهای چشمگیری بدست آورده ایم ولی استعمار و گماشتگان آن توانسته اند در مرحلۀ توافقات دیپلوماتیک وسیاسی مردم و رهبران واقعی آنها را از صحنه بدور سازند و یکی دیگر از گماشتگان خود را برگردۀ مردم ما سوار سازند. درس گیری و تجربه اندوزی ازین واقعات تاریخی برای ما افغانها بخصوص در شرایط کنونی دارای اهمیت فراوان است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">صلح عادلانه باید بنابر ارادۀ آزاد مجاهدان و پیکارگران جنگ آزادیبخش بوجود آید. تحمیل صلح عادلانه توسط استعمارگر و ایادی آن و یا توسط یک نیروی سومی بر تفنگداران راه آزادی نمیتواند یک صلح عادلانه را تأمین و تضمین نماید. در شرایط کشور ما این صلح نمیتواند بنابر اوامر ونواهی کشورهای همسایه و یا کشورهای &#8220;اسلامی&#8221; ویا قدرتهای جهانی حریف امپریالیسم روسیه بر مردم ما تحمیل گردد. در هیچ کجای دنیا &#8220;دایۀ مهربانترازمادر&#8221; وجود نداشته است ومسألۀ جنگ و صلح نیز نمیتواند ازین قضیه استثنایی داشته باشد.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">صلح عادلانه نمیتواند برخلاف منافع تاریخی و انقلابی مردم به خصوص مردم زحمتکش و پا برهنه متحقق گردد. به این دلیل ساده که بار جنگ عادلانه را اساساً مردم زحمتکش و بی چیز یک کشور به پیش میبرند. این قانون کلی جنگهای عادلانه است. کاخ نشینان و نخبگان هماره در لحظات اول جنگ رخت برمی بندند و به گوشۀ امنی پناه میبرند، وتعجب آور اینکه هرقدر دامن مبارزه طولانی تر شود، وقربانی بی همتای مردم فزونی گیرد، اشتیاق سروری این فراریهای ریاست جوی نیزشعله ور تر میگردد. ولی درهمه احوال این &#8220;نخبگان&#8221; منتظر فرصت اند تا &#8220;نقش تاریخی&#8221; خود را بعنوان &#8220;ناجی&#8221; ویا میانجی ادا نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">صلح عادلانه اگر بعد ازین همه جانفشانی و فداکاری برای قهرمانان گمنام و واقعی نتواند دستآوردی از مجاهدت و استواری پیشکش کند، علاوه بر ناسپاسی به خون شهدای راه آزادی، نمیتواند جامعۀ آزاد وشگوفان آینده را مژده دهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چنانچه صلح عادلانه نمیتواند برخلاف جریان تاریخی تکامل اجتماعی قرار گیرد:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جنگ آزادیبخش بمثابه فرایندی انسانی و رسالتمند نمیتواند خود را تا اخیر به مبارزه علیه استعمارگر مشخصی محدود نموده و از کلیت فرایند تاریخی مجزا و یا در تقابل با آن قرار گیرد. چه &#8220;احساس ملی در نهایت خود یک احساس قلبی است ولی وسیلۀ اجتماعی ومادی برای مقابله با دشمن بوجود نمیآورد&#8221;. این وسیلۀ اجتماعی آنگاه بوجود میآید که جنبش همگام با روند تکامل اجتماعی حرکت نماید و روز تا روز در میان اقشار وطبقات ذی نفع اجتماعی ریشه بگیرد، آنها را آگاهانه بدور برنامه ای سیاسی با خطوط روشن فرا خواند وتجمع کمی آنها را بعنوان &#8220;کیفیتی&#8221; در روند تکامل اجتماعی بکار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هر جریان سیاسی ضد استعماری که خود را ازین محتوای اجتماعی تهی سازد اگر هم روزی چند بر احساسات برانگیختۀ مردم بتواند به بازی بپردازد، سرانجامی جز شکست و سرافگندگی نخواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نتیجتاً صلحی که بازتاب پیروزی جنگ مقاومت و ارادۀ آزاد نیروهای مقاومت ملی را تجسم بخشیده، منافع آنی وآتی مردم ما را پاسداری وفرایند تاریخی تکامل اجتماعی را یاور گردد؛ نمیتواند بدون سهمگیری فعال توده های ملیونی مردم متحقق گردد. هر نیروی سیاسی و هر طبقۀ اجتماعی به تنهایی ضعیفتر از آن خواهد بود که بتواند این هدف بزرگ را برای مدتی دراز، در پیچ وخمهای دشوار مبارزه برشانۀ خود حمل کند. این مأمول را فقط توده های ملیونی ، مردم متحد و آگاه که از یک رهبری انقلابی واقعی، که در میان مردم تولد یافته، در میان آنها قربانی داده، شکستها و دستآوردهای خود را مدیون همکاری ومعاضدت مردم باشد، و راه خود را ازمیان خواست ها و آرزوهای مردم، درد و رنجها وتلاش وتکاپوی آنها به طرف پیروزی باز کند، میتواند متحقق سازد نه این یا آن نیروی &#8220;لافزن&#8221; دور از آتش مبارزه و نه هم این یا آن سازمان مونتاژ شده در دستگاهای خارجی. سهمگیری فعال، آگاهانه و متحدانۀ مردم در ایجاد یک صلح عادلانه آن کیمیای نا یابی است که بدون آن همۀ شروط ذکر شدۀ قبلی به جملات میان تهی مبدل میشود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اکنون که &#8220;سیر در آفاق&#8221; تئوری های علمی ما را به بینش روشن و ژرف یاری میرساند باید چراغ بدست، پا درسرزمین واقعییت بگذاریم و در لاله زار خونین تلاشها، افت وخیزهای انسانی خود مان دسته گل واقعی برچینیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قسـمت دوم:</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">پـویـشـی در سـرزمـیـن واقـعـیـت:</span></span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span style="color: black;">امپریالیسم جنایتکار روس</span> که بعد از قریب یک ربع قرن تمهید و زمینه چینی شیادانه در سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۵۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> (</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) دست به کودتای خونین زد تا مگرمقدرات کشور ما را از طریق ستون پنجم خود باندهای&#8221;پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221; بطور کامل بدست گیرد. بعد ازینکه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قتل عام، کشتارهای دسته جمعی،</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بمباردمان، ترور و وحشت بینظیر آن نتوانست ارادۀ رزمجویانۀ مردم ما را به شکست و انعطاف وا دارد وخود رژیم دست نشانده درمیان بحرانات تصفیه ها وتصفیه های متقابل، فروپاشیدگی وعدم اطمینانیکه &#8220;مگس را با توپ نابود میساخت&#8221; به سراشیب سقوط و نا بودی رسیده بود ارباب جنایت پیشۀ روسی اش بناچار با تعویض پیهم نوکران و فرستادن ارتش اشغالگرخود جنایت بزرگ وفراموش ناشدنی راعلیه مردم ما و بشریت مترقی مرتکب گردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">از ابتدای کودتا تا کنون مردم آزادۀ ما برای سرنگونی قهری رژیم کودتا وقطع وطرد کامل استعمار از کشور بطورشگفت انگیزی بسیج شده و به مبارزه پرداخته اند. جنگ مقاومت ملی ما درطی هشت سال گذشتته آن کارنامۀ پرافتخار وحماسی مردم ماست که در امتداد تاریخ ضد استعماری و آزادیخواهانه آن جایگاه بس رفیعی را اشغال کرده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدینصورت اراده و ایمان خلل ناپذیر انسان آزادیخواه افغانی در مقابل ارادۀ زورگویانه وقلدرامپریالیسم روس بمثابه دونوع عامل متضاد جنگ در جامعۀ ما درحال مصاف<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>نبرد و زور آزمایی است، تا بار دیگر در تاریخ بشریت و تاریخ پرافتخارآزادیخواهانۀ کشور ما ثبت گردد که: &#8220;ایمان خلل ناپذیرافغانی غلبه میکند یا سلاح مهیب روسی&#8221;، ما نهایت پیروزمند جنگ مقاومت میهنی مانرا بنابر پیشرفت قوانین علمی تکامل اجتماعی در گدشته ها بررسی کرده ایم و اکنون سرتکرار آن نداریم. درینجا ما میخواهیم روی این نکته روشنی بیندازیم که در جامعۀ ما نیز دو نوع عامل جنگ وجود دارد:</span></p>
<h1 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">ـ </span><span style="font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-font-kerning: 0pt; font-weight: normal;" lang="FA">جنگ مقاومت میهنی مردم ما علیه استعمارگر روسی و مزدوران آن.</span><span lang="FA"> </span></h1>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ جنگ نیروی اشغالگر روسی وچوچه سگان &#8220;پرچمی&#8221; &#8220;خلقی&#8221; آن علیه مردم آزادۀ ما.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">گرچه هرکدام ازین دو عامل در درون خود از ناهمگونی بزرگی برخوردار است، چنانچه جنبش مقاومت ، طبقات مختلف مردم ما را در خود احتوا میکند که هرکدام بنابر منافع طبقاتی و الزامات ایدولوژیک ـ سیاسی پایگاهای اجتماعی، سیاسی و شیوه های مبارزاتی ویژه ای دارد. در درون اردوگاه دشمن نیز این ناهمگونی بنابرتضادهای درونی و رقابت برای دم جنباندن در برابر ارباب روسی روزافزون است. ولی بطورکلی درجنگ مقاومت</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما دو نوع ارادۀ متضاد درمقابل همدیگر با دو سیاست متضاد آشتی ناپذیر صف آرائی کرده است که هستی یکی مستلزم نابودی دیگری است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">سیاستی که استعمار روس را از بهره کشی اقتصادی وتسلط فرهنگی تاسرحد کودتا و تسلط سیاسی برمقدرات مردم ما و بالآخره ارسال قشون نظامی بیش ازصد هزاری اش، رهبری میکند یک سیاست استعماری و نو استعماری(امپریالیستی) است. که هدف آن چپاول و غارت اقتصادی، مسخ فرهنگی تا سرحد انقیاد و بردگی کامل امتداد دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>شیوه های عملکرد این سیاست که از طریق سیاست بدنام خروشوف &#8220;گشایش بطرف شرق&#8221; به همکاری با ارتجاع داخلی افغانستان آغاز گردید و با مشاطه گری ارتجاع، تقویت وتأئید آن تا سرحد توطئه علیه آن تغییر شکل داد، بالآخره بعد از کودتا خود را در یک رژیم فاشیستی دست نشانده نمایش داد که بعد از یک سال و نیم دست و پا زدن درگرداب تباهی نهایتاً درکام متروپول خود استعمار روس سقوط نمود. و تا کنون نیز فاشیسم لجام گسیختۀ روس بر تمام جوانب زندگی مردم ما سایۀ منحوس وسیاه ترور و وحشت خود را گسترده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">سیاستی چنین با اهداف چنان و با اینگونه شیوه وعملکردها نمیتوانست عکس العمل آزادیخواهانۀ مردم ما را برنینگیزد و بحکم اینکه &#8220;هرکجا ظلم وستم وبهره کشی است مبارزه وجود دارد&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مبارزۀ مردم ما برای سرنگونی رژیم فاشیستی کودتا و آزادی ازقید وبند روابط جابرانۀ استعماری و نو استعماری نیز به اشکال مختلف از قیامهای همگانی شهری تا مقاومت منفی عدم همکاری، واکنشهای طبقاتی وملیتی ومحلی خود را تا سرحد مبارزۀ مسلحانۀ خود انگیختۀ مردم در سطح ملی گسترش و ارتقاء داد. طبقات و اقشارمختلف ضد استعمار روسی ـ ومزدوران دست نشاندۀ آن ـ اگرچه در پایگاه ایدولوژیک و الزامات سیاسی وشیوه های تشکیلاتی خود کاملاً ازهم متفاوت و در مقابل هم قرار دارند، ولی در یک نکته بطورعینی باهم تلاقی میکنند و آن مبارزۀ ضد استعمار روس، بیرون انداختن عساکر اشغالگر روسی وسرنگونی رژیم دست نشانده و مزدورآنست. این خواست مجموعۀ ملت ماست که خود را در سازمانهای سیاسی واشکال مبارزاتی متعدد نشان میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً این دو سیاست از بن و ریشه بطورآشتی ناپذیر باهم در تضاد بوده و پیروزی یکی بطورحتمی مستلزم نابودی دیگری است و راه سومی وجود ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">جنگی که اکنون مدت هشت سال است مردم ما را درآتش</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> خود میسوزد ومقدرات مردم ما را چه در زیرچکمه های خون آلود اشغالگران روسی و چه در پناگاه های آوارگی دست خوش نابودی ساخته است درماهیت خود دو نوع عوامل جنگ را در خود نهفته دارد:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جنگ استعماری و ضد استعماری، جنگ تجاوزی و ضد تجاوزی، جنگ بهره کشی وضد بهره کشی، جنگ مسخ فرهنگی وجنگ ضد مسخ فرهنگی، جنگ نابود کننده و جنگ هستی آفرین، خلاصه جنگ غیر عادلانه و جنگ عادلانه در مقابل هم مصاف داده اند. این دو نوع عوامل جنگ از دیدگاه علمی نمیتواند با هم همزیستی داشته باشند، نمیتوانند باهم سازش کنند، نمیتوانند با هم جمع شوند. یا جنگ عادلانۀ ما جنگ غیر عادلانۀ روس را نابود میسازد و یا جنگ غیرعادلانۀ روس جنگ عادلانۀ ما را به دیار نیستی میفرستد، در هر دو صورت نه شکست استعمار روس ازافغانستان سیستم امپریالیستی را بطور کامل نابود میکند و نه هم شکست مردم ما از استعمار روس آتش مبارزات مبارزات مردم ما را کاملاً میتواند از بین ببرد. این مبارزه درهرحال بعد ازشکست و پیروزی این حلقه و این مرحلۀ مبارزه متوقف نمیشود و تا آنوقتی که بشریت مترقی و رنجیده و زحمتکش بر ویرانه های استعمارـ ارتجاع کاخ بلند آزادی وآزادگی را برافرازد ادامه خواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ولی این ماهیت آشتی ناپذیرعوامل جگنده در دوطرف معادلۀ جنگ ، مانع ازین نمیشود که درین جریان پیشروندۀ تاریخی عوامل صلح نیز رشد نماید. از بطن جنگ و از روزیکه جنگ آغاز یافته است بطورعلمی عوامل صلح نیز با آن تولید یافته اند. هیچ جنگ بدون فرجام صلح آمیز آن درجهان وجود نداشته ونخواهد داشت. وهیچ صلح دوامدار بدون جنگی که آنرا بوجود آورده وجنگی که بدان منتهی میشود وجود نخواهد داشت. جنگ با صلح و صلح باجنگ رابطۀ تنگاتنگ دارد و این قانون اساسی تمام پدیده های اجتماعی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی باید گفت که چنانچه عوامل جنگ در کشور ما یکسان نبوده وعلاوه بر دو طرف متضاد وآشتی ناپذیر جنگ تعدد و ناهمگونی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> Hetrogenity </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">گسترده در آن حکومت میکند،همچنان ما دونوع عوامل صلح را باید در جنگ کنونی خود نشانه گیری نمائیم که در بطن خود این ناهمگونی را حمل میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکی ازآنها صلح روسی است که گاهی اززبان گورباچوف و زمانی هم از دهان چوچه سگان مزدور آن از ببرک گرفته تا نجیب بیرون می جهد. ماهیت این صلح، خلع سلاح <span style="color: black;">کردن نیروهای مقاومت ومردم، تسلط کامل</span><span style="color: #c00000;"> </span><span style="color: black;">روس</span> بر مقدرات کشورما و درنتیجه انقیاد کامل میهن ماست صلحی که اکثراَ بنام &#8220;حل مسایل اطراف افغانستان&#8221; در مناسبات و روابط بین المللی خود را نمایش میدهد. این صلح بر چهار پایۀ اساسی تکیه دارد: نابود کردن مقاومت افغانستان، مأیوس کردن مردم از نیروهای مقاومت، فشار بر ایران و بخصوص پاکستان از طریق حملات هوایی وخرابکاری وبمب گزاری در محلات پر جمعیت،<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>واغواگری وصلح خواهی در سطح بین المللی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی این چهار پایۀ متحرک و ناهمگون ومتناقض بر شانه های خود آرزوی مرده ای را حمل میکند که &#8220;نوشادر&#8221; روس در طی هشت سال نتوانسته است آنرا بحرکت وا دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دیگرش صلح مردم افغانستان است که با زبان گویای تفنگ آنرا بیان داشته اند عناصر این صلح آزادی کامل افغانستان، اعادۀ حق حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی و اخراج کامل بدون قید وشرط و فوری ارتش اشغالگر روس از افغانستان است که لزوماً شکست کامل امپریالییسم روس وسرنگونی رژیم دست نشانده ومجازات مزدوران حلقه بگوش آنرا نیز به همراه دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شکست امپریالیسم روس در افغانستان و تحصیل استقلال و آزادی ملی آن الزام اجتناب نا پذیرسیاسی است که بدون آن انقلاب ملی دموکراتیک ما گامی هم نمیتواند به جلو بردارد. خام طمعان وشیادانی که تحقق انقلاب ملی دموکراتیک را در ورای شکست امپریالیسم روس وصلح شرافتمندانه مبنی بر تحقق آزادی ملی کامل و واقعی کشور ما میدانند ره به ترکستان می برند وهرقدر بیشتر خود را در لفافه های انقلابی نما و یا متبرک بپوشانند، بیشتر در لجن زار ازخود بیگانگی و اپورتونیسم فرو می روند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">میان این دو نوع صلح دریایی ازآتش وخون در جریان است وتلاقی آن دو نه از نظر ایدئولوژیک و نه هم از دیدگاه عملی امکان پذیر نیست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">ولی این واقعیت زنده، ملموس و گویا</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> مانع از آن نمیشود که عده ای نا بخرد و یا فرصت طلب در پی این باشند تا میان دو نوع صلح، میان این دو نوع اراده، میان این دونوع هدف و دورنما پلی بزنند و طرحهای میانگین ومیانجی خود را به عنوان راه حلهایی ارائه دارند که ما به برخی از آنها بطورمختصر اشاراتی مینماییم. اگر چه برخوردهای سیاسی ـ عملی نسبت به مسئلۀ صلح &#8220;سازشی&#8221; توسط نیروهای مختلف با اهداف متفاوت عنوان شده است که ما بطور مفصل درین مقاله درماهیت هرکدام از آنها نمیتوانیم عمیق شویم فقط با رسم خطوط کلی آن میتوان جهت گیری کلی آنها را نشانه گیری نمود:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعد از تجاوزنظامی مستقیم روس در افغانستان در دسامبر(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) بازار مشترک اروپا در اوایل سالهای (</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۸۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) طرح پیشنهادی لارد کارینتون وزیر خارجۀ اسبق انگلیس در مورد افغانستان را بعنوان یک طرح اروپایی قبول و پیشنهاد آنرا به جامعۀ بین المللی و اطراف ذینفع توصیه نمود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">طرح کارینتون که بر گزاری یک کنفرانس بین المللی را در مورد حل مسئلۀ افغانستان پیشبینی مینمود علاوه براشتراک پنج عضو دایمی شورای امنیت ملل متحد از کشورهای همسایۀ افغانستان مانند ایران، پاکستان، هند و برخی از کشورهای اسلامی نیز برای بحث ومذاکره وکوشش در راه حل مسئلۀ افغانستان دعوت به عمل میآورد. کارینتون گویا موقعیت روسی ـ امریکایی ممالک غیرمنسلک واسلامی افغانستان را در طرح خود انعکاس داده بود که باید نمایندگان ازین جریانات بین المللی در حل قضیۀ افغانستان سهمگیری نمایند. این طرح که در فورمول بندیهای عملی خود اشتراک نمایندگان دولت دست نشاندۀ روس و مجاهدین افغان را نیز در مراحل معینی ازین کنفرانس پیشبینی میکرد به علت مخالفت روسیه بنابر اینکه طرح غیر واقعی و غیر عملی است از اعتبار ساقط گردید.گرچه طرح کارینتون بطور عملی از صحنه خارج شده است ولی هنوز هم فکر کنفرانس بین المللی و زیر فشار قرار دادن روس از جانب افکار عمومی جهان نزد بسیاری از کشورهای جهان بخصوص در قارۀ اروپا وجود دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در کنفرانس بین المللی سوسیالیست ها در مادرید(سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) که برای بحث روی مسایل خلع سلاح هسته ای منعقد شده بود آقای امین &#8220;واکمن&#8221; که خود را در مجامع بین المللی نمایندۀ &#8220;افغان ملت&#8221; یا حزب سوسیال دموکراسی افغانستان میدانند طرحی برای آشتی ملی درین مجمع بین المللی ارائه دادند که درآن یک حکومت ائتلافی (بشمول پرچمی ها ـ خلقی ها) زیر رهبری غلام محمد فرهاد و یا عبدالملک &#8220;عبدالرحیم زی&#8221; مطرح گردیده بود. اینکه آیا مرحوم غلام محمد &#8220;فرهاد&#8221; و یا مرحوم &#8220;عبدالرحیم زی&#8221; با این طرح موافق بودند یا خیر هنوز اطلاعات مؤثق در دست نداریم ولی آنچه واضح است اینستکه <span style="color: black;">روسها همزمان با این طرح میخواستند</span> در افغانستان اشخاص صاحب نفوذ و صاحب وجهه مانند &#8220;عبدالرحیم زی&#8221; وغیره را بدور طرحهای سازشکارانۀ خود جلب نمایند و برای همچو عناصر حدوداً شرایط مساعد مبارزۀ سیاسی را نیز فراهم کرده بودند ومرحوم &#8220;عبدالرحیم زی&#8221; نیز روی طرحی کار میکردند که با تحقق آن روسها از افغانستان خارج میشوند. پایه های این طرح طبق اظهارات مرحوم &#8220;عبدالرحیم زی&#8221; این بود که روسها فقط به سه شرط از افغانستان خارج میشوند یکی اینکه به &#8220;پرچمی ها&#8221; و&#8221;خلقی ها&#8221; صدمه ای وارد نیاید. دوم اینکه قرارداد های منعقده میان دولتین از سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> باید به رسمیت شناخته شوند و سوم اینکه یک حکومت غیر مخالف روس در افغانستان رویکار آید. این طرح باید توسط عده ای ازعناصر سرشناس جامعۀ افغانی عملی می گردید که میتوانست ظاهراَ الترناتیفی در مقابل دولت دست نشانده باشد که در عین حال باید خلاء واقعی سیاسی را پرکند ومانع به قدرت رسیدن عناصر مجاهد در افغانستان شود. ما ازتفصیل بیشتر درین مورد عجالتاَ خود داری میکنیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به هر حال طرح آقای &#8220;واکمن&#8221; بعلت دوری شان از سرزمین واقعیت انعکاس لازم خود را در میان نیروهای مقاومت نیافت وحتی درمیان مجامع بین المللی وعناصر افغانی در خارج نیز بدان برخورد جدی صورت نگرفت و تا اکنون طرح مذکور در طی فراموشی مانده است وهیچگونه بازتاب خود را چه درمیان مجاهدین ومردم افغانستان چه درداخل وچه در مراجع بین المللی نداده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">ازچندین سال بدینسو، محمد ظاهر</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> شاه پادشاه سابق افغانستان به عنوان مهره ایکه میتواند در توافقات میان &#8220;شرق&#8221; و &#8220;غرب&#8221; اعتماد هر دو جانب را کسب نموده و به مثابه عنصر رهبری کنندۀ &#8220;آشتی ملی&#8221; نقش بازی کند سرِ زبان هاست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">سیاست کلی ظاهر خان در طول چند سال برین بوده است که طرحها وسیاست های خود را باطلاع عموم نمیرساند ومیخواهد با تکیه بر سرمایۀ چهل وچند سال حکومت خود وخانواده اش مسایل را در پشت پرده با قدرتهای بزرگ حل نماید. درست این سیاست &#8220;<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8221; افسانه ساز&#8221; وی است که در طی چندین سال توانسته خود را در اذهان توده های ملیونی مردم ما تا حدودی مطرح سازد، توده هائی که بطورعموم بنابرعقب ماندگی مفرط فرهنگی نه با واقعیتهای تلخ و بغرنج ملی و بین المللی بلکه با مشتی پندار وافسانه ها کلاویز اند و اکثراً هم این گونه پندار ها و افسانه های توده ای است که از طرف قدرتهای بزرگ وعناصر فرصت طب بعنوان &#8220;خواست توده ها&#8221; مورد سوء استفاده قرار میگیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این واقعیت دارد که تعداد چشمگیری از مردم ما خواستار برگشت ظاهر خان وگرفتن زمام امور بدست خود است. ولی این خواست کاملاَ عکس العملی است و بر پایۀ منافع و <span style="color: black;">مصالح آنی و یا آتی مردم استوار نیست. یک</span> عکس العمل دوگانه ای که از یک واقعیت تلخ نشأت میکند که کارد را به استخوان مردم رسانده است و مردم به اصطلاح به &#8221; کفن کش قدیم خدا بیامرزی میفرستند&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">از یکطرف استعمارگر روس رژیم فاشیستی ترور</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> واختناق بینظیر و بی مانندی را درکشور ما پهن کرده است که در نتیجۀ آن</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یک ملیون نفر از مردم ما را ازتیغ گذرانده و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بیش از سه ملیون را آواره و دربدرساخته و ازجانب دیگر دولتهای پاکستان وایران به همدستی قدرتهای بزرگ عناصر بیکفایت، نابخرد وتنگ نظر و بی مسئولیت را برسرنوشت ومقدرات مردم ما حاکم ساخته اند که بنام اسلام خواهی ودین پناهی جنایات بزرگی را درحق مردم وملت ما مرتکب شده اند. بیزاری از روس استعمارگر و تنفر از رهبران ساختۀ دست بیگانه درغیاب یک جریان روشنگرمسلط بر اذهان و وجدان مردم، آنها را در دام اوهام گذشته گرایی میاندازد و بدینصورت تمنای بد از بدتر خود را درخواست مردم برای بازگشت ظاهرخان متجلی میسازد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی ظاهرخان از هر دو پاشنۀ خود زخم پذیر است. یکی اینکه نیروهای مقاومت مسلح مردم از آن حمایت نمیکند و یا اقلاَ اگر نهَ بخش بزرگی، اقلاَ بخش قابل ملاحظه ای از آن، با آمدن ظاهرخان بطورعلنی و یا <span style="color: black;">ضمنی</span> مخالفت خود را اظهار داشته اند، ثانیاَ اینکه نداشتن پایگاه مطمئن سیاسی ـ نظامی درمیان مردم ظاهر خان را مجبور میسازد تا بطورکلی وعمده بر توافقات بین المللی تکیه نماید توافقی که فقط در دو حالت امکان پذیراست:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکی اینکه جنبش مقاومت کنونی ما بدان حدی ازپختگی وصلابت خود برسد که در آن منافع دو ابر قدرت امپریالیستی با خطر مواجه شود. این فقط درصورتی است که جنبش مقاومت کنونی در زیر رهبری عناصر مستقل وانقلابی به وحدت برسد و برنامه های انقلابی خود را برخلاف خواست دو ابرقدرت امپریالیستی درصحنۀ عمل پیاده نماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دوم اینکه دو ابرقدرت امپریالیسی به توافقاتی کلی درسطح بین المللی اقدام نمایند(یعنی در تجدید تقسیم جهان بطورکلی به توافقاتی برسند) و افغانستان جزئی ازین توافق کلی باشد. درشرایط کنونی هیچکدام ازین دو شرط مُتَوَفِر نیست بناءَ تبانی و توافق دو ابرقدرت بر روی مسئلۀ افغانستان چنانچه دیروز، امروزنیز بچشم نمیخورد. و اظهار نظرهای گورباچوف وکرشمه های نجیب را باید آن پردۀ دودی دانست که در ورای آن بزرگترین جنایات عصر با قساوت و بیرحمی غیرقابل تصوری بطور مستمر پیاده میشود. بدینصورت باید ظاهرخان و حواریون او را بطورکلی بعنوان مسئلۀ توافق دو ابر قدرت مطرح بحث قرار داد چه این مسئله بطور مستقل واقعیت وجودی ندارد وفقط میتواند به اوضاع وشرایط ویژه تبانی مورد بحث قرار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مصاحبۀ ظاهر خان با &#8220;المجله&#8221; کویتی درسال (</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">)، مصاحبۀ او در لوموند(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Le Monde</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">)</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در سال (</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">)، مصاحبۀ ایشان در &#8220;مسلم&#8221; </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">The Muslim</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چند روز قبل همگی نشاندهندۀ آن سیاستی است که &#8220;هم لعل بدست آید وهم یار نرنجد&#8221; آنچه دراوضاع خونبار ملت ما نمیتواند بطور واقعی تحقق یابد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">البته بحث روی محمد ظاهرشاه بعنوان مهره ای برای تبانی دو ابرقدرت معنی آنرا نمیدهد که وی وحواریونش یگانه عنصر ومرجع حل سازشی قضیۀ افغانستان اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درجریان چند سال گذشته جنبش مقاومت ما نیز با افرازات سیاسی خود نیروهای مختلفی را بیرون داده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درین میان نطفه بندی یک جریان سازشکار در درون جنبش مقاومت از دیر زمانی بطور واضح قابل رویت است. البته این جریان سازشکار نیز محصور به نیروها وشخصیتهائی نیست که درسخنرانیهای خود حل سیاسی مسئلۀ افغانستان را &#8220;قاب قوسین او ادنی&#8221; میدانند و اگر روزی میخواهند توافقات پشت پردۀ خود را درموسم حج لباس متبرک مذهبی بپوشانند و وقتی پرده ها پائین میافتد چیزی بر صحنه ظاهر نمیشود بناچار راه از کعبۀ گِل به کعبۀ دِل میبرند و از دریچۀ قصر سفید سربیرون میکنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اینها آن نیروهای سازشکاری هستند که اقلاَءً &#8221; آنچه مینمایند هستند&#8221; ولی در واقعیت امر نیروهای بظاهرجنگ طلبی نیز در یمین و یسار به انتظار نشسته و به اصطلاح ترازو بزمین میزنند تا در معاملات سازشی جایگاه بهتری بدست آورند.این البته همزمان با تقسیم وظیفه ایست که اربابان پشت پردۀ شان برای هرکدام اینها تعیین کرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در پس آئینه طوطی صفتم داشته اند</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هرچه استاد ازل گفت بگو میگویـم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">پایۀ منطقی این گفته در وابستگی عمیق وچند جانبۀ این نیروهاست که از پول تا سلاح تا خیمه و راشن آنها همگی از آن منابع میرسد که آنها را از پس کوچه های پشاور تا سریر &#8220;امارت&#8221; رسانده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این گونه نیروها که قوت ونفوذ خود را مدیون سلاح و پول خیراتی هستند نمیتوانند سیاست مستقل از منابع ایجاد کنندۀ خود داشته باشند و در تحلیل نهائی وقتی اربابان آنها قصد سازش با حریف را داشته باشند آنها را با نوک انگشت در مسیر دلخواه خود قرار میدهند ودرصورت مخالفت آنها را از خواب سنگین &#8220;امارت&#8221; بیدار کرده و دو باره درجایگاه واقعی شان قرار میدهند. که باید منتظر آن روز بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی باید گفت که مبارزۀ دیپلماتیک و&#8221;سیاسی&#8221; برای رسیدن به حل &#8220;مطلوب&#8221; ازطرف قدرتهای بزرگ ونیروهای مقاومت هرکدام بنابرمنافع ویژۀ خود درجریان است که این موضوع بحث قسمت آیندۀ این مقال خواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قسمت سوم:</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA">بدائل مطروحۀ &#8220;حل سیاسی&#8221;:</span></span><span style="text-decoration: underline;"><span lang="FA"> </span><span lang="FA"> </span></span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعد از کودتای ثور وبخصوص بعد از تهاجم نظامی روس به افغانستان کشور ما یکباره درگرداب تضادهای بین المللی افتید. موقعیت ویژۀ کنونی افغانستان طوریست که همه کشورهای دنیا سالی یکبار درچارچوب ملل متحد دربارۀ سرنوشت افغانستان و آیندۀ آن اظهار نظر میکنند وکشورهای بسیاری نیز سیاست های بین المللی ومنطقه ای و یا مشخص خود را در ارتباط با مسئلۀ افغانستان عیارمیسازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">روسیه بعنوان کشوری اشغالگر وهم بعنوان یک قدرت عظمت طلب وتوسعه جوی امپریالیستی در مورد افغانستان دارای سیاست های معینی است، چنانچه حریف امپریالیستی اش امریکا نیز در ارتباط با مسئلۀ افغانستان بر مجموع سیاست های جهانی و منطقه ای خود تجدید نظر نموده وافغانستان<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>جایگاه مهمی در سیاست خارجی آن کشور بازی میکند. کشورهای متعدد دیگری نیز هستند که مسئلۀ افغانستان برای شان یا به علت مسایل و منافع اقتصادی ویا بنابر سیاستهای جئوپولیتیکی وامنیتی ارزش بخصوص دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بهر حال بحث روی سیاست های تمام کشورهای جهان و یا اقلاً مهمترین آنها در رابطه با افغانستان درین مقال امکان پذیر نیست. ما درین قسمت به بررسی بدائل روسی، امریکائی و بدائل جنبش مقاومت(که ازین یا آن طریق تحت تأثیر سیاست های کشورهای ذینفع قرار دارند) برخورد میکنیم وطرح همه جانبۀ این مسئله را به مقالات دیگر و اوقات دیگر موکول می نمائیم.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">الف ـ بدائل روسی : </span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">روسیه از قرن سیزده به اینطرف (به استثنای دورۀ کوتاه درقرن جاری) هماره کشوری توسعه جو وعظمت طلب بوده است. توسعه جوئی روس ازطرف شمال به به سواحل بحر شمال<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>میرسد و در جنوب نیز اشتهای رسیدن به بحر هند دارد. درشرق سرزمینهای وسیعی ازچین و ژاپن را بخود الحاق کرده و درغرب تا نزدیکی دریای راین خود را رسانیده است. علاوتاً دست اندازیهای این قدرت توسعه جو از قلب افریقای سیاه تا دماغه های شمال آن امتداد دارد. درامریکای لاتین از کوبا درشمال تا ارژانتین در جنوب به توطئه گری مشغول است. و درآسیا از ویتنام ولاوس وکامبوج درجنوب شرق تا منگولیا در شرق و از افغانستان به امتداد هند وخلیج فارس تا مدیترانه به مین گذاری سیاسی مشغول است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این قدرت توسعه جو وجنگ افروز درافغانستان برای یک بازی نافرجام سیاسی و یا مانور نظامی نیامده است. بطور واضح و روشن روس امپریالیستی بقصد اشغال دایمی افغانستان وتبدیل آن به مستعمرۀ کامل خود به کشور ما تجاوز نموده است. هر نیروی سیاسی که این محاسبۀ واضح وروشن را در برخوردهای سیاسی خود مدنظر نگیرد، به این یا آنصورت در خدمت اهداف روس قرار میگیرد. ولی این هدف روشن البته شیوه های پیاده کردن یگانه ندارد. بخصوص بعد از مقاومت دلاورانه وجانبازانۀ مردم ما وعکس العمل ناشی از آن در سطح بین المللی وصف بندیهای بین المللی مخالف توسعه جوئی روسی در افغانستان راه حلها و بدائل متعددی را پیش پای روسیه قرار داده است که همگی در خدمت این هدف یگانه امپریالیسم روس است.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">1ـ <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ترکستانی کردن مسئلۀ افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکصد وبیست سال قبل در دهه های </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> قرن گذشته ترکستان زمین(بعداً بنام جمهوریت های تاجکستان، ازبکستان وقرغزستان) مورد حمله و تجاوز روسی قرارگرفت. دراوایل این اشغال مؤقت وانمود میگردید وآمدن &#8221; قطعات محدود&#8221; عساکر روسی فقط برای دفاع ازین سرزمینها درمقابل سیاستهای پیشروی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Forward Policy</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> انگلیس عنوان گردید ولی داخل شدن این &#8221; قطعات محدود&#8221; روسی به ترکستان وعلی الرغم مبارزات دامنه دار مردم برای آزادی وعلی الرغم وعده های دروغین بیرون رفتن از آن سرزمین ها توسط رژیم تزاری به الحاق کامل این سرزمینها به روسیه منتهی گردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اکنون نیزسیاست الـحاق</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Annexion</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>کامل افغانستان را بنام ترکستانی کردن</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">(Turkistaniz</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> مسئلۀ افغانستان یاد میکنند یعنی یکی ازطرحها و بدائل حل مسئلۀ افغانستان که ازطرف روس دنبال میشود الحاق کامل سرزمین ماست. این طرح در اولین ماهای کودتای منحوس ثورنخست توسط ببرک مزدور(که درآنوقت معاون حزب ومعاون شورای انقلابی بود) در شورای انقلابی ؟! زیر نام داخل شدن فوری افغانستان درپکت وارسا و کومیکون عنوان گردید ولی بنابر اختلافات میان &#8220;خلق&#8221; و &#8220;پرچم&#8221; وسلسله عوامل منطقه و بین المللی این پیشنهاد درآنوقت رد گردید ولی ببرک وشرکاء سوار بر تانکهای روسی در دساممبر </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> رویای دیرین پطر کبیر را درتوسعه جوئی بطرف جنوب یاری کردند تا درتاریخ مبارزات ضد استعماری ما بحق لقب تزارمل وشاه شجاع روسی را کمائی کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">روسها در دوحالت با طرح ترکستانی کردن سروکار خواهند داشت: </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حالت اول شکست کامل نیروهای مقاومت و تفاهم در سطح بین المللی با نیروهای رقیب امپریالیسم روس برای الحاق افغانستان بمثابه موضوع مبادله است. این حالت برای امپریالیسم روس ایده آل است ولی بنابر اوضاع واقعی داخل افغانستان و واقعیتهای بین المللی امکان تحقق آن ناچیز وحتی ناممکن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حالت دوم شکست فاحش سیاسی ـ نظامی روس درافغانستان(و یا احیاناً شکست فاحش امپریالیسم روس در دیگر نقاط جهان) فروپاشی رژیم مزدور وتمام مؤسسات نمایشی آنهاست که بعنوان عکس العمل ماجراجویانه یک ابرقدرت خود را در الحاق واقعی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de facto</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ویا رسمی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de jure </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افغانستان نمایش دهد تا با این ماجراجوئی شکست برنامه های قبلی خود را بپوشاند. چنانچه روس اشغالگر با ماجراجوئی نظامی دسامبر </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> شکست سیاسی خود را مبنی بردفاع از رژیم کودتا پرده پوشی نمود، این بعید به نظر نمیرسد که در لحظۀ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مناسبی شکست سیاسی ـ نظامی ارتش اشغالگر خود را با ماجراجوئی الحاق یا ترکستانی کردن افغانستان پرده پوشی نماید. هم اکنون جابجا کردن مهره های دولتی، زدن مؤسسات افغانی (از پولیس مخفی تا ارتش، از حزب تا مؤسسات دولتی) بطور عینی در همین جهت سیر میکند که درتحلیل نهائی خود برای امپریالیسم روس راه دیگری باقی نمی ماند. یا باید فروپاشی کامل تمام مؤسسات دست نشاندۀ خود را مشاهده کرده و به آن تن دردهد که با منطق استعماری روس سازگاری ندارد، ویا اینکه قدمی فراترگذاشته مقدرات کشور ما را ـ حتی در ظاهرامرـ نیز خود بدوش بگیرد که این خود همان ترکستانی کردن والحاق است. ترکستانی کردن ممکنست اشکال ویا حتی مراحل مختلفی داشته باشد. شاید داخل کردن رسمی افغانستان در چاچوب کومیکون، داخل کردن افغانستان به پکت وارسا، انتگراسیون اقتصاد سیاسی مناطق معینی از افغانستان با جمهوریتهای آسیائی تحت اشغال روسیه و بالآخره الحاق عملی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">facto</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ویا حتی رسمی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de jure </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آن در قدمهای بعدی عناصر و اجزای ازین طرح باشد که بطور مستمر ومرحله به مرحله مورد اجراء قرار گیرد.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span lang="FA">ـ <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>منگولی کردن </span><span lang="DE">Mongolize</span><span lang="FA"> افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مقصود از منگولی کردن افغانستان آن حالت سیاسی ـ قانونی بین المللی است که درآن یک حکومت کاملاً دست نشانده بدون کوچکترین حق ابتکار و آزادی عمل فقط در ظاهر امر ازموقعیت یک دولت مستقل برخوردار باشد. منگولیای کنونی که بعد از آزادی از چنگال امپریالیسم جاپان بالآخره با تغییرات کلی در سطح بین المللی در دست روسیه افتید امروز از تمام حقوق و آزادیهای خود چه در داخل کشور وچه درسطح بین المللی محروم است نمایندۀ چنین دولتی در ترمنولوژی بین المللی است. چه مزدوران برسر اقتدار منگولی فقط با ساز روسی میرقصند و از خود هیچگونه اراده و آزادی ندارند زندگی مردم درتمام ساحات وابسته به روس است و پاشنۀ آهنین روس آنچنان بر گردۀ خلق منگولی فشار میآورد که بدترین نوع استعمار را در اواخر قرن بیست نشان میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این یکی دیگرازطرحهای عملی سیاست صلح خواهی روس است تا افغانستان را نیز به منگولیای دیگری مبدل نماید که دران افراد مزدوری مانند تره کی، ببرک، نجیب و&#8230; درصف طویلی از مزدوران بیمقدار بیایند و بروند ولی آنچه جاودانگی دارد تسلط بدون چون وچرای روس است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">برای روسها درصورتیکه حالت اولی (الحاق) میسر نباشد منگولیائی کردن با صرفه ترین راه حلی است که در پی تحقق آن هستند. پیش شرط و الزامات این راه حل علاوه بر شکست مقاومت مردم ما همانا راضی ساختن جامعۀ بین المللی ـ بخصوص کشورهای هم مرز افغانستان ـ به پذیرش واقعی و یا رسمی این واقعیت است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">اکنون روس امپریالیستی درتحرکات بین المللی خود</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> برای صلح عمدتاً روی این طرح کار میکند. چون این طرح برای استعمار روس هم از لحاظ نظامی وهم ازنگاه سیاسی وتبلیغاتی با صرفه است. دور کردن &#8220;خلقی&#8221; ها از قدرت سیاسی در سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و دور کردن ببرک از رهبری حزب ـ بعنوان عنصر بدنام وغیر قابل پذیرش برای جامعۀ بین المللی ـ و آوردن فردی کاملاً وابسته، بی کفایت و بی ابتکار که فقط با مدح وثنای روس زندگی نکبت بار خود را به پیش میبرد، بیشتر با تحقق این پلان میتواند همآهنگی داشته باشد.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span lang="FA">ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>آلمانی کردن افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شایعۀ رفتن روس در ورای مرزهای هندوکش هرچندگاهی یکبار اوج میگیرد و دوباره خاموش میشود. البته این شایعه ها اکثراً توسط خود روس و برای برطرف ساختن پوتانسیل مبارزاتی مردم جنوب هندوکش افغانستان و ایجاد تفرقه و نفاق در میان ملیتها و اقوام ملت ماست. ولی علاوه برین حرکت مانوری که در هیچ لحظه ای نباید از آن غافل شویم روس برای تجزیۀ افغانستان و بلعیدن قطعه قطعۀ آن </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Piece Meal Policy</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> برنامه هائی رویدست دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تجاوز روس به افغانستان چه قبل از سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ که به اشکال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عملی میگشت ـ وچه بعد از آن ـ که تا سرحد اشغال نظامی کشور ما گسترش یافت ـ دارای دوهدف بهم پیوسته است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکی اقتصادی ودیگری جئوپولیتیکی(سیاسی ـ نظامی). شمال افغانستان عمدتاً محل بهره کشی اقتصادی روسی است: گاز طبیعی، ذغال سنگ، مس، یورانیوم، پنبه، میوه جات همگی عمدتاً در شمال متمرکز اند و روسها همیشه خواب انتگراسیون ترکستان افغانستان را با ترکستان روسی می بینند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در حالیکه در جنوب هندوکش</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چه ولایات جنوب شرقی(پکتیا، ننگرهار، لغمان، کنرها) وچه ولایات جنوب غربی(قندهار، هرات،فراه، نیمروز)عمدتاً از لحاظ جئوپولیتیکی برای روس ارزش دارد. هم مرز بودن این مناطق با پاکستان وایران، نزدیک بودن این مناطق به بحرهند، نزدیکی آنها به خلیج فارس همگی امتیازات غیر قابل انصرافی است که در استراتیژی کرۀ ارض روس، افغانستان را بعنوان مهرۀ مهم جا داده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این دوجانب مصالح روسی در افغانستان با وجود اینکه عمیقاً باهم ارتباط دارند ولی هر کدام بطورنسبی میتواند مستقلاً در سیاست های روس جا باز کند. بدینصورت بعضاً اینطور شایع میشود که روسها میخواهند به شمال هندوکش عقب نشینی نموده و درجنوب هندوکش یک دولت کوچک </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Mini State</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> بیطرف؟ را بوجود آورند که به عنوان دولت حایل </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Buffer State</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میان روسیه و رقبای آن درمناطق جنوب آسیا حایل گردد. الحاق منطقۀ واخان در سالهای </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> در واقع پیش درآمد این طرح بود تا امپریالییسم روس عکس العمل مردم افغانستان ومردم جهان را درقبال سیاست </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Piece Meal</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> خود ارزیابی وبعد در آینده تصمیم بگیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تجزیۀ افغانستان ـ که ما آنرا بنام آلمانی ساختن افغانستان یاد کرده ایم ـ در صورتیکه امپریالیسم روس در مقابله با نیروهای مقاومت ازلحاظ سیاسی ونظامی دچار اشکالات جدی گردد ونتواند درپهنای وسیع کشور نیروهای خود را پراگنده سازد بناءً این طرح برای تجزیۀ مقاومت و ایجاد تفرقه میان ملیت ها میتواند بعنوان یکی ازحلقه های شیطانی روس مورد استفاده قرار گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگرچه در شرایط و اوضاع کنونی تطبیق طرح آلمانی ساختن کمتر امکان تحقق مییابد ولی با پیشرفت مقاومت و بوجود آمدن پیچ وخم های جدیدی در راه مبارزه، ما باید ازهم اکنون در قبال این طرح آمادگی سیاسی، نظامی و تبلیغاتی داشته باشیم واهداف روسها را درین ساحه به مردم خود بفهمانیم و آنها را در مقابل مانورها وتحرکات دشمن آماده بسازیم چه در آینده ها ممکن است تحولات و تکامل اوضاع در آن جهاتی حرکت نماید که مسئلۀ تجزیۀ افغانستان همانند کوریا، ویتنام، قبرص و&#8230; بالآخره آلمان در دستور روز قرار گیرد. مهمترین مسئله درآمادگی برای این قضیه طرح یک برنامۀ عملی برای حل مسئلۀ ملیت ها وکوشش در راه حل تضادهای ناشی از بقایای روابط قبیلوی، عشیره ای وسمتی جامعۀ عقبماندۀ ماست که پایه های مادی توطئه های دشمن را میسازد. طرح همه جانبۀ این مسئله راباید به مقالات دیگری گذاشت.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span lang="FA">ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فنلاندی کردن </span><span lang="DE">Finlandize</span><span lang="FA"> افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">درسالهای جنگ عمومی دوم وقتی نیروهای هیتلری حملات خود</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> را بالای شمال وشرق اروپا آغاز نمود برخورد نیروهای مختلف در قبال آن متفاوت بود. اتحاد شوروی بعنوان اجرائات احتیاطی حمله ای را بر فنلند روی دست گرفت و بعد از اشغال فنلند با حکومت آنکشور به توافق رسید که این حکومت حق ندارد در آینده هیچگونه عمل مخالف دولت شوروی را رویدست بگیرد و یا در همدستی با دیگران باین کار بپردازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">فکرفنلندی کردن اساساً بر روی مفهوم سیاسی &#8221; دفاع از خود&#8221; استوار است که کشوری از حملات خارجی ترس دارد بناءً برای دفاع از مرزهای خود میخواهد کشور همسا یۀ خود را در چارچوب یک قرارداد رسمی بیطرف بسازد و برای اینکار دست به اشغال آن میزند تا این بیطرف سازی را در وقت کوتاه و با شرایط بهتری به مرحلۀ اجراء درآورد. ولی آیا افغانستان امروز فنلند سالهای اول جنگ عمومی دوم است؟<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>آیا حملۀ روسها به افغانستان برای دفاع از سرحدات جنوبی آن است؟ آیا هدف از حمله بی طرف سازی افغانستان وجلوگیری از دخول آن در پکت ناتو </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">NATO</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ویا امثال آن است؟&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما فعلاً سربحث این قضیه را نداریم وفقط تذکر میدهیم که اگر در آستانۀ جنگ عمومی دوم و در خلال آن اینگونه تحرکات و اجراآت احتیاطی میتوانست قابل توجیه باشد درشرایط صلح &#8221; فنلاندی کردن&#8221; بمعنای محدودیت حق حاکمیت ملی یک کشور است. یعنی اینکه یک کشور&#8221; فنلاندی شده&#8221; در مورد نیروهای مسلح خود، در بارۀ جهت گیری های سیاسی و در ارتباطات بین المللی خویش آزادی کامل نداشته مجبور به پذیرش سلسله نورم ها و قواعد خاص است که در اساس با حق حاکمیت ملی در تضاد است. در ترمینولوژی سیاسی اکنون نیز &#8221; فنلاندی کردن&#8221; افغانستان به معنی محدود کردن حق حاکمیت ملی آنست که در واقع پذیرش شروط روسی در مورد سرنوشت آیندۀ کشور ماست: یعنی در داخل کشور ما با نیروی وابسته به روس و مزدوران آن نه تنها مطابق به قوانین کشوری خود رفتار نمیتوانیم بلکه باید تنها به علت اینکه دست تائید روس پشت سر آنهاست به آنها امتیازات معینی نیز قایل شویم. باید در مناسبات خود با روسیه قواعد وقوانین دوستی؟!! را مراعات کنیم وهیچ دولتی ـ و یا حتی نیروی سیاسی ای ـ حق ندارد جنایات روس را در افغانستان افشاء و مطابق بآن سیاست ملی وبین المللی خود را عیار سازد و در صورت تخطی از آن، آن دولت متهم به دشمنی با روس میگردد که مطابق طرح &#8221; فنلاندی کردن&#8221; روس حق مداخلۀ رسمی در امور داخلی افغانستان را دارد. دولت های آیندۀ افغانستان حق ندارند با کشورهای دیگر قراردادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی منعقد نمایند که مطابق به فهم روسیه مغایر با مصالح و منافع روس در افغانستان است. بنابرین فنلندی کردن افغانستان ـ یعنی افغانستان با &#8220;حق حاکمیت محدود&#8221;، یعنی همان طرحی را که برژنف در مورد کشورهای اروپای شرقی عنوان میکرد ومطابق به آن خلق چکوسلواکی را به خاک وخون کشاند، اکنون در زیر پردۀ نازک دپلوماتیک &#8220;فنلاندی کردن&#8221; افغانستان خود را مطرح میسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">طرح فنلندی کردن افغانستان در واقع حد اقل خواست روس در افغانستان است و آن در صورتی است که مطابق به توازنات داخلی و بین المللی طرحهای سابق الذکر آن قابل تحقق نباشد درآنصورت روس امپریالیستی حاضر خواهد بود این طرح را بپذیرد و بر ما وهمه جهان منت بگذارد!! البته باید این نکته را اضافه کرد که طرح &#8221; فنلاندی کردن&#8221; افغانستان تنها از طرف روس عنوان نمیشود، بلکه عدۀ دیگر از نیروهای بین المللی بخصوص در اروپا ـ نیز در اطراف این طرح می پلکند و نقشی برای خود جستجو میکنند.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">ب : بدائل امریکائی ـ غربی برای حل مسئلۀ افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما دربارۀ سیاست افغانی امریکا در مقالات دیگری به صراحت گفته ایم که امریکا اولاً با مسئلۀ افغانستان با یک منطق کمی برخورد مینماید. ثانیاً اینکه برای امریکا فرصت خوبی میسر شده است تا امپریالیسم روس را درکوهپایه های غرورآفرین افغانی میخکوب نموده وضرباتی بر آن وارد آورد وفکر نمیشود امریکا این فرصت طلائی را بآسانی از دست بدهد و اخیراً اینکه برای امریکا جنگ افغانی بذات خودش ارزش دارد نه از لحاظ نتایج آن.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بنابرین حرکت امریکا ـ و در مجموع غرب ـ را در مورد حل سیاسی قضیۀ افغانستان باید با این سه تـز یکجا مورد مطالعه قرار داد درغیر آن نمیتوان به اهداف و روشهای امریکا بطور واضح ودرستی دست یازید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">علاوتاً امریکا به عنوان یک ابر قدرت امپریالیستی نسبت به مسائل مختلف جهان بویژه افغانستان دارای بدیلی واحد نیست که دست و پای خود را با آن ببندد، بلکه بدائل متعددی همزمان برای کار رویدست است که هرکدام بنابر اوضاع متغیرمیتواند جایگاه معینی از سیاست های امریکا را حایز گردند. وما درینجا بطور مختصر ازچند بدیل آن تذکری به عمل میآوریم.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span lang="FA">ـ افغانستان ویتنام روسیه :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امریکا ازسال های </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تا سال های </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> درگیر ویتنام گردید که اثرات آن نه تنها به شکست وفروپاشیدگی ارتش استعماری امریکا منجرگردید، بلکه بالاتر از آن تأثیرات ژرف و دیرپای آن در داخل جامعۀ امریکا از حرکت<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ضد جنگ، تورم پولی تا شگاف درمیان طبقات حاکمه امریکا ـ که منجر به ماجرای واترگیت گردید ـ امتداد یافت. در نیمۀ دوم سالهای </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> سیاست انزواگرائی و بودا نمائی کارتر را میتوان در واقع مرحلۀ بعد از ویتنام در سیاست خارجی امریکا نامید که &#8220;عقدۀ شکست&#8221; جنگ ویتنام در همه امور وسیاست آن حاکم بوده است. اکنون، ما سرتحلیل تأثیرات جنگ ویتنام بر امریکا را نداریم ولی برای سیاست سازان امریکا همیشه این سؤال مطرح بوده است که چگونه میتوان افغانستان را به ویتنام روسیه مبدل نمود؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ویتنامی ساختن جنگ افغانستان بر روی چند تـز اساسی تکیه دارد: این جنگ باید <span style="color: black;">طولانی باشد ـ تا چهرۀ استعماری</span> روسیه را بطور کامل افشاء ساخته و پرستیژ جهانی آنرا به عنوان دوست خلقها و&#8230; ضربت بزند. همچنان باید این جنگ در آن ابعادی حرکت نماید تا تأثیرات آن بر مجموع اوضاع سیاسی، نظامی و اقتصادی روسیه هم درکوتاه مدت و بخصوص دراز مدت واضح گردد. علاوتاً این جنگ باید آنچنان برای روسیه دست و پا گیر شود که نه بتواند آنرا خاتمه دهد و نه هم بتواند به پیروزی برسد ومانند &#8220;زخمی که هم درد دارد و هم خارش&#8221; باید مدت زمان درازی روسیه را بیازارد تا با مشغولیت آن در افغانستان بتوان در جاهای دیگر او را در موضع بی عملی و یا لا اقل دفاعی کشاند. و در صورتیکه ممکن باشد تأثیرات جنگ افغانستان باید به نحوی از انحا در داخل قلمرو روسیه و اروپای شرقی امتداد یابد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی آیا امریکا میتواند از افغانستان ویتنامی برای روسیه بسازد؟ از نظر ما با وجود اینکه جنگ افغانستان بذات خود پوتانسیل ویتنامی شدن را دارد ولی بنابرعلل وعوامل خارجی بخصوص سیاستهای خانه خراب کن کشورهای همسایه و امریکا که دست در دست هم مقاومت مردم ما را از مجرای اصلی آن در کانالهای محدود کنندۀ مورد نظر خود جهت میدهند بطور روز افزونی این پوتنسیال از بین میرود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">پمپ کردن سازمانهای خود ساختۀ پشاوری، کمکهای مالی، تسلیحاتی بی حساب برای آنها، سؤ استفاده از نیازمندیهای اولی وضروری مهاجرین برای ایجاد دم و دستگاه برای سازمانهای معینی، ضربت زدن نیروهای مستقل ملی وانقلابی چه از لحاظ نظامی، با حملات نابود کنندۀ دست های دراز و بی ارادۀ مزدوران ارتجاع در داخل کشور ـ وچه از لحاظ سیاسی ـ با محدود کردن ساحۀ زندگی وفعالیت آن نیروها در داخل و در کشورهای عقبگاه ـ بند و بست ها و پخت و پزهای بین المللی برای بقدرت رسانیدن نیروهای گندیده، درحال زوال و بی کفایت و&#8230;آن طومار طویلی ازتجاوز بر حقِ تعیینِ سرنوشتِ ملت غیور و با شهامت ماست که در راه آزادی خود در هشت سال بیش از یک ملیون شهید داده است واکنون نیروهای رقیب امپرییالیسم روس بدون درس آموزی از تجربۀ روسی میخواهند مزدوران دیگری را برمقدرات مردم ما حاکم سازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">گرچه نتیجۀ این سیاست ها در طول چند سال اخیر کاملاً مبرهن شده است وما درینجا درپی توضیح و تشریح همه جانبۀ آن نیستیم ولی آنچه اهمیت دارد اینست که این سیاست مانع اصلی ویتنامی شدن افغانستان به مفهوم علمی آن است وفقط میتواند درحالات معینی وتحت شرایط مشخصی این ویتنامی شدن بطور مسخ شده وکاریکاتوری تأمین گردد. بمفهوم اینکه این جنگ میتواند مدت زمان درازی دوام بیاورد و امریکا میتواند از ورای آن برای خود امتیازاتی هم در منطقه و هم در سطح جهان دست و پا کند که ما در قسمت بعدی مقاله روی آن مکث خواهیم کرد ولی این سیاست ها به احتمال زیاد وشاید بطور قطع نمیتواند نهایت پبروزمندی برای گردانندگان آن بارمغان بیاورد.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span lang="FA">ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افغانستان کامبوج روسیه :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درطرح کمبودیائی کردن آنچه اساسی است خود کامبوج وآزادی آن نیست بلکه تمثیل کردن آن به عنوان پدیدۀ عظمت طلبانۀ یک قدرت بزرگ و یا بزرگ نمای خارجی است که بخاطر منافع آزمندانۀ خود ملتی را بخاک و خون میکشد. ویتنام عظمت طلب اکنون مقدرات ملت کامبوج را زیرچکمه های عساکر خود له و نابود کرده است. عکس العمل غرب درین مورد فقط درین نقطه مضمر است تا کشورهای جنوب شرق آسیا را از نیپال تا اندونیزیا وفلیپین همگی بدور برنامۀ مشترک دفاع از خود در مقابل توسعه جوئی وعظمت طلبی ویتنامی (که واقعیت دارد) در زیر چترحمایتی غربی بسیج نماید. برای امریکا نه خمرهای سرخ قابل پذیرش است ونه حتی شهزاده سیهانوک. بناءً این نه خود کامبوج بلکه کشورهای جنوب شرق آسیاست که در زیر رگبار تجاوز ویتنام به کامبوج خود را در آغوش امریکا بیندازند. درمورد افغانستان ـ علی الرغم وعده های رنگین آقای ریگان به هیئت تنظیم های پشاوری به سرکردگی آقای ربانی ـ آزادی افغانستان وجستجوی رسیدن به آن مطرح نیست. آنچه عمده تر واساسی تر مطرح است اینست که در ارتباط با مسئلۀ افغانستان کشورهای جنوب آسیا، خاور دور وجنوب شرق آسیا بسیج شده و در نوعی رابطۀ همآهنگ با سیاستهای امریکا قرار گیرند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">البته این بدیل درآنصورت میتواند بیشتر مورد توجه قرار گیرد که مسئلۀ افغانستان از حالت &#8220;ویتنامی&#8221; خود بنابر دلایل معین خارج گردد. به یعنی اینکه مسئلۀ افغانستان در قمارهای بین المللی مورد معامه قرار گیرد و یا نیروهای وابسته به امریکا بنابر ضعف ذاتی خود نتواند وظایف محولۀ خود را بدرستی انجام دهند وغرب مجبور شود استراتژی جدیدی در مورد افغانستان مطرح سازد و یا &#8230; .به هر حال کمبوجیائی کردن مسئلۀ افغانستان ازنظر امریکائی ها اصولاً در زمانی مطرح میشود که افغانستان مورد معامله قرار گیرد. باری در سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۸۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مجلۀ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">International Affa</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چاپ امریکا که نویسندگان آن اکثراً نمایندگان فکری سیاست خارجی امریکا اند، قضیۀ افغانستان را چنین مطرح <span style="color: black;">نمودند: آیا افغانستان بیشتر ارزش دارد یا دیتانت</span>؟ پاسخ آنها این بود که سیاست سازان امریکا نباید اجازه دهند که قضیۀ افغانستان به منافع دیتانت صدمه وارد نماید. دقت در میان سطور این کلمات به معنی اینست که امریکا نباید روسیه را درقضیۀ افغانستان تا آن حدی زیر فشار قراردهد که طرف مقابل نیز مجبور به رویاروئی شود چه این رویاروئی در افغانستان، خاور میانه و یا امریکای لاتین باشد. بلکه باید این فشار حساب شده وهدفمند باشد تا حداکثر استفاده ازان صورت بگیرد. اتلانتی سیست ها (و یا نیروی اروپائی طرفدار سیاست امریکا) در اروپا نیز بارها این قضیه را تکرار کرده که اکنون روسیه در افغانستان گیر افتاده است، برای غرب فرصت خوبی است که باید آنرا دردیگر نقاط جهان برچیند. این گفته نیز مؤید این حقییقت است که امریکا ـ غربی ها بطور عموم ـ افغانستان را جزو قلمرو نفوذ روسیه میدانند وهیچگونه توهمی درینمورد نزد آنها وجود ندارد آنچه در افغانستان مورد حمله قرار گرفته است نه سرنوشت ملت و مردم افغنستان بلکه &#8221; قوانین بازی&#8221;<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بین المللی میان ابر قدرتهاست که مختل شده است و باید با عکس العمل های متوالی و گسترده این قوانین دوباره احیاء گردد. وکمبوجیائی شدن افغانستان میتواند به تثبیت این &#8221; قوانین&#8221; واحیای آن یاری رساند.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span lang="FA">ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افغانستان فلسطین دیگر :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جنبش مقاومت فلسطین در طول دوران زندگی خود یک جنبش پرآوازه ای بوده است که محتوی انقلابی آن فدای حرکات دیپلوماتیک وسیع شده است. این جنبش چه در زمان شقیری با جبهۀ آزادیبخش فلسطین اش وچه بعد از بازسازی آن پس از جنگ ژوئن سال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۶۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ومیلاد سازمانهای مسلحانه که بعداً در سازمان آزادیبخش فلسطین مدغم گردیدند خیلی زود بعنوان گردانندگان سیاست کشورهای عربی مجاور ویا غیر مجاور مورد استفاده قرار گرفتند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">واکنون سازمان آزادیبخش فلسطین </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">PLO</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> آن نهاد &#8221; انقلابی&#8221; که دندان و چنگال آن برای نابودی دشمن ازبین رفته وفقط میتواند با دهان گشاد وخیلی بزرگ صحبت کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکی از بدایل مطروحۀ امریکائی برای جنبش مقاومت افغانستان نیز همین است که این جنبش را از محتوای عملی و مبارزاتی آن تهی کرده تا کبوتر سپید صلح بر شانه ازقصر سفید تا الیزه واسلام آباد وتهران و&#8230;در یک حرکت &#8220;ماکو&#8221; مانند سیر کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">&#8221; فلسطینی ساختن&#8221; افغانستان برای جلوگیری از دوخطراحتمالی آمادگی میگیرد: یکی بروز و پیشرفت یک حرکت ملی وانفلابی، مستقل از دایرۀ ابرقدرتها وبخصوص از قدرتهای غربی ـ کاریکه از اول تا اکنون باشدت عمل و به وسایل متعدد از بروز ان جلوگیری شده است ـ ودیگری بوجود آمدن یک &#8221; موی دماغ &#8221; </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">a la</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> (همانند) خمینی در ایران که اگرچه هم در دورنما منافع آنها را درخطرنمی اندازد ولی بصورت آنی میتواند شگاف هائی دراستراتیژی کلی آنها بوجود آورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">برای جلوگیری ازین دوحرکت که بطوربالقوه در درون</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جنبش مقاومت وجود دارد ـ یکی بدلیل تکامل ذاتی درون جنبش، ودیگری با مداخله های ایرانی در مسائل داخلی افغانستان ـ بوجود آوردن یک نیروی دست و پا بسته و دهن گشاد که بتواند مطابق &#8221; قوانین&#8221; بازی آنها بکار بپردازد، خیلی ارزش دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یکی دیگرازعناصر&#8221; فلسطینی کردن&#8221; حالت درجا زدگی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Stagnation“</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> &#8220;<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>آن است. در صورتی که دو ابرقدرت به توافقات لازم درمورد افغانستان نرسند این معضله را درمقابل دولتهای دست نشاندۀ روس درافغانستان برای مدت درازی در یک حالت &#8221; نه پیروزی نه شکست&#8221; نگه میدارند تا بتوانند با اوضاع متغیر جهانی در آینده ها روی آن تصمیم گیری نمایند، عواملی را بیافرینند وعوامل مانعه را از بین ببرند و یا در آینده با حل بعضی پرابلم ها در روابط ذات البینی دو ابرقدرت به توافقاتی برسند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هم اکنون در میان مقاومت افغانستان ودر سطح بین المللی روی &#8221; فلسطینی کردن&#8221; افغانستان کار می شود: مثال هائی ازین دست زیاد است. عقب گشت ادارۀ سختگیر ریگان از تحریم صادرات غله به شوروی، و انحراف فرانسوا میتران از سیاست دولت &#8220;سوسیالیستی&#8221; اش مبنی براینکه &#8221; تا وقتی مسئلۀ افغانستان حل نشود با شوروی روابط عادی نمی توان داشت&#8221;. در هردو حالت هردو دولت به این نتیجه رسیده اند که مسئلۀ افغانستان یک حالت دوامدار بین المللی را ارائه میدهد ونمیتوان قضایای عملی روزمره را بدان مربوط ساخت. بناءً باید آنرا در ردیف قضایای ممتد ومستمر اختلافات بین المللی مطالعه کرد. و به اینصورت &#8221; فلسطینی ساختن&#8221; قضیۀ افغانستان شکل میگیرد، تکامل می یابد و بالآخره به اجرا درمی آید.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span lang="FA"> ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افغانستان کوبای دیگر علیه روسیه :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگردر حالت &#8221; کامبوجیایی کردن&#8221; پذیرش حالت موجود مطرح نبوده و رسیدن به آن راه حل های مورد نظراست که در آن نیروهای طرفدار امریکا و یا اقلاً شخصیتهای میانجی <span style="color: black;">و &#8221; بیطرفی&#8221; مانند &#8220;سیهانوک</span>&#8221; به جای وضع موجود عرض اندام نمایند درحالت کوبائی کردن آنچه مد نظر است پذیرش حالت موجود و ایجاد عکس العمل در رابطه با آن در اوضاع محیط آنست. امریکا در بدترین حالت، یعنی درآن حالتی که نیروهای طرفدار آن نتوانند مطابق برنامۀ تعیین شده عمل کنند تا دولت دست نشاندۀ روس را درافغانستان سرنگون سازند، درآن صورت همیشه این امکان را باز نگهداشته اند تا با حکومت دست نشاندۀ روس در افغانستان روابطی برقرار نمایند وشناسائی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de facto</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> خود را تا شناسائی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">de jure</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> بالا ببرند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درینصورت آنچه اهمیت دارد بسیج کشورهای منطقه علیه نفوذ امپریالیسم روس وبوجود آوردن یک کمربند دفاعی جدید است تا مانع نفوذ و پیشروی روس بطرف جنوب باشد. لذا آنچه درین طرح عمده واساسی است نه خود افغانستان وتغییر در اوضاع داخلی آن بلکه تغییر در اوضاع داخلی وبین المللی منطقه به نفع امریکا است واین در واقع کمترین چیزیست که امریکا میتواند درحل مسئلۀ افغانستان بدان قانع شود.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در اخیر نقطۀ قابل تذکر درهمه این بدائل ـ چه روسی وچه امریکائی ـ اینست که به مثال کشیدن کشورهای معینی فقط برای تجسیم وتمثیل بوده است وافغانستان کنونی هیچگونه قرابتی ازلحاظ تاریخی اوضاع وشرایط داخلی وعوامل وانگیزه های درونی با این کشورها ندارد.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA">ج : بدائل مطروحه در درون جنبش مقاومت افغانستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نیروهای درگیرجنگ مقاومت درافغانستان شدیداً نا همگون اند. ملت بپا خاستۀ ما نیز از طبقات و اقشار اجتماعی متعدد ومتخاصم تشکیل یافته که اکنون همه درگیر یک جنگ میهنی بزرگ با اهداف و سیاستهای متفاوت اند. <span style="color: black;">درکنار کارگران،</span><span style="color: red;"> </span>دهقانان وطبقات وسطی، فئودالیزم نیز با تمام وزنه وامکانات تاریخی خود ـ با استفاده از اوضاع مساعد ملی و بین المللی ـ در جنگ دخیل بوده وسازمانهای سیاسی خود را بوجود آورده است تا در مصاف تاریخی با سرمایه داری دلال بهشت از دست رفتۀ خود را باز یابد. ودر ستیزۀ استعماری فئودالی، خواهان آن راه حل هائی اند که اربابان پشت پرده و یا روی صحنۀ آنها حکم میکنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نیروهای انقلابی جامعه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">با وجود پراگندگی آن درتمام ساحات از بدو کودتای ثور کوشیده است صف مستقل خود را درین نبرد دوران ساز داشته باشد که بدیل انقلابی درمقابل استعمار لجام گسیختۀ روس از طرح ها و راه حلهای ارتجاعی نیز به همان اندازه فاصله دارد که از رفورمو &#8211; کولونیالیزم روسی. طبقات وسطی جامعۀ ما درین میان نتوانسته اند سازمان سیاسی مستقل ویا مؤثر خود را بوجود آورند وبعنوان عناصر دنباله رو درین ماجرا اینطرف و آنطرف دست و پا میزنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً جنگ هرکدام ازین طبقات نیز متکی به سیاست آنهاست و دورنمای تعیین شده و هدف گیری شدۀ آنها با بدائل مطروحۀ ایشان برای افغانستان آینده نیز کاملاً ازهم متفاوت است که ما درین مختصربه چند تای آن اشاراتی خواهیم داشت:</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span lang="FA">ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افغانستان امتداد پاکستان :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">عده ای از نیروهای مقاومت سرنوشت خود را کاملاً به سیاست های مطروحۀ پاکستان بسته اند. و این چیزی عجیبی نیست چه این نیروها درینجا زاده شده، پرورش یافته، وهمه هستی و واقعیت وجودی خود را مرهون زمامداران پاکستان هستند. بناءً نمیتوانند درعلت غایی خود نیزاز ولی نعمت ـ و از آن فراترآفرینندۀ خود ـ دوری گزینند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">پاکستان کشوری تئوپراگماتیستی است که درآن</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> گاهی مذهب درخدمت اهداف پراگماتیستی طبقات حاکم بوده است وزمانی پراگماتیسم آن درخدمت نیروهای سیاسی مذهبی. ولی به هر حال این کشور خود را به عنوان یک کشور ایدئولوژیک مطرح میکند، و ازینکه تاریخ گذشتۀ آن جزئی از تاریخ هند قدیم و یا افغانستان قدیم است با این دو کشور نیز در رابطه و تضاد قرار دارد. از یک جانب پاکستان امتداد هند و افغانستان است ولی از جانب دیگر با ذاتیت سیاسی خود بعد ازجنگ عمومی دوم درتقابل با موجودیت دوکشورفوق نیز قرار گرفته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً سیاست افغانستان این کشوربنابر ماهیت تئو &#8211; پراگماتیستی آن از یک جانب باید منافع پراگماتیستی آنی و دراز مدت این کشور را حمایت نماید و ازجانب دیگرباید امتداد ایدئولوژیک آنرا </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">a la</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جماعت اسلامی در افغانستان متحقق بسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">از لحاظ پراگماتیسم سیاسی مهمترین مسئله که درسیاست افغانی پاکستان مطرح است گرفتن یک قرارداد بین المللی برای شناسائی خط دیورند به عنوان مرز رسمی دو کشور افغانستان و پاکستان است، مسئله ایکه در بیش ازسی سال یکی از نقاط زخم پذیرسیاست خارجی پاکستان بوده است واکنون فرصت طلائی برای التیام آن بوجود آمده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعد ازسقوط امپراطوری&#8221;مرد بیمار اروپا&#8221; در اوایل قرن بیستم مسئلۀ خلافت اسلامی تغییر شکل داد وکشورهای متعددی میخواهند &#8220;کعبۀ آمال&#8221; کشورهای اسلامی گردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">از ترکیه تا ایران، از سعودی تا مصر، از لیبی تا مغرب همگی ادعای رهبری کشورهای اسلامی را دارند و پاکستان نیز درین مسابقه بنابر سلسله اوضاع وشرایط <span style="color: black;">مناسب جایگاه خوبی را احراز کرده است.</span> امتداد نظامی پاکستان درکشورهای عربی وبخصوص کشورهای خاورمیانه وخلیج وامتداد ایدئولوژیک آن بطرف جنوب شرق آسیا واکنون بطرف<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>شمالغرب همگی در واقع تحقق این دکترین است که خود را دراشکال مختلف میپوشاند. ایجاد یک رژیم تئوکراتیک مدل پاکستانی نه تنها این کشور را درمرزهای شمالغربی آن از دیدگاه امنیتی در موقعیتی دلخواه قرار میدهد، بلکه امتداد ایدئولوژیک آن میتواند افغانستان را به خط دفاع اول پاکستان مبدل گرداند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما اکنون سرآن نداریم تا سیاست افغانی پاکستان را در تمام جوانب آن تشریح نمائیم آنچه برای ما ارزش دارد اینست که نیروهای معین افغان نه تنها با این دکترین همراهی دارند بلکه به ابزار بی ارادۀ آن مبدل شده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">بناءً در &#8220;حل سیاسی قضیۀ افغانستان&#8221;</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> برای آنها آزادی واقعی کشوراز قید وبند روابط جابرانۀ امپریالیستی، دموکراسی برای مردمی که تمام هستی خود را در راه آزادی خود نثار کرده اند، وعدالت اجتماعی برای توده های محروم تنها مطرح نیست بلکه این نیروها صریحاً در مقابل آن بنام مخالفت با کفرو الحاد و&#8230; می ایستند به دلیل اینکه رژیم مزدور روسی اینگونه شعارها را بلند کرده است. بناءً بلند کردن این شعار ازطرف هرکس دیگری آنها را در صف &#8220;خلق&#8221; و &#8220;پرچم&#8221; قرار میدهد. این منطق عوامفریبانه فقط وفقط بخاطر اینست که راه را برای تسلط خود و اربابان خود خالی نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جای تعجب نیست که کادرهای رهبری این نیروها صراحتاً اظهار<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>میکنند: مقصد از جهاد ما آزادی افغانستان نیست، بلکه اسلام است؟!! اسلام بدون آزادی، اسلام دراسارت و وابستگی !! وتبلیغ اینکه ناسیونالیسم، میهن دوستی و آزادیخواهی همگی مترادف با کفر است، خلع سلاح کردن مردم ازخواست ها و نیازهای برحق تاریخی شان با ابزار مذهبی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این نیروها در طول هشت سال جنگ ادامه دهندۀ گستاخ و بی آزرم این سیاست بوده است ولی درطی همین مدت آشکار شده است که مردم ما به آزادی میهن وآزادی خویشتن خویش تا آن حدی پیوند دارند که نمی توانند آنرا درمقابل هیچ بدیلی نادیده بگیرند، هرچند این بدیل با کلمات انقلابی ومتبرک پوشانده شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">رهبران این گرایش اگرچه ظاهراً در مقابل شایعات &#8220;حل سیاسی&#8221; واکنش نشان میدهند ولی در واقعیت امر آنها حاضراند حتی با شیطان نیز دست همکاری بدهند مشروط بر اینکه حاکمیت و سروری آنها را بمردم ما تضمین نماید. نمونۀ زد وبند های عده ای از رهبران پشاوری با امین جلاد ونمونه های همکاری رسوای پنجشیر با روس مشت نمونۀ خروار است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هم اکنون روس اشغالگرعده ای ازین قماش مردم را بطورغیابی &#8220;محاکمه&#8221; میکند تا با بزرگ ساختن آنها درذهنیت توده ها روزی بتواند آنها را نیز به عنوان بدیل در راه حل &#8220;سازشی&#8221; مورد استفاده قرار دهد و بدینصورت با سیاست قطعه قطعه کردن مقاومت </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">Piece Meal Policy</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> هریکی را به دامی وبه رنگی در گِرد خود نگهدارد.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span lang="FA">ـ افغانستان امتداد ایران :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شئونیسم وتوسعه جوئی یکی از ارکان سیاست ایران است که هم در زمان شاه و هم در زمان خمینی در مقابل کشورهای همسایه به پیش برده میشد واین سیاست فقط در اشکال و انگیزه های خود تا حدودی ازهم متفاوت است ولی علل واهداف آن باهم یکی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شاه ایران نظر به خلیج دوخته بود وخمینی خلیج وخاور میانه را یکجا هدف خود قرار داده است وشاه ایران تصرف آب هیرمند و هرات را درنطر داشت وخمینی الحاق تمام ولایات غربی ومناطق مرکزی افغانستان را درنظر دارد. شاه ایران بر حق تاریخی &#8221; شاهنشاهی&#8221; اتکاء مینمود وخمینی بر &#8220;ولایت فقیه&#8221; و حق &#8220;الهی&#8221; آن. و بالآخره شاه ایران در خفا و بطورغیر مستقیم وگاهی نیز خجالتی از اهداف توسعه طلبانۀ خود صحبت می نمود ولی خمینی در روشنی افکار جهان بطور مسفقیم و گستاخانه به افغانستان نمایندگان امام را می فرستد تا برسرنوشت مردم تصمیم بگیردند وحل سیاسی قضیۀ افغانستان را نیز در امتداد ولایت فقیه در چار چوب &#8220;اهل الحل والعقد&#8221; اسلامی ممکن میداند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">با این سیاست و این دید دولت ایران نمیتوانست در گیر و دارحادثۀ افغانی نیروهای وابسته ای برای خود دست و پا نکند. این کوشش اشکال و ابعاد گونه گونه ای برای خود گرفت که خود داستانی است طولانی و درد انگیز، ولی آنچه ارزش دارد اینست که ایران اکنون به طور عمده بر روی سه نیروی به ظاهر افغانی اتکاء دارد: سپاه پاسدار، سازمان نصر وحزب الله وگاهی هم حرکت اسلامی. اینها نیروهای مزدور ایرانی اند که منافع ملی ومیهنی خود را فدای سیاست توسعه جویانۀ ایرانی کرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدیل اساسی آنها برای آیندۀ افغانستان ایجاد یک افغانستان ملحق شده به ولایت &#8220;ولایت فقیه&#8221; خمینی است وقتی ازبدیل سیاسی این نیروها صحبت می کنیم باید بطوردقیق ازبدیل دولت ایران صحبت کنیم که به پشتوانۀ این نیروها میخواهد درافغانستان ودر مجامع بین المللی پیاده شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ایران در آغاز مذاکرات ژنو درسال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> طرح خود را برای آیندۀ افغانستان چنین فورمولبندی نمود: اخراج نیروهای روسی وجایگزینی نیروهای صلح اسلامی درافغانستان. یک شورای اسلامی بین المللی مرکب از علمای روحانی کشورهای ضد امپریالیست اسلامی زمام امورافغانستان را بدوش میگیرند و به عنوان دولت مؤقت برای آیندۀ افغانستان زمینه را مساعد میسازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این طرح بسیار روشن و گویا است، حق حاکمیت ملی افغانستان، آزادی آن وسرنوشت آن وقیمومیت سیاسی آن به کشورهای ضد امپریالیست &#8220;اسلامی&#8221; داده میشود آنها نیز این قدرت را درآینده ها مطابق میل خود به نیروهای مزدور و وابستۀ خود میسپارند. البته مقصود ازضد امپریالیست تمایل انحصارگرایی ایرانیست که خود را بدان ملقب میسازد. و درظاهرعربستان سعودی وحتی پاکستان را از اشتراک در نیروهای صلح اسلامی وشورای اسلامی محروم می سازد. مردم افغانستان نیز باید ازین راه حل بی نهایت خرسند باشند چون قیم های جدید آنها به جای کلاه پوست برۀ سایبریایی، عمامه های سیاه وسفید برسردارند. وبجای &#8220;انقلاب&#8221; تیپ روسی به آنها &#8220;انقلاب&#8221; مدل ایرانی به ارمغان می آورند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">البته وقتی در پهلوی این &#8220;شورای اسلامی بین المللی&#8221; چاشنی ولایت فقیه را نیز علاوه کنیم اشتهای سیری ناپذیری توسعه جویی ایرانی که ریشه در سیاست های شاهنشاهی دارد روشنتر به نظر میخورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این سیناریو وقتی تکمیل میشود که ایران در مذاکرات خود برای آیندۀ افغانستان طرح تجزیۀ سه گانۀ افغانستان را مطرح میکند: شمال افغانستان(ازشمال هندوکش به آنسو) به روسیه تعلق میگیرد، ولایات پشتون نشین جنوب ، شرق و غرب به پاکستان و ولایات جنوب غربی تاجیک و بلوچ با مناطق مرکزی به ایران الحاق میشود. این طرح تجزیۀ ایرانی از سال های </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> به اینسو در میان نیروهای وابسته به ایران زمزمه میشود وچه بسا شخصیت های مذهبی میهندوستی که بخاطر مخالفت با اینگونه طرحهای ضدملی و مزدورمنشانه ازجانب ایران مورد تعقیب، آزار وخلع صلاحیت قرار گرفته اند.</span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span lang="FA">ـ افغانستان امتداد عربستان سعودی :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دولت عربستان سعودی از ازدواج سیاسی طرفداران محمد بن عبدالوهاب(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۷۰۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۷۹۲</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میلادی) که در قرن هژدهم سلفیت مذهبی را با جهانگشایی&#8221;اسلامی&#8221; پیوند زده بود همراه با اهل سعود در اوایل قرن بیستم(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) بوجود آمد. این کشور که بنا بر ارقامی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">/</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تمام ذخایر نفتی جهان را دار است دارای ویژه گی های خاصی است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ عربستان سعودی یگانه کشوری است که در آن مذهب وهابی مذهب رسمی و برسر اقتدار آنست، آنچه ازطرف کشورهای اسلامی دیگر به عنوان &#8220;مذهب&#8221; شناخته نمی شود و پیروان آنرا بدعت کاروحتی کافر میدانند. چنانچه وهابیون نیز به عنوان یک جریان &#8220;ظاهری&#8221; دراسلام با بسیاری از معتقدات اسلامی در کشورهای مختلف که ازمحیط وفرهنگ قدیم خود رنگ گرفته است درتقابل و تضاد قرار میگیرد تا آن حدی که دیگر مسلمانان در نزد وهابیون&#8221;مشرک&#8221; هستند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ وهابیت نه تنها بمثابه یک ایدۀ مذهبی درمورد چگونگی تطبیق &#8220;ظاهری&#8221; احکام اسلامی بلکه بعنوان یک فکر جهانگشایانه وتوسعه طلبانه عمل میکند که در قرن نزدهم بنابر توازن قوای معین درجزیرة العرب به شکست انجامیده است و باید بار دیگر در پناه ثروتهای باد آوردۀ نفتی احیاء گردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ شرکتهای نفتی امریکائی بخصوص آرامکو </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">ARAMCO</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> درتثبیت دولت سعودی ودر ترسیم سیاست های داخلی منطقه وبین المللی آن همیشه نقش قاطع وتعیین کننده داشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درآمد نفتی این کشور درسال</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۸۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> به بیش از</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ملیارد دالربالغ میگردد و هزینۀ نظامی عربستان سعودی سالانه در حدود </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ملیون دالر ویا بیشتر </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰٪</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> کل درآمد آنست واین هزینه ایست که به جز از دوازده کشورصنعتی جهان و اسرائیل دیگران تاب آنرا ندارند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این کشور از اواسط سالهای(</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) درمقابل دو جریانی که میخواست تسلط سیاسی خود را بر خاور میانه وکشورهای خلیج تأمین نماید درگیر بود. یکی آن ناصریسم ودیگری رژیم شاهنشاهی ایران. و دراواخر سالهای (</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">) که هر دونیروی مخالف ازمیان برداشته شدند فرصت برای گسترش نفوذ عربستان سعودی روزافزون گشت. جنگ عرب واسرائیل درسال </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و پیامدهای آن اهمیت روزافزون بحرهند ومنطقۀ خلیج دراستراتیژی بین المللی قدرتهای بزرگ، عدم ثبات در منطقۀ جنوب آسیا و مداخلۀ روس درافغانستان همگی عواملی بودند که به گسترش نفوذ عربستان سعودی به طرف شمال کمک میکرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هم اکنون عربستان سعودی درمیان سازمانهای مختلف پشاوری ـ بخصوص بخش اخوانی آن ـ به شدت مشغول فعالیت است. و ازمیان آنها به نفع خود سربازگیری میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعضی از رهبران حزب اسلامی، جمعیت اسلامی وحزب اسلامی (خالص) بعد ازینکه روابطی با عربستان سعودی بهم زدند ازاحزاب اصلی خود جدا شدند وعلم استقلال برافراشتند وعلناً به تبلیغ مواضع وهابیت می پردازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">رهبری اعتقادی در تنظیم آقای سیاف عمدتاً بدست وهابی هاست. وشکل گیری یک جریان وسیع سلفیت یا وهابیت در میان وهابیون افغانستان که قبلاً آنها را &#8220;پنج پیره&#8221; وبدعت کار میدانستند درحال پیشرفت است و&#8221;مهاجرین&#8221; افغانی درکمپها اکنون کار دیگری جز موافقت ویا مخالفت با وهابیها وسلفیها ندارند. این مبارزه تا آن حدی شدید است که دربعضی جاها ادای مراسم مذهبی به این یا آن شکل از طرف مخالفین ویا موافقین وهابیت با حملات مسلحانه وکشت وکشتار همراه بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تعداد زیادی از روشنفکران افغانی که فارغ التحصیل مؤسسات دینی اند و یا خرده معلوماتی در امور مذهبی دارند توسط &#8220;دار الافتاء السعودی&#8221; مورد امتحان؟ وفاداری به وهابیت قرار میگیرند و در صورت مؤفقیت درین امتحان که در واقع سربازگیری اداره های جاسوسی را می ماند ماهوار چهار هزار کلدار معاش میگیرند. عدۀ دیگر که ولاء و وفاداری خود را به دستگاه وهابی به اثبات رسانده باشند ماهوار علی الاقل ده هزار کلدار پول دریافت میدارند که بطور مستقیم ازسعودی برای آنها فرستاده میشود.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">افراد وسازمانهائی که بتوانند وفاداری خود را به وهابیت به اثبات برسانند میتوانند از کمک مادی ـ تسلیحاتی سعودی چه بطور مستقیم ویا غیر مستقیم مطمئن باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اینها همگی گوشه ای ازآن تراژیدی بزرگی است که این ملت قهرمان وتسلیم ناپذیر با آن روبرو است. تراژیدی ایکه عمدتاً تجاوز گستاخانه و بیشرمانۀ روسی توانسته است به عنوان عوارض جانبی اینگونه دمل ها را نیزبر پیکر خونریز ملت ما برویاند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">طرفداران امتداد نفوذ عربستان سعودی درافغانستان بدیل خود را دربوجود آوردن یک حکومت اسلامی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE">a lá</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> عربستان سعودی پنهان نمی کنند. این گروه علی الرغم مخالفت ظاهری شان با حل سیاسی &#8220;ملل متحد&#8221;، خود حاضراند با دولت کابل و روس در تماس های مستقیم وغیرمستقیم قرار گیرند مشروط براینکه اهداف آنها مبنی بر رسیدن به قدرت تضمین شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<h4 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span lang="FA">ـ افغانستان امتداد حاکمیت مردم :</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما چنانچه در بدایل مطروحه تا اکنون دیدیم، کشور ما ومردم ما از جوانب مختلف مورد توطئه ودست درازی قرار گرفته و اکنون که ملت قهرمان و تسلیم ناپذیر ما درمقابل اژدهای روسی سینه سپر کرده و با قربانی بی همتای خود حماسۀ جاودانۀ انسان آزادۀ افغانی را تمثیل میکند، بسیار اند دشمنان دوست نمائی که ملت ما را از پشت خنجر میزنند ومیخواهند از مردم ما به مثابه گوشت دم توپ استفاده کنند، تا اهداف جهانی ویا منطقه ای خود را برآورده سازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">طرح این مسائل ولو بطور بسیار مختصرـ ازین جهت ضروری می نماید که مقاومت ملی مردم ما درمقابل استعمار گر روس در متن اوضاع و شرایط بسیار بغرنج وپیچیده وسلسله عوامل متناقض و زور آزمائی قدرتهای بزرگ بین المللی ـ بزرگ ویا کوچک باید راه خود را به طرف آزادی باز کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">برخی از مردم ما اگر هم گاهی به طور نا آگاهانه از طرحهای یاد شدۀ قبلی طرفداری نمایند، ولی آنچه پر واضح است اینست که مردم غیور و با شهامت ما با تاریخ پرافتخار ضد بیگانه پرستی خود هیچگاهی یوغ اسارت بیگانگان واستعمارگران را برشانۀ خود تحمل نخواهند کرد. مقاومت بیش از هشت سال مردم ما با این مقیاس شگفت انگیز خود دلیل دیگری است براینکه اینن ملت اسارت هیچ قدرتی را پذیرا نیست. ملت ما با ایستادگی روی آزادی خود به همه جهانخواران هشدار داده است که دست از لانۀ عقابان دور نگهدارند وخیال باطل تسخیر این سرزمین وتسلیم مردم آنرا، بطور کامل ودائم از سرخود بدر کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مردم ما به کمتر از آزادی کامل خود قانع نمیشوند که درآن حاکمیت ملی ما به خود مردم ما تعلق گیرد. سرزمین واحد، یکپارچه، متحد ومتکامل ما، موطن حقیقی آرزوها وآمال مردم این مرز وبوم باشد والزامات وشرایط جابرانۀ امپریالیستی از تمام ساحات زندگی ما رخت بر بندد. روابط ظالمانۀ بهره کشی از زندگی آنها طرد گردد تا آنها بتوانند بطور آزادانه وآگاهانه در ساختن تاریخ خود سهمگیری نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA">اگرتا امروزاین آواز برحق و پیروزمند مردم ما</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> در ازدحام حراجی های سیاسی تاجران سرنوشت مردم نا رسا وضعیف جلوه میکند واگر تا اکنون این بدیل نتوانسته است جایگاه لازم خود را در مسیر تاریخ مردم ما اشغال نماید نه به این علت است که مردم ما دارای ساخت اجتماعی قبیلوی بوده و از ایده های مدرن وعصری چیزی نمیدانند و بر خلاف آن می ایستند و نه هم به این دلیل است که مردم افغانستان طبیعتاً مخالف پیشرفت و ترقی و&#8230; هستند بلکه عمدتاً به این دلیل است که جوغیرطبیعی ومصنوعی سیاسی ایجاد شده توسط قدرتهای حریف امپریالیسم روس ودستیاران منطقه ای آنها پردۀ دود غلیظی را بردیده ودل مردم ما پراگنده اند تا درین محیط غبارآلود وسیاه بتوانند به سرنوشت مردم دستبرد بزنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نیروی حریف امپریالیسم روس ـ <span style="color: black;">با دستیاری</span> غیر مستقیم خود روسها ـ در طی هشت سال گذشته آن محیط خفقان آلود وهستریک را بوجود آورده که درآن نه تنها نیروهای بالقوۀ ضد روسی بیطرف میشوند واز صحنه اخراج میگردند بلکه یک شورش مصنوعی توده ای ضد ترقی، پیشرفت، آزادی ورفاه را ایجاد نموده اند که ازآن فقط دشمنان رنگارنگ مردم ما استفاده میبرند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نتیجۀ این سیاستها چنانچه ما در مقالات گذشته نشان داده ایم، جزشکست در مقابل امپریالیسم روس ودرغلطیدن در چنگال اهریمن سیاه ارتجاع چیز دیگری نیست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بناءً طرح یک بدیل ملی ـ انقلابی که بتواند هم در مقابل تجاوز استعمارگر روس بطور محکم بایستد وهم کشور ومردم ما را از دست درازی&#8221;دایه های مهربان تر از مادر&#8221; و دزدان سرگردان مصئون نگهدارد ضرورتی انصراف ناپذیر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">قسمت چهارم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 14.0pt;" lang="FA">در راه طرح یک بدیل ملی و انقلابی :</span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بعد از کودتای هفت ثور کشور ما به یکی از گره های مهم انقلاب جهانی مبدل شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ درینجا بمدت هشت سال پیهم مبارزۀ مسلحانۀ توده ای شگفت انگیزی علیه سوسیال امپریالیسم روس درجریان است که درهیچ جای دنیا چنین نبوده ونیست. این یکی از ویژگی های جنبش مقاومت ماست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ تغییر درتوازن قوا در افغانستان بطور قطع توازنات منطقه وحتی خاورمیانه را تحت تأثیر خود قرار میدهد. افغانستان علی الاقل درتاریخ معاصر خود هیچگاهی از چنین موقعیت استراتیژیک برخوردار نبوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ اکنون اگر روس امپریالیستی بطور گستاخانه ای به کشور ما تجاوز نموده، این تجاوز <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>نظامی مستقیم عکس العمل گستردۀ نیروهای بین المللی را سبب گشته است وحالا بسیاری از کشورها منافع بالفعل ویا بالقوۀ خود را در کشور ما جستجو وحمایت میکنند. کشورما در تاریخ معاصر خود هیچگاه به چنین درجه ای محل تلاقی وکشمکش منافع قدرتهای بزرگ نبوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>جنگ مقاومت ضد روسی بنیان زندگی اجتماعی، سیاسی، فکری و فرهنگی جامعۀ ما را دچاردگرگونیهای متعددی کرده است. این تغییرات علی الرغم مضمون تراژیک وغم انگیز آن برخلاف ارادۀ روس اشغالگر در تحلیل نهایی میتواند عامل ذهنی مثبتی در بیداری شورانگیز ملت ما و درنتیجه در تغییر ساختار اجتماعی وطرد استعمار وامپریالیسم از کشور ما گردد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ علی الرغم اینکه نیروهای ارتجاعی وتاریخزده در ورای شعار مبارزه علیه استعمارگر روس توانسته اند عده ای از نیروهای توده ای را به دنبال خود بکشانند وشبکۀ روابط منطقه وبین المللی خود را بر پایۀ سروری آینده گسترده اند ولی جریان پوسیدگی و فساد این نیروها به عنوان یک فرایند اجتناب ناپذیر تاریخی درحرکت است که هیچکس نمیتواند ازآن جلو گیرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ نیروهای انقلابی جامعه اگرچه اکثراً از ساحت داغ مبارزۀ ضد استعماری ـ بنابر علل معینی ـ دوری گرفته ودر نتیجه بنابراین دوری از لحاظ ایدئولوژیک وسازماندهی در وضع اسفناکی به سر میبرند ولی مرزبندی میان عناصر استوار و وفادار به انقلاب وعناصر فریبکار خزیده در صفوف نیروهای انقلابی روزتا روز روشنترو دقیقتر میگردد واین خود میلاد یک کیفیت نوین در میان این نیروها ـ که از بی عملی ولافزنی همانقدر فاصله داشته باشند که ازانحلال اعتقادی سیاسی و دنباله روی ـ مژده میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بدینصورت کوشش در راه طرح یک بدیل ملی وانقلابی برای &#8220;حل قضیۀ افغانستان&#8221; عینیت سیاسی وتاریخی خود را کمائی میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما از اول مقاله گفته ایم که ما طرفدار جنگ عادلانۀ مردم علیه امپریالیسم روس ومخالف سرسخت و شکست ناپذیر جنگ غیرعادلانه، توسعه جویانه وامپریالیستی روس در افغانستان هستیم، و از اول جنگ مقاومت خلق خود با ازخود گذشتگی وجانبازی بینظیری درین &#8220;پویه حماسی&#8221; اشتراک ورزیده ایم وهم اکنون نیز تیر و شمشیر سنگرداران ما سینۀ پرکینۀ دشمن را میدرد وآتش فروزان نبرد ما تا رد پایی از دشمن وجود داشته باشد همچنان فروزان است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چنانچه به همین مقدارنیز ما طرفدار صلح عادلانه و شرافتمندانه، واقعی و دوامدار برای مردم خود هستیم ومخالف سرسخت &#8220;صلح&#8221; غیرعادلانه، تحمیلی وتوطئه گرانه میباشیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در واقعیت امرجنگ عادلانۀ ما برای صلح عادلانه وجنگ پرافتخاروشرافتمندانۀ ضد امپریالیستی ما برای رسیدن به صلحی شرافتمندانه و واقعی و دوامدار است<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و میان این دو رابطۀ ناگسستنی وجود دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ولی صلح عادلانه را از &#8220;صلح&#8221; غیرعادلانه چگونه میتوان تفکیک کرد؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما از لحاظ تئوریک مبانی سیاسی یک صلح عادلانه را در قسمت اول مقال تشریح کردیم ولی باید اکنون درکشور خود ما و در شرایط مشخص خویش معیارهای دقیق و روشن این صلح عادلانه را پی ریزی نمائیم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">اخراج فوری، کامل و بدون قید وشرط نیروهای اشغالگر از افغانستان:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>آقای گورباچوف سردمدار جوان امپریالیسم روس که درمکیدن خون خلقها وعظمت طلبی روسی اشتهای بیش از اسلاف گندیده و بدنام خود دارد، چند روز قبل در ولادی واستک خروج </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> غند عساکر اشغالگر خود را تا اخیر سال از افغانستان وعده داد و(وسیلی ساخروفچوک) نمایندۀ روس امپریالیستی درملل متحد اعلام نمود که اگرغرب &#8220;حسن نیت&#8221; نشان دهد روس قدمهای دیگری نیز بر میدارد ـ نمایندۀ مزدور دولت دست نشاندۀ کابل در مذاکرات ژنو خروج نیروهای روسی را درچهار سال بعد از قرارداد وتضمین های بین المللی و &#8230; وعده میدهد. وشروط سه گانۀ دیگر آن که عدم مداخله در اموردولت مزدور کابل (به معنی پذیرش آن ازطرف جامعۀ بین المللی ومردم افغانستان) تضمین های بین المللی برای حفظ حاکمیت مزدورانۀ آنها در افغانستان وفرستادن سه ملیون آواره برای تحکیم پایه های مزدوری آنهاست به توافق؟ رسیده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اگر طرح آقای گورباچف را جدی تلقی نمائیم با یک محاسبۀ کوچک معلوم میگردد که نیروهای </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> هزار نفری روسی در شرایطی که موانع برای آنها بوجود نیاید سالانه </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">هزار نفربه کشور خود عقب نشینی میکنند. بنابرین مردم افغانستان وجامعۀ بین المللی باید بیست سال را برای حرکت نهائی &#8220;خرس قطبی&#8221; به موازات قطب شمال در نظر بگیرند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در پرتو طرح</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">آقای گورباچف</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">پیشنهاد دلقک افغانی آن شاه محمد دوست که خروج نیروهای روسی را در چهار سال در نظر میگیرد مشروط به سلسله شرایطی است که در تحلیل نهایی پذیرش موقف استعماری افغانستان توسط جامعۀ بین المللی و نابود کردن مقاومت افغانستان، عناصر آن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بناءً دیده میشود که اخراج دوامدار جزئی ومشروط نیروهای روسی از افغانستان در خدمت تثبیت استعمار روس ونابودی مردم ما ومقاومت ملی ماست. لذا تأکید بر روی اخراج فوری، کامل وبدون قید وشرط روسی اولین معیار صلح عادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="text-decoration: underline;">اعتراف وتضمین بین المللی به حق حاکمیت ملی، تمامیت ارضی مردم افغانستان وعدم مداخلۀ مستقیم و یا غیر مستقیم، مخفی ویا علنی امپریالیسم بخصوص امپریالیسم روس در امور داخلی افغانستان:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">هم اکنون امپریالیسم روس در مورد رژیم سیاسی آیندۀ مردم ما، در بارۀ شیوۀ رهبری کشور ما، نیروهائی که باید این رهبری را به دوش گیرند و در بارۀ ساخت آیندۀ اقتصادی جامعۀ ما بیشرمانه ادعاهائی دارد. گرچه این ادعاها فقط وفقط چهرۀ امپریالیستی روس را آشکار میسازد وبرای مردم ما هیچگونه ارزشی ندارد ولی از جانب دیگر نیات مداخله گرانه وامپریالیستی روس را درمورد آیندۀ افغانستان بخوبی نشان میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">روس امپریالیستی از سالهای </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۸۱</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> به اینطرف مردم واخان را با زور وجبراستعماری ازخاک وسرزمین شان رانده وآن قطعه از پیکرسرزمین ما را حتی از زیر ادارۀ حکومت مزدور خود نیز بیرون کشیده است. واخان اکنون به پایگاه نظامی روس برای تهدید علیه چین، پاکستان واحیاناً هندوستان مبدل شده وبدینصورت تمامیت ارضی ما در زیر چکمه های عساکراشغالگرجریحه دارگشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دستگاه جاسوسی </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE">KGB</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> اکنون با ساختن خاد مدل </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="DE">KGB</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> وتربیت عناصری از مزوران ایرانی و پاکستانی در افغانستان کشور ما را به پایگاه فعالیت های جاسوسی خود علیه مردم ما وعلیه کشورهای همسایۀ ما مبدل گردانیده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بدینصورت قطع تمام این ریشه های زهرناک وپاک کردن ساحت سرزمین مقدس ما از لوث بازمانده های استعمار ضرورتی انصراف ناپذیر و یکی دیگر ازمعیارهای صلح عادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">هرصلحی که در مورد حق حاکمیت ملی ما به هرشکلی از اشکال و به هر درجه ای نرمش نشان دهد تجزیه حتی یک وجب ازخاک ما را نادیده بگیرد و با مداخلات مستقیم، غیر مستقیم، مخفی و یا علنی امپریالیسم روس را تحمل نماید، صلحی عادلانه نخواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="text-decoration: underline;">سپردن حق حاکمیت ملی افغانستان به نمایندگان منتخب مردم و درقدم اول به نیروهای مجاهد افغانی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">این یک راز افشاء شدۀ بین المللی است که قدرت های بزرگ از دیر زمانی شخصیت ها و یا نیروهای میانگین را جستجو میکنند تا جانشین وضع فعلی گردند. و یا میکوشند در زیر نام &#8220;آشتی ملی&#8221; عناصری را گرد آورند وسرنوشت مردم ما را برای آنها بسپرند. این تخطی واضح وغیرقابل تحمل بر حق حاکمیت ملی مردم افغانستان است. گرچه ما را عقیده برین است که هرافغانی که مانند&#8221;خلق&#8221; و &#8220;پرچم&#8221; به خیانت ملی متهم نباشد اصولاً حق دارد داعیۀ رهبری مردم خود را داشته باشد وخود را در معرض قضاوت مردم خود قرار دهد و این مردم هستند که از جمع مدعیان رهبری، اصیل ترین وانقلابی ترین گروه ولایه های اجتماعی و از متن آن ستاد رهبری خود را از مجمرآتش انقلاب برمیگزینند. ولی تعیین اشخاص معینی که بتواند مصالح روسی وغربی راهمزمان پاسداری نموده وبه اصطلاح &#8220;آشتی ملی&#8221; بوجود آورد، در واقع کتمان کردن خیانتها وجنایت هایی است که روسها ومزدوران آن در افغانستان مرتکب شده اند ومیان مردم ما وآنها دریایی از خون وآتش حایل است. هرنیرو وشخصیتی که بخواهد مثابه پل منافع دو ابر قدرت عمل کند ومردم ما را ازتصمیم گیری فعالانه وآگاهانه در مورد سرنوشت آیندۀ شان باز دارد بطورعینی مثابه عامل استعمارگر روس عمل میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">لذا پذیرش هرنیرو و یا شخصیت خارج از ارادۀ مردم ما مطابق به آرزوها ومصالح قدرتهای بزرگ درتضاد با صلح عادلانه قرار دارد وکسانیکه بدان گردن بگذارند در واقع یکی از ارکان صلح عادلانه را زیر پا گذاشته اند. حاکمیت ملی بخود مردم، بخصوص مردمیکه در راه آزادی افغانستان خونبهای بزرگی را پذیرا شده اند، تعلق دارد تا این حاکمیت را توسط ارگانهای انتخابی خود مردم اعمال کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">تحمیل شخصیتهای مومیایی شده و مونتاژ شده در فابریکه های توطئۀ خارجی بر مردم ما ومقدرات ما تخطی بزرگی از حق حاکمیت ملی مردم ماست و بدینصورت سپردن <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حق حاکمیت ملی مردم ما بخود آنها و بخصوص کسانیکه خونبهای آزادی را با هستی خود پرداخته اند، یکی دیگراز معیارهای صلح عادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="text-decoration: underline;">تحقق وپاسدای از آزادی ملی واقعی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما طوریکه درصفحات قبلی نشان دادیم کشور ما اکنون در مرکز توجۀ قدرتهای متعدد و</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA">متضاد بین المللی ومنطقه ای قرار گرفته است</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> وخطر این میرود که با شکست امپریالیسم روس، درتحت تأثیر این روحیۀ ضد امپریالیسم روسی، در بند دیگر امپریالیست ها ویا قدرتهای منطقه قرار گیرد. آنچه ازهم اکنون توسط آنها مذبوحانه<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>برنامه ریزی میشود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ما را عقیده برین است که مردم ما بدین خاطر درمقابل استعمارگر روس نایستاده اند تا راه را برای امپریالیست های حریف آن باز کنند و ما چنانچه دست درازی قدرتهای بزرگ را پذیرا نشده ایم، دست درازی و مداخلات قدرتهای کوچک بین المللی ومنطقه را نیز به هیچصورتی نخواهیم پذیرفت. چه این مداخلات در زیر نام اشتراک سرنوشت وزبان، کلتور ومذهب باشد و یا در لباس متبرک دیگر پوشانده شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">پاسداری</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">از آزادی ملی واقعی به مفهوم حفظ استقلال کشور وعدم وابستگی به قدرتهای خارجی بیگانه واستواری روی خط مشی مستقل ملی وانقلابی به مفهوم مبارزۀ قاطع علیه استعمار، امپریالیسم، نژادگرایی، صهیونیزم، دفاع فعال از مبارزات آزادیخواهانۀ خلقها، ملل وکشورهای اسیر ودربند، دفاع از ترقی وپیشرفت اجتماعی از موضع زحمتکشان برای رسیدن به جامعۀ فارغ از ستم ملی و طبقاتی، اشتراک فعال درقضایای بین المللی بر پایۀ روابط مساویانه وعادلانه با کشورهای دارای نظامهای سیاسی متفاوت وهمکاری وهمبستگی صمیمانه با آن نیروهائیکه مستقل از دایرۀ نفوذ ابرقدرتها وامپریالیستها برای آزادی مردم خود مبارزه میکنند و &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">خلاصه دشمنی با دشمنان آزادی، دموکراسی، ترقی اجتماعی ودوستی وهمبستگی با مبارزان واقعی راه آزادی، دموکراسی و ترقی اجتماعی عناصر اساسی صلح عادلانه اند و تخطی از آنها صلح عادلانه را خدشه دارمیسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="text-decoration: underline;">پذیرش دموکراسی بعنوان ضرورتی تاریخی برای اعمار جامعه بعد از جنگ افغانستان:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">تاریخ کشورما وتمام کشورهای جهان نشاندهندۀ اینست که امپریالیسم استعمار وبهره کشی با دور کردن مردم ازصحنۀ زندگی فعال اجتماعی وسیاسی همراه بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دیکتاتوری ـ بمفهوم دورکردن مردم زحمتکش از ساختن آگاهانه وفعالانۀ تاریخ شان ـ همیشه همزاد و همراه استعمار وامپریالیسم بوده است. یا همراه با امپریالیسم زندگی میکند هستی و نیستی اش بدان مربوط است ـ مانند رژیم فاشیستی دست نشاندۀ روس درافغانستان ـ و یا جاده صاف کن امپریالیسم واستعماربوده است ـ مانند رژیم های دوران قبل ازکودتای ثورـ .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">برای اینکه این فاجعۀ ملی ـ تاریخی دوباره تکرارنشود هیچ تضمینی به جز دموکراسی <span style="color: black;">برای توده های مردم واشتراک فعالانه</span><span style="color: #c00000;"> </span><span style="color: black;">و</span> آگاهانۀ آنها در زندگی سیاسی و اجتماعی نیست. بخصوص اینکه اکنون ملت ما همگی با سلاح های گرم وثقیل مسلح اند. در صورتیکه دموکراسی واقعی پایۀ مناسبات درونی جامعۀ ما را تشکیل ندهد، کشور ما بصورت حتم شکار دست درازیهای قدرتهای بین المللی ومنطقه میگردد. نمونۀ لبنان کنونی پیش چشم ماست. بدینصورت پذیرش دموکراسی واقعی به عنوان اصل رهنمای زندگی سیاسی واجتماعی آیندۀ ما ارتباط عمیقی با آزادی ملی دارد که درصورت تخطی از آن نمیتوان صلح عادلانه، شرافتمندانه و دوامدار را درکشور تأمین نمود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">عناصر ونیروهائیکه ازین اصل غافل میمانند و یا خود را در زیر سایۀ پیل بزرگ می پندارند<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>وبا انحصارگری احمقانه میخواهند با چند تا تفنگ خیراتی بر مقدرات مردم ما نی سواری کنند باید بدانند که بطورعمد و یا اصرارمیخواهند عمراستعمار را درکشور ما دراز سازند، مردم را ازگرفتن آگاهی محروم و آنها را از تصمیم گیری برسرنوشت شان بدور ساخته وبدینصورت به ادامۀ عمر نکبتبار استعمار کمک میکنند. چنین است که پذیرش دموکراسی به عنوان تعیین کنندۀ روابط درونی جامعۀ ما، بعنوان معیاری برای صلح عادلانه معقولیت وعینیت خود را می یابد. صلح عادلانه هیچگاهی در پناه &#8220;حاکم مستبد عادل&#8221; به وجود نیامده ودرافغانستان نیز به وجود نمی آید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ـ <span style="text-decoration: underline;">پایه گذاری یک نظام عادلانۀ اجتماعی ودادن حق تعیین سرنوشت اجتماعی برای محرومین جامعه:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">امپریالیسم روس اساساً برای استثمار بیرحمانه و بیحد وحصرمردم ما به این کشور لشکرکشی نموده است وجنگ کنونی آن پایه درمنافع آزمندانۀ اقتصادی همراه با گسترش استراتیژیک آن بطرف جنوب دارد که آنرا به بحرهند و خلیج فارس نزدیک میسازد. <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بدین صورت استعمار روسی برخلاف آنچه بر رخ خود نقاب&#8221;اصلاحات&#8221; اجتماعی و&#8221;سوسیالیستی&#8221; کشیده است از جابرانه ترین و بیرحمانه ترین اشکال مناسبات اجتماعی در جامعۀ ما نمایندگی میکند: گاز طبیعی ما را میدزدد، فارم های زراعتی ما(دولتی وغیر دولتی) امتداد کارخانه های روسی میگردد، بازارهای ما از فرآوردهای روسی پرمیشود ودسترنج کارگران ودهقانان ما به قیمت ارزان به روسیه صادرمیگردد. اینها انواع مختلفی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازبهره کشی روسی درافغانستان است که مناسبات غیرانسانی فئودالی نیزدرپناه آن تجدید حیات میکند. سرنگون کردن این روابط جابرانه در واقع هدف جنگ عادلانۀ ماست. آزاد کردن مردم ما از وابستگی اقتصادی ـ اجتماعی و الغای روابط و مناسبات امپریالیستی روسی آن الزام وپیش شرط اساسی است که بدون آن نمیتوان ازصلح عادلانه وشرافتمندانه یاد نمود. به عبارت دیگر اگر آزادی وطن با آزادی هموطن توأم نگردد آن آزادی بجزعوامفریبی چیز دیگری نیست. و آزادی هموطن فقط ازخلال پایه گذاری روابط عادلانۀ اجتماعی ویک نظام اقتصادی ـ اجتماعی که درآن همه مردم بخصوص رنجبران وزحمتکشان کشور ثمرۀ دسترنج زحمات و فداکاری های خود را برچینند، ضرورتی انصراف نا پذیر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازجانب دیگرما عمیقاً عقیده داریم که ظلم ملی یا امپریالیستی با ظلم اجتماعی روابط ناگسستنی دارد یکی دیگری را تقویت میکند ویکی هم پیآمد دیگری است. تجربۀ کشور ما چنین بوده است که امپریالیسم روس درطی یکربع قرن همیشه پشتیبان ارتجاع وظلم اجتماعی درکشورما بوده است و درعین حال ازخلال روابط ظالمانۀ اجتماعی بود که عده ای وطنفروش توانستند با عوامفریبی بر گردۀ مردم ما سوارشوند وبه عنوان ابزار خیانت وجنایت در دست روس استعمارگر قرار بگیرند. این تجربۀ تلخ تاریخی باید برای ما که به قیمت خون بیش ازیک ملیون انسان بدست آمده است فراموش ناشدنی باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدینصورت آزادی ملی واقعی با آزادی اجتماعی وحق تعیین سرنوشت ملی با حق تعیین سرنوشت اجتماعی رابطۀ ارگانیک وغیر قابل انفصال خود را می یابد که یکی دیگری را تقویت میکند ونبود یکی به فقدان دیگری منتهی میشود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ<span style="text-decoration: underline;"> الغای تمام قرارداد های ننگین واسارتبار امپریالیستی وبخصوص قراردادهای بین دولت مزدور وامپریالیسم روس واقمار آن:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم روس از سال های</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۵۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> باینسو به نفوذ &#8220;آرام&#8221; وهمه جانبه درکشور ما پرداخت و بالآخره ازخلال قراردادهای جابرانۀ امپریالیستی درکشورما موقعیت مناسبی را بدست آورد که بتواند ستون پنجم خود &#8220;خلق&#8221; و &#8220;پرچم&#8221; را بوجود آورد و دست به توطئه علیه یاران وهمکاران سابق خود بزند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعد ازکودتای هفت ثور که زمام امور کشورما کاملاً بدست مزدوران روس<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افتید، امپریالیسم جنایت پیشۀ روس ازخلال جنایات بیشمار خود برخلق ما ، کشور ما را در شبکه ای ازقراردادهای ننگین واسارتبار امپریالیستی پیچاند تا این واقعیت وجودی سند قراردادی وحقوقی خود را نیز داشته باشد.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم روس لشکرکشی غادرانۀ خود را به کشور ما مطابق به قرارداد دسامبر </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹۷۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تره کی ـ برژنف میداند که مادۀ پنجم آن به روسیۀ امپریالیستی حق لشکرکشی ومداخله در امور کشور ما را داده است. این مشت نمونۀ خرواراست وکشور ما از خلال صدها وهزارها قرارداد علنی ومخفی در دام جهانگشائی روس امپریالیستی گیرافتاده است. اعلان صریح وجسورانه<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اینکه ما تمام قراردادهای جابرانه و ننگین اسارت امپریالیستی را به طور کامل ملغی اعلام داشته وهیچ گاه و به هیچ صورت اینگونه قرارداد ها را به رسمیت نخواهیم شناخت، پافشاری روی یکی از ارکان صلح عادلانه است. چه این قرارداد ها توسط مشتی عمال میهن فروش، خاین وبی اراده با ارباب آن عقد گردیده وهیچ گونه رابطۀ قانونی آزادانه میان مردم دلیر و با شهامت ما وامپریالیسم روس را بازگو نمی کند. <span style="color: black;">ملتوی</span> گذاشتن این موضوع مهم و یا برخورد دوگانه &#8220;هم به میخ وهم به نعل&#8221; پذیرش تسلط امپریالیستی روس دراشکال ظریفانه ترآن ومخالف صریح آزادی ملی واقعی مردم ماست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">جبران خسارات برای مردمی که از تجاوز روس متضرر شده اند بخصوص خانوادۀ شهدا، زندانیان و مهاجرین و &#8230; :</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">امپریالیسم روس جنایات غیر قابل وصفی راعلیه مردم ما مرتکب شده است</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">. مردم ما را قتل عام کرده، زندانی نموده شکنجه وتحقیر کرده، شهرها و روستاهای ما را بمباردمان نموده، ملیون ها انسان را ازخانه وکاشانۀ شان بی ریشه و در بدر ساخته وملیاردها دلار ثروت ملی ما را برباد داده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قربانی های این جنایت تاریخی نباید بنام &#8220;صلح خواهی&#8221; به فراموشی سپرده شود زیرا مردم غیور ما که ملیاردها دلار ثروتهای مادی چنانچه ثروتهای غیر قابل حساب معنوی خود را درین جنگ ازدست داده اند بعد از ختم آن نمی توانند سالهای سال وضع زندگی خود وزخمهای ناشی ازین جنگ تجاوزکارانه را التیام بخشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدیصورت جبران خسارات برای آنها ازجانب امپریالیسم روس ـ چنانچه یک برنامۀ وسیع بازسازی زندگی مردم متضرر شده ـ که توسط ملل متحد و دیگرمؤسسات بین المللی تمویل گردد تحت اداره ونظارت نمایندگان اصیل مردم ضرورت اجتناب ناپذیر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">عدم توجه بدین نکته از یک جانب متجاوزین بین المللی را تشجیع میکند که هربار دلشان خواست به کشورهای کوچک تجاوز نمایند، غارت وچپاول کنند وقتل عام نمایند و در اخیر نیز بر مردم منت بگذارند و به طویله های خود برگردند، ازجانب دیگر قربانیان جنگ وفاشیسم روس را به فراموش خانۀ دربدری، فلاکت و بدبختی می سپرد که در تکامل اجتماعی آیندۀ کشورما اثرات منفی عمیقی بجا خواهد گذاشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدینصورت مطالبۀ جبران خساره از روس امپریالیستی وتعهد نیروهای انقلابی به کمک بی شایبه برای این قربانیان وخانواده هایشان بعنوان سپاس بی ریا و بی آلایش از استواری وجانبازی آنها، یکی از معیارها و ضوابط صلح عادلانه است که بدون در نظرگرفتن و تأکید روی آن صلح ما با امپریالیسم روس عادلانه نی، بلکه غیر عادلانه، قدرت طلبانه وظالمانه خواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">رسیدگی به اعدام شدگان، زندانیان سیاسی وگم شدگان ومجازات قاتلین و عاملین آنها طبق قوانین ملی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم روس در طول هشت سال گذشته بیش از یک ملیون برادران و خواهران ما را کشته است واکنون بیش از صدهزار از دلاوران مردم در زندانها وسیاه چالهای روسی به سر می برند و به همین تعداد افراد نیز دزدیده شده و در مورد بود ونبود، زندگی ومرگ آنها به خانواده های شان هیچ چیزی گفته نمیشود. اجساد قربانیان فاشیسم روسی به خانواده های شان سپرده نمی شود وحتی زندانیان از دیدارهای عادی با خانواده های شان محروم هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">رسیدگی به لست اعدام شدگان، چنانچه به زندانیان سیاسی وگم شدگان، ومجازات قاتلین وعاملین آنها یکی ازضوابط اساسی است که بدون آن صلح ما با امپریالیسم روس نمیتواند عادلانه تلقی شود. فراموش کردن برادران و خواهران شهید ما وعدم توجه به رنجی که زندانیان دلاور ما درشکنجه گاه های روسی متحمل شده اند، صلح ما را با دشمن از محتوای انسانی وانقلابی آن تهی میکند وصلح عادلانه نخواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم روس وسگ چوچه های آن باید به مردم ما ازین خونریزی های بی شمارحساب بدهند وعاملین آن باید به جزای کردارخود برسند. این یکی دیگرازمعیارهای صلح عادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">مجازات خائنین ملی، جنایتکاران جنگ( از روسها تا&#8221;پرچمیها&#8221;-&#8220;خلقیها&#8221;) دریک محکمۀ علنی در حضور افکار جهانی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم روس ومزدوران آن در افغانستان که مردم ما را قتل عام کرده، شهرها وقصبات ما را به آتش کشیده اند وصدها جنایت بزرگ تاریخی دیگر را درحق مردم ما روا داشته اند، باید اقلاً دردونکته به ضمیر و وجدان جهانی حساب بدهند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">الف: عده ای ازعناصرمیهن فروش</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به وطن خیانت کرده وبنام سیاست بازی وبقدرت رسیدن دست دردست یک نیروی بیگانه بر رخ مردم خود شمشیر کشیدند ومقدرات <span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مردم ما را به بیگانه ها تسلیم کردند و بزرگترین تراژدی عصر ما را که با تراژدی های فاشیسم هیتلری پهلومیزند و از آن سبقت میگیرد، بوجود آوردند. این عده آشکارا خائنین ملی اند و باید توسط یک محکمۀ توده ای عالی که درآن نمایندگان مجاهدین، نمایندگان ملیت ها واقوام ونمایندگان منتخب مردم وجود داشته باشند بطورعلنی محاکمه گردند ومطابق به حجم وشدت جرایم خود به مجازات برسند. بخصوص سردمداران &#8220;پرچمی&#8221; و &#8220;خلقی&#8221; که بطور آگاهانه به میهن ومردم خود خیانت کرده اند باید بدون دلسوزی به مجازات برسند وکسانیکه جنایات بزرگی را درحق مردم خود انجام داده اند نباید از چنگ عدالت بگریزند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">ب: مناسبات مردم ما با امپریالیسم روس در کتگوری</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> قوانین زمان جنگ مطالعه میشود. امپریالیسم روس بارها توسط عناصر طرفدار خود ازمجاهدین خواسته است که با اسرای جنگی روسی طبق قوانین بین المللی جنگ رفتار نمایند. ولی امپریالیسم روس در طول هشت سال تجاوز خود هیچگاه قوانین جنگ را در مناسبات خود با مرددم ما مراعات نکرده است: زندانیان ما را مطابق قوانین جنگ محاکمه نمی کند و با مجاهدین مطابق قوانین بین المللی جنگ برخورد ندارد. از بمب های ناپالم، کیمیاوی وبمب های طوطی که در آن افراد بیگناه کشته میشوند و یا بمباران مناطق مسکونی برای ضربت زدن به روحیات مردم استفاده مینماید که اینها در قوانین قبول شدۀ بین المللی جرایم نابخشودنی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">سلوکیات ارتش اشغالگر روسی درافغانستان تابع هیچ نظم وانضباطی نیست وحتی خود دولت مزدور نیز نمی تواند آنها را محاکمه کند. بناءً هزاران مورد وجود دارد که درعرف قوانین جزائی بین المللی بنام جرایم جنگ وجرایم ضد بشریت یاد میشود مانند: قتل عام، آتش سوزی بدون درنظرداشت نیروهای مدنی، استفاده از ناپالم، بمب های کیمیاوی، بمباران مناطق مسکونی و &#8230; علاوه بر اینکه روسها با تجاوز بیشرمانۀ خود به کشور ما تمام نورم های بین المللی را زیر پا گذاشته وهیچگونه حقی درکشور ما ندارند و این خود بزرگترین جنایتی است که بر مردم ما تحمیل کرده اند ولی درچارچوب یک ارتش استعماری نیز اعمال وکردار آن جزء جرایم جنگ وجرایم ضد بشریت بشمار میرود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قتل عام کراله، قتل عام درلوگر، قتل عام درکلکان، زهر دادن اطفال مکاتب به دلیل <span style="color: black;">مخالفت شان با حضور روس و</span> &#8230; تومار طویلی ازجنایات ضد بشریت روس است که جزء جرایم جنگ به شمار میرود و در محکمه های خلق در استوکهلم، پاریس و درین اواخر در ناروی به اثبات رسیده است. برگزاری یک محکمۀ بین المللی مانند محکمۀ &#8220;نورنبرگ&#8221; برای محاکمۀ مجرمین جنگ در اخیر جنگ افغانستان ضرورتی انصراف ناپذیر است. ما باید به شدت ازافکارعامۀ جهانی خواستار دایرکردن چنین محکمۀ بین المللی گردیم وخود درپی تکمیل دوسیه واسناد اثباتیۀ آن برآئیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درین محکمه بطور حتم پای بزرگترین جنایتکاران قرن مانند برژنف، اوستینوف، گرومیکو و &#8230; همراه با مزدوران آن تره کی، امین جلاد، ببرک ونجیب و &#8230; شامل است. این یکی از ارکان وعناصرغیر قابل انصراف صلح عادلانۀ مردم ماست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما به طور مختصر در ده ماده عناصر ومعیارهای صلح عادلانه را به بحث گذاشتیم وعمداً از بحث مفصل روی آن خود داری نمودیم. ولی این صلح عادلانه از کدام راه متحقق میشود، شیوه ها و راه های رسیدن بدان آیا از طریق تکدی ازقدرتهای بزرگ و یا مراحم روسی حاصل میگردد و یا خیر؟ این سؤالیست که باید در اخیر این مقال بدان بطور مختصر پاسخ بگوئیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">راه ها وشیوه های رسیدن به صلح عادلانه:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم جنایت پیشۀ روس درتحت شرایط و اوضاع سیاسی ـ نظامی و اوضاع بین المللی موجود حاضر نیست به شکست کامل برنامه های خود درکشور ما اعتراف نماید. هنوز هم طمع خام شکست مردم ما و انقیاد ملت ما درمغز بیمار امپریالیسم روس، وسواس های پیروزی نظامی وسیاسی را برمیانگیزد، لذا حاضر نیست یک صلح عادلانه و شرافتمندانه را که درآن آزادی کامل ملت ما همزمان با شکست روس مسجل گردد، بپذیرد وخواستار&#8221;صلح&#8221; مطابق به میل خود است. &#8220;صلحی&#8221; که منافع آنرا حفظ نماید. مزدوران آنرا بر سریر حکمرانی نگهدارد وعقب نشینی او را از افغانستان با &#8220;حفظ آبرو&#8221; تأمین نماید و &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اینها همه عناصر یک صلح غیرشرافتمندانه، تحمیلی و زورگویانۀ امپریالیستی است که فقط منطق واژگونۀ امپریالیستی پایۀ آنرا میسازد و در منطق آزادیخواهان وانقلابین چیزی جز تسلیم وانقیاد معنی نمیدهد، آنچه مردم ما آنرا تا اکنون نپذیرفته و در آینده نیز نخواهد پذیرفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی آیا با این وضع میتوان به یک صلح شرافتمندانه، عادلانه، واقعی و دوامدار امید داشت؟ بلی ما میتوانیم به صلحی که عناصر ده گانۀ آنرا برشمردیم امیدوار باشیم، و به وصول بدان اعتقاد داشته باشیم مشروط براینکه راه وشیوۀ درست رسیدن بدان را برگزینیم که چند تای مهم آنرا درپائین بطور مختصری می شمریم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">پافشاری روی جنگ توده ای طولانی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>جنگ توده ای طولانی مستلزم چند مسئله است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ پافشاری روی مبارزۀ مسلحانه بمثابه عمده ترین شکل مبارزه ضد استعمار روس.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ سیاسی ساختن جنگ بمفهوم بردن آگاهی ملی وآگاهی اجتماعی درمیان مجاهدان راه آزادی و ارتقای جنگ از حالت ایله جار به طرف جنگ هدفمند وآگاهانه.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ بسیج عمومی و دوامدار توده ها تادر پیروزی ها وشکست ها وپیچ وخم مبارزه اعتماد و امیدواری خود را به پیروزی از دست نداده ودرهرحالت برای یک جنگ دراز مدت آمادگی داشته باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ تغییر شیوه های جنگی مطابق به تکامل جنگ وتقسیم بندی جدید نظامی براساس نیروهای دفاع از خود توده ای(در سطح هرمنطقه)، چریکهای مسلح مردم(درسطح هر منطقه) و نیرو های مسلح مردم ( در سطح ملی) مطابق به تکامل اوضاع درهر منطقه.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ حل مسئلۀ سلاح وذخایر ضروری آن برپایۀ یک سیاست اتکاء بخود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ حل مسئلۀ پایگاه های انقلابی استراتیژیک وتاکتیکی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ـ حل مسئلۀ عقبگاه استراتیژیک وعقبگاه های تاکتیکی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">حل مسئلۀ وحدت به عنوان کلید اساسی پیروزی درجنگ مقاومت کنونی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امپریالیسم ادامۀ گستاخی خود را مرهون تشتت و پراگندگی جنبش ماست وهم ازین دریچه است که روس امپریالیستی نیروهای مجاهد را به جان هم انداخته، جاسوس حقیر خاد را تاسرحد سروری کاذبانه میرساند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مسئلۀ وحدت در جنگ مقاومت کنونی یکی از معضله های اساسی ماست که همگی بدان از دیدگاه منافع تاریخی ـ اجتماعی خود برخورد مینمایند. مسئلۀ وحدت اساساً مربوط به هژمونی انقلاب است. تا وقتی که یکی از نیروهای شرکت کننده دیگر نیروها را به سلامت مشی خود، به صلاحیت تاریخی ـ سیاسی خویش و به کفایت خویش برای رساندن مردم به پیروزی نهایی متقاعد نسازد، هژمونی تأمین نمی شود. هژمونی تنها <span style="color: black;">امکانات مادی و شرایط خوب منطقه و بین المللی نیست.</span> این چیزیست که بعضی نیروها به وفرت دارند، ولی مردم هژمونی آنها را قبول ندارند. چنانچه هژمونی تنها دادن برنامه های زیبا برای کار نیست درصورتیکه خود برنامه دهنده امکان تطبیق آنرا نداشته باشد آن برنامه از اهمیت عملی تهی میشود و ارزش ندارد. جانب تطبیقی برنامه های انقلاب درشرایط کشور ما اهمیت اساسی دارد. هژمونی فقطه التقاء نیروهای ذینفع درنقطۀ معینی است که بنا بر خط مشی، سیاست ها، اوضاع محیطی و توانمندی عملی یکی از نیروها درآن نقطه قرار دارد و بدینصورت صاحب آن نقطه میتواند ادعای هژمونی دیگران را داشته باشد و این درتضاد انحصارگری دیوانه وار و&#8221;لافزنی&#8221; احمقانه است. و این مفهوم مسئله هژمونی با مسئلۀ ترقی پیوند نا گسستنی دارد که باید همیشه ازمقوله وحدت ترقی به عنوان یک پدیدۀ مرکب لازمی صحبت کنیم چون یکی بدون دیگری درشرایط ما واقعیت خود را نمیتواند تثبیت نماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مقصود از وحدت ، دادن اعلامیه های وحدت، وحتی یکجا کردن ومدغم کردن دفترها در یکدیگر نیست بلکه بیشتر به عنوان سلوک همآهنگ اجتماعی نیروهای درگیر نبرد درمقابل امپریالیسم روس است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چنانچه مسئلۀ وحدت باید به عنوان ضرورت تاریخی مبارزۀ ضد استعماری پذیرفته شود که از نیازمندی های جلب کمک بین المللی و یا اعتراف نامه های بین المللی وغیره به عنوان هدف اساسی وحدت فاصله زیادی دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ولی بر یک نکته درهمه احوال باید تأکید نمائیم که سرنوشت مقاومت کنونی ما به مسئلۀ وحدت ملت تعلق میگیرد. وحدت ملت ما شب فردای آزادی کشور ویگانه راه رسیدن به صلحی دوامدار، واقعی، شرافتمندانه وعادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">طرح یک برنامۀ ضد امپریالیستی وترقیخواهانه:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما بار ها برین نکته تأکید کرده ایم که حملۀ امپریالیسم روس به افغانستان تنها به لشکر کشی نظامی آن منحصر نیست. امپریالیسم در ذات خود تهاجمی چند جانبه است که در آن استثماراقتصادی همراه با انقیاد سیاسی، لشکرکشی نظامی ومسخ فرهنگی یکجا عمل میکند ویکی درخدمت دیگری است. بناءً برای شکست امپریالیسم روس نیزطرح برنامه ای جامع که همه ساحات امپریالیسم روس را مورد تهاجم قرار داده و آنرا شکست دهد، ضرورتی انصراف ناپذیر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اکنون که هشت سال از جنگ مقاومت کنونی ما میگذرد، هنوزهم جنگ ما عمدتاً جنگی ایله جاراست که بر آن انارشیسم قوماندان های محلی تسلط دارد و رهبری سازمان های آنها فقط درساحۀ اکمالات تخنیکی محصور است. کار سیاسی ساختن توده ها برای یک هدف واحد یا هیچ نیست یا فقط درمحدودۀ عوام فریبی هستریک مذهبی باقی مانده است وبه اوضاع واقعی سیاسی واهداف امپریالیسم روسی هیچگونه توجهی صورت نمیگیرد.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در تمام مناطقی که درتحت تسلط نیروهای مجاهد قراردارد آشفتگی اقتصادی واجتماعی بی نهایتی حکمفرماست. ما در پهنای نیروهای سیاسی حتی یک نشریۀ جدی تحلیلی و واقعبینانه در حد مسئولیت وضع کنونی نداریم و &#8230; بدینصورت استراتژی پیروزی جنگ مقاومت و ارتقای آن تا سطح یک جنبش آزادیبخش ملی شگاف برمیدارد.هرگاه ما درساحه های مذکور برنامۀ دقیق علمی و قابل تطبیقی وضع ومردم خود را برای مبارزه ای همه جانبه علیه روس اشغالگر بسیج نمائیم، در آن صورت برای امپریالیسم روس راهی بجز از سرافگندگی وشکست باقی نمی ماند. جانبازی و فداکاری غنی وشگفت انگیز مردم ما با فقرمدهش برنامه های سیاسی، اقتصادی وفرهنگی مقاومت درتضادکلی قرار دارد ونمیتوانند مدت زمان درازی باهم همزیستی نمایند. این خود بازتاب آن تضاد تاریخی است که نیروهای عقبگرا و تاریخزده ایکه برای آخرین بارظرفیت محدود تاریخی خود را درمقابله با امپریالیسم روس به نمایش میگذارند دارای امکانات بیحد وحصر مادی ـ تخنیکی اند که به کمک آن برگردۀ مردم ما سوار میشوند، درحالیکه نیروهای ملی و انقلابی که باید این جنبش وسیع وعظیم توده ای را رهبری نمایند عمداً توسط روس امپریالیستی وامپریالیسم غرب همراه با کشورهای منطقه از ساحۀ مبارزه وفعالیت کنار زده میشوند. اگر پاشنۀ &#8220;آشیل&#8221; امپریالیسم روس درتحمیل یک نیروی ضعیف و بدنام اجتماعی برمردم ماست که درطی هشت سال با تمام دیده درایی وخونریزی نتوانسته است آنرا برمقدرات ما حاکم سازد، درجانب مقاومت نیز این موقعیت طبقاتی ـ تحمیلی از جانب حریفان امپریالیسم روسی دنبال میشود و بدینصورت ضعف مزمن وتاریخی مقاومت، خود را درین گونه صحنه سازی ها وتحمیل های خارجی نمایش میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما یقین داریم که این واژگونی های تاریخی ـ چه از جانب امپریالیسم روس دنبال شود و یا از جانب حریفان او ـ به دست توانای مردم ما واژگونه میشود وطبقات اجتماعی هرکدام در جایگاه مناسب تاریخی خود قرار می گیرند و نیروهای انقلابی باید برای واژگون کردن این واژگونی به طور استوار وخستگی ناپذیر کار کنند تا درمیدان نبرد و محک انقلابی جوهر شانرا بنمایانند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چه این واژگونی درنتیجه طرح وعملی ساختن یک برنامۀ جامع الاطراف ترقیخواهانه که هم بدیلی درمقابل استعمار شرارت پیشه باشد وهم بدیلی درمصاف با ارتجاع خونریز، یگانه راه شکست کامل امپریالیسم روس و رسیدن به صلحی واقعی، دوامدار، شرافتمندانه وعادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ <span style="text-decoration: underline;">استواری روی خط مشی مستقل ملی وانقلابی:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بعد از کودتای هفت ثور صف بندی های جدیدی در رابطه با مسئلۀ افغانستان، به نفع مقاومت مردم ما و به ضرر امپریالیسم روس بوقوع پیوست. این صف بندیها اکنون بطور عمیقی در زندگی سیاسی ما تأثیرنموده و در آینده نیزفعل وانفعالات آن درجامعه دیر پاخواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">تحلیل واقعبینانۀ اوضاع کشور</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">ما نشان میدهد</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> که افغانستان روز تاروز درکشمکش دو ابرقدرت امپریالیستی ونیروهای خورد وکوچک دیگر</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به تباهی کشانده میشود. گرچه تضادهای بین المللی ومخالفت نیروهای بسیاری در سطح جهانی با تهاجم روس اکنون به مثابه یک عامل مثبت درجریان جنگ مقاومت نقش خود</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">را بازی میکند ولی درآیندۀ در درازمدت این دست درازی ها که به معنی آفریدن نیروهای ویژۀ هرکدام از قدرت ها برای خود ونفوذ در تار و پود جامعۀ ماست به عنوان عامل منفی زندگی سیاسی جامعۀ ما را دستخوش نا آرامی وآشفتگی ساخته و جامعۀ ما را ازسیر طبیعی پیشرفت خود بازمیدارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً بیرون کشیدن افغانستان از دایرۀ نفوذ ابر قدرتها چنانچه از نفوذ و دست درازی کشورهای منطقه وهمسایه ضرورتی حتمی است. این دست درازی ها از هر جانبی که باشد و به هر اسم و رسمی که عملی گردد علاوه بر تجاوز برمقدرات وحق حاکمیت ملی ما، نیروهای رقیب را تشجیع کرده و بدست درازی وا میدارد. مردم ما برای پیشرفت سالم وطبیعی خود، برای زدودن افکار عقبماندۀ قرون وسطایی، برای آمادگی گرفتن برای یک مبارزۀ جدی ضد امپریالیستی ـ ضد ارتجاعی، برای همبستگی با نیروهای انقلابی وبرای تحقق پیشرفت و ترقی اجتماعی نیاز غیر قابل وصفی به صلح واقعی دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدینصورت پیروی ازخط مشی مستقل ملی وانقلابی که کشور ما را درموقعیت قضاوت آزاد بین المللی، روابط مساویانه و آزادانه با دیگر کشورها، همکاری وهمبستگی با نیروهای انقلابی جهان ومخالفت با امپریالیسم، استعمار، نژادگرایی وصهیونیزم قراردهد یکی از راه های رسیدن به صلح به صلح واقعی وعادلانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">واقعییت های ملی وبین المللی حکم میکند که بدیل امریکایی در مقابل بدیل روسی و یا آفریدن مزدوران هم سنگ درمقابله با مزدوری &#8220;پرچم&#8221; و &#8220;خلق&#8221; درکشور ما نه تنها به شکست مواجه میشود، بلکه خونریزی بی حساب دیگری را برمردم ما تحمیل خواهد کرد وخواست صمیمانۀ ما اینست که مبارزۀ مردم ما درمقابل اژدهای روسی خود درس روشن وقاطعی برای تمام قدرتهای بزرگ وکوچک باشد تا دست از لانۀ عقابان دور نگهدارند و به مردم ما اجازه دهند تا سرنوشت خود را بدور از بازی های خانمانسوز وتباه کن آنها خود بدست گرفته و در راه یک جامعۀ آزاد، آباد، با رفاهیت وشگوفان به مبارزه بپردازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دور نـــمـــای اوضــــــاع :</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما ریگستان های پُر از سراب را در نوردیدیم تا پا درسرزمین واقعیت بگذاریم. آنچه دیدیم شگفت انگیز و دردناک بود ولی چه میتوان کرد؟<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>واقعیت چنین است. جنگ وصلح <span style="color: black;">دو پدیدۀ بهم پیوسته وچند گونه اند وهرکدام بر</span> پایۀ موقعیتها ومنافع گردانندگان آن ازهم جدا میشوند. درکشورما چهره های خاک نشسته و مومیایی شده برای اینکه نقشی برای خود دست و پا کنند سر برآستان قدرت های بزرگ میگذارند تا از خوان یغما نصیبی بدانها نیز برسد. نیروهای جنگنده و یا بهتر است بگوئیم مأمورین لوژستیک مجاهد نیز هوای &#8220;امارت&#8221; در سَر بَر قالیچه های سلیمانی سوار، گاهی سَر از قصر سپید میکشند و زمانی به کعبۀ &#8220;گِل&#8221; پناه می برند، تا ازکدام سوراخ دعای شان مستجاب گردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">کشور ما اکنون زخم خورده وخونریز درمیدان افتیده وهرکس وناکسی تیغ بدست آمده تا قطعه ای از پیکر زخمی آن برای خود بگیرد و بر ما منت بگذارد. ولی این مردم دست بسته و توانا کجا و طمع خام خونخواران وحجامان کجا؟ &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>این مسیرت پرافتخار که اکنون ازسطح به عمق و از گستردگی به ژرفا رسیده است کم کمک عوامل مانعه، پهلوان پنبه ها، عناصر بی ایمان و بدسگال را از راه خود سیل آسا می روبد و دگر<span style="color: black;">دیسی</span><span style="color: red;"> </span>ها و دگر<span style="color: black;">گونی</span> ها جانمایه حرکتی نوین و آفاقی تازه برای این مسیرت است که این راهی طولانی، پر پیچ وخم، درد ناک ولی پیروز مند است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگر دست توطئه کارگر بیفتد وصلحی غیرعادلانه را برمردم ما تحمیل نماید و نگذارد مولود تازۀ این مسیرت بطور طبیعی به دنیا بیاید در آنصورت باید انتظار خونریزی های شدید تری از نوع لبنان را داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دو دورنـمای محـتـمل: یکی راه پیمائی طولانی پیروزمند ما تا رسیدن بر فراز ویرانه های استعمارـ ارتجاع بر بلندای آزادی و آزادگی و دیگر زخم خوردن از پشت وخیانتی درخیانت و در نتیجه تحول افغانستان از یک موقعیت مقاومت ضد استعماری به خانه جنگی خانمانسوز نوع لبنانی که در آن همه جهانخواران وحجامان بر خونهای ریختۀ ما شبانه جشن بگیرند. و&#8221;حیاتِ جاودان ا ندرستیز است&#8221;.<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>پایان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">تبصره ای بر تب &#8220;سره&#8221; ها</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">در &#8220;املا&#8221;ی غلط</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چندی قبل ورقپاره های نامرتبی به چشم ما خورد که برخود نام &#8220;جرقه&#8221; نهاده بود. از مطالعه اش مدهوش شدیم. اولاً حیف زبان شیوای دری که با این همه غنایش اینگونه درهم جو و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تفاله شود. ثانیاً باید گردانندگان آن هموزن اوراقش غلطنامۀ املائی (اگر</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدانند) مرتب کنند تا شاید بتوان بطور کامل به مفاهیمش پی برد. ثالثاً اینکه چه آش درهم جوشی درطبق شکسته ریخته اند که فقط تهوع می آورد. رابعاً دریافتیم که درین جهان خراب هنوزهم هستند آنچنانی هائی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">که یک</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">روز سیل افترا، تهمت و …با رکیک</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ترین کلمات را برسر</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">هم می</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ریزند وهمانها فردا به دیدۀ روزگار درآمده &#8220;مجتمع آش شله قلمکار&#8221; خود را &#8220;گنجینۀ گوهر&#8221; میخوانند!! خامساً راستی که &#8220;گندم از گندم بروید جو ز جو&#8221; از مزاوجت&#8221; دلال و بقال سیاسی، عناصر مشکوک و <span style="color: red;">مشبوه</span>، وابستگان دالر و… که هدف شان تطمیع کردن است&#8221; (اینها صفاتی است که خودشان قبل از&#8221; متحد شدن&#8221; به همدیگر نثار کرده اند) و دیوانگلن خرد باخته فقط &#8220;جرثومه&#8221; بعمل میآید که پاک وناپاک را می آلاید و سادساً … و …</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آنچه ازمتن نوشته خوان شان دستگیرخواننده میشود اینست که &#8220;هادیان&#8221; گمراه آن را فرسوده مغزان عزلت نشینی می شناسد که باید باری با فرق به زمین خورده باشند وهم اکنون که ازهمه جای میدانهای مبارزه بوی خون میآید، ازبزدلی چون موش به سوراخ تپیده اند و نبرد ببرها را از دور نظاره گر اند. درطی هشت سال آزگار که خلق قهرمان ما زیر پاشنه های پولادین روس وحشی جان میکند و در دفاع قهرمانانه ازخود موجی ازخون خویش را بکار گرفته تا بر فراز آن از ورطۀ هولناک مستعمره شدن بگذرد، اینان حتی یک رویاروئی با دشمن نداشته اند چه رسد به شلیکی علیه آن، حال باعقل چهل وزیر بر این و آن، دستآورد و شکست، خوب و بد، تکاملی وعقبگرا، ظالم ومظلوم و … میتازند وخویشتن خویش را در ماورای ابرهای سیاه وتیره به پاس افتخار &#8220;خاندانی&#8221; شان (خانواده ایکه آنها را نمی پذیرد) تاج فخرهمه میدانند، شهوت رهبری خواهی کورشان وگنداب متعفن بی عملی گندیده و منفور شان کرده است. و اما که انتظار دست غیبی را دارند که باز دولت را درسوراخ تنگ مخفی گاه شان فرو برده و برسر آنها بنشاند. تا با شعارامینی<span style="color: red;"> </span>&#8220;هرکه با ما نیست، دشمن ماست&#8221; دمار از روزگاراین وآن برآرند. ای وای! پروردگارا ما را ازین بلا نگهدار!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">همچنان با این برش بر&#8221;ندای&#8221; ما خرده گرفته اند که چرا روس را استعمارگر (کلونیالیست) خوانده است. دریغا! ما تا این حد سقوط شانرا پیش بین نبوده ایم. ما هرگز سر آن نداریم که صفحاتی از &#8220;ندا&#8221; را به مناظره با این قماشها اختصاص دهیم، ولی چون پای دفاع از روس در میان است ناگزیر به تبصره ای هستیم، آنهم صرف اشاراتی کوتاه به خوانندگان معصوم آن لاطائلاتی میکنیم که &#8220;جرثومه&#8221; شایع میسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">خوانندگان ارجمند نخست این پرسش ها را با خود مطرح کنند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درکشوری که خون صدها هزار انسان زحمتکش آن بدست استعمارگر متجاوز روس می ریزد وهر روز،هرشب وهرلحظه وهر آن ده ها وصدها شهید دارد و دهها وصدها مورد تجاوز به نوامیس مقدس آن از جانب استعمارگر روس صورت میگیرد، قریه ها، شهرها وهرآنچه هستی ملت ماست، اعم از مادی ومعنوی، تخریب میشود، به باد می رود و زیر زنجیرهای تانک روس له میشود و …</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درهمچو کشوری وظیفۀ اصلی ودست اول عنصر وطنپرست ومبارز چیست؟<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>درهمچوکشوری و درهمچوشرایطی اساساً معیار وطنپرست بودن، مبارز بودن، انقلابی بودن و…بالآخره معیار شرافتمند بودن چیست؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به نظر ما اگر کسی جانب استعمارگر روس را نداشته باشد و یا غرق جنون وحماقت نباشد و یا &#8221; کبرسن&#8221; مغزش را از کار نیانداخته باشد، پاسخ به این پرسشها برایش خیلی ساده است و در یک جمله خلاصه میشود: &#8220;معیار وطنپرستی، مبارز بودن و…و وظیفۀ دست اول، مبارزه علیه روس استعمارگر است&#8221;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">با اینحال پر واضح است که</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درین وطن و درین شرایط هرکسی وهر نیرویی تحت هرنام ونشان و ایدئولوژی وسیاستی که بخواهد مبارزه علیه استعمارگر روس را خدشه دار کند و در راه این مبارزه سدی ایجاد نماید، خواسته<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و یا ناخواسته آب به آسیاب استعمارگر روس می ریزد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">پرسش دیگراینست که اگر افرادی پیدا شوند و توماری از کاغذ را چون سرنوشت خود سیاه کنند و درین تومار قسمت اعظم آن به کوبیدن نیروهائی اختصاص داشته باشد که متناسب <span style="text-decoration: underline;">با سرشت و فهم</span> خود اقلاً ضربتی به همان استعمارگر روس که عامل خونریزی، وحشت و ویرانی خلق وسرزمین ماست، وارد میکنند وهمین گام شان همسوی حرکت مردم است، درینصورت این تومار نویسان چه کاره اند؟ وعملاً درچه جهتی حرکت میکنند؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آیا تخریب کلیۀ نیروهای مخالف استعمارگر(نه نقاط ضعف شان)، درحین مبارزه علیه او، آنهم بدون جایگزینی، به نفع استعمارگر نیست؟ ایکاش نفی کنندگان مردان با غیرتی می بودند که شمشیر زنان ناتوان را به کناری زده وخود شمشیر به دست میگرفتند و وطن را ازچنگ دشمن میرهانیدند، نه اینکه با زدن این و آن میدان را به دشمن خالی کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">خوانندۀ ارجمند!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">کمی دقت لازم است تا ببینید که گردانندگان کورمغز &#8220;جرقه&#8221; زهر قلم شانرا پیوسته بر پیکر نیروهای ضد روسی تزریق میکنند و کاری را که روسها درانجام آن باید مصارف گزافی را بپردازند وتلفاتی راهم متحمل شوند، اینان مفت و رایگان به عهده گرفته اند.همه نیروهای درگیر ضدروسی، بدون استثنا، به زعم جرقه نویسان نیزعوامل فئودالیزم وامپریالیسم غرب اند. همان ادعائی که اثبات آن استراتژی تبلیغاتی روسهاست وتمام رسانه های گروهی خود و اقمار شانرا درخدمت آن قرار داده اند. روسها با همین تبلیغات است که میخواهند به جهان بقبولانند که: درافغانستان نیروهای ارتجاعی وابسته به فئودالیزم وامپریالیسم علیه ترقی، دموکراسی، سوسیالیسم &#8230; مقاومت میکنند. و این مبارزۀ خونین، مبارزۀ خلق افغانستان برای آزادی پایمال شده اش نیست وهیچ نیروی پیشرو ومترقی درین نبرد حصه ندارد. درست همین ادعا را &#8220;جرقه&#8221; عنوان میکند. ببینید آخر این راه بکجا تلاقی میکند؟ وجرقه نویسان سر ازکجا میکشند؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این افتضاح آنوقت به اوج خود میرسد که جرقه نویسان در برابر &#8220;ندای آزادی&#8221; می ایستند که چرا سوسیال امپریالیسم روس را استعمارگر (کولونیالیست) گفته است. ایشان در برابر این &#8221; ندا &#8221; سوسیال امپریالییسم را درعین حال سوسیال کلونیالیزم نیز میداند، حساسیت نشان میدهد و وقیحانه میخواهند اثبات کنند که &#8221; کشور شورا ها &#8221; استعمارگر نیست ودرسیستم سوسیال امپریالیسم، کلونیالیزم راه ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">عجبا! این چه افتضاحی است؟ مگر ما با ارگان مرکزی حزب کمونیست روسیه (پراودا) طرفیم یا با &#8221; حقیقت انقلاب ثور&#8221; ویا با ارگانهای نشراتی مزدور روس در جاهای دیگر ؟ ؟ آخر امروز به استعمارگر (کلونیالیست) بودن روس چه تردیدی باقی است؟ این تردید را هرکسی بکند، ولی افغانها نمیکنند، مگر اینکه عامل روس وخاین به میهن و یا اینکه دیوانه باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اگر جرقه نویسان در کلونیالست بودن روس شکی دارند که درینصورت سری به وطن <span style="color: black;">شان بزنند وفریاد ملیون ها انسان رنجدیدۀ افغان را</span> که زیر چکمه های استعمارگر له میشوند، بشنوند و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دلیلی بالا</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تر، عینی تر و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مادی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تر وغنی تر ازین نمی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">توان داشت. واگر در کلونیالیست بودن روس شکی ندارند (که جرئت شک کردن مستقیم را هم ندارند) پس به همان دلیلی که روس امپریالییست را &#8220;سوسیال امپریالیست&#8221; و روس فاشیست را &#8220;سوسیال فاشیست&#8221; و روس شئونیست را &#8220;سوسیال شئونیست&#8221; میگویند، دقیقاً به همان دلایل روس کلونیالیست را هم &#8221; سوسیال کلونیالیست&#8221; میتوان گفت و بحث بر این مسئله بحث بر بدهیات است وصحبت روی آن هم از شهوت کلام که ما از آن بیزاریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">برای اینکه جنون و شهوت کلام جرقه نویسان کورمغز و بد اندیش را روشنتر کرده باشیم، خوانندۀ عزیز را به خود &#8220;جرقه&#8221; رهنمون میشویم. درهمان شمارۀ اول شان که زیر عنوان &#8221; تبصره ها &#8221; ما را بدین گناه که چرا روس استعمارگر (کلونیالیست) گفتیم به شلاق افترا<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>وتهمت میبندند وحتی ازعفت قلم هم بیرون میشوند. با عنوان &#8221; قضیۀ افغنستان &#8221; بحثی دارند که بعد از ده صفحۀ نیم تخته ای قلم فرسائی نتیجه میگیرند ودر صفحۀ دهم چنین مینگارند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">&#8221; اگر خواسته باشیم از آنچه تا حال گفته آمدیم نتیجه بگیریم، میتوانیم طور مختصر چنین افاده کنیم که توسل امپریالیسم روس با ارسال قشون بیش از صدهزار نفری مجهز با سلاح های عصریش در کشور ما قصد دارد ونقشۀ جهان گشائی و استیلاجوئی خود را در عمل پیاده کند. یعنی عمل کلونیالیزم و پیک نامیمون اشغال یک کشور بیدفاع است.&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مرحبا ! یعنی عمل کلونیالیزم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حال باید به این نویسنده گفت که بابا اگر به حرفت باور داری پس چرا در صفحۀ دیگر همین شماره ات &#8221; ندای آزادی&#8221; را به جرم اظهار این کلونیالیزم به نیش تهمت میگیری؟ مگر نه اینست که مغزت ازکار افتاده و توان تفکر ندارد. و الا درآنجا که عمل روسها عمل امپریالیسم است میتوان سوسیال امپریالیسم را دید، آنجا که عمل فاشیسم است میتوان آنرا سوسییال فاشیسم خواند و&#8230; ولی اینجا که عمل کلونیالیزم است نمیتوان آنرا سوسیال کلونیالیزم خواند؟ این همان طرز فکری نیست که دیروز میگفت &#8220;روسیه رویزیونیست هست ولی امپریالیست نیست&#8221; وحال در تکامش میپذیرد که امپریالست هم هست ولی کلونیالیست نیست؟ نکند با این تئوری در صف نیروهای ذخیره جائی باز کنید، عجب منطقی ! عجب تر<span style="color: black;">م</span> شناسائی را گیرآمده ایم با آنکه نغمۀ شان همان نغمۀ کهنه است و تداومش هم رقص به آهنگ روس. ولی درینجا چاره ای نداریم جز اینکه بگوئیم خدا از عمر کم بار تان بگیرد و برعقل چهل وزیر تان بیافزاید تا چند صباحی باقی ماندۀ عمر را با عقل و هوش زندگی کنید ودست و پاگیر نشوید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">خوانندۀ ما مطمئناً دریافته است که پاسخ به همچو لاطائلات برای &#8221; ندا &#8221; ضیاع وقت است و لذا ما در پی پاسخ اتهامات دیگر<span style="color: black;">تعمداً</span> نمیشویم. فقط به &#8220;جرثومه&#8221; یاد دهانی میکنیم که اگر ما ازقول &#8220;همرزمان تان&#8221; وحتی &#8220;جلوداران &#8221; تان به قضاوت می نشستیم، شما چندین بار جاسوس وتفرقه افگن، جیره خوار، دیوانه و&#8230;قلمداد شده اید، که ما هیچیک از آنها را تا حال جدی نگرفته ایم. ما را به بازیابی این مدارک زنده وا مدارید که مسیر مبارزۀ مان از ضربه زدن به دشمن اصلی منحرف نشود. بگذارید ما درین موج خون با نثار جان خود برای نجات کشتی درگرداب نشستۀ میهن شنا کنیم، شما هم علی الاقل ساحل نشین بی آزار باشید وهمنوا با نهنگ خون آشام روس و<span style="color: black;">کوسه</span> های ارتجاع ما را نگزید. و این اتمام حجت ماست.</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"># # # </span></p>
<h3 style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; font-weight: normal;" lang="FA">توطﺋـه های ضد ملی را آگاهانه درهم شکنیم!</span></h3>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مقاومت کبیر میهنی ما علیه سوسیال امپریالیم جنایتکار روس با گذشت هشت سال از کودتای ننگین هفت ثور، وارد یکی ازمراحل حساس خود شده است. مرحله ای که سیاست های استعماری روس با گدشت زمان هر روز بیشتر از پیش عمق بیشتری پیدا میکند، وضرورت یک مبارزۀ جامع الاطراف ضد استعماری را، ازخلال کاستی ها وکمبودات مقاومت، انصراف ناپذیر تر ازهمه وقت دیگر، نمایان میسازد. مبارزه ایکه درابتدا ذهنیت عوامگرایانۀ عدۀ کثیری از نیروهای ضد روسی، یا آنرا نمی پذیرفتند و یا با توجیه مذهبی از آن طفره میرفتند و بدین ترتیب خنثی کردن سیاستهای خانه خراب کن استعمار،با بنیادگرایی وانحصارطلبی نیروهای ارتجاعی بدست فراموشی سپرده میشد و تـ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ﺋوریهای آزادیبخش ملی، کفرو الحاد قلمداد میگردید. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">فرامین <span style="color: black;">هفتگانۀ</span> رژیم کودتا و لشکرکشی عریان و تجاوزکارانۀ امپریالیسم روس بر حریم <span style="color: black;">مقدس میهن ما، درتحلیل های سیاسی این نیروها</span>، نه برنامه و اصلاحات استعماری وغصب حاکمیت ملی، توسط همسایۀ غارتگر شمالی، که فرامین واصلاحات ضد اسلامی وجنگ کفر و اسلام مسمی گردیدند. و در نتیجه، قوای اشغالگر و رژیم مزدور آن توانستند، ازخلال عقب ماندگی جنبش و ازخلال یاوه سرایی های نیروهای ارتجاعی برای تطبیق پلانهای شوم استعماری شان، با توحش نظامی و اغوای سیاسی ـ حد اقل در اذهان بین المللی، زمینه تطبیق جستجو کنند ودر تدارک آن برایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>در خلال یکی دو سال گذشته ما شاهد حملات متمرکز روسها در اکثر نقاط کشور و بالخاصه بر روی پایگاه های قوی مجاهدین هستیم که عمدتاً نه بخاطر سرکوب نظامی صرف، که بیشتربخاطر بهره برداری سیاسی و درهم کوبیدن سیاسی این پایگاه ها طرح ریزی وعملی شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ضربت</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">زدن وکشاندن تا سطح آتش بس باصطلاح مؤقتی پنجشیر، حملۀ متمرکز بروی پایگاه ژور، داغ ساختن جنگ داخلی در غرجستان وحملات گستردۀ پاکسازی در هرات وسمت شمال و&#8230;همه و همه درمحور استراتژی جنگ استحکامات دشمن برای &#8220;محاصره وسرکوب&#8221; نیروهای مقاومت دور میخورد که از آن هدف سیاسی خاصی را دنبال میکند. هدفی که محور و اساس آن به تنهایی سرکوب نیست، و یا جلوگیری از یک پیش حملۀ نیروهای مقاومت به شمار نمی رود بلکه عملیات نقشه مندانه وتاکتیکی دشمن است که میخواهد از طریق آن راه نفوذ سیاسی و زمینۀ تطبیق برای پلانهای شوم استعماری اش را مهیا بسازد، تا بتتواند حاکمیت وسیطرۀ استعماری اش را دیر پا تر گرداند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تحلیل گران سوسیولوژیست استعمار از خلال چند سال جنگ، به روند تغییرات شگرف درون مقاومت ـ تغییراتی که خمیرمایۀ شکست امپریالیسم روس در ان نهفته است ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>پی برده اند. و دانسته اند که عنصر خود آگاهی ملی و فرو ریختن پوسته های مذهبی مقاومت، در جهت جان گرفتن ایده های ملی و دموکراتیک شدیداً در حرکت است، ازین جهت در تلاش خنثی کردن آن چونان سگان دیوانه می تپند، تا پیش از سر بلند کردن وهمه گیر شدن یک برنامۀ ملی ودموکراتیک ضد استعماری در جانب مقاومت، پایه های تسلط امپریالیسم روس را چه در داخل و در زمینه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و روانی وچه در سطح بین المللی و در زمینۀ کمایی کردن افکارعامۀ جهان وبالخاصه نیروهای آزادیخواه ـ که برای امپریالیسم روس ناممکن است ـ مستحکم سازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً دست به آن مانورهای عوامفریبانه</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">و استعماری میزند که تقلا ودرماندگی اش از خلال آن به کلی هویدا است. تدویر به اصطلاح لویه جرگه؟! درظل حمایت تانکها و هوا پیماهای روسی، در شرایطی که </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">/</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حصۀ جمعیت افغانستان در اثر بربریت وتوحش آنان خانه وکاشانۀ شانرا از دست داده اند و در کشورهای همجوار درخیمه ها بزرگترین سوگ عصر را به نمایش میگذارند. و ازجانبی </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> فیصد اراضی افغانستان ازقید تسلط لویه جرگه چیها خارج است و تمام دایرۀ نفوذ لویه جرگه؟! &#8220;پدر وطن&#8221;، &#8220;حزب دموکراتیک خلق افغانستان&#8221;؟! و ارتش غارتگر استعماری، &#8220;انقلاب ثور&#8221;! و &#8220;مرحلۀ تکاملی آن&#8221; درمیان مردم افغانستان از رقم شبکه ها و ادارات استعماری بالا تر نمیرود، بناءً این ژست گیریها غیر از نهایت بی حیایی ودُم بریدگی چیزی دیگری نمیتواند معنی شود که رژیم بی اراده میخواهد، با دیده درایی ازیکطرف تجاوز امپریالیستی ارتش غارتگر روس را مشروع جلوه دهد و از جانب دیگر گویا قانونیتی برای تسلط خود نیز دست و پا کنند. و با &#8220;انتخابات&#8221;؟! فرمایشی استعماری، در چشمان وهم ناک و ترسیدۀ روس پرستانی چند، جلوۀ سراب را آب معنی کنند و بر رخ سیاه خود سرخاب دموکراسی زنند، تا با عنوان کردن تعصب وجهل، خرافات و فیودالیته در جانب مقاومت، حقانیت را در اذهان جهانیان برای خود کمایی کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دایر کردن به اصطلاح جرگه های عشایر وقبایل سرحدی نیز ازین نمونه است. با این تفاوت که اگر لویه جرگۀ روسی دارای برد وسیعتر وهمگانی تر از عنصر ریا و فریب است، وترکیب آن همان نوکران خانه زاد امپریالیسم روس بشمول چند ایمان باخته و وطن فروختۀ دیگر است، جرگه های عشایر و قبایل، دارای برد محدود وتاکتیکی و دارای ترکیب تسلیم طلبان ملی وجواسیس روسی است، که در خدمت استراتیژی نظامی دشمن ـ استتار نوار مرزی ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قرار دارد. و ابزاریست برای تهدید دولت برسراقتدار پاکستان، تا به نامهای اقوام مختلف چنگ ودندان نشان بدهد وهم برگۀ تبلیغاتی به نفع رژیم کودتا وتقدیس و تبرﺋـۀ تجاوز، کشتار، بمباردمان وآتش سوزیهای ارتش تجاوزگر <span style="color: black;">روس شود. که کلاً در ترکیب مضمون وعملکرد خود</span> نه تنها فاقد هرگونه اهداف ملی و آزادیبخش است<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>که تماماً از گنداب بیگانه پرستی واستعمارپذیری آب میخورد، و با تمامی اقشار و طبقات ملی جامعه، و با اهداف و آرمان آنان بیگانه است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مسـﺋلۀ دیگری که روسها میخواهند از طریق تفرقه اندازی، از آن استفاده کنند، مسـﺋلۀ اقلیت های ملی است. اقلیتهایی که در نبرد آزادی و در رویا رویی با استعمار لجام گسیختۀ روس پویۀ حماسی عصر را سروده اند. و درپای آزادی افغانستان ـ این وطن همۀ افغانها ـ خون عزیزترین کسان شان را به قربانی ریخته اند. لیک روسها، نابخردانه میکوشند برای آن بوق بکشند!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درست در نیمۀ سال گذشته بود که رژیم پس از دایر کردن جرگه های فرمایشی اقوام سرحدی و لویه جرگۀ نامنهاد استعماری، از به اصطلاح تأ سیس شوراهای اقلیت های ملی، ازبک، ترکمن، هزاره، داد سخن زد. و ببرک خان در دیدارش با&#8221; شورای مرکزی ملیت هزاره&#8221; گفت که: &#8220;ملیت هزاره قلب افغانستان است&#8221;. آفرین نوکر لایق!! وعلاوه کرد که &#8220;ما چگونه میتوانیم بدون قلب خود زنده باشیم&#8221; ؟! او برعلاوۀ حیله ها و اشک تمساح ریختن ها وعده داد که &#8221; انقلاب ثور برای ملیت هزاره حق خود مختاری داخلی قایل است&#8221;ـ ولی آزادی قایل نیست؟ چون به استعمار ضرر دارد. وجمعیت شصت نفری که متشکل از خلقی ـ پرچمی ها، افراد &#8220;جبهۀ پدر وطن&#8221;، شبکه های خاد و عدۀ معدودی از خوانین تسلیم شده به دولت بودند، در تحت رهنمایی های مستقیم &#8221; کشتمند&#8221;ـ<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8221; نبی زاده&#8221; برای این خود مختاری؟! کف زدند؟. و بعدها مزدور کشتمند در دیدارهای فرمایشی خود با این شورا&#8230;؟ متواتراً منت گذاشت که در طی سه سال اخیر &#8220;دولت در هزاره جات قوا اعزام نکرده است&#8221; ـ گویا خود مختاری داده است، تا برادران ما دریابند که زمان داؤد خان و ظاهر خان گذشته است و دولت خلقی طرفدار هزاره ها است؟!. تو گویی ستون پنجم ارتش اشغالگر در کشتار مجاهدین هزاره مشغول نیست، دولت مقادیرهنگفتی اسلحه، مهمات و پول برای قاتلین مردم هزاره نمی فرستد، در سایۀ زنده باد خمینی ـ از طریق &#8220;اکبر پاریزی&#8221; توده ای&#8221; معروف و &#8220;کامران ها&#8221; جبهاتی را به کام مرگ نبرده است؟ و در سالهای </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">، </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> هیچ لشکر وعسکری درهزاره جات نفرستاده است؟! و&#8221;قوای فاتح هرات&#8221;؟ در (حادثۀ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> حوت) با مشاورین روسی آن در کشتار مردم بهسود ـ پنجاب دستی نداشته است، وقشون های چند ده هزاری روسی در حملات چندین بار خود در درۀ صوف، بامیان، ورث، پنجاب، لعل و سرجنگل، غزنی و جاغوری، لاش هایی بجا نگذاشته اند و شکست خورده و رسوا باز نگشته اند؟ و یا این همه جنایات اشتباهاً توسط کشتمند ـ ببرک، برقلب شان؟ صورت گرفته است وحال آنها به درمان آن می پردازند؟! نوکران بی عقل!! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اما با گذشت یکسال و اندی</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازین سروصدای استعماری، اکنون روشن شده است که&#8221;شورای مرکزی ملیت هزاره&#8221; در تلاش آنست تا &#8220;حق خودمختاری&#8221; برای ملیت هزاره را بر میله های تانک روسی سوار کرده وارد غرجستان نماید. آنها میخواهند در پناه و حمایت ارتش غارتگر روسیۀ امپریالیستی &#8220;اختیار هزاره ها را برای خود شان بسپارند.&#8221; ؟ تا تمام ملیت های ساکن این سرزمین ازین نمونه استقبال کنند و به تمام ملیتها حق خود مختاری ازین قبیل بدهند؟! چه بی حیایی توهین آمیزی!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مگر نباید فراموش کرد که مردم شجاع، رزمنده و آزادیخواه غرجستان، توطﺋـه های اسارت آفرین ببرک خان و کشمندوف وتوهین نا بخشودنی استعمارگر را با تشدید جنگهای ضد روسی و تخفیف کشیدگی های درونی پاسخ آزادیخواهانه وضد استعماری گفته اند. و هر روز بیشتر از پیش جنگ ضد روسی شانرا شدت می بخشند. ویقیناً آن روز دور نیست که ملیت قهرمان هزاره درفش آزادی را همراه با برادران خود (ملیت های دیگر) بر بام پامیر بیافرازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">توطﺋـه علیه ملیت ستم کش هزاره به تنهایی کلیت سیاست نفاق افگنی ملی استعمار را بیان کرده نمیتواند که در واقع جزﺋـی و بخشی از آن را به نمایش میگذارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">&#8220;شورای ملیت ازبک&#8221;؟ و &#8220;شورای ملیت ترکمن&#8221;؟</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نمونه های دیگری اند که استعمار با بنیانگذاری فرمایشی آنان به عنوان نهاد های اجتماعی استعمار میخواهد پایه های نفوذ خود را در میان این ملیتها باز کنند. جنگهای برادر کشی که در میان ناقلین پشتون و اقلیت های ازبک، ترکمن، در کندوز، امام صاحب، فاریاب و &#8230; در طی دوسال اخیر افروخته گردید و باعث تلفات سنگین دوطرف شد، ریشه در اختلافات ـ ملیتی با این شدت خود، نداشته که در نقش ویرانگرانه ستون پنجم روس ـ که بعد از سالیان دراز اغوا و فریب، و اشک ریختن برای ملیتهای ستمکش و بلند کردن داعیۀ &#8221; ستم ملی&#8221; سر از گریبان روس کشیدند. و وزیران عادل امپریالیسم روس در افغانستان شدند. وجواسیس و چهره های روسی ایکه در میان ناقلین و در درون احزاب مرتجع پشاورنشین جا سازی شده بودند دارد. که هرروز بهانه های تازه ای بدست برادران تنی روسی شان در درون جبهات ازبک، ترکمن میدهند، تا جنگ برادر کشی را داغ کنند، که خوشبختانه مردم آزادیخواه ازبک، ترکمن و ناقلین مجاهد آن سمت با درک نفاق افگنی های رژیم و شناسایی عناصر ومهره های روسی، روز به روز به سوی وحدت فشرده تر و اجتناب از جنگ برادر کشی نزدیکترمیشوند. وبا صفوف فشرده تر درحفظ سنگرهای ضد روسی شان میکوشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اما این مسـﺋـله به ذات خود قابل بحث است که: درقدم اول ببرک خان و باداران روسی آن، دارای چه اهداف استراتژیک استعماری ازین سیاستهای خود اند. و ثانیاً کدام علل و عوامل، ضعف و نارسایی های درونی مقاومت، زمینه ساز این همه خیمه شب بازی های استعمار گردیده است. تا خیال استعمار پذیری را از مردم آزادیخواهی چون ملیتهای آزادۀ افغانستان وقبایل سلحشور سرحدی در کلۀ خود بپروراند ـ که با وجود پرداختن خونبهای هنگفت برای آزادی ـ در عوض آن به&#8221;خودمختاری&#8221; استعماری، به قیمت شمشیر کشیدن بر رخ همسنگران و برادران خود تن در دهند ـ که هرگز نخواهند داد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بدون شک که منطق استعمارگر، منطق زور و فریب است و نمیتواند غیر از آن باشد، وامپریالیسم شوروی درتمام تـﺋوری ها وعملکرد استعماری خود زور وفریب را به طور همآهنگ در صدرکار و برنامه های خود قرار داده است و ازهمان آغاز گام غول آسا و خونین خود، بر پایۀ این منطق، بنیان حاکمیت استعماری اش را گذاشته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قتل عام مخالفین سیاسی، استقرار دیکتاتوری تک حزبی فاشیستی، سرکوب خونین نارضایتی ها و اعتصابات وتظاهرات شهری، گسترانیدن شبکه های آدم ربایی همراه با دموکراسی نمایی استعماری، اصلاحات اغواگرانه و استعماری ارضی و رفورم های اجتماعی استعماری، کلاً میتواند نمونه ای ازین همآغوشی منطق استعمارگر باشد که مردم ما آنرا با گوشت و پوست خود لمس و درک کرده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">امروز نیز میتوان جرگه های فرمایشی قبایل سرحدی، لویه جرگۀ فرمایشی وشوراهای نامنهاد دیگر به شمول شورای مرکزی ملیت هزاره!، شورای ملیت ازبک! وشورای ملیت ترکمن؟ را نیمرخی از یک منطق استعماری دانست، که با خاک پاشیدن به چشم مردم میخواهند فلج مزمن و درماندگی و دوری شانرا از مردم با صحنه سازیهای دروغینی، بپوشاند واگر ممکن شد، عده ای را فریب بدهند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جرگه ها و شوراهای نامنهاد که دستگاه تبلیغاتی و بزرگساز رژيم</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">جمعیت آنان را بین </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ـ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و یا </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نفر قلمداد میکنند، خود نشان میدهد که دست رژیم از میان مردم ما تا کجا کوتاه است و تا کدامین حد مورد تنفرعامۀ ملیتهای قهرمان کشور و مردم آزادیخواه ما قرار دارد که حتی با تقلا ها و کاسبکاری ها، و جاسازی خلقی ـ پرچمی، برای یک نمایش تبلیغاتی فقط میتوانند </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> و یا </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نفر را دست و پا کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>این مسـﺋله نشان میدهد که رژیم تا کنون غیر ازعناصر لومپن وعده ای از فیودال های خیانت پیشه وتسلیم شده هیچ قشر وطبقۀ اجتماعی دیگری را درپهلوی خود ندارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لیک با وجود بیگانگی رژیم و ارتش غارتگر حامی آن از مردم، خود این مسـﺋله حایز اهمیت اساسی است که اهداف و مقاصد رژیم را از خلال این تقلاها باید شناخت و برای مردم نیز افشاء کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">رخدادها نشان میدهد که رژیم با استفاده از ضعف، تاریک اندیشی و سیاست های خانه خراب کن نیروهای همانند و رقیب خود، میخواهد کلیت مقاومت را دچار آن درگیری بسازد که خود بتواند از ورای آن به استفاده جویی و تحکیم پایه های استعماری بپردازد. چه اگر او دیروز برای تشدید تضاد خفتۀ شیعه وسنی نقشه می ریخت و&#8221;المسلمون&#8221; را توسط شبکۀ وابسته بخود انتشار میداد، امروز گامی فراترمیگذارد ومیخواهد تضاد بین ملیت های ساکن این سرزمین را داغ کند و بر پیوند خون آنان، خاک کینه بریزاند، تا هزاره بر رخ پشتون شمشیر بکشد و ازبک بروی تاجک و پشتون بر روی هر دو &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اساسی ترین هدف رژیم از تأسیس شوراهای ملیتی، سرحدی و &#8230; و براه انداختن نجواها این است، تا اگر بتواند افکارعمومی (چه مردم افغانستان و چه مردم دنیا) را از مسـﺋله آزادی و استعمار، تجاوز و مقاومت، به مسـﺋله فرعی وپیش پا افتادۀ دیگری منحرف بسازد. گاهی مسـﺋله انتخابات آزاد؟ را عنوان میکند، زمانی از &#8220;حق تعیین سرنوشت&#8221; سخن بمیان میآورد و گاهی هم از دموکراسی پرت وپلایی میگوید. ولی جرأت ندارد از آزادی سخن به میان آورد، بلکه می تلاشد تا همین کلمۀ آزادی وهمین مسـﺋله آزادی مردم افغانستان را به فراموشی بسپارد. وعلاوتاً هم اگر بتواند، بنام &#8220;حق تعیین سرنوشت&#8221; وبنام حق خواهی هزاره و ازبک وترکمن را به جان پشتون بیاندازد و پشتون ها را تحریک کند که هزاره و ازبکها و ترکمن ها، قدرت را از شما میرباید و یاغی شده اند. آنچه عبدالرحمن و امین میگفتند و بدینترتیب افکار و اشتغالات مردم را به این مسـﺋله (حق تعیین سرنوشت) که فقط میتواند بعد از آزادی کامل افغانستان، بعنوان یک مسـﺋله ملی وقابل حل پیش آید، منحرف بسازد وهم جنگ های برادرکشی، درگیری های ذات البینی (در درون یک ملیت) را براه انداخته وستون پنجم خود را تقویت کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">رژیم و ارتش غارتگر روسیۀ امپریالیستی می تلاشد، تا پوتنسیال انقلابی وظرفیت شگرف انگیز استعمار زدایی ملت ما را در اصطکاکات درونی زاﺋل وضایع بسازد. و بدین ترتیب، کثافت آتش مجاهدین را بر روی پایگاه ها و پناگاهای خود تخفیف دهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">البته نباید فراموش کرد، که حاکمیت ارتجاع کور وسیه دل در رأس مقاومت وتاریک اندیشی وتعصب آن، خود زمینه ای شده است که استعمار بتواند باین گستاخی های توهین آمیزدست بزند، که ما آنرا زمانی بطور منسجم برخواهیم شمرد. لیک این مسـﺋله نمیتواند از دیده فروگذاشته شود، که حاکمیت استعمار، سیاست ها و عملکرد آن زمینه ای است برای بقای ارتجاع در کشور ما. البته نا گفته نباید گذاشت که ارتجاع افغانستان بسیار خیره سر است. هنوزهم فکر میکند که راه سلطنت یابی همیشه از جنوب بطرف شمال است. در حالیکه امپریالیسم روس در افغانستان تاکتیک نوی استخراج کرده است که عکس آن است. یعنی سوار بر میله های تانک از شمال به جنوب! این است اساسی ترین تضاد بین ارتجاع بومی افغانستان وامپریالیسم غالب درآن!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">به هر حال از آنچه گفته آمدیم، نتیجه میشود که جنبش مقاومت میهنی ما با دام توطﺋـه های امپریالیسم روس دست و پنجه نرم میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>آغاز خیزش های عصیانی، توده ای وخود بخودی مردم ما علیه رژیم کودتا، سرآغاز میمونی برای نزدیکی ملیت های ساکن سرزمین ونیروهای ملی ـ انقلابی بود. که برای هدف و آرمان مشترک ـ آزادی کامل میهن ـ ، در پهلوی هم می رزمیدند و در بستر جنگ آزادیبخش ملی، باهم پیوند خون یافته بودند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اما باگذشت چند سال ـ که در واقع طولانی بودن عمر این جنبش خودبخودی را بطور بی سابقه در تاریخ مبارزات جهان، نشان میدهد. و خیره سری و تعصب ارتجاع بر سر اقتدار، و در هنگامۀ ضعف و ناتوانی جنبش ملی ـ انقلابی کشور، روسها در تلاش اند تا از خلال فروکش عنصر خود بخودی درجنبش و ره باز نکردن نیروهای ملی ـ انقلابی در میان آن، با درهم آغوشی به افکار و عملکردهای ارتجاع خیره سر، سیاست کلی استعمار کهن را در مورد ملیت ها و در میان مقاومت ما تطبیق نمایند، زیر پیوند خون ملت مان، تخم کینه بکارند. که گامهای نخستین خویش را گذاشته اند. و یا ابزار این تفرقه افگنی استعماری راعلیه مقاومت بوجود آورده اند. </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حساسیت و دانستن اهمیت این مسـﺋله درین است که روس امپریالیستی درطی دوسال اخیر از نقطۀ نظرنظامی به تعرضات متمرکز و دوامدارخودعلیه پایگاه ها و پناه گاه های مجاهدین دست یازیده است و می تلاشد تا تعرض نظامی خود را به یک تعرض استراتژیک سیاسی ـ اجتماعی نیز تبدیل نماید. و بدینترتیب تعرض استراتژک وهمه جانبۀ خود را دربطن تعرض استراتیژیک اولی خود ـ اشغال نظامی کشور، غرض سرکوب نهائی مقاومت بنیان بگذارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تاریخ مبارزات ملت ما گواه است که هیچگاهی افغانها در صحنۀ پبکار شکست نخورده اند. همیشه باخت های ما ازخلال جهل، عقب ماندگی، وطن فروشی ارتجاع برسراقتدار ـ که با تأسف به حساب ملت ما شمار گردیده است، در بازی های سیاسی و یا نبرد سیاسی بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">ازین جهت نه تنها درک سیاست</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> های روس و افشای آن، نه تنها مبارزه علیه این سیاست های استعماری که ایجاد و بنیاد ابزار مادی این مبارزه، ازهمه نیازمندی انصراف ناپذیر مقاومت بشمار میرود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درک ضرورت وحدت ملی، تبلیغ برای این وحدت و رفتن صادقانه پای عملی ساختن آن در واقع راه مؤثر مبارزه علیه این توطﺋـه ها و ابزار این مبارزه به شمار میرود. بدون آنکه به شرایط و ویژگی های این وحدت، که بارها تذکار رفته است، بپردازیم، میتوانیم بگوﺋیم، اگرملت ما بتواند شاهد میمون وحدت ملی ـ انقلابی مقاومت را پذیرا شود، شاهد آزادی را نیز بزودی در آغوش خواهد کشید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آزادی بدون وحدت میسر نمیشود. پس برای آزادی، به سوی وحدت ملی ـ انقلابی مقاومت ، غرض افشاء، رد و سرنگون ساختن سیطرۀ امپریالیسم روس وسگان زرین قلادۀ آن به پیش!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span lang="FA">(&#8220;لالۀ خونین&#8221; راکه دردست دارید بمناسبت سومین سالگرد شهادت مجید قهرمان رهبر شهید ساما سروده شده بود واینک تقدیم خوانندگان مینمائیم.)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: .3pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-tab-count: 3;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; color: #0070c0; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">لالۀ خونین</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نگاه من به افق خیره گشته ره پوید</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و بوی عطر نگاران زِ دُورمیشنوم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">صدای خاطره ها</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">خاطر ملالم را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بخود همی پیچد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و از فراز و فرود زمان نظاره گرم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نگاه یاران را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به جان و دل شنوم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">غریو مستان را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">پیام مست وغرور آفرین انسان را.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مرا بخود خواند </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در آن بلند زمان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به قله های جهان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به تارک گردون</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به بزمگاه فروهر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به بام کاخ رفیع فرشتگان زمان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به بارگاه شهید قهرمان وطن.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و من به بال شفق پر زنم بسوی افق</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و در مقام عزیزان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و در مزار شهیدان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دمی به سجده روم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و سر فرود آرم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که این مقام مرا معبد است و معبود است</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به هرطرف نگرم لاله های گلخون را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">شقایقی که مشبک تنش زتیر جفا است</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به هرطرف نگرم سینه های پرخون را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که تیغ اهریمنان پاره پاره اش کرده.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درآن میانه یکی خیل لاله را دیدم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که آشنا تربود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و قد و قامت شان زان شقایقی دیگر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">رساتر است و بلند </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و من نگاهم را</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">عمیق تر کردم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">وغرق و مست نگاهم که لاله ها یکدم </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همه به یک آواز </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مرا صدا کردند</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">صدا &#8230; ؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">فقط نه صدا، بل پیام انسان بود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">غریو مستان بود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">خروش یاران بود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">خروش و بانگ شهیدان پاک &#8220;سامایی&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همان نوای دل انگیز رزمجوئیها</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که باز بار دگر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به نبض پر تپشم جنبشی دگر بخشید</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و من</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درون بستر دریای عشق یارانم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بسان ماهی کز جویبارسربکشد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بخود همی بالم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">شتاب من دو سه چندان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">برای دیدن یاران</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دوان دوان وشتابان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">کنار لاله رسیدم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همه ستاده بیک حلقه</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دست ها در دست</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درآن میانه، یکی لاله در وسط دیدم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">سخنور دیگران بود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بسان گرد زمان بود</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و رهبر همگان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و شمع محفل یاران.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همه بدور او</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چنان فشرده</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">تو گوئی، نه خیل لاله</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که یک لاله با همین عظمت</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">تنش چو روئین تن</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">زخاک روئیده.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">سخنور یاران،</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به سان زیر و بم موجهای توفانزا</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به من خوش آمد زد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و من به او گفتم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">یکی پیام بمن ده زخیل لالۀ خود!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اشاره کرد به آن حلقه که چون تن واحد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به گرد او بودند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">وگفت:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8220;رهبران&#8221; !</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>پیام ما اینست:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چراغ ما که فروزان فراز راه شماست</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به خون سرخ من وهمگنان آگاهم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نصیب یاران شد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">وزین طلیعۀ خون</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به کوره راه و بیغوله های هول انگیز</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چه نور باران شد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">سپاه تاریکی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">وجغد و شب پره ها</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چه ترسناک ازین چلچراغ روشنگر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و بیمناک ز رگبار نیزۀ نورش<span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همیشه در پی خاموشی وشکستن آن</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به کف شناس حوادث پناه میجویند</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">و <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>راز کشتن نور</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">زجهل می پویند</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به هوش ای یاران! &#8230;!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که سازمان بود این چلچراغ راه گشا</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ستاد رزم آرا</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">به پاسداری این پیکر بخون رنگین</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">هرآنکه ره سپرد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">راه لاله پیموده <span style="color: black;">ست</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">وخیل لالۀ ما</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درود خویش کند هدیۀ قدمگاهش.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چنین پیامی داد سخنور لاله.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قسم به لالۀ خونین!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>که از شرارۀ نورش</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>به قلب ماست امید رهائی انسان</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">قسم به عهد و به میثاق خون که بسته نمودیم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">که راه او پوئیم</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">امید او جوئیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">گزارشی از &#8221; جوزای خون&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: center; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 106.2pt; text-align: right; text-indent: -111.6pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درمیان سالنامۀ مقاومت مردم ما، ماه جوزا، همانند &#8220;حوت خونین&#8221; سوگ ونبرد بزرگی را در گهنامۀ زمان با خود حمل میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اگر&#8221;حوت خونین&#8221;جنایات امپریالیسم روس وعظمت پُرشکوه مبارزه برای آزادی خلق ما را دریک نمود کمی ـ قیام عمومی و قربانی زیاد &#8211; نشان میدهد و بیانگر گستردگی ایثار بزرگ مردم ما برای آزادی ـ این تقدیر محتوم آیندۀ تابناک مردم ماست. ماه جوزا نیز به نوبۀ خود نشاندهندۀ اوج این ایثار در راه آزادی و در یک نمود کیفی (قربانی شدن آگاه <span style="color: black;">ترین و پیشتازترین عناصر جامعه) است</span>، که عشق فداکاری مردم ما را نشان میدهد. چه اگر حماسۀ سوم حوت کابل و رستاخیز خونین </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> حوت هرات و قیام روستای </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۵</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> حوت درۀ صوف در پهلوی دیگر خیزش ها، تبلور خروش آزادی آفرین توده های ملیونی پا برهنۀ این دیار، علیه چوچه سگان &#8220;خلقی&#8221; &#8220;پرچمی&#8221; و بادار امپریالیستی آنان ـ سوسیال امپریالیسم روسیه، درقالب &#8220;حوت خونین&#8221; تعریف میگردد. و توده های پا برهنه وشکم گرسنۀ افغانستان به عنوان سپاهیان اصیل وصادق آزادی، در آن از دَم تیغ کشیده میشود. بدون شک ماه جوزا نیز در دل خود سوگ های بزرگی را دفینه ساخته است. هجدهم جوزا روز اعلام شهادت<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8220;مجید&#8221; قهرمان، این چهرۀ اساطیری مقاومت، و این قهرمان فراموش ناپذیر توده های مردم در امر مبارزه و آزادی، مؤسس و رهبر ساما، مؤسس و رهبر جبهۀ متحد ملی. </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> جوزا روز شهادت </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تن ازسپاهیان آگاه راه آزادی ـ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تن از کاروان ساما و</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تن از سرمایه های جوان وامید بخش مردم درکوه صافی بدست ارتجاع وامپریالیسم و ماه جوزا ماه شهادت </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۹</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تن از رهبران وکادرهای نخبۀ سازمان آزادیبخش مردم افغانستان در زندان توحش آفرین پلچرخی به دست جلادان حرفه ای امپریالیسم شرارت پیشۀ روس، همه وهمه بیانگر درد عمیق مردم وایثار کیفی آنان است که در راه آزادی پرداخته و می پردازند. مردم ما تمام هستی شان را به شمول سرمایه های بزرگ علمی ومعنوی در گرو آزادی گذاشته اند. آنها از &#8220;مجید&#8221; تا باغ و خانۀ شان را درپای درخت آزادی ریخته اند، تا مگر رویش لاله های خونین آزادی را در باغ فارغ ازستم نظاره گرشوند. چه آنها &#8220;مجید&#8221; بدون آزادی را نمی خواهند و&#8221;مجید&#8221; اسارت پذیر، مجید آنان نیست. چنین است که ساما ، با درک عمیق مردم ماه جوزا را به نام ماه خون وهجدهم جوزا را بنام روز شهدا اعلام میدارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">جلسۀ یاد بودی که نشاندهندۀ گوشه وشکلی از تجلیل سال جاری بود، ازشکوه صادقانۀ آزادی و آگنده ازنگرش و بینش علمی نسبت به طریقت وفاداری به یاران شهید و رهبران درخون خفتۀ ساما، ومصمم به ادامۀ استوار راه و آرمان آنان بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">این جلسه در پهلوی تجلیل گرم سنگر نشینان ساما، گستردگی پیکار و زندگی ساما را نمایندگی میکرد. مجید و یاران او را ازچنگال دستبرد تحلیل های یکجانبه <span style="color: black;">وگذشته گرایانه</span><span style="color: red;"> </span>که عده ای تاجر پیشه درسیمای چپ و راست به آن مشغول اند، ربود و به عنوان روح بیدار ملی در فراز تکامل ثانی جنبش های انقلابی و ترقیخواهانه درطی سی سال اخیر قرار داد، و آموختن از راه و رسم آنان را فرا راه خویش برگزید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">پیام رهبری سازمان آزادیبخش مردم افغانستان که درین جلسه قرائت گردید، حاوی مسائل عمیق انقلاب ملی ـ دموکراتیک وتشخیص وظایف ومسؤلیت های تاریخی ساما بود، که رهروان صدیق راه مجید را به آن دعوت میکرد و بر دو گرایش انحرافی و گریز پا از مبارزه لجام میزد. گرایشی که ازخلال دگم اندیشی، تجرد وکم مایه گی دربست به انکار وتردید ساما و رهبران درخون خفتۀ آن اشتغال دارند. وگرایشی که فلج مزمن شان را در سیمای &#8221; تقدیس&#8221; گذشته می خواهند توجیه و تبرئه کنند. و با فقدان &#8220;مجید&#8221; و رهبران پیشکسوت ساما، تکامل و مبارزه را انکار وخاتمه یافته اعلام میدارند. و بدینگونه گوشۀ عزلت می گزینند و بر زمین و زمان نفرین نثار میکنند، تا مگر توانسته باشند با نادیده گرفتن پروسه &#8220;شدن&#8221; مجید ها در تاریخ ما وجدان معذب شانرا پندارگرایانه راحت نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">سازمان آزادیبخش مردم افغانستان که در راه به خون خفتۀ رهبران پیشکسوت خود و در سنگر گرم یاران وفاکیش &#8220;مجید&#8221; استوارانه میرزمد، با سوگند سترگ &#8220;مجید&#8221; راه او را ادامه میدهد، تا با برافراشتن درفش گلگون آزادی، سیطرۀ شوم استعمار و ارتجاع را همراه با نجواهای نفرت آلود یأس آفرین، ازریشه برکند، و درچنین راهی به پیش می تازد، تا آزادی را قرین گردد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">نگرشی کوتاه بر نبرد ژوره</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong style="mso-ansi-font-weight: normal;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">استعمارگر خون آشام روس در تداوم خونبار تحقق پلان ننگین واسارتبار خود بمنظور به به انقیاد کشیدن مردم آزاده وسلحشور ما، باز هم فجایع دلخراش را ثبت کارنامۀ جنایت خود نموده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">قتل عام </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر زن و کودک بیدفاع در علاقه داری کوه بند &#8220;بولغین&#8221; کوهستان ولایت کاپیسا، محاصره وسرکوب خونین یک مرکز مجاهدین درمنطقه کریل ولایت کنر، محاصره وسرکوب خونین یازده روزه وقتل عام بیش از هزار نفر در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب ـ در اواخر ماه حمل سال جاری ـ و ده ها نمونۀ دیگر ازچنین فجایع آنها را در ظرف چند ماه اخیر می توان نام برد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اما از آنجائی که نیروهای عقبگرا و انحصارطلب با اتکاء به پشتوانۀ بین المللی خود از نوپائی و خودبخودی بودن خیزش متکی بخود و متحد مردم سرا پا برهنۀ ما استفاده نموده و می کوشند آنها را در کام شرایط مساعد مادی تسلیحاتی باداران خود فرو برده و وابسته به <span style="color: black;">بیگانه بسازند، بناءً در دایرۀ این سیاست مناطق سرحدی به مثابه</span> گذرگاه های اکمالاتی مجاهدین ازخارج و از طرف بیگانه ها حایز اهمیت اساسی شده و متقابلاً و نتیجتاً مورد پیگرد های دایمی دشمن قرار گرفته است. قسمی که می بینیم، روسها اخیراً وبگفتۀ خود شان برای &#8220;خشکاندن سرچشمه&#8221; مقاومت؟! جداً متوجه مناطق مرزی ومشغول دهشت افگنی درخاک پاکستان گردیده اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در زمره این مناطق مرزی، ولایت پکتیا شاهراه های عمدۀ مجاهدین را درخود جا داده و بنابران درین اواخر در جریان تلاشهای روسها برای &#8221; تحقق پلان ستر سرحدات&#8221; متحمل <span style="color: black;">ضربات سنگینی گردید که همه شاهد آن هستیم. ضربت خوردن</span> منطقه قرارگاهی ژوره ـ ازمربوطات لوی ولسوالی خوست ـ هرچه بیشتر به سنگینی این ضربت افزود و ما آنرا بمثابه یک رودرروئی جدی در مقاومت مناطق مرزی مورد بررسی قرار میدهیم، تا از یکطرف به شیوۀ جنگی وسیاست سفاکانه استعمار خون آشام روس بیشتر آشنایی حاصل کنیم و در طرف دیگر آن نیروی رزمی و کارآئی نظامی قرارگاه ژوره را ارزیابی نمائیم تا ازخلال آن نشان دهیم که چگونه سیل امکانات مادی ـ تسلیحاتی درفقدان یک سازماندهی منطقی نظامی وسنجش های علمی و در غیابت مشی سیاسی نظامی، مستقل ومتکی بخود وتوده های مردم و در غیابت وحدت وتشریک مساعی مجاهدین و پیوند ملی ـ انقلابی با توده ها، به ضدخود تبدیل میشود ومدعیان و بازیگران خود را به یأس شکست آلود میرساند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">چگونگی حمله بالای قرارگاه ژوره:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">حملۀ نابود کنندۀ دشمن بالای قرارگاه ژوره در اواسط ماه حمل </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۵۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> در تداوم تلاشهای روسها برای تحقق &#8221; پلان ستر سرحدات&#8221; صورت گرفته است که با حملۀ وسیع چهل روزه نیروی ده هزار نفری آنها بالای کنرها بخاطر مسدود کردن سرحدات و بازکردن راه زمینی بریکوت، در اواخر ماه ثور </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۶۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">آغاز گردیده بود، تا حملات اخیر بالای جاجی وسایر نقاط سرحدی ادامه دارد.</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">برای تحقق پلان عملیاتی بالای ژوره برعلاوۀ نیروهای موجود درخوست قطعات و<span style="color: black;">جزوتامهای</span> فرقۀ هفت ریشخور، فرقۀ هفت قرغه، فرقۀ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۱</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">جلال آباد، فرقۀ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">غزنی، لوای </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۷</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> کماندو و بعضی قطعات دیگر درتحت فرماندهی و آتش سنگین ومتمرکز نیروهای روس، شرکت نموده بودند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">قبل از حملۀ این قوتها بالای ژوره، دشمن مصروف یک عملیات مانوری اوپراتیو در نقاط مختلف پکتیا بود. هدف ازین عملیات مانوری این بود تا مجاهدین را در آن نقاط مصروف ساخته، از یکطرف به اغفال مجاهدین ژور بپردازد و ازطرف دیگر مجاهدین ژور را ازکمک آنها محروم سازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نقطۀ بارز در این عملیات مانوری، حمله بالای جاجی میدان درجنوب شرق خوست بود. این حمله توسط قوتهائی صورت گرفت که به خاطر حمله بالای ژوره، از کابل از طریق هوا به خوست آمده بودند. چون قرار بود که دو ستون از قوتهای آنان برای اجرای عملیات بالای ژوره داخل خوست شوند ـ یکی از طریق هوا از کابل حرکت نموده و دیگری ازطریق زمینی که از گردیز حرکت نموده بود ـ اما ازینکه ستون زمینی دشمن با مقاومت مجاهدین در مسیر راه خصوصاً در درۀ مقبل مواجه شد، نتوانست به وقت پیش بینی شده درخریطه، داخل خوست شود، بناءً ستون هوائی که درخوست رسیده بود از موقع استفاده نموده به عملیات مانوری بالای جاجی میدان در جنوب شرق ژوره پرداختند و به این ترتیب آمدن خود را درخوست توجیه نمودند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مختصری از جریان عملیات نیروهای دشمن بالای قرارگاه ژوره:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"><span style="text-decoration: none;"> </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ابتدا برای پنج روز انداخت های ثقیل توپخانۀ مختلف النوع از مناطق لژه تهانه و بړی تهانه که درفاصلۀ تقریباً</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> کیلومتری شمال ژوره قرار دارد توسط قوای توپچی دشمن که با تدارکات مدافعه ای انداخت مینمود بالای مراکز مجاهدین در ژوره صورت گرفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در روز پنجم، دشمن دردو نقطۀ ژوره دیسانت هوائی (تاکتیکی) اجرا مینماید. یعنی نیروهای مجهز با اکمالات را ازهلیکوپترهائی که تا</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> متر از زمین ارتفاع دارند، پیاده میکنند. یک دیسانت درشمال ژوره صورت میگیرد که درجنوب آن مرکز اصلی مولوی جلال الدین &#8220;حقانی&#8221;، در شرق آن مرکزحزب اسلامی حکمتیار، درشمال آن مرکز پیشرانده شدۀ مولوی جلال الدین (مرکز فرعی که در پیش روی مرکز اصلی قرار دارد)، &#8220;منطقه پستی کڅمی&#8221; ودرغرب آن مرکز محاذ اسلامی &#8220;منطقه مڼی کنډو&#8221; قرارداشت. یعنی در نقطه مرکزی ودر وسط چهارمرکزموجود در ژوره دیسانت صورت میگیرد. دیسانت دیگر درجنوب ژوره یعنی درجنوب مرکز اصلی مولوی جلال الدین انجام میشود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">توسط این دو دیسانت در حدود </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفرعسکر دشمن درنقاط فوق الذکر پیاده گردید ودرعین زمان ازسمت شمال بالای مرکز پیشرانده شدۀ مولوی جلال الدین حملۀ زمینی صورت گرفت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مجاهدین مرکز پیشرانده شده، تحت شعار حمله زمینی دشمن بطرف جنوب عقب نشینی میکنند اما با قوائی که قبلاً درجنوب مرکز پیشرانده شده دیسانت شده بود مقابل گردیده ومجبور به درگیری میشوند. درین هنگام، مجاهدین مرکز اصلی جلال الدین از جنوب ومجاهدین مرکزحزب اسلامی ازشرق نیز بالای این قوای دیسانت شده حمله و با آنها درگیر شده بودند که درنتیجه، این نیروی دیسانت شده زیر فشار سه گروپ ازمجاهدین از سه سمت درظرف دو الی سه ساعت کاملاً از بین میرود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مجاهدین مربوط جلال الدین بعد ازختم مؤفقانۀ این درگیری، درحالیکه کمک مجاهدین تازه رسیده از میران شاه را نیز با خود داشتند، بالای قوای دیگردیسانت شده درعقب مرکز اصلی جلال الدین درجنوب ژوره حمله ورمیشوند. درگیری ، دو الی سه روز ادامه مییابد <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و در نتیجه، این قوای دیسانت شدۀ دشمن نیز امحاء شده قسماً کشته وقسماً تسلیم شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">در مجموع از </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفرعسکرپیاده شده، درحدود(</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ـ </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">) زنده تسلیم ومتباقی همه هلاک شدند. اما تصور میشود که علت در دام افتادن وغافلگیر شدن قوای دیسانت شده این بوده که درجریان انداختهای ثقیل پنج روزۀ دشمن که با عکس العمل مجاهدین مواجه نشد، مشاورین مستقر در امتداد سرحدات ژوره به مولوی جلال الدین مشوره داده بودند که بجای پاسخ به انداختهای دشمن، مرکز خود را تخلیه و به چهارطرف پراگنده شوند تا دشمن تشویق شده بالای مرکز حمله ور شود ومجاهدین دو باره آنها را ازچهارطرف به محاصره بکشند. اما این پلان به دشمن افشاء میشود و بنابر آن دشمن فکر میکند که مرکز تخلیه شده است. لذا به حمایت قوای عقبی خود، به دیسانت هوائی می پردازد، اما برخلاف بطور پیشبینی نه شده ای با مجاهدین که هنوزمرکز را تخلیه نکرده بودند، درنقاط مختلف مقابل شده وشکست میخورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ازینکه دشمن دقیق ترین نقشۀ مرکز جلال الدین را در اختیار داشت وحتی مواضع &#8220;دهشکه&#8221; ها و &#8220;زیکویک&#8221;ها را که تثبیت آن در روی خریطه ممکن نیست، بشکل کاردینال عیار شده برای انداختهای توپخانه نزد خود داشت، وتمام انداخت های آن به هدف اصابت مینمود، وتمام حملات بعدی خود را براساس چنین نقشۀ دقیق به پیش برد. بناءً ممکن نبود که در تمام نقاط نا مساعد عسکر پیاده کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درجریان دو الی سه روز اول جنگ، یک ستون دیگر از قوتهای دشمن از راه های غیر قابل پیش بینی، درشمالغرب ژوره بالای مرکز محاذ اسلامی درمنطقۀ &#8220;مڼی کنډو&#8221; حمله <span style="color: black;">میکند. یک تعداد از مجاهدین جلال الدین بعد از امحای<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قوای دیسانت شده درجنوب</span> مرکز اصلی شان، از مرکز ژوره و یکتعداد از مجاهدین مرکز حزب اسلامی از شمالشرق ژوره به کمک مڼی کنډو میروند، اما تا آخرین روزهای جنگ که تقریباً بیست روز ادامه یافت، مؤفق به پس گرفتن آن مرکز ازدشمن نشدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">درجریان این جنگ و به انتقام از بین رفتن قوای دیسانت نشده دشمن بمبارد هوائی خود را از روز پنجم جنگ بشدت آغاز میکند که درابتدا (روز</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> حمل) برای </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> ساعت متواتر ادامه داشت و بعداً برای هشت روزهمه روزه ازساعت </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> صبح الی </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۸</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> شب ادامه پیدا میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بمبارد ها نیز از روی نقشۀ دقیق بالای صوف ها ومخفیگاه های مولوی جلال الدین &#8220;حقانی&#8221; که در زیر تپه ها وکوهها به شکل پیشرفته وفنی اعمار شده وظاهراً مخفی بود، صورت گرفت. قسمی که اولین بمب در دهن دروازۀ صوف که جلال الدین در بین آن بود اصابت نمود<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و در اثر آن راه صوف مسدود شد. دومین بمب نیز درهمانجا اصابت کرد وتصادفاً یک مجرای فرار درصوف باز نمود که جلال الدین (که در قسمت کمر وسر زخم برداشته بود) ویک تعداد افراد محدود دیگر با استفاده از آن مؤفق به فرار شدند. سومین بمب باز درعین جای اصابت میکند و دوباره صوف را کاملاً مسدود مینماید وتمام مجاهدین که درآنجا باقی مانده بودند، با وجود تلاشها وقربانی دادن سایر مجاهدین، نظر به شدت حملۀ دشمن کسی تا آخر جنگ برایشان کمک نتوانستند وهمه به هلاک رسیدند. بمب ها همه درآنجاهائی ـ دربالای تپه ها وکوه ها ـ اصابت مینمودند که در زیرآن صوفها واستحکامات مجاهدین قرار داشت و با اصابت مکرر آنها، سقف صوفها پائین مینشیند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">همچنان تمام انداخت های هوائی نیز به مواضع وسنگرهای مجاهدین که از قبل برای دشمن توسط جواسیس فعالش تثبیت شده بود اصابت مینمود. طبق تبصرۀ مردم محل، چهار نفر از افراد سرشناس جلال الدین با دولت ارتباط داشتند و ازجمله این جواسیس بودند که درجریان جنگ دستگیر شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">شدت حملۀ هوائی بالای مواضع مجاهدین که ازطرف دشمن دقیقاً مشخص شده بود، به حدی بود که تمام &#8220;زیکاویک&#8221; ها و &#8220;ده شکه&#8221; های مسئول تأمین امنیت هوائی صوفهای مرکز جلال الدین را ـ که تعداد آنها به </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۷</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> پایه &#8220;زیکاویک&#8221; و </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۸</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تا</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> &#8220;ده شکه&#8221; میرسید ـ غیر فعال ساخت و افراد مؤظف این وسایل با رها کردن مواضع خود در زیر آتشبار دشمن نه از موضع خود دفاع توانستند ونه پروازها وحملات هوائی دشمن را مختل نمودند. بناءً دشمن با در دست گرفتن کامل ابتکار عمل به حملات خود ادامه میداد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">ازطرف دیگر، مجاهدین طبق دستور قبلی مشاورین بیرونی مبنی بر تخلیۀ مرکز شان وجلب دشمن دران منطقه، ازثبات، نظم وبرنامۀ مؤثر علیه حملات غافلگیرانۀ دشمن و بالآخره آمادگی درست برخوردار نبودند و این حالت نسبت تلفات شانرا بالا برد. طبق اطلاعات رسیده جلال الدین دیپوهای مهمات خود را تخلیه و به عقب جبهه نقل داده بود. اما سلاح ثقیله و</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تانک که قبلاً از دشمن به غنیمت گرفته شده وهنوزمنتقل نشده بود وبناءً دو تانک مذکور دوباره بدست دولت تصرف گردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بعد ازین بمباردهای شدید و متمرکز دشمن قوای خود را از نو دوباره سازماندهی ـ تنظیم در دسته های متعرض نموده و به دو استقامت عمده بالای مرکزحزب اسلامی درشمال شرق ژوره و بالای مرکز اصلی جلال الدین درمرکز ژوره حمله میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">هدف ازین حمله در دواستقامت این بود که دو مرکز عمده (مرکز حزب اسلامی ومرکز جلال الدین) را در دونقطه مصروف سازد، ازتشریک مساعی شان جلوگیرد و با وارد نمودن ضربۀ اصلی بالای مرکز جلال الدین که آماج اصلی حمله بوده، آنرا ازبین برده و به هدف اصلی خود نایل شود. یعنی تاکتیک محاصره، پارچه نمودن وضربت زدن را مؤفقانه اجرا نماید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">عامل اساسی که دشمن را درتطبیق این تاکتیکش کمک مینمود سیاست تفوق طلبانۀ حزب اسلامی گلبدین بود. قسمی که تا بحال دیده شده در اکثر نقاط افغانستان، حزب اسلامی نظاره گر بی مسؤلیت ضربت خوردن سایر نیروهای مقاومت در زیر ضربات وحشیانۀ دشمن ویرانگر وغارتگر بوده است. درهر منطقه که حملۀ دشمن صورت گرفته نیروهای حزب اسلامی مستقر درجوار آن مناطق منتظر ضربت خوردن نیروهای مقاومت دیگر احزاب بوده اند تا با ضربت خوردن آنها تعادل قوای مجاهد درمنطقه به نفع حزب اسلامی تغییر بخورد. چه بسا که به شکل پلان شده وانحصارطلبانه با اتکاء به برتری های مادی ـ تسلیحاتی و با توصل به اعمال خونین برادرکشی و وحدت شکنانه جبراً به ایجاد چنین تغییراتی درمناطق مختلف به نفع حزب خود مبادرت ورزیده اند.جنگ حزب با سایر نیروهای مقاومت در میدان، کهدامن، کوهستان، لغمان، سرپل شبرغان و &#8230;که ازچند سال به اینطرف ادامه دارد ازنمونه های دلخراش آنست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اینبار در ژوره نیز، حزب اسلامی بنابر دوعلت درموضع بی تفاوت در برابر ضربت خوردن مرکزمولوی جلال الدین، رانده شد. یکی علت تفوق طلبی محلی اش که قبلاً مثالهای آن ارائه شد وعلت دیگر فقر و نا رسائی نظامی اش درتحلیل و شناخت درست قوای دشمن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; color: black;" lang="FA">چون حزب اسلامی بنا بر سنجش غیرعلمی وکشف غلط از اندازه</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> قوای دشمن که بالایش حمله ور شد، به تقسیم درست قوای خود در برابر دشمن ومتناسب با قوای دشمن در دو نقطۀ عمدۀ مورد حمله در ژوره نپرداخت ونتیجتاً با قوای بزرگتر ازدشمن به دفاع منظم وفقط حفظ منطقۀ خود پرداخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">گله مندی ورنجش مولوی جلال الدین از حزب اسلامی نیز به همین سبب است که حزب اسلامی کمک ممکن ونیروی اضافی خود را برای دفاع از سنگرـ مرکز فرماندهی ـ او نفرستاده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">از لحاظ نظامی وقتیکه دشمن به محاصره وسرکوب یک نیروی مقاومت میپردازد، قبل ازمحاصره، به چند پارچه نمودن نیروی مقاومت میپردازد. یعنی با سوق دادن شدیدترین وقویترین نیروی آتش خود درضعیف ترین نقطۀ دژ مقاومت، یک درز ایجاد و درآن نفوذ میکند. با ادامۀ نفوذ خود، نیروی مقاومت را به چند پارچه تقسیم وهرکدامم را جداگانه محاصره وسرکوب میکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اما قسمیکه دیدیم، دشمن برای منفرد کردن نیروهای حزب اسلامی ودیگر انحصارطلبان ازکنار سایر نیروهای مقاومت به صرف انرژی ونیروی آتش زیاد نیاز ندارد چون حزب اسلامی خودش این کار را انجام میدهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">خلاصه دشمن با استفاده از شرایط مساعد فوق الذکربه نابودی مرکز جلال الدین یا تحقق پلان اصلی خود نایل شد. مجاهدین مرکز جلال الدین که زیر ضربات سنگین دشمن، ابتکار عمل را از دست داده بودند به موضع پسیف رانده شدند و اجباراً به عقب نشینی پرداختند. دشمن نیز با تعقیب آنها خط محاصرۀ خود را تا عقب مراکز شان امتداد داده وحلقۀ محاصرۀ خود را بسته میکند. مراکز را تسخیر وتمام اموال ومواد بدست آورده را طعمۀ حریق میکند، استحکامات را تخریب و صوفها را منفجر میسازد. باین ترتیب &#8220;خرس قطبی&#8221; برای دو الی سه روز برفراز ویرانه ها و دود وخاکستر بجا مانده وخون ریخته شده واجساد سوخته صد ها&#8221; دوزخی روی زمین&#8221; به رقص و پایکوبی میپردازد وجشن جنایت خود را برپا میکند وبعد ازآن دوباره به قرارگاه یا لانۀ جنایت خود در خوست برمیگردند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نتایج جنگ:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">دشمن در تطبیق پلان حملۀ نابود کننده خود بمنظور ضربت زدن ژوره، بزرگترین قرارگاه مجاهدین درسرخط دیورند، ظاهراً مؤفقیت بدست آورد وخسارات زیاد جانی ومالی بجا گذاشت، ولی با اینهمه نیرو وتلفاتی که داده است کلاً ازنظرنظامی ناکام است </span><span style="font-size: 14.0pt;" lang="FA">ودر</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> استرتیژی حمله شکست روسها مسجل است</span><span lang="FA">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بگفتۀ یک نمایندۀ &#8220;خالص&#8221; از پکتیا در حدود </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تا </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفرکشته و زخمی تلفات جانی جبهۀ جلال الدین راتشکیل میدهد. ولی طبق اخبار رسیده در حدود </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="PS-AF"> </span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نفرشهید و درهمین حدود(</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">نفر) زخمی تلفات مجموعی جانی مجاهدین در ژوره بوده که در آن </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۸</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر شهید از منطقۀ زرمت ولایت پکتیا بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بگفتۀ یک منبع دیگر تلفات مجاهدین </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر وتلفات دشمن </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۸۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر بوده وهمچنان </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۶</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> فروند طیارۀ دشمن سقوط داده شده.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">اما بطور قطع تلفات دشمن بین (</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تا </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">) نفر وطیاره های سقوط داده شدۀ دشمن بین (</span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> تا </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">) فروند میباشد. طبق تبصرۀ جلال الدین در مصاحبه اش، تلفات مجموعی مجاهدین </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۵</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر، تلفات دشمن </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> نفر وطیارات سقوط داده شده </span><span style="font-size: 16.0pt; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۴</span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> فروند گفته شده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">جمعبندی مختصرازعوامل ضربت خوردن ژوره:</span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">مجاهدین با وجود برخورداری از روحیۀ عالی رزمی، متانت واستواری در برابر دشمن روسی به کمبودها وامراض جدی سیاسی ـ نظامی و &#8230; مبتلا میباشند که پیکر نیرومند وتوانای آنها را دربرابر دشمن حقیر ومکار روسی، ضعیف وغلبه پذیر ساخته وجنگ برحق شانرا دچارفتور میسازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">فقدان رهبری سالم انقلابی، آگاه، بادرد و واحد سرسری که با عشق عمیق به سرنوشت &#8220;وطن وهموطن&#8221; واحساس مسئولیت درقبال حیات وخون جوانان رزمندۀ سنگرهای جهاد، فرزندان حماسه ساز و پاکباز جامعه ما را به طرف فردای آزاد، روشن و تابناک انسانی، داهیانه رهبری نماید.عامل هرچه مزمن ترشدن این امراض در پیکر مقاومت برحق ومقدس ما گردیده است وسالهاست که مقاومت حماسی ما درد جانگداز آنرا در وجود خود حمل میکند. درد ومرضی که تأثیرات فشار استعمار روس را بر گردۀ مردم ما دوچندان ساخته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بنابر این ضعف هاست که میبینیم عزیزان مجاهد ما در ژوره بعد ازهشت سال واندی مقاومت حماسی وتجربۀ جنگی، هنوز هم قادر به ایجاد واحدهای متشکل، سازمان یافته، منضبط وآگاه نظامی نشده اند. بناءً صفوف بی شکل، بی نظم وحالت ایله جاری آنها به دشمن روباه صفت مکار وحیله گر اجازۀ نفوذ میدهد که تا سرحد مزدور ساختن چهار نفر از افراد سرشناس<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>درون قرارگاه مجاهدین پیش میرود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">افراد مزدور نیز معلومات مؤثق در مورد قرارگاه، چگونگی نیرو وساخت آن وحتی کاردینال های مواضع مجاهدین وسلاح های مدافع قرارگاه را در اختیار بادار خود قرار میدهند که آنها نیز با استفاده ازین امکانات مساعد، کشف خود را تکمیل وابتکار عمل را درجنگ بدست گرفتند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA">بنابر این ضعفهاست که به کار مؤثر و مثمر درمیان مردم ـ بسیج ساختن آنها، متشکل ساختن آنها، آگاه ساختن و بالابردن روحیۀ رزمی ضد روسی وضد بیگانۀ آنها ـ کوچکترین توجه ای صورت نمیگیرد و با تکیۀ یکجانبه به امکانات &#8220;باد آورده&#8221; همه به دست فراموشی سپرده میشود. بناءً ودرنتیجه دشمن قادر میشود در بین اهالی مسکونی که درساحۀ تقریباً ده کیلو متری میان لژه تهانه وبـ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ړی تهانه وژوره سکونت دارند ، نفوذ نماید. اهالی این مناطق در نتیجۀ اغواگریهای دشمن با آغاز حمله مناطق خود را ترک وبه میرانشاه پاکستان به اصطلاح &#8220;فرار&#8221; نمودند. به این ترتیب دشمن بدون مقابل شدن با موانع ومدافعۀ آنها، با انرژی بیشتر بالای ژوره حمله نمود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بنابراین ضعفهاست که رابطۀ نیک معنوی بین مجاهدین ونیروهای &#8220;رسمی&#8221; مقاومت (تنظیم ها) وجود ندارد وتنظیم ها با نداشتن اوتوریته معنوی به فریب مجاهد متوصل شده و یک تعداد مجاهدین نقاط مختلف کشور را که درپاکستان به انتظار دریافت سلاح بسرمیبرند به بهانه رفتن به تریننگ نظامی و دریافت سلاح، توسط تقریباً </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> موتر لاری، بس وغیره به ژوره انتقال میدهند. به این ترتیب این مجاهدین تازه وارد آمادگی مقابلۀ آنی با روس را نداشته با منطقه نا آشنا و از وضع جنگ بی خبر بودند. بناءً با وجود قبول قربانی وتلفات کمک و حرکت مؤثر انجام داده نتوانستند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بنابر این ضعف هاست که فرماندهان ژوره، مفلسانه به نطریات بیرونی گوش فرا میدهند ودر نتیجه با طرح بیموقع &#8220;تخلیۀ مرکز&#8221;، مجاهدین آن مرکز بیشتر بی نظم و پراگنده شده وبا ازدست دادن ابتکار عمل متقبل تلفات بیشتر شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بنابر این ضعف هاست که تفاهم، همآهنگی وهمکاری میان نیروهای رسمی مقاومت وجود نداشته و ندارد و بنا به گفتۀ یک مشاور نظامی &#8220;جبهۀ نجات ملی&#8221;، در جریان اشغال ژوره افراد با صلاحیت تمام تنظیم ها در میرانشاه جلسه نمودند تاچگونه میرانشاه را کمک کنند. بالآخره فیصله شد که هرتنظیم باید </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نفر مسلح با قوماندان ومعاون آن دراختیارجلال الدین بگذارند تا بنابر شناختش از منطقه آنها را رهبری کند. اما نمایندۀ حزب اسلامی حکمتیار با این طرح مخالفت میکند ومیگوید که ازصلاحیت من بالاست وباید گلبدین این فیصله را بکند. بناءً مجلس اخلال شد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">اما با وجود تمام این ضعفها، مجاهدین در ژوره توانستند شجاعانه با دشمن به مقابله برخیزند وتلفات سنگین به دشمن وارد نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="FA">مجاهدین ژوره طی مقاومت طولانی خود در زیر حملات</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و رگبارهای وحشیانه ومرگبار سلاحهای ثقیله و خفیفۀ هوائی و زمینی دشمن که وجب وجب ژوره مورد اصابت آن قرار گرفت بازهم نشان دادند که هرگاه این شجاعت وایمان تسخیر ناپذیر افغانی شان تحت رهبری انقلابی، با مسئولیت، دردمند، دوراندیش وآگاه، با سنجش های علمی ـ نظامی وسازماندهی جوابگوی استعمار لجام گسیخته توأم گردد، کاخ استعماری جهانی را به لرزه مرگبار می اندازد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">از دید دراز مدت بنابر تحلیل سازمان ما، روسها میخواهند که شکست نظامی مقاومت مردم ما را با شکست سیاسی شان توأم سازند. یعنی درجنگ کنونی مقاومت، که بیانگرتقابل اراده زورگویی روس و اراده آزاده و سرکش ملت غیور ما میباشد روسها<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>میخواهند، مردم ما را به قبول ارادۀ روسی شان و یا بقبول یک حالت استعماری وادار سازند. بناءً تنها به حل نظامی قضیۀ افغانستان متوصل نمیشوند چه، هنوز ارادۀ تسخیر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ناپذیر مردم ما چون کوه استوار دربرابرش قرار دارد. لذا حملات نابود کننده وفشار نظامی خود را به سطح حملات اوپراتیفی وتاکتیکی درخدمت یک استرتیژی فرسایشی تا زمانی ادامه میدهند که شکستهای سیاسی، اجتماعی واقتصادی خود را جبران وبه هدف استراتژیک فوق الذکرش نایل شوند. یعنی مردم ما به این نتیجه برسند که &#8220;نمیشود با روسها جنگید!&#8221; ، هیهات! زهی حماقت!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">حملۀ نابود کنندۀ روسها بالای ژوره نیز دقیقاً همین هدف را دنبال میکند، و به همین علت بود که روسها در ژوره به جنگ استحکامی واشغال دوامدار قرارگاه ژوره نپرداختند بلکه با سرکوب وحشیانه و انهدام آن قرارگاه، دوباره به مرکز خود رفتند و ازین طریق خواستند به تضعیف روحیه و ارادۀ مجاهدین وتبلیغ سیاسی و روانی جنگ علیه مقاومت ما بپردازند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">با درک این پلان شوم استعماری روسها برای شکستاندن اراده هم میهنان ما، باید جداً متوجه باشیم که حملات آنها به شکل قبل الذکر بازهم ومکرراً بالای ژوره وسایر مناطق ادامه خواهد یافت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>برای دفع این حملات وشکستاندن ارادۀ استعماری روس لجام گسیخته باید آمادگی بگیریم واین آمادگی به شکل مؤثر در صورت غلبه بر ضعفهای قبل الذکر میسر است وبس.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">از لحاظ نظامی نکته ای را که در ارتباط این آمادگی مشخص تر میخواهیم طرح نمائیم اینست که برادران مجاهد ما در مورد رویاروئی با قوای منظم دشمن بشکل &#8220;جبهه ئی&#8221; ومنظم، افکار خود را هنوزهم که هنوز است از نو فورمولبندی نمایند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قسمیکه تجربۀ مقاومت درسراسر کشور ما نشان داده، درهیچ نقطه ای از کشور مقاومت رویاروئی منظم و&#8221;جبهه ئی&#8221; نتیجۀ خوب نداده که تازه ترین نمونۀ آنرا در ژوره همه شاهد هستیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ما بنابر همین فهم خود از ابتدا طرح نموده ایم که مقاومت ودفاع فعال وهمچنان تعرض مؤثرعلیه دشمن نیرومند ومنظم درچوکات جنگ گوریلایی میسر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">گروپهای گوریلایی با برخورداری از قدرت تحرک سریع در دفاع وحمله، عقب نشینی وپیشروی و &#8230; کمترین قابلیت ضربه پذیری را دربرابر قشون منظم دشمن نیرومند میداشته باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تشکیلات جبهات و آغاز جنگ منظم در آینده فقط از طریق تکامل همین نیروهای گوریلایی مجرب، کارآزموده وآبدیده برای ما ممکن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازآنجائیکه شدت وضعف درگیریهای مسلحانه دربعضی از نقاط کشورخصوصاً درمناطق سرحدی بنابر چگونگی تخاصم فی مابین ابرقدرتها عیار میگردد، بناءً نصب<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مهرۀ جدید مانند نجیب به مفهوم شدت تخاصم مسلحانه ازطرف روسها در سرحدات خواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چون نجیب یگانه فرد حزبی بود که درچوکات فعالیتهای جاسوسی اش درخاد، وسیعاً با مردم ارتباط داشت. درجریان این ارتباط وهمچنان بنابر روابط ملیتی خود وبه کمک بودجۀ سرسام آور &#8220;خاد&#8221; به تطمیع و تربیۀ جواسیس در مناطق مختلف وخصوصاً درسرحدات پرداخت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ازطرف دیگر نجیب بنا بر امکانات فوق الذکر روابط خوب با خوانین دوطرف سرحد وسران پارتی های متمایل به روس درسرحد برقرار نموده و &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">خلاصه روسها میخواهند ازین خصوصیات نجیب استفاده </span><span lang="FA">واز</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> طریق آن بشدت جنگ درسرحدات را بمنظور ازدیاد فشار سرحدی بالای پاکستان وگرفتن امتیازات در&#8221;حل قضیۀ افغانستان&#8221; ومذاکرات &#8220;ژنیوا&#8221; وغیر وغیره بیافزایند ـ گرچه چنین استفاده از نجیب عمر چندانی ندارد چون از یکطرف کمر نجیب زیر بار توقعات<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>صعودی وابسته های سرحدی خواهد شکست و ازطرف دیگر نجیب بی تجربه، نا فهم وجوان درکنترول ده فراکسیون حزب پرچم<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>وسه فراکسین حزب خلق فایق نیامده و از اوتوریته لازم برای رهبری بخشهای متعدد برخوردار نخواهد شد. بناءً منحیث یک مهرۀ نامطلوب وعنصر ترانزیتی عمر کوتاه اما دورۀ وحشت بار وخونین را زود سپری خواهد نمود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">البته کوتاهی عمر نجیب وتعویض مهره های بازهم بیشتر درآینده متناسب به پاگرفتن،استحکام وشدت مقاومت واقعآً ملی، مردمی وعلمی خواهد بود که از بطن اوضاع کنونی و یا درس گیری از خون صدها هزار شهید و زندانی وآواره به همت اولاد صدیق میهن باید بوجود آید ـ به هر حال، ازدیاد فشار، در طرف دیگر سرحد نیز بدون عکس العمل باقی نخواهد ماند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بناءً نکته ای که برای همسنگران مجاهد ما جداً قابل مکث است، اینست که به قوای امنیت دیگران و&#8221; گوشت دم توپ&#8221;مغرضین مبدل نشویم. بلکه با توجه به هدف جنگ یعنی &#8220;حفظ نیروهای خودی و نابودی نیروهای دشمن&#8221;، برای پیشبرد یک جنگ درازمدت ومتکی بخود آمادگی بگیریم وهرقدم خود را چنان هوشیارانه وآگاهانه بگذاریم تا این حالت بحرانی، متشتت وغرض آلود را بدون تلفات جبران ناپذیر عقب گذاشته وبطرف تحقق اهداف مقدس ملی خود یعنی دفاع از تمامیت ارضی، نوامیس ملی وحاکمیت ملی خود وتحقق سه شعار بزرگ آزادی ملی، دموکراسی وعدالت اجتماعی استوارانه گام گذاریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"># # #</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">ا خــبــا ر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">پغمان ـ کابل:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قوای اشغالگر روس بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری درطی یک حملۀ غافلگیر کننده و در ظل حمایت نیروی هوائی ویرانگرخود مناطق سنگ لاخ پغمان را در زیر آتش خمپاره های آتشزا قرار دادند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این حمله که نقشه مندانه پیریزی شده بود و غافلگیرانه انجام گرفت، با مقاومت پراگنده، اما جانبازانۀ مجاهدین روبرو گردید. تلفات نیروهای تجاوزگر دقیقاً معلوم نیست، لیک چهار نفر از مجاهدین راه آزادی بشمول امیر فاروق درخون گرم ورنگین شان، غسل شهادت نمودند. یاد شان گرامی!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">کاریزمیرـ کابل:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ثور سال جاری، نیروهای جنایتکار اشغالگر و رژیم پوشالی آن حملۀ شدید وگسترده ای در منطقۀ کاریز میر براه انداختند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">این حمله که با مقاومت شدید وقهرمانانۀ مجاهدین روبرو شد، و تا دیر وقت آنروز ادامه یافت. ننگ شکست مفتضحانه را بر پیشانی ژنرالهای روسی کوبید، وسه تن ازتجاوزگران بزمین ننگ افتید ـ اما قوای کمکی روس به انتقام شکست ژنرالهای شان، ازپهلوی کوتل خیرخانه مناطق مسکونی کاریز میر را در زیر آتش بی ام </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> وهاوان کرفتند. که در اثر آن خانه های مسکونی زیادی ویران شد، ویکنفر دهقان ویک زن ازاهالی آنجا جام شهادت نوشیدند. تا سند سرخ وجاودان مقاومت زحمتکشان کشورما را علیه اشغال وحشیانۀ امپریالیسم روس شاهد شوند. روح شان شاد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شکردره ـ کابل:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری، حملۀ وحشیانه ای توسط روسها وقوای دولتی علیه مناطق شکردره براه افتید. درین حمله که توحش استعماری امپریالیسم روس وجلادان بومی آن فراتراز قساوت استعمار کهن<span style="color: red;"> </span><span style="color: black;">نسبت</span> به مردم آزادیخواه کشورمستعمره شدۀ ما بود، دو زن ویک کودک را به شهادت رسانیدند. روح شان شاد! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">درین جمع پنج تن ازمجاهدین که مرمی های شان خلاص شده بود، به اسارت دشمن درآمدند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>گفته میشود که فعالیت عمال مخفی دولت در درون مجاهدین شکردره، علت اصلی مؤفقیت قوای تجاوزگر بوده و درجریان جنگ یک تن از آنان ـ که همان عامل مخفی دولت باشد ـ با سلاح خود به صف دشمن پیوسته است. ننگ!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ننگــرهــار:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۹</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری، مجاهدین دشمن شکن ننگرهار بر روی پوستۀ دولتی ډکه حمله نمودند که در اثر شدت حمله ونقشه مند بودن آن، نیروهای دولتی ناگزیر ازفرار میشوند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تانک فراری پوسته که خشم وقساوت استعماری آنرا دیوانه ساخته بود، در مسیر فرار خویش به یک تیوتا پیک اپ برمیخورد که حامل انتقال تازه عروسی از خانۀ پدرش به خانۀ شوهر بود. و تانک فراری با کین سبعانه آنرا در زیر زنجیرهایش له میکند و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۵</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تن شهید و چهار زخمی بجا میگذارد. ازجملۀ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۵</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تن شهید چهار تن آنان زن بودند که اسمای آنان قرار آتی الذکر است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بی بی لعل برو، بی بی ساهو حانه، بی بی شریفه، بی بی پټۍ</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ننگ به جنایتکاران &#8220;خلقی&#8221;ـ &#8220;پرچمی&#8221;!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ســرخــرود ـ نــنــگــرهــا ر:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری، خادیست های مسلح توسط عمال مخفی شان در درون مجاهدین اطلاع دریافت میدارند که مجاهدین در منطقۀ سلطان پور سرخرود درحال استراحت به سرمیبرند. بناءً به عجله و به خیال واهی ضربت زدن مجاهدین آن منطقه را درمحاصره میگیرند، اما مجاهدین به محض هشدار پاسبانان خود، فوراً مسلح شده و به حملۀ متقابل دست میزنند و ازمحاصره نجات مییابند. و با در دست گرفتن ابتکار، راه عزیمت و فرار خادیستها را مین گذاری مینمایند، که موتر حامل خادیست ها در حین فرار به مین فرش شده توسط مجاهدین برخورد میکند ومنفجر میشود وسه تن ازسگان بویکش رژیم، با گلوله باری ازننگ وطنفروشی، راهی دیار نیستی میگردند و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تن دیگر با جراحت عمیق که برداشته اند ضربت مجاهدین را به نزد ارباب خود به شکایت میبرند وتوسط خادیست های دیگر درشفاخانۀ پوهنتون ننگرهار بستری میشوند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; text-indent: 23.4pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">سید خیل ـ کاپیسا ـ پروان:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قوای اشغالگر امپریالیسم روس که کین دیوانه وار آن علیه مردم ما حد و مرزی ندارد، بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری از پایگاه جبل السراج، منطقۀ سید خیل واطراف آنرا در زیر رگبار بی ام </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> وهاوان قرار می دهد. که درنتیجۀ این خمپاره اندازیها یک مرمی بی ام </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> به قلعۀ گل آغا اصابت مینماید ومجموع خانوادۀ مذکور ـ دوازده تن مرد وزن وکودک بشهادت میرسند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یاد هزاران خانوادۀ ازیکسر شهید مردم ما درتاریخ خونبار کشور جاویدان باد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">وانتقام شان در دل هرسنگرنشین شریف وآزادیخواه شعله ور!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">ژور ـ پکتیا:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">در نبرد بزرگی که از تاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ثور سال جاری بین مجاهدین آزادیخواه وقوای اشغالگر امپریالیسم روس وقوای دولتی کابل درمنطقۀ ژور درگرفت و با گذر ازچند <span style="color: black;">پیچ وخم چند روز ادامه یافت. تلفات رژیم</span> کودتا و حامی بزرگ آن روسیه امپریالیستی به بیش از </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نفر رسید و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تن از</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">نیروهای دولتی به مجاهدین تسلیم شدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">قوای متهاجم روس ـ کارمل، که بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> ثور توانسته بودند، مجاهدین را به عقب نشینی وا دارند و دو عراده تانک ـ قبلاً به غنیمت گرفته شده، </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میل دهشکه و زیکویک و</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میل کلاشنکوف وچند پایه هاوان را تصاحب شود، در ختم جنگ با بجا گذاشتن </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۶۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میل کلاشنکوف، </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۵</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">مرمی سام، چندین میل دهشکه و زیکویک وجمعاً در حدود </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۰۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> میل سلاح سبک، خفیفه و ثقیله با </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> کشته، </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> نفر تسلیمی وسقوط </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تا </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۴</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> فروند هواپیما، ناگزیر از عقب نشینی گردیدند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">علاوتاً دونفر پیلوت طیارات سقوط داده شدۀ میگ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> که اسم یک تن آنان عبدالتواب است نیز دستگیر وزندانی مجاهدین اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">تلفات مجاهدین در نبردی که بعد از </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۸</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> روز خاتمه یافت، </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> تا </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۰۰</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> مجاهد تخمین میشوند. علت اساسی ایکه رقم ثابت درین مورد بدست نیامده ونمی آید عبارت از تکثر فرماندهی و دسته های جداگانۀ مجاهدین است که درتحت نامهای احزاب گوناگون به جهاد اشتغال دارند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">روسها درین نبرد بامجاهدین پنجه دادند. اما سرشکسته واپس به قرارگاه های خویش باز گشته وپیروزی نصیب مجاهدین گردید. آزادی وپیروزی از آن مردم ماست! چنین باد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 18.0pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>خاک خیر وردک:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری، مجاهدین قهرمان منطقه درنه پلۀ وردک، راه را بر قطار قوای اشغالگر روس بستند و دو عراده تانک و یک عراده موتر قوای اشغالگر را به آتش کشیدند. با وجودی که روسها سراسیمه آسمان و زمین را به توپ می بستند، اما مجاهدین خونسرد و آرام بعد از وارد آوردن ضربه بردشمن به پناه گاه های خویش باز گشتند. وقطار بعد ازآنکه اجساد سوختۀ تانکها و تانکیستها را در میان دود انتقام مردم بجا میگذاشت، ناله کنان از منطقه دور میشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آری، حملۀ برق آسا، ضربۀ متمرکز وعقب نشینی سریع مجاهدین، پیام آور شکست روس هاست.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">افتخار بر رزمندگان راه آزادی!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">چمتال ـ مزار شریف:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">بتاریخ </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> جوزای سال جاری قوای اشغالگر و مزدوران بومی آن به پایگاه مجاهدین واقع در منطقۀ چمتال حمله نمودند.اما مجاهدین ارین نقشۀ ارتش اشغالگر و رژیم کودتا اطلاع قبلی داشتند ومسیر راه تجاوز آنان را با مین های ضد تانگ فرش کرده بودند، که در نتیجه یک عراده تانک و دو عراده موتر دراصابت با مین ها به هوا پرانده شدند. روسها خشم آگین و شکست خورده راه فرار را در پیش گرفتند. مجاهدین تلفاتی نداشتند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">آری ترس دشمن وجرأت مجاهدین نشانۀ پیروزی روانی مردم ما در جنگ روانی علیه دشمن است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شبرغان:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="DE"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">دو پوستۀ دولتی واقع در شاه مردان ولایت شبرغان به تاریخ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۷</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">/</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۶</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">. (4).</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱۳۶۵</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> بدست مجاهدین افتید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">یک عراده تانک زرهی و دوعراده موتر تخریب گردید. و پانزده تن از وطن فروشان کشته شدند. جمعاً پنج میل اسلحه<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>خفیف وثقیل ومقداری مهمات بدست مجاهدین افتید. وپنج نفر از مجاهدین<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>نیز جراحاتی برداشته اند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #002060; mso-ansi-font-weight: bold;" lang="FA">اعتذار و تذکر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اینک باردیگر ندای زنجیر گسل آزادی بیش از یکسال خاموش ماند. اگر دورۀ اول &#8220;ندا&#8221; بدست دژخیمان روسی تیرباران گردید، زبان گویای آنرا با گلولۀ کین بستند وشورشگران پیش کسوتِ آنرا حلق آویز کردند این بار سکوت &#8220;ندا&#8221;ی آینده ساز درگیر نوعی دیگر از کین توزی، توطئه وخیانت گردید. فرومایگانی اندک میخواستند با تراوش سم لزجی شان دامن پاک &#8220;ندا&#8221; و&#8221; <span style="color: black;">ندا دهندگان</span>&#8221; را بیالایند وخود درگنداب متعفن توطئه هایشان بیاسایند. واما که، این بارِ کج نیز به منرل نرسید وما شاهد سقوط ذلتبار آن بودیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>سقوط انسان، آنهم از کسانیکه داعیۀ انقلاب ودگرگونی های ژرف را درمسیرت تاریخ دارند، چه وحشتناک ونفرت انگیزاست. ماهم بمثابه بینندگان این سقوط نفرتبار که بار شماتت وملامت آنرا نیز بردوش میکشیم مدتی نتوانستیم جریان عادی مبارزاتی خود را چنانچه بایسته است به پیش ببریم. ضروریات واولویتهای دیگری دست و پاگیر مان شد و بازسازی ایدئولوژیک، سیاسی وتشکیلاتی گوشه های منهدم شده از سیلاب توطئه و خیانت درپیشاپیش دیگر وظایف قرار گرفت. دوری ما از ساحت تبلیغاتی وچشم به راهان &#8220;ندا&#8221;ی ما بیش ازهمه برای خود ما رنج دهنده وملامتبار بود. و اینک با عرض معذرت و پوزش از همه خوانندگان ، برگِ سبز خود را در طبق اخلاص پیشکش میکنیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>&#8220;ندا&#8221; بار دیگر با تعهد برنامه کار دورۀ دوم و بمثابه امتداد بلا فصل آن بکار آغاز میکند با تذکر دو نکتۀ مختصر:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ـ خوانندگان &#8220;ندا&#8221; از ثقلت ادبی آن شکوه ها داشتند. امید با تأکید وتعهد هیئت تحریریه برساده نویسی به این خواست خوب وآموزندۀ خوانندگان سر ازهمین شماره پاسخ مثبت بگوئیم، با تذکراین نکته که ما هرگونه ناتوانی و ابتذال ادبی را&#8221;ساده نویسی&#8221; و&#8221;زبان مردم&#8221; نمیدانیم ومتناسب با رشد سایر جنبه های مقاومت در تکامل ادبیات مقاومت نیز بیدریغ خواهیم کوشید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ـ &#8220;ندا&#8221; سر ازین شماره بیشتر میکوشد همپای واقعیتهای زنده وملموس و رخدادهای مهم در جنبش کبیرمیهنی ما حرکت کند و پلۀ کار وصفی آن از اوضاع، بر پلۀ تحلیلی سنگینی بگیرد؛ تا باشد هم برای ما وهم برای خوانندگان مواد تحلیلی قابل اعتمادی تهیه کند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>با همین نیت وکوشش ما راه مانرا پی میگیریم وبه پیش میرویم. به همت شما یارانِ بی ریا.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: -5.4pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هیئت تحریریه (ندای آزادی)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right: 3.6pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">صفحاتی از&#8221; ندای آزادی&#8221; برای چاپ ونشر مضامین، اشعار وسایر آفرینشهای انقلابی نویسندگان و شعرای متعهد ومیهندوست باز است، انتقادات ونظریات اصلاحی را با رعایت اصل امانتداری مطبوعاتی درین نامه منتشر میکند. به امید همکاریهای مترقی و <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>الهامبخش شـمـا.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" align="center"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"># # #</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">شعار هایی که در این شماره آمده است:</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۱</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">/ بر مقاومتِ مسلحانه پافشاری کنید ، دشمنان را درهم شکنید!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۲</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA">/ سنگرداران سامایی! با صفوفِ فشرده علیه جنایتکارانِ روسی و عمال</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">ِ</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="FA"> آن برزمید!</span></p>
<p><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: DE; mso-fareast-language: DE; mso-bidi-language: PS-AF;" lang="PS-AF">۳</span><span style="font-size: 16.0pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: DE; mso-fareast-language: DE; mso-bidi-language: FA;" lang="FA">/ یا مرگ یا آزادی!</span></p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
